ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

حقوق بشر

دانشجو

 

بوش دروغ میگویند. این داستان برای این خوب است که آنرا چماقی بکنید و بر سر دولت بوش بکوبید که چرا یک فرصت تاریخی برای حل مسائل بین دو کشور را از دست داد.هنگامیکه در سال 2006  تریتا پارسی این سند را در اختیار خبرنگاران قرار داد، از وی سوال شد که چرا سه سال سکوت کرده و زودتر آنرا علنی نکرده است. وی در پاسخ گفت که چون اکنون صحبت از اتخاذ سیاست های تند علیه حکومت ایران میرود من میخواهم نشان دهم که رژیم ایران اهل مصالحه است و میشود با آن کنار آمد و احتیاجی به سیاست های تند نیست.

در حقیقت، سفیر سوئیس به درخواست صادق خرازی، نزد باب نی و تریتا پارسی، افراد مورد اعتماد رژیم رفت و از آنان خواست که شخصا مسئولیت ارسال پیشنهاد رژیم به کاخ سفید را بعهده گیرند. تا بدین ترتیب، دولت آمریکا و سیاستمداران این کشور بدانند که این دو نفر بعنوان شاهد داستان در جریان امور هستند و هروقت که دولت آمریکا در صدد تغییر سیاست در مقابل رژیم باشد، این دوستان رژیم میتوانند با استفاده تبلیغاتی از "معامله بزرگ" افکار عمومی را علیه دولت بوش بسیج کنند. این اتفاق در سال 2006 با ارسال پرونده هسته ای رژیم به شورای امنیت سازمان ملل بوقوع پیوست و از آنزمان تا کنون، لابی رژیم در آمریکا، کارزار بزرگ تبلیغاتی خود را شروع کرده است.

"معامله بزرگ" و "گزارش اطلاعاتی آمریکا"

چه رابطه ای بین "معامله بزرگ" که 4 سال قبل اتفاق افتاده با شرائط کنونی وجود دارد و چرا لابی رژیم تا این میزان روی آن تبلیغ میکند؟ همانطور که در مقاله "گزارش اطلاعاتی آمریکا، شاخه زیتون یا اسب تروا" بحث شد، در شرائط کنونی، با فروکش کردن احتمال جنگ، فضای سیاسی برای گفتگو و حل مسائل بین رژیم با غرب بخصوص در زمینه اتمی فراهم شده و بقول بسیاری از کارشناسان، آمریکا ظاهرآ شاخه زیتونی به سوی ملایان دراز کرده است. ازاینرو، توپ در زمین حکومت ایران است تا با برداشتن گام های واقعی و عملی و حل مسائل خویش با جامعه بین المللی، از این فرصت نوظهور بخوبی استفاده کند.

بسیاری از رهبران رژیم، این فرصت بزرگ و در ضمن این گردنه خطرناک را بخوبی درک میکنند و به باند خامنه ای و احمدی نژاد اخطار میکنند که اگر این فرصت را از دست دهند، راه برای اجماع جهانی و فشار بیشتر به رژیم و در نهایت در خطر قرار گرفتن کل نظام باز میشود. محمد حسین عادلی، رئیس سابق بانک مرکزی و سفیر سابق رژیم در لندن و یکی از باتجربه ترین کارگزاران این حکومت می نویسد: (امروز، 19 دیماه 1386) بايد دانست که کنار رفتن ابرهاى تيره و مساعد شدن فضا ديرزمانى نخواهد پاييد و دشمنان ايران با توسل به انواع وسايل خواهند کوشيد بار ديگر تصویری نامناسب از کشورمان ارائه دهند. کسى نمى‌داند که چندى ديگر زمانى که مجددا براى قطعنامه سوم تحريم اقتصادى فضاى تبليغاتى اوج مى‌گيرد، وضع چگونه است. بنابراین باید در فرصت کوتاه به‌دست آمده براى نماياندن هر چه بيشتر حقانيت نيات و عملکرد کشورمان بهره گرفت.

در اين ميان،‌ ایران می تواند بدون توجه به نتیجه کار، آمادگی خود را براى مذاکره بى قید و شرط با آمریکا در باره همه مسائل فیمابین اعلام کند. این موضع، گرچه گهگاه از سوى برخی مقامات و سخنگویان کشورمان اعلام شده، ولی لازم است با صدايى رساتر و در سطوحى بالاتر اعلام شود تا بتواند موج مناسب و اثرگذار را در سطح بین‌المللی ايجاد کند. درک درست از شرایط موجود و آینده‌نگری واقع‌گرایانه می‌تواند ما را به اتخاذ رویکردی مناسب رهنمون شود. تحلیل‌گران کشورمان همواره‌ نگران فرصت‌سوزی‌ها بوده‌اند. اين بار بايد با تدبير، فرصت‌ها را ساخت.آنطور که از اظهارات بالا پیداست، رژیم ایران باید بسوی حل تخاصمات خود با جامعه بین المللی حرکت کند. به گفته عادلی، یکی از مشخصه های این سیاست جدید باید بهبود روابط با آمریکا باشد. آیا رژیم ایران به سوی گفتگو و حل مسائل خود با آمریکا حرکت میکند و قادر به انجام این چرخش کیفی در سیاست خارجی خویش است؟  مهدی تاجیک، یکی از روزنامه نگاران با تجربه رژیم، در پاسخ به اظهارات خوش بینانه بسیاری از محافل طرفدار رژیم ایران که سال جدید میلادی را سال آب شدن یخ های بین ایران و آمریکا اعلام کرده اند، در مقاله ای تحت عنوان "انتظار معجزه نداشته باشید" در روزنامه اعتماد 13 دیماه می نویسد:تحلیل گران واقع گرا، انتظاری برای وقوع معجزه در روابط ایران و آمریکا در سال 2008 ندارند و موانع موجود بر سر برقراری روابط بین دو کشور نیز گواهی میدهد که نباید انتظار وقوع معجزه ای ازاین دست را داشت. شاید واقع بینانه تر این باشد که امیدوار باشیم که تنش های میان دو کشور، ازآن چیزی که هست بالاتر نرود. دست کم برای چنین امیدی، قرائنی وجوددارد.

