نویسنده: عطیه کلاتی فریمان
منبع: وبلاگ آوای برابر
صدور حکم اعدام برای علی زارعی دوزدرهسی، جوان ۲۷ ساله و از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات ۱۴۰۱، بار دیگر ماهیت
فریبکارانه وعدههای حکومتی را آشکار ساخت. این سندِ عریانِ جنایت نشان میدهد ادعاهای تکراری و نمادین مقامات حاکمیت از جمله رییس جمهوری مبنی بر امنیت ایرانیان خارج از کشور و نبود مانع برای بازگشت آنان، تلهای بیش برای به بند کشیدن و گرفتن انتقام قضایی از معترضان نیست. علی زارعی که پیشتر نور یک چشم خود را در جریان سرکوب خیابانی با شلیک گلولههای ساچمهای فدا کرده بود، پس از بازگشت به کشور دستگیر و در بیدادگاهی فرمایشی (شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب) به اتهام واهی افساد فیالارض به اعدام محکوم شد تا در زندان قزلحصار کرج در خطر جدی سلب حیات قرار گیرد. این فاجعه اثبات میکند که استبداد نه تنها به هیچیک از وعدههای امنیتی و ادعاهای اصلاحی خود پایبند نیست، بلکه دادخواهی و پیکر زخمی معترضان را خطری برای بقای خود دانسته و ابزاری جز طناب دار برای پاسخ به مطالبات مردم ندارد. علی زارعی نباید در تاریکی سلولها تنها بماند و پرونده علی زارعی تصویر تمامقد فریب و قساوتی است که سیستم قضایی سرکوبگر در پیش گرفته است؛ جوانی که یک بار نور دیدگانش را قربانی خشونت خیابانی کردند و اکنون با صدور حکم مرگ، قصد دارند حیات او را به کلی نابود سازند. تکرار ادعاهای میانتهی و وعدههای دروغین مبنی بر امنیت بازگشت، تنها ابزاری برای کشاندن آزادیخواهان به دامگاه استبداد است و پرونده این پروندهسازیهای مجدد، ماهیت واقعی رفتارهای نمایشی حاکمیت را افشا میسازد. علی زارعی و تمام معترضانی که در سلولهای انفرادی و در سکوت خبری زیر سایه طناب دار قرار گرفتهاند، نباید قربانی عادیسازی جنایت و بیتفاوت شدن افکار عمومی شوند. هر روز سکوت در برابر این بیداد، راه را برای برپایی چوبههای دار بیشتر باز میکند و تنها راه شکستن این چرخه خشونت، طنینانداز کردن بیوقفه نام و صدای این جانهای در خطر در تمام محافل داخلی و بینالمللی است. ایستادگی در برابر این احکام ظالمانه و افشای فریبکاریهای حکومتی، وظیفهای ملی و انسانی است تا مانع از پرپر شدن جوانی دیگر در تاریکی زندانها شویم.فریاد بیداری یک ملت باید صدا و پناه جانِ او و تمام قربانیان سیستماتیک سرکوب باشد.