|
ولایتِ
سرکوب
گوشه هائی از سرکوب و کشتار پس از
22 خرداد 1388
محمد وهابی
مارس 2010
تقدیم به زنان و مردان آزاده و مبارز ملت ایران
محمد وهابی
ولایت و رهبری علی خامنه ای قانونی و شرعی نیست
اینک به بهانه انجام کودتا و سرکوب مردم پس از انتخابات 22 خرداد، و اینکه علی
خامنه ای خود را با وقاحت تمام نماینده و جانشین خدا در زمین اعلام نموده به
عنوان سرآغاز کتاب ولایت سرکوب اعلام کنم که ولایت و رهبری علی خامنه ای غیر
قانونی و حتی غیر شرعی است.
آیا تا بحال فكر كرده ايد كه چرا ولایت و رهبري اقاي خامنه اي غير شرعي و غير
قانوني است؟.
در مورد غير قانوني بودن و بازنگري در قانون اساسي سخن بسيار زده شده است و
براي همه روشن است كه انتخاب ايشان بر خلاف قانون آن زمان بوده است.
ايشان در آن زمان نه مجتهد و نه اعلم بود.
كسي هنوز نمي داند در چه روزي آقاي خامنه اي ايت الله شد و در چه روزي فقيه
شد!. ولايت فقيه قبلي نيز اين حق قانوني را ندارد كه فقيه بعدي را خود انتخاب
كند.
اگر آيت الله خميني نيز در سخنان خصوصي اين مطلب را گفته باشد و اقاي خامنه اي
از ايشان درخواست كرده است كه فتوا بدهند كه حرام است اگر فردي اين مسئله را
بيان كند پس چگونه بر خلاف فتواي آيت الله خميني اين مطلب بيان شده است؟
مجلس خبرگان بايد از افرادي تشكيل شود كه شاغل سمتهاي اجرايي و قضايي از جانب
مقام رهبري نباشند.
ولي مي بينيم كه خود از جانب رهبري سمتهاي اجرايي و قضايي دارند. آيا اين خلاف
قانون نيست؟
ولي مشكل مانند يك دايره قدرت است.
رهبر افرادي به نام اعضای شورای نگهبان را انتخاب مي كند كه اين افراد در مجلس
خبرگان بر رهبري نظارت كنند. رهبر منتخب اين افراد است و اين افراد منتخب رهبر
پس اگر رهبر سخني بر خلاف قرائت و خواست اين افراد بگويد ايشان را از اين مقام
خارج مي كنند.
منتخبين رهبر، مجلس خبرگان را صدرصد در دست دارند و حتي شاغل مسئوليت هاي
اجرايي، قضايي و نماز جمعه هستند و همچنين در مصلحت نظام نيز شاغل هستند.
اين يك نوع ريشه قدرت مافيايي است. هنوز كسي جرات نمي كند از دايره رهبري و
اشخاص پشت قدرت رهبري سخني بگويد.
مي بينيم كه نه فقط انتخاب آقاي خامنه اي قانوني نيست بلكه تمام اين سالها نيز
از نظر قانون تمديد مقام وي غير قانوني بوده است.
اگر در مجلس اقاي شاهرودي و اقاي جنتي و... بايد سئوال كرد كه چرا در دستگاهاي
اجرايي سمت و مسئوليت دارند؟
آيا انتخاب آقاي خامنه اي روش ديني و اسلامي است؟
از نظر شرعي بايد گفت كه اينگونه انتخاب حرام است و ضد تفكر شيعي است.
امام علي (ع) مخالف اين نوع انتخابات بود و براي همين مذهب شيعي بوجود آمد.
امام علي (ع) با يك شورايي كه رهبر را خود انتخاب كند و براي پوشش ديني ظاهري
سنت پيامبر(ص)، از مردم بخواهند فرمايشي با اين شخص بيعت كنند را غير اسلامي مي
داند. مخالفت امام علي (ع) براي گرفتن خلافت براي خود نبود، بلكه مخالف
انتخابات فرمايشي بود. مردم حق انتخاب نداشتند و فقط براي تصويب راي شورا بيعت
را بيان كردند. امام علي (ع) اين نوع انتخاب را غير شرعي مي دانست.
براي انتخاب اقاي خامنه اي باز از روش تعيين خلافت استفاده شد و چند نفر بجاي
مردم انتخاب كردند و ديگر حتي راي مردم كه همان بيعت مي باشد را لازم ندانستند
زيرا ايشان در مقام رياست جمهوري قرار داشتند. 6 ماه امام علي (ع) كه راضي با
اين گونه انتخاب نبود بيعت نكردند و اين نوع انتخابات فرمايشي، را اسلامي و
شرعي نمي دانستند.
ولي چون مردم با خليفه بيعت كردند ديگر راهي براي انتخابات جديد بوجود نيامد و
امام بايد يا با حكومت همكاري مي كرد يا قيام مسلحانه مي كردند.
قيام امام حسين (ع) نيز براي انتخابات عادلانه خلافت بود. خليفه شرايط لازم را
نداشت و مردم درخواست كردند كه رهبري عادلانه انتخاب شود و مردم حاكميت را بدست
بگيرند. مردمي كه مي خواستند تغيير بوجود بيايد متاسفانه براي دلايل مالي و
آبادگري مادي (كه يزيد آنرا قول داده بود) باعث شهادت امام حسين (ع) ، بدست خود
مردم مسلمان گشت.
بنظر مي رسد كه درخواست مردم كوفه و حتي مردم بصره براي حقيقت انتخاب خليفه
نبود بلكه براي زندگي بهتر و مادي بود. اصلاحات را مادي مي دانستند و نه سياسي.
يزيد بيشتر پول و رفاه به مردم قول داد.
متاسفانه در زمان امامان (ع) نگذاشتند كه انتخابات عادلانه برگذار شود. اگر بعد
از وفات پيامبر اكرم (ص) زمان كافي برقرار مي كردند و اجازه مي دادند افراد
ديگر نيز در انتخاب خلافت شركت كنند، حتي اگر امام علي (ع) انتخاب نمي شد باز
خود اولين شخصي بود كه با خليفه بيعت مي كرد. سخنان و درخواست فدك از طرف حضرت
فاطمه (س) براي مال دنيا نبود ولي مي خواستند چهره ناعادلانه بودن را نشان
بدهند.
حركت و پيام حضرت فاطمه (س) براي خود نبود و تاريخ نشان مي دهد كه دنبال تضعيف
حكومت اسلامي خليفه اول بود و براي اينكه تمام نظام اسلامي به پايان نرسد سكوت
كردند.
سئوالي كه هميشه مورد بحث قرار مي گيرد اين است كه اگر پيامبر اكرم (ص) امام
علي (ع) را براي خلافت تعيين كردند، چرا مردمي كه به تمام سخنان پيامبر توجه مي
كردند، اين سخن را ناديده گرفتند؟
مگر مي شود كه سخن پيامبر به اين زودي فراموش شود يا ناديده قرار بگيرد. ايا
سخنان ديگري از پيامبر مي شناسيم كه مردم در آن زمان تغيير داده باشند؟
بنظر مي رسد كه پيامبر اكرم (ص) ، امام علي (ع) را بعنوان امام و رهبر ديني بعد
از خود معرفي كردند. همچناني كه پيامبر (ص) براي رسالت از مردم بيعت درخواست
نكردند و رسالت انتخابي نيست و فقط خداوند حق انتخاب دارد ولي در امر حكومت و
رهبر سياسي قرار گرفتن خود شخص پيامبر (ص) از مردم بيعت گرفتند و حتي از زنان
نيز بيعت گرفتند.
اگر رهبري سياسي پيامبر از جانب خدا بود، نمي توانست از مردم براي تشكيل حكومت
بيعت بگيرد.
تمام اختلافات آن زمان تا به امروز بر روش انتخاب رهبري سياسي است. جنگهاي
داخلي براي انتخاب رهبر بوجود آمد. اگر چه نبايد دنبال اختلافات باشيم و بايد
اتحاد بوجود بياوريم ولي سخن بنده از باب تفكر شيعي است و بيان اين مسئله است
كه روش انتخاب آقاي خامنه اي، روشي است كه معصوم (ع) با آن مخالفت مي كند.
البته رهبر ديني و امام قرار گرفتن احتياج به بيعت و انتخاب ندارد و فقط رهبر
سياسي بايد بيعت از مردم بگيرد. اگر زمان كافي براي انتخاب اولين خليفه را به
مردم مي دادند و امام علي (ع) اجازه پيدا مي كرد كه در اين انتخابات نيز رد
صلاحيت نشود و شركت كند، امروز اختلافات تعيين رهبري سياسي برداشته مي شد.
ولي بايد قبول كرد كه مكتب شيعه بر اساس بيعت با رهبر سياسي بر قرار است و مردم
حق انتخاب دارند. در زمان پيامبر(ص) روشن بود كه مردم پيامبر(ص) را رهبر سياسي
انتخاب كردند ولي باز پيامبر همه پرسي از طريق بيعت بوجود آورد كه اين سنت
برقرار شود و استبداد ديني چهره شرعي بخود نگيرد.
در آن زمان افرادي كه پيامبر(ص) را انتخاب كردند بطور كلي جمعيت كوچكي بودند و
همه به سادگي مي توانستند نظر بدهند و هيچ مخالفتي در تاريخ ثبت نشده است. ولي
براي انتخاب خليفه اول، اختلاف باعث حتي ايجاد مذهب نيز گشته است.
بعد از انقلاب57 ، مردم به جمهوري اسلامي راي دادند و آيت الله خميني رهبر ديني
قرار گرفت و رئيس جمهور در واقع بايد رهبر سياسي قرار مي گرفت.
از همان لحظه اختلاف بوجود آمد و نظريه ولايت فقيه بيان شد و آيت الله خميني كه
خود در اين مورد كتاب نوشته بود، نمي توانست با درخواست نظارت ولايت فقيه
مخالفت كند. اگر چه گفتند كه نمي خواهند رهبر سياسي قرار بگيرند و گفتند كه
روحانيت در كارهاي اجرايي شركت نكنند ولي ايشان را بعنوان امام انتخاب كردند.
براي همين به آيت الله خميني ، امام خميني نام گذاري كردند. (ولي براي اقاي
خامنه اي مقام رهبري نامگذاري كردند!).
بعد ازفوت ايت الله خميني در بازنگري كلمه مطلق به ولايت فقيه اضافه شد. اين يك
نوع تغيير كامل نقش ولايت فقيه به روش رياست جمهوري شد. اين تفكر متحجر مي گويد
كه پيامبر (ص) براي حكومت احتياج به بيعت نداشت!. حتي براي خلافت اولين خليفه
بعد از پيامبر (ص) نيز بيعت را نمي پسندند در حالي كه امام علي (ع) دنبال روش
انتخابات عادلانه بود.
تفكر ولايت مطلق برمي گردد به ديدگاه اينكه خليفه هم رهبر سياسي است و هم رهبر
ديني.
اولين اختلاف داخلي بعد از انقلاب بر سر اين بود كه چه شخصي رئيس سه قوه قرار
مي گيرد و محدوده اختيارات رئيس جمهور در سياست به چه اندازه است. ايا رئيس
جمهور اختيارات را بدست دارد يا ولي فقيه؟
نظريه اوليه انقلاب اين بود كه رئيس جمهور اين اختيارات را در دست دارد ولي حتي
تا امروز و حتي با برداشتن نخست وزيري هنوز رئيس جمهور امروز ايران مي فرمايد
كه اختيارات سياسي كافي ندارد. آيا مقام رئيس جمهور فقط نمايشي است و بايد رهبر
تايين تكليف سياست را بدست بگيرد و يا رئيس جمهور حق دارد تصميم سياست كشور را
بدست بگيرد؟
تا اين مسئله حل نشود، رئيس جمهور حتي در مورد انتخابات مجلس نيز حق سياستگذاري
ندارد. پس بيعت و راي دادن با بودن رهبري ( كه خود را رئيس جمهور با لباس رهبري
مي داند) بي مفهوم است زيرا ايشان قدرت مطلق سياست را در دست دارد و نه رئيس
جمهور.
اگر اصلاح طلب ها اتحاد رهبري پيدا كنند و خود براي رياست جمهوري شخصي را
كانديد كنند.
ولي بايد اعتراف كنم كه هر شخصي رئيس جمهور قرار بگيرد به هيچ عنوان نمي تواند
رهبر سياسي قرار بگيرد و بدون اختيارات كافي ، فقط براي نارضايتيهاي مردم
جوابگو بايد قرار بگيرد و نمي تواند كار كند.
هنگامي كه رئيس جمهورانتخاب مي شود بايد به رهبري بگويد كه اختيارات سياست
گذاري مي خواهد و يا از همان روز اول استعفا بدهد.
در طول رياست جمهوري آقاي رفسنجاني، ايشان با رهبري اختلافات شديدي داشتند و
مخصوصا كيهان كه نمايندگي از آقاي خامنه اي بود می خواست چهره آقاي رفسنجاني را
در ميان مردم خراب کند.
تمام سياستهاي اشتباه به شخص اول حكومت (( آقاي خامنه اي)) بر نمي گشت بلكه به
رئيس جمهور بر مي گشت!. اگر آقاي رفسنجاني براي مجلس ششم راي نياوردن بعلت ترور
سياسي جناح اقاي خامنه اي بود و نه اصلاح طلب ها.
همه مي دانند كه كيهان ميان تمام مردم حتي اصلاح طلب ها چهره آقاي رفسنجاني را
خراب كرده بود و حتي اگر اصلاح طلب ها از ايشان فاصله نمي گرفتند، خود در
انتخابات شكست مي خوردند.
در دوره هفتم قبل از اينكه آقاي رفسنجاني با آقاي محمد خاتمي در مورد رياست
جمهوري سخني بگويد از آقاي موسوي در خواست كردند كه كانديد بشوند.
آقاي موسوي ( آخرين نخست وزير ايران ) قبول نكردند كه رئيس جمهور بشوند. علت
اينكه آقاي موسوي قبول نكردند اين بود كه ايشان خود با آقاي خامنه اي كار كرده
بودند و در رياست جمهوري آقاي خامنه اي ايشان نخست وزير بودند و اختلافات اين
دو فراموش شدني نيست.
پس مي دانست كه آقاي خامنه اي اگر چه مقام رهبري را دارد ولي ايشان رئيس جمهور
هستند و رئيس جمهور در واقع نخست وزير قرار مي گيرد. پس هيچ وقت رياست جمهوري
(نخست وزيري از نوع جديد) را دوباره قبول نخواهد كرد. رئيس اين جمهوري آقاي
خامنه اي است.
اين عين سخن آقای موسوی بود: ( و هرگز چنين خطايي نخواهم كرد) اين جمله مرا
بفكر فرو برد.
و بايد اعتراف كنم كه درست است.
هيچ شخص عاقلي، رياست جمهوري بعدي را بر گردن نمي گيرد.
اگر بگيرد بايد خود را نخست وزير آقاي خامنه اي بداند و متاسفانه زماني بود كه
حتي نخست وزير آن زمان بيشتر از رئيس جمهور امروز اختيارات داشت.
در پایان به اين نتيجه رسيدم كه مجلس نيز هيچ كاري نمي تواند بكند زيرا رياست
جمهوري آقاي خامنه اي مطلق است و اگر صد نامه به ايشان بنويسند باز نمي توانند
ايشان را مانند رئيس جمهور عادي پاسخگو قرار بدهند.
محمد وهابی
فهرست مطالب
TOC \o "1-3" \h \z \u
مقدمه.
PAGEREF _Toc272613935 \h
25
پیش گفتار.
PAGEREF _Toc272613936 \h
27
بررسی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و نتایج آن.
PAGEREF _Toc272613937 \h
29
برای جلوگیری از تقلب: امشب «حامیان تغییر»در برابر
وزارت کشور اجتماع می کنند
PAGEREF _Toc272613938 \h
31
تجمع گسترده دانشجویان و جوانان در بیرون و درون دانشگاه
صنعتی شریف تهران.
PAGEREF _Toc272613939 \h
37
یورش به بیمارستانها به قصد دستگیری زخمی شدگان و تهدید
پرسنل درمان کننده به بازداشت..
PAGEREF _Toc272613940 \h
39
اسامی تعداد از زخمی شدگان درگیریهای امروز.
PAGEREF _Toc272613941 \h
41
به فضای امنیتی و خشونت در ایران پایان دهید
PAGEREF _Toc272613942 \h
43
گزارشی از وضعیت کوی دانشگاه تا ساعت
۲۴ شنبه شب..
PAGEREF _Toc272613943 \h
47
تصاويري از تظاهرات و ناآرامي هاي تهران پس از اعلام
نتايج انتخابات..
PAGEREF _Toc272613944 \h
49
حمله خشونت بار نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه تهران و
دانشگاه اصفهان.
PAGEREF _Toc272613945 \h
53
ماده بيست و يکم اعلامیه جهانی حقوق بشر.
PAGEREF _Toc272613946 \h
55
جنایت های آشکار.
PAGEREF _Toc272613947 \h
55
حمله اوباش انصار و بسيج به دانشجويان شيراز و مشهد؛رئيس
دانشگاه شيراز استعفا داد
PAGEREF _Toc272613948 \h
57
تصاويري از مجروحين و كشته شدگان.
PAGEREF _Toc272613949 \h
59
قضاوت با شماست..
PAGEREF _Toc272613950 \h
61
روش كار در ايران.
PAGEREF _Toc272613951 \h
62
حمله مأموران يگان ويژه به يك خوابگاه دخترانه در اروميه.
PAGEREF _Toc272613952 \h
63
اعتراضات مردم تهران نسبت به کشتار دانشجویان و جوانان.
PAGEREF _Toc272613953 \h
65
فوتباليستهاي تيم ملي ايران با دستبند سبز وارد زمين
مسابقه با كره جنوبي شدند
PAGEREF _Toc272613954 \h
67
انتقال 300 نفر از دستگیر شدگان اصفهان به بند الف-ط
زندان مرکزی اصفهان.
PAGEREF _Toc272613955 \h
69
کاریکاتورهای روز.
PAGEREF _Toc272613956 \h
71
دانشمند فرانسوي: قانون بنفورد تقلب در انتخابات را ثابت
ميكند
PAGEREF _Toc272613957 \h
73
تجمع گسترده خانواده های دستگیر شدگان اعتراضات اخیر در
مقابل دادگاه انقلاب..
PAGEREF _Toc272613958 \h
75
تجمع گسترده خانواده های دستگیر شدگان اعتراضات اخیر در
مقابل دادگاه انقلاب..
PAGEREF _Toc272613959 \h
77
بانگ "الـلـه اکــبر" در پشت بام ها اطمینان بخش قلب های
ملت ایران.
PAGEREF _Toc272613960 \h
79
پس کجاست خدایی که می پرستید؟؟؟؟؟؟.
PAGEREF _Toc272613961 \h
79
ساعت
۴،
میدان انقلاب..
PAGEREF _Toc272613962 \h
81
بانگ الله و اکبر دیشب تهران را به لرزه درآورد
PAGEREF _Toc272613963 \h
83
فریاد مرگ بر دیکتاتور، پاسخ ملت به دیکتاتور.
PAGEREF _Toc272613964 \h
85
سه شنبه، اعتصاب عمومی در کردستان!
PAGEREF _Toc272613965 \h
89
کشتهشدگان شنبه: دستکم
۱۹ نفر،
تایید نشده ۱۵۰
نفر.
PAGEREF _Toc272613966 \h
93
تجمع خانواده های دستگیر شدگان در مقابل اداره پیگیری
وزارت اطلاعات..
PAGEREF _Toc272613967 \h
95
اسامی تعدادی از جانباختگان را ه آزادی..
PAGEREF _Toc272613968 \h
97
اسامی تعدادی از زخمی شدگان سرکوب خونین مردم تهران.
PAGEREF _Toc272613969 \h
99
جزئياتي از چگونگي كشته شدن و تدفين ندا آقا سلطان,
دانشجوي فلسفه.
PAGEREF _Toc272613970 \h
103
تصویر شماری از مزدوران خارجی (حماس و حزب الله)
PAGEREF _Toc272613971 \h
105
بازداشت 16 فرمانده سپاه به جرم حمایت از موسوی..
PAGEREF _Toc272613972 \h
107
بازداشت یک فعال دانشجویی.
PAGEREF _Toc272613973 \h
107
رهبر انقلاب همچنان بر مواضع خود پای می فشارد
PAGEREF _Toc272613974 \h
108
انتقال دو تن از مجروحین به زندان اوین.
PAGEREF _Toc272613975 \h
109
نام یک جانباخته آزادی و اسامی تعدادی از دستگیر شدگان
اخیر.
PAGEREF _Toc272613976 \h
109
دكتر حجازي, فردي كه زمان مرگ ندا, در آنجا بود: يك
بسيجي ندا را به قتل رساند
PAGEREF _Toc272613977 \h
113
مجتبی خامنه ای این آقا زاده شاپور علیرضاست!
PAGEREF _Toc272613978 \h
115
مجتبی خامنه ای کيست؟.
PAGEREF _Toc272613979 \h
115
عکس یکی از فرماندهان جنایتکار بسیج.
PAGEREF _Toc272613980 \h
120
درخواست صدور حکم بازداشت بین المللی برای خامنه ای..
PAGEREF _Toc272613981 \h
121
2 دانشجوی دانشکده نفت اهواز ربوده شدند
PAGEREF _Toc272613982 \h
123
گزارش بازداشت صدها دانشجو طی
۲ هفته گذشته.
PAGEREF _Toc272613983 \h
125
تزریق آمپولهای مشکوک به آیت الله بروجردی در زندان.
PAGEREF _Toc272613984 \h
130
اسامی تعدادی از زخمی شدگان که مورد اصابت گلوله قرار
گرفته اند
PAGEREF _Toc272613985 \h
131
كشف چهار صندوق راي در شيراز.
PAGEREF _Toc272613986 \h
133
لیست یکصد نفره از اسامی شهروندان بازداشتی.
PAGEREF _Toc272613987 \h
135
دستگیرشدگان تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار دارند
PAGEREF _Toc272613988 \h
141
هلهلههای سوگواری برای کیانوش..
PAGEREF _Toc272613989 \h
145
مرتضوی، حرامزاده ای جلادی که در تهران فرمان میدهد
PAGEREF _Toc272613990 \h
149
لیست شصت نفره از اسامی شهروندان بازداشتی.
PAGEREF _Toc272613991 \h
153
برنامه ریزی ایرانیان برای نصب طومار سبز بر برج ایفل
(روزهای 10 تا 12 جولای)
PAGEREF _Toc272613992 \h
157
اعتراضات شبانه ی مردم تهران به صورت گسترده ادامه دارد
PAGEREF _Toc272613993 \h
159
فراخوان به شرکت در راه پیمایی های روز
۱۸ تیر.
PAGEREF _Toc272613994 \h
161
روزنامه گاردین:نقش مجتبی خامنه ای در کودتا علیه موسوی..
PAGEREF _Toc272613995 \h
172
فراخوان فوری عفو بین الملل هفت رهبر بهایی در خطر اعدام
قرار دارند
PAGEREF _Toc272613996 \h
173
Clotilde Reiss
استاد
۲۳
ساله زبان فرانسوي
به جرم جاسوسي متهم و به زندان اوين منتقل شد
PAGEREF _Toc272613997 \h
178
فعال حقوق بشر به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد
PAGEREF _Toc272613998 \h
179
سالگرد 18 تیر؛ فریاد نه به جمهوری اسلامی.
PAGEREF _Toc272613999 \h
181
دانشجویان زندانی بابل تحت شکنجه هستند
PAGEREF _Toc272614000 \h
183
پرونده
۵۰۰
بازداشتی هفته آینده
در دادگاه
PAGEREF _Toc272614001 \h
185
روزنامه گاردین:مجتبی خامنه ای پشت کودتا و سرکوب است!
PAGEREF _Toc272614002 \h
187
محمد اصغری از صدرنشینان افشای کودتای 22 خرداد
PAGEREF _Toc272614003 \h
189
ایران یکپارچه اعتراض بود
PAGEREF _Toc272614004 \h
191
تجاوز به دختر دانشجو در دانشگاه آزاد اراک..
PAGEREF _Toc272614005 \h
195
گزارش دیگری از شکنجه گاه وزارت کشور.
PAGEREF _Toc272614006 \h
197
تظاهرات
۱۸
تیر در اصفهان.
PAGEREF _Toc272614007 \h
223
محمدعلی دادخواه وکيل رايگان هزارها ايرانی دستگير شد
PAGEREF _Toc272614008 \h
224
شعار مرگ بر خامنه ای جلاد تا پای چوبه دار.
PAGEREF _Toc272614010 \h
225
لیست تکمیلی بازداشت شدگان - شماره یک...
PAGEREF _Toc272614011 \h
227
حمله نیروهای لباس شخصی به خوابگاه های دانشگاه امیرکبیر.
PAGEREF _Toc272614012 \h
231
بازداشت بهزاد پروین و علی سپندار، دو تن از اعضای شورای
مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه بیرجند
PAGEREF _Toc272614013 \h
232
سعید متین پور بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل
گردید.
PAGEREF _Toc272614014 \h
233
انتقال بازداشت شدگان روز
۱۸ تير، به
زندان اوين.
PAGEREF _Toc272614015 \h
235
سهراب اعرابي
۱۹ساله
در زندان اوين زير شكنجه به شهادت رسيد.
PAGEREF _Toc272614016 \h
236
انتشار گزارشهای تکان دهنده از شکنجه زندانیان در اوین.
PAGEREF _Toc272614018 \h
237
بازداشت مجید امامی و احتمال بازداشت ساتیار امامی دو
عکاس خبری..
PAGEREF _Toc272614019 \h
239
گزارش آخرین وضعیت و لیست 90 تن از بازداشت شدگان روز 18
تبرماه تهران.
PAGEREF _Toc272614020 \h
241
در آستانه اعدام قرار گرفتن یک زن زندانی.
PAGEREF _Toc272614021 \h
246
بازداشت یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی.
PAGEREF _Toc272614022 \h
247
دیدار با خانواده های بنی یعقوب و نظر آهاری..
PAGEREF _Toc272614023 \h
249
عكس؛ سهراب اعرابی در غسالخانه بهشت زهرا
PAGEREF _Toc272614024 \h
251
اعدام چهارده شهروند بلوچ را متوقف کنید
PAGEREF _Toc272614025 \h
251
دانشجوی اهوازی: مادر من برای آزادی کشته شدم
PAGEREF _Toc272614026 \h
253
فراخوان اقدام فوری نوجوان ایرانی روز
۱۶ ژوئیه به
سوی اعدام می رود
PAGEREF _Toc272614027 \h
255
بی خبری از وضعیت یک فعال سابق دانشجویی.
PAGEREF _Toc272614028 \h
258
پیکر صدها تن از کشته شدگان در سردخانه ای در تهران.
PAGEREF _Toc272614029 \h
259
شیوا نظرآهاری در سلول انفرادی بند مخوف
۲۰۹ اوین.
PAGEREF _Toc272614030 \h
261
کشته ها بسیارند
PAGEREF _Toc272614032 \h
263
مرگ» دانشجوی هنر در تیراندازی بسیج.
PAGEREF _Toc272614033 \h
271
اعدام
۱۳
نفر در زاهدان.
PAGEREF _Toc272614034 \h
273
اتهام ارتداد برای دو ایرانی مسیحی.
PAGEREF _Toc272614035 \h
275
مرگ در خوابگاه؛ روایت تازهای از حمله به کوی دانشگاه
PAGEREF _Toc272614036 \h
277
مرگ در خوابگاه؛ روایت تازهای از حمله به کوی دانشگاه
PAGEREF _Toc272614037 \h
281
رفتارهای وحشیانه مقیسه ای معروف به ناصریان با زندانیان
سیاسی در دادگاه
PAGEREF _Toc272614038 \h
281
بازداشت چند فعال دانشجويی دیگر در شهرهای ایران.
PAGEREF _Toc272614039 \h
284
یونس آقایان، زندانی اهل حق اعدام شد
PAGEREF _Toc272614040 \h
287
کدامین گناه فرزندان ایران را میکشید
PAGEREF _Toc272614042 \h
289
فوری: اسامی بازداشت شدگان منتقل شده از کهریزک به اوین.
PAGEREF _Toc272614043 \h
293
خطر جدی جان بهروز جاوید طهرانی را تهدید می کند
PAGEREF _Toc272614044 \h
301
دولت های خودکامه منطقه چوب رسوائی بر انتخابات ایران
زدند
PAGEREF _Toc272614045 \h
303
شمار قربانیان کودتاو اسناد هویت آنها را تهیه کنید
PAGEREF _Toc272614046 \h
305
گردان موتور سوارها چماقداری را کجا آموزش دیدند!
PAGEREF _Toc272614047 \h
307
پیام جراح بیمارستان امام خمینی شنبه سیاه 38 جسد در
سردخانه جمع شده بود
PAGEREF _Toc272614048 \h
309
فراخواندن زندانیان سیاسی که سخت بیمار هستند به دادگاه
انقلاب..
PAGEREF _Toc272614049 \h
309
خانواده ترانه می گويند جنازه سوخته او را يافته اند
PAGEREF _Toc272614050 \h
311
اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران دستگیر شده
PAGEREF _Toc272614051 \h
314
نامه مادر یک فعال دربند حقوق بشر.
PAGEREF _Toc272614052 \h
315
دستکم 34نفر در 30 خرداد در سه بیمارستان تهران شهید
شدهاند/ آمار کشتهها صدها نفر است..
PAGEREF _Toc272614053 \h
317
یکی از بازداشت شدگان روز 18 تیر، جان باخت..
PAGEREF _Toc272614054 \h
320
ادامۀ اعتراضات خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب و
زندان اوین ولیست اسامی تعدادی از بازداشت شدگان
PAGEREF _Toc272614055 \h
321
فریادهای الله اکبر مردم بر پشت بام ها و سانسور سخنان
هاشمی.
PAGEREF _Toc272614056 \h
321
ماجرای ناروشن یک قتل جنازه ی سوخته ترانه ی موسوی در
حوالی قزوین.
PAGEREF _Toc272614057 \h
322
ماجرای ناروشن یک قتل جنازه ی سوخته ترانه ی موسوی در
حوالی قزوین.
PAGEREF _Toc272614058 \h
323
انتقال بسیاری از بازداشتشدگان از کمپ کهریزک به زندان
اوین.
PAGEREF _Toc272614059 \h
327
احتمال شیوع مننژیت و تیفوس در زندان اوین.
PAGEREF _Toc272614060 \h
328
وضعیت نامعلوم محمدعلی دادخواه وکیل زندانیان سیاسی.
PAGEREF _Toc272614061 \h
329
سه تن دیگر در آستانه اعدام در زاهدان.
PAGEREF _Toc272614062 \h
331
اسامی تعدادی از بازداشت شدگان روز گذشته.
PAGEREF _Toc272614063 \h
331
آسوشیتدپرس: در تاسیسات هسته ای نظنز چه می گذرد؟.
PAGEREF _Toc272614064 \h
337
انتقال سعید متینپور و جعفر ابراهیمی به اندرزگاه 7
زندان اوین.
PAGEREF _Toc272614065 \h
339
با اسرای جنگی چنین نمی کنند که سپاه با دستگیر شدگان ضد
کودتا می کند
PAGEREF _Toc272614066 \h
341
بازداشت 24 افسر و درجه دار ارتش..
PAGEREF _Toc272614067 \h
343
نوآم چامسکی و خوزه کازونوا در کنار ایرانیان معترض...
PAGEREF _Toc272614068 \h
345
سايت آينده توقيف و سردبير آن بازداشت شد
PAGEREF _Toc272614069 \h
347
تبعید و شکنجه یک جوان کرد در ارومیه و تهران.
PAGEREF _Toc272614070 \h
348
احضار دهها دانشجوی دانشگاه های سمنان، مشهد و تبریز به
کمیته انضباطی.
PAGEREF _Toc272614071 \h
349
بازداشت سه دانشجو در تبریز و خوی..
PAGEREF _Toc272614072 \h
351
اعدام يک زن در زندان قزوين.
PAGEREF _Toc272614073 \h
353
همه ملت شعار دادن : مجتبي بميري , رهبري رو نبيني.
PAGEREF _Toc272614075 \h
354
این فردقاتل نداست..
PAGEREF _Toc272614076 \h
355
وكيل مضروب آلماني يك هفته در انفرادي اوين.
PAGEREF _Toc272614077 \h
357
لیبراسیون: بسیجی ها برای کشتن تربیت شده اند
PAGEREF _Toc272614079 \h
361
نیما نحوی دانشجوی بابل کماکان در بازداشت بسر مي برد
PAGEREF _Toc272614080 \h
365
خبرهایی از وضعیت بازداشت شدگان اخیر در اوین.
PAGEREF _Toc272614081 \h
367
ضرب و شتم معترضان توسط نیروهای ضد شورش در میدان هفت
تیر تهران.
PAGEREF _Toc272614082 \h
369
هديه مويدي، دختر نوزدهاي سالهاي بود كه در
چهاردهسالگي مرد !
PAGEREF _Toc272614083 \h
371
اطلاعات تازه در مورد كشته شدن مسعود هاشم زاده در روز
۳۰
خرداد
PAGEREF _Toc272614084 \h
379
رفتار غیر انسانی با خانواده های دستگیر شدگان و لیست
جدیدی از اسامی دستگیر شدگان.
PAGEREF _Toc272614085 \h
383
مقیسه ای معروف به ناصرین دانشجوی زندانی را به حکم
سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان محکوم کرد
PAGEREF _Toc272614086 \h
387
محمد کامرانی؛ یکی دیگر از کشتهشدگان درگیریهای تهران.
PAGEREF _Toc272614087 \h
389
رويتر: خامنه ای قادر به مهار اوضاع نيست..
PAGEREF _Toc272614088 \h
391
نیم تنه ندا آق سلطان ساخته خانم پائولا اسلاتر برای
شهرداری سان فرانسیسکو.
PAGEREF _Toc272614092 \h
392
اسامی شمار دیگری از دستگیرشدگان روزهای اخیر.
PAGEREF _Toc272614093 \h
393
اعتصاب غذای یکی از زندانیان در اعتراض به شرایط غیر
انسانی حاکم
PAGEREF _Toc272614094 \h
397
استمرار و گسترش اعتراضات شبانۀ مردم تهران.
PAGEREF _Toc272614095 \h
399
بازداشت دو دانشجوی دیگر دانشکده نفت اهواز.
PAGEREF _Toc272614096 \h
401
دستگيری دراويش به دلیل خاکسپاری یکی از آنان در آرامگاه
خصوصی.
PAGEREF _Toc272614097 \h
402
احضار يازده دانشجوی دانشگاه بوعلی همدان به كميته
انضباطی.
PAGEREF _Toc272614098 \h
402
قتل دستگیرشدگان در زیر شکنجه گماشتگان استبداد
PAGEREF _Toc272614099 \h
403
محمد مصطفایی: زنی در آستانه سنگسار در تبریز.
PAGEREF _Toc272614100 \h
405
روایت یک شاهد از چگونگی شهادت مسعود هاشم زاده
PAGEREF _Toc272614101 \h
409
گزارش تکاندهندهای از وضعیت بازداشتشدگان وقایع اخیر.
PAGEREF _Toc272614102 \h
411
فیگارو: ایران، پایان افسانه حکومت مذهبی.
PAGEREF _Toc272614103 \h
417
کاک حسن اميني از علماي منطقه کردستان در هواپيما
بازداشت شد
PAGEREF _Toc272614119 \h
421
اسامی دستگیرشدگان دراویش..
PAGEREF _Toc272614120 \h
423
روزشمارنقض حقوق بشر شهروندان بهایی در تیرماه
PAGEREF _Toc272614121 \h
425
مراسم ختم دانشجوی جان باخته روز یکشنبه در تهران.
PAGEREF _Toc272614122 \h
429
افشای بخشی از دزدی و فساد اخلاقی آخوندها (محمد یزدی)
PAGEREF _Toc272614123 \h
429
پرواز ارومیه - تهران دچار اشکال و از باند خارج شد
PAGEREF _Toc272614124 \h
431
دست راست سهراب اعرابی شکسته شده بود
PAGEREF _Toc272614125 \h
433
انتقال جعفر ابراهیمی به بند 209.
PAGEREF _Toc272614126 \h
433
امیر جوادی لنگرودی در زندان اوین جان باخت..
PAGEREF _Toc272614127 \h
435
انتقال مجدد شادي صدر به سلول انفرادي..
PAGEREF _Toc272614128 \h
435
خبرهایی از اوین - عماد بهاور تحت فشار برای اعتراف قرار
دارد
PAGEREF _Toc272614129 \h
437
شهادت یک جوان دیگر در زندان.
PAGEREF _Toc272614130 \h
438
حرکت تعداد زیادی از مردم تهران بسوی صدا و سیما
PAGEREF _Toc272614131 \h
439
فعال حقوق زنان در سلول انفرادی بند امنیتی 209.
PAGEREF _Toc272614132 \h
441
رویش یافتگان دوران رهبری علی خامنه ای..
PAGEREF _Toc272614133 \h
443
انتقال نبوی، تاج زاده، حجاریان و عربسرخی به زندان 66
سپاه
PAGEREF _Toc272614135 \h
447
دختر حجاریان : نگذارید پدرم را بکشند
PAGEREF _Toc272614136 \h
449
امیر جوادیفر دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین به شهادت رسید
PAGEREF _Toc272614137 \h
451
امیر جوادیفر دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین به شهادت رسید
PAGEREF _Toc272614138 \h
452
تصاویر دلخراش؛ آخرین عکس های دو جوان جان باخته.
PAGEREF _Toc272614139 \h
453
وقایع کهریزک، جنایت علیه بشریت..
PAGEREF _Toc272614140 \h
455
بازداشت يک فعال دانشجويي در کرمانشاه
PAGEREF _Toc272614141 \h
459
لباس شخصی ها
PAGEREF _Toc272614142 \h
461
محاکمه پنج جوان کرد به اتهام محاربه.
PAGEREF _Toc272614143 \h
463
انتقال برخی زندانیان اوين به نقطه ای نامعلوم در اصفهان.
PAGEREF _Toc272614144 \h
464
تداوم بازداشت اساتيد دانشگاه تهران.
PAGEREF _Toc272614145 \h
465
نگرانی نسبت به وضعیت نامعلوم شیوا نظرآهاری..
PAGEREF _Toc272614146 \h
466
جوانی که در نمازجمعه 26 تیر به شهادت رسید
PAGEREF _Toc272614147 \h
467
جعفر پناهی و مهناز محمدی به قيد ضمانت آزاد شدند
PAGEREF _Toc272614148 \h
469
گزارشی از تظاهرات روز گذشته رشت..
PAGEREF _Toc272614149 \h
469
دادستان پیشین دادگاه لاهه: احتمال وقوع «جنایت علیه
بشریت» در ایران.
PAGEREF _Toc272614150 \h
471
اشپیگل آنلاین: گزارش وبلاگ نویسان از شکنجهگاههای
ایران.
PAGEREF _Toc272614151 \h
473
علیرضا داوودی دانشجوی دانشگاه اصفهان چند ماه پس از
آزادی درگذشت..
PAGEREF _Toc272614152 \h
475
جوان دیگری در اثر شکنجه جان باخت..
PAGEREF _Toc272614153 \h
477
ایرانیان دیروز در بهشت زهرا پرچم روسیه را به آتش
کشیدند
PAGEREF _Toc272614154 \h
478
نامه
۱۲۰
آکادمیسین و دانشجوی
ایرانی خارج از کشور به شاهرودی: محمدرضا جلاییپور را آزاد کنید!
PAGEREF _Toc272614155 \h
479
حقه جدید مرتضوی: انتقال سعید حجاریان به یک منزل
سازمانی.
PAGEREF _Toc272614156 \h
489
اينجا خانه ندا آقا سلطان است , خانه اي كوچك با رنجي
عظيم
PAGEREF _Toc272614157 \h
491
ضرب و شتم و بازداشت شهروندان در اهواز.
PAGEREF _Toc272614158 \h
495
مدافعان حقوق بشر تحت شکنجه قرار دارند
PAGEREF _Toc272614159 \h
497
یک جانباز خود را از طبقه هفتم بیمارستان به پايين پرت
كرد
PAGEREF _Toc272614160 \h
499
کهریزک؛ چند سوله به هم پیوسته در گرمای کشنده کویر.
PAGEREF _Toc272614161 \h
499
احضار 7 دانشجوی دانشگاه هنر اسلامی تبریز به کمیته
انضباطی.
PAGEREF _Toc272614162 \h
503
به دار آویخته شدن سه نفردر اصفهان.
PAGEREF _Toc272614163 \h
504
راهپیمایی مادران عزادار در پارک لاله.
PAGEREF _Toc272614164 \h
505
10 تن دیگر از بازداشت شدگان امروز محاکمه شدند
PAGEREF _Toc272614165 \h
505
بابا آب داد - نامه فرزاد کمانگر.
PAGEREF _Toc272614166 \h
507
به
دو دلیل به زندانی سیاسی تجاوز می شود
PAGEREF _Toc272614167 \h
509
با توجه به فضای بسته اجتماعی و سیاسی در ایران جوانان برای ابراز عقاید خود به
فضای مجازی اینترنت میآیند.
وبلاگنویسی یکی از پر طرفدارترین کارها در بین جوانان ایرانی میباشد.
در سالهای اخیر شاهد حضور فزاینده وبلاگهای فارسی در اینترنت هستیم وآمار
جهانی نشان میدهد ایرانیها بزرگترین جامعه وبلاگنویسان اینترنتی را تشکیل
میدهند
هر کس با توجه به علایق شخصی به نقطه نظرات خود میپردازد.
من هم بعنوان یک وبلاگنویس چند سالی است که در فضای مجازی مینویسم در ابتدا از
علایق خود مینوشتم که شامل ورزش و حقوق بشر بود
و وبلاگ شخصی من دارای مطالب پراکنده و متفاوت بود.اوج کار من در ایران مربوط
بود به چاپ مطلبی در خصوص تجهیزات اتمی ایران که بدون هرگونه بازرسی گمرکی وارد
بندر انزلی میشد.
و اتفاقاتی که در پی این مطلب برای من رقم خورد.
بعد از مهاجرت اجباری و آوارگی با گروههای حقوق بشر در اروپا آشنا شدم و بر خود
واجب دانستم که در حوزه حقوق بشر بیش از پیش فعال باشم
ازینروشروع به افشای موارد نقض حقوق بشر کردم واین فعالیت ادامه داشت تا اینکه
بعد از کودتای انتخاباتی سال 88 به اوج رسید و از آنجائیکه در این اواخر رژیم
باخرید تکنولوژی فیلترینگ بسیار مجهز شده بود بسیاری از سایتهای خبری و حقوق
بشری که اخبار نقض حقوق بشر را به صورت واقعی در اختیار خوانندگان خود قرار
میدادند مسدود شدند .
رژیم بدنبال اخراج خبرنگاران خارجی و فیلتر سایت های خبری در پی بسته کردن
فضای خبررسانی بود و در خیال خود موفق بنظر میرسید.
در اینحال وبلاگنویسان و فعالان حقوق بشر با ایجاد وبلاگهای متعدد به جنگ
حکومت اسلامی در فضای مجازی رفتند تا مردم ایران رااز جنایات این حکومت به قول
خود اللهی مطلع کنند.
در اینراه بسیاری از فعالان حقوق بشری دستگیر و اعدام شدند و یا به حبسهای بلند
مدت محکوم شدند.
وبلاگ من از اولین وبلاگهایی بود که توسط سایبرارمی یا همان ارتش سایبری سپاه
هک شد.
آخرین پست وبلاگ من مربوط بود به نامه فرزاد کمانگر وبلاگنویس کرد که در آخرین
روزها ی قبل از اعدام برای ملتش نوشت.
من بعد از ایجاد وبلاگ جدید بر آن شدم که مطالب وبلاگ قبلی را بصورت کتاب در
آورم تا سندی باشد مکتوب از جنایات این رژیم اسلامی
محمد وهابی
پیش گفتار
در پی کودتای انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 وقایعی در ایران رخ داد که از
یک سو چهره پلید جمهوری اسلامی که خود را مقدس میپنداشت و از سوئی دیگر مظلومیت
ملتی در بند که بلوغ سیاسی اش را به رخ جهانیان می کشید را به نمایش گذاشت.
ناگهان اخبار تمام رسانه های تصویری جهان معطوف شد بر تظاهرات ملی سبز که تمام
خیابانهای ایران را سبز پوش کرده بودند.بی اختیار انسان به یاد شعر فدریکو
گارسیا لورکا شاعر اسپانیائی می افتاد که میگفت سبز توئی که سبز میخواهم سبز
باد و سبز شاخه ها.
ملت سبز ایران که سبزی و جوانی و طراوت را در چهره تک تک آنها می شد دید
تظاهرات آرام و بدون خشونت را برای پس گرفتن آرای خود آغاز کردند ولی گوئی
لرزه بر اندام رژیم انداخت و این بار با اعمال خشونت و در مرحله بعد قتل عام
جوانان و دانشجویان سعی در ایجاد رعب و وحشت در میان عموم مردم را داشت .مردم
سبز ایران که از خشونت بیزار بودند و مطالبات خود را به بهترین و متمدنانه
ترین روش یعنی تظاهرات بدون خشونت می خواستند
به بالای پشت بام خانه ها رفتند تا با سر دادن الله اکبر در شبانگاهان
اینبار با زبان خود حاکمان با آنها سخن بگویند ولی باز این نیروهای لباس شخصی
که گروههای خشونت طلب اسلامی تحت حمایت سپا ه و بیت رهبری هستند به منازل مردم
یورش بردند وآنها را به خاک و خون کشیدند.
خبر نگاران خارجی که سعی در انتقال اخبار به مراکز خود داشتند از کشور اخراج
شدند و چندین نفر در زندان محبوس گشتند.
سایتهای خبری فیلتر شد اینک وظیفه خطیری بر عهده تمام ایرانیان چه در داخل و چه
در خارج بود .
در حالیکه جهانیان تشنه اخبار از ایران بودند شرکتهای نوکیا و زیمنس با فروش
نرم افزارهای استراق سمع و فیلترینگ به یاری رژیم اسلامی شتافتند و برای
همیشه نزد ایرانیان منفور گشتند.
جوانان ایران با کمک تکنولوژی تلفن های همراه به ضبط تصاویر پرداختند و با
قرار دادن آنها بر روی وبلاگها و سایت
های خبری به دنیا نشان دادند که در کشوری که داعیه حکومت الهی را دارد چه
میگذرد.
قتل ندا آقا سلطان دختری که در تظاهرات شرکت کرده بود دنیا را لرزاند.
اینک تمام ذهنیت ها در مورد ایران و ایرانی عوض شده بود .
اکنون جهانیان حساب ملت ایران را از حاکمان جدا کرده بودند نامگذاری خیابانی
بنام ندا در ایتالیا و ایجاد بورسیه تحصیلی به نام او در دانشگاه معتبر
اکسفورد برای دانشجویان ایرانی در مقطع دکتری همه و همه از این حکایت داشت
که دنیا میخواست به ملت ایرام بگوید ما با شما همراهیم.
اما از آنجائی
که همیشه مسائل اقتصادی و قراردادهای تجاری برای تمام دولت
های اروپائی از اهمیت بیشتری از حقوق بشر برخوردار است لذا به مرور همه جنایت
ها به ورطه فراموشی سپرده شد.
ایرانیان در سراسر دنیا با برگزاری مراسم و تظاهرات به یاری هموطنان داخل
شتافتند .هزارن نفر از کشور آواره شدند.
هزاران نفر از دانشجویان و اقشار مختلف مردم در زندانها احکام طولانی مدت
دریافت کردند.
صدها نفر اعدام شدند .
ایران رتبه اول اعدام را که در گذشته در اختیار چین با یک میلیارد و سیصد
میلیون نفر جمعیت بود اکنون در اختیار دارد.
کشور های غربی فقط و فقط نظاره گر نقض حقوق بشر در ایران هستند چرا که برای
آنها قراردادهای نفتی و گازی و ترانزیت کالا در الویت است تا جان انسانهایی که
فقط میخواهند زندگی کنند و
بس.
ولی با تمام این نامهربانیها یاد سهرابها و
نداها و دیگر عزیزانمان همیشه زنده خواهد ماند روزی وطنمان را آزاد میکنیم و
صرفنظر از هر دین و
آئین تمام اقوام ایرانی در کنار هم زندگی خواهند کرد.
محمد وهابی
در پی اعلام نتایج
دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری
ایران و اعلام پیروزی دوبارهٔ
محمود احمدینژاد که از سوی برخی از تحلیلگران سیاسی بهعنوان
کودتا نامیده شد، تظاهراتی در خیابانها و میدانهای
تهران و همچنین برخی دیگر از شهرهای ایران، توسط هزاران تن از معترضان به
نحوهٔ شمارش آرا و حامیان
میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدینژاد در انتخابات، در تاریخ ۲۳ و ۲۴ خرداد
به راه افتاد. حامیان دولت ایران معمولا از اعتراضات نسبت به نتیجه انتخابات با
عنوان "جریان فتنه" و از شخصیت های مخالف دولت با عنوان "رهبران فتنه" نام می
یرند. این اعتراضات با سرکوب شدید نیروهای پلیس ضد شورش و حامیان شبهنظامی
حکومت در
سپاه و
بسیج روبرو شد؛ بهطوریکه شدت آن در تهران در دههٔ گذشته بیسابقه بود. در
روز ۲۵ خرداد، حدود ۳ میلیون نفر از معترضان با حضور
میرحسین موسوی،
محمد خاتمی و
مهدی کروبی در راهپیمایی بزرگی در خیابانهای مرکزی تهران از میدان امام
حسین تا
میدان آزادی شرکت کردند که بزرگترین راهپیمایی ضد دولتی از زمان
انقلاب بهمن ۱۳۵۷ لقب گرفت. هنگام پایان راهپیمایی در میدان آزادی با
آتشگشودن عدهای از نیروهای شبهنظامی، تعدادی از مردم کشته و زخمی شدندو در
بامداد همان روز با
حملهٔ خشونتبار نیروهای شبهنظامی به کوی دانشگاه تهران و سایر
دانشگاهها، تعدادی از دانشجویان کشته و زخمی گشتنددر تاریخ ۲۶، ۲۷ و ۲۸ خرداد
نیز، راهپیماییهای گسترده و آرام با شرکت صدها هزار تن از معترضان در
تهران برگزار شد.
در تاریخ ۳۰ خرداد و یک روز پس از سخنرانی
علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی در نخستین نماز جمعه پس از انتخابات ریاست
جمهوری، که در آن او مسئولیت هرگونه خونریزی را به عهده برگزارکنندگان
اعتراضها دانسته بود، با سرکوب معترضان توسط نیروهای پلیس و تیراندازی نیروهای
شبهنظامی، در تهران دستکم ۱۹ نفر کشته و عده بسیاری زخمی شدند و گروههای
مدافع حقوق بشر و گزارشهای غیر رسمی تعداد کشتهشدگان را بسیار بیش از این ذکر
کردند. درگیریهای پراکنده و مشابه دیگری نیز در روزهای پس از آن در نقاط مختلف
شهر تهران رخ داد.
صداوسیما، فرماندهان سپاه و بسیج و دیگر مسئولان حامی دولت، تظاهرات مردمی
را به عدهای «اغتشاشگر» نسبت دادند که در صدد برپایی
انقلاب مخملی هستند.
همچنین ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در هفتههای پس از انتخابات و در میان
اعتراضات، چهار هزار نفر از روزنامهنگاران، فعالان سیاسی اصلاحطلب و مردم
معترض را بازداشت کردند.
و چندین دادگاه برای محاکمه دستهجمعی برخی از آنان به اتهام اقدام به کودتای
نرم برای براندازی نظام جمهوری اسلامی برگزار گردید. با این حال تشکلها و احزاب
اصلاحطلب، برخی مراجع تقلید سرشناس و
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، نتایج انتخابات و دولت برآمده از آنرا
نامشروع دانسته و سرکوب معترضان و برگزاری دادگاهها را محکوم کردند. اعتراضات
مردمی در دهمین سالگرد
حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ماه،
نماز جمعه ۲۶ تیر تهران، چهلم جانباختگان و همزمان با مراسم تنفیذ حکم و
تحلیف ریاست جمهوری محمود احمدینژاد در ماه مرداد ادامه یافت و گزارشهای
زیادی درباره بدرفتاری با زندانیان، ضرب و جرح، آزار جنسی و قتل تعدادی از
دستگیرشدگان منتشر شددر ۲۰ نوامبر ۲۰۰۹ کمیته حقوق بشر
مجمع عمومی سازمان ملل در قطعنامهای سرکوب خشونتآمیز این تظاهراتها را
محکوم کرد پیشتر در ماه اوت، گروهی از کارشناسان مستقل سازمان ملل نسبت به
شکنجه و بازجوییهایی خشن در جریان محاکمه معترضان پس از انتخابات به شدت ابراز
نگرانی کرده بودند همچنین
یونسکو در گزارشی به موضوع کشتهشدن دانشجویان در پی حمله نیروهای بسیج به
کوی دانشگاه اشاره کرد.
در حالی که نگرانی از تقلب در
انتخابات همچنان ادامه دارد، هواداران کروبی امشب در برابر وزارت کشور اجتماع
می کنند و تا صبح در آن جا خواهند ماند.
به گزارش سحام نیوز، حامیان تغییر
امشب پس از پایان رای گیری مقابل وزارت کشور تجمع خواهند کرد. این حرکت خود جوش
تا صبح ادامه خواهد یافت، مردم با در دست گرفتن شمع اقدامی نمادین را در پاسخ
به جریانات دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهند کرد.
بنا بر این گزارش در بخشی از این
بیانیه: نظر به شعار” تغییر” و ذکر این مهم که “این با همه بیداریم” مقابل
وزارت کشور با روشن نمودن شمع کارکنان خدوم وزارت کشور را تا صبح همراهی خواهیم
کرد.
لازم به ذکر است مهدی کروبی نیز
پیش از این مردم را به بیداری و هوشیاری در ساعات شمارش آراء دعوت نموده بود.
وزارت کشور: اجتماع ممنوع است
ستاد انتخابات کشور در اطلاعیه
شماره
۱٣
اعلام کرد: برگزاری هرگونه تجمع از سوی هواداران نامزدهای انتخاباتی تا پایان
اعلام نتایج اخذ رای ممنوع است و پس از اعلام نتایج انتخابات نیز تجمعات باید
با اخذ مجوز از فرماندار شهرستان برگزار شود.
به گزارش خبرنگار مهر مستقر در
ستاد انتخابات کشور، متن اطلاعیه شماره
۱٣
ستاد وزارت کشور به شرح زیر است:
"به اطلاع هموطنان می رساند که برگزاری هرگونه تجمعی از سوی گروههای مختلف
سیاسی و هواداران نامزدهای انتخاباتی تا پایان اعلام نتایج اخذ رای ممنوع است و
پس ازاعلام نتایج انتخابات نیز تجمعات باید با اخذ مجوز از فرماندار شهرستان
برگزار شود."
در ادامه این اطلاعیه آمده است:
"با عنایت به فرمایشات صبح امروز مقام معظم رهبری امیدواریم با هوشیاری و درک
موقعیت و فضای حساس برگزاری انتخابات همه با هم بتوانیم محیطی آرام جهت برگزاری
انتخاباتی شکوهمند و افتخار آفرین فراهم آوریم."
ادعاهای متناقض
رسانه های وابسته به مهدی کروبی و
میرحسین موسوی، از ظهر روز جمعه از «پیروزی های قاطع» خود خبر می دهند.
سایت نوروز که هوادار میرحسین
موسوی است نوشته است: گزارش های دریافتی حاکی از برتری قاطع مهندس موسوی در
۱٣
استان بزرگ کشور تا هم اکنون است.
این سایت می افزاید: بر اساس اخبار
واصله تا این لحظه انتخاب مردم تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی، آذریابجان
غربی، اردبیل، خراسان، کرمان، سیستان و بلوچستان، کردستان، بوشهر، خوزستان و قم
میرحسین موسوی است و مردم این استان ها تا این لحظه او را به عنوان رییس جمهوری
انتخاب کردند.سحام نیوز که از مهدی کروبی هواداری می کند، در گزارش خود چنین
نوشته است:
طرفداران کروبی از ساعت اولیه صبح
امروز با حضور در شعب اخذ رای سراسر کشور، شور و نشاط زیبایی به انتخابات
بخشیدهاند.
به گزارش خبرنگاران سحام نیوز در
سطح کشور، حامیان مهدی کروبی کاندیدای اصلاح طلب دهمین دوره انتخابات ریاست
جمهوری از ساعت آغاز رایگیری با حضور بسیار قوی و پرنشاط خود در دهمین
انتخابات ریاستجمهوری کشور، نوید پیروزی مهدی کروبی در انتخابات را می دهد.
در بسیاری از شعب اخذ رای به دلیل
حضور پرنشاط مردم، صفوف فشردهای تشکیل شده و نشاطی، انتخابات ریاستجمهوری را
فراگرفته است.
ستاد مهدی کروبی از مردم عزیز و
حامیان درخواست کرده است که از ساعات اولیه صبح در انتخابات شرکت نمایند.
بر اساس این گزارش یکی از مقامات
با سابقه وزارت کشور از اول بودن کروبی در ١٦ استان خبر داده است.
آغاز انتخابات
انتخابات دهمین دوره ی ریاست
جمهوری اسلامی از صبح روز جمعه در سرتاسر ایران و همچنین شعب اخذ رای در
سفارتخانه ها و مراکز دیپلماتیک جمهوری اسلامی در خارج از کشور آغاز شده است.
در جریان این انتخابات، از میآن چهار کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان، یک نفر
به عنوان دهمین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب خواهد شد.
بنابه گزارش خبرگزاری ها، شرکت
مردم در انتخابات گسترده توصیف شده است و رقابت اصلی مابین میرحسین موسوی نخست
وزیر دهه ی شصت و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور فعلی صورت می گیرد. نتیجه ی این
انتخابات قرار است تا فردا ظهر اعلام شود.
صادق محصولی وزیر کشور دولت احمدی
نژاد که مسئولیت برگزاری انتخابات را بر عهده دارد، صبح روز جمعه اعلام کرد که
در چند ساعت نخست رای گیری بیش از
۵
میلیون رای به صندوق ها ریخته شده
است.
وی پیش بینی کرد بیش از هفتاد در
صد واجدان حق رای در این انتخابات شرکت کنند. مناظره های انتخاباتی و کارناوال
های بزرگ تبلیغاتی در یک هفته ی گذشته، فضای انتخاباتی در ایران را تغییر داده
و موجب توجه بیش از پیش مردم به این انتخابات شده است. در حالی که ستادهای هر
دو رقیب اصلی این انتخابات، مدعی برتری قاطع خود در جریان رای گیری ها هستند،
منابع خبری مستقل از شانس بیشتر میرحسین موسوی برای پیروزی گزارش داده اند.
با این حال سایه ی سنگین نگرانی از
تقلب و رای سازی بر فضای انتخابات سنگینی می کند و رقبای انتخاباتی احمدی نژاد
و ستادهای آن ها همچنان به هشدارهای پی در پی خود در این مورد ادامه می دهند.
روز گذشته میرحسین موسوی در نامه
ای به آیت الله خامنه ای نگرانی خود را در این زمینه اعلام کرد و همچنین مهدی
کروبی در نامه ی خود خطاب به وزیر اطلاعات، فرمانده ی نیروی مقاومت بسیج و
فرمانده نیروی انتظامی خواست از دخالت در کار انتخابات و رای سازی خودداری
کنند.
رهبر حکومت که در نخستین ساعات
شروع رای گیری، رای خود را به صندوق انداخت، انتخابات را مظهر حضور فعال، پرشور
و زنده مردم در عرصه سیاسی کشور و آزمون بزرگ ملی دانست و با اشاره به شور و
شوق و تحرک بالای انتخاباتی در کشور خاطرنشان کرد: انتظار داریم با توفیق الهی
و حضور متراکم مردم در پای صندوقهای رأی، ملت بزرگ ایران از یک امتحان بزرگ
دیگر سربلند بیرون آید. وی بار دیگر از مردم دعوت کرد به پای صندوق های رای
بیایند و «حق و تکلیف شرعی و عقلایی» خود را ادا کنند. وی تصریح کرد:
مردم با رشد، کمال و بلوغ عقلانی
خود اجازه ندادند در این صحنه پرشور حادثه تلخی بوجود آید.
وی همچنین گفت: امیدوارم مردم
مانند همیشه با آرامش، متانت، صبر، حلم، وقار و سکینه روحی خود، تلاش بدخواهان
را برای ایجاد تشنج ناکام بگذارند چرا که این تشنج به ضرر کشور و آرای مردم
است.او همچنین به برخی شایعه سازی ها و نقل و قول از جانب وی در روزهای گذشته
اشاره کرده و افزود: مردم به این شایعات، و دیگر شایعات در خصوص بخشهای مختلف
انتخابات، که ساخته انسانهای ناسالم است توجه نکنند.
میرحسین موسوی هنگام انداختن رای
خود به صندوق خواستار وصل پیامکها و حضور نمایندگان کاندیداها بر سر صندوقها
برای نظارت بیشتر بر انتخابات شد.
به گزارش ایلنا، وی که همراه با
همسر خود برای رای دادن در محل اخذ رای حاضر شده بود، از مسوولین ذیربط که از
ورود نمایندگان کاندیداها بر سر صندوقها جلوگیری بعمل آوردند، برای رفع این
مشکل استمداد کرد و گفت:
در حال حاضر ارتباط پیامکی در کشور
قطع شده و برخی نمایندگان ما را از حضور در شعب و نظارت بر صندوقها منع کردند
و به ما اجازه نظارت نمیدهند که ما انتظار داریم مسوولان این مشکلات را هرچه
زودتر رفع کنند.
مهدی کروبی یکی دیگر از کاندیداهای
ریاست جمهوری نیز بعد از انداختن رای خود به صندوق گفت: هر شخصی رئیس جمهور شود
از او حمایت میکنیم.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری
فارس حجت الاسلام مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهور بعد از
انداختن رای خود در صندوق در جمع خبرنگاران حاضر شد و در پاسخ مبنی بر اینکه
توصیه شما به کاندیداها و گروه ها و احزاب بعد از اعلام نتایج انتخابات چیست
گفت:
همه ما تلاشمان این بود و بارها می
گفتم که انتخابات پرشور و با نشاط باید باشد و به لطف خدا و همت مردم این
انتخابات کاملا پرشور است.
وی افزود: کارها تا به حال به خوبی
انجام شده و اگر جاهایی گره ای بوده و تماس گرفتیم و آن هم حل شد و الحمد الله
اوضاع خوب است.
کاندیدای دهمین دوره انتخابات
ریاست جمهوری خطاب به مراجع نظارتی و اجرایی توصیه کرد: کمال دقت در انتخابات
باید رعایت شود تا این شور و نشاط کاملا ادامه داشته باشد و از آراء مردم امانت
داری شود که انشاء الله میشود.
کروبی خطاب به هواداران خود گفت:
وقتی نتایج اعلام میشود همه ما
باید قبول کنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم و اگر به مرحله دوم رفت باز هم از
آرای مردم امانت داری کنیم.
محمود احمدی نژاد بعد از انداختن
رای خود به صندوق صحبتی از پیروزی خود نکرد. وی گفت انتخابات تکمیل کننده حلقه
حضور مردم و تجمیع اراده ملت است، که حضور مردم راه را برای کارهای بزرگتر،
تصمیمات عظیمتر و حرکت روشن تر هموار میسازد. او با تشکر صمیمانه از حضور
مردم تاکید کرد:
تصمیم قاطع، انقلابی و روشن مردم
آیندهای روشن و سرشار از پیشرفت را در فراروی ملت قرار میدهد.
بنابه گزارشات رسیده از تهران، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در دانشگاه تجمع
کردند و
قصد خارج شدن از دانشگاه و حرکت در خیابانها را دارند.
از صبح امروز دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در دانشگاه تجمع کردند و قصد خارج
شدن از دانشگاه و حرکت در خیابانها را دارند ولی حراست دانشگاه از خروج اعتراض
آمیز دانشجویان به سمت خیابان ممانعت می کند و درب دانشگاه را بسته اند.
دانشجویان که تعداد آنها بسیار زیاد می باشد اقدام به دادن شعارهایی مانند :
مرگ بر دیکتاتور و نصرا من الله و فتحوا غریب مرگ برا این دولت مردم فریب و
شعارهای دیگر.
از طرفی دیگر مردم و جوانان با شنیدن شعارهای دانشجویان به سمت درب دانشگاه
صنعتی شریف حرکت کردند و در حال حاضر در آنجا تجمع کرده اند تخمین زده می شود
که تعداد مردم و جوانان در مقابل درب دانشگاه به چند هزار نفر می رسد. جوانان
ضمن همراهی با دانشجویان شعارهای مرگ بر دیکتاتور را بصورت هماهنگ تکرار می
کنند. جو این محیط بسیار متشنج گزارش شده است.
نیروهای وزارت اطلاعات و گارد ویژه در آنجا و خیابانهای اطراف مستقر شدند و هر
لحظه بر تعداد آنها افزوده می شود و خود را آماده یورش به جوانان می
کنند.جوانان معترض بدون ترس و واهمه علیرغم اینکه در محاصرۀ آنها هستند رو در
روی نیروهای سرکوبگر قرار دارند و شعار میدهند.
نیروهای گارد ویژه به صورت گسترده در مسیر آزادی – انقلاب ایستاده اند و حرکت
را تقریبا غیر ممکن کرده اند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به سرکوب خونین جوانان و دانشجویان
هشدار میدهد و آنرا محکوم می کند و از مراجع بین المللی خواستار محکوم کردند
سرکوبهای وحشیانه مردم ایران است
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
24 خرداد 1388 برابر
با 14 ژون 2009

