همزمان با ازسرگیری امتحانات نهایی در ایران، گزارشهایی از تعیین حوزههای امتحان در نزدیکی مراکز نظامی منتشر شده است؛ گفتوگوی اختصاصی دویچه وله درباره امنیت دانشآموزان و مسئولیت طرفهای درگیر را بخوانید.آیا شعلههای جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، این بار در جلسههای امتحان نهایی دانشآموزان دبیرستانهای ایران زبانه خواهد کشید؟
همزمان با آغاز دوباره امتحانات نهایی پس از وقفههای متعدد، گزارشهایی از چند شهر ایران از استقرار برخی حوزههای امتحانی در نزدیکی مراکز نظامی حکایت دارد؛ وضعیتی که نگرانیهای جدی درباره رعایت ملاحظات امنیتی در برگزاری امتحانات نهایی را برانگیخته است.
در هفتههای گذشته، دانشآموزان ایرانی نه فقط برای آزمونهای نهایی، بلکه در فضایی آکنده از اضطراب ناشی از جنگ آماده شدند. برخی از آنان از تعویقهای پیاپی گفتند، برخی از بلاتکلیفیهای هولآور و تعدادی هم از اضطرابی که، تمرکز بر درس خواندن را ناممکن کرده است.
بیشتر بخوانید: از کلاس درس تا چوبه دار؛ سرکوب نسل جوان در ایران
اما در روزهایی که زخم حملات نظامی و کشته شدن دهها کودک در حمله به مدرسه میناب هنوز تازه است و خانوادهها میکوشند در همین شرایط فرزندانشان را برای امتحانات آماده کنند، پرسشی کابوسوار در خانهها و خیابانها میچرخد: آیا آنها از جلسه امتحان، سالم به خانه بازمیگردند؟
این در شرایطی است که در جنگ اخیر گزارشهای منتشرشده درباره حمله به مدرسهای در میناب، که به گفته منابع مختلف در نزدیکی یک مرکز نظامی قرار داشت و به کشته شدن دهها کودک انجامید، نگرانیها درباره امنیت حوزههای امتحانی را تشدید کرده است.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
دویچه وله فارسی از منابعی در شهرهای ایران به ویژه در حوزههای امتحانی مستقر در استان تهران، البرز و کردستان گزارشهایی دریافت کرده است که بر اساس آنها، برخی دانشآموزان برای شرکت در امتحانات نهایی به حوزههایی در نزدیکی مراکز نظامی هدایت شدهاند.
همزمان، “سازمان حقوق بشر هانا” نیز از نگرانی خانوادههای دانشآموزان در شهرستان سقز نسبت به تعیین مدرسهای بهعنوان یکی از حوزههای برگزاری امتحانات نهایی خبر داده است که به گفته این سازمان، پیش از برگزاری امتحانات برای استقرار نیروهای انتظامی مورد استفاده بوده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان استان بوشهر نیز در بیانیهای با انتقاد از برگزاری حضوری امتحانات نهایی در شرایط جنگی با اشاره به حادثه مدرسه میناب، از وزارت آموزش و پرورش و مقامهای استانی خواسته است تا زمان بازگشت امنیت، امتحانات مناطق درگیر جنگ را به تعویق بیندازند.
هشدارها تازه نیست
تحسین مصطفی، فعال صنفی معلمان و عضو سابق هیئتمدیره انجمن صنفی معلمان مریوان، میگوید، بحث امنیت مدارس سالها پیش از جنگ اخیر نیز برای بخشی از معلمان یک دغدغه بوده است.
او که سالها در مدارس کردستان تدریس و مدیریت کرده و در زمینه امنیت مدارس نیز پژوهشهای متعددی انجام داده است، میافزاید: «ما از سال ۱۳۹۶ با بررسی موقعیت برخی مدارس متوجه شدیم شمار زیادی از آنها در مجاورت مراکز نظامی قرار دارند. در بسیاری از پادگانهای ارتش و سپاه، کلاسهای آموزشی دایر است و دانشآموزان محلههای اطراف هم در همان مدارس درس میخوانند.»
این فعال صنفی ادامه میدهد: «وقتی مدرسه یا حوزه امتحانی کنار یک هدف نظامی باشد، کودکان عملاً در معرض خطر قرار میگیرند و به نوعی سپر انسانی میشوند.»
