ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات شماره جدید

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

 

حقوق بشر

دانشجو

 

تابعيت کشور مادری

منصور بختیاری

يکي از مشکلات حقوقي فرزندان حاصل از ازدواج زن ايراني با مرد غير ايراني اين بود که اين افراد نمي توانستند تابعيت کشور متبوع مادر خود را تحصيل نمايند، هر چند بر اساس مقررات مندرج در قانون مدني پدر و مادر اين دسته از افراد با اجازه دولت ايران مي توانستند در قيد زوجيت يکديگر در آيند.

در گذشته اقامت فرزندان متولد شده از مادران ايراني و پدران خارجي در ايران به دليل نداشتن شناسنامه، محروميت از تحصيل و مسائل ديگر مشکلات عديده اي را به وجود آورده بود، چرا که طبق قانون مدني جمهوري اسلامي ايران روابط بين ابوين و اولاد تابع قانون متبوع پدر است، مگر اينکه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد که در اين صورت روابط بين طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود بعلاوه ماده 976 قانون مدني تنها فرزنداني که پدر آنها ايراني باشد اعم از اينکه در ايران يا در خارجه متولد شده باشد به عنوان تبعه ايراني به رسميت مي شناسد و موارد ديگري که جاي بحث آن در اين مقوله نمي گنجد. به هر حال براي برطرف ساختن مشکلات تابعيت فرزنداني که از مادر ايراني و پدر تبعه خارجي به وجود آمده اند مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني مورخ 20/7/1385 قانون تعيين تکليف تابعيت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ايراني با مردان خارجي را به تصويب رساند، از تاريخ تصويب اين قانون کساني که در اثر ازدواج زن ايراني و مرد خارجي در ايران متولد شوند و ازدواج والدين آنان از ابتدا با رعايت ماده 1060 قانون مدني مبني بر داشتن اجازه مخصوص از طرف دولت جهت ازدواج زن ايراني با تبعه خارجي به ثبت رسيده باشد، پس از رسيدن به سن هجده سال تمام و حداکثر ظرف مدت يک سال، بدون رعايت شرط سکونت به تابعيت ايران پذيرفته مي شوند.قانون مدني براي تابعيت کساني که در اثر ازدواج مرد ايراني و زن خارجي متولد شوند شرط و شروطي قرار نداده، ليکن داشتن تابعيت مادر طبق ماده واحده قانون ياد شده، مقيد به شروطي است که تابعيت فوري فرزند را با چالشهايي مواجه مي سازد.

از جمله اينکه:

اولا در ايران متولد شده باشند: قانونگذار در تصويب اين قانون سعي نموده تا جايي که مي تواند در اعطاي تابعيت به کشور متبوع مادر حساسيت به خرج داده و فرزندان متولد شده در خارج از ايران که پدر آنها خارجي باشد را به رسميت نشناسد . به عنوان مثال اگر يک زن ايراني با يک مرد افغاني ازدواج کند و فرزندشان در کشوري غير از ايران به دنيا آيد اين فرزند نمي تواند تابعيت کشور مادر خود را کسب کند حتي اگر آرزوي ايراني بودن را داشته باشد .

ثانيا حداکثر يک سال پس از تصويب اين قانون در ايران متولد شوند:

 نتيجه اي که مي توان در مورد اين مقرره گرفت اين است که قانون ياد شده به گونه اي موقت بوده و زنان ايراني که همسرشان خارجي است تنها مي توانند در طول اين يک سال صاحب فرزندي شوند که در  آينده تابعيت ايران را به خود اختصاص دهد .

ثالثا- بعد از آنکه سن اين افراد به هجده سال تمام برسد مي توانند تقاضاي تابعيت ايراني نمايند به عبارت ديگر آرزوي داشتن تابعيت مادر زماني براي فرزند حاصل و بالفعل مي شود که فرد ساليان سال منتظر بماند تا سنش به هجده سال تمام رسيده و با اعلام وزارت کشور آنهم ظرف مدت يک سال تبعه ايران گردد .

