ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

 

بحران گرسنگی، فقر و فلاکت در جهان سوم

مرجان افتخاری

در دو هفته اخیر روزنامه ها و هفته نامه های اقتصادی خبرهائی در مورد "بحران گرسنگی" منتشر کردند. در همین زمینه کانالهای تلویزیونی هم تظاهرات و درگیری کارگران، مردم محروم و گرسنه مصر و هایتی را که کودکان هم در آن شرکت داشتند نشان دادند. در حال حاضر، کارگران و مردم فقیر کشورهای جهان از جمله مصر، فیلیپین، هایتی، بنگالادش، سنگال جزء اولین کشورهائی هستند که با "بحران گرسنگی" روبرو شده اند، و بدون تردید این بحران تنها محدود به این کشورها و مردم آن نخواهد شد. به گفته تحلیل گر اقتصادی روزنامه Le Temps چاپ سوئیس، 850 میلیون نفر در جهان از گرسنگی و سوءتغذیه رنج میبرند و به این رقم هر ساله 4 میلیون نفر اضافه خواهد شد.(1). به این ترتیب، در چند سال آینده گرسنگی و مرگ و میر مانند یک اپیدمی به سرعت در حال شیوع خواهد بود.در همین رابطه، در 11 آوریل روزنامه "نیورک تایمز" در مقاله ای تحت عنوان " بحران جهانی غذا" هشدار داد که 33 کشور به علت گرانی مواد غذائی در خطر نا آرامی های اجتماعی قرار دارند. البته این روزنامه به خطر مرگ میلیون ها انسان از گرسنگی اشاره نکرد بلکه نا ارامی را بعنوان خطر مطرح کرد.

بررسی کوتاهی در چارچوب نظام موجود سرمایه داری، روابط و مناسبات آن، ما را به چگونگی و مکانیزم "بحران گرسنگی" نزدیک میکند. چه عوامل و پارامترهائی در درون همین سیستم باعث بیکاری، گرانی، پائین آمدن قدرت خرید مردم، یا به عبارتی گرانی زندگی در کشورهای سرمایه داری پیشرفته و خانه خرابی، فقر، تهیدستی و بالاخره "بحران گرسنگی" در کشورهای جهان سوم می شوند.

در 15 سال اخیر، در اکثر کشورهای بزرگ صنعتی، با پائین آمدن رشد اقتصادی، بالا رفتن تورم و افزایش قیمت کالاها که منجر به پائین آمدن قدرت خرید می شوند روبرو هستیم. در برنامه های اقتصادی سالانه آنها رشد 1.5% یا مکزیمم 2.5% به عنوان هدف برنامه ای در نظر گرفته شده است و نه بیشتر. گر چه برای بسیاری از این کشورها رسیدن به رشدی با این درصد هم بسیار سخت است. اشباع زمینه های سرمایه گذاری، هزینه های بالا ( حقوق کارگران و کارمندان، حمل و نقل، انرژی و مواد غذائی) انتقال کارخانه ها به کشورهای ارزان از جمله اروپای شرقی و هند که دستمزدها پائین تر و زندگی به مراتب ارزان تر است را توضیح می دهد. از طرف دیگر، در 20 سال اخیر، بسیاری از سرمایه داران، بانکها، صاحبان شرکتهای تولیدی بزرگ، مانند داروسازی ها و مواد غذائی بخشی از سرمایه خود را در بازار بورس جهانی بکار انداخته اند. این موضوع نه تنها برای کسب سود سریع در زمانی کوتاه، بلکه آنها شبکه "فشار مالی" جهانی را تشکیل میدهند. رشد اقتصادی پائین و تاثیر چنین سیاست هائی در کشورهای بزرگ صنعتی، اخراج گروهی کارگران در بخش خصوصی، حذف پستهای دولتی بویژه در سیستم آموزشی، حذف سوبسید دامداران و کشاورزان قدرت خرید را بشکل بی سابقه ای پائین آورده است. از سوی دیگر کمبود بودجه باعث حذف بسیاری از امکانات درمانی و خدمات اجتماعی دولتی شده است. فرانسه یک نمونه مشخص از توضیح چنین وضعیتی است. به جز کارگران که برای اضافه حقوق مبارزه میکنند، بازنشتگان که قادر به تهیه مایحتاج روزانه خود نیستند، دانش آموزان به خاطر حذف پست های آموزشی و معلمان برای افزایش حقوق تقریبا هر روز در خیابان ها هستند. در آمریکا هم 80,000 شغل در ماه مارس گذشته حذف شد و نرخ بیکاری به 5.1% در مقایسه با ماه فوریه رسید(2)

