جنگ ایران و عراق؛ از آغاز حمله عراق تا پذیرش قطعنامه ۵۹۸

نویسنده: مریم کاظمی

منبع : وبلاگ زن آزاده ام

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ یکی از مهم‌ترین تاریخ‌های سیاسی و نظامی ایران معاصر است. در این روز، عراق به رهبری صدام حسین حمله گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرد و جنگی شکل گرفت که نزدیک به هشت سال ادامه یافت.

 

این جنگ علاوه بر تلفات انسانی و خسارات اقتصادی گسترده، تأثیر عمیقی بر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، جامعه ایران و سیاست خارجی کشور گذاشت.

 

جنگ ایران و عراق نتیجه یک عامل واحد نبود. اختلافات مرزی، رقابت منطقه‌ای، شرایط ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست‌های جمهوری اسلامی، جاه‌طلبی‌های صدام حسین و حمایت قدرت‌های خارجی از عراق همگی در شکل‌گیری و ادامه جنگ نقش داشتند. بنابراین برای بررسی این جنگ باید هم علت حمله عراق و هم تصمیمات دو طرف در طول جنگ را در نظر گرفت.

 

زمینه‌های جنگ

 

اختلاف ایران و عراق پیش از انقلاب اسلامی نیز وجود داشت. یکی از مهم‌ترین مسائل، اختلاف بر سر مرز آبی دو کشور در اروندرود یا شط‌العرب بود. در سال ۱۳۵۴، ایران و عراق با میانجیگری الجزایر به توافقی دست یافتند که بر اساس آن مرز در بخش‌هایی از رودخانه بر مبنای خط تالوگ تعیین شد.

 

اما پس از انقلاب اسلامی، روابط دو کشور به‌شدت متشنج شد. جمهوری اسلامی سیاست خارجی انقلابی و ایدئولوژیکی در پیش گرفت و حکومت بعث عراق را نظامی سرکوبگر و دشمن انقلاب می‌دانست. از طرف دیگر، صدام حسین از گسترش نفوذ انقلاب اسلامی، به‌ویژه در میان شیعیان عراق، نگران بود و ایران را به دخالت در امور داخلی عراق متهم می‌کرد.

 

در نتیجه، اختلافات مرزی قدیمی با رقابت سیاسی و ایدئولوژیک جدید ترکیب شد.

 

چرا عراق حمله کرد؟

 

در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، برابر با ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق حمله گسترده خود را آغاز کرد. ارتش عراق ابتدا اهداف نظامی و فرودگاه‌های ایران را بمباران کرد و سپس نیروهای زمینی از چند محور وارد خاک ایران شدند.

 

صدام حسین چند هدف را دنبال می‌کرد: تغییر شرایط مرزی و افزایش نفوذ عراق در اروندرود، استفاده از ضعف نظامی و سیاسی ایران پس از انقلاب، دستیابی به موقعیت بهتر منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی.

 

صدام تصور می‌کرد ارتش ایران به دلیل تحولات پس از انقلاب ضعیف شده و جنگ می‌تواند در مدت کوتاهی به پایان برسد. اما این محاسبه اشتباه بود. مقاومت نیروهای ایرانی و مردم شهرهای مرزی باعث شد عراق نتواند به پیروزی سریع دست پیدا کند.

 

بنابراین، اگرچه پیش از جنگ میان دو کشور تنش‌های شدیدی وجود داشت و سیاست‌های هر دو حکومت در تشدید این تنش‌ها مؤثر بود، آغازگر حمله گسترده نظامی عراق بود.

 

وضعیت ایران پس از حمله

 

در ماه‌های نخست جنگ، عراق توانست بخش‌هایی از خاک ایران را اشغال کند. خرمشهر پس از مقاومت شدید سقوط کرد و آبادان نیز در معرض محاصره قرار گرفت.

 

اما به‌تدریج وضعیت تغییر کرد. ارتش ایران، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی در کنار یکدیگر مقاومت کردند. عملیات‌های نظامی ایران در سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ باعث عقب‌نشینی نیروهای عراق شد.

 

مهم‌ترین نقطه عطف این مرحله، آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ بود. پس از این پیروزی، بخش عمده مناطق اشغال‌شده ایران آزاد شده بود و جنگ وارد مرحله جدیدی شد.