از ديگر شرايط اين مقرره قانوني اينکه فرد متقاضي تابعيت مادر، بايد فاقد سوء پيشينه کيفري يا امنيتي باشد و در نهايت اعلام کند که تنها تابع کشور متبوع مادرش خواهد بود و تابعيت غيرايراني خود را رد نمايد.

در تمام کشورها دو روش براي اعطاي تابعيت مد نظر قرار مي گيرد: يکي اعطا تابعيت بر اساس "خون" و ديگري اعطا تابعيت بر اساس "خاک". در تابعيت خون رابطه نسبي  و در روش خاک محل تولد طفل ملاک قرار مي گيرد. در قانون مورد بحث هم روش خون ( رابطه نسبي )و هم روش خاک (ولادت در ايران ) در نظر گرفته شده است. به هر حال تصويب اين قانون با حساسيتها و سختگيريهايي که در اعطاي تابعيت شده است باعث مي شود عده کثيري از افراد بي هويت و بدون شناسنامه حاصل از ازدواج دختران ايراني با اتباع خارجي از جمله افغاني و عراقي، داراي هويت شده و از حقوق شهروندي  بهره مند گردند، هر چند تحصيل تابعيت موکول به داشتن تمام شرايطي است که به آنها اشاره شد.

 

tajavoz.jpg

با اين توضيح که اينگونه افراد قبل از تحصيل تابعيت نيز مجاز به اقامت در ايران هستند و نيروي انتظامي با اعلام وزارت کشور مبني بر اينکه ازدواج والدين به صورت قانوني و ولادت طفل در ايران است، پروانه اقامت براي پدر خارجي صادر مي نمايد.

 

بنام خداوند هستی آفرین

خرما خورده منع خرما کند

علیرضا کرمی خیر ابادی    14/9/85

چند وقتی است که گروه غیر قانونی حزب الله، در کشور لبنان، با حمایت مالی و سیاسی دوستان خارج از مرز خود، بعنا وین مختلف با دو لت قانونی و دموکراتیک فؤاد سینیوره ، مخالفت کرده و چوب لای چرخهای این دولت می گذارد و نیز مدت چند روز است که در جلو کاخ دولت لبنان کمپ زده و از فؤاد سینیوره نخست وزیر این کشور می خواهند که استعفاء بدهد .

از طرفی رسانه های ارتباط جمعی ایران هم که به نظر می رسد به رسانه های ارتباط جمعی جنوب لبنان و حسن نصر الله و دارو دسته اش تبدیل شده، با پخش فیلم و تصویر از جنجال هایی که گروه حسن نصرالله با پول ملّت ناراضی ایران در کشور لبنان براه انداخته ، به نا امنی در آن کشور ، دامن می زند .

روی سخنم با مسئولین جمهوری اسلامی ایران است .

اکر شما در کشور ایران ، اجازه بدهید تا مردم حرف خودرا بزنند ، صد در صد ملت ایران خیلی گسترده تر از آنچه که مشتی هرج و مرج طلب در مقابل کاخ سینیوره چادر زده اند ، جلوی کاخ احمدی نژاد تجمع کرده و کمپ خواهند زد و نیز همین پیغام استعفاء را نه فقط به احمدی نژاد که به کل رژیم نا اسلامی خواهند داد.

امّا از آنجایی که تجربه نشان داده، شما خود، هر نوع دموکراسی خواهی و تجمع حقّ طلبانه مردم ایران را سرکوب کرده وبه خاک و خون کشیده اید . بعنوان مثال، تجمعی که در اطراف منزل کاظمی بروجردی بود را همه بیاد دارند که چگونه به آن حمله شد و پس از ضرب و شتم مردم در حد وسیع، تعداد زیادی از هموطنا نمان را بازداشت نمودید و با تجمّع زنان در روز زن در تهران که نا جوانمردانه و وحشیانه به تجمّع مزبور، حمله شد و زنان زیادی از جمله شاعرهء شهیر کشورمان سیمین بهبهانی را مورد ضرب و شتم قرار داده و بحرمت آنها بی ادبی شد و ایضا تجمعات دیگری مثل رانندگان واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که فقط طالب حقوق قانونی

 

قبلی

برگشت

بعدی