اما افزایش قیمت نفت در بازار جهانی و تاثیر آن در بالا رفتن قیمت مواد اولیه صنعتی، مواد اولیه غذائی و در نتیجه فقر، فلاکت و گرسنگی میلیونها انسان در کشورهای جهان سوم را می توان چنین بررسی کرد.

قیمت نفت بطور دائمی از سال 2003 در بازار جهانی رو به افزایش است، و امروز قیمت آن به بشکه ای 113.93 دلار رسید. چرا؟ (3)

1- پر جمعیت ترین کشورهای دنیا، چین و هند هر کدام به ترتیب با رشد اقتصادی تقریبا 10% و 8.5% در این بحران قیمت ها سهیم هستند. دستیابی به چنین در صد بالائی از رشد اقتصادی شاخص نیاز و مصرف بالای مواد اولیه صنعتی و انرژی است. چین به تنهائی 3.5 میلیون بشکه نفت در روز تولید میکند ولی مصرف روزانه این کشور دو برابر این مقدار است. منحنی زیر سیر صعودی واردات نفت را در چین تا سال 2005 نشان میدهد. http://www.cite-sciences.fr

(آمار سالهای 2006 و 2007  بطور دقیق هنوز در دست نیست.)Importations chinoises de ptrole depuis 1996 2- به رشد اقتصادی چین و هند جمعیت 2.2 میلیارد نفری که در مقایسه با چند سال گذشته دارای قدرت خرید و مصرف بیشتر هستند را باید در نظر گرفت.در صد قابل توجهی از قشر متوسط در این دو کشور، قدرت خرید بیشتر، تغدیه بهترو مصرف بیشتری را نسبت به گذشته دارند.

3- از طرف دیگر، کشورهای تولید کننده نفت ظرفیت تولید بیشتر را ندارند ( دستگاههای قدیمی و غیر مدرن آنها بویژه در خاورمیانه یکی از موانع تولید بیشتر نفت در بازار جهانی است.). البته محدودیت قراردادی گروه های تولید کننده هم مزید بر علت است.

4- همانگونه که در ابتدا توضیح داده شد، نقش بانکها و شرکت های فرا ملیتی در بازار بورس جهانی و سودهای کلانی که آنها از نوسانات قیمت مواد اولیه صنعتی، غذائی و انرژی به جیب میریزند، فاکتور دیگری در بالا رفتن سرسام آور قیمت ها است

در حال حاضر تمام مواد اولیه صنعتی، مس، نیکل، فولاد، آلومینیم و مواد غذائی گندم، ذرت و برنج مهمترین کالاهایی هستند که در بازار بورس خرید و فروش میشوند.

غیر از بازار بورس، در ژانویه و فوریه 2008 حجم قراردادهای مواد اولیه صنعتی تنها در لندن بین 65% تا 70% نسبت به همین ماهها در سال 2007 افزایش نشان داده است. (4)

افزایش قیمت نفت و فلزات صنعتی در مقایسه با سال گذشته بحران اقصادی و در نتیجه بحران گرسنگی را مشخص ترمیکند.(5)

       الومینیم 32% افزایش

       مس 110% افزایش

       روی 150% افزایش

       نیکل 150% افزایش از ژانویه 2008

ارقام زیر همین موضوع را در رابطه با مواد اولیه و اصلی غذائی در یک سال گذشته نشان میدهد.(6)

       گندم با 72%

       ذرت 32%

 

 

قبلی

برگشت

بعدی