ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

[بیانیه باهماد آزادگان] درباره قتل کسروی(نشریۀ ایران ما)

این بیانیه پریروز از طرف جمعیت آزادگان منتشر شد:

هموطنان گول نخورید

ای تودۀ ایران، ای کارگران، ای کم سوادان، ای برزگران، ای دکانداران و ای همۀ مردم ایران، به همۀ شما خطاب می کنیم و از شما می خواهیم بی آنکه در تحت تأثیر هو و جنجال مزدوران ارتجاع و عمال خائنین به کشور یعنی جانیان و جنایتکاران قرار بگیرید، حرفهای ما را بشنوید و نوشته های ما را بخوانید. گفتۀ ما را با گفتۀ آنها مقایسه کنید و ببینید ما چه می گوییم و آنها چه می گویند. آیا بوی راستی از کدام حرف می شنوید؟

ما به خوبی اطلاع داریم که یک دسته معدودی که از منابع خاص و معینی کمک و پشتیبانی می شوند و پولهای گزافی می گیرند، دست به هم داده، نقشۀ جنایتکارانه خود را که یکبار دست زدند و موفق نشدند، دنبال کردند و در بار دوم، کاری را که می خواستند به زیان کشور انجام دهند، انجام دادند. کسروی را کشتند و هیاهو به راه انداختند که او قرآن سوزانیده، با اسلام دشمنی کرده و یا گفتند بهائی است.

با این هیاهو و جنجالها، بسیاری از مردم ناآگاه را به اشتباه انداختند و گمان کرده اند که راستی کسروی را برای مخالفت با اسلام کشته اند و یا اینان درد دین دارند. برای اینکه شما خوب و بیطرف قضاوت کنید، کمی حوصله کنید؛ به محض اینکه یک هوچی اگر هم با ریش و عمامه باشد، سخنانی گفت، نپذیرید، خودتان درصدد تحقیق برآیید، ببینید راستی اینها که به این گونه کارها دست زده اند، چگونه کسانیند؟

آیا دین را دکان خود نکرده اند؟

آیا اگر پولهای مفت در کار نباشد، حاضرند در راه دین قدمی بردارند؟ اگر یک عده مردم خوش باور فریبشان را نخورند، حاضرند خود را به خری بزنند و خرافات را به نام دین در مغز مردم جای دهند؟

خدا می داند و اگر شما هم اندکی دقت کنید و جرئت داشته باشید، می فهمید و می دانید که اینها جز عوام فریبی کاری ندارند. دین را بهانه کرده و به دلخواه مردم عامی، هرچه آنها بپسندند می گویند و آنها را وادار می کنند همینطور در نادانی و بیخبری و بیسوادی بمانند، تا هر دروغ و مهملی گفتند، مردم، نسنجیده قبول کنند و از دسترنج خود که باید خرج خانه و زندگی خود کنند گرفته به این مفتخوران بدهند. اینست علت طرفداری آنها از دین! اگر اینها با کسروی دشمنی کردند و بالاخره او را کشتند، این نیست که واقعا کسروی بی دین و اینها دیندار بوده اند. نه کسروی دشمن اسلام و نه اینها دلسوز به اسلامند. اگر راستش را بخواهید، کسروی می گفت اسلام حقیقی غیر از اینست که شما می گوئید! شما اسلام را از معنی اصلی خود بیرون برده اید.

دین را باید به معنی حقیقی خودش گرفت و بکار برد.

دین مال خداست نه سرمایه دکان آخوندها.

 آخوندها نباید سربار مردم باشند. آنها باید بروند کار کنند.

مفتخواری به هر اسمی که باشد گناه است.

این حرفها و مانند اینها آتش به دل آخوندها زد.

سیاست پلیدی نیز که کار اساسی کسروی را نجات دهندۀ ایران می دید، به اینها کمک کرد.

بالاخره سود خود را در این دیدند که بکوشند و کسروی را در میان عوام به بیدینی و قرآن سوزانی بدنام و متهم کنند و یک مشت عامی و چاقوکش که از دین تنها صلوات بلند فرستادن و به حضرت عباس قسم خوردن را یاد گرفته اند و در تاریکی جهالت هستند بفریبند و آنان را به کشتن کسروی وادارند.

اگر حقیقت واقع را بخواهید، خلاصه اش همین است که برای شما گفتیم.خدا می داند و کتابهای او نیز حاضر است که او در همه جا به اسلام احترام گذاشته و نه تنها قرآن را نسوزانده، بلکه همه جا با احترام از آن نام برده. اینها همه دروغ است.

او و همراهانش از همۀ این مدعیان مسلمانی، دیندارترند.