پیششرط آموزش: امنیت
به گفته تحسین مصطفی، مسئله تنها به محل ساختمان مدرسه محدود نمیشود، بلکه به دلیل ساختار ایدئولوژیک نظام آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی، بخشی از فعالیتهای آموزشی نیز سالهاست در مراکز وابسته به نیروهای نظامی برگزار میشود: «به طور مثال، در درس آمادگی دفاعی، بخش عملی آموزش معمولاً در میدانهای تیر یا مراکز وابسته به نیروهای نظامی برگزار میشد. دانشآموزان را با مینیبوس به آنجا میبردند. من خودم چند بار همراه دانشآموزان رفتم، چون نگران امنیت آنها بودم.»
او معتقد است: « وقتی کشوری وارد درگیری نظامی میشود، همه تصمیمهایی که در شرایط عادی گرفته میشد، باید دوباره از منظر امنیتی بررسی شود. محل برگزاری امتحان هم یکی از همین تصمیمهاست. امنیت، پیششرط آموزش است».
این معلم و زندانی سیاسی سابق خاطرنشان میکند که در بسیاری از کشورها، مراکز نظامی خارج از بافت شهری ساخته میشوند، اما در ایران طی چهار دهه گذشته بخش زیادی از این مراکز در داخل شهرها ایجاد شدهاند.
به گفته او: «دبیرستانهایی وجود دارند که مستقیماً زیر نظر سپاه فعالیت میکنند و در مجموعههای نظامی قرار دارند. علاوه بر این، مدارسی وابسته به برخی نهادها، از جمله سازمان انرژی اتمی، در مراکز وابسته به همان نهادها فعالیت میکنند».
مصطفی میگوید: «ما سالهاست به نام امنیت هزینه میدهیم، اما در آموزشوپرورش نتیجه دیگری میبینیم. وقتی وزیر آموزشوپرورش میگوید “من سرباز سردار رادان هستم”، معلوم است که این نگاه، اولویتهای این وزارتخانه را چگونه تعریف میکند» .
او به اظهارات علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش، در فروردین ۱۴۰۴ اشاره دارد؛ زمانی که کاظمی در مراسم امضای تفاهمنامه با فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی گفت: «با افتخار اعلام میکنم من سرباز سردار رادان هستم».
صدای شلیک و کارکرد حافظه
“خانم، یک عمر به ما میگفتند شب امتحان زود بخوابید و استرس نداشته باشید. حالا صبح امتحان به ما میگویند، حوزه امتحانی کنار پایگاه بسیج است. هر بار صدای شلیک میآید، تا ساعتها هرچه خواندهام از یادم میرود”.
این جملات یکی از دانشآموزان پایه یازدهم است که به دلایل امنیتی نخواست نامش در این گزارش منتشر شود.
او میگوید، در هفتههای گذشته، اضطراب امتحان سنگبنای نگرانیهای دیگری شده است؛ نگرانی از اینکه آیا اصلاً زنده از جلسه امتحان بازمیگردد؟
او میافزاید: «دیگر استرسمان از این نیست که سؤالها سخت باشند یا آسان. مدام با خودمان فکر میکنیم اگر دوباره حملهای شود چه؟ اگر وسط امتحان صدای انفجار بیاید؟ اصلاً سالم به خانه بازخواهیم گشت؟»
نتیجه امتحانات نهایی دانشآموزان سال آخر دبیرستان، مستقیماً بر شانس ورود به دانشگاه اثر میگذارد.
این دانشآموز میگوید: «هر بار صدای انفجار یا اصلا خبر حملهای میآید، تمرکزم کاملاً از بین میرود. دوباره باید از اول درس بخوانم. چند وقت است مدام برنامهها عوض میشود و ما باید خودمان را با شرایط جدید وفق بدهیم؛ از جنگ دوازدهروزه بگیر تا حوادث دیماه، قطعی اینترنت، بمباران، آتشبس و حالا هم که دوباره جنگ».
آونگ میان نمره و وحشت
برای خانوادههایی که فرزندانشان امسال در امتحانات نهایی شرکت میکنند نیز نگرانیها تنها به دشواری سؤالها یا تأثیر معدل بر کنکور محدود نمیشود؛ مادر دانشآموز دختری که قرار است در یکی از حوزههای امتحانی نزدیک به مصلی شهر امتحان بدهد، میگوید از زمان اعلام محل آزمون، تعدادی از والدین بارها تلاش کردهاند نگرانی خود را به مسئولان منتقل کنند، اما کمترین تغییری در تصمیمها ایجاد نشده است.