بنابه گزارشات رسیده از بیمارستان
هزار تختخوابی شب گذشته نیوهای گارد ویژه به اورژانس این بیمارستان یورش بردند
وقصد دستگیری زخمی شدگان درگیریهای روز گذشته را داشتند.
حوالی ساعت 01:30 انبوهی از
نیروهای گارد ویژه همراه با مامورین وزارت اطلاعات به بخش اورژانس بیمارستان
1000 تختخوابی تهران (خمینی) یورش بردند. آنها با پزشکان و پرستاران معالج زخمی
شدگان درگیریهای روز گذشته وحشیانه برخورد کردند . نیروهای وزارت اطلاعات که
همراه با گارد ویژه به این بیمارستان یورش برده بودند خواستار دستگیری زخمی
شدگان و همراهان آنها بودند که با مقاومت و ایستادگی پزشکن و پرستاران معالج
مواجه شدند. نیروهای امنیتی وقتی که با ایستادگی پرسنل بخش اورژانس این
بیمارستان مواجه شدند تهدید به بازداشت آنها نمودند. برخورد وحشیانه و غیر
انسانی مامورین وزارت اطلاعات و گارد ویژه با پرسنل معالج بخش اورژانس این
بیمارستان برای مدت طولانی ادامه داشت و کادر درمانی در این مدت قادر به ادامه
معالجه زخمی شدگان نبودند. وضعیت بعضی از زخمی شدگان وخیم بود و همچنین بر
تعداد انتقال افراد زخمی شده افزوده می شد.
بنابه گفتۀ زخمی شدگان و همراهان
آنها این درگیری تا ساعت 03:30 ادامه داشت . وبا مقاومت پرسنل شریف این بخش و
همراهان زخمی شدگان مامورین وزارت اطلاعات و گارد ویژه از آنجا پس رانده شدند .
اکثر زخمی شدگان بخاطر ترس از
دستگیری بصورت سطحی مورد درمان قرار می گیرند و علیرغم شرایط و خیم بعضی از
آنها که دچار زخمهای عمیق و خطرناک هستند در سطح پانسمون خود اکتفا می کنند و
با آن شرایط به منازل خود بازمی گردند.
عملکرد مامورین وزارت اطلاعات
یادآور اعمال آنها در دهۀ 60 می باشد که زخمی شدگان آن زمان را از تخت
بیمارستان دستگیر می کردند و به زندان منتقل می شدند.
در درگیریهای دیروز حتی
بیمارستانها و پرسنل آنها که به صرف انجام وظیفه انسانی و شغلی خود عمل می
کردند در امان نبودند و مورد یورش و اهانت و تهدید به دستگیری می شدند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران، یورش به بیمارستانها و تهدید کادر درمانی آن به دستگیری به صرف انجام
دادن وظیفه شغلی خود و اقدام به دستگیری زخمی شدگان که در شرایط بسیار حاد
هستند را محکوم می کند و از مراجع بین المللی برای پایان دادن به اینگونه
جنایتها خواستار اقدامات عملی است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
24 خرداد 1388 برابر با 14 ژون
2009
بنابه گزارشات رسیده از
بیمارستانهای مختلف تهران ، در اثر درگیریهای خونین امروز تعداد زیادی زخمی و
به بیمارستانهای مختلف منتقل شدند وضعیت بعضی از زخمی شدگان وخیم می باشد.
اعتراضات گسترده مردم تهران که در نقاط مختلف ادامه دارد دامنۀ آنها به
دانشگاه تهران کشیده شده دانشجویان کوی دانشگاه اقدام به ترتیب دادن اعتراضات
گسترده نمودند . آنها با سر داد شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور وارد خیابانها
شدند .
از طرفی دیگر هر لحظه بر تعداد اعتراض کنندگان در سطح تهران افزوده می شود و
درگیری جوانان با نیروی گارد ویژه ،نیروی انتظامی و امنیتی ابعاد تازه ای به
خود گرفته است جوانان با سنگ به مقابله برخواستند و در بعضی از نقاط تهران
درگیریها به کوچه ها کشیده شده است .
برخورد نیروهای سرکوبگر وحشیانه می باشد .آنها افراد را به شدت مورد ضرب وشتم
قرار میدهند.
در حال حاضر تعداد زیادی از جوانان که در درگیریها زخمی شدند به بیمارستانها
مختلف تهران منتقل شدند . اسامی بعضی از مردم تهران و جوانان که در یورشهای
وحشیانه زخمی شده اند به قرار زیر می باشد.
- ذبیح الله محمدی 67 ساله ،
- زهره صادقي 19 ساله ، شكستگي دست
- فاطمه سيدي 26 ساله ، جراحت از ناحيه سر و گردن
- سعيده يار احمدي 23 ساله جراحت از ناحيه دست و شكستگي پا
- علي محمدي 30 ساله ، چاقو خورده جراحت از ناحيه دست
- جعفر اكبري پور 29 ساله ، جراحت از ناحيه دست و سر و پشت
- سينا تكابي مكري 17 ساله شكستگي پا
- آرش پور جبار 18 ساله ، جراحت از ناحيه پهلو و صورت
- ليلا مبين 22 ساله جراحت از ناحيه سر و دست
- اصغر حيدري 43 ساله جراحت از ناحيه پا
- نيلوفر جهانگيري 25 ساله جراحت از ناحيه صورت و دست
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش وحشیانه به اعتراض کنندگان و مورد
ضرب وشتم قرار دادن آنها را محکوم می کند .
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
23 خرداد 1388 برابر
با 13 ژون 2009
اطلاعیه مطبوعاتی
با اعلام نتایج آرای انتخابات
دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، شائبهی ناصحیح بودن و تقلب در این انتخابات
از سوی دو نامزد اصلاح طلب ریاست جمهوری اعلام شد و دیگر نامزد اصولگرا نیز با
بیان ابهامهای موجود خواستار در اختیار داشتن اطلاعات راجع به آراي شمارش شده
در اسرع وقت شد.
همزمان با این موضوع مردم معترض
به نتایج انتخابات دامنهی اعتراض خود را با آغاز راهپیماییهای مسالمت آمیز و
خودجوش به خیابانها کشاندند. خشونتها در برخی شهرهای ایران از روز گذشته پس
از آنکه آیتالله علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی محمود احمدینژاد را پیروز
انتخابات معرفی کرد، آغاز شد.
حمله به ستادها
روز جمعه 22 خردادماه نیروهای لباس
شخصی به تعدادی از ستادهای نامزدهای اصلاح طلب یورش بردند و اقدام به اختلال در
کار یا پلمپ اماکن مورد اشاره کردند. یکی از مهمترین برخوردها مربوط به ستاد
انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در منطقهی قیطریه تهران بود که ضمن ضرب و شتم
حضار، پخش تلویزیون اینترنتی این کاندیدا که در دفتر مورد اشاره صورت میگرفت،
متوقف شد. همچنین پخش تلویزیون اینترنتی محسن رضایی دیگر کاندیدا نیز در همین
زمان متوقف شد.
در ادامه، ستاد مرکزی مهندس موسوی
که در خیابان شیخهادی تهران قرار دارد، امروز یکشنبه با یورش نیروهای امنیتی
روبه رو شد و جمعیتی که برای تجمع در این منطقه حاضر شده بودند مورد ضرب و شتم
قرار گرفتند.
درگیریهای خیابانی
از ساعت 15 روز گذشته مورخه 23
خردادماه تجمعهای اعتراضی با حضور هزاران شهروند معترض در شهر تهران آغاز شد و
تا زمان تنظیم این گزارش دامنهی آن به شهرهای مختلفی چون تبریز، شیراز، مشهد،
رشت، اردبیل، گرگان، کرج و بابل کشیده شده است.
برخورد خشونت آمیز نیروهای نظامی
با مردم معترض که دراکثر مناطق به اعتراضهای کاملا مسالمت آمیز دست زده بودند
بر دامنهی خشونت و خسارتهای این درگیریها افزود، منابع موثق گزارش دادند از
نیمه شب گذشته پس از آماده سازی زندان اوین از نظر مکانی، حداقل 900 شهروند
بازداشت شده از بازداشتگاهها و اماکن مختلف شهر تهران به بندهای 240، 209 و
قرنطینه اندرزگاه 7 زندان اوین منتقل شدند. هر چند تعداد بازداشت شدهگان بیش
از این تعداد ارزیابی میشود. در زمان انتشار این اطلاعیه درگیریها و
اعتراضهای خیابانی همچنان در اقصی نقاط کشور ادامه دارد.
فیلترینگ سایتها
از فردای روز اعلام نتایج،
سایتهای مختلفی که برای اطلاع رسانی در مورد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری
پیشبینی شده بود نیز فیلتر شد و حتا سایتهای خبری که در طول روزهای سال به
طور عادی به خبررسانی مشغول هستند نیز در محاق فیلتر گرفتار شد.
همزمان با اعلام نتایج انتخابات و
آغاز اعتراضات، شبکه های اجتماعی و سایتهای خبری چون توییتر، فیس بوک، صدای
امریکا، بی بی سی، هرانا و همینطور آفتاب نیوز، آینده، یاری، نوروز، جمهوریت،
انتخاب، قلم نیوز و شهاب نیوز، تریبون، خرداد ،تغییر ،بنیان ،امروز،سیفا ،فرارو
، اصلاحات ،یاری ،هم میهن ،کلمه ،سلام ،سحام و نیز سایت ایلنا، .... از سوی
کمیته فیلترینگ فیلترگذاری شده و اینترنت در ایران آنچنان با اختلال و سرعت
پائین روبه رو است که عملا گردش اطلاعات از طریق اینترنت نیر امکان پذیر نیست.
توقیف روزنامهها
روزنامههایی چون یاس نو برای
چندمین بار در روزهای انتخاباتی توقیف شدند و محدودیت توزیعی برای تعدادی از
روزنامه ها پیش از آغاز رای گیری اعمال شده بود، نشریه کلمه سبز تنها نشریه
توقیف شده در محدوده زمانی پس از اعلام نتایج است.
قطع موبایل و سرویس پیام کوتاه
به دنبال قطع شدن سیستم پیامک کلیه
اپراتورهای تلفن همراه از پنجشنبه شب گذشته، از شامگاه روز شنبه، خطوط تلفن
همراه در شهر تهران قطع شده است و برقراری ارتباط میان مشترکان امکانپذیر
نیست.
بازداشت گستردهی فعالان سیاسی
علاوه بر صدها دستگیر شدهی معترض
خیابانی، نیروهای امنیتی اقدام به بازداشت تعداد بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی
که شمار آنان دست کم صد و پنجاه تن تخمین زده میشود و اکثرا از اعضای برجستهی
احزاب مشارکت، مجاهدین انقلاب، نهضت آزادی و ملی مذهبیها هستند، کردند، علاوه
بر ده روزنامه نگار، افرادی که بازداشت آنها تائید شده است عبارتند از :
بهزاد نبوی، محسن میردامادی، رضا
خاتمی، عبدالله رمضان زاده، مصطفی تاجزاده، سعید شریعتی، احمد زیدآبادی، تقی
رحمانی، رضا علیجانی، هدی صابر، زهره آقاجری، زهرا اشراقی، کیوان صمیمی، عماد
بهاور، علی پورخیری، شاهین نوربخش، علی تقی پور، محمد شکوهی، اشکان مجللی، میثم
ورق چهر، مهندس مجتبی موسوی، علیرضا رجایی، غلامحسین کرباسچی، محمد عطريانفر،
همچنین گزارشات تائید نشده ای از بازداشت آقایان رضا تاجیک، محمدعلی ابطحی،
سعید حجاریان، محسن امین زاده و خانم سمیه توحیدلو خبر میدهد.همچنین منابع
دانشجویی از یورش نیروهای امنیتی به منازل فعالان این حوزه گزارش میدهند.
لازم به توضیح است گزارشهایی از
آزادی محسن میردامادی، محمدرضا خاتمی، زهره آغاجری و سعید شریعتی دریافت شده
است.
جمع بندی
عملکرد نیروهای نظامی و امنیتی در
قبال مردم معترض که تا کنون تعداد زیادی زخمی و بازداشت شده به جای گذاشته است،
قطع سیستمهای ارتباطی و جلوگیری از گردش آزاد اخبار و اطلاعات به همراه
بالاگرفتن شرایط امنیتی کشور که همزمان با تداوم بازداشتهای گستردهی فعالان
سیاسی و مدنی شده است نگرانیهای مجموعه در خصوص بستهتر شد و امنیتی شدن فضا
را دو چندان کرده است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
معتقد است برگزاری انتخاباتی که توام با حراست و حفاظت از آرای رایدهنده باشد
رکنی اجتناب ناپذیر در تائید مشروعیت حکومتها و برقراری نظام مردم سالار محسوب
میشود، هر چند مسئولان مربوطه در خصوص مسائل مطرح شده از سوی سه کاندید دیگر و
شائبهی تقلب اعلام موضع نکردهاند اما شفافسازی در مسئلهی انتخابات و آرای
ملت را یقینا تنها راه پایان دادن به فضای خشونت و ناامنی در جامعه میدانیم.
امید است مسئولان با درک صحیح شرایط و با یادآوری وظایف قانونی خود در حمایت و
حراست از مردم و بالطبع آرای آنان، اقدامات لازم را در اسرع وقت در قبال
اعتراضات جاری و شبهات موجود برای پایان دادن به شرایط امنیتی و خشونت های
بیشتر در جامعه مبذول نمایند.
دبیرخانه مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران
تهران – 24 خرداماه
1388
بامدادخبر- گروه دانشگاه: پس از
پایان تجمع دانشجویان دانشگاه تهران در محل پردیس مرکزی این دانشگاه که عصر روز
شنبه برگزار شدهبود و با دخالت نیروهای پلیس ضد شورش و ورود آنها به دانشگاه
در داخل و خارج دانشگاه به تشنج کشدهشد، دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران،
شنبه شب ساعت
۲۰، با
تجمع در خیابان امیرآباد( کارگر شمالی) و در مقابل کوی با تحصنی آرام اعتراض
خود را به تقلب آشکار در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نشان دادند.

