نقشه ویرانگرانه برای پاک کردن نقش هویت ایرانی


شکوه میرزادگی

نقشه های ویرانگرانه برای پاک کردن نقش رستم، یا نقش هویت ایرانی

از روز گذشته نشریات فارسی زبان در داخل و خارج کشور خبری را منتشر کرده اند مبنی بر « حفر چاه های عمیق و برداشت آب‌های زیرزمینی در نزدیکی نقش رستم.» و همراه با ابراز نگرانی از این که «با وجود سابقه ی فرونشست زمین در نقش رستم و پیدایش شکاف‌های متعدد در محوطه ی این اثر، اقدام به چنین کاری خطر مضاعفی ست برای این بخش از میراث فرهنگی ایران». میراثی که در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت رسیده است.

این خبر اگر برای بسیاری از افراد تازگی داشته باشد، برای ما کوشندگان حفظ میراث فرهنگی تازه نیست. ما خوب می دانیم که این خبر هم مثل خبرهای دیگر میراث فرهنگی یکی دو روز بیشتر در رسانه ها نمی ماند و در میان این همه مصیبت هایی که حکومت اسلامی بر سر ایران و ایرانی آورده است، به سرعت از ذهن ها دور می شود.

اکنون دیگر بر همه ی مردمان فرهنگ دوست روشن است که از آغاز انقلاب اسلامی و تسلط حکومتی مذهبی بر سرزمین مان، در کنار همه ی انسان کشی ها، حق کشی ها، آزادی کشی ها، و مصیبت های ریز و درشتی که این حکومت بر سر مردمان ما آورده، میراث های چند هزاران ساله ما، و سرزمین سبز و زیبای ما را، نیز به ویرانی و یا نابودی کشانده اند: چپاول و یا ویرانی عمدی میراث فرهنگی و تاریخی از یک سو، و به بیگانگان بخشیدن بخش های وسیعی از میراث طبیعی و نابودی محیط زیست ایران از سویی دیگر از بلاهایی بوده که حکومت واپسگرای نامتمدن بر سر مردمان ایران اورده است.

سرگذشت نقش رستم پس از انقلاب

یکی از انبوه میراث های فرهنگیِ در خطر ما، اثر باستاني نقش رستم است. نقش رستم شامل آرامگاه داریوش اول، خشایارشاه، و همچنین نقش هایی چون نقش ایزدبانوی ایران، و همچنین کتیبه های با شکوهی از دوران ساسانیان است.

وضعیت نقش رستم تا قبل از انقلاب مثل دیگر بناهای تاریخی ایران در حد امکان سلامت و روبراه بود. یعنی وقتی شش هفت سال قبل از انقلاب، یونسکو نتیجه ی کنوانسیون 1972 را اعلام، و به وظایف دولت ها در قبال نگاهداری و نگاهبانی از میراث فرهنگی تاکید کرد، و در عین حال قرار شد که دولت ها هر ساله آثار فرهنگی با ارزش کشورشان را برای ثبت جهانی به یونسکو بفرستند، ایران از جمله کشورهایی بود که به سرعت در چارچوب قوانین ناظر بر میراث فرهنگی جهانی جای گرفت. اما پس از انقلاب از همان آغاز ستیز حکومت با میراث فرهنگی غیرمذهبی شروع شد و هر چه بیشتر پیش رفت این ستیز شدیدتر گشت، به طوری که صدمات عمدی وارد شده به میراث فرهنگی در چهل سال گذشته از سوی حکومت اسلامی دهها برابر بیش از کل دو هزار سال گذشته بوده است. یعنی جنگ، زلزله، توفان، باران و سیل های همه ی این سال ها نتوانسته بیش از صدماتی که جمهوری اسلامی ،فرضا به نقش رستم زده، صدمه ای به این اثر باستانی بزند.

