هشدار فعالان داخلی درباره خطری که ایران را تهدید می‌کند



اعتراض‌های مردم خوزستان به بحران بی آبی و ناکارآمدی حکومت اسلامی، اکنون به دیگر شهرها و مناطق کشور از جمله ایذه و دزفول سرایت کرده و موجی از همبستگی ملی از سوی کارگران و معلمان و اصناف و اتحادیه‌های مستقل را برانگیخته است.

به گزارش هرانا، کانون صنفی معلمان تهران با انتشار بیانیه ای ضمن اعتراض به سرکوب شهروندان معترض در استان خوزستان، بی‌کفایتی مسئولان و تصمیم گیران ارشد و سال‌ها سیاست‌ گذاری‌های مرکز محور و غلط در حوزه های آب، خاک و محیط زیست را عامل اصلی فقر روزافزون و اعتراض مردم این استان عنوان کرد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: “کانون صنفی معلمان تهران از مطالبات مشروع مردم خوزستان حمایت کرده و به حاکمیت هشدار می دهد که با ادامه سرکوب و کشتار مردم بی‌دفاع و لجاجت بر ادامه سیاست ‌های غلط گذشته، بیش از پیش، مشروعیت خود را در پیشگاه ملت ایران از دست خواهد داد و بی شک مسئولیت خون‌های ریخته شده و فلاکت امروز مردم ایران متوجه سردمداران و تصمیم گیران اصلی نظام ج.ا است.”

امروز همچنین بیش از ۳۳۰ تن از سینماگران، نویسندگان و فعالان فرهنگی و هنری طی بیانیه‌ای با هم‌میهنان خوزستانی اعلام همبستگی کرده‌اند.

مسعود کیمیایی، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، عبدالرضا کاهانی، بهمن قبادی، محمد شیروانی، مهناز محمدی، مصطفی آل‌احمد، علی مصفا، بهتاش صناعی‌ها، مریم مقدم، حمید پورآذری، عزیزالله حمیدنژاد، حمید نعمت‌الله، نگار جواهریان و مهتاب کرامتی تعدادی از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

محمد رسول اف، کارگردان سینما در حساب شخصی خود از صدور این بیانیه کوتاه خبر داده و آن را منتشر کرده است: «ما با هم‌میهنان خوزستانی، به جان آمده از ظلم و خشونت و تبعیض، همبسته‌ایم. دزدسالارانی که با غارت‌گری به محیط زیست و منابع و فرهنگ ایرانیان تاخته‌اند، شایسته مسئولیت نیستند و تداوم این وضعیت، موجب نابودی ایران خواهد شد.»

قاسم شعله‌سعدی، حقوقدان و نمایندۀ پیشین مجلس شورای اسلامی نیز در گفتگو با رادیو بین‌المللی فرانسه اعتراض‌های جاری در خوزستان و دیگر مناطق کشور را مرحلۀ تازه ای از مبارزات موفقیت آمیز مردم ایران برای گذار به یک دموکراسی سکولار در کشور ارزیابی کرده و گفته است که در برابر این قیام برگشت ناپذیر سرکوب دیگر بی اثر است و شخص رهبر جمهوری اسلامی دو راه بیشتر پیش رو ندارد : انتقال قدرت از طریق مصالحه یا از طریق محاکمه.

فرانک چالاک، فعال سیاسی در ایران هم در گفتگو با رادیو بین‌المللی فرانسه گفته است:

“بحران بی آبی تنها یکی از مشکلات عدیدۀ ساختاری در ایران است که در کنار سایر بحران‌ها یک نارضایتی گسترده را در کل کشور به وجود آورده است. تردیدی نیست که بحران بی آبی خوزستان دیر یا زود به دیگر مناطق کشور سرایت خواهد کرد، اگر تاکنون نکرده باشد.

بحران بی آبی در تحلیل نهایی بیلان یک حاکمیت ناکارآمد و غیرمسئول است که حاضر نیست مسئولیت هیچیک از خطاهای خود را بپذیرد. بدتر حتی : به جای پذیرش خطاها، مشکلات و بحران‌ها، حاکمیت ایران دائماً یا در حال انکار آنها است یا در بهترین حالت آنها را به تحریم‌های آمریکا و بهانه‌های مشابه نسبت می دهد، هر چند سال‌هاست که متخصصان متعهد در این کشور نسبت به وجود بحران‌ها و پی آمدهای سنگین آنها هشدار داده اند.

اکنون ابعاد فاجعه بی آبی یا بحران آب در خوزستان و دیگر مناطق کشور آنقدر عمیق شده که دیگر هیچ راه حل فوری برای آن قابل تصور نیست و حتی اگر فرض کنیم چنین راه حلی وجود می‌داشت به کارگیری آن از عهده این حکومت خارج است. این حکومت در بهترین حالت قادر است یکی دو روز سدها را بازکند تا آب آشامیدنی مردم برای چند روزی تأمین شود و اعتراض‌ها کاهش یابد…

برای حل واقعی بحران‌ها جمهوری اسلامی باید عاقبت اعتراض های مردم را به رسمیت بشمارد و بپذیرد که مردم مطالباتی دارند. باید بگذارد مردم حرف شان را بزنند. جواب اعتراض مسالمت آمیز مردم خوزستان گلوله و سرکوب نیست. سرکوب باعث تسری هر چه سریعتر اعتراض‌ها به دیگر شهرها و مناطق کشور می‌شود.

در این بین، اما، اصلاح طلبانی که همچنان خواستار استمرار وضع موجود هستند و در همین انتخابات اخیر می خواستند باصطلاح “صدای بی قدرت ها” باشند و به این بهانه آنان را پای صندوق های رأی بکشانند، اکنون صدایی از خود آنان شنیده نمی شود، در حالی که همان “بی قدرت ها” به صورت مسالمت آمیز به میدان آمده اند.

بی دلیل نیست که مردم اعتماد خود را به اینان که سه درصد آرا را در همان “انتخابات” به دست آوردند، از دست داده‌اند و خود به مرجع اصلی رویدادها تبدیل شده اند : مردم خودشان به تنهایی راه خود را یافته‌اند و از بسیاری از سیاسیون بمراتب جلوتر افتاده‌اند.

در هر حال، اگر حاکمیت تصمیم بگیرد که به مطالبات مردم پاسخ شایسته بدهد، در بادی امر باید یک جراحی بزرگ در درون خود انجام بدهد. در غیر این صورت بعد از فروپاشی اقتصادی و اجتماعی که عملاً روی داده، به زودی نوبت به یک فروپاشی سریع قدرت خواهد رسید.

آقای عراقچی چه پاسخی دارید!

صادق زیباکلام استاد دانشگاه که معمولا در مورد هر رویدادی در ایران به اظهارنظر می پردازد این روزها در سکوت بسر می‌برد. با توجه به شرایط وخیم و خطیر استان خوزستان این سکوت زیباکلام برای بسیاری سوال ایجاد کرده است.

این استاد دانشگاه توضیح داده است که چرا این روزها در مورد خوزستان سکوت کرده است: «دوستان میگن راجع به خوزستان چیزی نمیگی؟ هشت سال پیش قبل از مذاکرات هسته‌ای از جناب دکتر عراقچی پرسیدم‌ اگر سالها بعد نوه‌تان از شما بپرسد که پدربزرگ آنهمه هزینه هنگفت که خرج هسته‌ای بیفایده شد، اگر بروی آب مملکت سرمایه‌گذاری شده بود، مردم ‌امروز خوشبخت‌‌تر نمی‌بودند، چه پاسخی به او می‌دادید؟»

%d bloggers like this: