ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات شماره جدید

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

 

حقوق بشر

دانشجو

 

به درستی و زيبايی ـ تاکيد دارند، حتی حاضر نشده‌اند زير اعلاميه خواستاری آزادی برخی از زندانيان سياسی را امضا کنند، چرا که، از نظر آنها، اين زندانيان سابقه طرفداری از جمهوری اسلامی را دارند يا حتی هم اکنون هم طرفدار استمرار و بقای جمهوری اسلامی هستند. و, در همين يک ماهه اخير، ديده‌ام که همه‌ی کسانی که با کشتار کردستان مخالفت کرده‌اند از جانب کسانی که دائماً صحبت از حقوق بشر می‌کنند، به تجزيه طلبی متهم شده‌اند. آدم براستی می‌ماند که آيا اين‌ها حتی همان ماده اول حقوق بشر را هم نخوانده‌اند که: می‌گويد:

ماده‌ی ١ تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و بزرگی و حقوق با هم برابرند.معنای اين حرف آن است که اگر من معتقدم کردستان نبايد تجزيه شود، بايد قبول کنم و اجازه دهم که کسی ديگر بگويد من با اين تجزيه موافقم. و هر دوی ما، برای آن چه که می‌گوييم، حقمان زندان و شکنجه و کشتن نيست. توجه کنيد که، در مرحله نخست، سخن از حق بيان آزاد فکر است و آنگاه، اگر ما به اجرای فکری که ضد قانون است اقدام کرديم، تازه بايد با داشتن وکيل و در دادگاهی صالح از خود دفاع کنيم. اين جوهره‌ی اصلی حقوق بشر است.پيشنهاد من آن است که، اگر نيرو و توان ذهنی و فرهنگی قبول اين مجموعه را که حقوق بشر خوانده می‌شود نداريم، بيائيم و دست از سرش برداريم. باور کنيد کشورهايی که از ما خيلی هم پيشرفته‌ترند مرارت‌های بسيار کشيده‌اند تا به جايی برسند که بتوانند از حقوق بشر دم بزنند. توجه کنيد که من نمی‌گويم همه‌ی مردمان اين جوامع به چنين جايی رسيده‌اند؛ اما به جرات می‌توانم بگويم که نخبگان، روشنفکران، قانون گذارانشان اين ضوابط را درک کرده و در حد مقدور انسانی خود آنها را اعمال می‌کند. چنين جامعه‌ای است که در آن هزاران هزار نفر می‌توانند به خيابان‌ها بريزند و رهبرانشان را برای حمله به عراق ملامت بکنند و کسی هم نتواند مزاحم آنها بشود. ذهنيت مردم و سيستم حکومتی اين جوامع بر اين باور ساخته شده که حقوق بشر مرز ندارد، استثنا ندارد، شرط و شروط ندارد.

يا بايد به آن معتقد باشيم و يا نه.  در مقابل، ببينيد ما چه می‌کنيم. اتهام، ناسزاهای خواهر و مادر ، تحريکات، و ترور شخصيتی تهديد و ارعاب و اهانت برای کسانی که مثل ما فکر نکنند هميشه آماده است: برای کسی که بگويد من حکومت مشروطه سلطنتی نمی‌خواهم، برای کسی که بگويد من جمهوری نمی‌خواهم، برای کسی که بگويد من اعتقادات مذهبی دارم، برای کسی که بگويد من لامذهب هستم. ببينيد که هيچ کس از دست ما مصون نيست. ما حوصله تحمل هيچ کسی را که مثل ما فکر نکند نداريم؛ به جای همه حرف می‌زنيم و به جای همه نظر می‌دهيم. اين کلمات ورد زبان ما است که: ملت شاه نمی‌خواهد، ملت شاه می‌خواهد، ملت جمهوری اسلامی نمی‌خواهد، ملت فقط جبهه ملی را میخواهد، ملت مجاهدين را می‌خواهد، ملت..

همه شعار آن ديکتاتور اعظم را تکرار می‌کنند که: روم منم، و من رومم. و تا اين وضع برقرار است ما راه به جايی نمی‌بريم. هيچ اپوزيسيونی اگر که کاملا شبيه حريف خود باشد موفق نخواهد شد چيزی را عوض کند. و اگر قرار است چيزی عوض نشود به چه مناسبت بايد توقع داشت که مردمان وضع موجود را با هزار بدبختی بهم بزنند اما يکی همچون آن را بجايش بگذارند؟

همه می‌دانيم که جمهوری اسلامی، در بند بند قوانين و عملکردهايش، مخالف حقوق بشر است. اما ما اگر می‌خواهيم با اين حکومت ضد بشر مبارزه کنيم چاره‌ای نداريم که پندار و گفتار و کردار خود را موافق با حقوق بشر کنيم و در موافقت‌مان هم شرط و شروطی در کار نباشد.