اما حرکت مدنی دانشجویان دیری
نپایید و درست ٣۰
دقیقه بعد نیروهای امنیتی و پلیس با حمله به تجمع دانشجویان سعی در بازگرداندن
آنها به داخل کوی دانشگاه را داشتند که با مقاومت دانشجویان و غلبه آنها بر
نیروهای امنیت همراه شد و دانشجویان موفق شدند صف نیروهای پلیس و امنیتی را تا
چهارراه امیرآباد به عقب برانند.
اما با حضور گارد ضد شورش از ساعت
۲۱:٣۰ در
خیابانهای اطراف کوی و استفاده مداوم از گاز اشکآور دانشجویان ناگزیر به داخل
کوی گریختند. ولی همچنان تعقیب و گریزها در خیابان امیرآباد و تجمع دانشجویان
داخل کوی دانشگاه ادامه دارد. این در حالی است که باران گاز اشکآور داخل کوی و
حتی داخل اتاقهای ساختمانها ادامه دارد، به طوری که دانشجویان برای مقابله با
اثرات استنشاق گاز اشکآور در تمام نقاط کوی آتش بر پا کردهاند و در موارد
بسیاری برای تهیه سوخت آتش خود به سوزاندن کمدهای شخصیشان روی آوردهاند. با
این حال به گزارش ساکنان کوی دانشگاه تهران، باران گاز اشکآور همچنان ادامه
دارد و نفس کشیدن در محوطه کوی و ساختمانهای آن بسیار سخت و حتی ناممکن
شدهاست.
این در حالی است که وضعیت کوی
دانشگاه تهران هر لحظه ملتهبتر میشود و علیرغم وضعیت بد و بحرانی بسیاری از
ساکنان، هیچ یک از دانشجویان اکنون در اتاقهای خود به سر نمیبرند و به گزارش
خبرنگار بامدادخبر در کوی دانشگاه تهران، در اثر حمله نیروهای ضد شورش طبقه سوم
ساختمان
۲٣ به
آتش کشیده شدهاست و ساکنان ساختمانهای نزدیک به در کوی دانشگاه ساختمانهای
خود را به کل تخلیه کردهاند. این در حالی است که برق و گاز بسیاری از
ساختمانهای کوی از ساعات اولیه شنبه شب تا کنون قطع بودهاست.
دانشجویان هماکنون در مقابل درهای
کوی دانشگاه سنگربندی کردهاند و با بر پا کردن آتش مانع از حضور نیروهای
امنیتی و گارد ویژه به داخل کوی میشوند، ولی حمله نیروهای ضد شورش همچنان
ادامه دارد و به فاصله
۵
دقیقه یک بار تیر هوایی شلیک میشود و نیروهای ضد شورش از تیرهای پلاستیکی برای
مقابله با دانشجویان استفاده میکنند که موجب صدمه و جراحت شدید بسیاری از
دانشجویان شدهاست. این در حالی است که در اثر حملات نیروهای ضد شورش بانک
صادرات نزدیک کوی به آتش کشیده شدهاست و نیروهای ضد شورش اقدام به شکستن
شیشههای بانک ملی و دیگر ادارات دولتی نزدیکی کوی دانشگاه کردهاند.
بنا به گزارش خبرنگار ما در محل
کوی دانشگاه تهران، تا کنون خبری از دستگیری دانشجویان در دست نیست و در فضای
ملتهب کوی امکان این نیست که از محل دقیق دانشجویان آگاهی به دست آید و با توجه
به قطع بودن همه امکانات ارتباطی از جمله خطوط تلفن، موبایل و اینترنت در کوی
دانشگاه تهران؛ دانشجویان عملاً در وضعیت محاصره خبری و اطلاعاتی قرار
گرفتهاند که موجب نگرانی بیشتر آنها میشود. ولی هر لحظه امکان یورش شدید
نیروهای امنیتی و پلیس ضد شورش به داخل کوی وجود دارد و دانشجویان حتی از جان
خود نیز بیم دارند. این زد و خورد و تظاهرات تا پاسی از بامداد یکشنبه
بیستوچهارم خرداد ماه، هنوز ادامه دارد.











گزارش ها از ایران حاکیست که نیروهای امنیتی دولت ایران بامداد دوشنبه در پی
تجمع اعتراض آمیز دانشجویان در خوابگاه دانشگاه تهران واقع در خیابان کارگر
شمالی به آنجا یورش برده اند که به گفته شاهدان عینی در اثر تیراندازی نیروها
تعدادی دانشجو زخمی و تعدادی نیز دستگیر شده اند.
همزمان در اصفهان نیز نیروهای دولتی به محوطه دانشگاه صنعتی اصفهان یورش برده
اند که طی آن نیز دانشجویان هدف ضرب و شتم قرار گرفته اند و دانشگاه تحت محاصره
قرار گرفته است.
یک شاهد عینی که نخواست نامش فاش شود در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که حدود
ساعت سه صبح گروهی از دانشجویان کنار در کوی دانشگاه، خوابگاه دانشجویان
دانشگاه تهران، تجمع کرده بودند و شعار می دادند که نیروهای گارد ویژه و انصار
حزب الله وارد محوطه کوی و سپس تعداد زیادی از ساختمان ها شدند.
Basij hat eine junge Frau in Teheran erschossen
Samstag, den 20. Juni Teheran
Eine junge Frau, die neben ihrem Vater stand und die Proteste ansah, wurde
von einem basij Mitglied erschossen, das sich auf der Dachspitze eines
Zivilhauses versteckt hatte. Er hatte freien Schuss am Mädchen und könnte
sie nicht verfehlen. Jedoch zielte er gerade ihr Herz. Ich bin ein Doktor,
also eilte ich, um zu versuchen, sie zu retten. Aber die Auswirkung des
Schusses war so heftig, dass sie in weniger als 2 Minuten starb. Der Film
wird von meinem Freund aufgenommen, der neben mir stand. Informieren Sie
bitte die Welt
:Video ansehen
http://www.youtube.com/watch?v=nepKHEFCd0Y
http://www.youtube.com/watch?v=mzZGirbLiUo
١ـ
هر کس حق دارد که در اداره امور کشور خود، خواه مستقيماً و خواه با انتخاب
نمايندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند شرکت جويد
٢ـ
هر کس حق دارد با تساوی شرايط، به مشاغل عمومی کشور خود نائل آيد
٣ـ اساس و منشاء قدرت حکومت، اراده مردم است، اين اراده بايد بوسيله انتخاباتی
ابراز گردد که از روی صداقت و بطور ادواری صورت میپذيرد، انتخابات بايد عمومی
و با رعايت مساوات باشد و با رأی مخفی و يا طريقهای نظير آن انجام گيرد که
آزادی رأی را تأمين نمايد


به طور مکرر خبر میرسه و بچه های
اورژانس هم تایید کردند که لباس شخصیها میان بین جمعیت و ناغافل به مردم چاقو
میزنند و غیب میشن. مراقب باشین
خبرنامه اميركبير: در پي تجمعات
دانشجويان دانشگاه شيراز كه در اعتراض به شيوه برگزاري انتخابات
۲۲
خرداد در روز هاي شنبه و يكشنبه ،
۲۳
و
۲۴
خرداد برگزار شد، نيروهاي امنيتي و
سازمان يافته با يورش به داخل دانشگاه، دانشجويان را به شدت مورد ضرب و شتم
قرار دادند.
وضعيت
چند تن از اين دانشجويان وخيم گزارش شده است.
همچنين ظهر امروز چند ون نيروي
انتظامي ضمن محاصره كتابخانه خوارزمي دانشگاه شيراز و پرتاب گاز اشك آور، به
سمت دانشجويان هجوم آوردند و ضمن ضرب و شتم دانشجويان در حدود
۱۰۰
تن از آنان را بازداشت كردند. در
حين اين اقدام مسئولين كتابخانه خوارزمي از جمله دكتر خياطيان كه قصد داشتند
مانع از ورود نيروهاي انتظامي به دانشگاه شوند نيز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
در پي اين اقدام محمد هادي صادقي
رئيس دانشگاه شيراز از سمت خود استعفا داد و صبح فردا، ساعت
۱۰
صبح اساتيد و مسئولين دانشگاه
شيراز در محل مديريت دانشگاه در اعتراض به اين يورش تجمع برگزار خواهند كرد.
شنيده ها حاكي از آن است كه دانشجويان نيز به اين جمع خواهند پيوست.
فضاي شهر شيراز نيز به شدت ملتهب
است. شب گذشته در خيابان ملاصدراي شيراز تجمعي برگزار شد كه با هجوم نيروهاي
امنيتي به خشونت كشيده شد. عصر امروز نيز در خيابان ملاصدارا تا دانشگاه شيراز
نيروهاي امنيتي به فاصله يك متر قرار داشتند و با هجوم به دانشگاه، مردم و
دانشجويان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
همچنين از ساعاتي پيش نيروهاي
انصار و بسيج به دانشجويان متحصن در دانشگاه فردوسي مشهد حمله كرده اند.
گزارش ها حاكيست كه اين درگيري
اطراف در شمالي دانشگاه فردوسي مشهد رخ داده است. خيابان هاي باهنر، وكيل آباد
و ديگر خيابان هاي منتهي به دانشگاه فردوسي مشهد هم اكنون محاصره شده اند و
امكان عبورومرور مردم وجود ندارد.
هر لحظه احتمال حمله نيروهاي گارد
ويژه و انتظامي به داخل دانشگاه مي باشد. دانشجويان در محاصره هستند و در هاي
دانشاه بسته شده است و امكان خروج دانشجويان از دانشگاه وجود ندارد.
تعداد نامعلومي از دانشجويان نيز
بازداشت شده اند.
گفتني است در اعتراضات روز گذشته
شهر مشهد مهدي عبايي رئيس جبهه مشاركت منطقه خراسان و امير اقتناعي رئيس ادوار
تحكيم وحدت منطقه خراسان در حالي كه براي گفتگو در بيت ايت الله شيرازي حاضر
شده بودند، بازداشت شده اند.
تصاويري از مجروحين و كشته شدگان






اخبار رسيده از اورميه از شكنجه و ضرب و شتم بيرحمانه شركت كنندگان اعتراضات سه
روز گذشته در اين شهر حكايت مي كند. طبق گزارش همكاران گروه خبري اورمونيوز شهر
اورميه بعد از دوم خرداد
۱۳۸۵
تا كنون شاهد چنين جو رعب و وحشتي
نبوده است.
بازداشت شدگان كه تعداد آنها بيش از
۳۰۰
نفر گزارش شده است ابتدا به مراكز
مختلف از جمله اداره آگاهي واقع در كوي مخابرات٬ كلانتري
۱۷
در حوالي ترمينال شهري٬ چند مركز
اطلاعاتي٬ امنيتي و انتظامي در اطراف چهار راه دانشكده و رودخانه شهرچاي اورميه
منتقل شده٬ با چماق و باتوم مورد حمله بيرحمانه مأموران قرار گرفته اند.
بنا به گزارشها در مورد هويت تمام بازداشت شدگان بعد از كتك زدن آنها تحقيق مي
شود. عده اي از بازداشت شدگان كه مأموران آنها را با عنوان «تجزيه طلبان با
سابقه» و «پان توركيستها!» صدا مي كرده اند به مراكز ديگر منتقل شده اند. اينها
عمدتا كساني هستند كه سابقه شركت و يا دستگيري در اعتراضهاي روز جهاني زبان
مادري٬ آغاز مدارس٬ اعتراضات خردادماه آذربايجانيها و مراسمهاي
۲۱
آذر را داشته اند.
افراد بدون سابقه [كيفري] كه كمتر از
۲۵
سال دارند٬ پس از تحمل ضربه هاي
لگد٬ باتوم و چماق مأموران در صورت مراجعه خانواده و سپردن كفالت آزاد شده و
مسنترها به مراكز امنيتي تحويل داده مي شوند.
يك شهروند اورميه اي كه پسر
۲۱
ساله خود را از يكي از كلانتري ها
تحويل گرفته در گفتگو با همكاران گروه خبري اورمونيوز حال فرزندش را بسيار وخيم
گزارش كرده است. مأموران دست پسرش را شكسته و دندانهاي فك پايين او را خرد كرده
اند. اين جوان اورميه اي به همراه هشت نفر ديگر در حياط يكي از كلانتري ها مورد
حمله حدود
۲۰
مأمور چماق به دست قرار گرفته است.
از سوي حدود ده مأمور يگان ويژه به يك خوابگاه دخترانه واقع در پشت اداره آگاهي
در كوي مخابرات اورميه حمله كرده٬ پس از زخمي كردن مسئول خوابگاه كه مانع ورود
آنها شده بود٬ وارد اتاقها شده و موبايل تمام دانشجويان را ضبط كرده اند. به
گزارش خبرنگار اورمونيوز عده اي از دانشجويان از پنجره هاي مشرف به محوطه اداره
آگاهي از جواناني فيلمبرداري كرده اند كه پيراهنشان بالاي سرشان كشيده شده و
زير ضربه هاي سنگين مأموران قرار داشتند.
عليرغم اينكه خطوط اينترنتي در اورميه به طور كامل قطع نشده٬ از ظهر روز دوشنبه
۲۵
خردادماه امكان فرستادن هر گونه ايميل و يا حتي وارد شدن به تمام سايتهاي داراي
سرويس پست الكترونيكي غيرممكن شده است.
بنابه گزارشات
رسیده از تهران ،در اعتراضات امروز تهران مردم در اعتراض به کشتار دانشجویان و
جوانان در تهران وشهرستانها که بازوبند سیاه بسته بودند ساعاتی پیش آغاز شد.
هزاران نفر از
مردم تهران در اعتراض به کشتارهای دانشجویان و جوانان با بستن بازوبند سیاه از
ساعت 15:00 در میدان رضائی ها (هفت تیر) تجمع کردند و از آنجا حرکت خود را آغاز
کردند.
در حال حاضر به
تعداد جمعیت افزوده می شود بطوری که خیابانهای طالقانی، مفتح، ولی عصر، کریم
خان زند، شریعتی مملو از جمعیت است.
مردم تهران یک
صدا و مصمم شعارهای زیر را فریاد می زنند:
مرگ بر ديكتاتور
،
مي جنگم مي ميرم
ذلت نمي پذيرم،
مي جنگم مي ميرم
حقمون را پس مي گيرم ،
مي كشم مي كشم
آنكه برادرم كشت ،
نصر من الله و
فتح قريب مرگ بر اين دولت مردم فريب،
نترسيد نترسيد
ما همه با هم هستيم .
و شعارهای دیگر
را سر مي دادند.
از ساعت 13
امروز نيروهاي گارد ويژه و موتور سوارها در ميدان هفت تير و تمام خيابانهاي
منتهي به هفت تير مستقر شده اند.
در كنار مترو
طالقاني كه سفارت سابق امريكا قرار دارد و به پايگاه بسيج تبديل شده در پشت
بام منتهي به خيابان طالقاني نيروهاي بسيجي و انصار با در دست داشتن اسلحه
مستقر شده اند.
جمعيت به قدري
زياد است كه نيروهاي گارد جرأ ت نزديك شدن به جمعيت را ندارند.
فعالین حقوق
بشر ودمکراسی در ایران،یاد و خاطرۀ جان باختگان راه آزادی را گرامی میدارد و
نسبت به هرگونه خشونت که به دستور ولی فقیه علیه مردم صورت می گیرد هشدار و
محکوم می کند.
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
27 خرداد 1388
برابر با 17 ژون 2009


بنابه گزارشات
رسیده از بند الف –ط زندان اصفهان ، در حدود 300 نفر از دستگیر شدگان اعتراضات
اخیر مردم اصفهان به سلولهای انفرادی این بند منتقل شده اند.
اعتراضات گسترده
روزهای اخیر که تا به حال منجر به جان باختن تعدادی از جوانان و مردم شهر
اصفهان شده است و همچنین باعث مجروح شدند تعداد زیادی از جوانان معترض شده
است.اکثر زخمی شدگان علیرغم داشتن زخمی های شدید از مراجعه به بیمارستانها
بخاطر ترس از دستگیری خوداری می کنند و کسانی که در وضعیت وخیم هستند و به
بیمارستان منتقل می شوند هویت آنها توسط مامورین وزارت اطلاعات و حراست
بیمارستانها ثبت می شود و تحت مراقبتهای شددید مامورین وزارت اطلاعات قرار می
گیرند مامورین وزارت اطلاعات در اکثر موارد در امور درمانی پرسنل بیمارستان
دخالت می کنند و در مواردی مانع انجام کار آنها می شوند.
دستگیر شدگان
اعتراضات اخیر به بازداشتگاههای آگاهی اصفهان، کلانتریها ،خانه های امن وزارت
اطلاعات و سلولهای انفرادی بند الف-ط که در دست بازجویان وزارت اطلاعات
اصفهان می باشد منتقل شده اند.
دستگیر شدگان
تحت شکنجه های شدید جسمی قرار دارند. در حال حاضر در بند الف- ط در حدود 300
نفر از دستگیر شدگان زندانی هستند.
فعالین حقوق بشر
و دمکراسی در ایران، دستگیریهای گسترده در ایران وشکنجۀ وحشیانه دستگیر شدگان
را محکوم می کند و از مراجع بین المللی و سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله
برای پایان دادن سرکوب مردم ایران است.
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
28 خرداد 1388
برابر با 18 ژون 2009


يك دانشمند فيزيك نجومي فرانسوي در
مصاحبهاي با روزنامه "استاندارد" اتريش اعلام كرد كه به كمك قانون "بنفورد"
توانسته است كشف كند كه در انتخابات رياستجمهوري ايران تقلب شده است.
مصاحبه "بودوين اف. روكما" دانشمند
فيزيك نجومي را، روزنامه استاندارد روز جمعه (۱۹ ژوئن،
۲۹
خرداد) منتشر كرد.
اين دانشمند اعلام كرد كه آراي
ريخته شده به
۳۶۶
حوزه انتخاباتي ايران را، كه تعداد آنها بين
۱۰
هزار و
۱۰۰
هزار بوده، براساس قانون بنفورد تحليل كرده است.
وي گفت: «براساس قانون بنفورد، اگر
آراي احمدينژاد درست باشد، بايد
۳۰
درصد آراي تحليلشده با عدد يك آغاز ميشد، در حالي كه بسياري از آراي
احمدينژاد با عدد
۲
شروع شده است». (كد احمدينژاد در انتخابات
۱
بود).دانشمند فرانسوي بعد از سالها اقامت و كار در هند و استراليا، اكنون در
خدمت انستيتو كوپرنيكوس لهستان است.
او در مصاحبه خود اعلام كرد، آنچه
او را بيشتر به تقلبهاي انتخاباتي مطمئن ميكند، تحليل شمار آراي مهدي كروبي
در انتخابات سال
۲۰۰۵
رياستجمهوري ايران است كه نسبت به انتخابات امسال بسيار بالاتر بود. بر اساس
آمار، اين آراء اكثرا با عدد
۷
آغاز ميشوند. براساس قانون بنفورد، در فهرست اعدادي كه در بسياري از پديدههاي
زندگي واقعي رخ ميدهند، رقم اول عددها به طور خاص و يكنواختي توزيع ميشوند.
به موجب اين قانون، تقريبا در يك سوم موارد عدد
۱
رقم نخست است، در حالي كه عددهاي بزرگتر با بسامد كمتري رخ ميدهند و عدد
۹
كمتر از يك بار در هر بيست عدد ظاهر ميشود. اين قانون به ظاهر عجيب، در بسياري
از دادهها برقرار است، مثلا در صورتحسابهاي برق، شماره خيابانها، قيمت سهام،
مقدار جمعيت، آمار مرگ و مير، طول رودخانهها، ثابتهاي فيزيك و رياضيات. قانون
بنفورد به نام "فرانك بنفورد" نامگذاري شده است.
سنت كهن ايرانيان در رياضيات
روزنامه استاندارد از بودوين
روكما پرسيده است كه چرا به اين فكر افتاده كه انتخابات ايران را بر اساس آمار
بررسي كند؟ دانشمند فرانسوي پاسخ داده است: «تحليل آمارهاي رسمي كار من است. در
ايران اين بحث وجود دارد كه آيا انتخابات عادلانه بوده يا نه.
من اين را مهم ميدانم كه
ايرانيها از طريق كار من آماري داشته باشند كه بتوانند به اتكاي آن علمي فكر
كنند. ايرانيان پيشينه كهني در رياضيات دارند و آفريننده واژه "آلگوريتم"
خوارزمي است.
محاسبه به كمك اكسل
در پاسخ اين پرسش كه دسترسي به
آمارها و تحليل آن، چگونه ظرف يك هفته پس از انجام انتخابات امكانپذير بوده
است، دانشمند فرانسوي پاسخ داده است: «محاسبه براي من دشوار نبود. مسئله در
اساس بيشتر به يك عملكرد پايهاي برنامه اكسل مربوط ميشود. اما روشن است كه من
وقت زيادي صرف انديشيدن كردهام».
خبرنگار استاندارد سپس پرسيده است:
«فيزيك نجومي چه رابطهاي با انتخابات در ايران دارد؟».روكما در پاسخ گفته است:
«عنوان پژوهش من نشان ميدهد كه كار بر اساس قانون بنفورد پيش رفته است. فرانك
بنفورد يك فيزيكدان نجومي بود. اساسا ميتوان گفت كه فيزيك نجومي ميتواند به
همه چيز علاقمند باشد. ما ميتوانيم چيزي را تحليل كنيم، پس اين كار را
ميكنيم».
در پايان اين مصاحبه، دانشمند
فرانسوي گفته است: «ايرانيها اكنون ميتوانند ارقامي را كه من ارائه دادهام
تفسير كنند. اميدوارم كه اين كار را بكنند».
بنابه گزارشات رسیده،صبح امروز
خانواده های دستگیر شدگان اعتراضات اخیر در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند.
از صبح امروز شنبه 30 خرداد ماه
خانواده های دستگیرشدگان اعتراضات جاری در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند .
تعداد دستگیر شدگان نزدک به 400 نفر تخمین زده می شود. خانواده هایی که
عزیزانشان دستگیر شده اند، از وضعیت وشرایط و محل نگهداری آنها بی خبر هستند و
دادگاه انقلاب و سایر ارگانهای رژیم تا به حال به آنها جوابی مشخصی نمی دهند.
در میان خانواده های دستگیر شده
تعداد زیادی از خانواده های دانشجویان که اخیرا دستگیر شده اند حضور دارند .
افراد دادگاه انقلاب به خانواده
هایی که پیگیر وضعیت عزیزان خود هستند می گویند بروید و یک ماه دیگر مراجع
کنید.
خانواده های دستگیر شدگان که در
مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده اند نسبت به برخورد افراد حاضر در دادگاه انقلاب
خشمگین هستند و فضای حاکم در انجا متشنج می باشد. خانواده به انها اعلام کرده
اند تا وضعیت عزیزانشان مشخص نشود آنجا را ترک نخواهند کرد.
افراد لباس شخصی و نیروی انتظامی خانواده را مورد تهدید قرار میدهند و برای سر
دواندن آنها به خانواده ها می گویند که به ستاد پیگیری و یا از نیروی انتظامی
وضعیت عزیزان خود را پیگیری کنند.
مامورین وزارت اطلاعات برای ایجاد
جو رعب و وحشت از تجمع خانواده های دستگیر شدگان در مقابل دادگاه انقلاب فیلم و
عکس می گیرند .
تا به حال درگیری های بین خانواده
ها و نیروهای اطلاعاتی و انتظامی روی داده است. توهین ها و تهدیدات افراد وزارت
اطلاعات و نیروی انتظامی باعث خشم خانواده ها شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران؛ ضمن ابراز نگرانی از وضعیت دستگیر شدگان، بی خبری خانواده از وضعیت
عزیزانشان را محکوم می کند و از مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای
آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی دستگیر شدگان است.
بنابه گزارشات رسیده،صبح امروز
خانواده های دستگیر شدگان اعتراضات اخیر در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند.
از صبح امروز شنبه 30 خرداد ماه
خانواده های دستگیرشدگان اعتراضات جاری در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کردند .
تعداد دستگیر شدگان نزدک به 400 نفر تخمین زده می شود. خانواده هایی که
عزیزانشان دستگیر شده اند، از وضعیت وشرایط و محل نگهداری آنها بی خبر هستند و
دادگاه انقلاب و سایر ارگانهای رژیم تا به حال به آنها جوابی مشخصی نمی دهند.
در میان خانواده های دستگیر شده تعداد زیادی از خانواده های دانشجویان که اخیرا
دستگیر شده اند حضور دارند .
افراد دادگاه انقلاب به خانواده
هایی که پیگیر وضعیت عزیزان خود هستند می گویند بروید و یک ماه دیگر مراجع
کنید.
خانواده های دستگیر شدگان که در
مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده اند نسبت به برخورد افراد حاضر در دادگاه انقلاب
خشمگین هستند و فضای حاکم در انجا متشنج می باشد.
خانواده به انها اعلام کرده اند تا
وضعیت عزیزانشان مشخص نشود آنجا را ترک نخواهند کرد.
افراد لباس شخصی و نیروی انتظامی خانواده را مورد تهدید قرار میدهند و برای سر
دواندن آنها به خانواده ها می گویند که به ستاد پیگیری و یا از نیروی انتظامی
وضعیت عزیزان خود را پیگیری کنند.مامورین وزارت اطلاعات برای ایجاد جو رعب و
وحشت از تجمع خانواده های دستگیر شدگان در مقابل دادگاه انقلاب فیلم و عکس می
گیرند . تا به حال درگیریهای بین خانواده ها و نیروهای اطلاعاتی و انتظامی روی
داده است. توهینها و تهدیدات افراد وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی باعث خشم
خانواده ها شده است
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ ضمن ابراز نگرانی از وضعیت دستگیر شدگان
،بی خبری خانواده از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند و از مراجع بین المللی
خواستار اقدامات عملی برای آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی دستگیر شدگان است.
قلم - عقربه
های ساعت که به 10 می رسد، مردم معترض به تقلب در انتخابات در قراری نانوشته،
باز هم غریو "الله اکبر" سر دادند و برای آنکه ذکر مبارک "الله اکبر" شان را هم
به یغما نبرند، "یاحسین، میرحسین" را تکرار کردند.
به گزارش خبرنگاران قلم نیوز،
حامیان میرحسین موسوی و معترضان به تقلب آشکار و بی سابقه در انتخابات دهمین
دوره ریاست جمهوری در نقاط مختلف کشور در قراری نانوشته با هم راس ساعت 10 هر
شب برای نشان دادن اعتراضشان ذکر مبارک "الله اکبر" را در پشت بام های خود
تکرار می کنند و از خدای یکتا مدد می جویند.
مردم معترض در سراسر کشور امشب
برای آنکه ذکر مبارک "الله اکبر"شان را هم به یغما نبرند و قلب معنا نکنند، در
میان "الله اکبر"هایشان، شعار "یا حسین، میرحسین" سر دادند.