موانع موجود بر سر عادی سازی روابط دو کشور چیست که رژیم از حل آن عاجز است؟ احمد زید آبادی، تحلیل گر بی بی سی در این زمینه میگوید: (بی بی سی، 24 دسامبر 2007)

در مجموع چنین به نظر می رسد که تمایل دولت آمریکا به حل اختلاف های خود با ایران از طریقی غیر از توسل به زور و علاقه دولت ایران به کاهش تشنج در روابط خود با ایالات متحده در ماههای مشرف به انتخابات مجلس، زمینه ای برای تعامل بیشتر بین طرفین ایجاد کند. اگر چنین تعاملی شکل گیرد، فرصتی تاریخی برای رفع خصومت بین ایران و آمریکا ظهور خواهد کرد، هر چند که حرکت در این مسیر برای نظام جمهوری اسلامی تا حد تن دادن به یک استحاله بنیادین هزینه بر خواهد بود، از همین رو، کار سهل و آسانی به نظر نمی رسد.محسن امین زاده، معاون وزیر خارجه دولت خاتمی گفته بود که برای جناح خامنه ای، رابطه با آمریکا و عادی سازی روابط، خطری بالقوه محسوب میشود که ازآن دوری میجویند:(جناح حاکم)  تصور می کند که گشايش در روابط با آمريکا باعث آسيب پذيری بيشتر کشور می شود و لذا از هر راه حلی در جهت کاهش تنش گريزان است. به همين دليل اين طرز تفکر از تشديد تنش با آمريکا خشنود می شود و برقراری ارتباط با آمريکا را تحت هر شرايطی برای کشور خطرناک می داند.اظهارات فوق را امین زاده نزدیک به دو سال پیش بیان داشته بود ولی میتوان هم امروز، بازتاب این ترس و وحشت را در موضعگیری کنونی خامنه ای مشاهده نمود که هفته گذشته بر زبان رانده است: (15 دیماه 1386)قطع رابطه با آمريكا از سياستهاي اساسي ماست البته ما هيچ گاه نگفته ايم اين رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرايط دولت آمريكا به گونه اي است كه ايجاد اين رابطه، اكنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمي كنيم اولاً اين رابطه خطر آمريكا را كاهش نمي دهد چرا كه آمريكا در حالي به عراق حمله كرد كه با آن كشور رابطه سياسي داشت ثانياً ايجاد رابطه، امكان نفوذ آمريكاييها و زمينه رفت و آمد مأموران اطلاعاتي و جاسوسي آنها در ايران را فراهم مي سازد به همين علت برخلاف ادعاي برخي افراد پرگو، رابطه با آمريكا در حال حاضر براي ملت ايران نفعي ندارد

بطور خلاصه میتوان گفت که در فقدان یک سیاست جدی برای حل مسائل بین ایران و آمریکا، لابی رژیم تبلیغات خود روی یک سناریو لورفته و داستان غیرواقعی بنام "معامله بزرگ" را افزایش داده است. تکیه روزافزون روی این واقعه برای کوبیدن طرف آمریکایی، خود نشانی از عدم خواست سیاسی برای تشنج زدائی بین دو کشور است.

در سال 2003، و پس از 18 ماه مذاکرات پشت پرده، رژیم ایران در مقابل یک انتخاب واقعی قرار گرفت تا مشکلات خویش با ایالات متحده را حل نماید. حاکمان ایران و در رأس آن خامنه ای به دلیل ماهیت ضد تاریخی و ضد ایرانی خود به این راه حل پشت کردند و برای گریز از عواقب سیاسی آن، به یک سیاه بازی و تاکتیک سیاسی بنام "معامله بزرگ" روی آوردند. اکنون نیز بنظر میرسد که همان سیاست وقت کشی و فریب افکار عمومی توسط رژیم و شبکه لابی اش در سطحی وسیعتر تکرار میشود.*نسخه انگلیسی این مقاله اخیرآ در برخی نشریات آمریکائی به چاپ رسیده است 1

* برای مشاهده مجموعه مقالات و گزارشات در مورد شبکه لابی رژیم، میتوانید به آدرس سایت زیر مراجعه نمائید: http://www.iranianlobby.com/

عليرغم طولاني بودن متن زير به دوستان توصيه ميشود آن را به دقت بخوانند تا علاوه بر نكات مهم سياسي خيالشان راحت شود كه ما در هر صورت با غرب توافق خواهيم كرد:

منبع://www.fardanews.com/shownews.php?id=17011

 
 

قبلی

برگشت

بعدی