 

چرا جنگ بعد از آزادی خرمشهر ادامه یافت؟

 

این یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین مسائل جنگ است.

 

پس از آزادی خرمشهر، این سؤال مطرح شد که آیا ایران باید جنگ را پایان دهد یا به عملیات نظامی در خاک عراق ادامه دهد.

 

جمهوری اسلامی تنها خروج نیروهای عراقی را کافی نمی‌دانست. ایران خواهان تعیین عراق به‌عنوان متجاوز، دریافت غرامت و ایجاد تضمین‌هایی برای جلوگیری از حمله دوباره بود. از طرف دیگر، بی‌اعتمادی شدید به صدام وجود داشت و رهبران ایران احتمال حمله مجدد عراق را جدی می‌دانستند.

 

همچنین پس از پیروزی‌های نظامی ایران، این تصور در بخشی از رهبری جمهوری اسلامی شکل گرفته بود که با ادامه فشار نظامی می‌توان حکومت صدام را تضعیف یا حتی سرنگون کرد.

 

در نتیجه، ایران جنگ را ادامه داد و در تیر ۱۳۶۱ وارد مرحله عملیات نظامی در خاک عراق شد.

 

از این مرحله به بعد، جنگ دیگر صرفاً دفاع از سرزمین ایران نبود؛ بلکه اهداف سیاسی و نظامی جدیدی نیز پیدا کرد.

 

چرا جنگ هشت سال طول کشید؟

 

بعد از سال ۱۳۶۱ هیچ‌کدام از دو طرف نتوانستند پیروزی نهایی به دست آورند. جنگ به یک نبرد فرسایشی تبدیل شد.

 

ایران از نیروی انسانی و انگیزه بالایی برخوردار بود، اما با محدودیت تسلیحاتی و تحریم‌های خارجی مواجه بود. عراق نیز ارتش بزرگ و تجهیزات گسترده‌ای داشت و از حمایت مالی و سیاسی بسیاری از کشورهای منطقه برخوردار بود.

 

در نتیجه، هر دو طرف امیدوار بودند با ادامه جنگ و افزایش فشار، طرف مقابل را مجبور به عقب‌نشینی کنند؛ اما این اتفاق رخ نداد.

 

 

عوامل دیگری نیز جنگ را طولانی کردند؛ از جمله بی‌اعتمادی دو طرف، حمایت خارجی از عراق، اهداف سیاسی جمهوری اسلامی، توان نظامی عراق و ناتوانی هر دو کشور در دستیابی به یک پیروزی قاطع.

 

 

نقش قدرت‌های خارجی

 

جنگ به‌تدریج به یک بحران منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شد. کشورهای عربی منطقه از عراق حمایت مالی و سیاسی کردند. شوروی و برخی کشورهای اروپایی نیز در مقاطع مختلف به عراق تجهیزات نظامی دادند.

 

در مقابل، ایران به دلیل انقلاب، قطع روابط با آمریکا و بحران گروگان‌گیری با انزوای بین‌المللی مواجه بود و دسترسی محدودی به تسلیحات خارجی داشت.

 

در سال‌های پایانی، آمریکا حضور نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد و درگیری‌های مستقیمی میان نیروهای آمریکایی و ایران شکل گرفت. این مسئله نشان می‌دهد که جنگ در سال‌های پایانی دیگر صرفاً یک جنگ مرزی میان ایران و عراق نبود.

 

جنگ نفتکش‌ها و سلاح‌های شیمیایی

 

در سال‌های پایانی جنگ، عراق حملات خود علیه تأسیسات نفتی و کشتی‌های حامل نفت را افزایش داد. ایران نیز در واکنش دست به حملات متقابل زد. این دوره که به «جنگ نفتکش‌ها» معروف شد، پای قدرت‌های خارجی را بیشتر به خلیج فارس باز کرد.

 

از سوی دیگر، عراق بارها از سلاح‌های شیمیایی علیه نیروهای ایرانی استفاده کرد. یکی از مشهورترین موارد، حمله شیمیایی به حلبچه در اسفند ۱۳۶۶ بود که هزاران نفر در آن کشته شدند.

 

استفاده از سلاح‌های شیمیایی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های انسانی و حقوقی جنگ ایران و عراق محسوب می‌شود.