به رغم تهدیدات آشکار علی خامنه ای
در نماز جمعه ی روز گذشته مبنی بر سرکوب مبارزات مردم آزادی خواه ایران، امروز
از ساعت
۴ بعد
از ظهر قرار است مطابق برنامه های اعلام شده، تجمع بزرگ آزادی خواهان از میدان
انقلاب آغاز شود.
خبرها حاکی از آن است که این
تظاهرات برگزار خواهد شد.
برخی اخبار حاکی از آن است که
حامیان آقای موسوی، و آقای کروبی، همانطور که هر دو نفر پیش تر اعلام کرده
بودند به میدان انقلاب خواهند رفت و منتظر شنیدن برنامه ها ی آینده این دو
کاندید اصلاح طلب، در میدان انقلاب خواهند بود. میرحسین موسوی و مهدی کروبی،
پیشتر از مردم خواسته بودند که این تجمع در سکوت و صلح برگزار شود. بنابر اخبار
تایید نشده، موسوی، کروبی، خاتمی و کرباسچی در این تجمع حضور خواهند داشت. ستاد
مهدی کروبی و همچنین مجمع روحانیون مبارز نیز که پیشتر برای برگزاری این
تظاهرات فراخوان داده بوده اند، اطلاعیه هایی در جهت لغو این تظاهرات منتشر
نکرده اند. به نقل از نزدیکان میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیام هایی در اینترنت
منتشر شده که این تظاهرات حتما برگزار خواهد شد و مردم بعد از تجمع در میدان
انقلاب به سمت میدان آزادی راه پیمایی خواهند کرد.
در این پیام ها از مردم خواسته شده
است که با حضور گسترده ی خود در راه پیمایی نشان دهند که مبارزه علیه کودتای
انتخاباتی متوقف نخواهد شد.
مجوزی صادر نشده است
وزارت کشور جمهوری اسلامی صبح روز
شنبه اعلام کرد هیچ مجوزی برای تظاهرات امروز صادر نکرده است. در اطلاعیه ی
وزارت کشور آمده است:
بدینوسیله باطلاع میرساند که
شایعاتی مبنی بر اخذ مجوز راهپیمایی برای روز شنبه ٣۰
خرداد از جریانات مختلف سیاسی در حال انتشار است که ضمن تکذیب آن باطلاع عموم
مردم عزیز و هوشیار ایران میرساند، هیچگونه مجوزی برای هیچگونه تجمع و
راهپیمایی در هیچ نقطه کشور صادر نشده است.
بدیهی است که با متخلفین مطابق
قانون برخورد خواهد شد.
از امروز با قاطعیت برخورد می کنیم
طراحان تجمعات با حکم قضایی مورد
پیگرد قرار گرفته و دستگیر میشوند.
جانشین فرمانده نیروی انتظامی با
تاکید بر این که پلیس از امروز با تجمعات غیرقانونی و بدون مجوز با قاطعیت
برخورد خواهد کرد، از پیگرد قانونی طراحان تجمعات غیرقانونی روزهای اخیر خبر
داد.
به گزارش سرویس «حوادث» ایسنا،
سردار احمدرضا رادان در جمع خبرنگاران با بیان این مطلب گفت: متاسفانه به دنبال
فراخوانهایی که بدون مجوز صورت میگرفت، مردم به دلیل اطلاع نداشتن از
غیرقانونی بودن این فراخوانها در تجمعات شرکت میکردند و جدا کردن صف مردم از
اغتشاشگران و تخریبکنندگان سخت بود.
سردار رادان، آرامش و آسایش را حق
مسلم مردم دانست و با بیان این که پلیس از امروز به درخواست مردم و حکم قانون
و اجرای مقررات با هرگونه تجمع غیرقانونی و بدون مجوز با قاطعیت برخورد میکند،
خطاب به طراحان تجمعات غیرقانونی گفت: کسانی که مردم را به خیابانها میکشند
بدانند، به حکم قضایی مورد پیگرد قانون قرار خواهند گرفت و دستگیر خواهند شد.
وی با تاکید بر این که کسانی که
مردم را به تجمع دعوت میکنند، باید پاسخگوی عواقب این تجمعات باشند، اضافه
کرد: در چند روز اخیر
۴۰۰ نفر
از ماموران نیروی انتظامی در درگیریهای خیابانی مجروح شدهاند.
شب گذشته، بانگ الله واکبر در
تهران همگانی تر و بلند تر از هر شب دیگر بود. چنان که اگر رهبر جمهوری اسلامی
در شب های گذشته این بانگ را نشنیده، این بار بشنود. ما از مناطق مختلف تهران،
مانند میدان ولیعصر، طرشت، یعنی سعادت آباد، بلکه صادقیه، شهرآرا، خیابان
دبستان در سیدخندان و بخش هائی از خیابان پاسداران مستقیما و از طریق تلفن این
بانگ بلند را شنیدیم، که درمیان آنها علیه علی خامنه ای نیز شعار داده می شد.
از جمله "مرگ بر دیکتاتور". شاید گوش خراش ترین و آزار دهنده ترین بخش نماز
جمعه دیروز تهران، هنگام سخنرانی آشفته و تحریک آمیز رهبر جمهوری اسلامی آن
شعار "مرگ" بر این و آن بود که افراد حزب پادگانی به شیوه مراسم صبحگاهی در
پادگان ها، وقت و بی وقت سر می دادند. به همین دلیل باید به الله و اکبر گویان
شبانه نیز توصیه کرد: از این "مرگ" خواهی دست برداشته و آن را تکرار نکنید!
از میان شهرهای ایران، تنها
توانستیم با مشهد ارتباط برقرار کنیم، که در آنجا نیز- آن محلهای که ما با آن
ارتباط تلفنی برقرار کردیم- بانگ الله و اکبر بلند از هر شب دیگری شنیده می شد.
خبرگزاری اسوشیتد پرس نیز شب گذشته
در تهران گزارش داد: ساکنان تهران روی بام خانه های خود رفته و فریاد " الله
اکبر" سر می دهند و بدین ترتیب رهبر ایران را به مصاف میطلبند. فریادهای "الله
اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" در سراسر تهران یک مبارزه طلبی مستقیم علیه رهبر است
که بر اساس قانون اساسی ایران قدرت اول کشور است. این فریادها بعد از آن شنیده
می شود که آیت الله علی خامنه ای به مخالفان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این
کشور هشدار داد اعتراضات خود را پایان دهند.
بصورت همزمان، دکتر مهدی خزعلی نیز
که هنوز به محمد علی ابطحی در اوین نپیوسته، در بلاگ خود درباره بانگ بلند الله
و اکبر دیشب نوشت:
امشب فریاد الله اکبر شهر را به
لرزه درآورد، گل واژه تکبیر آسمان تیره و تار ما را نور باران کرد، من نیز با
همسر و فرزندان بلند ترین تکبیر خود را تقدیم کردم تا حرامیان بدانند، ما
بیداریم.( تکبیر ساعت 22 تا آزادی)
آخرین گزارش ها از تهران حاکی از
آن است که گروهی در تظاهرات امروز خیابانی در تهران کشته و عده ی بیشتری مجروح
شده اند.
به گزارش مجموعه ی فعالان حقوق بشر
و دموکراسی در ایران، تداوم اعتراضات مردمی به نتایج دوره دهم ریاست جمهوری در
ایران که با تهدید مسئولین کشوری و نیروهای نظامی به استفاده بیشتر از خشونت
شکل جدیدی یافته است امشب در تهران و چند شهر دیگر ایران ادامه یافت.
بنابر گزارشات دریافتی سه شهروند
(یک دختر و دو پسر) در شهر تهران با هویت نامشخص بر اثر تیراندازی و همچنین
خشونت نیروهای شبه نظامی جان خود را از دست داده اند، از سه فرد جانباخته پیکر
یکی از آنان توسط نیروهای شبه نظامی به محل نامعلومی منتقل شده است.
همچنین گزارش شده است علاوه بر
صدها بازداشت شده، دهها شهروند دیگر در ساعات گذشته توسط سلاحهای سرد شبه
نظامیان و همچنین اصابت تیر به خصوص به نقاط پایین بدن زخمی شده اند. یکی از
موانع گزارشگری گسترش این شائبه که نیروهای امنیتی در بیمارستان زخمی ها را
بازداشت میکنند و عدم مراجعه بسیاری از شهروندان به مراجع درمانی است.
تعداد کشته شدگان به پنج نفر رسید
با تائید گزارش جان باختن دو
شهروند دیگر تهرانی، شمار جان باختگان خشونت نیروهای نظامی در روز جاری به پنج
تن افزایش یافت.
بنا بر گزارش های جدیدتر، یک
شهروند (مرد - حدود 30 ساله) با هویت نامشخص، در تقاطع نواب - آذربایجان ساعت
20 به ضرب گلوله مستقیم به سر، و یکی دیگر از شهروندان معترض در تاریخ 30 خرداد
(مرد - حدود 27 ساله) هویت نامشخص، اصابت تیر به ناحیه سینه در تقاطع خیابان
آذربایجان حدود ساعت 21 شب جان خود را از دست داده و به این ترتیب تا به حال
کشته شدن 5 نفر در تظاهرات امروز تهران تایید شده است. مطابق گزارش فوق نیروهای
شبه نظامی پس از قتل این شهروندان پیکر آن ها را با خود به نقطه نامعلومی منتقل
نموده اند.
همچنین گزارش شده است افزایش
مصدومان و زخمیان حوادث اخیر به حدی زیاد است که حتی اتاق کمک های اولیه
ایستگاههای مختلف مترو نیز مملو از مجروحان است. لازم به ذکر است درگیریها در
ایران ادامه دارد و افزایش شمار کشته و زخمی شدگان محتمل است.
گزارش از تهران
صدای اله اکبر و مرگ بر دیکتاتور
که الان دارد به گوشم می رسد از شدت دردم کم می کند. امروز واقعن رهپیمایی
وحشتناکی بود، اولش خوب بود من و چند نفر از دوستانم که در تحصن استادان
دانشگاه تهران بودیم ساعت 3 از دانشگاه تهران راه افتادیم به سمت میدان انقلاب.
پیاده رو مملو از جمعیت بود و در خیابان هم نیروهای پلیس مدل های مختلف. کم کم
که به سمت آزادی می رفتیم از پیاده رو بدون هیچ گونه شعاری. یکدسته پلیس مشکی
پوش حمله کردند و مردم مقاومت کردند. 2 نفر را می خواستند دستگیر کنند که مردم
نجاتشان دادند و پلیس ها را هول دادند و بعد ما به خیابان اصلی رفتیم تعداد
زیادتر شد و ما شعار نیروی انتظامی حمایت حمایت سر دادیم که دستور حمله دادند
وبه ما حمله کردند من چون صف اول نبودم سری های اول باتوم و شلاق های چرمی که
حتمن دیده اید می خوردند و ریختند زمین و من و بقیه که صف سوم بودیم ماندیم زیر
دست و پا خیلی وحشتناک بود.
فقط یادم میاید مرا بلند کردند و
فقط من لنگان لنگان می دویدم که باتوم نخورم و بعد از مدتی دیدم نمی توانم راه
بروم و پایم به شدت درد می کند و ورم وجشتناکی کرده که نشستم کنار خیابان.
پلیس ها و مردم دورم جمع شدند و می
گفتند حرکت کن و من نمی توانستم تا اینکه یکی مرا سوار آمبولانس کرد.
خوشبختانه دو نفر آشنا را دیدم که
آمدند و مرا از آمبولانس پیاده کردند که این آمبولانس ها مورد اعتماد نیستند و
معلوم نیست مجروحین را کجا می برند. یکی از دوستان ماشینی گرفت و مرا به
اورزانس بیمارستان امام خمینی بردند.
وقتی وارد شدیم همانطور که من را
روی برانکارد می گذاشتند یکی از پرستار ها آمد و گفت اگر مخارجش برات مهم نیست
اسم و مشخصاتت را اشتباهی بگو والا می آیند دنبالت و دستگیرت می کنند.
قیامتی بود بیمارستان پر از مجروح
و پر از مامور بود. یکی که چاقو خورده بود و حالش خیلی بد بود مامور اطلاعات
ازش می پرسید کسانی که همراهت بودند را نام ببر.
بیرحم ها حال آدم را بهم می زدند
از من سوال کردند دوستم گفت زمین خورده و پایش به جدول خورده و دست از سر ما
برداشتند خلاصه از پای من عکس برداری کردند و مسئول رادیولوژی گفت استخوانش
نشکسته و بافت های ماهییچه ای صدمه دیده در واقع له شده و من و دوستم که نگاه
کردیم دیدیم سالن پراز مامور است و برای دستگیری آمده اند.
با هزار بدبختی خودمان را به بیرون
از بیمارستان رساندیم و مرا به خانه رساندند دست و پای چپ و صورتم صدمه خورده و
ورم زیادی کرده یکی از دوستان اورتوپد قرار است آخر شب بیاید و عکس را ببیند و
دستورات لازم را بدهد. خیلی مهم نیست ولی این بیرحمی ها و این شقاوت ها خیلی
اذیتم می کند.
زنده باد ویلچر ما. با ویلچر هم
خواهیم آمد.
گزارش از تهران
من همین الان خودم را به اولین
خانه ای که در مسیرم بود رسانده ام. الان ساعت نزدیک نه شب است و هنوز همه
خیابان های تهران شلوغ است. گارد ضدشورش و بسیج همه شهر را پوشانده است. نمی
دانید امروز نیروهای گارد با مردم چه کردند.
جمعیتی چند هزار نفره حرکت خود را
از میدان انقلاب به سوی آزادی آغاز کردند.
جلوی ما تا چشم کار می کرد جمعیت
بود اما ناگهان گاردها از هر نقطه که می شد به میان جمعیت حمله کرذند.
باتوم ها را بی رحمانه بر سر وروی
زنان و دختران و مردان می زدند. در یک لحطه تعداد زیادی از زنان و مردان سر و
رویشان پر از خون شد و همه چیز خیلی بی رحمانه بود. آنچنان حمله ای به مردم
کردند که توصیفش برایم غیرممکن است.
هرکس که عکس موسوی رادر دست داشت و
یا پارچه سبز داشت بازداشت می شد. در این حمله های بی رحمانه حتی راه فرار مردم
را هم به کوچه های فرعی می بستند. در یورشی که در مقابل دانشکده دامپزشکی به
مردم شد صدها نفر از مردم را بر زمین انداختند و دقایقی بعد که مردم توانستند
فرار کنند کف خیابان آزادی حد فاصل انقلاب تا نصرت پوشیده از کفش مردم بود که
از پایشان خارج شده بود. مردم پا برهنه به این سو و آن سو می دویدند و در همین
حالت همچنان باتوم های برقی به سویشان حواله می شد. صدها بار به سوی مردم گاز
اشک آور شلیک کردند و اسپری فلفل توی صورت مردم می زدند.
من به همراه تعدای از دوستانم رفته
بودم که در حمله های وحشیانه خواهرم، دوستانم و همسرم را گم کرده ام.
الان باید هرجور شده سعی کنم خبری
ازشون بگیرم.
موبایل ها قطع است.
گزارش از اصفهان
اصفهان امروز عین پادگان بود تمام
شهر را مامورها و گاردی ها گرفته بودند. من در عجب بودم این همه آدم اینا از
کجا آوردند. قرار بود تجمع توی چهارباغ برگزار بشه اما وسط چهارباغ یه جمع شکل
گرفت. ریختن مردم را زدند و اصلاً اجازه ندادند مردم در گروه های هر چند کوچک
هم کنار هم جمع بشند. اما الآن هم خیابانها خیلی شلوغه و مردم با ماشینها
خیابانها را بستند و بوق می زنند هم امشب عجیب توی محله ما تعداد الله اکبر
گوها زیاد شده و افراد زیادی روی پشت بامها با چنان فریادی الله اکبر می گویند
که صدا تا مسافت زیادی پخش میشه.
از شیراز هم من خبر دارم که مردم
جمع شدند اما درگیری اونجا خیلی شدید بوده
سازمان حقوق بشر کردستان، کانون
نویسندگان کردستان و همچنین فعالان دانشجویی دانشگاههای ایران همراه با شماری
از فعلان سیاسی و مدنی کرد، مردم کردستان را دعوت کردند تا روز سه شنبه، در
اعتصاب عمومی شرکت کنند و مغازه ها و بازار را در اعتراض به کشتار جوانان
ایران، یکدست تعطیل کنند.
بیانیه سازمان حقوق بشر کردستان:
محکومیت سرکوب و کشتار شهروندان و
حمایت از اعتراضات و مطالبات مردم ایران
آنگونه که طی روزهای اخیر شاهد بودهایم در پی اعلام نتایج دهمین دوره
انتخابات ریاست جمهوری در ایران و انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس
جمهور که بنا بر اظهار دیگر رقبای ایشان و نیز منابع آگاه و بیطرف، در نتیجهی
تقلبات گسترده و سازماندهی شده صورت گرفته است موجی از اعتراضات مردمی سراسر
کشور را فرا گرفته است.
این اعتراضات که بیشتر خود را در
شکل تجمعات و تظاهراتهای خیابانی در چند شهر بزرگ ایران و به طور گسترده،
متداوم و متمرکز در تهران نشان داده است با تأکید بر روشهای مدنی و استفاده از
حق قانونی شهروندان در انجام راهپیماییهای خیابانی که در قانون اساسی جمهوری
اسلامی نیز به آن اشاره شده است به صورتی کاملاً خودجوش و مسالمت آمیز از سوی
شهروندان معترض صورت میپذیرد.
اما متأسفانه برخوردهای خشونت
آمیز نیروهای انتظامی، گارد ضد شورش و به ویژه افراد موسوم به لباس شخصی با
شرکت کنندگان در این گونه تجمعات خیابانی هیچ سنخیتی با ماهیت و نوع اعترضات
آنان که در دفاع از حق خویش و اکثراً بدون شعار و در سکوت برگزار میشود
نداشته و هیچ توجیهای برای اعمال این همه خشونت و سرکوب به شکل ضرب و شتم مردم
و حتی اقدام به تیراندازی به سوی آنان که تا کنون منجر به مجروح و کشته شدن
شمار زیادی از هممیهنان بیگناه و بیدفاع شده است نمیتوان یافت.
مگر آنکه انجام اینگونه اقدامات
سرکوبگرانه و اعمال چنین برخوردهای خشونت آمیزی با شهروندان و نیز دانشجویان
معترض را در کنار بازداشتهای گستره فعالان سیاسی منتقد طی هفتهی اخیر در
ادامهی پروژه تقلب سازماندهی شده در انتخابات و یا به تعبیر برخی تحلیلگران
سیاسی کودتای نرم علیه جمهوریت نظام و حرکت در مسیر دیکتاتوری و خفقان مطلق
قلمداد نمود.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
ضمن آنکه دعوت به برگزاری و انجام تجمعات و راهپیماییهای مسالمتآمیز خیابانی
را حق نامزدهای معترض و شهروندان ناراضی میداند و هر گونه برخورد خشونت آمیز
از سوی نیروهای مسلح وابسته به حکومت در سرکوب آنان را محکوم مینماید از خواست
ابطال این انتخابات و برگزاری یک انتخابات آزاد و دموکراتیک تحت نظارت ناظران
بیطرف و بینالمللی که مورد تائید و تأکید فعالان و نهادهای داخلی و بین
المللی سیاسی و حقوق بشری نیز میباشد حمایت میکند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان همچنین با ابراز تأسف و تأثر شدید از جان
باختن تعدادی از هممیهنان طی وقایع اخیر و نیز با ابراز نگرانی از وضعیت
شهروندان عادی و فعالان سیاسی بازداشت شده توسط نهادهای انتظامی، امنیتی و
قضایی خواهان آن است تا مقامات مسئول در جمهوری اسلامی ایران ضمن پایان بخشیدن
به هر گونه سرکوب و رفتار خشونت آمیز با معترضان با آزادی بدون قید و شرط
بازداشت شدگان، فراهم نمودن امکانات لازم جهت مداوای مجروحان و دلجویی از
خانواده جان باختگان و پرداخت غرامت به آنان از گسترش بیش از پیش خشونت و
درگیری در جامعه جلوگیری نموده و با گردن نهادن به خواست عمومی مبنی بر ابطال
انتخابات اخیر و برگزاری مجدد آن تحت شرایط اعلام شده موجبات آرامش جامعه و
رضایت خاطر شهروندان را فراهم آورد.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در پایان با اعلام اینکه مسئولیت هر گونه نقض
حقوق بشر، ایجاد درگیری و خون ریزی را متوجه دستگاه حاکمه و نیروهای مسلح
وابسته به آن میداند از شهروندان کُرد در ایران درخواست میکند تا آنان نیز به
طرق مدنی و ممکن از قبیل مشارکت در اعتصاب عمومی روز سهشنبه در کردستان که از
سوی گروههایی از کنشگران کُرد اعلام شده همبستگی و حمایت خود را از
هممیهنانشان در شهرهای مختلف ایران اعلام نموده و همصدا با مردم ایران علیه
نقض فاحش حقوق بشر، بازداشتها، توقیف روزنامهها، فیلترینگ سایتها و کشتارهای
اخیر که چند شهروند کُرد نیز از جمله قربانیان آن بودهاند اعتراض کنند.
سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
بیانیهی کانون نویسندگان کردستان
سرانجام انتخابات خرداد ماه همچون
سایر انتخابات ایران، غیر دمکراتیک و در راستای خواست و ارادهی حاکمیت بود،
انتخاباتی که با خون مردم رنگین شد. این انتخابات غیر دمکراتیک تنها دریچهای
بود که می توانست بخشی از خواستههای سرکوب شدهی مردم از آن فوران و خودنمایی
کند . شرکت مردم در واقع ایجاد موجی گسترده بود برای احقاق حقوق اجتماعی ،
انسانی و مدنی خود.
کانون نویسندگان کردستان ضمن محکوم
کردن کودتای حاکمان و مصادرهی آرای مردم، همچنین درک بازی قدرت و رقابتهای
جناحهای حاکم، کشتار مردم و سرکوب آنها و مصادرهی آراء آنها را محکوم نموده،
همراه با فراخوان دانشجویان و سایر نهادهای مدنی کردستان ، از مردم شریف
کردستان می خواهد در روز سهشنبه همگام با سایر مردم کشور در یک اقدام متحد و
یکپارچه ، اعتراض خود را از راههای مدنی و مسالمت آمیز نسبت به موج سرکوب و
وضعیت خونین فعلی ایران اعلام نمایند.
کانون نویسندگان کردستان در
آیندهای نزدیک ورای تعقیب زمانی تحولات و شرایط موجود، تحلیلی دقیق از حوادث
پیش روی را ارائه خواهد داد.
بیانیه فعالان سیاسی و مدنی
کردستان و دانشجویان کرد در دانشگاههای ایران:
به اعتصاب سراسری مردم کردستان به نشانه همبستگی با مردم ازادیخوا ایران
ملحق شوید
هموطنان مبارز!
نتیجه دهمین انتخابات ریاست
جمهوری، به یغمابردن میلیونها رای شما از سوی حاکمان حکومتی تمام شد؛نتیجه
ای که نه خواست شما و نهخواست مردم کردستان بود. مردمی که به امید
تغییر در سرنوشت سیاسی خود با توجه به ساختار غیردموکراتیک حکومتی در ایران
باز هم به پای صندوقهای رای رفتند و یکصدا "نه" بزرگی به حاکمان
خودخوانده دادند.
مردم کردستان در هفتههای اخیر همگام با برپایی اعتراضات گسترده مردم
ایران، همگام با فعالان سیاسی، احزابو سازمانهای جامعه مدنی در کردستان با
شما بودند و با شما خواهند بود و هم اینک به پاس گرامیداشت خونهای به ناحق
ریخته شده جوانان این مرز و بوم از سوی دیکتاتورهای حکومتی، روز سه شنبه را
تبدیل به اعتصاب عمومیو سراسری در کردستان ایران خواهند کرد.
هموطنان ایرانی!
روز سه شنبه برابر با
۲
تیر، مردم کردستان در یک اعتصاب عمومیو سراسری به نشانه همبستگی با
مبارزه ایرانیان شرکت خواهند نمود. از شما میخواهیم با ما باشیدو در این
جبهه نوین برای تحقق ازادیهای انسانیمان ما را یاری نمائید.
از عموم مردم قهرمان کردستان که
در هفتههای اخیر هم نارضایتی چشمگیر خود را به اشکال دیموکراتیک نشان
دادهاند میخواهیم به نشانه اعتراض به سرکوبها در این روز در خانههای خود
بمانندو مغازههاو بازار یکپارچه تعطیل خواهند شدو از رفتن به سر کارو
ادارات خوداری نمایند.
فعالان سیاسی و مدنی کردستان
دانشجویان کرد در دانشگاههای
ایران
شبکه تلویزیونی سیانان شنبهشب در گزارشی شمار کشتهشدگان در نا آرامیهای
روز شنبه در تهران را که ادامه اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بود،
دست کم ۱۹
نفر اعلام کرد.
سیانان در گزارش خود اعلام کرد که آمار
۱۹
نفر کشته در جریان ناآرامی روز شنبه را از منابع بیمارستانی به دست آورده، اما
در عین حال اعلام کرد که آمار تاییدنشده حاکی از آن است که
۱۵۰
نفر در جریان اعتراضات جان باختهاند.
از آنجا که جمهوری اسلامی تمام خبرگزاریهای خارجی مستقر در ایران را از انتشار
اخبار نا آرامیهای اخیر منع کرده است، تاکنون هیچ خبرگزاری مستقل نتوانسته است
رسما این آمار را تایید یا رد کند.
به گزارش سیانان، روز شنبه هزاران نفر در تهران برای شرکت در راه پیمایی
اعتراضی که از سوی میرحسین موسوی اعلام شده بود به سوی میدان انقلاب روانه
شدند، اما پیش از ورود به میدان با سد نیروهای امنیتی و انتظامی روبهرو شدند.
این شبکه تلویزیونی به نقل از شاهدان عینی میگوید پلیس ایران برای متفرق کردن
تظاهرکنندگان از گاز اشکآور، باتوم، و جریان قوی آب استفاده کرده و سپس به
«شلیک مستقیم» متوسل شده است.
خبرگزاریهای ایرانی و تلویزیون دولتی ایران نیز تاکنون آمار دقیقی را از تلفات
و مجروحین اعتراض روز شنبه گذشته ارائه نکردهاند، و تنها خبرگزاری رویترز به
نقل از تلویزیون پرس تیوی وابسته به تلویزیون دولتی ایران میگوید روز شنبه
۱۰
نفر در ناآرامیها جان باختهاند.
پرس تیوی روز یکشنبه گفت که روز گذشته در تهران
۱۰
نفر در جریان برخورد میان پلیس و نیروهای امنیتی و «گروههای تروریستی» کشته و
بیش از
۱۰۰
نفر مجروح شدهاند.
این در حالی است که محمود احمدینژاد در اولین نشست خبری خود با خبرنگاران
خارجی و داخلی پس از اعلام نتایج انتخابات ایران را «باثباتترین کشور دنیا»
توصیف کرد. همچنین بر اساس فیلمها و عکسهایی که تاکنون از ناآرامی روز شنبه
در شبکه جهانی اینترنت قرار گرفته است، غالب افراد درگیر در این ناآرامیها و
اعتراضات مردم کوچه و خیابان هستند.
تلویزیون دولتی ایران نیز پیشتر اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات دولت نهم چند
عضو سازمان مجاهدین خلق ایران را به اتهام «فعالیتهای تروریستی» از جمله آتش
زدن اتوبوسها و تخریب اموال عمومی دستگیر کرده است.
تظاهرات در اعتراض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران که وزارت
کشور دولت نهم محمود احمدینژاد را پیروز آن اعلام کرده است روز شنبه علاوه بر
تهران در شهرهایی چون اصفهان و شیراز و رشت نیز ادامه یافت.
این تظاهرات یک روز پس از آن انجام شد که آیت الله علی خامنه ای ، رهبر جمهوری
اسلامی در طول خطبههای نماز جمعه دست کم سه بار صریحا هشدار داد که درصورت
ادامه اعتراضات مسئولیت هرگونه خونریزی به عهده افراد و «فرماندهان» پشت صحنه
این ماجرا خواهد بود.
میرحسین موسوی روز شنبه در بیانیهای خطاب به هواداران خود ضمن آن که بار دیگر
خواستار ابطال نتایج انتخابات شد. برخی از خبرگزاری های بین المللی گزارش دادند
که طبق گفته شاهدان عینی، وی در سخنانی در میان هوادارانش اعلام کرد که خود را
برای شهادت آماده کرده و از مردم خواست که در صورت دستگیریاش دست به «اعتصاب
سراسری» بزنند. تاکنون منابع داخل ایران چنین سخنانی را تایید نکرده اند.

بنابه گزارشات رسیده از تهران ،
خانواده های دستگیر شدگان روز 30 خرداد در مقابل اداره پیگیری وزارت اطلاعات
تجمع کردند .
از صبح امروز خانواده های دستگیر
شدگان در مقابل اداره پیگیری وزارت اطلاعات تجمع کردند.تعداد خانواده های
دستگیر شدگان که در مقابل اداره پیگیری تجمع کرده اند به بیش از 200 نفر می
باشد. آنها برای روشن شدن وضعیت عزیزانشان در مقابل این اداره تجمع کرده اند.
خانواده ها که از صبح زود تا ساعت
12:00 در مقابل این اداره تجمع کرده بودند حوالی ساعت 12:00 به عده ای از آنها
گفته شد که به زندان اوین و به عده ای دیگر گفته شد به دادگاه انقلاب مراجعه
کنند.
اسامي تعدادي از بازداشت شدگان
یورش خونین 30 خرداد به قرار زیر می باشد:
1-شاهين عسگري 19 ساله دستگيري در
توحيد
2-پيمان كهنداني 22 ساله دستگيري
در آزادي
3-محمد بيات 29 ساله دستگيري در
آزادي
4-محمد مهدي يداللهي 31 ساله
دستگيري در جمهوري
5-ابراهيم بهروزنيا 29 ساله
دستگيري در رودكي
6-برزو پرورش 26 ساله دستگيري در
آزادي
گفته می شود تعداد دستگیر شدگان
بسیار زیاد می باشد و هنوز آمار مشجصی از انها وجود ندارد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران، ضمن محکوم کردن یورش و به خاک و خون کشیدن مردم و دستگیری تعداد زیادی
از مردم بی دفاع خواستار دخالت مراجع بین المللی برای پایان دادن به جنایت علیه
مردم ایران است.
گزارشات رسیده از تهران ،یورش
وحشیانه سپاه پاسداران و یگانه ویژه و لباس شخصی به مردم بی دفاع و بخاک و خون
کشیدن مردم که منجر به جان باختن تعدادی زیادی از آنها شده است.
یورش وحشیانه ومغول وار به مردم بی
دفاع تهران که با شلیک مستقیم گلوله توسط سپاه پاسداران بدستور ولی فقیه علی
خامنه ای صورت گرفته تا به حال منجر به جان باختن تعدادی زیادی مردم شده است.
اجساد جان باختگان راه آزادی به نقاط نامعلومی منتقل شدند و در دست مامورین
وزارت اطلاعات می باشند.
اسامی تعدادی از جانباختگان راه
آزادی مردم ایران به قرار زیر می باشد:
1-مریم مهر آذین 24 ساله
2- میلاد یزدان پناه 30 ساله
3- حامد بشارتی 26 ساله
4- بابک سپهر 35 ساله
گفته می شود که جان باختگان فوق در
خیابان آزادی با شلیک گلوله جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران کردند.
خانواده های جان باختگان صبح امروز
در مقابل پزشکی قانونی تجمع کردند. صحنه های دردناک زجۀ مادران داغ دیده که همه
را نسبت به این جنایات برافروخته بود باعث وحشت افراد آنجا شده بود.
خانواده ها تا ساعت ها در مقابل
پزشکی قانونی بودند و خواستار تحویل گرفتن پیکر عزیزان خود بودند کسی جوابگوی
آنها نبود.
به مادران و پدارن سوگوار گفته می
شد که پیکر آنها اینجا نیست و باید به اداره پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کنند.
وقتی که به ستاد پیگیری مراجعه کردند کسی جوابگوی آنها نیست.
مامورین وزارت اطلاعات خانواده های
جان باختگان راه آزادی را به شیوه های مختلف تهدید می کنند که از افشای نام
عزیزانشان خوداری کنند و در غیر اینصورت پیکر آنها را تحویل نخواهند داد .
آنها همچنین تهدید به دستگیری
خانواده داغدیده می کنند. و بطور مضاغف روی این خانواده فشار وارد می کنند تا
آثار جنایت خود را پنهان کنند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در
ایران، سرکوب خونین مردم ایران را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند. و
از دبیر کل سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای
پایان دادن به کشتار مردم ایران است
بنابه گزارشات
رسیده از بیمارستانهای مختلف تهران، در اثر یورشها وحشیانۀ سپاه پاسداران یگانه
ویژه لبلاس شخصی ها تعداد زیادی مردم تهران جانباختند و صدها زخمی به
بیمارستانهای مختلف تهران منتقل شدند.
اعتراضات گسترده مردم تهران که در
مناطق مختلف شروع شده بود با سرکوب خونین سپاه پاسداران و یگان ویژه و لباس
شخصیها مواجه شد. سپاه پاسداران مردم را هدف شلیک مسقیم گلوله خود قرار داد .
افرادی که جان باختند و یا زخمی شدند اکثرا از ناحیه شکم به بالا هدف گلوله ها
و سایر ابزار خود قرار دادند این سرکوب خونین منجر به جان باختن حداقل 30 نفر
شده است این آمار از چند بیمارستان گرفته شده است.
تعداد زخمیها به حدی زیاد بود که
اورژانس تهران برای انتقال آنها به بیمارستانها ناچار به استفاده از اتوبوسهای
شهری شده است. تنها در بیمارستان 1000 تختخوابی(خمینی) بیش از 85 زخمی که مورد
اثابت گلوله و چاقو قرار گرفته اند بستری شده اند. وضعیت جسمی 15 نفر از آنها
بسیار وخیم می باشد . افراد زخمی شده از ناحیه سر،صورت،سینه و کمر زخمی شده
اند.
تعدادی از زخمی شدگانی که به
بیمارستان 1000 تختخوابی (خمینی) منتقل شدند کسانی هستند که در محدودی میدان
انقلاب،پارک اوستا،جمهوری می باشند.
از طرفی دیگر حراست داشگاه تهران
به محض ورود به بیمارستان از آنها عکس برداری میکنند و برای آنها پرونده تشکیل
می دهند.
اسامی تعدادی از زخمی شدگان خونین
روز گذشته مردم تهران که بدست ما رسیده است به قرار زیر می باشد:
1-سعيد طباطبائي 22 ساله ،گلوله به
ناحيه فك اصابت كرده و در نزديكي دانشگاه تهران آسيب ديده
2-مصطفي كاظمي 30 ساله، اصابت
گلوله به ناحيه پا در محدوده ايستگاه شادمان آسيب ديده
3-علي جهانگيري 32 ساله، خرد شدن دندانها به علت اصابت باتوم به صورت
4-مرتضي شريفي 28 ساله ،اصابت گلوله به شكم در پارك اوستا مورد اصابت گلوله
قرار گرفته
5-محمد رضا پور محمد 37 ساله،
اصابت گلوله به كتف بين ميدان انقلاب و آزادي زخمي شده
6-يوسف عبدي 21 ساله ،اصابت گلوله
به گردن در خيابان رودكي زخمي شده
7-امير علي بهرامي 16 ساله، اصابت
گلوله به شانه درخيابان نواب زخمي شده
8-سميه سعادتي 30 ساله، اصابت
گلوله به دست چپ در نزديكي بيمارستان امام زخمي شده
9-حسين زينلي 47 ساله ،اصابت گلوله به پا سر دانشگاه شريف زخمي شده
10ايدا سحري زاده 26 ساله، اصابت
گلوله به بازوي چپ در خيابان كاوه زخمي شده
11-ثريا محسني 42 ساله، شكستگي سر
به علت اصابت باتوم در خيابان انقلاب زخمي شده
12-سعيد پور قاضي 25 ساله شكستگي سر به علت اصابت باتوم در خيابان توحيد زخمي
شده

13-اسماعيل دري 37 ساله اصابت گلوله به پهلوي راست در خيابان خوش زخمي شده
14-صديقه كشفي 40 ساله اصابت گلوله
به پا در خيابان اسكندري زخمي شده
15-قاسم زماني فر 33 ساله شكستگي
دست در خيابان اسكندري مجروح شده
16-علي رضا شعباني 35 ساله اصابت
گلوله به قفسه سينه در خيابان زارع زخمي شده
17-الهه يميني 27 ساله اصابت گلوله
به شكم در خيابان كاوه زخمي شده
18-هما جوادي 46 ساله در رفتگي فك
به علت اصابت باتوم در كارگر شمالي
19-خسرو خاوري 52 ساله اصابت گلوله
به دست در ايستگاه قريب زخمي شده
20-ندا معصومي 31 ساله اصابت باتوم
به صورت و شكستگي بيني در خيابان جمهوري زخمي شده
21-علي كهنه پوش 24 ساله اصابت
گلوله به صورت در خيابان جمالي نرسيده به ميدان ازادي زخمي شده
22-نريمان داوودي 26 ساله اصابت
گلوله به دست در خيابان آزادي زخمي شده
23-ابولفضل جعفري 28 ساله اصابت
باتوم به سر و شكستگي سر در خيابان انقلاب زخمي شده
24-علي اكبر همتي 34 ساله اصابت
گلوله به پهلو در خيابان قريب
پیکر جانباختگان به بیمارستان بقیه
الله سپاه پاسداران منتقل شده اند.
بعد از تهدید ضمنی ولی فقیه رژیم
علی خامنه ای به سرکوب خونین مردم در نماز جماعت تهران که منجر به واکنشهای
گسترده بین المللی گردید.
روز گذشته علی خامنه ای به تهدیدات
خود جامه عمل پوشاند و مردم تهران و سایر شهرستانها را به خاک و خون کشاند.
این جنایتهای توسط سپاه پاسداران
صورت گرفته است که تحت امر ,ولی فقیه علی خامنه ای است. او به عنوان یک
جنایتکار باید مورد پیگرد بین المللی قرار گیرد تا جنایت علیه مردم ایران پایان
یابد.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در
ایران، سرکوب خونین مردم ایران که به دستور علی خامنه ای صورت گرفت بعنوان
جنایت علیه بشریت محکوم می کند. و از دبیر کل سازمان ملل و مراجع بین المللی
برای متوقف کردن سرکوب های خونین علیه مردم بی دفاع استمداد می طلبد.

ندا آقا سلطان
۲۷
ساله، دانشجوي فلسفه كه در جريان اعتراضات مردمي شنبه
۳۰
خرداد
۱۳۸۸
(۲۰
ژوئن 2009) در امير آباد تهران، به ضرب گلوله نيروهاي شبه نظامي (بسيج) كشته
شد.
انتشار فيلم كوتاهي از لحظات جان
دادن وي بازتابهاي فراواني در رسانههاي جهان بهدنبال داشت.
وي در روز
۳۰ خرداد به همراه استاد
دانشگاهش (رشته فلسفه) و چند تن از هم كلاسيهايش در تظاهرات شركت داشته است.
وي براي دقايقي در حالي كه با
موبايل صحبت ميكرده از جمع تظاهر كننده عقب ميافتد كه در اين هنگام، يكي از
۲
لباس شخصي موتور سوار، قلب ندا را با كلت كمري هدف قرار ميدهد.
وي در دستان استادش جان ميسپارد.
ظهر روز يكشنبه
۳۱
خرداد (روز بعد از شهادت) پيكر ندا به شرط خاكسپاري سريع و محرمانه در بهشت
زهرا به خانوادهاش تحويل شده است.
خاكسپاري وي تحت شديدترين تدابير
امنيتي و با سرعت بسيار انجام شده است.
مراسم يادبود ندا قرار بوده است در
اول تيرماه ساعت
۵ تا
۶.۳۰ در
مسجد نيلوفر {واقع در تهران، خيابان مهناز، خيابان آپادانا (خيابان خرمشهر)}
برگزار شود كه با تماسي از طرف مسجد اين مراسم لغو شده است. همچنين به تمام
مساجد تهران دستور داده شده است كه اجازه برگزاري مراسم ندا آقا سلطان را
ندارند.


این خبر از دو منبع خبری، از داخل
کشور در اختیار پیک نت قرار گرفته است، که بدلیل اهمیت چنین واقعه ای در سرنوشت
جنبش اعتراضی و ضد کودتائی کنونی انتشار آن را وظیفه خود می دانیم.
منبع اول: طبق گزارشی که از حلقه
درونی نظام به بیرون درز کرده است، صبح امروز شانزده نفر از افسران ارشد سپاه
پاسداران بازداشت شده اند.
این افسران با تماس با تعدادی از
افسران ارتش، از ضرورت پیوستن به مردم سخن گفته اند.
این افسران امروز(5 شنبه) به نقطه
ی نامعلومی در شرق تهران انتقال داده شدند.
منبع دوم: 16 فرمانده سپاه به دلیل
حمایت از موسوی بازداشت شده اند.
فعالان حقوق بشر در ایران
یک فعال دانشجویی در تهران توسط
نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بنابر گزارشات دریافتی، مجتبی
محمدیان دانشجوی رشته مدیریت مالی دانشکده نور طوبی تهران روز جاری پس از چند
جلسه اعتراض به مسئولین دانشگاه در خصوص رفتار ناشايست با دانشجويان در ارتباط
با اعتراضات اخیر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شد.
لازم به ذکر است آقای محمدیان از
دانشجویان فعال دانشگاه آزاد واحد بابل بوده که در سال 82-83 از تحصیل در این
دانشگاه محروم شد.

دو شهروند معترض که در خشونت های
اخیر زخمی شده بودند به زندان اوین منتقل شدند.
بنابر گزارشات دریافتی، کورش
شهبازی و کریم باقرپور یزدی دو شهروند تهرانی که طی درگیریهای اخیر این شهر در
هفته جاری زخمی شده بودند. روز گذشته از بیمارستان بقیع متعلق به سپاه پاسداران
به زندان اوین منتقل شدند.
لازم به ذکر است به دلیل عدم اجازه
تماس و ملاقات به این افراد از وضعیت جسمی حال حاضر آنان اطلاعی در دست نیست.
بنابه گزارشات رسیده یورشهای وحشیانۀ یگانه ویژه، سپاه پاسداران،بسیج و لباس
شخصیها به مردم بی دفاع تهران تا به حال جانباختگان ،زخمیها و دستگیریهای زیادی
را بر جا گذاشته است.
نیروهای سرکوبگر با وحشی گری تمام و به قصد قتل تظاهر کنندگان آنها را مورد ضرب
و شتم قرار می دهند.
نیروهای یگان ویژه، سپاه پاسداران، بسیج و لباس شخصیها با سلاحهای گرم مردم بی
دفاع را از کمر به بالا هدف قرار میدهند و بدین دلیل آمار جان باختگان بالا است
.
آنها همچنین اکثرا با باتوم به سر و صورت تظاهر کنندگان ضربه می زنند که در
مواردی منجر به مرگ آنها شده است و یا اینکه زخمهای شدید بر جای گذاشته است.
آنها برای ایجاد رعب و وحشت با وحشیانه ترین شیوه تظاهر کنندگان را آماج
باتومهای خود قرار می دهند.
زنده یاد آقای معزز 27 ساله یکی از جانباختگانی است که در اعتراضات گسترده و
خونین مردم تهران در 30 خرداد ماه شرکت کرده بود. او حوالی میدان آزادی با
اصابت گلوله به چشمش جان خود را فدای راه آزادی مردم ایران کرد.نیروی انتظامی
برای پوشاندن جنایات این رژیم هرگونه عکس و اعلامیه ای که از شهدا نصب می شود
از بین می برند. این سرکوب خونین یک روز پس از صدور فرمان ولی فقیه علی خامنه
ای برای به خاک و خون کشاندن مردم روی داد. سپاه پاسداران ،یگان ویژه،بسیج و
لباس شخصیها که تحت امر علی خامنه ای هستند با گشودن آتش بر روی مردم بی دفاع
،آنها را به خاک و خون کشاندن.
در این روز خونین تعداد زیادی از مردم مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و
سنگفرشهای خیابان آزادی و سایر خیابانها را رنگین کرد .
نیروهای سرکوبگر برای پاک کردن آثار جنایت خود تا صبح آنروز مشغول شستن
خیابانها که آغشته به خون آزادیخواهان بود ، بودند.
همچنین در روزهای گذشته تعداد زیادی از جوانان دختر و پسر را دستگیر و به
زندانهای مختلف منتقل کردند.
اسامی تعدادی از دستگیر شدگان روزهای اخیر به قرا زیر می باشد:
1- حسين حسيني 24 ساله يكشنبه 24 خرداد در خيابان فاطمي دستگير و به اوين منتقل
شده
2- رضا رحيمي 32 ساله دوشنبه 25 خرداد در كارگر جنوبي دستگير و به اوين منتقل
شده
3- رحيم مددي 29 ساله سه شنبه 26 خرداد در آزادي دستگير و به اوين منتقل شده
4- محمد مهدي اماني 24 ساله چهارشنبه 27 خرداد در هفت تير دستگير و به اوين
منتقل شده
5- آرمان جدايي 20 ساله پنجشنبه 28 خرداد در توپخانه دستگير و به اوين منتقل
شده
6- حميد ستوده 22 ساله پنجشنبه 28 خرداد در توپخانه دستگير مكان نگهداري وي
نامشخص
7- جواد جابري 26 ساله پنجشنبه 28 خرداد در حوالي 15 خرداد دستگير و به قزل
حصار منتقل شده
8- ميلاد صوري 22 ساله شنبه 30 خرداد در نواب دستگير مكان نگهداري وي نامشخص
9- علي اكبر صمدي 26 ساله شنبه 30 خرداد در ميدان جمهوري دستگير و به قزل حصار
منتقل شده
10- ناصر اميري 23 ساله شنبه 30 خرداد در انقلاب دستگير و به اوين منتقل شده
11- متين اسديان 19 ساله شنبه 30 خرداد در امير آباد شمالي دستگير مكان نگهداري
وي نامشخص
12- مهران خوشرو 18 ساله يكشنبه 31 خرداد در خيابان هاشمي دستگير مكان نگهداري
وي نامشخص
13- شهاب مقدس 20 ساله دوشنبه 1 تير در توحيد دستگير مكان نگهداري وي نامشخص
وزارت اطلاعات از شیوۀ رذیلانه و لو رفته که از سالها پیش بکار می برد و تمامی
جهانیان از آن آگاه هستند روی آورده است و از این طریق سعی دارد سرکوب خونین
مردم ایران را توجیه کند.
بعضی از جوانان دستگیر شده را وادار به مصاحبه های تلویزیونی می کند. و از
آنها می خواهد که به گفته های دیکته شده که توسط بازجویان وزارت اطلاعات تعیین
می شود اعتراف کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش وحشیانه به تظاهرات مردم و به قتل
رساندن و مجروح کردن و دستگیری تعداد زیادی از آنها و همچنین وادار کردن آنها
به اعترافات تلویزیونی را محکوم می کند.
و از دبیر کل سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده نقض
حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل است.

در مصاحبه پزشكي كه در محل شهادت
ندا حضور داشته است ( دكتر آرش حجازي ) با بي بي سي افشا شد كه فردي بسيجي
عامل قتل ندا بوده است. به گفته وي مردم بسيجي قاتل را نيز دستگير كردند.
رسانه هاي حكومتي در روزهاي اخير
به بهانه آنكه اسلحه مورد استفاده سلاح سازماني بسيج نبوده و بهانه هاي ديگر
سعي در منحرف كردن افكار عمومي داشتند. مقامات انتظامي نيز شهادت وي را به
تروريست ها نسبت دادند.
اما دكتر حجازي كه به تازگي
توانسته است از ايران خارج شود شرح كاملي از ماجرا ارايه كرده.
به گفته وي مردم بسيجي قاتل را
بلافاصله گرفتند فرد بسيجي كه اين كار را كرده بود فرياد مي كشيده :
من نميخواستم بكشمش اما چون نمي
دانستند با او چه كنند كارت بسيجش را نگه داشته و خودش را رها كردند.
مردم از چهره وي نيز با موبايل
تصوير برداري كردند.
وي افزوده است كه در روزهاي بعد كه
مردم در محل شهادت او گل گذاشته بودند ، مقامات در آنجا زباله تخليه كرده اند.
لازم به ذكر است كه دكتر آرش حجازي
مترجم آثار پائولو كوئليو نويسنده مشهور برزيلي است.
دكتر آرش حجازي , مترجم معروف آثار پائولو كوئيلو
او در
۲۸
بهمن
۱۳۴۹
به دنيا آمد و در سال
۱۳۷۵
از دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران فارغ التحصيل شد. موضوع تز دكتراي
او، «تأثير قصه گويي در درمان اختلالات اضطرابي كودكان» بود.
او در سال
۱۳۷۳، رمان اندوه ماه [۱] را
نوشت كه با سرمايه شخصي و در تيراژ كم منتشر شد.
سه سال بعد، در سال
۱۳۷۶، او
انتشارات كاروان را تأسيس كرد و دو سال بعد، پائولو كوئليو، نويسنده مشهور
برزيلي و خالق كيمياگر، او را مترجم رسمي آثارش به زبان فارسي معرفي كرد. [۲]
در سال
۱۳۸۰،
او سردبيري ماهنامه فرهنگي هنري «كامياب» را بر عهده گرفت كه پس از پنج شماره
انتشار، متوقف شد.
پس از «كامياب» حجازي ماهنامه جشن
كتاب را منتشر كرد كه بيست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغيير كرد.
او در سال
۱۳۸۳، ده سال پس از «اندوه
ماه» رمان «شاهدخت سرزمين ابديت» را منتشر كرد.
شاهدخت سرزمين ابديت در
سال
۱۳۸۴
در فهرست نهايي نامزدهاي جايزه «واو» و «منتقدان مطبوعات» قرار گرفت.
با کودتائی که او نقش کلیدی را در آن داشته، پایه های کرسی ولایت پدرش چنان سست
شد که ممکن است سران نظام برای حفظ جمهوری اسلامی چارهای جز آن نیابند که
ولایت پدرش را شورائی کنند و فرماندهان سپاه را تحت کنترل بگیرند.
چرا دولت انگليس يک ميليارد و ششصد
ميليون پاوند حساب بانکی مجتبی خامنه ای در لندن را مسدود کرد؟
تهیه و تنظیم از حمید
حمیدی
منبع: سکولاریزم نو
مجتبی خامنه ای، پسر سيد علی خامنه
ای، را می توان تئوریسین اصلی کودتای 23 خرداد نامید. همچنین او داماد غلامعلی
حداد عادل رییس سابق مجلس شورای اسلامی است. او که روابط نزدیکی با سران سپاه
دارد قصد دارد با کمک آنها خود را خلیفه ایران کند و جمهوری اسلامی را به حکومت
اسلامی تبدیل کند.وی، با اجرای کودتای 23 خرداد و حذف اصلاح طلبان و شخص هاشمی
رفسنجانی، و با تحت فشار قرار دادن مجلس خبرگان رهبری، می خواهد بر دستگاه
خلافت بنشیند و حکومت اسلامی تشکیل دهد.
او شخصی بسیار تندرو و دارای
اندیشه های افراطی همچون طالبان است. او از شاگردان مصباح یزدی بوده است. ردپای
او در بسیاری از پروژه های نفت دیده می شود. خبرهای مربوط به بیت رهبری گویای
این نکته است که رهبری نظام تمام امیدش برای رهبری آینده را به پسرش مجتبی بسته
است.
مجتبی که چهل ساله است مافیای
ایثارگران و انصار را اداره می کند. مجتبی حکم اجتهاد نیز گرفته و در منابع
اجتهادی و فقاهتی قم نفوذ زیادی دارد و از طرفی هم با حاج آقا خرازی قم، که
رهبر معنوی و تشکیلاتی بسیاری از جریان های انصار است، روابط نزدیک دارد.
بسیاری معتقدند که او به عنوان مهره وصل بیت و حزب الله عمل می کند و رد پایش
در بسیاری از پروژه های حزب الله دیده می شود.
گفته می شود که رهبری نظام به او
امید فراوان بسته است که تا ده سال دیگر که او پنجاه ساله می شود و موقعیت فقهی
بالائی پیدا می کند جانشینی جوان و مقتدری برای خامنه ای باشد. به زودی اطلاعات
بیشتری در مورد مجتبی و روابطش با حزب الله تهران و قم در پشت پرده منعکس می
شود.
برای نخستین بار مهدی کروبی در
جریان انتخابات دورهء نهم ریاست جمهوری به نقش مجتبی خامنه ای و سپاه در تقلب
برای پیروزی احمدی نژاد اشاره کرد.
گزارش روزنامه گاردین را بخوانیم:
«مجتبی خامنه ای را بیشتر بشناسیم!
او کلید دار و دروازه بان بیت رهبری و مرد پشت پرده ی تمام ماجراهای اخیر (و 4
سال پیش) است.
به گفته دیپلمات ها، این اوست که
دستور می دهد تا تظاهرات سرکوب شود و نیروها به مردم بی دفاع حمله کنند.
مجتبی خامنه ای احمدی نژاد را می
چرخاند و باعث و بانی انتخاب او هم در چهار سال پیش هم او بود. (این موضوع را
آقای مهدی کروبی در آن زمان افشا کرد). گفته می شود مجتبی بیشتر از پدرش
بنیادگرا ست. برخی در ایران بر این باورند که آیت الله علی خامنه ای، مجتبی را
برای جانشینی خود آماده می کند.

