ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

 

نتیجه بحث اختلاف میان كسانی است كه به دین حداكثری می نگرند و كسانی كه به دین حداقلی یعنی دین جدای از سیاست و اقتصاد و اجتماع می نگرند كه هیچ باكی نیست و اینجا صحبت از مبانی و اصول است كه گذشت و تساهل و تسامح جایز نیست اما قطع به یقین بدنیال این نیستیم كه به طرح مصادیق و خلاصه كردن جریان در چند نفر و... بپردازیم. آنچه مطرح است تشریح مبانی و اصول كلی است.

تاریخچه مختصر و برخی نکات مهم تاریخی

یكی از جریانات مهم و تاثیر گذار بر شرایط سالهای بعد از 1320 گسترش و تسلط فرقه بهائیت در ایران بوده است. احساس خطر جامعه روحانیت از این جریان منجر به گرایش روحانیون به سمت خنثی سازی و مقابله با اقدامات این فرقه گردید.

انجمن حجتیه در حقیقت پس از ملی شدن صنعت نفت و قبل از کودتای 28 مرداد در سال 1331 با نام انجمن ضد بهائیت آغاز به کار کرد.

آشنایی با شیخ محمود ذاكر زداه تولایی

مؤسس انجمن شیخ محمود ذاكر زاده تولایی مشهور به حلبی است. ایشان در مشهد متولد شد. در دوران جوانی جزء خطبا و علمای مشهور و فعالین سیاسی مشهد بوده است. وی در رادیو مشهد به سخنرانی می پرداخت. ایشان در اثر كج فهمی تعالیم اساتید خود به اخباری گری گرویده است.

کار عمده شیخ محمود حلبی پس از شهریور 1320 مبارزه با بهائیان در قالب منبر و خطابه بوده است. وی در مبارزات ملی شدن صنعت نفت شرکت داشته است، اما بواسطه اختلاف میان رهبران مبارزه، شکست مبارزه در جریان کودتا و عدم موفقیت در ورود به مجلس هجدهم از فعالیت های سیاسی و مبارزه ناامید شده و ریشه این تفکر که بایستی بنشینیم تا امام زمان (ارواحنا فداه) بیایند و امور را اصلاح نمایند شکل گرفت.

علل گرویدن شیخ محمود به تاسیس انجمن

در این که چرا شیخ محمود ذاکر زاده تولایی معروف به حلبی اقدام به تشکیل این انجمن نمود دیدگاه های متفاوتی وجود دارد:

برخی معتقدند که رژیم به دنبال سرگرم کردن جوانان مذهبی و غافل کردن آنها از مبارزه با رژیم (چه قبل و چه بعد از کودتا) بوده است، لذا اقدام به رشد و ترویج فرقه ضاله بهائیت نمود. یعنی علت تشکیل انجمن حجتیه را واکنش به گسترش فرقه بهائیت می دانند. البته برخی معتقدند كه شیخ محمود حلبی خود مهره ساواك بدین منظور بوده است كه در این مورد اسنادی در دست نمیباشد.

دیدگاه دیگر معتقد است که در جریان اقدام روحانیت علیه بهائیت، شیخ محمود حلبی به همراه همکلاسی اش سید عباس علوی از سوی استادشان میرزا مهدی اصفهانی مامور به تحقیق پیرامون بهائیت می گردند که در طی این مسیر سید عباس علوی به فرقه بهائیت می پیوندد و این امر موجب حساسیت بیش از حد حلبی و احساس خطر بیش از پیش نسبت به این فرقه می شود.

دیدگاه سوم معتقد است اختلاف میان آیت الله کاشانی و دکتر مصدق در کنار شکست شیخ محمود حلبی در انتخابات مجلس هفدهم منجر به دلسردی وی از فعالیت های سیاسی و مبارزه با رژیم و گرویدن به مبارزه! (به معنی فعالیت اخباری گونه و اعتقادی صرف ) با بهائیت گشته است.

برخی دیگر که بیشتر اعضای انجمن می باشند معتقدند که علت تشکیل انجمن خوابی است که آقای حلبی دیده که در آن حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) ایشان را به تشکیل انجمن سفارش نموده است.

که در یک جمع بندی گسترش فرقه بهائیت، تلاش رژیم برای سرگرم کردن جوانان مذهبی و دلسردی شیخ محمود حلبی از شکست مبارزات، قابل جمع و می توان آنها را علل گرایش ایشان به تاسیس انجمن حجتیه دانست.

بررسی مختصر اساسنامه

انجمن حجتیه با نام انجمن ضد بهائیت در سال 1331 تاسیس و سپس در سال 1336 با تدوین اساسنامه کار خود را با نام انجمن خیریه حجتیه مهدوی آغاز نمود.