با اين همه، از ديد من يک نفر، که عضو کوچکی در اپوزيسيون جمهوری اسلامی هستم، باور کنيد که هيچ عيبی ندارد اگر شما ـ زنِ زنانه يا مردِ مردانه ـ بايستيد و بگوييد گور پدر حقوق بشر؛ ما دنبال خواست خودمان و نوع حکومت دلخواهمان هستيم و هر کس هم که مثل ما می‌انديشد اصلا بشر نيست که حقوقی داشته باشد. در آن صورت، من يکی فکر می‌کنم که اگرچه شما مخالف حقوق بشر هستيد اما آدمی راستگوييد که مردم را به سرسام و سرگيجه مبتلا نمی‌کنيد؛ و هر کس که بخواهد بيايد و به صف شما بپيوندد می‌داند که چه می‌خواهد.

هجده ميليون هکتار جنگل، پس از انقلاب به شش ميليون رسيده

روز نت " روز " ، فرناز قاضی زاده :

انهدام جنگل های کشور که از آن به عنوان سرمايه ای غيرقابل بازگشت ياد می شود از ديد دوستداران محيط زيست بدترين صدمه است که در ربع قرن گذشته به کشور خورده است. آن ها در گزارش های خود نشان می دهند که صحبت از برکندن يک درخت نيست به قول مشيری شاعر" آره جنگل را بيابان می کنند"دادسرای رسيدگی به جرايم زيست محيطی برای قطع هر له درخت، عاملان را تا حداکثر ۲۵۰ هزارتومان جريمه می‌کند؛ همزمان، صنايع چوب و کاغذ سال گذشته ۷۵۰ هزار متر مکعب از جنگلهای شمال کشور را مورد "بهره برداری" قرار داده است، که فارسی آن می شود: نابودی جنگل های ایران.

بنا بر اطلاعات رسمی سايت سازمان جنگلها و مراتع،سطح کل جنگلهای ايران حدود ۱۲ و نيم ميليون هکتار است، که نزديک شش ميليون هکتار را پوشش می‌دهد و سهم هر ايرانی از آن، دويست متر مربع است. اين آماری است که بسياری از آگاهان، کارشناسان محيط زيست و اقليم شناسان به آن خرده می‌گيرند.ناصر کرمی اقليم شناس در گفت وگو با "روز" درمورد اين نوع آمارها می گوید: در ايران متاسفانه، سازمان های غير دولتی قوی وجود ندارد که بطور مستقل در مورد جنگلها مطالعه کنند و آماری بدهند که بتوان آنرا به عنوان آمار قابل قبول پذيرفت. در همه جای دنيا اين سازمانهای غيردولتی هستندکه آمارهايشان از سوی رسانه‌ها وسازمان های بين‌الملی مقبول است.

  

به گفته کرمی آماری که از سوی سازمانهای دولتی اعلام می‌شود بسيار خوشبينانه است:" براساس گفته ها،در سال۵۸ ( يک سال پس از انقلاب)،۱۸ تا ۲۱ ميليون هکتارجنگل در کشور وجود داشته است. آمارهای سازمانهای دولتی می گويند اکنون ۱۲ ميليون هکتار جنگل وجود دارد، درحاليکه" فائو" بر اساس عکسهای فضايی که در اختيار دارد ميزان جنگل ها را با عکس‌های سالهای پيش مقايسه و اعلام کرده است که آن دسته از جنگلهای ايران که می توان به آنها جنگل اطلاق کرد، تنها ۷ميليون هکتار است.

اين درحاليست که تا دوسال پيش، هر ساله دوميليون مترمکعب از جنگلهای کشور مورد بهره برداری قرار می‌گرفت ، که پس از اعتراض های پی درپی سازمان های غيردولتی، اين ميزان به گزارش منابع دولتی به کمتر از يک ميليون هکتاررسيد.

رحمت قاسم‌زاده مدیر کل دفتر فنی سازمان جنگل ها مدعی است که: ۷۸درصد برداشت چوب از جنگلهای شمال کشور، از مناطق احيايی و جنگلکاری شده، شامل درختان شکسته و ريشه‌کن شده صورت گرفته است. ‪ ۲۲درصد برداشت چوب از جنگلهای يادشده نيز به مناطق توليدی جنگل اختصاص دارد که از چوب استحصالی با درجه کيفی سه و چهار برخوردار است.

 

صفحه قبل

برگشت

صفحه بعدی