البته این برعهده مجلس خبرگان است
که رهبر یا شورای رهبری انتخاب کند، اما آیت الله خمینی در زمان حیاتش خود علی
خامنه ای را بدون مجلس خبرگان به «رهبری» نصب کرد. اما جای پرسش بسیار است که
خامنه ای نیز بتواند با دور زدن مجلس خبرگان رهبر انتصاب کند. (به ویژه حالا که
مردم او را مسئول قتل های چند روز اخیر می دانند و با پشتیبانی صریح از احمدی
نژاد بخشی از باند احمدی نژاد و شرکا گردید و این بیطرف بودن مقام رهبری را
عملا از بین برد).
امروز شعارهای دولتی پیرامون علی
خامنه ای اغلب شعار “علی، علی ما ست!” می باشد تا این علی را با حضرت علی پیوند
بزنند. و می دانیم که حضرت علی پسرش امام حسن را به جانشینی خود انتخاب کرد!
یکی از اساتید دانشگاه سنت آندرو، دکتر علی انصاری، می گوید این روزها همه جا
صحبت از “مجتبی خامنه ای” است و جانشینی او. همین استاد اضافه می کند که او خود
را دراز مدت برای چنین مقامی آماده می کند». (مقاله گاردین اینجا ختم می شود).
اما مسائل دیگری هم در میان است که
نام مجتبی را بیشتر سر زبانها انداخته است. او را مرد یک میلیارد و ششصد میلیون
دلاری می نامند. چون چند هفته پیش دولت انگلیس ناگهان اعلام کرد که سپردهء یک
حساب بانکی به مبلغ 976.110.00 پوند انگلیس را مسدود کرده است.
این کار ظاهراً به درخواست
اتحادیهء اروپا انجام گرفت اما در نهان گفته می شود چون این مبلغ به شخص مجتبی
خامنه ای تعلق داشت و حساب صد امام و صندوق بیت امام و دیگر پول های دریافتی
بیت به این حساب واریز می شده و اغلب خریدهای وسائل سرکوب، از جمله یونیفرم های
فضائی – هالیوودی ِ پلیس و باتون و سلاح های دیگر و موتور سیکلت لباس شخصی ها و
بسیجی ها و غیره، همه از این حساب برداشت می شده، دولت انگلیس برای همین این
حساب را مسدود کرده است. گفته می شود خشم شدید و بی سابقه آیت الله خامنه ای هم
از انگلیس در نماز جمعه برای همین بوده است.
در واقع، در میان خبرهای داغ این
روزها خبر مسدود شدن یک میلیارد و
۶۰۰
میلیون دلار از دارایی های ایران در بریتانیا تا حدی توجه زیادی را برنيانگيخت.
اما آن چه در زیر می خوانید پشت
پردهء این خبر و علت اصلی عصبانیت خامنه ای از دولت انگلیس و احضار سفیر ایران
به وزارت خارجه دولت بریتانیا می باشد. حساب بانکی به نام مجتبی خامنه ای پسر
رهبر انقلاب، در یکی از بانک های لندن به مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار
وجود داشت که با پیگیری های تعدادی از ایرانیان و فشار اتحادیهء اروپا به دولت
انگلیس مبنی بر اینکه این پول متعلق به مردم ایران است و باید توقیف شود از یک
ماه پیش شروع شد.
دولت انگلیس بخاطر روابط اقتصادی
با خانواده خامنه ای تمایل به توقیف این پول را نداشت که عده ای موفق شدند با
اقدام های قانونی کار را روز
۲۳
خرداد به اتمام برسانند. این پول هم اکنون به نام ملت ایران بلوکه شده است.
با آنکه دولت انگلیس از مدت ها پیش
اطلاع داشت که این حساب بانکی متعلق به کیست اما بهانه ای قانونی برای کنترل آن
نداشت، که با فاش شدن نقش مجتبی خامنه ای در کودتای انتخاباتی اخیر، این مجوز
پیدا شد.
در ضمن تعداد زیادی از وابستگان به
بیت رهبری یا اشخاص حقیقی نزدیک به آقای خامنه ای میلیاردها دلار به اسامی
مختلف در بانکهای کشورهای اروپایی حساب دارند... از جمله می توان در بانکی در
آلمان مبلغ
۸۰۰
میلیون دلار به نام مجتبی تهرانی و یا
۷۴۰
میلیون دلار به نام فردی به اسم شوجونی و غیره اشاره کرد... گفتنی ست تلاش ها
برای توقیف کل این پول ها که بالغ بر
۱۰
میلیارد دلار می باشد و توسط فروش نفت و دریافت حق کمیسیون به دست آمده است
ادامه دارد و در حال پیگیری است...

عکس متعلق به یکی از فرماندهان
بسیج بنام "دکتر رضايی" است که فرماندهی بسیجیان گروه ذوالفقار را برعهده دارد.
این مزدور جنایتکار شخصا در
درگیریهای شنبه گذشته تهران حضور داشته است.
http://www.petitiononline.com/akcriems/petition.html
از آنجا که بر اساس قانون اساسی
رژیم اسلامی حاکم بر ایران، علی خامنه ای رهبر این رژیم به عنوان "ولایت مطلقه
فقیه" اختیارات نامحدود دارد و احکام او لازم الاجراست، هیچ نیرویی توان مقابله
با خواست او را در این کشور ندارد.
بر این پایه، علی خامنه ای به
عنوان یک رهبر خودکامه، بی اعتنا به جان و مال و ناموس مردم ایران، دیوانه وار
بر این کشور فرمان می راند و به یاری ایادی سرکوبگر خود روز به روز بر شمار
شکنجه دیدگان و کشته شدگان این سرزمین می افزاید. او دیکتاتوری است که با سیاست
های نادرست و سرکوب هر صدای مخالف خود، کشور ما را در آستانه ویرانی کامل قرار
داده است.
این خفقان و سرکوب های وحشیانه
موجب شده که فریاد گروههای معترض اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان، نویسندگان
و وبلاگ نویسان راه به جایی نبرد و هر روز بر شمار شکنجه شدگان و اعدامیان در
زندان ها که تنها به دلیل اختلاف عقیده و مخالفت با مشی و عملکرد مسئولان این
رژیم بازداشت شده و در زندان به سر می برند، افزوده گردد.
از این رو ما امضا کنندگان زیر، با
توجه به حکمی که آن دادگاه محترم در باره "عمر البشیر" رهبر جنایتکار سودان
صادر کرده است، خواهان رسیدگی به جنایات علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و
صدور حکم مقتضی برای وی هستیم.
خبرنامه امیرکبیر: در پی اعتراضات
دانشجویان دانشکده نفت اهواز به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوتن از دانشجویان
دانشکده نفت اهواز به نام های حسین رحیمی و امین نیک زاده توسط افراد ناشناس
ربوده شدند.
پس از اقدام، دانشجویان این
دانشکده نفت در مقابل درب اصلی دانشگاه دست به تحصن زده و خواستار آزادی امین
نیک زاده و حسین رحیمی شدند.
امین نیک زاده از فعالین انجمن
اسلامی دانشجویان و حسین رحیمی از فعالین انجمن علمی دانشجویی هستند که به
هنگام خروج از دانشگاه ربوده شدند.
بنابرگفته دانشجویان یک دانشجوی
بسیجی زمان خروج این دو دانشجو از دانشگاه را گزارش کرده است که وی از شب گذشته
در اتاق حراست دانشگاه به همراه رئیس بسیج و رییس جامعه اسلامی دانشگاه تحت
مراقبت قرار دارند.
دانشجویان دانشکده نفت اعلام کردند
که تا زمان آزادی این
۲
دانشجو به تحصن خود در مقابل دفتر حراست دانشگاه ادامه خواهند داد.
شب گذشته در ساعت
۳
بامداد، معاون سیاسی استانداری خوزستان در جمع دانشجویان متحصن حضور یافت و
اذعان کرد که نیک زاده و رحیمی توسط سپاه بازداشت شده اند.
وی مدعی شد که نیروهای سپاه برای
این کار حکم قضایی داشته اند اما دانشجویان متحصن، بازداشت این
۲
دانشجو را بیشتر شبیه به آدم ربایی و غیر قانونی می دانند. به گفته ی دوستان
امین نیک زاده که به هنگام بازداشت با او بوده اند به امین نیک زاده هیچ حکم
جلبی نشان داده نشده است و جرم او تفهیم نشده است.
همچنین دانشجویان در اعتراض به
بازداشت این
۲
دانشجو امروز بر سر جلسه امتحان حاضر نشده و اعلام کردند تا زمان آزادی این
۲
دانشجو در جلسات امتحان حضور نخواهند یافت.
خبرنامه اميركبير: پس از اعلام
نتايج انتخابات رياست جمهوري و اعتراضات مردم تهران و شهرهاي ديگر كشور، بیش از
۵۰۰ تن
از فعالين مدني، فعالان حقوق بشر و زنان و نيز جمع كثيري از روزنامه نگاران و
فعالان سياسي بازداشت شدند.
فعالان دانشجویی و نيز دانشجويان
دانشگاه هاي كشور نيز از جمله اقشاري بودند كه از اين امواج سركوب بي نصيب
نماندند.
بگونه اي كه با اعلام نتايج
انتخابات، اعتراضات گسترده دانشجويان دانشگاه هاي مختلف بطور مسالمت آميز آغاز
شد. اما اين اعتراضات از سوي نيروي هاي لباس شخصي و انصار حزب الله كه مستقيماً
توسط نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي كشور حمايت مي شدند، و از خشونت آميز ترين سلاح
هاي گرم و سرد بهره مي بردند، به وحشيانه ترين شكل ممكن سركوب گرديد.
حمله وحشيانه نيروهاي انصار حزب
الله و بسیج به همراهی نیروی ضدشورش به خوابگاه كوي دانشگاه تهران در يكشنبه
شب،
۲۴
خرداد ماه، حمله نیروهای انتظامی به كوي دانشگاه اصفهان و وادار کردن دانشجویان
به انجام اعمال تحقیرآمیز، حمله به كوي دانشگاه شيراز، حمله به خوابگاه هاي
دانشگاه كرمانشاه، حمله وحشيانه به دانشجويان دانشگاه بابل، سمنان، قزوين و نيز
دهها دانشگاه ديگر كشور از جمله ابعاد وحشيانه سركوبي دانشگاه هاي كشور، تنها
پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري بود.
در تهاجم به دانشگاه هاي كشور و طی
۲
هفته گذشته، جمعا صدها دانشجو با سلاح گرم مجروح، صدها دانشجوي ديگر ربوده و
بازداشت و چندین دانشجو نيز به شهادت رسیدند.
مطابق با خبرهاي دريافتي، ناصر
اميرنژاد دانشجوي رشته هوا و فضاي دانشگاه تهران، دانشجوئي است كه در اثر
واقعه حمله نيروهاي انصار به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيد و هفته گذشته
پيكر وي در ياسوج تشييع شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر کیانوش
آسا دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی از دانشگاه علم و صنعت اهل کرمانشاه یکی دیگر
از دانشجویان است که در روز
۲۵
خرداد ماه به شهادت رسید. هم چنين مصطفي غنيان دانشجوي ديگري است كه خارج از
دانشگاه و در منزل به ضرب گلوله نيروهاي لباس شخصي به شهادت رسيد.
دانشجوي ديگري نيز در خوابگاه
دانشگاه اصفهان بر اثر اصابت گلوله به گردن در دم جان سپرد.
ندا آقاسلطان دانشجوی رشته فلسفه
نیز دیگر دانشجویی است که فیلم شهادت وی دنیا را تکان داد.
هم چنين در اثر اين حملات وحشيانه
حال بسياري از دانشجويان بستري شده در بيمارستانها نيز نا مساعد گزارش شده است.
دهها دانشجوي دانشگاه تهران در
بيمارستان شريعتي بستري هستند و برخي از آنان بدليل اصابت گلوله به سر و گردن
دچار جراحت هاي شديد و جبران ناپذيري شده اند.
چند دانشجو نيز بر اثر اصابت گلوله
ي نيروهاي بسيج بينائي خود را از دست خواهند داد.
هم چنين اشكان ذهابيان دانشجوي
دانشگاه بابل نيز بر اثر يورش وحشيانه نيروهاي انصار حزب الله در بيمارستان در
حالت اغما بسر مي برد.
هم چنين در اين رابطه، اعتراضات
اساتيد دانشگاه نيز در خورد توجه است.
اساتيد دانشگاه هاي مختلف دانشگاه
هاي تهران، پس از رخ داد فاجعه كوي دانشگاه تهران، با تحصن در مقابل مسجد
دانشگاه به اين وحشيگري آشكار اعتراض كردند. در اين رابطه اساتيد بسياري در
قالب امضاي بيانيه هاي مختلف و طومارهاي اعتراضي، مراتب انزجار خود را از خشونت
ها و نيز نتايج نادرست انتخابات اعلام كردند. از سوي ديگر نيروهاي امينتي نيز
در مقابل اقدام به تهديد شديد و ارعاب اساتيد و حتي بازداشت شمار قابل توجهي از
آنان نمودند.
بازداشت اساتيد دانشگاه هاي همدان
و دانشگاه بين المللي قزوين از جمله اين موارد است. هم چنين طي چند روز گذشته
۷۰ تن
از اساتيدي كه براي ديدار با ميرحسين موسوي رفته بودند بطور دسته جمعي بازداشت
شدند اما اکثر آنها پس از ساعتی آزاد شدند.
گرچه بنابر گزارش ها در طی
۲
هفته گذشته حداقل
۴۰۰
دانشجو بازداشت شدند اما به دلیل گستردگی سرکوب دانشجویان و شرایط پیش آمده و
قطع ارتباطات آمار و مشخصات بسیاری از حملات صورت گرفته علیه دانشجویان تاکنون
مشخص نشده است. در شب حمله به کوی دانشگاه تهران و دانشگاه های شیراز و اصفهان
صدها دانشجو بازداشت شدند که پس از یک شب آزاد شدند. با احتساب شمار بازداشت
دانشجويان در آن وقایع، شمار دانشجویان بازداشت شده طی
۲
هفته گذشته به بیش از هزار نفر خواهد رسید.
اسامي زير به تفكيك دانشگاه ها،
تنها نام كساني است كه اخبار بازداشت آنها منتشر شده است.
دانشگاه تهران:
احمد احمديان، اسکندري، امين
افضلي، وحيد اناري، محمد بلوردي، حسين حامدي، محسن حبيبي مظاهري، نويد حقدادي،
محمدرضا حکمي ، کاظم رحيمي، مرتضي رضاخاني، ميثم زارعي، امين سميعي، بهرام
شعباني، عليرضا شيخي، ابراهيم عزيزي، سياوش فياض، سيد حسين ميرزاده، حسين
نوبخت، جواد يزدانفر، حبيب خدنگي، سهراب احديان، رضا ارکوازي، کريم امامي، محمد
حسين امامي، الهه ايمانيان، روح الله باقري، فرهاد بينازاده، ايمان پورطهماسب،
عزت تربتي، سميه توحيدلو،ياسر جعفري، ميلاد چگيني، محمدرضا حدآبادي،سيد جواد
حسيني، فرشيد حيدري زمين، بهنام خدابنده لو، محمد خوانساري، محمد داوديان،
محمود دلبري، علي راعي، اميد رضايي، علي رفاهي، سيف الله رمضاني، ابراهيم
زاهديان، ناصر زماني، مجيد سپهوند، حنيف سليمي، محمد باقر شعبان پور، حامد شيخ
عليشاهي، ايمان شيدايي، فرهاد شيراحمد، سامان صاحب جلالي،فرحان صادق پور، فرشاد
طاهري،غمديده، حمزه فراتي راد، اسماعيل قرباني، محمد کريمي، عرفان محمدي، محسن
آزموده، پيام پورنگ، مرتضي جانبازي، حاجي پور، آدرین جلالی، سهراب احمدي، رضا
زينلي، صمد مهرعلي تبار
دانشگاه اميركبير:
پدرام رفعتی، هادی پلاور، مجتبی
علیجانی، بيتا صميمي زاد، امیرحسین استیری، آدرين جلالي، ميترا عالي، احمد
جابری
دانشجويان محروم از تحصيل:
ضياء نبوي (دبير شوراي دفاع از حق
تحصيل)، علیرضا خوشبخت (دانشجوي محروم از تحصيل)، زهرا توحیدی (دانشجوي محروم
از تحصيل)، پيمان عارف (دانشجوي محروم از تحصيل)، شيوا نظر آهاري
دانشگاه آزاد:
امیر کلهر (دانشجوی دانشگاه آزاد
کرج)، حسام نصیری (دانشگاه آزاد تهران مركز)، علي بيكس (دانشجوي دكتراي رشته
تاريخ دانشگاه آزاد)، مجتبی محمدیان (دانشگاه آزاد بابل)
دانشگاه مازندران و دانشگاه صنعتي
نوشيرواني بابل:
سیاوش سلیمی نژاد، محسن برزگر،
ایمان صدیقی، حسام الدین باقری، علیرضا کیانی، میلاد حسینی کشتان، علی نظری،
اشکان ذهابیان، علی دنیاری، رحمان یعقوبی، مازیار یزدانی، علی عباسی، شوانه
مریخی، محسن برزگر، محمد علمی، نيما نحوي، حمیدرضا جهان تیغ، مرجان فیاضی و
سوگند علیخواه،
دانشگاه كرمانشاه:
سیامند غیاثی و محمد جعفری و
بازداشت چندين فعال دانشجوئي ديگر
دانشگاه بين المللي امام خميني
قزوين:
پیام حیدر قزوینی، نسیم ریاحی،
مجتبی رحیمی، عطا رشیدی،
اساتید دانشگاه : حسین رئیسیان،
فضلی، درویش، ایمانی، البرزی
دانشگاه بوعلي همدان:
سياوش حاتم، حجت بختياري، مهدي
مسافر، پوريا شريفيان، رضا جعفريان، مصطفي مهدي زاده و امين نظري (عضو شورای
مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، محمد صيادي
دانشگاه تربیت معلم:
سجاد بازوند، ناصح فریدی (فارغ
التحصیل)
دانشگاه سمنان:
بازداشت
۲۵
دانشجوي اين دانشگاه پس از تجمع اعتراضي
دانشگاه فردوسي مشهد:
رضا لطفي
دانشگاه هرمزگان:
علی شجاعی
دانشگاه شيراز:
اسماعیل جلیلوند، حمدالله نامجو
دانشگاه علامه طباطبائي:
مجيد دري
دانشگاه نفت اهواز:
حسین رحیمی و امین نیک زاده
خبرگزاری هرانا: مسئولان زندان
مرکزی یزد کماکان از ملاقات آقای بروجردی با وکلای خود جلوگیری می کنند همچنین
گزارشها از وضعیت نگران کننده ایشان کماکان ادامه دارد.
روز 4 شنبه مورخ 13 خرداد 1388،
خانم دكتر گيتي پورفاضل، نايب رئيس كميسون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري
تهران، به همراه خانواده آقاي بروجردي به زندان مركزي يزد مراجعه نمود تا ضمن
دريافت وكالت نامه رسمي از آقاي بروجردي براي پيگيري قضائي و ملاحظه پرونده
ايشان، وضعيت نگران کننده اين روحاني زنداني را نيز از نزديك ملاحظه نمايد كه
متاسفانه، با وجود چندين ساعت انتظار و مذاكره با مسئولين زندان مذكور، اجازه
ملاقات به وي داده نشد.
همچنين بنابر گزارشات دریافتی، طي
دو هفته اخير، در دو نوبت مامورين با همراهی دكتر ولي زارع (رئيس بهداري زندان
مركزي يزد) با اجبار اقدام به تزریق آمپولهای نامعلومی به ایشان نموده اند،
نزدیکان این روحانی عنوان می دارند آمپولهای تزریق شده خاصیت آسیب وارد نمودن
به روان و اعصاب را دارد. همچنین گزارش شده است مجدداً این زندانی عقیدتی برای
انجام مصاحبه با رسانه های دولتی تحت فشار مضاعف قرار گرفته است.
منبع خبر : مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران
بنابه گزارشات رسیده ، یکی از دانشجویان رشتۀ اقتصاد بنام علی محمود نصب روز
جهارشنبه که مورد اصابت 2 گلولۀ پاسدارن قرار گرفته بود وو بشدت مجروح شده بود
توسط پاسداران دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل شد .
دانشجوی مفقود شده علی محمود نصب در تاریخ 27 خرداد ماه در اعتراضات گسترده ای
که در خیابان ونک روی داده بود شرکت داشت.
که پس از گذشت مدتی مورد هجوم گارد ویژه و بسیج و لباس شخصیها قرار می گیرند
پاسداران به سمت جوانان معترض آتش می گشایند که او مورد اصابت 2 گلوله قرار می
گیرد. گلولۀ او به پای راست و گلولۀ دوم به کمر وی اصابت می کند دوستان او که
قصد خارج کردن علی را داشتند با شلیک پاسداران مواجه می شوند. بنابه گفتۀ
شاهدان عینی او توسط پاسداران دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شد. آقای محمود
نصب اهل لاهیجان میباشد.
اسامی تعداد از زخمی شدگان اخیر که مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند به قرار
زیر می باشد:
کیوان ز. 18 ساله 28 خرداد ماه در خیابان لیلی از ناحیه بازو مورد اصابت گلوله
قرار گرفت. او از ترس دستگیری به بیمارستان مراجعه نکرده است و در خانه با
وسائل اولیه مداوا می شود
فرزانه و. م. 26 ساله ،خانه دار ، او رهگذری بود که د ر خیابان امیر آباد
بالاتر از تقاطع جلال ال احمد از ناحیۀ کتف مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او
بخاطر ترس از دستگیری د رمنزل مورد مداوا قرار گرفت.
ما اسامی کامل افراد فوق را در اختیار داریم ولی برای حفظ امنیت آنها از انتشار
نام کامل آنها خوداری می کنیم ولی اسامی کامل افراد فوق را در اختیار
سازمانهای حقوق بشری قرار خواهیم داد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،آتش گشودند به اعتراضات مردم در تهران و
شهرستانها که منجر به مرگ و زخمی شدند تعداد بیشماری شده است را محکوم می کند.
و از مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان داد به کشتار مردم ایران است.
دست كم چهار صندوق راي در كتابخانه
مركزي شيراز كشف شد.امروز چهارشنبه 10 تير، در جريان بازديد «محمدرضا رضازاده،
استاندار فارس و آيه الله ايماني،امام جمعه شيراز» و خبرنگاران روزنامه هاي
محلي شيراز از عمليات احداث ساختمان كتابخانه مركزي شيراز،چهار صندوق راي در
ساختمان نيمه كاره كتابخانه كشف شد.
استاندار فارس پس از مواجه شدن
خبرنگاران با اين صندوق ها از آن ها خواست كه به اين موضوع در رسانه ها اشاره
اي نكنند.او اين صندوق ها را جزو «اسناد ملي» اعلام كرد.
ساختمان نيمه كاره كتابخانه مركزي
شيراز كه شعبه اي از كتابخانه ملي است در نزديكي تالار حافظ شيراز(چهار راه
حافظيه)قرار دارد.
صندوق هاي راي در حالي كشف شده اند
كه بنا بر قوانين انتخابات،پس از پايان شمارش آرا، صندوق ها بايد به تهران
فرستاده شده باشند.