اسنادی که ما از سال 2005(1384) در آرشیو خودمان در «بنیاد میراث پاسارگاد» داریم نشان می دهد هر بلایی که حکومتی نادان یا دشمنی اشغالگر بر سر میراث فرهنگی یک سرزمین بیاورد بر سر نقش رستم آمده است .

نگاهی کوتاه و گذرا بر مسیر آن چه که حکومت اسلامی و مسئولین میراث فرهنگی اش در سال های گذشته بر سر این اثر مهم فرهنگی آورده اند، نشاندهنده ی این واقعیت است که تنها «حفر چاه» نیست که نقش رستم زیبا و با شکوه را در خطر نابودی انداخته؛ بلکه این حکومت اسلامی حاکم بر سرزمین ماست که به طور روزمره برنامه هایی برای نابودی میراث فرهنگی و تاریخی غیر مذهبی ما تدارک می بیند.

در باغ سبزی برای زیباکردن نقش رستم، یا پر کردن جیب مسئولین

در سال 1383 (2004)سازمان میراث فرهنگی اعلام می کند که طرحی سه مرحله ای برای محوطه سازی و گردشگر ی رستم در دست اجرا دارد. «حميدرضا رضايي»، مدير ميراث فرهنگي و گردشگري وقت در مرودشت در همان ابتدا به خبرنگاران می گوید«این طرح 600 میلیون تومان هزینه دارد که هم اکنون 300 میلیون آن پرداخت شده است» او همزمان گفت «مرحله اول این طرح که راه اندازی یک چایخانه است آغاز به کار کرده و آماده پذیرایی از مسافران است» و توضیح داد که «در مرحله دوم قرار است با احداث استخر و باغ‌نماهاي هخامنشي به تعريف اين دوره تاريخي بپردازيم. همچنين احياء حوضچه بزرگي به سبك هخامنشي نيز در اين مرحله ديده شده است.و مرحله سوم به احياء يك سينماي روباز به منظور نمايش فيلم‌هاي مستند از تخت‌جمشيد، پاسارگاد و نقش رستم اختصاص پيدا مي‌كند.»

به زودی روشن شد که این طرح 600 میلیون تومانی، در همین حد خیال های خوش و وصف العیش برای علاقمندان به میراث فرهنگی بود و بس. و نه تنها دیگر خبری از سازندگی و یاحتی مرمت نشد بلکه آغازی بود برای ویرانی و نابودی نقش رستم.

بی توجهی های عمدی با رها کردن نقش رستم به حال خود

چهار سال پس از تصمیم برای اجرای طرح های سازنده از دید کارشناسان میراث فرهنگی اعلام کردند که نقش رستم وضعیت خوبی ندارد. حتی خود نشریات دولتی صدایشان در آمد که: « این بنای تاریخی به علت عدم حفاظت علمی و فقدان تلاش های لازم برای نگهداری و احیای آن، توسط مدیران بنیاد پژوهشی پارسه و مسئولان سازمان میراث فرهنگی، در آستانه ی مرگی خاموش قرار دارد. مرگی که به نظر می رسد چندان هم برای سازمان میراث فرهنگی اهمیتی ندارد. چه در چهار سال گذشته و سالهای پیش از آن کمترین اقدام موثر و در خور توجهی برای حفاظت و نگهداری از این بنای مهم تاریخی صورت نگرفته است.» عکس هایی که در همان سال های در خبرگزاری مهر منتشر شد، نشاندهنده ی شروع نابودی تدریجی نقش رستم است

ویرانی نقش رستم به بهانه عمران و آبادانی!

رها کردن نقش رستم به دست باد و باران برای نابودی اثری که قرن ها همه ی تندی های طبیعت را تحمل کرده کافی نبود، باید به بهانه ی عمران و آبادی روند ویرانی را سریع تر می کردند، همان ترفندی که در چهل و یک سال گذشته برای ویرانی و نابودی میراث فرهنگی باستانی و یا میراث تاریخی غیرمذهبی ما به کار رفته است.

