ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات شماره جدید

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

 

حقوق بشر

دانشجو

 

سرنگونی رژیم اسلامی، توسط خود و با دستان خود. مردم با سرنگون كردن كامل رژیم اسلامی، با مصادره داریی های ارگانهای سركوبگر، با انحلال ارتش و سپاه، با دستگیری سران رژیم، با بستن نهادهای تولید خرافه و جهالت، نه تنها از شر حاكمیت اسلامی خلاص خواهند شد، بلكه هر گونه سناریوی قومی و مذهبی و نظامی را بر سرنوشت خود غیر ممكن خواهند كرد.

برای این امر خطیر باید منشور سرنگونی رژیم اعلام شده از حزب ما، حزب حكمتیست را پرچم مبارزات خود علیه جمهوری اسلامی قرار داد.

دین و حقوق زنان

مژده پور محمودی

از ديدگاه معارف اسلامی، انسان(اعم از زن ومرد) جايگاهي بي‏بديل در نظام هستي دارد. آفريدگار گيتي، انسان را برهمه موجودات جهان برتري داده است و آن‏ها را مسخر او گردانيده است:

تكريم خداوند از اين نيز فراتر رفته و آدمي را به جانشيني خود در زمين برگزيده است پس انسان، در زمين، به نيابت از خداوند، پادشاهي مي‏كند، حكم مي‏ وجماد و نبات و حيوان، براي خدمت او بسيج شده اند . كدام پادشاه را سراغ داريد كه گستره سلطنتش، فرشتگان و آسمان‏ها را نيز در نورديده باشد و اين تعداد كارگزار، از موجودات مختلف، در خدمت تأمين نيازهاي او باشند ؟

اديان الهي، به ويژه اسلام، كه مباني معرفتي خاصی دارند، به گونه‏اي ، انسان وجهان هستي را تفسير مي‏كنند که در دفاع از حقوق زنان، الگويي كاملاٌ متفاوت ارائه مي‏كنند به ديگر بيان، از آن جا كه اديان الهي، تفسيرهاي مادي غرب از انسان و جهان هستي را برنمي تابند، الگوهاي برخاسته از آن را نيز در دفاع از حقوق زنان مردود مي‏شمارد. بر اين اساس، آن دسته از مسلماناني كه با وجود پذيرش اصول و مباني معرفت ديني، الگوهاي فمينيستي را در دفاع از حقوق زنان پذيرفته و ترويج مي‏كنند، به نوعي از خودبيگانگي و تضاد دچارند. به همين علت، براي آشنايي دقيق با نظام حقوق زن در اسلام، آگاهي از مباني معرفتي دين درباره جايگاه و منزلت انسان در منظومه هستي، ضروري و اجتناب ناپذير است. تنها در سايه چنين ادبياتي است كه گزاره‏هاي دستوري و حقوقي دين، در بحث زنان درك مي‏شود و هدفمندي و معنا داري يكايك قوانين موضوعه در نظام حقوقي اسلام، تفسير و تبيين مي‏گردد. ازاين رو، مقايسه رايج و موردي ميان حقوق و قوانين موضوعه اسلام و غرب، كارساز نبوده، به ابهام و پيچيدگي مباحث مي‏انجامد.

1. انسان و جانشيني خدا در زمين

بديهي است اين رويكرد، اسارت و ذلت انسان را تاب نمي آورد و با هر چيزي كه آدمي را از شأن و جايگاه جانشيني و پادشاهي به زير كشد و او را مسخر خود كند، مخالف است. فرق نمي كند كه انسان، اسير و تابع محض بعد حيواني و هواي نفس خود باشد يا به دست ديگر انسان‏ها به بند كشيده شودهر دو با سيادت بشر و جايگاه رفيع او در تعارض هستند. قرآن هدف اساسي رسالت انبياء(ع) را همين مي‏داند كه غل و زنجيرهاي هر گونه اسارت را از پاي انسان بازكنند و او را به جايگاه و منزلت اصلي خود بازگرداند  از همين جا مي‏توان تفاوت الگوي ديني در دفاع از حقوق زنان را با نمونه‏هاي غربي آن حدس زد.