فعالان
حقوق بشر در ایران
لیست ذیل
دربرگیرنده اسامی و مشخصات یکصد تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخیر
در شهر تهران است.
1.
ابراهیم نظری - فرزند بهرامعلی - زندان اوین
2.
احسان بهروز - فرزند محمود - زندان اوین
3.
احسان دهقانی شنبه - فرزند حسین - زندان اوین
4.
احمد قربان زاده - فرزند صادق - زندان اوین
5.
احمد ولی زاده - فرزند قنبرعلی زندان اوین
6.
اکرم کبیری - فرزند محمد علی - بازداشت شده در 1388/3/25 - زندان اوین - لیسانس
- متاهل - خانه دار
7.
امید مهر اندیش - بازداشت شده در 1388/3/30- زندان اوین - دانشجو
8.
امیدرضا سردار زاده - بازداشت شده در 1388/4/1- محل نگهداری نامعلوم - دارای
سابقه بازداشت مشابه در خردادماه 78
9.
امیر احمدی - فرزند یونس - زندان اوین
10.
امیر محجوبی - فرزند محسن - زندان اوین
11.
امین مرادی - فرزند منوچهر-زندان اوین
12.
ایمان بصیری راسته- فرزند عباس-زندان اوین
13.
ایمان ثفقت- فرزند محسن- زندان اوین
14.
بتول قربانزاده- فرزند پرویز- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
فوق دیپلم - مجرد - گرافیست
15.
بهروز فرزادی - فرزند شیرزاد - بازداشت شده در تاریخ 1388/4/1 در میدان هفت تیر
- زندان اوین
16.
بهنام عظیمی کنده - فرزند گل محمد - زندان اوین
17.
پیمان قدیمی - فرزند محمد حسین - زندان اوین
18.
حامد احسانی تبار - فرزند غلامعلی - زندان اوین
19.
حامد ایرانیان - فرزند محمد - زندان اوین
20.
حامد عبدلی - فرزند اکبر - زندان اوین
21.
حسین احمدی - فرزند حسین - زندان اوین
22.
حسین بیگلر حسنی - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/31 - زندان اوین - دانشجو
23.
حسین زینلی سرلیه - فرزند محمد - زندان اوین
24.
حمید قزوینی - فرزند صمد - زندان اوین
25.
حمید کارخانه - فرزند امان الله - زندان اوین
26.
حمیدرضا محمدوالی - فرزند مسعود - زندان اوین
27.
حمیدرضا نصیر پور - فرزند علی - زندان اوین
28.
داود حیدری - فرزند صالح- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 - زندان اوین
29.
داوود قهرمانی - فرزند یوسف - زندان اوین
30.
رامین رویگردان - فرزند نبی الله - زندان اوین
31.
رامین ساری اصلانی - فرزند افشین - زندان اوین
32.
رامین سلیمان زاده مقدم - فرزند محمود - زندان اوین
33.
رضا مرادی - فرزند رستم - زندان اوین
34.
زهرا صادق زاده حلاج - فرزند احمد - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/27- زندان
اوین - سیکل - متاهل - خانه دار
35.
زینب کریمی بیوک بلوغ - فرزند حسین - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/22 - زندان
اوین - دیپلم-متاهل - خانه دار
36.
سارا رنجبری - فرزند حسن- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/24- زندان اوین - دانشجو
- مجرد- دانشجو
37.
سمیه لقایی- فرزند علیار - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
لیسانس - مجرد - دانشجو
38.
سوسن آل آقا - فرزند ناصر- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 در میدان انقلاب -
زندان اوین - دانشجو - مجرد - دانشجو
39.
سید آرمین میر خواجه الدین - فرزند سیدجمال - زندان اوین
40.
سید محمد رئوف صفاری - فرزند سید احمد - زندان اوین
41.
سید هادی شاه ولایتی - فرزند سید احمد - زندان اوین
42.
شاهین رجب زاده منفرد - زندان اوین - دانشجو
43.
شاهین میرزایی - فرزند علی همت - زندان اوین
44.
شمس الله میانه دری - فرزند فرمان - زندان اوین
45.
شهاب حسارات - فرزند محمد علی - زندان اوین
46.
صابر امیری - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/31 در میدان 7 تیر - محل بازداشت
نامعلوم
47.
صدیقه گلشن لطفی- فرزند بهمن - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
دیپلم - مجرد - حسابدار
48.
عاطفه نصیری - فرزند فضل الله - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
لیسانس - متاهل - شاغل در کتابفروشی
49.
علی افشار - فرزند خدابخش - زندان اوین
50.
علی حبیبی - فرزند حنیف - زندان اوین
51.
علیرضا جمال اسفرجانی نژاد - فرزند محمد حسین - زندان اوین
52.
فاطمه خواجه نصیری - فرزند جواد - بازداشت در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
دیپلم - مجرد - دانشجو
53.
فرزانه رنجبری - فرزند خلیل - بازداشت در تاریخ 1388/3/25 - زندان اوین - دیپلم
- متاهل - خانه دار
54.
فرناز کمانی - فرزند اسماعیل - بازداشت در تاریخ 1388/3/30 - زندان اوین -
دانشجو - مجرد - دانشجو
55.
فهیمه رمضانی افشار - فرزند حسن - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 - زندان اوین
- دیپلم - متاهل - شاغل در تولیدی چاپ پارچه
56.
کامران ایروانی - فرزند بهرام - زندان اوین
57.
کامران برهانی - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 - بهارستان - بند 209
58.
کرامت الله زارعیان جهرمی - فرزند فرج - زندان اوین
59.
کیوان راوی- فرزند کیومرث - زندان اوین
60.
لیلا سلمانی پور - فرزند احمد - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین -
فوق دیپلم - مجرد - طراح لباس
61.
مجتبی محمدیان - بازداشت شده در تاریخ 1388/4/4 - زندان اوین
62.
مجید اسلامی - فرزند غدیر - زندان اوین
63.
مجید زین العابدین - فرزند داود - زندان اوین
64.
مجید عسگری - فرزند محمود - زندان اوین
65.
مجید معتمد زاده - فرزند علی اکبر - زندان اوین
66.
مجید وهاب - فرزند بیرامعلی - زندان اوین
67.
محرمعلی افشاری - فرزند مسعود - زندان اوین
68.
محسن بابایی- فرزند رجبعلی - زندان اوین
69.
محسن لطیفیان - فرزند محمد مهدی - زندان اوین
70.
محسن نوروزی مازندرانی نژاد - فرزند حسین - زندان اوین
71.
محمد اسماعیل حق پرست- بازداشت شده در تاریخ 1388/4/1 در میدان 7 تیر - زندان
اوین - دانشجوي روزنامه نگاري دانشگاه آزاد
72.
محمد باقر بخشی- فرزند ارسلان - زندان اوین
73.
محمد بدیعی- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 در حوالي خيابان بهبودي - زندان
اوین - 17 ساله
74.
محمد جواد مهردادیان - فرزند ماشاالله - زندان اوین
75.
محمد حاجی زاده - فرزند حسین- زندان اوین
76.
محمد حسن گل پسند- فرزند اسماعیل- زندان اوین
77.
محمد حسین حسینی- فرزند علی اکبر- زندان اوین
78.
محمد درمناکی فراهانی- بازداشت شده در تاریخ 1388/4/4 در میدان بهارستان -
زندان اوین
79.
محمد رضوانی ناظری- فرزند محمد امیر - زندان اوین
80.
محمد مهدی یوسفی - فرزند محمد - زندان اوین
81.
محمد میراحمد - فرزند حسین - زندان اوین
82.
محمدرضا بیات - فرزند محمود - زندان اوین
83.
محمدرضا کاویانی - فرزند محمد حسن - زندان اوین
84.
محمدرضا کوهینی تفرشی - فرزند ماشاالله - زندان اوین
85.
محمدرضا مرادی مجاهد- فرزند مسعود - زندان اوین
86.
محمدعلی ولی زاده - فرزند قنبرعلی - زندان اوین
87.
مرضیه بهرامی کوشکی - فرزند نوروزعلی- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 - زندان
اوین - دیپلم - مجرد- شاغل در کتابفروشی
88.
مریم محمدی - فرزند محمد- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30- زندان اوین - دانشجو
- متاهل - دانشجو
89.
مصطفی شجری - فرزند حسن - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 در میدان انقلاب -
زندان اوین
90.
مصطفی فتاحی - فعال دانشجویی - محل نگهداری نامعلوم
91.
مهتاب آجودانی - فرزند مهدی - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/26- زندان اوین -
دیپلم - متاهل - خانه دار
92.
مهدی درویشی - عضو ستاد مركزي مهندس موسوي - محل نگهداری نامعلوم
93.
مهدی رجب سلوکات - فرزند جلیل - زندان اوین
94.
میثم محمدحسن نقاش - فرزند محمد تقی - زندان اوین
95.
میلاد قریبیان - فرزند محمود - زندان اوین
96.
نوید احدی- بازداشت شده در تاریخ 1388/3/30 در خیابان جیحون - زندان گوهردشت
97.
وحید جراحی - بازداشت شده در تاریخ 1388/3/24 در میدان فاطمی - زندان اوین
98.
وحید محمدی - فرزند موسی - زندان اوین
99.
وحید نوری - فرزند دوستعلی - زندان اوین
100.
یعقوب شائولیان - فرزند یوسف - زندان اوین
• لیست های
تکمیلی منتشر خواهد شد.
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات
رسیده از زندان های مختلف حاکی از آن است که هزاران زندانی از دستگیر شدگان
اخیر تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند و جان آنها در معرض خطر جدی است.
گزارشات رسیده
از زندانها حاکی از شکنجه ها ی وحشیانه دستگیر شدگان اخیر است که در مواردی
جوانان دستگیر شده زیر شکنجه جان باخته اند و تحت عنوان اینکه در درگیری
خیابانی به قتل رسیده اند اجساد آنها به پزشک قانونی منتقل می شود. بنابه گفتۀ
کسانی که اخیرا از بازداشتگاهها آزاد شده اند.
جوانان دستگیر
شده از بدو دستگیری آماج ضربات باتوم ،مشت و لگد که اکثرا به سر آنها کوبیده می
شود قرار می گیرد.
آنها با چشم های
بسته به بازداشتگاههایی برده می شوند که هنگام ورود در 2 طرف راهروها افرادی
قرار دارند که با وحشیانه ترین شیوه جوانان دستگیر شده را آماج باتومهای خود
قرار میدهند. ضربات باتوم به سر صورت و جاهای حساس بدن کوبیده می شود که منجر
به شکستن سر، بینی، دستها، پاهای و شکاف برداشتن صورت جوانان دستگیر می شود.
سپس آنها را به
سلولهایی هدایت می کنند که مملو از دستگیر شدگان می باشند فضای بسیار محدود
سلولها که زندانیان بطور نوبتی و فقط 4 ساعت می توانند استراحت کنند. برای تحت
فشار و مورد تحقیرقرار داد آنها از رفتن به دستشوئی محروم هستند و آنها در سلول
خود مجبور به دستشوئی می شوند.
از طرفی دیگر
بازجوئیها بسیار طولانی و بعضا به مدت 8 ساعت در روز طول می کشد. در حین
بازجوئیها شکنجه های جسمی و روحی وحشیانه می باشد و در مواردی آنهایی که به
اتاق بازجوئی برده می شوند به سلول بازگردانده نمی شود و این بدین معنی است که
در حین شکنجه یا به قتل رسیده و یا وضعیت جسمی آنها بسیار وخیم می
باشد.بازجویان برگه هایی در مقابل بازداشت شدگان قرار میدهند و از آنها می
خواهند که آنها را امضاء کنند. در این برگها نوشته شده که مسجد را آتش زدند ،
ماشینها را آتش زدند ،بسیجی ها را به قتل رسانده اند و اینکه از خارج به آنها
گفته شده که در اعتراضات شرکت کنند و اقدام به تخریب کنند .
حسن زارع دهنوی
وروسای بازپرسی امنیت 1،2و 3 ماندد حیدری فرد ، حسینی ، راسخ و موسوی در زندان
اوین مستقر شدند.و این افراد در اتاقهای بازجوئی دستگیر شدگان حاضر می شوند و
دستگیرشدگان اخیر را تهدید می کنند که باید این برگها با اتهامات فوق را
بپذیرند. بخصوص آنهایی که در معابر دستگیر شدند و قصد آزادی آنها را دارند. در
موارد متعدد آنها را تهدید می کنند که اگر امضاء نکنند همین جا می مانند و تا
به حال هم کسی نمدانید که شماها کجا هستید،ما شما را می کشیم و می گوییم که در
اعتراضات خیابانی به قتل رسیده اید.
تعداد بازداشت
شدگان در زندان اوین که به چند هزار می رسند و ما در اینجا لیست اسامی تعداد
دیگری از دستگیر شدگان اخیر را به سازمانهای حقوق بشر ارسال و به اطلاع عموم می
رسانیم
1-
دانيال اميري 23
ساله شنبه 30 خرداد در ميدان انقلاب بازداشت وابتدا به آگاهي شاپور وبعد از سه
روز به اوين منتقل شده
2-
مهدي ذوالقدر 29
ساله دوشنبه 1 تير در ميدان هفت تير بازداشت و مكان نگهداري وي نامشخص
3-
سهراب سليمي 25
ساله شنبه 30 خرداد در پارك اوستا مابين انقلاب و آزادي بازداشت و به اوين
منتقل شده
4-
علي سليماني
نژاد 18 ساله محصل سه شنبه 26 خرداد در ولي عصر بازداشت و به اوين منتقل شده
-5
آرش علوي 27
ساله چهارشنبه 27 خرداد در سعادت آباد بازداشت و به اوين منتقل شده
6-
محمود حميدي 25
ساله دوشنبه 25 خرداد در ونك دستگير و به اوين منتقل شده
7-
بهروز مصطفوي 20
ساله دانشجو شنبه 30 خرداد در آزادي دستگير و به اوين منتقل شده
8-
سيد رضا موسوي
19 ساله شنبه 30 خرداد در اميرآباد دستگير و به اوين منتقل شده
9-
محسن بيگي 30
ساله يكشنبه 31 خرداد در پاسگاه نعمت آباد دستگير و مكان نگهداري وي نامشخص
10-
ناصر صمدي 24
ساله يكشنبه 24 خرداد در ونك دستگير و به اوين منتقل شده
11-
عرفان اسدي
چهارشنبه 27 خرداد در ونك دستگير و مكان نگهداري وي نامشخص
12-
صادق محمدي پور
25 ساله پنجشنبه 4 تير در ولي عصر دستگير و مكان نگهداري وي نامشخص
13-
حامد اسماعيلي
19 ساله دانشجو چهارشنبه 3 تير در بهارستان دستگير و مكان نگهداري وي نامشخص
14-
وحيد كاووسي 24
ساله شنبه 30 خرداد در آذربايجان (نواب)دستگير و به اوين منتقل شده
15-
ياسين برزگر 22
ساله شنبه 30 خرداد در ازادي دستگير و به اوين منتقل شده
16- سينا افشار
23 ساله دوشنبه 25 خرداد در ونك دستگير و به اوين منتقل شده
وضعیت و شرایط
بازداشت شدگان در سایر زندانها و شهرستانها وخیم تر می باشد و جان دستگیر شدگان
در معرض خطر جدی قرار دارند. تمام شواهد و قرائن حاکی از آن است که زمینه سازی
لازم برای اعدام دستگیر شدگان در حال انجام شدن است . از جمله شواهد که علنی
شده تشیکل هیئت ویژه توسط دری نجف آبادی، رئیسی و مصطفی پور محمدی که 2 نفر آخر
از هیئت مرگ سال 1367 می باشند،یا محارب خواندن دستگیر شدگان و همچنین ترتیب
دادن مصاحبه های تلویزیونی و وادار کردن دستگیر شدگان به اعترافات تلویزیونی
است.
فعالین حقوق بشر
و دمکراسی در ایران، نسبت به جان دستگیر شدگان اعتراضات اخیر مردم ایران که در
زیز شکنجه های وحشیانه و یا زمینه سازی برای اعدام آنها می شود هشدار میدهد. و
از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار
پایان دادن به سکوت خود هستند و برای نجات جان بازداشت شدگان اقدام فوری
نمایند.
10 تیر 1388
برابر با 01 ژولای 2009
گزارش فوق به
سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی
حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر
اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین
الملل
سازمان دیدبان
حقوق بشر
روز سهشنبه، نهم تیرماه مراسم ختم و سوگواری در شهر کرمانشاه برای کیانوش آسا،
دانشجوی
۲۷
ساله که در جریان وقایع اخیر کشته شده از سوی خانواده او برگزارشد. در این
مراسم هزار نفر از شهروندان کرمانشاه و دوستان دانشجو و استادان او شرکت
داشتند.
کیانوش آسا، دانشجوی ترم آخر
کارشناسی ارشد رشته پتروشیمی دانشگاه علم و صنعت تهران بود.
او در روز
۲۵ خرداد در تظاهرات
اعتراض مردم به تقلب در انتخابات شرکت داشت، که با گلولهای به گفته دوستان
اواز طرف لباس شخصیها کشته شد.
کاوه قاسمی کرمانشاهی، فعال حقوق
بشر در گفت و گویی با رادیو زمانه درباره چگونگی کشته شدن کیانوش آسا و نحوه
اطلاع خانواده از این موضوع میگوید:
البته به خاطر آن شرایط روحی و
موقعیتی که خانواده او در آن قرار داشتند امکان این وجود نداشت که بشود با
آنها صحبت کرد و اطلاعات بیشتری گرفت. ولی موثقترین خبر این بود که در روز
بیست و پنج خرداد و همان حوالی میدان آزادی کیانوش تیر میخورد و کشته میشود.
و اینکه این جسد به دست چه کسی میافتد و کجا میرود، هنوز نمیدانیم.
نمیدانیم وقتی تیر شلیک میشود
لحظه مرگ کیانوش هست و یا اینکه بعد از انتقال به بیمارستان این اتفاق برایش
میافتد؟ برای ما هنوز مشخص نیست. ولی اینکه کسی مشخصاً شاهد این واقعه باشد
نه چنین نبوده است. اگر چنین بود دوستانش و یا همراهانش به نوعی امکان این را
داشتند که با جنازه به محل بیمارستان بروند و یا اگر هنوز زخمی بوده این کار را
بکنند و به هر شکل قضیه را پیگیری بکنند.
به شکلی بوده که دوستان کیانوش با
خانوادهاش تماس میگیرند و اطلاع میدهند که بعد از حضور کیانوش در این تجمع
ایشان گم شده و هیچ خبری از او نیست. خانواده او میآیند تهران و خیلی پیگیری
میکنند و فکر میکنند ممکن است کیانوش تیر خورده باشد و به بیمارستان تهران
مراجعه میکنند و به خیلی از بیمارستانها برای حستوجو میروند. یکی از دوستان
کیانوش در مراسم ختم او میگفت حداقل چند بیمارستان را با خواهر او گشته ولی
هیچ نشانی پیدا نکرده بودند.
نهایتاً در پزشکی قانونی بعد از
مشاهده چند جسد موفق میشوند جسد کیانوش را شناسایی کنند. و چون زمانی که این
اتفاق افتاده هیچ مدرک شناسایی همراه کیانوش نبوده، پزشک قانونی هم خیلی راحت
جنازه را تحویل خانوادهاش نمیدهد و این باعث میشود که تحویل جنازه به تأخیر
بیفتد.
تا دو روز پیش که جنازه را از
تهران به کرمانشاه آوردند و در مزار شهر کرمانشاه به خاک سپرده شد و تشییع
جنازهاش هم خیلی اطلاعرسانی نشده بود و جز دوستان و آشنایان کسانی دیگر حضور
نداشتند ولی روز سهشنبه، نهم تیرماه که مراسم ختم او از طرف خانواده برگزار
شد جمعیت کثیری از مردم کرمانشاه شاید حدود شش هزار نفر در مراسم حضور داشتند.
مراسم ختم کجا و چطور برگزارشد؟
مراسم ختم در تالار امام حسین
کرمانشاه واقع در چهارراه شیر و خورشید بود که اتفاقاً مراسم یکی دیگر از کشته
شدگان وقایع اخیر آقای «حسین طهماسبی» که همان روز دوشنبه
۲۵ خرداد در جریان تجمعی
در کرمانشاه کشته شدند، هفته گذشته در همین تالار برگزار شده بود، اما تفاوتی
که مراسم کیانوش داشت شلوغی بیش از اندازه مراسم بود یعنی تالاری که مراسم در
آن بود چندین بار پر و خالی شد.
کیانوش از کردان اهل حق کرمانشاه
بود و از وابستگان مذهبی آیین یا احسان بود. تعدادی از جامعه اهل حق حضور
داشتند و تعداد زیادی از همدانشگاهیهای دوره لیسانس کیانوش در دانشگاه رازی
کرمانشاه آنجا بودند و تعدادی هم از همدانشگاهیهایش از دانشگاه علم و صنعت
آمده بودند. آقای اشرفیزاده، استاد کیانوش در دانشگاه علم و صنعت هم اینها را
همراهی میکرد و صحبتی هم آنجا داشتند و سخنرانی هم در مراسم ختم کردند.
در این مراسم، از خانواده کیانوش
هم کسی صحبت کرد و اساساً میدانید که خانواده درباره نحوه کشته شدن فرزندشان و
پیگیری آن چه میخواهند بکنند؟
ببینید، هیچ کدام از اعضای خانواده
صحبت نکردند گویا تحت فشار قرار داشتند که هیچ صحبتی از نحوه مرگ کیانوش در
مراسم نشود. مراسم به همان شیوه سنتی از آغاز شروع شد. به هر حال سن کیانوش
خیلی کم بود و در مناطق ما رسم است که وقتی جوانی ناکام از دنیا میرود یک سری
سمبلهایی که در مراسم عروسیاش استفاده میشود در مراسم ختمش استفاده میکنند.
برادران کیانوش هم این کار را کرده
بودند و یک ماشین را شکل ماشین عروس گلکاری کرده بودند و درب تالار پارک کرده
بودند و مرتباً از قسمت زنانه تالار هم صدای هلهلههایی میآمد که به رسم
هلهلههایی که برای عروس و داماد میکشند از طرف خواهرانش مرتب تکرار میشد و
فریادهای گریه و شیون مادرش و یا اقوام دیگر کیانوش که فضای آن محل را گرفته
بود اینقدر تاثیرگذار بود که هنوز که چند ساعت از حضور من در آن مراسم
میگذرد تحت تاثیر آن فضا قرار دارم.
گفتید دوستان دانشجو و استاد
کیانوش آسا در مراسم ختم حضور داشتند، درباره زندگی و کار او چه صحبتی شد؟
کیانوش یکی از فعالان محیط زیستی
در کرمانشاه بود. عضو انجمنی در کرمانشاه بود که در ارتباط با محیط زیست و فضای
سبز فعالیت میکند. همچنین اهل موسیقی بود. تنبور بسیار زیبا مینواخت که
دوستانش در این جمع همه به خاطرات تنبورنوازی و خاطراتی که در کرمانشاه در
کنار کیانوش داشتند، اشاره میکردند.
مشخصاً دکتر اشرفیزاده، استاد
کیانوش در مقطع فوق لیسانس دانشگاه علم و صنعت، در آن نیم ساعت پایانی مراسم
سخنرانی داشت که در همان ابتدا تحت تاثیر فضای حاکم در مراسم مخصوصاً صداهای
گریه و زاری و آن شیوه زاری مادر کیانوش که ایشان خطاب به حاضران اشارهای داشت
به سوابق علمی کیانوش و گفت من اعلام میکنم که ایران یکی از نخبگان خود را در
رشته شیمی از دست داده است.
آقای دکتر اشرفیزاده خطاب به مادر
کیانوش تأکید کرد که اگر شما فرزندت را از دست دادی من هم یک فرزند، یک شاگرد،
یک رفیق و یک نخبه را از دست دادم و متاسفم برای درگذشت کیانوشی که سالها باید
بگذرد تا کسی مثل او متولد بشود. روی فضایل اخلاقی ایشان و دانش ایشان در علم
شیمی تاکید داشتند. صحبتهای دکتر اشرفیزاده جمع را خیلی تحت تاثیر قرار داد.
مراسم بعد از سخنرانی دکتر
اشرفیزاده پایان یافت. از طرف خانواده اعلام شد اگر کسانی هستند که میخواهند
خانواده را تا درب منزل همراهی کنند، میتوانند همراه شوند و جمعیتی حدود دو
هزار نفر که خیلی از آنها شاخههای گل و عکسهایی از کیانوش را در دست
داشتند، همراه خانواده شدند. مسیر در سکوت کامل و بدون هیچ شعاری طی شد. ولی
حضور مأمورین امنیتی و انتظامی در مسیر راهپیمایی مشهود بود. هر چند که برخوردی
صورت نگرفت و اتفاقی برای کسی نیفتاد.
گزارشگران بدون مرز: مرد اجرایی
سرکوب کنونی روزنامهنگاران و معترضان دستگیر شده در تهران، سابقهای سیاه در
نقض حقوق بشر دارد. از تاریخ ٢٣ خرداد سعید مرتضوی دادستان تهران سرکوب را در
تهران مدیریت میکند.
برای ماموران وزارت اطلاعات و
ضابطین دادستانی حکم دستگیری هر کس را که " مشکوک" تلقی کنند، صادر کرده است.
پرونده ها را آماده و اتهامات
بازداشت شدگان را مشخص و بازجوییها را هدایت می کند. بنا بر گذشتهاش ما
میدانیم که دادستان فعالانه در بازجوییها شرکت دخالت دارد.
سعید مرتضوی در سال ١٣٤٦ در
شهرستان میبد متولد شده است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهر به پایان
برد، برای ورود به دانشگاه بسیجی شد و توانست بدون کنکور با سهیمه بسیج به
دانشگاه آزاد واحد تفت راه یابد.
از سال ١٣٦٥ بعنوان دادیار کارش را
در دستگاه قضایی آغاز کرد و مدتی بعد به ریاست دادگستری شهر بابک رسید. وی خیلی
سریع دریافت راه صعود مدارج برای کسی چون او نزدیک شدن با "موتلفه اسلامی" است
که دستگاه قضایی را در اختیار داشت. به تهران آمد و از سال ١٣٧٣ در معاونت
سیاسی دستگاه قضایی بکار گرفته شد.
مدتی بعد رئیس شعبه ٩ دادگاه عمومی
تهران و سپس به شعبه ٣٤ مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد.
اما " قاضی مرتضوی" شدن او به
دوران آغاز اصلاحات برمی گردد و نقش اصلی که در پائیز کردن "بهار مطبوعات" بازی
کرد.
ریاستش بر شعبه ١٤١٠ که "دادگاه
مطبوعات" خوانده میشد، وی را با توقیف صدها روزنامه و بازداشت ده ها روزنامه
نگار بعنوان جلاد مطبوعات معروف کرد.
دادستان تهران از سال ١٣٨٣ که گاه
در دانشکده روزنامهنگاری درس حقوق هم میدهد! در مسئولیت جدید خود نیز سیاست
سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران را ادامه داد. روزنامه نگاران زندانی را در
اکثر موارد در سلول های انفرادی نگاهداری و در پشت درها بسته محاکمه میکند.
دو گزارشگر ویِژه سازمان ملل در
امر دستگیری های خود سرانه و آزادی مطبوعات آمیبی لیگابو و لویی ژوانه در این
باره در گزارش خود در سال ١٣٨٤ شهادت داده اند. پیش از آنها موریس کاپیتورن
نماینده ویِژه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل برای ایران از مقامات ایران خواهان
برکناری وی از همه مسئولیت های قضایی شده بود.
یکی از ویژهگی های سعید مرتضوی در
بازجوییها که بارها از سوی بازداشت شدگان تائید شده است، استفاده از همهی
ابزارها برای اعمال فشار بر زندانی و آزار و اذیت روحی و روانی زندانی است.
سعید مرتضوی یکی از اصلی ترین
مسئولان قتل زهرا کاظمی خبرنگار عکاس کانادایی ایرانیتبار در سال ١٣٨٢ است.
زهرا کاظمی در دوم تیر ماه ١٣٨٢ در
حین عکسبرداری از تجمع خانوادههای زندانیان در مقابل زندان اوین بازداشت شد.
این روزنامه نگار در مدت بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در اثر ضربات
وارده در بیست تیر ماه در بیمارستان نظامی بقیه الله اعظم جان سپرد.
در تاریخ ٣ تیرماه سال جاری وزیر
امور خارجه کانادا لورانس کانون اعلام کرد "دو گزارش تحقیق و بررسی در ایران
تائید کردهاند که سعید مرتضوی دستور بازداشت و زندانی کردن زهرا کاظمی را که
منجر به شکنجه و مرگ وی شد صادر کرده است."
عید مرتضوی برای پنهان کردن نقش
خود در این قتل اسناد دولتی را جعل و دستکاری کرده است. کانادا بارها از ایران
درخواست کرده است که در باره قتل زهرا کاظمی به شکل جدی تحقیق و بررسی انجام
شود.
در سال ١٣٨٣ و در ماجرای معروف به
"پرونده وبلاگ نویسان" که آن نیز تحت هدایت سعید مرتضوی انجام گرفت. روزنامه
نگاران و وبلاگنویسان امید معماریان، روزبه میرابراهیمی، جواد غلام تیممی و
شهرام رفیع زاده با شکنجه و تهدید مجبور به اعتراف و مصاحبه شدند.
شهرام رفیع زاده یکی از "متهمان"
این پرونده در سال ١٣٨٣ روزنامهنگار روزنامه اعتماد بود و از مهر تا آذر ماه
زندانی و تحت شرایط دشواری در زندان انفرادی قرار داشت. این نویسنده و شاعر
ایرانی در باره نقش دادستان تهران به گزارشگران بدون مرز میگوید "در پرونده ما
او در کلیه مراحل بازداشت، شکنجه و اعتراف گیری اجباری نقش داشت. با این حال در
دو مورد بسیار مهم مرتضوی به شکل مستقیم نقش داشت اول: پس از آزادی صوری ٣ بار
ما را به دفترش احضار کرد، و به صراحت ما را تهدید کرد که یا باید اعترافات
اجباری را که در بازداشتگاه صورت گرفته در برابر خبرنگاران تکرار کنیم یا اینکه
ما را دوباره بازداشت میکند و اینبار با حبس طولانی ٢٠ سال به بالا و برای
همیشه زندانی میشویم. مرتضوی به صراحت ما را تهدید کرد که اگر زیر بار
اعترافات نرویم ممکن است برای خودمان یا یکی از اعضا خانواده ما اتفاقی مثل
تصادف رانندگی رخ بدهد. او به ما گفت که این "نمایش" همان جلسه دادگاه شماست
اگر آنچه را که گفتم و همان محورهای مورد نظر را در برابر خبرنگاران بگویید،
میتوانید به رافت اسلامی نظام امیدوار باشید و برگردید سر زندگی تان ولی اگر
این کار را نکنید امکان زندگی از شما و خانواده گرفته میشود. مورد دوم او
میخواست مشکل شخصیاش را در متهم شدن به قتل زهرا کاظمی را هم در جریان
بازداشت ما حل کند، میخواست ما اعتراف کنیم و ورود زهرا کاظمی به کشور را به
یکی از مسئولان اصلاح طلبان ربط دهیم.
در ٢٨ اسفند امیدرضا میرصیافی وبلاگ نویس جوان در زندان اوین و در اثر مماشات و
تعلل مسئولان زندان درگذشت. این روزنامه نگار نیز به دستور سعید مرتضوی بازداشت
و زندانی شده بود. گزارشگران بدون مرز در اولین اطلاعیه خود در همان تاریخ
خواهان تشکیل کمیسیون مستقلی برای بررسی و تحقیق در باره چگونگی قتل این
رورنامهنگار و وبلاگنویس شد.
امروز در بندهای سیاه ٢٠٩ زندان
اوین بر همه معلوم است که سعید مرتضوی با کدام روش با روزنامه نگاران دستگیر
شده برخورد میکند.
لیست ذیل دربرگیرنده اسامی و
مشخصات شصت تن از شهروندان معترض بازداشت شده روزهای اخیر در شهر تهران است.
1. ابراهيم پور عبدالله - زندان
اوين
2. احمد رضا عبادي - زندان اوين
3. اردشير امير ارجمند- زندان
اوين
4. اشکان کارخانه - زندان اوين
5. امان الله شهسواني - زندان
اوين
6. امير حجتي - زندان اوين
7. امير حجتي - زندان اوين
8. امير حسين مصباح - زندان
اوين
9. امير عباس کلهر - زندان اوين
10. ايليا فراستي - زندان اوين
11. پوريا فيض اللهي - زندان
اوين
12. حسن فراهاني - زندان اوين
13. حسين آقاپور - زندان اوين
14. حسين باري - زندان اوين
15. حسين زمانيان - زندان اوين
16. حميد ترقي - زندان اوين
17. دانيال فرجي - زندان اوين
18. رامون دهقاني - زندان اوين
19. سامان حسيني - زندان اوين
20. سجاد سلطان علي - زندان
اوين
21. سجاد طاهري - زندان اوين
22. سعيد انوري - زندان اوين
23. سعيد برادر - زندان اوين
24. سعيد بهرامي - زندان اوين
25. سعيد ترابي - زندان اوين
26. سعيد شايسته - زندان اوين
27. سيد رضا فاطمه - زندان اوين
28. سيد محمد حسين حسني - زندان
اوين
29. سينا گرامي - زندان اوين
30. شايان قلي پور - زندان اوين
31. عباس قادريان - زندان اوين
32. عباسعلي گودرزي - زندان
اوين
33. علي عاميران - زندان اوين
34. علي محمدي - زندان اوين
35. علي مرادي - زندان اوين
36. عليرضا خدادادي - زندان
اوين
37. فرهاد شير احمد - زندان
اوين
38. مجتبي صفري - زندان اوين
39. مجتبي کاظمي - زندان اوين
40. محمد ابراهيم خسروتاج -
زندان اوين
41. محمد باقري - زندان اوين
42. محمد حسن عليخاني - زندان
اوين
43. محمد رضا حسني - زندان اوين
44. محمد رضا سلطان فر - زندان
اوين
45. محمد رضا هاشمي - زندان
اوين
46. محمد عظيمي - زندان اوين
47. محمد علي کارگران - زندان
اوين
48. محمد علي کشاورز - زندان
اوين
49. محمد نجاري - زندان اوين
50. مرتضي جعفري فرد - زندان
اوين
51. مرتضي سيطري - زندان اوين
52. مسلم دلشاد - زندان اوين
53. مظاهر پرهيزگار - زندان
اوين
54. مهدي حبيبي - زندان اوين
55. مهدي طاهريان - زندان اوين
56. مهدي فرجي - زندان اوين
57. مهدي کريمي - زندان اوين
58. ميلاد پيشداد - زندان اوين
59. نيما کاکاوند - زندان اوين
60. ناصر نمازی – زندان اوین
• این لیست تکمیل خواهد شد.
در روزهای 10 تا
12جولای (ژوییه) ، از ساعت 5 تا 8 بعد ازظهر در تمام نقاط دنیا در محل های
مناسب ، پارچه ای با رنگ سبز می آویزیم و از ایرانی ها امضا جمع کنیم که "
احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران نیست." سپس همه پارچه ها را به محلی که در روز
آخر امضا گیری اعلام می شود ، ارسال می کنیم تا به هم دوخته شود . سپس از رسانه
های بین المللی و نیز موسسه رکورد گینس دعوت کنیم و تومار را از یکی از ساختمان
های بلند و مشهور دنیا نظیر برج ایفل یا برج تورنتو می آویزیم ، و سپس برای ثبت
در تاریخ ، به موزه سازمان ملل متحد می فرستیم.
1- این کار ،
احمدی نژاد را به عنوان منفور ترین رییس جمهور وارد کتاب رکورد خواهد کرد.
2- تمام دنیا
را با این جمله "احمدی نژاد ، رییس جمهور ایران نیست" ، آشنا خواهد کرد 3- این
کار که قبل از مراسم سوگند خوردن انجام می شود ، این مراسم را از آنچه که هست
هم ننگ آلود تر خواهد کرد.
4- سبب می شود
دولتهای خارجی در به رسمیت شناختن این دولت تعلل کنند.
5- اتحاد
ایرانیان خارج از کشور را نشان خواهد داد.
6- به مردم داخل
قوت قلب می دهد که هزینه هایی که داده اند بیهوده نبوده و اقلا باعث وحدت عمل
خارج نشینان شده.
7- اگر خوب کار
شود ، صف های طویلی برای امضای این تومار تشکیل خواهد شد که انعکاس بین المللی
خواهد یافت. ...
و حسن های دیگری
که حتما به ذهن شما خطور خواهد کرد
مجموعه ی فعالان دموکراسی و حقوق
بشر در ایران: بنابه گزارشات رسیده از تهران، صدای اعتراضات شبانه ی مردم تهران
همانند شبهای گذشته بصورت گسترده از نقاط مختلف شنیده می شود.
مردم تهران امشب از ساعت
۲۲:۰۰ بر
بام خانه های خود حاضر شدند و به اعتراضات شبانه ی خود ادامه دادند.
آن ها بصورت خانوادگی و همراه با
کودکان خود بر بام منازل خود حاضر شدند و بصورت گسترده ندای الله اکبر و شعار
مرگ بر دیکتاتور را سر دادند. ندای الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور بصورت
شبانه در همه ی محلات تهران سر داده می شود، اما شدت اعتراضات در مناطق جنوبی
تهران بیشتر از جاهای دیگر می باشد.
شعارها، نیروهای سرکوبگر را
هراسناک و کلافه کرده است و علیرغم بکار بردن همه ی شیوه های وحشیانه تا به حال
موفق به خاموش کردن آن نشده اند. استبداد حاکم با ظاهری فریبکارانه و با
سوءاستفاده از مذهب سعی داشت که به اعمال ضدبشری خود مشروعیت بدهد. ولی درک و
فهم مردم ایران فراتر از آن است و با سر دادن این شعارها مستبدین حاکم را ضد هر
دین و آیین و هر قوم و مذهب ایران و ایرانی میدانند و آنها را از این بابت خلع
سلاح کرده اند.
اگر چه امشب
۱۲ تیر ماه جمعه و روز
تعطیل بود و انتظار می رفت مردم در روزهای تعطیل بیرون از خانه باشند، اما
بیشتر مردم در این ساعات خود را به خانه رسانند تا بر بام خانه هایشان اعتراض
خود را نشان دهند .عده ای هم سوار بر وسایل نقلیه خود در خیابان ها شعار
اعتراضی خود را سر می دادند. اعتراضات شبانه تا حوالی ساعت
۲٣:۰۰
ادامه داشت.
این گزارش می افزاید، برای مقابله
با اعتراضات شبانه ی مردم، تعداد زیادی از نیروهای گارد ویژه، لباس شخصی ها در
پایگاه های بسیج و مساجد محله مسقر شده اند. آنها برای خاموش کردن صدای
اعتراضات شبانه ی مردم به هر اقدامی متوسل می شوند، از جمله یورش به منازل، ضرب
و شتم ، دستگیری و تخریب اموال مردم و موارد متعدد دیگر... ولی تا به حال
اعتراضات مردم نه تنها خاموش نشده است بلکه بر شدت آن افزوده شده و نواحی
بیشتری به آن پیوسته اند.
اخبار روز: جبهه ی متحد دانشجویی
اعلام کرد در راه پیمایی های روز
