ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات  بایگانی

 

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

 

حقوق بشر

دانشجو

 
 

می‌فرستد. اين هيئت كار خود را پشت درهای بسته و بدون تماس با خانواده‌ها انجام داد. اين امر مورد اعتراض خانواده‌ها قرار گرفت. متحصنين در اعلاميهء شمارهء هفت خود در نهم ارديبهشت ۵۹ اعلام كردند كه هيئت حاكمه از روشن شدن ماجرای سينما ركس می‌هراسد. روزهای پنجشنبه ۲۲ و جمعه ۲۳ خرداد دسته‌های چماقدار حزب‌اللهی برای برهم زدن تحصن به متحصنين حمله می‌كنند (ويژه‌نامهء پيكار، ۲۵ مرداد ۵۹، ص. ۳).

http://www.sedaye-ma.org/web/src/didgah/sheydanabavi_06252005_files/image006.jpg
تحصن در ميان جوّی از توطئه، تحريک و دروغ‌پراکنی هئيت حاکمه عليه بازماندگان از يک طرف و حمايت بيدريغ مردم و نيروهای انقلابی از طرف ديگر، ادامه پيدا می‌کند. طی اين مدت هيئت حاکمه می‌کوشد تا فاجعهء سينما رکس را در حسين تکبعلی‌زاده و سه نفر ديگر (اين سه تن خود نيز در آتش سوختند) خلاصه کند ولی بازماندگان که به خوبی دستهای نيرومندی را در پشت سر تکبعلی‌زاده حس می‌کنند، خواهان افشاء و محاکمهء کليهء افرادی هستند که تکبعلی‌زاده يکی از آنها و عامل مستقيم آتش زدن سينما بوده است. جالب اينكه شخص اخير خود بارها خواسته است كه همهء حقايق و از جمله اسامی عوامل پشت پردهء اين فاجعه را در يک دادگاه علنی در اختيار عموم ملت قرار دهد. لکن مسئولان مملکتی از ترس افشا شدن توطئه‌گران و طراحان اصلی فاجعه، نه تنها با تشکيل چنين دادگاهی به شدت مخالفند بلکه مانع از آن می‌شوند که حسين تکبعلی‌زاده با كسی ملاقات نمايد! سخنرانيهايی که در مساجد و يا راديو و تلويزيون آبادان می‌شود به خوبی بيانگر هراس رژيم از افشای چهرهء جنايتکاران است. به عنوان نمونه آقای کرامی يکی از وعاظ شهر، در يک سخنرانی در حسينيهء اصفهانيها که در تاريخ نهم خرداد ۵۹ ايراد کرد، آشکارا به مخالفت با تشکيل دادگاه علنی پرداخت. (پيشين، ص. ۳).

در تمام آن ماهها، جّو شهر آبادان متشنج بود؛ تحصن خانواده‌ها و بستگان قربانيان آتش‌سوزی به کرات مورد حملهء حزب‌اللـه قرار می‌گرفت، تظاهرات نيروهای سياسی جريان داشت و تبليغات رژيم اسلامی عليه همهء اينها، استمرار داشت. در زمان برگزاری دادگاه سه ماه از شروع تحصن خانواده‌ها می‌گذشت و آنها مدام مورد حمله بودند و عليه ايشان مرتب تبليغات می‌شد. مجموعه‌ای از اين خبرها را در نشريهء پيکار، سال دوم، شماره ۶۷، دوشنبه ۲۰ مرداد، ويژه نامهء سالگرد فاجعهء سينما رکس آبادان، ۲۵ مرداد، و شمارهء ۶۸، ۲۷ مرداد ۵۹ می‌خوانيم:

ـ ساعت ۵/۱بامداد شنبه يازدهم مرداد ۵۹، پاسداران به ادارهء دارايی آبادان، محل تحصن خانواده‌های قربانيان فاجعه، حمله می‌کنند، به سرپرستی حجت‌الاسلام طباطبايی حاکم شرع آبادان. يکی از افراد با ديدن اين وضع ديگران را بيدار می‌کند و بين متحصنين و پاسداران زد و خورد پيش می‌آيد و چندين نفر مجروح می‌شوند. بعد پاسداران اين افراد را سوار مينی بوسهايی که در محل آماده بود می‌کنند و در بيابانهای اطراف آبادان پياده می‌کنند. بچهء دو ساله‌ای را با اسلحه تهديد می‌کنند و يکنفر را هم تا صبح در شهربانی توقيف می‌کنند.

