او را نه مرگ، که دستی آشنا از خانه تا گور بدرقه کرد. زنی که تمام رؤیاهایش را لای چینهای روسری، در صدای خندهی کودکش، و در امیدِ فردایی آرام پنهان کرده بود، به جرمِ زن بودن خاموش شد. نویسنده خانم مهرسا عباسی
Category: دلنوشته
آگوست 03
دلنوشته کنون برای مردم وطنم ایران
جمهوری اسلامی، با دستگاه عظیم دروغ پردازی و تبلیغاتش، پس از ۴۷ سال جنایت علیه ملت و میهن ما، بار دیگر پشت نام «ایران» سنگر گرفته است. نویسنده آقای منصور کفیلی منبع : وبلاگ من آزاده ام
مه 12
دوگانگی
گیر افتادهام…میانِ روشناییای که مبهوت میکند نویسنده: خانم سپیده حسینی صابر منبع: وبلاگ هنر اعتراضی من
آوریل 26
دلنوشته و نقاشی «رقص گور»
آوریل 23
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد…
در سه ماه گذشته، در پی سرکوب شدید اعتراضات داخلی در ایران و سپس با آغاز جنگ در منطقه، دسترسی ساکنان ایران به اینترنت توسط حکومت جمهوریاسلامی بهشدت محدود و در مقاطعی عملاً قطع شده است. نویسنده: خانم ملیکا نوری وفا منبع: وبلاگ حقوق زنان
آوریل 23
تن زخمی وطنم…
جنگ که شروع میشود، فقط صدا نیست… فقط انفجار نیست… نویسنده: خانم سپیده حسینی صابر منبع:وبلاگ هنر اعتراضی من
آوریل 16
کودکی که از قابها عبور میکند؛ سوگواریِ خاموشِ حقِ حیات
این دیوار، دیوارِ عکس نیست؛ دیوارِ سکوتِ شکسته است. قابها ردیف شدهاند، اما آنچه به صف درآمده، غیبتِ کودکیست که دیگر به مدرسه نمیرسد، به بازی نمیرسد، به آینده نمیرسد. هر قاب، شهادتی بیصداست علیه عادیسازیِ مرگ، علیه فراموشیِ حقِ بنیادینِ حیات. نویسنده: خانم مهرسا عباسی منبع : وبلاگ روایت حق
آوریل 05
شهامت عذر خواهی داری
خودت را میبخشی آقای مجری؟ شهامت عذرخواهی داری؟ دل نوشته من برای مجری تلویزیون ایران نویسنده: آقای منصور کفیلی منبع: من آزاده ام
آوریل 04
دلنوشته وطن
وطن، یعنی همین خاک که این روزها زیر گامهای لرزانِ ترس و گامهای استوارِ اعتراض، بیصدا درد میکشد. ایرانِ من، اینبار سقفِ خانههایت نه از باران، که از هراسِ موشک و بمباران خیس است. چقدر سهمِ یک سرزمین میتواند اضطراب باشد؟ یک روز در جبهههای جنگ و یک روز در کوچههایی که نامشان با فریادِ …