۱٨
تیر شرکت می کند. این راه پیمایی ها که از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه های
ایران اعلام شده و قرار است در بسیاری از نقاط کشور برگزار شود، با استقبال
بسیاری روبرو شده و خبررسانی و فراخوان برای شرکت در آن از همه سو ادامه دارد.
متن اطلاعیه ی جبهه ی متحد دانشجویی به شرح زیر است:
در آستانه دهمین سالگرد قیام
دانشجویی
۱۸ تیر
و در اعتراض به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه تهران و سایر دانشگاه ها و به
شهادت رسیدن عده ای از هم میهنان بی دفاع توسط دشمنان ایران و ایرانی در کودتای
ننگین
۲۲
خرداد، هواداران جبهه متحد دانشجویی طی فراخوانی از همه دانشجویان، کارگران،
فرهنگیان، فعالین حقوق زنان، فعالین حقوق بشر و ایرانیان آزاده ای که برای
آزادی و حقوق انسانی خود مبارزه می کنند؛ دعوت می کنیم که در حمایت از زندانیان
سیاسی و گرامیداشت یاد شهدای
۱۸
تیر و شهدای کودتای ننگین
۲۲
خرداد در "راهپیمایی سکوت" روز پنجشنبه
۱۸
تیر ساعت
۸
غروب شرکت نمایند.
مسیر های راهپیمایی به قرار زیر می
باشند:
تهران: پنج منطقه اصلی:
مسیر شماره
۱-
مرکز تهران در نزدیکی سفارت روسیه - میدان فردوسی.
مسیر شماره
۲-
خیابان ستارخان - میدان صادقیه.
مسیر شماره ٣- خیابان مولوی - میدان رازی.
مسیر شماره
۴-
خیابان رسالت - میدان رسالت.
مسیر شماره
۵-
خیابان میرداماد - تقاطع مدرس
اسلامشهر: خیابان باغ فیض
ورامین: میدان اصلی ورامین
ری: میدان شهرری
رباط کریم: مقابل شهرداری
شهریار: خیابان ولیعصر
فیروزکوه: میدان امام
لواسانات: بلوار امام خمینی
پیشوا خیابان شریعتی
قرچک ابتدای خیابان محمدآباد
هشتگرد: خیابان امت
پاکدشت خیابان شهید قمی
شهر قدس : میدان قدس
ملارد : بلوار رسول اکرم
دماوند بلوار خامنه ای
نظرآباد میدان شهدا
کرج خیابان اصلی گوهردشت
آذربایجان شرقی:
تبریز خیابان اصلی راسته بازار و مقابل دانشگاه
مراغه : خیابان خواجه نصیر
میانه : خیابان امام خمینی
مرند : خیابان امام خمینی
ملکان : خیابان امام خمینی
هشترود : خیابان امام خمینی
شبستر : خیابان گلشن راز
جلفا : خیابان ولیعصر
سراب : خیابان امام خمینی
اهر : خیابان شهید رجایی
آذربایجان غربی:
ارومیه خیابان خیام
مهاباد : خیابان جمهوری اسلامی
سلماس : خیابان امام
نقده : خیابان شهید علمی
ماکو ، خیابان امام
بوکان : میدان فرمانداری
اردبیل:
اردبیل مقابل استانداری
خلخال: خیابان امام
مشکین شهر: خیابان امام
پارس آباد: خیابان امام
بیله سوار: خیابان امام
گرمی: خیابان امام
سرعین: مقابل آب گرم گاومیش گلی
کوثر: خیابان امام
نیر: خیابان امام
نمین: خیابان امام
ایلام:
ایلام خیابان مسجد جامع
آبدانان خیابان طالقانی
دره شهر خیابان امام خمینی
ایوان خیابان امام
بوشهر:
بوشهر خیابان طالقانی
چهارمحال و بختیاری:
شهرکرد میدان انقلاب
فارسان خیابان شهید بهشتی
لردگان خیابان چشمه برم
بروجن میدان امام حسین
کوهرنگ خیابان مرکزی
شلمزار خیابان رسالت
خراسان جنوبی:
بیرجند خیابان مدرس
خراسان رضوی:
مشهد پارک ملت و میدان احمدآباد
سبزوار : خیابان کاشفی
قوچان : میدان توحید
نیشابور : میدان ایران
بردسکن : میدان مرکزی
چناران : میدان بسیج
تربت جام : میدان مرکزی
خاف : میدان خاتم الانبیا
فریمان : میدان امام رضا
سرخس : میدان مرکزی
تایباد : میدان مرکزی
گناباد : میدان امام ، رشتخوار : میدان شهرداری
بجستان : خیابان بهشتی
تربت حیدریه : میدان مسجد جامع
درگز : میدان گلها
شاندیز و طرقبه : میدان امام خمینی
کاشمر : میدان مرکزی
خراسان شمالی:
بجنورد چهارراه مخابرات
جاجرم : خیابان شهید بهشتی
گرمه : خیابان ولیعصر
ایور : خیابان ولیعصر
اسفراین : خیابان معلم
فاروج : خیابان شهید موفق
آشخانه : خیابان شهید بهشتی
خوزستان:
اهواز خیابان نادری و پل اهواز
دزفول : خیابان امام خمینی
شوشتر : خیابان امام خمینی
آبادان : خیابان ولیعصر
ایذه : خیابان امام خمینی
باغملک : خیابان بهشتی
قلعه تل : خیابان
۲۲
بهمن
ماهشهر : ناحیه صنعتی
مسجد سلیمان : خیابان آزادی
لالی : خیابان معلم
گتوند : خیابان آزادی
بهبهان : خیابان عدالت
شادگان : خیابان امام خمینی
رامهرمز : میدان آزادی
شوش : میدان هفت تیر
اندیمشک : خیابان امام خمینی
زنجان:
زنجان خیابان سعدی
سمنان:
گرمسار : میدان امام
شاهرود : خیابان
۲۲
بهمن
سمنان : میدان سعدی
دامغان : میدان امام
فارس:
شیراز خیابان حافظ و خیابان ملاصدرا
آباده : خیابان امام
اقلید : میدان شهدا
لار : خیابان طالقانی
جهرم : میدان شهدا
فسا : روبروی فرمانداری
داراب : میدان انقلاب
نیریز : میدان
۱۵
خرداد
استهبان : خیابان امام
فیروزآباد : خیابان روزبه
سروستان : فلکه شیخ
لامرد : میدان امام
قم:
قم خیابان ارم
کردستان:
سنندج خیابان ششم بهمن
سقز : خیابان جمهوری
دیواندره : خیابان امام
بانه : خیابان امام ، مریوان : خیابان رجایی
بیجار : میدان اصلی
کرمان:
کرمان: میدان بسیج
رفسنجان : خیابان شهدا
سرجان : بلوار دکتر صادقی
ماهان : خیابان امام خمینی
کهنوج : بلوار بهشتی
بافت : خیابان امام خمینی
زرند : میدان بسیج
جیرفت : میدان آزادی
بم : خیابان امام خمینی
کرمانشاه:
کرمانشاه خیابان طالقانی و شش بهمن و میدان فرهنگیان
کنگاور : میدان امام
دهدشت : میدان مرکزی
صحنه: میدان مرکزی
کهکیلویه و بویراحمد:
یاسوج خیابان استاد لنده میدان مرکزی شهر
گچساران : خیابان شهید بلادیان
سوق : خیابان امام
گلستان:
گرگان فلکه کاخ
گنبد کاووس : فلکه مرکزی
آق قلا : خیابان باهنر
آزادشهر : میدان مرکزی
کردکوی : خیابان امام
بندرگز : خیابان امام
بندر ترکمن : خیابان آزادی
علی آباد : خیابان امام خمینی
گیلان:
رشت خیابان منظریه و میدان گلسار
انزلی : میدان امام
لاهیجان : میدان امام
کیاشهر : خیابان امام
رودسر : خیابان امام
هشتپر : خیابان امام
آستارا : مقابل اداره آموزش و پرورش
فومن : میدان مرکزی شهر
لرستان:
خرم آباد خیابان خرم رود و فرمانداری
دورود : بلوار
۶۰
متری
بروجرد : خیابان شهدا
کوهدشت : خیابان فردوسی
نورآباد : خیابان امام
پلدختر : خیابان امام
مازندران:
ساری وسط خیابان انقلاب آخر خیابان قارن
چالوس خیابان رادیو دریا
بابل : مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی
آمل : خیابان امام رضا
نوشهر : میدان همافران
بابلسر : خیابان رجایی
قائمشهر : میدان طالقانی
سوادکوه : میدان شهدا
بهشهر : پارک بوستان سرو
تنکابن : بلوار جمهوری
رامسر : خیابان مطهری
نکا : چهارراه امام
مرکزی:
اراک میدان ولیعصر
ساوه : خیابان شریعتی
خمین : خیابان شریعتی
تقرش : خیابان امام خمینی
کمیجان : خیابان معلم
دلیجان : خیابان طالقانی
محلات : روبروی دانشگاه آزاد
آشتیان : خیابان امام
همدان:
همدان میدان بوعلی
نهاوند : میدان ابوذر
تویسرکان : خیابان شهدا
ملایر : چهارراه خیام
هرمزگان:
بندرعباس روبروی مجتمع ستاره جنوب
کیش : خیابان سنایی
قشم : بلوار
۲۲
بهمن
حاجی آباد : میدان امام
میناب : خیابان شهید امینی
یزد:
یزد خیابان پرفسور حسابی
طبس : میدان امام خمینی
بافق : خیابان وحشی بافقی
میبد : خیابان امام خمینی
مهریز : بلوار هفتم تیر
اردکان : میدان شهدا
تفت : میدان امام
اردکان : میدان امام
اصفهان:
اصفهان خیابان چهارباغ بالا و دروازه شیراز
کاشان میدان پانزده خرداد
سمیرم : خیابان قدس
مبارکه خیابان امام
نائین : خیابان امام
شهرضا : میدان شهدا
نطنز : خیابان امام خمینی
نجف آباد : روبروی دانشگاه آزاد
خوانسار : خیابان امام
گلپایگان : سه راه سعیدی
سیستان و بلوچستان:
زاهدان خیابان آزادی
چابهار : بلوار امام
زابل : خیابان فردوسی
ایرانشهر : خیابان ولایت
خاش : خیابان امام
قزوین:
قزوین مقابل استانداری
روزنامه گاردین: مجتبی خامنه ای
که در رئیس جمهور کردن احمدی نژاد در سال 84 نقش اصلی را داشت، در سرکوب مردم
ایران، پس از انتخابات اخیر نیز دست دارد. او 40 سال دارد و در گذشته از دوستان
نزدیک سعید امامی بوده است. و در سال 67 مشترکا به انگلستان سفر کرده بودند. او
اکنون یکی از موثرترین عوامل کودتای منجر به پیروز اعلام شدن احمدی نژاد شناخته
می شود.
مجتبی دومین فرزند علی خامنه ایست.
برادر بزرگ وی مصطفی و دو برادر کوچکترش محسن و میثم نام دارند. غیر از میثم
همگی معمم اند
برادر بزرگش، حجت السلام و
المسلمین سید مصطفی خامنه ای از شاگردان آیت الله مجتهدی و آیت الله شاهرودی
است. وی نیز با دختر آیتالله عزیز خوشوقت از روحانیون راستگرای حامی احمدی
نژاد ازدواج کرده است. برادران کوچکش، حجت السلام سید محسن نیز از شاگردان آیت
الله مجتهدی است. دختر بزرگ خامنه ای نیز عروس فرزند آیت الله گلپایگانی رئیس
دفتر رهبری است.
علی خامنه ای از حضور فرزندانش در
محافل رسمی و انظار عمومی جلوگیری می کند. چنان که مردم حتی تا انتخابات اخیر و
حوادث بعد از آن نمی دانستند رهبر چند فرزند دارد. سید مجتبی به همراه تیم
اطلاعاتیاش بسیاری از اقدامات را علیه و یا له مسئولین نظام انجام میدهد. حتی
انتخاب فرماندهان نظامی یا حتی سیاست های اصلی نظام نیز به سید مجتبی نسبت داده
می شود. گفته می شود او به شورای فرماندهان سپاه رابطه نزدیکی دارد و دارای
نفوذ بالایی در لایه های بالایی نظامی و سیاسی کشور است.
پس از 22 خردادماه امسال و با
اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، نام مجتبی بیشتر از همیشه شنیده شد. گفته
می شود که در پس کودتای انتخاباتی، سید مجتبی و حمایت آیت الله خامنه ای قرار
دارد. سید مجتبی و آیت الله خامنه ای دست به اقداماتی زدند تا مهندس موسوی،
منتخب مردم به ریاست جمهوری نرسید و محمود احمدی نژاد برای نیل به مقصود یعنی
جلوگیری از به قدرت رسیدن مشارکت و سازمان مجاهدین به این مقام منصوب شود.
سید مجتبی با دختر غلامعلی
حدادعادل ازدواج کرده است.
فراخوان فوری
هفت رهبر بهایی در خطر اعدام
هفت عضو اقلیت مذهبی بهاییت در روز
۱۱
ژوئیه محاکمه خواهند شد درصورت محکومیت . آنها ممکن است با مجازات اعدام روبرو
شوند.
به خانواده های بازداشتیان در ماه
مه گفته شده که آنها به عنوان مفسد فی الارض هم متهم هستند، که ممکن است به
مجازات اعدام بیانجامد، و تاریخ جدیدی برای محاکمه شان تعیین شده است. آنها
قرار است در روز
۱۱
ژوئیه در شعبه
۲٨
دادگاه انقلاب در تهران حاضر شوند و احتمالا با اتهام مفسد فی الارض و نیز
«جاسوسی برای اسرائیل»، «اهانت به مقدسات مذهبی» و «تبلیغ علیه نظام» روبرو
خواهند شد. وکلای آنها از زمان دستگیریشان تاکنون به هیچ وجه موفق به دیدار با
آنها نشده اند، گرچه به خانواده هایشان اجازه ملاقات با آنها داده میشود.
این هفت نفر اعضای گروه مسئولان
امور مذهبی و اداری جامعه بهائیت در ایران هستند. آنها در بند
۲۰۹ زندان اوین به سر
می¬برند که در اختیار وزارت اطلاعات است. شش نفر از رهبران گروه ـ فریبا کمال
آبادی طائفی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید
تیزفهم ـ در پی حمله ماموران وزارت اطلاعات به خانه¬هایشان در
۱۴
مه
۲۰۰٨
دستگیر شدند. نفر هفتم که به عنوان منشی گروه فعالیت می¬کرد، یعنی مهوش ثابت،
در
۵
مارس دستگیر شد. فریبا کمال آبادی طائفی، بهروز توکلی و جمال الدین خانجانی
قبلا نیز به خاطر فعالیت¬هایشان برای جامعه بهائیت دستگیر شده بودند. مذهب
بهائیت در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته نشده است.
لطفا فورا نامه¬هایی به فارسی،
عربی، انگلیسی یا زبان خودتان بنویسید و:
• از مقامات ایرانی بخواهید هفت
عضو اقلیت بهایی (با ذکر نامشان) را آزاد کند. عفو بین الملل آنها را زندانی
وجدانی می¬داند که به خاطر باورها یا فعالیت¬های مسالمت آمیزشان برای جامعه
بهاییت زندانی شده¬اند؛
• از مقامات بخواهید اتهامات علیه
آنها را لغو کنند. عفو بین الملل این اتهام¬ها را دارای انگیزه سیاسی می¬داند؛
• اظهار نگرانی کنید که در صورت
محکومیت آنها به اتهامات مذکور ممکن است این هفت نفر به مرگ محکوم شوند؛
• از مقامات بخواهید محافظت از این
هفت نفر را در مقابل شکنجه و دیگر اذیت و آزارها تضمین کنند؛
• از مقامات اکیدا بخواهید که
دسترسی این هفت نفر را به خانواده¬ها و وکلای انتخابی¬شان و نیز مراقبت پزشکی
مورد نیازشان تضمین کنند؛
لطفا نامه¬های خود را تا پیش از
۱۴
آگوست
۲۰۰۹ به
مقامات زیر ارسال کنید:
رهبر جمهوری اسلامی ایران
آیت الله سید علی خامنه ای
دفتر مقام رهبری
خیابان جمهوری اسلامی، خیابان شهید
کشور دوست، تهران، جمهوری اسلامی ایران
پست الکترونیکی:
info_leader@leader.ir
از طریق تارنمای: (انگلیسی)
http://www.leader.ir/langs/en/index.php?p=letter
(فارسی)
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=letter
عنوان: جناب آقای
رئیس قوه قضاییه
آیت الله محمود هاشمی شاهرودی
حوزه ریاست قوه قضاییه
خیابان پاستور، خیابان ولی عصر،
پایین تر از سه راه جمهوری، تهران کد پستی
۱٣۱۶٨۱۴۷٣۷،
جمهوری اسلامی ایران
پست الکترونیکی:
shahroudi@dadgostary-tehran.ir (در
قسمت موضوع بنویسید:
خدمت آیت الله شاهرودی)
رونوشت برای:
دبیرستاد حقوق بشر ایران
محمد جواد لاریجانی
حوزه ریاست قوه قضاییه
خیابان پاستور، خیابان ولی عصر،
پایین تر از سه راه جمهوری، تهران کد پستی
۱٣۱۶٨۱۴۷٣۷،
جمهوری اسلامی ایران
فکس:
۴۹٨۶
٣٣۹۰
۲۱ ۹٨+
(لطفا به کوششتان ادامه دهید)
پست الکترونیکی:
info@dadgostary-tehran.ir (در
جلوی موضوع بنویسید: خدمت جواد لاریجانی)
عنوان: آقای لاریجانی عزیز
ضمنا رونوشت هایی برای نمایندگان
دیپلماتیک ایران در کشور خودتان بفرستید.
در صورتی که بخواهید نامه ها را پس از تاریخ بالا بفرستید، از دفتر عفو بین
الملل بخش خودتان سوال کنید.
این چهارمین روزآمدسازی فراخوان
فوری
۰٨/۱۲٨،
شماره نمایه
MDE
۱٣/۰۶٨/۲۰۰٨
مورخ
۱۵
مه
۲۰۰٨
است.
اطلاعات بیشتر
محدوده جرائم مستوجب اعدام در
ایران بسیار گسترده است و شامل اتهامات مبهمی مثل «محاربه با خدا» و «افساد فی
الارض» است که علیه کسانی که متهم به استفاده از سلاح علیه دولت، سرقت یا
جاسوسی هستند اقامه می¬شود. این جرائم علیه خدا محسوب می¬شوند و قابل عفو
نیستند. جرائمی که قضات می¬توانند به خاطر آنها حکم اعدام صادر کنند شامل جرائم
مربوط به امنیت ملی است.
طبق ماده
۵۰۲
قانون مجازات، افرادی که به اتهام جاسوسی محکوم شوند ممکن است به زندان از یک
تا پنج سال محکوم گردند. اتهام سنگینتر «همکاری با دولت¬های متخاصم» را می¬توان
به عنوان مصداق محاربه و افساد فی الارض دانست که در ماده¬های
۱٨٣
تا
۱۹۵
قانون مجازات به آنها پرداخته شده و می¬توان یکی از چهار مجازات اعدام، قطع دست
راست و پای چپ، آویختن از دار یا تبعید را برای آنها صادر کرد گرچه مجازات
اعدام مرسومترین آنهاست؛ یا این که طبق ماده
۵۰٨
می¬توان از یک تا۱۰
سال حکم زندان صادر کرد. «اهانت به مقدسات مذهبی» مستوجب مجازات اعدام یا یک تا
پنج سال زندان است. «تبلیغ علیه نظام» مستوجب سه ماه تا یک سال زندان است. علی
اشتری، بازرگان تجهیزات مخابراتی، پس از محکومیت به خاطر جاسوسی برای اسرائیل
در نوامبر
۲۰۰٨
به دار آویخته شد.
دین بهائیت
۱۵۰ سال پیش در ایران
تاسیس شد و از آن پس در جهان گسترش یافته است. پس از تاسیس جمهوری اسلامی ایران
در سال
۱۹۷۹،
جامعه بهائیت منظما تحت آزار و اذیت قرار داشته است. بیش از ٣۰۰۰۰۰ بهایی در ایران وجود
دارند، اما قانون اساسی ایران مذهب آنها را به رسمیت نمی¬شناسد و فقط اسلام،
مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت می¬شناسد. بهاییان در ایران با قوانین
و مقررات تبعیض آمیزی روبرو هستند که حق آنها در آزادی عمل کردن به مذهبشان را
که در ماده (۱)
۱٨
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده و ایران نیز عضو آن است، نقض می¬کند.
مقامات ایرانی با ایجاد محدودیت بر امکان اشتغال و مزایایی مثل حقوق بازنشستگی،
حق برابری بهائیان در تحصیل، کار و استاندارد مناسب زندگی را نیز از آنها دریغ
می¬کنند. آنها از حق تجمع، انجام مراسم مذهبی یا عمل کردن دسته جمعی به مذهبشان
محروم هستند. از زمان انتخاب رئیس جمهور احمدی نژاد در سال
۲۰۰۵،
ده ها بهایی دستگیر شده¬اند.
اعضای جامعه بهائیت در ایران به کشور اظهار وفاداری می¬کنند و شرکت در اقدامات
براندازی علیه دولت را تکذیب می¬نمایند و می¬گویند این کار علیه مذهبشان است.
جامعه بین المللی بهائیت بر این باور است که اتهام جاسوسی برای اسرائیل که
سالهاست در ایران علیه این جامعه در ایران مطرح می¬گردد صرفا ناشی از این
واقعیت است که مرکز جهانی بهائیت در اسرائیل قرار دارد.
كلتيلد ريس دختر
۲۳
ساله فرانسوي كه براي تدريس زبان فرانسه در دانشگاه اصفهان در ايران بود هنگامه
خروج از ايران به مقصد بيروت در فرودگاه امام خميني به دليل داشتن تعدادي فيلم
از صحنه تظاهرات در اصفهان در تلفن موبايل خود از طرف نيروهاي اطلاعات جمهوري
اسلامي ايران دستگير و به جاسوسي به زندان اوين منتقل شد.
خانوادهاي كه براي استقبال از او
به فرودگاه بيروت آماده بودند پس از اينكه او را در بين مسافران پيدا نكردند به
سفارت فرانسه در لبنان اطلاع دادند .
و مسولان سفارت فرانسه در تهران پس
از
۱
هفته بازداشت او را به جرم جاسوسي توسط ماموران فرودگاه تائيد كردند .
كلتيلد به قول دوستانش عاشق ايران
بود و علي رغم تمام بد گوييهايي كه از وضعيت ايران ميشد، بدون هيچ اعتنايي
بارها به ايران براي تدريس زبان فرانسه سفر كرده بود وزارت امور خارجه فرانسه
عصر دوشنبه (۶
ژوئيه) اعلام كرد كه فرانسه در اين مورد به تمام كشورهاي اتحاديه اروپا خبر
داده و خواستار همبستگي اين كشورها براي آزادي شهروند دستگير شده خود در ايران
است. زن فرانسوي دستگير شده در ايران كارمند دانشگاه است.
در همين رابطه دولت فرانسه سفير
ايران را فراخواند و از او خواست تا اين شهروند فرانسوي هر چه زودتر آزاد شود.
فعالان حقوق بشر در ایران
ابوالفصل
عابدینی به اقدام علیه امنیت ملی متهم و صبح امروز ایشان با قرار وثیقهی چهل
میلیون تومانی به زندان کارون اهواز منتقل شد.
خبرگزاری هرانا
: ابوالفصل عابدینی به اقدام علیه امنیت ملی متهم و صبح امروز ایشان با قرار
وثیقهی چهل میلیون تومانی به زندان کارون اهواز منتقل شد.
صبح روز جاری 14
تیر ماه با مراجعه خانوادهی ابوالفضل عابدینی از اعضای مجموعه فعالان حقوقبشر
در ایران به شعبه 12 بازپرسی دادگاه انقلاب اهواز به آنها اعلام شد اتهام وی
اقدام علیه امنیت ملی است و وی با قرار وثیقهی چهل میلیون تومانی به زندان
کارون اهواز منتقل شده است.
با مراجعه
خانواده ایشان به زندان مسولین زندان از ارجاع ایشان به زندان سپیدار خبر دادند
و اعلام کردند چند روز پیش این فعال حقوقبشر به زندان سپیدار منتقل شده است،
در مراجعه خانوادهی عابدینی به زندان سپیدار مسولین زندان از وجود شخصی به نام
ابوالفضل عابدینی نصر در این زندان ابراز بی اطلاعی میکنند.
لازم به یادآوری
است که پروندهی قبلی ابوالفضل عابدینی در خصوص اتهام معاونت در فعالیت تبلیغی
علیه نظام مربوط به اعتصابات کارگران هفت تپه که یک بار در شعبه دو دادگاه
انقلاب اهواز بررسی شده بود و منجر به حکم برائت شده بود، بار دیگر در دادگاه
دزفول مورد بررسی و مجددا حکم برائت ایشان صادر شد که با اعتراض دادستان به
شعبه سیزدهم دادگاه تجدید نظر اهواز منتقل شده است.
این فعال حقوق
کارگران همچنین دارای شش ماه حکم تعلیغی مربوط به سال 86 به مدت دو سال است که
در صورتی که حکم مجددی دایر بر محکومیت ایشان صادر شود این حکم نیز قابل اجرا
است .
ابوالفضل
عابدینی سه شنبه هفته گذشته ساعت 9 صبح در خانه شخصی خود بازداشت و به نقطه نا
معلومی انتقال داده شد .
از روز بازداشت
تا کنون با خانواده خود تماسی نداشته و از داشتن وکیل نیز تاکنون محروم بوده
است.
فراخوان پشتیبانی در دهمین سالگشت 18 تیر از مبارزات اخیر مردم ایران دفاع
کنیم!
هم میهن!
پرده آخر خیمه
شب بازی انتخابات در جمهوری اسلامی با تقلبی بی سابقه به پایان رسید.
تقلبی که بار
دیگر نشان داد جمهوری اسلامی حتی تحمل افراد عبورکرده از فیلترهای چندلایه ای
خود را هم ندارد.
تا جایی که رژیم
این بار مغلوب واقعی این انتصابات را به جای پیروز آن از بوق های تبلیغاتی خود
جار زد.
اما واقعیت
موجود آن است که مردم ایران این نمایشات از پیش طراحی شده را به عرصه نمایش
واقعی خواست های انباشته خود در طول 30 سال گذشته تبدیل نموده وکلیه جناهای
رژیم اسلامی را به واکنشی بی سابقه واداشتند.
جناح باصطلاح
اصلاح طلب که این خیزش را در ظاهر به نفع خود می دید، با ظرفیت های خود از آن
استقبال نمود و جناح انحصارطلب و اقتدارگرای حاکم که مرگ نزدیک خود را در آن می
دید به شدت به مقابله با آن پرداخت. خیزش بی سابقه توده مردم و نیز وحشت بی
سابقه حاکمان نظام جمهوری اسلامی به خلیفه گری سید علی خامنه ای از این خیزش،
آنان را به رویارویی وحشیانه با خواست های متراکم، به حق و مسالمت آمیز مردم
ایران کشاند. حاصل آن دهها و صدها کشته و زخمی و هزاران زندانی و دستگیرشده و
سانسور و بستن مطبوعات و امنیتی کردن هر چه بیشتر فضای جامعه است. اما علیرغم
همه این فشارها و سرکوبی ها و کشتارها، مردم ایران بیش از دو هفته است که از
راههای گوناگون به مقابله با رژیم سرکوب و خفقان پرداخته اند. بی گمان خیزش
کنونی مردم ایران، حتی اگر در اثر این سرکوبی وحشیانه موقتاً به سکوت کشانده
شود اما هرگز شکست نخواهد خورد.
مبارزات کنونی
مردم ایران، ادامه تکوین یافته حرکت های آنان علیه نظام جمهوری اسلامی طی 30
سال گذشته است. اگر سرکوب ها و کشتارهای سال های 60 و 61؛ اگر کشتارهای
زندانیان بی دفاع سیاسی در سال 67؛ اگر کشتارهای دانشجویان در 18 تیر 78 ؛ اگر
کشتار نخبگان و روشنفکران در قتل های زنجیره ای؛ اگر سیاست سرکوبی وحشیانه جنبش
های زنان، کارگران، معلمان و.... سرکوبی ریز و درشت دیگر در طول این سالها
مؤثرمی بود، ما هرگز شاهد چنین خیزش آگاهانه چندمیلیونی نبودیم.
و اینک در
آستانه دهمین سالگشت 18 تیر 1378 قرار داریم و این بر تک تک انسان های آزاده
است که در بزرگداشت این روز تاریخی، یاد همه قربانیان این جنبش و قربانیان
اعتراضات اخیر را گرامی داشته و خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر وهمه
زندانیان سیاسی ایران و همدردی با خانواده های آنان باشیم.
ما برای فریاد
نه به جمهوری اسلامی ایران- زنده باد آزادی، در میتینگ همبستگی ایرانیان سکولار
طرفدار آزادی و دمکراسی- برلن
مکان:
Breitscheidplatz (U-Bhf. Kurfürstendamm)
زمان: پنجشنبه،
9 ژوئیه 2009/ برابر با 18 تیرماه 1388، ساعت 18
شرکت خواهیم
کرد.
کانون پناهندگان
سیاسی ایرانی (برلین)
کمیته دفاع از
زندانیان سیاسی (برلین)
برلین، 3 ژوئیه
2009
فعالین حقوق بشر
ودمکراسی در ایران
بنابه گزارشات
رسیده از زندان ساری و بابل، دانشجویان زندانی داشنگاه صنعتی نوشیروانی بابل
تحت شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند.
دانشجویان
زندانی نیما نحوی و علی تقی پور در زندان وزارت اطلاعات ساری بسر می برند.نیما
نحوی در اثر شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات به سختی قادر به راه رفتن است و
دستهای او متورم می باشد.
از وضعیت و
شرایط علی تقی پور خبری دردست نیست. 2 دانشجوی زندانی در سلولهای انفرادی وزارت
اطلاعات بسر می برند.
از طرفی دیگر 5
دانشجوی زندانی بعد 10 روز بازجویی و شکنجه های جسمی و روحی به زندان بابل
منتقل شدند. تعدادی از آنها در بند ویژه روحانیت بسر می برند و تعدادی دیگر در
بندهای دیگر با شرایطی غیر انسانی نگه داری می شوندکه از جملۀ آنها محسن برزگر
می باشند.او همراه با 1 نفر دیگر در اعتراض به برخوردهای وحشیانه و نگه داری در
شرایط غیر انسانی اقدام به اعتصاب غذا نموده اند، ولی بازجویان وزارت اطلاعات
بجای رسیدگی به وضعیت آنها ، آنها را به سلول انفرادی منتقل کرده اند.
از زمان انتقال
تا به حال هیچ خبری از وضعیت آنها در دست نیست.
اسامی
دانشجویانی که در زندان بابل بسر می برند عبارتند از ایمان صادقی، محسن
برزگر،حمید جهان تیغ ، سیاوش سلیمی نژاد و احسان باقری می باشند.
از طرفی دیگر
یکی از دانشجویان پیام نور بابل بنام محمد اسماعیل زاده تحت فشارها و اذیت
آزارهای پاسداربندها می باشند و به دستور اکبر زاده به بند معتادین و افراد
شرور منتقل شده است او شرایطی بسیار دشواری دارد
اکبرزاده معاون
دادستان بابل رفتاری غیر انسانی با خانواده دانشجویان زندانی دارد.
خانواده ها که
بعضی از آنها برای پیگیری فرزندانشان ناچار هستند که از تهران عازم ساری و بابل
شوند تا بتوانند وضعیت فرزندانشان را پیگیری کنند. در اثر پیگیریهای مستمر
خانواده ها به آنها قول داده شده که 20 تیر ماه آزاد خواهند شد.
فعالین حقوق بشر
و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانۀ مامورین وزارت اطلاعات به حریم دانشگاه ،
دستگیری دانشجویان و تحت شکنجه قرار داند و ادامۀ بازداشت آنها را محکوم می
کند. از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدامات لازم برای
آزادی تمامی دانشجویان زندان است.
17 تیر 1388
برابر با 8 ژولای 2009
گزارش فوق به
سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی
حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر
اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین
الملل
سازمان دیدبان
حقوق بشر
محمدرضا تابش
نماینده مردم اردکان در مجلس، به نقل از قربانعلی دری نجفآبادی دادستان کل
کشور گفت که پرونده
۵۰۰
تن از بازداشت شدگان وقایع اخیر تا هفته آینده به مراجع قضایی ارسال میشود.
به گزارش
«پارلمان نیوز»، وبسایت وابسته به فراکسیون اقلیت مجلس، آقای تابش پس از دیدار
با دادستان کل کشور، افزود که آقای نجفآبادی در این جلسه از بازداشت دو هزار و
۵۰۰
نفر در جریان ناآرامیهای اخیر خبر داد که تاکنون دو هزار نفر از آنها آزاد
شدهاند.
به گفته آقای
تابش، مقامهای قضایی قول دادهاند که تحقیقات پرونده دیگر بازداشتشدگان را
تکمیل و به مراجع قضایی ارسال کنند.
دبیرکل فراکسیون
خط امام اظهار داشت: «دادستان کل کشور همچنین در این جلسه گفت که سعی بر این
است افرادی که اتهامات کمتری دارند با قرار وثیقه آزاد شوند.»
قربانعلی دری
نجفآبادی دادستان کل کشور یکی از اعضای هیات سه نفرهای است که هفته دوم تیر
ماه از سوی آیتالله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه تشکیل شد.
«دادستان کل کشور گفته که سعی بر
این است افرادی که اتهامات کمتری دارند با قرار وثیقه آزاد شوند»
ابراهیم رئیسی
معاون اول قوه قضائیه و مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور از دیگر
اعضای این هیات هستند.
این هیات سه
نفره ماموریت دارد در خصوص روند رسیدگی به وضع بازداشتشدگان اخیر و همچنین
«تسریع در رسیدگی به وضع آنان» گزارشهایی تهیه کرده و در اختیار رئیس قوه
قضائیه قرار دهد.
مقامهای جمهوری
اسلامی پیش از اعلام آقای تابش، آمار دقیقی از تعداد بازداشتشدگان در سه هفته
گذشته منتشر نکرده بودند.
اسماعیل
احمدیمقدم فرمانده پلیس پیشتر اعلام کرده بود که در جریان ناآرامیها
۱۰۳۲
نفر بازداشت شدهاند.
این در حالی است
که فدراسیون بینالمللی حقوق بشر اعلام کرده بود که از زمان آغاز اعتراضها به
نتیجه انتخابات در ایران، بیش از دو هزار نفر دستگیر و صدها نفر دیگر ناپدید
شدهاند.
آقای تابش از بازداشت دو هزار و
۵۰۰ نفر
در جریان ناآرامیهای اخیر خبر داد که تاکنون دو هزار نفر از آنها آزاد شدهاند
در میان افراد
بازداشت شده، دهها روزنامهنگار و فعال سیاسی و مدنی نیز دیده میشود.
نهادهای حقوق
بشری با انتشار بیانیههای جداگانهای خواستار آزادی فوری تمامی بازداشتشدگان
شدهاند.
مهدی کروبی،
میرحسین موسوی و محمد خاتمی نیز روز دوشنبه با تشکیل جلسهای خواستار آزادی
فوری تمامی بازداشتشدگان شدهاند.
در جریان
اعتراضهای خیابانی به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، نا آرامیهایی
در سطح برخی شهرهای ایران روی داد که بر اثر آن تعدادی کشته و صدها تن زخمی
شدند.
نیروهای امنیتی
ایران در این ناآرامیها برخی مقامهای سابق دولتی را نیز بازداشت کردهاند.
نهادهای حقوق
بشری و جریانهای سیاسی اعلام کردهاند که نگران تحت فشار قرار گرفتن
بازداشتشدگان به منظور گرفتن اعتراف از آنها هستند.
روزنامه گاردین دیروز(4 شنبه) به
نقل از یک "منبع بلندپایه سیاسی" در ایران گزارش داد که کنترل بسیج به مجتبی
خامنه ای، پسر علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی سپرده شده است. گاردین منبع
خبری خود را یک سیاستمدار ارشد با پیوندهای قوی با دستگاه های امنیتی جمهوری
اسلامی اعلام کرد. این منبع گفته است: "این بازی تمام نشده. تازه شروع شده
است." وی گفت که مجتبی خامنه ای نقشی اساسی در سازمان دادن پیروزی محمود احمدی
نژاد در انتخابات 22 خرداد بازی کرد و از طریق کنترل مستقیم بسیج، تظاهرات
مخالفان - که با تلفات در میان معترضان همراه بود – را رهبری کرد.
مقام های ایرانی شمار کشته ها در
تظاهرات مخالفان را 20 نفر اعلام کرده اند اما گاردین به نقل از یک پزشک تهرانی
می نویسد که شمار واقعی تلفات خشونت ها بسیار بیش از این است و در هفته اول
تظاهرات تنها در بیمارستانی که او کار می کرده 38 نفر جان باخته اند. بسیجی ها
قتل تظاهرکنندگان را پنهان کرده و بر پزشکان فشار آورده اند که در این مورد با
کسی صحبت نکنند.
سیاستمدار ایرانی که با گاردین
صحبت کرده گفته است: "مجتبی فرمانده کودتا است. بسیجی ها تحت فرماندهی مجتبی
هستند، اما نام او همواره در این ماجراها مخفی است. دولت هرگز نام او را ذکر
نمی کند. همه از این موضوع عصبانی هستند. مرجعیت و روحانیون عصبانی هستند،
محافظه کاران خیلی عصبانی هستند و به شدت از مجتبی انتقاد دارند. این وضعیت نمی
تواند ادامه یابد چون این همه شخصیت در سطوح بالا با آن مخالفند."
پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران
که این کشور را درگیر بحرانی عمیق کرد، حدس و گمان های زیادی درباره نقش مجتبی
خامنه ای در انتخابات منتشر شد.
اطلاعات زیادی درباره او که پسر
دوم رهبر جمهوری اسلامی است وجود ندارد. خامنه ای رهبر ایران به دلیل تحولات
اخیر مقدار زیادی از نفوذ خود را در میان مراجع از دست داده است.
همین منبع گفته است شکاف هایی در
داخل سپاه پاسداران وجود دارد. علی جعفری فرمانده کل سپاه و علی فضلی فرمانده
سپاه در استان تهران با قدرت گرفتن مجتبی خامنه ای مخالفند.
گاردین از قول همین منبع اضافه می
کند: بیانیه های تندی که به نام سپاه صادر می شود و تظاهرکنندگان را به "برخورد
قاطعانه" تهدید می کند، کار بخش های سیاسی و روابط عمومی سپاه است که تحت نفوذ
احمدی نژاد قرار دارد و نمایانگر یک موضع واحد در سپاه نیست. درحالیکهاکثر
تحلیلگران سپاه پاسداران را یک گروه یکدست که کاملا پشت سر رژیم است ارزیابی می
کنند.
بدنبال فراخوان پیک نت برای آگاهی
دقیق از ماجرای قتل "محمد اصغری" کارمند قراردادی وزارت کشور، که گفته می شود
لیست واقعی نتیجه شمارش آراء انتخابات را فاش کرده بود، اطلاعاتی دراختیار پیک
نت قرار گرفته که از مجموع آنها گزارش زیر را تنظیم کرده ایم:
یکشنبه بعد از انتخابات با چند نفر
از دوستان محمد اصغری تماس گرفته شد تا جنازه سوخته او را شناسایی کنند!
"محمد اصغری" سیسکو کار و مدرس
سیسکو و مسئول امنیت شبکه وزارت کشور بود. دو روز بعد از انتخابات و بعد از
اینکه خبر شمارش داخلی آرا در وزارت کشور به شرح زیر فاش شد:
افراد واجد شرایط رای: 49322412
افراد شرکت کننده در انتخابات:
42026078
تعداد آرای باطله: 387161
میرحسین موسوی خامنه 19075623
کروبی 13387104
محمود احمدی نژاد 5698417
محسن رضایی میرقائد 3754218
بدنبال این افشاگری، اصغری در یک
حادثه عجیب رانندگی سوخت. وی از اساتید سیسکو در ایران بود که در موسسه اینفوتک
واقع در خیابان میرعماد روبروی سفارت هندوستان تدریس می کرد و ظاهرا در سانحه
رانندگی در تاریخ 24 خرداد به رحمت ایزدی فرستاده شد!
من آقای اصغری را از نزدیک می
شناسم .ایشان کارمند وزارت کشور نبودند ولی مجری یک پروژه امنیت شبکه در وزارت
کشور بودند .
ایشان یکی از متخصصین برجسته
تجهیزات سیسکو بودند و منزلشان در کرج بود . ظاهرا ماشینشان دستکاری شده بود و
در راه برگشت از تهران به کرج دچار حادثه شده و به قتل رسیدند . ایشان قبلا
کارمند شرکتهای الیسون رایانه و عصر دانش افزار بود.