دفاعيه‏هاي غربي، برمبناي اصل لذت جويي و نفي آخرت، ارتباط آزاد جنسي را حق مسلّم زنان دانسته و برگسترش روابط آزاد زن و مرد ـ حتي درسطح مدارس ـ اصرار مي‏ورزد اما رويكردي كه رسالت خود را پاسدراي از جايگاه بلند انسان و شرافت و كرامت او مي‏داند، روابط آزاد جنسي را، كه در نهايت، به تحقير زنان و شيء انگاري و نگاه ابزاري به آنان مي‏انجامد، برنمي تابد.

 

حقوق بشر ، دولتمردان و اسلام          

متفکران سياسي و ديني اروپا و آمريکا در وهله اول کوشيدند تا مفهوم جديد حقوق بشر را به عنوان بخشي از مبارزه خود براي حفاظت از افراد در برابر قدرتهاي رو به گسترش دولتها جا بيندازند و پيش ببرند. حال که الگوي اروپايي دولتها در سراسر جهان جا افتاده، مردم غيرغربي هم با نيازي مشابه براي محافظت در برابر قدرت مطلقه و سواستفاده از قدرت به دست حکومتها مواجه‌اند.

فعالان حقوق بشر کوشيده‌اند تا از طريق ملزم کردن کشورها تحت يک قانون بين‌المللي، به رعايت موازين حقوق بشر به آن شکلي بدهند که در قانون اساسي کشورهاي غربي مورد اشاره قرار گرفته و از اين طريق به اين موضوع بپردازند.اما چون در برابر اراده حکومتها هيچ سازوکار بين‌المللي قابل اعتمادي وجود ندارد که آنها را به رعايت استانداردهاي حقوق بشر ملزم کند، اين فعالان کماکان با اين مشکل روبرو هستند که چگونه حکومتها را به قبول و رعايت پيمانهاي حقوق بشر در چارچوب قلمروي حکومتي خود وادارند.

موثرترين و ماندگارترين راه براي اين کار است که حمايت مردم را نسبت به قبول موازين حقوق بشر جلب کنند. اما عامه مردم بايد بتوانند حقوق مطرح شده در چنين پيمانهاي را همساز با باورهاي ديني و موازين اخلاقي و اجتماعي خود بيابند و در آن صورت است که چنين پايگاهي مردمي ظهور خواهد کرد و در انجام رسالت خود موفق خواهد بود. آنانکه در آرزوي ايجاد يک زيربناي مردمي در جهان اسلام براي حمايت از حقوق بشر هستند، در مشروعيت بخشيدن به آرمانهاي خود با مشکلات ويژه‌اي روبرو مي‌شوند.

برخي عناصر ديني سنتي اسلام، درست همتاي بسياري ديگر از اديان بزرگ، با اصول کليدي حقوق بشر در مورد نفي تبعيض سازگاري آني ندارد. متفکران اسلامي ايدﺋﻮلوژي عميقأ توسعه يافته و برداشتهاي روشني از نيک و بد اجتماعي را، براي مثال چنانکه در شريعت اسلام مطرح شده، به ميراث برده‌اند و عمومأ عقيده بر اين است که اين برداشتها در زمره فرامين الهي و تغييرناپذيرند. افزون بر آن قدرتهاي غربي در گذشته از برداشتهاي غربي از حقوق بشر به عنوان بهانه‌اي براي مداخلات استعماري و سلطه بعد از استعماري بر جهان اسلام بهره برده‌اند. اين تجربه به نحو بنياديني زندگي در جوامع اسلامي را دچار تغيير و تحول کرده و مسلمانان را ناگزير ساخته است تا روابط خود را با مدرنيته، بر اساس چارچوبهايي که غرب تحميل مي‌کند، شکل بدهند. در نتيجه، بسياري بر اين عقيده‌اند که جنبش حقوق بشر به نوعي تثبيت‌کننده ارزشهاي غربي و نماد سلطه متداوم امپرياليسم سياسي و فرهنگي، بر جوامع اسلامي است.

 

قبلی

برگشت

بعدی