 

قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ

 

در سال ۱۳۶۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۵۹۸ را تصویب کرد. این قطعنامه خواستار آتش‌بس فوری، عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی و تبادل اسیران بود و همچنین مسئله تعیین مسئولیت آغاز جنگ را مورد توجه قرار می‌داد.

 

ایران در ابتدا قطعنامه را نپذیرفت، زیرا خواهان مشخص‌شدن مسئولیت عراق در آغاز جنگ و تأمین برخی خواسته‌های سیاسی خود بود.

 

اما در سال ۱۳۶۷ شرایط تغییر کرد. عراق توان نظامی خود را افزایش داده بود و در چند عملیات موفق شد نیروهای ایرانی را عقب براند. هم‌زمان، ایران با مشکلات اقتصادی، کمبود تجهیزات و فشارهای نظامی و بین‌المللی روبه‌رو بود.

 

در ۳ ژوئیه ۱۹۸۸، ناو آمریکایی USS Vincennes هواپیمای مسافربری ایران‌ایر را بر فراز خلیج فارس سرنگون کرد و ۲۹۰ نفر جان باختند. این حادثه فشار بسیار سنگینی بر ایران وارد کرد، هرچند پذیرش قطعنامه را نمی‌توان فقط به این حادثه نسبت داد.

 

در نهایت، ایران در تیر ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت و آتش‌بس در مرداد همان سال برقرار شد.

 

پیامدهای جنگ برای جمهوری اسلامی

 

جنگ تأثیر بسیار زیادی بر جمهوری اسلامی گذاشت.

 

نخست، سپاه پاسداران در طول جنگ به یک نیروی نظامی قدرتمند تبدیل شد و نقش آن در ساختار سیاسی و امنیتی کشور افزایش یافت.

 

دوم، جنگ باعث تقویت گفتمان «دفاع»، «شهادت» و «مقاومت» در جمهوری اسلامی شد و تجربه جنگ به بخش مهمی از هویت سیاسی نظام تبدیل شد.

 

سوم، اقتصاد ایران خسارات سنگینی متحمل شد. شهرها و زیرساخت‌های صنعتی و نفتی آسیب دیدند و هزینه‌های انسانی و مالی جنگ بسیار بالا بود.

 

چهارم، جنگ تأثیر اجتماعی عمیقی بر جامعه ایران گذاشت. میلیون‌ها نفر به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با کشته‌شدن اعضای خانواده، مجروحیت، آوارگی و تخریب شهرها مواجه شدند.

 

 

 

جنگ ایران و عراق حاصل مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، سیاسی و منطقه‌ای بود. اختلافات مرزی میان دو کشور پس از انقلاب با رقابت ایدئولوژیک و نگرانی‌های امنیتی ترکیب شد و در نهایت عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ حمله گسترده خود را آغاز کرد.

 

محاسبه صدام برای یک پیروزی سریع اشتباه بود و مقاومت ایران باعث شد جنگ به یک درگیری طولانی تبدیل شود. آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱ نقطه عطف جنگ بود، اما جمهوری اسلامی به دلیل بی‌اعتمادی به عراق، مطالبه تعیین متجاوز و غرامت و همچنین امید به دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی بیشتر، تصمیم گرفت جنگ را ادامه دهد.

 

پس از آن، جنگ به یک نبرد فرسایشی تبدیل شد و حمایت خارجی از عراق، محدودیت‌های نظامی ایران، جنگ نفتکش‌ها، استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی و افزایش فشارهای اقتصادی و بین‌المللی، شرایط را پیچیده‌تر کرد.

 

سرانجام در سال ۱۳۶۷، مجموعه شکست‌ها و فشارهای نظامی و اقتصادی باعث شد جمهوری اسلامی ادامه جنگ را بیش از پیش پرهزینه ببیند و قطعنامه ۵۹۸ را بپذیرد.

 

در نتیجه، جنگ ایران و عراق را نمی‌توان تنها داستان «آغاز یک جنگ» دانست؛ بلکه باید آن را فرایندی دانست که در آن تصمیم‌های سیاسی، محاسبات نظامی، ایدئولوژی، بی‌اعتمادی و دخالت قدرت‌های خارجی در طول هشت سال یکدیگر را تحت تأثیر قرار دادند. جنگ در نهایت بدون پیروزی کامل هیچ‌یک از دو طرف پایان یافت، اما آثار سیاسی و اجتماعی آن تا دهه‌ها در ایران باقی ماند.