با وجود تهدید مقامات امنیتی و
نظامی،دیروز مردم در نقاط مختلف کشوربه خیابان ها ریختند و سالگرد 18 تیر رابا
شعار"مرگ بر دیکتاتور"آغاز و با فریاد "الله اکبر" ،که تا دیروقت به گوش می
رسید،به پایان رساندند تا عزم خود رابرای مقابله با کودتای انتخاباتی نشان
دهند.
شهرهای مختلف کشوردیروزدر حالی
شاهد حضور گسترده مردم بود، که نیروهای ضد شورش، بسیجی و لباس شخصی از صبح روز
5 شنبه خیابان های مسیر راهپیمایی ها را اشغال کرده بودند. همزمان بسیجیانی هم
که ازچند روز پیش در مساجد و ادارات دولتی مستقر شده اند تا در صورت لزوم برای
مقابله با اعتراضات مردمی به خیابان ها بریزند،به خیابان ها گسیل شده بودند.
حضور پررنگ زنان
در تهران تظاهرات مردمی از نقاط
مختلف شهر آغاز شد ودر زمانی کوتاه،راهپمایان در مسیرهای انقلاّب،بلوار کشاورز،
آزادی،وصال،طالقانی.... به هم پیوستند و به سمت نقاط مرکزی شهر راه افتادند.
تجمع مردم بعد از مدتی کوتاه با
حرکت های خشونت آمیز نیروهای امنیتی، نظامی و لباس شخصی رو به رو شد که از یک
سو تیرهوایی شلیک می کردند واز طرف دیگر می کوشیدندبا شلیک گازاشک آور،آنهارا
متفرق کنند.
در عین حال موتورسواران بسیجی و
لباس شخصی نیز با سرعت زیاد به سوی جمعیت جمعیت می رفتند و آنها را مورد ضرب و
شتم قرار می دادند.
در تظاهرات دیروز آنچه بیش از
همیشه به چشم می خورد حضور زنان در سنین مختلف بود؛یکی از مردان تظاهر کننده به
روز گفت:"امروز علاوه بر اینکه حضور جمعیت بیش از حد انتظارست،حضور خانم ها
نیزپررنگ تر از همیشه است."
او افزود:" درود بر زن ها و دختر
ان ایرانی که آدم از شجاعت آنها شرمند مي شود."
زنان که در میان آنان از سنین
مختلف دیده می شد در میان شلیک هوایی،گاز اشگ آور، و چماق های آماده لباس شخصی
ها فریاد می زدند:
"مرگ بر دیکتاتور"،
"دولت کودتا،استعفا،استعفا"،
"زندانی سیاسی آزاد باید گردد"،
"نترسیم،نترسیم، ما همه با هم
هستیم"...
ضرب و شتم افراد سالخورده
با بالا گرفتن شعارها که در برخی
نقاط با گفتن «مجتبی ،مجتبی،بمیری،رهبری رو نبینی»به فرزند آیت الله خامنه ای
نیز رسید، نیروهای ضد شورش،به طرز بی سابقه ای به ضرب و شتم مردم پرداختند که
این برخورد شامل افراد مسن نیز شد.
به گفته یک شاهد عینی وقتی مردم از
سمت جنوبی خیابان انقلاب، در مسیر غرب به شرق در حرکت بودند، نیروهای بسیجی به
پیر مردی که نمی توانست با سرعت مورد نظر آنها، خیابان را ترک کند،حمله کردند و
او را به باد کتک گرفتند.در اینجا مردم در دفاع از مرد سالخورده برآمدند وفریاد
زدند:
خجالت،خجالت.
در اینجا بودکه نیروهای انتظامی
از لباس شخصی ها و بسیجی ها خواستند«آرام تر» عمل کنند و مردم آنها را تشویق
کردند.
در تقاطع خیابان وصال و انقلاب،
نیروهای ضد شورش کوشیدند مانع عبور مردم شوند و آنها رابه طرف خیابان شهدای
ژاندارمری برانند؛ جایی که نیروهای امنیتی و بسیجی با گاز اشگ آور،انتظار آنها
را می کشیدند.به این ترتیب تظاهر کنندگان در لابلای نیروها گیر افتادند،اما
مامورین ناگهان در پشت سرخود گروه دیگری از تظاهر کنندگان را دیدند که به یاری
مردمی که در این خیابان گیر افتاده بودند،می آمدند.
یکی از عابران در این مورد می
گوید: در حالی که ما به سوی بلوار کشاورز در حرکت بودیم ناگهان صدای شعار دادن
جمعیت را از سر تقاطع شنیدیم و فهمیدیم جمعیتی که نیروهای امنیتی و انتظامی
مانع حرکتشان شده بودند، در آن تقاطع جمع شده و شعار می دهند.
شعارهای مردم در این نقطه عبارت
بود:"یاحسین میر حسین"،"الله و اکبر"، "زندانی سیاسی آزاد باید گردد ".
یار دبستانی درپیاده رو
در تقاطع ولی عصر ـ طالقانی
نوازنده ای که با فرزند کوچک خود کنار خیابان نشسته بود، با تار،آهنگ یار
دبستانی را می زد.تظاهر کنندگان نیز دور او جمع شدند و ترانه یاردبستانی را با
ساز وی خواندند.
در این خیابان حضور مردم چنان
چشمگیر بود که در بعضی موارد می شد بسیجیانی را که بین مردم گیر افتاده و در
حال فرار بودند،مشاهده کرد.
در خیابان طالقانی،مردم با شعار
"ایرانی باغیرت،حمایت،حمایت"،عابران را به ورود به صف خود دعوت کردند وهمراه با
حضور آنان فریاد زدند:"مرگ بر دیکتاتور"و"دولت کودتا، استعفا، استعفا".در این
خیابان نیز مانند سایر خیابان ها رانندگان اتومبیل ها بازدن بوق، با تظاهر
کنندگان همراهی می کردند. یکی دیگر از شعارهایی که در این نقطه نیز مانند سایر
نقاط به گوش می رسیدشعار"یا حسین،میرحسین" بود؛ آن هم در حالیکه این خبر بین
مردم دهان به دهان می گشت که میرحسین موسوی،عملا امکان ارتباط با بیرون را
ندارد و سایت کلمه هم هک و پیام تسلیت موسوی به داغداران حوادث اخیر از روی آن
حذف شده است.
راهپیمایان در تقاطع طالقانی ـ ولی
عصر،به سمت میدان ولی عصر پیچیدند که در اینجا با حمله نیروهای گارد ویژه همراه
با باتوم و شلیک گاز اشک آور روبه رو شدند. مردم به همین علت حرکت خود را مجددا
به سمت خیابان طالقانی ادامه دادند که در آنجا، بعد از رسیدن به کلانتری 107
فلسطین،دوباره با حمله این نیروها روبرو شدند.نکته جالبی که در این راهپیمایی
دیده می شد این بود که مردم بعد از حمله نیروهای حکومتی،به سرعت متفرق می
شدنداما به همان سرعت هم دوباره گردهم می آمدند و فریاد می زدند:نترسیدیم،چون
همه با هم بودیم.
یک شاهد عینی در این مورد می
گوید:وقتی صدای شلیک بالا گرفت،مردم باسطل های آشغال،عرض خیابان را مسدود و با
انداختن کاغذ و چوب در درون این سطل ها آنها را به آتش کشیدند تا هم
مانع حمله نیروهای امنیتی ـ لباس
شخصی شوند و هم مانع تاثیر گذاری گاز اشک آور.
دستگیری های گسترده
اما در خيابانهای
۱۶ آذر
، کارگر و خیابان های اطراف دانشگاه،درگیری ها گسترده تر بود و به نظر می رسید
جمعيت بیشتری در آنجا حضور داشتند.
هزاران نفر از مردمی که در این
خیابان ها گرد آمده بودند،با نیروهای سرکوب گر درگیر و تعداد زيادی از تظاهر
کنندگان، به ویژه جوانان، دستگير شدند.
بیشتر دستگیر شدگان به کلانتری
خیابان انقلاب،نبش کاخ منتقل شدند.
تعداد مجروحین در خیابان های اطراف
دانشگاه تهران نیز که اغلب در اثر ضربات باتوم و چماق لباس شخصی ها،زخمی شده
بودند،بسیار زیاد بود.در این منطقه نیروهای حکومتی علاوه بر ضرب و شتم مردم ،به
صورت گسترده ای از گاز اشک آور و گاز فلفل استفاده کردند.در هر هجوم این نیروها
به مردم و دستگیری تظاهر کنندگان،بقیه فریاد می زدند: "مرگ بر ديکتاتور"و
"نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم".
بیشتر این تظاهر کنندگان که ماسک
های سبز بر صورت داشتند،با وجود شلیک گاز اشک آور از سوی نیروهای انتظامی و ضرب
و شتم مامورین لباس شخصی،دوباره جمع می شدند و به شعار دادن ادامه می
دادند.تظاهرات دیروز که با سرکوب شدید رو به رو بود نسبت به روزهای دیگر یک
تفاوت آشکار داشت:مردم،بدون هیچ سازماندهی،از روش های تازه ای استفاده می کردند
و مانند کسانی بودند که روزهای تمرین را پشت سر گذاشته اند.
خبرنامه دانشگاه
آزاد اراک
هفته گذشته
دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد اراک بار دیگر شاهد تجاوز یک استاد
به یکی از دختران دانشجو در گروه محیط زیست و منابع طبیعی بود.
فریاد های دختر
دانشجو رئیس و مدیران دانشکده و دانشجویان را راهی طبقه دوم این ساختمان کرد و
مطابق انتظار آقای دکتر محسن گرجی که همواره با دختران دانشجو در ارتباط تعریف
نشده است و دو پرونده انضباطی و اخلاقی نیز در سوابق وی موجود است دختری را که
برای پرسش در مورد نمره امتحانی اش راهی اتاق وی شده بود را بعد از قفل کردن
درب اتاق وا دار به آنچه که وی خواسته بود کرده و دختر دانشجو نیز با فریادهای
خود از دانشجویان کمک می طلبید .
گرجی که معتاد
به مواد مخدر (هروئین) نیز است یک پرونده تجاوز به یک دختر دانشجو را نیز در
سوابقش داشت و متاسفانه مشخص نیست کدامین مقام مسئول در دانشگاه آزاد اراک هر
بار وی را مورد لطف قرار داده و مانع از اخراج وی میشود. گرجی از جمله بدنام
ترین اساتید دانشگاه آزاد اراک است به نوعی که حتی اساتید اعلام میکنند وی
آبروی همه را برده است اما هربار دست هایی از پشت پرده به کمک وی می آیند و
مانع از اخراج وی میشوند. این فرد بد سابقه پس از اعتیاد شدید به مواد مخدر
مدتی از دانشگاه با فشار رئیس وقت دانشکده کشاورزی (مهندس چنگیزی) کنار گذاشته
شد اما بازهم وی با پارتی بازی به دانشکده بازگشت تا بار دیگر به پرونده ننگینش
سابقه تجاوز را برای بار دوم اضافه کند.
باعث خجالت است
که در دانشگاهی یک فرد از چنان نفوذی برخوردار است که حتی پس از تجاوز به بازهم
در دانشگاه باقی میماند.این بار حتی رئیس دانشکده کشاورزی نیز سخنان دختر
دانشجو را تایید و ابراز تاسف کرد و گرجی را به مدیران حراست معرفی کرد اما
مشخص نیست آیا بازهم گرجی برگ برنده جدیدی را رو خواهد کرد و با پوزخندی به
همگان به دانشکده بازمیگردد. بعید نیست بازهم در این مجموعه مافیایی و بی قانون
دانشگاه آزاد اراک چنین اتفاق رخ دهد.
آقای دکتر ملک
حسینی رئیس دانشگاه آزاد اراک به جای شما خجالت کشیدیم وقتی عدم کفایتتان را در
همراهی با دانشجویان پس از اعتراضات دانشجویی به نتایج انتخابات دیدیم خجالت
کشیدیم وقتی دانشجویان به دستور شما زیر مشت و لگد و باتوم نیروی کثیف انتظامی
غرق به خون شدند و امروز خجالت میکشیم که در دانشگاهی درس میخوانیم که امنیت
نداریم.
بهتر است بیش از
خود و دیگران را به زحمت نیندازید و کاری را بکنید که مدتهاست همگان منتظر آن
هستند.لطفا استعفا کنید.
به میرزایی رئیس
حراست نیز توصیه میکنیم این صندلی را به فرد دیگری که صلاحیت عقلی دارد واگذار
کند تا حداقل به غیر از کوتاه بودن آستین پیراهن پسران و مانتوی دختران موارد
دیگر انضباطی را مد نظر داشته باشد
اخبار روز: بعد از حمله ی گارد و
لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران، ده ها دانشجو به زیرزمین وزارت کشور منتقل شده
و در آن جا تحت شکنجه های وحشیانه ای قرار گرفتند. تا کنون چندین گزارش از این
شکنجه ها منتشر شده است. گزارش زیر، شرح دیگری است از شکنجه گاه وزارت کشور که
در وبلاگ «۲۵
خرداد» درج شده است:
۲۵
خرداد - تهران - امیرآباد - کارگر شمالی - کوی دانشگاه تهران
شما متهم به اقدام علیه امنیت ملی
هستید. از خود دفاع کنید
پایش را میگذارد روی پنجه ی پام و
مثل یک ته سیگار له اش میکند. میخواهم فحش و بدوبیراه را بکشم به هیکلش اما از
ترس فقط ناله میکنم.
. . .
"شما
متهم به اقدام علیه امنیت ملی هستید. از خود دفاع کنید." یه سری سوال با خط
خرچنگ قورباغه نوشته بودند توی یک سربرگ –یادم نیست سربرگ کجا بود- و کپی کرده
بودند و فلّه ای میبردندمان که پرش کنیم. اسم و مشخصاتی که ده بار ازمان پرسیده
و یادداشت کرده بودند را دوباره میخواستند. شرح ماجرای دستگیری و از این حرفها.
یه سوال هم داشت که تقاضای شما از مسئولین چیست؟ یعنی واقعا توقع داشتند در آن
اوضاع بدون لکنت حرفمان را بزنیم؟!
. . .
کنار کوچه روی زمین نشانده اندمان
و یا بهتر بگویم در هم چپانده اندمان! فریاد میزند: "سر پایین!" لباس شخصی و
یگان ویژه قاطی هم اند. دیگر به لگدهایی که به کمرم میزنند عادت کرده ام. هر کس
سهم خود را میپرازد. عدالت را رعایت میکنند. "بچه ها به قصد قربت بزنید!" در دل
نگران آسیب دیدن کلیه هایم هستم که ناگهان سرم از شدت درد میترکد! چشمانم سیاهی
میروند. پشت سرم داغ میشود. خدایا! همین چند لحظه پیش پزشکشان معاینه مان میکرد
و میپرسید "جاییت درد نمیکنه؟" و من ساده لوح هم میگفتم "نه! چیز مهمی نیست!"
با خود میگویم لابد میدانند چه جور بزنند که اتفاق زیاد بدی نیفتد! خنده ام
میگیرد! همین چند ساعت پیش بود که اتاق یکی از رفقا بودیم و آمدن لباس شخصی ها
با چوب و چماق را تصور میکردیم و میخندیدیم. گفته بودند که حمله به کوی قطعی
است.
یاد آن دختره افتادم که التماس
میکرد "تو رو خدا امشب خوابگاه نرید!" یاد وعده ی
۴
صبح بسیجی ها افتادم. اما چه کسی
باور میکرد؟
فقط یکی از رفقا که در اتاقش را
قفل کرده و برایش رمز گذاشته بود: سه ضربه با فاصله! و ما به او میخندیدیم. "تو
هم زیادی جوگیر شده ای! مگه شهر هرته! اینجا کوی دانشگاهه!
۱٨
تیر اونقدر تلخ و پرهزینه بود که عمراً تکرارش نمیکنند. اصلا اگه لباس شخصی ها
بیان خود پلیس جلوشونو میگیره". گفت خاطره های بچه های
۱٨
تیر را مرور کنید. در اتاقتان خوابیده اید و از آرامش تان لذت میبرید. خوشحالید
که در این شهر شلوغ و کثیف چند متری جا دارید برای پا دراز کردن و سر بر زمین
گذاشتن و آرمیدن.
خوشحالید که در این شهر آشفته
اتاقی دارید با رفیقانی از جنس خودتان که در کنارشان احساس امنیت میکنید. در
همین خیالات خام پرواز میکنید که ناگهان چند نفر آدم چماق به دست عصبانی در را
شکسته و چرتتان را پاره میکنند و پرده ادب و عفت را میدرند. نوامیستان را پیش
چشمانتان ردیف میکنند و بر سر و رویتان میکوبند. از شکستنی هر چه می یابند
میشکنند و از دریدنی هر چه می یابند میدرند.
حیا و ادب را میبلعند و ظلم و
تجاوز قی میکنند..."
بیخیال رفیق! جوگیر شده ای! ده
نمکی هم دوربین به دست گرفته و فیلم میسازد. دوران چماق سالاری به سر آمده".
. . .
ضربه بعدی برق از چشمانم میپراند.
سرم به قدری داغ شده که در شکستنش شک نمیکنم. خدایا! اینا دیگه کین؟
این باتوم بود یا تیرآهن؟
اینجا ایرانه یا عراق؟
من دانشجو ام یا قاتل؟
"من مسئول بسیج الهیاتم! آقا تو رو
خدا زنگ بزنید استعلام کنید!" دلم برایش میسوزد. یاد دوست حزب اللهی و احمدی
نژادیم (!) می افتم که موقع حمله به اتاق، سعی میکرد بهشون حالی کنه که بسیجیه،
اما اونا کاری به این حرفها نداشتند. یاد چند ساعت پیش می افتم. یاد آن دانشجوی
بسیجی که تیر به چشمش خورده بود. بنده خدا با رفقای مذهبی اش جلوی مسجد کوی
بوده اند که گاردیها تیر مستقیم به سمت کوی شلیک میکنند و چشمش آسیب میبیند.
باز جای شکرش باقی است که اگرچه
عقلشان منجمد مانده اما ابزارشان کمی مدرن شده است! تیرهای پلاستیکی شلیک
میکنند. یکی از همین بسیجیها میگفت اینها اندازه جلبک هم مغز ندارند! اگر
داشتند که دیشب با آن فضاحت ساختمان
۲٣ را
آتش نمیزدند. احمقها مثل نقل و نبات گاز اشک آور میزدند. میدانستند که همینجوری
اوضاع کشور اشک آور هست. دانشجو نیازی به این گازها و فلفلها ندارد.
. . .
توی سلول در هم می¬لولیم. بوی گند
دستشویی حالمان را به هم میزند. هر از گاهی دست و پای یکی از بچه ها میخورد به
پای شکسته¬ و ناله¬ ی جگرسوز... بچه ها خسته شده اند. حال و حوصله رسیدگی به
کسی که پایش شکسته را ندارند.
احساس میکنیم که از زندگی ساقط
شده. با اون پای شکسته و سر و کله خونی و هیکل استخوانی اش اصلا به چشم نمی
آید. به یک تکه گوشت تبدیل شده.
یکی از بچه ها بغلش کرد آورد توی
سلول. بیچاره را باتوم میزدند تا بلند شود اما بنده خدا نمیتوانست تکان بخورد.
...
-"[...]
ها رو بشمار!"
-"یک!"
-"خواهر موسوی!"
-"دو!"
-"خواهر هاشمی!"
-"سه!"
-"خواهر خاتمی!"
-"چهار!"
-"خواهر کروبی!"
-"پنج!"
-"خواهر ناطق!"
-"شش!"
-"خواهر کرباسچی!"
-"هفت!"
-"خواهر همه اینا!"
. . .
دستش را تا فیها خالدونمان فروبرده
تا مبادا آنجایمان کلاشینکوف قایم کرده باشیم.
عجب بازرسی دقیقی!! با این مینی
بوس کجا میبرندمان؟
اینطور که اینها پیش میروند کله ما
را سوراخ خواهند کرد و دستشان را توی کله ما فرو خواهند برد تا ببینند آنجا چه
خبر است.
تویش خالی است و یا با گچ پر شده.
خودم را برای انواع اعترافات و اقسام توبه ها و ندامتنامه نوشتن ها آماده
میکنم. اعتراف به اینکه تا به حال هفت نفر را کشته ام.
۱٣
بانک را به طور مسلحانه غارت کرده ام. به همکلاسیهای دخترم به بهانه های سیاسی
و فرهنگی تجاوز کرده ام. از آمریکا پول گرفته ام. به تحریک موسوی و کروبی قصد
آشوب داشته ام. بسیاری از بانکها و مراکز دولتی و ساختمانهای مسکونی، مغازه ها،
رستورانها و بیمارستانها و خیلی جاهای دیگر را آتش زده ام. دو تا مامور نیرو
انتظامی را گروگان گرفته، یکیشان را کور کرده و دیگری را کشته ام. با سلاح تمام
اتوماتیک به سمت مردم تیراندازی کرده ام.
سه نیروی لباس شخصی را با اطلاع از
اینکه سرباز گمنام آقا هستند چاقو زده ام. مقادیر زیادی سلاح و مهمات به داخل
کوی قاچاق کرده ام.
روش ساخت انواع بمب و کوکتل مولوتف
را به همکلاسیهایم آموزش داده ام. عضو انواع گروهک ها هستم. ماه ها قبل از
انتخابات در طراحی انقلاب مخملی همکاری داشته ام. از بنگاه های صهیونیستی خط
میگیرم... مشغول اعتراف و ابراز ندامتم که صدای نکره ای حواسم را پرت میکند:
"بچه ها تونل درست کنید!" میخواهند با باتوم پذیرایی کنند. خدایا! انگار این
یارو فیلم جنگی زیاد دیده! اما... نکند...شاید... ما که خرد و خمیر شدن اتاقهای
خوابگاه و باتوم و مشت و لگد خوردن و فحش ناموس شنیدن را باور نمیکردیم، حالا
در شش و بش آن بودیم که شکنجه های وزارت اطلاعات را باور کنیم یا نه!... شما
چی؟... باور میکنید؟...
شبح سپر را روی سرم حس میکنم. دلم
کمی آرام میشود که اگر باتوم بزنند به سپر میخورد.
اما اینبار مغزم از داخل میترکد.
عجب خلاقیتی! باتوم را روی سپر میکوید! به هیچ چیز نمیشود فکر کرد. تنها به درد
و رنج. این کارها را از ساواک یاد گرفته اید؟
. . .
"من
هفت روزه کسی رو..." سرباز گاردی که توی مینی بوس روی کمرم نشسته بود اینو
میگفت. له شدن زیر یک تن لش با بوی گند عرق و تهدید شدن به اینکه امشب...
. . .
"مانکن!
پاشو بیا!... زانو بزن! از این طرف نه! از اون طرف!"
"تو
رو میگم! موقشنگ! پاشو ببینم"
"بدو!
یالا! بشین! یک! دو! یک! دو! دستها بازتر! آشغال"
. . .
"خدا
رو شکر کنید که سپاه شما رو نگرفت!" یکی از گاردیها تو زیرزمین وزرات کشور اینو
میگفت. آدم بدی نبود. ستوان بود.
از اون کلاه کجها روی سرش بود.
میگفت لیسانس حقوق داره. باهاش گپ زدیم. ازمون پرسید "از من بدتون میاد؟" من
گفتم "نه" اما فکر کنم دروغ گفتم. یاد قصه چماق و هویج افتادم. ظاهرا این بابا
هویجشون بود!
. . .
"تازه
ما به شما رافت اسلامی نشون دادیم. اونجا که برید سر جاتون میشاشید" اینو
سرهنگشون که لباس شخصی داشت میگفت.
بعدا عکسش رو توی عکسهای اینترنت
پیدا کردیم. خودشون خیلی هم ترسناک نبودند اما هر از گاهی ما رو از لولو
میترسوندند. گاهی پلیس امنیت، گاهی سپاه، گاهی وزارت اطلاعات، گاهی اوین و گاهی
جوخه اعدام و چوبه دار! راستش رو بخواهید من ترسیده بودم. ادعای مسلمانی داشتند
اما اصلا قابل پیش بینی نبودند. سرمون منت میذاشت که اسلامی عمل کرده و گرنه
اینا وظیفه ندارند اسلامی عمل کنند که! چه توقعاتی!؟
. . .
"برای
ما فرقی نمیکنه شما به کی رای دادین. اصلا شاید من خودم به موسوی رای داده
باشم. ما فقط ماموریم «نظم» رو توی جامعه برقرار کنیم" هفت خواهر رو که
یادتونه؟
. . .
"مادر
[...] را فحش میدهید؟!" دقت میکنید؟
سرباز گارد به جای اسم یکی از سران
مملکت... آنقدر عجیب است که حتی الان شک میکنم که آیا واقعا چنین چیزی را شنیدم
یا نه! بعدها که آقا گفت حمله به کوی محکوم است -یا یه همچه چیزهایی- توی دلم
گفتم نکنه واقعا خبر نداره آقا؟
نکنه این لباس شخصی ها گوش به
فرمان کس دیگری هستند. نکنه قصه کودتای مخملی (!) راست باشه؟
ای آقا! وارد معقولات نشیم بهتره!
دوستان به ما توصیه کردند که سیاسی و احساسی و یا جانبدارانه ننویسیم. چشم! ما
سعی خود را میکنیم، اما مگر میشود کتک بخوری و بیطرف بمانی؟ نمیدانم. شاید بشود.
. . .
اولین شنبه شب بعد از انتخابات-
امیرآباد شمالی- جلوی کوی
پسره گیر داده به بانک. میله¬ ی
یکی از این تابلوهای ورود ممنوع را گرفته هی لای در آکاردئونی بانک میکنه تا
بازش کنه. میرم جلو میگم بیخیال شو. اما گیر داده ول نمیکنه. جمعیت مردد است.
بعضیها تشویقش میکنند و بعضی ها هم میگویند نکن. میله را از دستش میکشم و میبرم
پرت میکنم وسط خیابون. گاردیها پایین امیرآباد ایستاده اند. میروم جلو. سه چهار
تا از بچه ها جلو هستیم.
گاردی ها کمی عقب نشینی کرده اند.
تعجب کرده ایم. موانع را کمی جلوتر میبریم تا در پایین کوی آزاد شود. دارم یکی
از این بشکه ها –از همانها که برای بنایی استفاده میکنند- قل میدهم که ناگهان
از لای درختهای جلوی فنی -همون که شهرداری گل و گلدون توش میفروشه- لباس شخصی
ها مثل مور و ملخ میریزند بیرون. منو میگی با دمپایی مثله اسب میدوم بالا. بچه
ها شیاطین لباس شخصی را با سنگ رجم میکنند. پچ پچ بلند میشود که چندتا از بچه
ها رو گرفتند. خدایا! این لباس شخصی ها عجب مارمولکهایی هستند! دزد و پلیس بازی
میکنند. جوگیر شده اند.
آن وقت توقع دارند که... برمیگردم
بالا نزدیک بانک. میبینم میله را لای در فروبرده اند و این بار چند نفری
باهم... بالاخره در را میشکنند و هورا میکشند و آتش میزنند بانک را و بر باد
میدهند غیره و ذالکش را.
. . .
"من
توی این سه سال به اندازه امشب کتک نزده بودم" این را یکی از سربازهای گارد توی
زیرزمین وزارت کشور میگفت.
برای سربازهای گارد هم تجربه هیجان
انگیزی بود. وقتی ما را از اتاق بیرون آوردند جلوی ساختمان
۱۶
و
۱۷
نشاندند و شروع کردند به حال و هول. یکیشان روی زمین زانو زد و با مشت پرید توی
صورت رفیقم. آن دیگری کله مرا گرفت و با زانو زد توی صورتم و صدایی درآورد که
ما وقتی بچه بودیم برای هیجان دادن به بازی ها و دعواهایمان در میآوردیم.
خدا رو شکر ضربه اش خیلی هم جون
نداشت.
همه ی انرژی اش را صرف شکستن در و
پنجره ها و وسایل اتاق ها کرده بود. دق دلی سه سال خدمت آرام را سر ما خالی
میکرد. هیجان قضیه بالا بود.
بعدها از دیگر رفقا شنیدم که آنها
را دمر روی زمین خوابانده اند و وقتی یکی از بچه ها -که کاملا اتفاقی همان رفیق
فوق الذکر بود که اتاقش اسم رمز داشت!- سرش را کمی بالا آورده آنچنان با باتوم
بر سرش کوبیده اند که... برای که مینویسی؟ چه کسی باور میکند؟ ما خودمان هم
باور نمیکردیم.
. . .
گفتند "برگردین آسایشگاهتون (!)"
اما وقتی داشتیم گیج و منگ برمیگشتیم سمت اتاق دوباره صدامون کردند.
"احمق! سنگ میزنی؟
فحش میدی؟
تو بچه سوسول میخوای انقلاب کنی؟
" ضربات دستش پیوسته بر سر و صورتم
فرود می آمد! صدای فرشته ای بلند شد "نزنش آقا! نزن! نزن!" فرشته من را از چنگ
او در آورد... با دستی سنگینتر و شرارتی افزونتر شکمم را هدف گرفت. یعنی حتی
فرشته¬ ها هم...؟
. . .
-"توکه
به ما میخندیدی و میگفتی الکی جو میدیم! چی شد؟" اینو همون رفیقمون بعد از
آزادی میگفت. آخر ما مسخره اش میکردیم که حمله به کوی را جدی گرفته. برای اتاقش
اسم رمز گذاشته. از اول شب توی اتاقش کز کرده و...
-"همین
دیگه! اینقدر الکی جو دادین که آخر جو هممون رو گرفت!" باز هم مسخره بازی در می
آوریم و جوابش را با خنده میدهیم. به قول آن نویسنده¬ ی معلوم الحال زندیق
«فریبی که ما را خرسند میکند بیش از صد حقیقت برایمان ارزش دارد»
. . .
"مادر
[...]! بیایید بیرون!" او هل میداد و من مقاومت میکردم. یکی از تخت ها را جلوی
در گذاشته بودیم. خسته شده بود. از پنجره اتاق دیده بودیمشان که چطوری ده نفری
میریختند سر بچه ها و میزدندشان.
از ترس تخت را جلوی در گذاشته و
ترسان و لرزان به انتظار نشسته بودیم. شیشه ها و درها را میشکستند و بالا می
آمدند. خسته بودند و خسته تر شدند از مقاومت ما.
رهایمان کردند. نفسی نیمه آسوده
کشیدیم که یک نفر دیگر گیر داد که شماها چرا بیرون نیامده اید و شروع کرد به
فحش دادن و تهدید کردن. چند نفر دیگر هم به کمکش آمدند. یکیشان از روی تخت آمد
تو. بالاخره تسلیم شدیم. به زور باتوم بیرونمان کردند.
. . .
"چه
بوی گندی میاد! کسی تو شلوارش ریده؟" اگر رفقای ما فلان جایشان را از ترس خراب
کردند، حق داشتند. چرا که نمیدانستند با چه کسانی روبرو شده اند. چه بسیار
امثال من که منکر شکنجه های حکومت بودند و آن شب همه اش را باور کردند حتی از
فلان آویزان کردن را. خرابی ما با دو آفتابه آب برطرف میشود اما خرابی شما
چطور؟ خودتان را خراب کردید حضرات نیروی انتظامی! بدجور هم خراب کردید. دلتان
خوش باشد که زهر چشم گرفته اید.
اما نفهمیده و ندانسته خودتان را
رسوا کردید حضرات آقایان! ترس ها و دلهره هایتان را آشکار کردید. از چهارتا
دانشجوی لاغر و زردنبو میترسید؟
باتوم و شلاق و سپر و لباس ضدشورش
و موتور و گاز اشک آور و فلفل و تیر و... پایش بیفتد تانک هم می آورید. پشتوانه
۴۰
میلیونی که دارید، پس از چه میترسید؟
مجوز میدادید برای راهپیمایی ها،
حمایت میکردید از تظاهرات مردم. مانند قبل انتخابات عمل میکردید که دانشجوها با
زیرپوش و لباس راحتی تا میدان انقلاب میرفتند و می آمدند و هیچ اتفاقی هم نمی
افتاد. ای کاش اندکی عقل داشتید. (از خواننده گرامی بابت این سخنان تند عذر
میخواهم. اما واقعا به اینجام (!) رسیده!)
. . .
شبهای مناظره- هفته قبل از
انتخابات- منطقه امیرآباد و میدان ولیعصر
مناظره احمدی نژاد و کروبی دقایقی
پیش تمام شده. دانشجوها مثل شبهای پیش -با شور و حالی که از دانشجو جماعت بعید
است!- راهپیمایی انتخاباتی را آغاز میکنند. از کوی دانشگاه به سمت خیابان فاطمی
و سپس میدان ولیعصر و بلوار کشاورز و دوباره کوی دانشگاه. با زیرپوش و دمپایی و
شلوارک. حتی بعضی ها بالش هم بغل میکنند! پلیس حضور دارد اما دخالتی نمیکند.
هیچ خشونتی رخ نمیدهد. گاهی رفتار
پلیس تهدیدآمیز میشود اما انگار از دمپایی و زیرپوش بچه ها خجالت میکشند! بچه
ها از اینکه می توانند بدون مزاحمت و بدون خشونت آزادانه در خیابان های تهران
بچرخند و شعار بدهند در پوستشان نمی گنجند! بیشتر دانشجوها طرفداران موسوی و
کروبی اند. در میدان ولیعصر طرفداران احمدی نژاد هم هستند. با وجود شعارهای تند
هیچ برخورد فیزیکی رخ نمیدهد. پلیس فقط تماشا میکند.
. . .
"[...] ِ نکبت ایستاده
میشاشه! اگه یکی دیگه رو ببینم که ایستاده میشاشه خشتکشو میکشم سرش!" مگر در را
باز میکنند؟
از کجا دیده؟
ما را که برد دستشویی در را بستیم
و با خیال راحت خودمان را تخلیه کردیم تا مبادا در ادامه بازداشت و توهین و
تحقیرها شلوارمان را خیس کنیم. همان دستشویی دو طبقه بالاتر؟
زیرزمین دوم وزارت کشور؟
همانجا که ماشین های قفس دار یگان
ویژه پارک بودند؟
مگر شما را هم همانجا نبردند؟
اتفاقا درش هم خراب بود و باز میشد
و یک سنگ پشت در میگذاشتند تا در باز نشود. آنجا برای من واقعا مستراح بود و
محل استراحت! در کل آن
۲۴
ساعت فقط همان ٣۰ثانیه
آرامش داشتم! اما انگار همین آرامش را هم از بعضی دریغ کرده اند!
. . .
- "سرها
پایین!"
-"بخواب!"
-"[...]
سرت رو بگیر بالا!"
- "همکارتون
گفت..."
- "خفه
شو! سرت رو بگیر بالا. خوابت نبره."
- "بگیر
پایین سرتو!"
- "مادر[...]!"
. . .
باتومها بال در می آورند و پرواز
میکنند. مثل مرغ ماهیخوار شیرجه میزنند. سپرها رژه میروند. حجم خالی فضا از گاز
و دود پر میشود. بوی اشک آور می آید. اشکها به رودها و رودها به سیلاب تبدیل
میشوند و بالا میروند و باران میشوند و دوباره... چشمها از حدقه درآمده اند و
در میان پوتینها قدم میزنند. پوتینها رشد میکنند. قد میکشند و بالا میروند.
بالا و بالاتر.
دستها کنده و در گوشه ای تلنبار
شده اند. پاها در صفهای منظم خبردار ایستاده اند و گوش به فرمانند. سکوت
سروصدایی برپا کرده است!
. . .
دیگر چیزی برایم مهم نیست، از همان
اول هم مهم نبود. از همان موقع که در اتاق نشسته بودیم. انگار همهاش رویایی
بیش نبود. نقشههایشان برایم نقش بر آب شده بود. دستشان را خوانده بودم.
بازیشان را خوب بلد بودم. فقط باید مواظب ضربات بود. باقی اش ارزش فکر کردن هم
ندارد. تنها یک چیز نگرانم میکرد: مادرم.
. . .
توی زیرزمین وزارت کشور دنبال
دوستانم گشتم و یکی یکی پیدایشان کردم. هم اتاق که بودیم هم بند هم شدیم!
چندباری به هم نگاه انداختیم و چشمکی و گهگاهی حرف و سخنی. همه بودند. به جز...
معده ام سوخت. یکی از بچه ها را هر چه میگشتم پیدا نمیکردم. یعنی کجا بردنش؟
اطلاعات؟ اوین؟...
. . .
پرسید "به کی رای دادی؟" گفتم
"کروبی" یکی از این ستوان و سرهنگ ها بود. چند کلمه ای با هم اختلاط کردیم.
همون موقعی بود که یه یاروی لباس شخصی که گویا اسمش هم علی بود داشت از ما فیلم
میگرفت با موبایلش و اسم و مشخصات و گهگاهی هم یک متلک و مشتی یا لگدی.
یادم نیست دقیق چی گفتم و چی گفت.
گفتم "شماها بچه ها رو تحریک
کردین" اما یادم نیست چی جواب داد. اشاره میکرد به ماجرای سال ٨۶
که کوی به خاطر اعتراض به غذا شلوغ
شده بود.
خلاصه هرکسی از راه میرسید یه سری
به ماها میزد و یه سوالی میکرد و یه انگولی مینمود! علی الخصوص یه سرباز صفر
بچه سال که هنوز ریشش هم در نیومده بود! چپ و راست میرفت و به هر بهانه ای لگدی
یا شلاقی حواله ما میکرد.
از هیچ کدام این گاردیها به اندازه
این یه الف سرباز صفر متنفر نشدیم. مثلا به شما گیر میداد که چرا گوشه لبتان
لبخند است! یا اینکه چرا به جای دوزانو نشستن زانوهایتان را بغل کرده اید یا
چرا چهارزانو نشسته اید یا چرا سرتان کمی به بالا متمایل شده و یا چرا از گوشه
چشمتان اطراف را نگاه کرده اید. یا چرا دستهایتان کمی شل بسته شده.
آنقدر اذیتمان کرد که آخرهای قصه،
فرمانده شان به طور غیابی و خطاب به باقی گاردیها تهدیدش کرد که میفرستدش
بازداشتگاه! ایول به مرام فرمانده! جمله آخر را هم گفتیم تا فردا نگویند فلانی
بی انصاف است! راستش را بخواهید سربازهای گارد نمیفهمیدند که چه زجر و توهینی
به ما روا داشته اند.
از ما میپرسیدند که چند نفرتان
خدمت رفته اید. کاملا محسوس بود که میخواهند دق دلی سختی خدمتشان را سر ما خالی
کنند!! دعوای دیشب با خانواده شان را هم ایضا. یکیشان میگفت "شماها که پول
مملکت را میخورید و میخوابید و صبح تا شب هم دختربازی میکنید! چه مرگتان است؟
مثه بچه آدم بشینید درستان را
بخوانید!" شاید همه اش بروز ناخودآگاهانه ی عقده های سرکوفته بود. شاید فروید
راست میگفت! شاید آنها هم مقصر نبودند...
. . .
"بچه
ها شرمنده اگه بوش میاد!" دستشویی کنار سلول در نداشت. دمپایی یکی را قرض گرفتم
رفتم دستشویی تا اگر کتکمان زدند مثانه ام خالی باشد آبروریزی نشود! سلول حدود
پانزده الی بیست متر مربع بود. بدون نورگیر و هواگیر.
۴۶
نفر کنار هم تلنبار شده بودیم. یه سوراخ کوچکی بود که هواکش داشت و یه لامپ کم
مصرف کوچک. مرکز مبارزه با مواد مخدر شاپور. به قول وزارت کشوری ها "پلیس امنیت".
. . .
"میخواستید
انقلاب کنید؟
میخواستید نظام را عوض کنید؟
چرا مثه موش آب کشیده شدید؟"
احساس میکردند جلوی یک انقلاب را
گرفته اند. واقعا جوگیر بودند. دلشان میخواست کار مهمی کرده باشند.
. . .
"میشناسمش!"
دانه دانه چنگ میزد به مویمان و سرمان را میکشید عقب تا شناساگرشان شناساییمان
کند. یادم نیست گفت "میشناسمش" یا گفت "آشناست". توی دلم گفتم شاید واقعا از
رفقایمان است.
بالاخره ما توی فامیل و دوستهایمان
رفیق بسیجی هم داریم. خودمان هم در نزد بعضی دیگر از رفقایمان بسیجی محسوب
میشویم! مرا بردند کنار تیر چراغ برق. روی سر بعضی از بچه ها کیسه میکشیدند.
یه چیزی مثه پاکت شیرینی. گفت
دستهایت را بگیر به تیر چراغ. تیر چراغ را بغل کردم تقریبا. یه نفر با باتوم
روی انگشتانم میزد تا روی تیر چراغ مرتب شوند! پیرهنم را کشیدند روی سرم.
انگشتهای شست دو دستم را از پشت به هم بستند با تسمه ای پلاستیکی.
. . .
وقتی از تونل لباس شخصی ها در
نزدیکی ساختمان
۲٣ با
لگد و فحش بدرقه شدیم و از در پایین خوابگاه آمدیم توی امیرآباد، من را از بقیه
جدا کرده و سوار موتورم کردند و بردند. فلان فلان شده ها استاد جنگ روانی
بودند. بدجور جو میدادند! آنقدر که حتی خودشان هم باورشان شده بود خبر خاصی
است! موقعی که سوار موتورم کردند، پیوسته بدوبیراه میگفتند. موهایم در چنگ نفر
پشتی بود و نفر جلو سرش را به عقب پرت میکرد تا کوتاهترین لحظات را از دست ندهد!
. . .
"سیاسی
هستی؟" خنده ام گرفته بود از سوالش. گفتم "منظورتون چیه؟
یعنی روزنامه و کتاب بخونم؟"
اوضاع خنده داری بود. پرسید "هم
کلاسیهای سیاسی ات کیان؟
کیا توی خوابگاه جو میدن؟" یادم
نیست چی شد که یه دونه خوابوند زیر گوشم و گفت "دروغ نگو!" عجب دست توپولی
داشت!
گفتم "من دروغ نمیگم" گفت "کیا توی
خوابگاه جو میدن؟
من اسم میخوام. نیگا کن رفیقت اسما
رو نوشته برام" یه تیکه کاغذ رو جلوم گرفت که با خط خرچنگ قورباغه یه چیزایی
توش نوشته شده بود. گفتم "من آدم سیاسی نیستم" گفت "شجاع بازی در میاری؟
وقتی [...] تو [...]ت کردم حرف
میزنی" اون طرف تر چند تا از بچه ها رو روی زمین نشونده بودند. باتوم برقی
میزدند یا چیز دیگه نمیدونم اما ناله بچه ها درآمده بود. دلم ضعف میرفت.
. . .
-"اینو
نیگا چه قیافه مظلومی داره" پای برهنه ام رو نشونش دادم گفتم "اینجا از
گوانتانومو هم بدتره" از پشت لگد زد.
کمی بعد اومد جلوتر. موهای جلوی
سرم رو گرفت کشید. "شماها نجس اید! اگه ما رو گیر میاوردین تیکه پارمون
میکردین" جواب دادم "فعلا که شما داری منو تیکه پاره میکنی"
. . .
خیلی هایمان پابرهنه بودیم. کف
پارکینگ چهارم وزارت کشور روی زمین خاک و خل و روغنی حدود
۱۴
ساعت نشسته بودیم. با دستانی که از
پشت بسته بودند. البته رافت اسلامیشان را هم بگویم که فردا نگویند فلانی بی
انصاف است:
یکی دو ساعتی اجازه دادند کف زمین
ولو شویم. دست من را هم یکیشان از پشت باز کرد از جلو بست که راحت بخوابم. کمرم
درد میکرد. پشت سرم را نمیتوانستم زمین بذارم. با کوچکترین تماسی تیر میکشید.
به پهلو دراز شدم.
. . .
آهای لباس شخصی ها! آهای نیروی
انتظامی! خیلی خوب زهر چشم گرفتید از ما! دست مریزاد! ایول به هنرنمایی هایتان!
من اعتراف میکنم که از شما ترسیدم. شماها به طرز وحشتناکی احمق هستید. و چه چیز
ترسناکتر از یک احمق؟ (خواننده گرامی! ما سعی میکنیم که بیطرف باشیم و
جانبدارانه ننویسیم اما چه کنیم که این لباس شخصی ها و نیروی انتظامی نمیگذارند
که ما بیطرف بمانیم!)
. . .
"مگه
شماها نماز هم میخونید؟
خاک بر سرتون. حالا همشون نمازخون
شدن!" سر ظهر کمی مهربان شده بودند. یکی از دوستان نزدیکم و چندتای دیگر رفتند
برای نماز. آن دوستم را خوب میشناسم. نمازش قضا نمیشود. اما تا آن لحظه نماز
صبحش قضا شده بود. بعضیها که سر و دست و لباسشان خونی بود سوال میکردند که چه
باید کرد؟ یادم باشد برای دفعات بعد از آقا استفتا کنم که در این مواقع چه باید
کرد!؟
-"ببخشید.
صابونی چیزی هست؟ با این دست و پای کثیف..."
-"همینی
که هست. وضوتو بگیر خدا خودش قبول میکنه!"
. . .
یکشنبه بعد از انتخابات، امیرآباد
شمالی، جلوی دانشکده فنی، ساعاتی قبل از تجمع احمدی نژادیها در ولیعصر
دو تا موتور شاسی بلند خفن، لباس
شخصی، دوترکه، باتوم به دست، مشغول استعمال الفظ رکیک کاف دار برای مردمی که
جلوی در فنی ایستاده اند.
در حال محافظت از گروه بیست نفره
ای که در حمایت از احمدی نژاد به سمت جشن پیروزیشان در ولیعصر در حرکت اند و
هنگام عبور از جلوی در فنی امیرآباد با شعارهای "احمدی بای بای" و "مرگ بر
دیکتاتور" بدرقه میشوند.
حتی به خانمهای محجبه هم رحم
نمیکنند.
با چنان اطمینانی فحش میدهند که من
حقیقتا میترسم. جهالت در چهره هایشان موج میزند. از محیطی که برای رشد این قبیل
آدمها فراهم شده میترسم. دوست بسیجی و حزب اللهیم جلو میرود و میگوید "آقا
صلوات بفرست!"
. . .
-"از
ثارالله اومدید؟"
-"اسم
نبر احمق!"
. . .
موهای سرم را در مشت گرفته و سرم
را میپیچاند. "چی مصرف میکنی؟" لگد میزنند تا نقش زمین ات کنند.
. . .
یکشنبه بعد از انتخابات – خ فاطمی
–پیاده روی جلوی وزارت کشور- ساعاتی قبل از تجمع احمدی نژادیها در ولیعصر
(ساعتی پس از ماجرای جلوی فنی)
"آقا
سریعتر برو! وای نستا!" یه سربازه باتومش رو تکون میده و نمیذاره کسی اون جلوها
وایسه.
چند لحظه ای می ایستم و وزرات کشور
را تماشا میکنم. "وای! اونجا رو ببین! یکی از اون موتورهای لباس شخصی که جلوی
در فنی امیرآباد دیدیم! چه جالب! عین فیلم سینمایی شده! یعنی دنیا اینقدر
کوچیکه؟" به میدان فاطمی که میرسم... یا اباالفضل! مثل سوسک و مورچه و ملخ،
پلیس و گارد و غیره...
. . .
"راه
بیفت [...]!" و بازهم قصه فحش و مشت و لگد. "از پایین نبرید تکه پاره شان
میکنن" دلش برایمان سوخته بود؟
لباس شخصی ها ساختمون
۲٣ را
گرفته بودند.
لباس شخصی ها از پایین کوی و گاردی
ها از بالا و از در اصلی کوی حمله کرده بودند. "سر پایین!" یعنی میترسیدند از
شناخته شدن؟
"به رهبر فحش میدید؟" احساس میکرد
فتنه عظیمی را خاموش کرده و کار بزرگی را به ثمر رسانده "ما برای نظام شهید
دادیم".
. . .
"زنگ
بزنید بنیاد شهید آقای [...]. من فرزند شهیدم. نامه داده بود که کوی مهمان بشم"
التماس میکرد. "خفه شو! من خودم برادر شهیدم! آبروی ما رو بردی! اون پسره میگه
دیده که داشتی سنگ میزدی!" یه پسره را که ته صف نشسته صدا میکند. پسره می آید و
مثل یک آدم رذل میگوید او را دیده که سنگ میزده است!
خدایا! این پسره دانشجوست؟
حضرات اینقدر ترسناک اند یا
دانشجوها اینقدر ترسو شده اند که برای خودشیرینی...
. . .
"بگو
من خرم!" با موبایل از بچه ها فیلم میگرفت. پسره هم بی معطلی گفت "من خرم!"
نمیدانستم اگر از من چنین چیزی بخواهد چه میکنم.
آیا از لگدها و شلاق زدنهایش
میترسم یا اینکه... بدبختانه قابل پیش بینی هم نبودند. آنچنان زهر چشمی از ما
گرفتند که هیچ شکنجه ای را از آنها بعید نمیدیدیم.
-"اسمت
چیه؟... بگو الاغ"
-"الاغ"
یاد حرفهای اون سرهنگه که می افتم
دلم میخواهد یک فصل کتکش بزنم. سر ما منت میذاشت که با رافت اسلامی باهامون
برخورد کرده.
-"چی
میخونی؟"
-"الهیات"
-"خفه
شو [...]! تو الهیات میفهمی؟" (خواننده گرامی! من حوصله ندارم هر جا که مشت و
لگد و باتوم میزدند بنویسم که چه گونه میزدند. خسته شدم. همانطور که آن لحظات
از این همه کتک خوردن و تحقیرشدن و بلاتکلیفی خسته شده بودم.)
. . .
-"سرش
خونریزی داره. همینطوری بمونه ممکنه بمیره!"
-"بذار
بمیره!"
. . .
شایع شده بود که چند نفری را کشته
اند. همه میپرسیدند از کشته ها چه خبر؟ میگفتم من خبر موثق ندارم. اما آنطور که
آنها حمله کردند هیچ بعید نیست چند نفری را هم...
. . .
-"شما
فکر کن برادر کوچیک خودت. پسر خودت. این اگه چشمش رو از دست بده یک عمر بدبخته.
یه پزشک ببریدش. چشمش چرک کرده." چشمش آنقدر سیاه شده و باد کرده بود که خود
گاردی ها بهش میگفتند "اونی که کوره!". ما نگرانش بودیم. خودش هم خیلی ساده بود.
-"بره
از همونهایی که تحریکش کردن کمک بخواد!"
. . .
خواننده گرامی خیال نکند به ما
خیلی هم بد میگذشت. پس از مدتی به نظم موجود (یا همان بی نظمی خودمان!) عادت
کردیم. انگار درستش هم همین بود. درستش همین بود که آن ها بازخواست کنند و ما
پاسخگو باشیم. آنها فرمان بدهند و ما مطیع باشیم. درستش همین بود که ما با
دستان بسته روی خاک و خل بشینیم و آقایان با پوتین واکس زده جلوی ما رژه بروند
و بر سر ما بکوبند. انگار از اول هم حق ما همین بود که کتک بخوریم و فحش بشنویم
و سرمان را پایین بگیریم. انگار تا آخرش هم همین¬طور بود: آن هنگام که فرشته
های نجات در حیاط "پلیس امنیت" برایمان نطق آزادی میکردند. آن هنگام هم طبق
عادت روی زمین، در صف و ستون منظم مینشستیم و سرمان را پایین میگرفتیم!
شنبه بعد از انتخابات- خ فاطمی- سه
راه کاج- نزدیک وزارت کشور- بعد از ظهر
جمعیت معترضین از غرب خیابان حجاب
به سمت وزارت کشور در حرکت هستند. سر سه راه کاج عده ای بسیجی که پرچم ایران و
عکس احمدی نژاد در دست دارند خیابان را سد کرده اند.
جمعیت معترض با فاصله صد متری آنها
کف خیابان مینشیند و آرام شعار میدهد.
ناگهان «الله اکبر» گویان راهرویی
در صف بسیجیها باز میشود و گاردیها با لباسهای سوسکی از پشت سر بسیجیها به سمت
جمعیت معترض حمله ور میشوند.
موتورسوارهای سوسکی هم پشت پیاده
ها می آیند و جمعیت معترض را میزنند و متفرق میکنند. عده ای از مردم در پیاده
روها و کنار خیابان مثل تماشاچیها ایستاده اند.
جمعیت معترض که به عقب رانده شده
بود ماشین آر دی یک آخوند را که از غرب به شرق فاطمی حرکت میکرد خرد و خمیر
میکند. ماشین آخوند از یکی از کوچه های قبل از سه راه کاج به سمت جنوب میرود و
از مهلکه میگریزد. لباس سوسکی ها موبایل یه پسره را ازش میگیرن.
پسره گریه میکند.
مادرش هم پیشش هست. میگوید موبایل
برای خودش نیست. خودش رو هم میخوان بگیرن. مردم پادرمیانی میکنند. یه درگیری
لفظی بین پلیسها و مردم پیش می آید. خانم چادری تسبیح به دست در حال عبور،
ذکرش شده لعن و نفرین به...
. . .
آن طرف زیرزمین داشتند کار
ساختمانی میکردند. سروصدا و گرد و خاکش نصیب ما بود. نور آفتاب را آن سمت
میدیدم. شاید هم نور چراغ بود.
حدس زدم صبح شده. یک کارتن آوردند
تویش ساندویچ نان و پنیر بود. میگفتند اضافه ی صبحانه بچه هاست که برایتان
آورده ایم.
بیچاره ها دلشان میخواست مهربان و
بامرام باشند اما راهش را بلد نبودند. نمیدانستند که درد ما نان و پنیر نیست.
. . .
"فکر
کردین فقط نظر شماها مهمه؟
یعنی اون کشاورزی که توی دهاته
رایش به درد نمیخوره؟
|