شما به زودی خواهید فهمید که همۀ این هیاهو برای کشتن کسروی و پامال کردن خون او، بالاخره برای رسانیدن ضرر بزرگی به این مملکت بوده است.

 اگر می خواهید بروید کتابهای کسروی را به دست آورید و بخوانید یا بروید از اشخاص بیغرض مطلع بپرسید تا به شما بفهمانند که این هیاهو و جنجال که به اسم اسلام، راه انداخته اند از کجا سرچشمه گرفته و برای چه مقاصد سوئی است! آنوقت در تحت تأثیر هوچیگریهای یک عده مزدور بیگانه پرست قرار نخواهید گرفت و به کسانی که بر ضرر مملکت کار می کنند، همراهی نخواهید نمود.

ای هم میهنان، همراهان کسروی برای سعادت و نجات این کشور، بهترین و عالیترین اندیشه و راه راستی را دنبال کرده و می کنند و از هیچگونه فداکاری باک ندارند و می توانند خود سزای دشمنان خود را بدهند. اما فرقی که ما با آخوندان و عامیان داریم این است که ما موقعیت باریک کشور و مصالح عالیه میهن خود را فراموش نمی کنیم و می دانیم دستهای پلید خواهان است که ما را آلت اجرای مقاصد شوم خود کند. از این جهت، متانت و بردباری را پیشه ساخته، از راه قانونی سعی می کنیم جنایتکاران به کیفر خود برسند.

شما ای هم میهنان بیغرض، ای کارگران و زحمت کشان، ای کاسبها، ای زارعها، گول نخورید، غافل نشوید، بترسید و بپرهیزید از اینکه آلت دست یک مشت مفتخواران شکم پرست شده، بر ضرر برادران و هم میهنان آزادیخواه و روشنفکران خودتان که به صلاح و سعادت شما می کوشند، کاری انجام دهید و بعد پشیمان شوید.

دو روز پیش، ورقۀ بلندبالایی به امضاهای جعلی که هر آدم کم اطلاعی می توانست جعلی بودن امضاهایش را بفهمد، از طرف همین هوچیان در شهر پراکنده شده بود.

تقاضا کرده بودند کتابهای کسروی جمع آوری شود و چاپخانۀ آزادگان را توقیف کنند. آخر شما کلاه خود را قاضی کنید ببینید معنی این حرف چه می شود؟

غیر از اینست که صاف و ساده با پررویی می گویند نگذارید حرفهای حساب کسروی و همراهانش به گوش مردم برسد.

اینها می خواهند همه مثل مردمان عامی و بیسواد، چشم و گوش و زبان بسته باشند و در برابر مزخرفات آنها یک کلمه گفته نشود، زیرا می دانند رسوا خواهند شد.

کسروی را هم که کشتند برای همین بود که نتوانستند جواب حرفهای حساب او را بدهند. این بهترین دلیل عجز و بیچارگی آنهاست.

پس از کشته شدن او گمان می کردند دیگر از کسی آواز بیرون نخواهد آمد ولی چون دیدند از سوی همراهان کسروی بیانیه هایی منتشر شده، به این هوچیگری دست زده اند.

از آقای قوام نخست وزیر درخواست کرده اند کتابها را جمع کند، چاپخانۀ ما را ببندد، راستی خجالت نمی کشند؟

چه تقاضای بیجایی، چه توقع بی معنی! اینها نتیجۀ پررویی و بی اطلاعیست. آنها گمان کرده اند قتل کسروی با همین هیاهو از میان می رود. آواز کسروی که به دانشمندی در جهان شناخته شده بود، به همه جای جهان خواهد رسید و آزادگان که نه تنها در ایران بلکه بیرون از ایران هم هستند، خاموش نخواهند نشست و اگر دولت بخواهد از اجرای قانون و کیفر جنایتکاران کوتاهی کند، نخواهند گذاشت و یا راهی دیگر در پیش خواهند گرفت.          

جمعیت آزادگان

حس مسئولیت در گرو استقلال و آزادی عمل است

وحید رشادی

بزرگترین کمبود ملل تحت ستم، جدا افتادن اوست از تاریخ و هر نوع شرکت آزادانه اجتماعی. ملتی که خق تعیین شرنوشت خود را نداشته باشد، از اتخاذ تصمیم در مورد سرنوشت جهان و سرنوشت خویش و عهده دار شدن مسئولیت های تاریخی کاملا محروم است. خواهش می کنم به معنای واقعی عبارت فوق دقت کنید: "حقّ تعیین سرنوشت". این که یک نفر حق داشته باشد تا سرنوشت خود را تعیین کند، امری است خطیر، زیرا چنین فردی باید برای تعیین سرنوشت

قبلی

برگشت

بعدی