ایران در سال 1327 اعلامیه جهانی حقوق بشررا امضا و تصویب نمود , در بند یک ماده 25 این اعلامیه آمده است :
هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، از جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبتهای پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در زمانهای بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهرهمند گردد. و در اصل 28قانون اساسی هم آمده که : دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افرادتوجه داشته باشید برای همه افراد جامعه امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.پس چگونه است در دولت جمهوری اسلامی ایران که خود را یک دولت مردم سالار و حامی مردم میداند .
فاجعه را بايد با فاجعه فراموش كنیم، و حادثه را با حادثه!
فاجعه ناپدید شدن دکل نفتی را با فاجعه به سرقت رفتن کشتی های نفتکش
فاجعه حراج کردن سرمایه های کشور را با محاکمه یک مهره سوخته (در این قسمت عکس بابک زنجانی نمایش داده میشود )
فاجعه ی فسادهای دستگاه های دولتی همچون شهرداری و قوه قضاییه را با بازداشت خبرنگاران و روزنامه نگاران
فاجعهی بمب گذاری اربعين كربلا را با فاجعهی برخورد قطار !
فاجعهی برخورد قطار را با فاجعهی آتش سوزی پلاسكو !
فاجعهی آتش سوزی پلاسكو را با فاجعهی شهادت آتشنشانها !
فاجعهی شهادت آتشنشانها را با فاجعهی ريزگردهای اهواز !
فاجعهی ريزگردهای اهواز را با فاجعهی سيل سيستان و بلوچستان !
فاجعهی سيل سيستان و بلوچستان را با فاجعهی بهمن! و شهادت كولبران ! …
اينبار كدام فاجعه قرار است جايگزين فاجعه شود؟
در میثاق حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی مصوب 1347 در بند یک ماده 10 آمده که :
خانواده که عنصر طبیعی و اساسی جامعه است باید از حمایت و مساعدت به حد اعلای
ممکن برخوردار گردد به ویژه برای تشکیل و استقرار آنو مادام که مسئولیت نگاهداری
و آموزش و پرورش کودکان خود را به عهده دارد.
وهمچنین در بند یک و دواصل 43قانون اساسی ذکر شده که دولت برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشهکن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، باحفظ آزادگی او، موظف به اقداماتی از قبیل : تامین نیازهای اساسی همچون : مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت،درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده و تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قراردادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر است .
پس چگونه است در دولت جمهوری اسلامی ایران که خود را یک دولت مردم سالار و حامی مردم میداند وضعیت اقتصادی و معیشتی جامعه بگونه ایست که مردم برای تامین معیشت خود به ناچار اقدام به فروش بدن , اعضای بدن ,مغز , قلم خود و….. مینمایند. در شرایطی که دولت به وظیفه و تعهدات خود عمل نمیکند این وظیفه ماست که با آگاه شدن و آگاه کردن همگان با حقوق انسانی خود این موارد را افشاگری نموده و با اینگونه بی عدالتی ها و نابرابری ها مبارزه کنیم تا بتوانیم به آنچه که حقوق ذاتی انسان است نائل شویم .
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»