بازماندگان، صبح در خيابانهای آبادان راهپيمايی می‌کنند و با دادن شعار و توضيحات، مردم ديگر را از ماجرا با خبر می‌کنند و مجدداً جلو ادارهء دارايی جمع می‌شوند. پاسداران باز به آنها حمله کرده و با پرتاب گاز اشک‌آور آنها را متفرق می‌کنند.

غروب همان روز، خانواده‌های بازماندگان پس از تجمع در مقابل سينما متروپل آبادان دست به راهپيمايی اعتراضی عليه اين حمله زدند. در http://www.sedaye-ma.org/web/src/didgah/sheydanabavi_06252005_files/image007.jpg
خيابان شهدای سينما رکس، عده‌ای تحت حمايت پاسداران، به آنها حمله کردند. زد و خورد درگرفت و عده ای مجروح و دستگير شدند. راهپيمايی و تظاهرات در سطح شهر گسترده شد. مردم شهر نيز با تظاهركنندگان همراه شدند. شعارهای تظاهرات چنين بود: پروندهء سينما رکس افشا بايد گردد، رزمی، نامی برای سرکوب، نامی برای سرپوش، سينما رکس، توطئهء ارتجاع ـ حمايت از بازمانده حمايت از انقلاب.صبح روز بعد، دوازده مرداد، باز هم بازماندگان و گروه وسيعی از اهالی آبادان در گورستان شهر بر سر مزار سوختگان سينما رکس تجمع کردند و دست به سخنرانی و تظاهرات زدند.

در ۲۷ مرداد ۵۹، به مناسبت دومين سالگرد فاجعهء سينما رکس، تظاهراتی در استاديوم تختی کوی کارگر آبادان از طرف نيروهای چپ و مترقی و بازماندگان فاجعه صورت گرفت، با شعارهايی مانند حمله به بازماندگان محكوم است، دادگاه فرمايشی محكوم است.

فردای آن روز، ۲۸ مرداد، به دعوت جامعهء روحانيت و نهادهای انقلابی آبادان عده‌ای با شعارهايی نظير: ای مادر داغديده پيکاری دشمن توست ـ شهيد سينما رکس جای تو در قلب ماست ـ آمريکا آمريکا دشمن خونخوار ماست در شهر به راه می‌افتند.

عصر ۲۹ مرداد ۵۹، چهارشنبه، سپاه پاسداران محل استقرار مجاهدين، پيکار، رزمندگان و ساير گروهها را جمع کرد و فعاليت آنها را ممنوع کرد تا زمينهء دلخواه برای دادگاه فرمايشی فراهم شود (در اين زمينه علاوه بر ويژه نامهء پيکار، ياد شده، نگ: به همان روزنامه، شماره‌هء ۶۷، ۲۷ مرداد و کار، شمارهء۷۰، ۱۴مرداد ۱۳۵۸).

 سوابق آتش سوزی در سينماها

نحوهء برخورد دولت اسلامی با اين مسئله کم‌کم شايعاتی را که از ابتدا بر سر زبانها بود قوت می‌بخشد: مذهبيهای مخالف رژيم شاه دست به اينگونه حرکات می‌زنند تا آتش مخالفت مردم را تيزتر کنند. استناد اين شايعه‌ها به سابقهء آتش سوزيهای متعدد در سينماها و رستورانها بود. انقلاب اسلامی (در هجرت) در شمارهء ۱۰۴، مرداد ۶۴، ضمن گزارش مستند خود دربارهء سينما رکس به سابقهء طولانی سينماسوزی در ايران می پردازد تا اضافه کند:

در دوران انقلاب سينماها همراه با بانکها و مشروب فروشيها و کاباره‌ها و بعضی رستورانها مورد حمله قرار گرفتند. با وسعت گرفتن

ا

 

قبلی

برگشت

بعدی