او با صدایی آشکارا لرزان ادامه میدهد: «همان جایی که دختر من باید امتحان بدهد، در روزهای اعتراضات بارها محل استقرار نیروهای امنیتی بود. خودم به دلیل سابقه پرونده امنیتی نمیتوانستم مراجعه و اعتراض کنم، اما تعدادی از والدین رفتند و گفتند، این حوزه امن نیست و ممکن است هدف حملات نظامی قرار بگیرد.»
به گفته این زن، به آنها گفته شد: «هیچ خبری نیست و اگر پیگیریها را ادامه دهند، کمترین اتهامشان تشویش اذهان عمومی، افشای اطلاعات حساس و زندان خواهد بود».
او ادامه میدهد، پس از انتشار خبر تشکیل “ستاد ملی میناب” از سوی وزیر آموزش و پرورش برای رسیدگی به وضعیت روانی و اجتماعی دانشآموزان، این سؤال برای بسیاری از خانوادهها ایجاد شده است که چرا در شرایطی چنین بحرانی، پیشگیری از خطر جایگاهی در تصمیمگیریها ندارد.
او میگوید: «اگر قرار است بعد از هر حادثه ستادی تشکیل شود، چرا قبل از آن درباره محل برگزاری امتحان فکر نمیکنند؟ چرا نمیشود حوزه امتحانی را به جایی امن منتقل کرد؟»
عاملیت والدین
تحسین مصطفی با تأکید بر اینکه در صورت وجود هرگونه خطر برای دانشآموزان، تعویق امتحانات یا انتقال حوزههای امتحانی باید بهطور جدی در دستور کار قرار گیرد، میگوید: «خود فقه، با قاعده “رفع حرج” تکلیفی را که با مشقت و خطر همراه باشد غیر الزامآور میداند. پس اینها چرا دانشآموزان را در شرایط جنگی به حوزههای امتحانی پرریسک میفرستند؟ اگر این حرج نیست، پس چیست؟»
مصطفی با اشاره به تجربه همهگیری کرونا توضیح میدهد: «در آن زمان نیز، با وجود اصرار آموزشوپرورش بر باز ماندن مدارس، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان هشدار داد که امنیت دانشآموزان باید در اولویت قرار گیرد و در نهایت این خانوادهها بودند که با نفرستادن فرزندانشان به مدرسه، دولت را ناچار به تعطیلی مدارس کردند».
او تأکید میکند: «به نظر من، اگر احتمال خطر وجود دارد، برگزاری امتحان نباید در اولویت باشد. اگر دانشآموز با ترس وارد جلسه امتحان شود، دیگر نمیتوان از عدالت آموزشی صحبت کرد.»
میان مدرسه و جنگ؛ قانون چه میگوید؟
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، مدارس و دانشآموزان تا زمانی که برای مقاصد نظامی مورد استفاده قرار نگرفته باشند، جزو اهداف غیرنظامی محسوب میشوند و از حمایت ویژه برخوردارند. مطابق پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو، طرفهای درگیر در هر مخاصمه مسلحانه موظفاند همواره میان اهداف نظامی و غیرنظامیان تمایز قائل شوند و عملیات خود را تنها متوجه اهداف نظامی کنند.
علاوه بر اصل تفکیک، اصل “احتیاط” نیز دولتها و نیروهای نظامی را ملزم میکند پیش از هر اقدام، همه تدابیر عملی را برای کاهش خطرات متوجه غیرنظامیان به کار گیرند. در کنار آن، اصل “تناسب” نیز هر حملهای را که احتمال وارد آمدن خسارت نامتناسب به غیرنظامیان داشته باشد، محدود میکند.
ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است؛ کنوانسیونی که دولتها را موظف میکند در همه تصمیمهای مربوط به کودکان، “منافع عالیه کودک” را در اولویت قرار دهند و از حق حیات، بقا، رشد و آموزش آنان حفاظت کنند.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
کارشناسان حقوق بینالملل تأکید میکنند که این مسئولیت متوجه هر دو سوی درگیری است؛ از یک سو، مقامهایی که درباره محل استقرار مدارس یا برگزاری امتحانات تصمیم میگیرند باید از قرار گرفتن کودکان در معرض خطرهای قابل پیشبینی جلوگیری کنند.
و از سوی دیگر، هر طرفی که عملیات نظامی انجام میدهد نیز موظف است از حمله به اهداف غیرنظامی خودداری کرده و حتی در صورت وجود یک هدف نظامی، همه اقدامات احتیاطی ممکن را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان به کار گیرد.