در اساسنامه آن هدف از تاسیس را تبلیغ دین اسلام و مذهب جعفری و دفاع علمی از آن با رعایت مقتضیات زمان اعلام نمود. از مهمترین نکات تاکید بر عدم دخالت انجمن در امور سیاسی بود. به گونه ای که قید گشته است:

انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسؤولیت هرنوع دخالتی را كه در زمینه‌های سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.(3)

از سایر نکات مهم در اساسنامه که بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابیون قرار گرفت؛ پذیرش رژیم حاکم و تاکید بر این نکته که تمام فعالیت ها در چهارچوب قوانین کشور انجام می پذیرد بوده است. تقریبا در تمامی بندهای اساسنامه به گونه ای بر این بحث تاکید شده است.

انجمن قبل از انقلاب

انجمن مدعی است که در طول دوران فعالیت اش مورد تایید مراجع بوده است. این مطلب متاثر از ماهیت مذهبی انجمن و خطر بهائیت در آن برهه بوده است. بهتر آن است که بگوییم چون کسی تصور مبارزه و سرنگونی رژیم را نمی کرد مبارزه با بهائیت می توانست کار مقبول و مفیدی باشد و در اولویت قرار گیرد. البته در این بین نمی توان از نقش و تاثیر سوالات جهت داری که انجمن جهت تایید خود از مراجع پرسیده است صرف نظر کرد.

در این میان حضرت امام خمینی (ره) هیچگاه به طور کامل انجمن را تائید نکرده اند. ایشان یک بار مشروط بر صحت ادعاهای درج شده اجازه استفاده از وجوهات شرعیه را می دهند و پس از آن (بویژه پس از شروع مبارزات) دیگر تایید ننموده اند.(4)

از نکات تاریک تاریخچه انجمن سازش با رژیم پهلوی و همکاری با ساواک است. به گونه ای که خود اعضای انجمن گزارش جلساتشان را به ساواک فرستاده و اگر خدای ناکرده مزاحمتی برای جلسات انجمن یا اعضای آن پدید می آمد به محض روشن شدن ارتباط آنها با انجمن مسأله رفع می گشت. ممانعت شهربانی در برگزاری مراسمات یزد و مذاکرات حلبی از تاریک ترین این مسائل است که در آن شیخ محمد حلبی با تکریم و تجلیل از جنایتکاران پهلوی و شاه ملعون یاد می کند.(5)

طرفین از این ارتباط رضایت داشته و حتی در اسناد ساواک آمده ایشان جزء آن دسته از سخنرانانی که علیه حکومت سخن بگویند نیستند. البته در تاریخ سخنرانی های ایشان هم بویژه از سال 1342 به بعد چیزی مبنی بر رد این ادعا یافت نمی شود. نقل شده است كه در جلسه ای در حدود سال 1345 كه آقای حلبی و شهید مفتح و جمعی دیگر از علما حضور داشته اند، شهید مفتح از اختناق و ممانعت از سخنرانی های مذهبی انتقاد و گله می كردند، آقای حلبی برمی آشوبد و اظهار می دارد كه بد می كنید شما، بر خلاف مصالح مملكت صحبت می كنید دستگیرتان می كنند ولی ما كمیسیون ها و كنفرانس های عظیم تشكیل می دهیم و هیچكس مزاحم ما نمی شود.(6)

این مسأله آنقدر حاد بوده است که انجمن در سال 1356 و پس شهادت آقا مصطفی خمینی و چاپ مقاله اهانت آمیز نسبت به حضرت امام خمینی (ره) علی رغم تمامی ظلم ها و فسادهای دربار و شهادت مبارزین و شكنجه آنان توسط ساواك باز هم از سازمان مخوف برای ادامه حیات خود مجوز می گیرد.(7)

برخی مبتنی بر دید سرگرمی نسبت به انجمن معتقدند ساواک میان آنها و بهائیت موازنه برقرار می نموده است. یعنی در برهه ای آنها را در محدودیت و در برهه ای دیگر بهائیان را محدود می نموده است که چگونگی آن بستگی به شرایط رژیم داشته است.

لذا جمع بندی این گونه رفتار نشان می دهد مسأله بهائیت آنچنان در ذهن و فكر آنها حائز اهمیت گشته كه بقاء بر هر چیزی ارجح بوده است.

انجمن در خلال مبارات بواسطه دید بسته خود نسبت به مرجعیت، حضرت امام خمینی (ره)را در کنار سایر مراجع یکسان می دیدند و لذا خود را شرعا ملزم به حضور در مبارزات نمی دانستد و حتی تقابل و تمسخر هم می نمودند. در قبال این مسأله اسناد و رویدادهای متعددی
 

قبلی

برگشت

بعدی