این بار اجرای طرح انتقال گاز از جنوب به شمال کشور سبب شد که به جای آن همه بیایان و فضای خالی که در اطراف محوطه تاریخی ست، ماشین آلات اداره گاز را بکشانند به حریم درجه یک نقش رستم. و باز فریاد و خواهش و التماس کارشناسان و کوشندگان میراث فرهنگی بلند شد و هیچ کدام از مسئولین سازمان میراث فرهنگی حاضر به پاسخگویی نشدند. حتی چندین روز تلفن های سازمان میراث فرهنگی پاسخ نمی دادند.

در همان زمان آقای عباس نعمتی استاد باستان شناسی به خبرنگاران گفت: «مجموعه تاریخی نقش رستم مرودشت، به صورت دائم توسط پروژه‌های عمرانی، نظیر طرح گازرسانی اخیر، مورد تهدید قرار می‌گیرد، اما در کمال ناباوری هیچ یک از مسئولان نگران این میراث عظیم تاریخی نیستند». ایشان تاکید کردند: «نقش رستم و بناهای نظیر آن جدای از توان بالا در جذب گردشگر، منبع بسیاری از تحقیقات تاریخی بوده و از این حیث شناسنامه تاریخ ایران دوره باستان محسوب می‌شوند و صیانت از آنها باید در اولویت برنامه‌های سازمان میراث فرهنگی قرار گیرد».

آخرین تیر خلاص برای اثری که بیش از 2000 سال زنده مانده است.

در کنار همه این ساخت و سازها و راه اندازی انواع کارخانه های مواد شیمیایی، سیلوها و دیگر اماکن در نزدیکی و یا حتی در حریم تاریخی ـ جهانی نقش رستم نقشه دیگری هم از سوی مسئولین دولتی در حال اجرا بود و آن هم کشیدن ریل قطار بود، از کنار محوطه ی باستانی نقش رستم. که این یکی بیشترین اعتراض ها را چه از سوی کارشناسان و کوشندگان میراث فرهنگی و چه حتی از سوی یونسکو به دنبال داشت. اما همچنان یا با بی اعتنایی حکومت اسلامی روبرو بودند و یا با دروغ گویی و انکار و سرگرم کردن مردمان به مسایلی دیگر

حتی وقتی معاون سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد که مساله ساختن ریل در کنار نقش رستم منتفی شده و «همه می توانند هر اندازه که بخواهند زمین کشاورزی بخرند اما اجازه عبور خطوط راه آهن از این زمین ها را ندارند»، یک مقام مسئول به خبرنگاران گفت که:«مسئولان وزارت راه در حال خريد زمين هاي اطراف نقش رستم براي اجراي پروژه راه آهن اصفهان شيراز هستند»

نقش رستم یا نقش میراث فرهنگی غیرمذهبی ایران

و اکنون چند سال است که قطار تهران شیراز هر روزه چندین بار نقش رستم و بخش هایی از آثار محوطه ی تخت جمشید را می لرزاند، و تیغ سانسور و تهدید حکومت اسلامی که سال هاست بر سر رسانه ها و خبرنگاران دلسوز افتاده، اجازه نمی دهد که خبر ویرانی ها و یا حتی کشف های آثار فرهنگی غیرمذهبی ایران بیش از این دل ها را بلرزاند.

مساله ی حفر چاه هم چند روزی بیشتر در خبرها نخواهد ماند و بعد صداها در این مورد نیز خاموش خواهد شد؛ چرا که ماجرا فقط نقش رستم نیست؛ ماجرا نقشه ای کاملا حساب شده برای پاک کردن نقش فرهنگ و تاریخ و هویت ایران و ایرانی ست که تا وقتی سایه تاریک و مصیبت بار حکومت اسلامی بر سرزمین مان افتاده، این نقشه با قدرت و جدیت کار خواهد کرد.