ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

 

این واقعیت که بهنگام تجاوز ارتش صدام، ملاتاریا ارتش ایران را متلاشی کرده بود، بنی صدر در تجدید سازمان ارتش و زمین گیر کردن ارتش عراق و واپس نشاندنش بطور کامل موفق بوده است.

2 دروغ بزرگی می گوید وقتی می گوید متجاوز شناختن رژیم صدام و پرداخت غرامت مورد قبول قرار نمی گرفت. زیرا  پیشنهاد هیأت نمایندگی کنفرانس بین المللی کشورهای غیر متعهد، واجد سه نکته مهم بود:

1- عقب نشینی قوای عراق به داخل خاک خود و فاصله گرفتن از مرزهای بین المللی تا حد گلوله توپ رس.

2 تعیین متجاوز

3 پرداختن غرامت ایران به مثابه کشور مورد تجاوز. در آن تاریخ، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس آماده پرداخت 25 میلیارد دلار غرامت نیز بودند. ایران 50 میلیارد دلار مطالبه می کرد. اگر کودتای خرداد 60  - که هاشمی رفسنجانی نقش اول را در آن ایفا کرد برای این بود که می خواستند استبداد خویش را بر کشور تحمیل کنند. وگرنه، چه دلیل داشت که دفتر رجائی به وزیر خارجه کوبا تلفن کند و بگوید چون فعل و انفعالهائی در حال انجام است، شما فعلا  به ایران نیائید. آن فعل و انفعال کودتا بر ضد رئیس جمهوری منتخب مردم ایران بود. استقرار استبداد در ایران، نیازمند سازش ننگین با امریکا و انگلستان و اسرائیل بود. اگر نه، چرا آلن کلارک، وزیر دفاع انگلستان در حکومت تاچر، در دادگاه می گفت: جنگ ایران و عراق در سود انگلستان و غرب بود اسباب ایجاد و ادامه آن را فراهم کردیم؟

     اکتبر سورپرایز و ایران گیت ها به ایرانیان و جهانیان گفتند انگلستان و امریکا و اسرائیل چگونه اسباب ادامه جنگ را فراهم کردند. بر ایرانیان است که در هشدار 22 خرداد 1360 بنی صدر تأمل کنند. در بیانیه ای به این تاریخ، او هدفهای کودتا، که یکی از آنها، ادامه دادن به جنگ بود را برشمرد. در کتاب خیانت به امید بار دیگر، نسبت به ادامه جنگ در سود امریکا و اسرائیل و انگلستان هشدار داد.

3 -  به ترتیبی که در بند 2 توضیح داده شد، بنا بر پیشنهاد غیر متعهدها، قوای عراق می باید به اندازه گلوله توپ رس در داخل خاک خود، از مرزهای بین المللی فاصله می گرفتند.

4 -  می گوید: بعد از فتح خرمشهر،  خمینی گفته است از آتش بس صحبت نکنید. زیرا این جنگ تا اهدافی که داریم باید ادامه یابد. اما اگر اهداف تخلیه خاک ایران و شناختن عراق بعنوان متجاوز و پرداخت غرامت بود، موقعیت بعد از فتح خرمشهر، فرصت خوبی برای رسیدن به اهداف و پایان دادن به جنگ بود. پس اگر به جنگ ادامه داده اند، بخاطر هدفهای دیگری بوده است. مهمترین آنها، نفله کردن یک نسل و استقرار استبداد ملاتاریا بود.

5 -  طرفه این که مدعی می شود غرامت ایران 100 میلیارد دلار معین شد!  آیا در قطعنامه 598، عراق متجاوز شناخته شده و 100 میلیارد دلار غرامت معین گشته است؟

قطعا نه. پس در کدام سند عراق متجاوز شناخته شده و محکوم به پرداخت 100 میلیارد دلار خسارت شده است؟

نکند ملاتاریا سند غیبی نیز می سازد!

     بند 6 قطعنامه از دبیر کل سازمان ملل متحد می خواهد با مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق در باره مسئولیت در گیری، به هیأت بی طرف  را بررسی نماید و هرچه زودتر به شورای امنیت گزارش دهد.

    و در بند هفتم، از دبیر کل خواسته می شود گروهی از کارشناسان را برای بررسی مسئله بازسازی تعیین و شورای امنیت گزارش کند.

     بدین قرار، در قطعنامه نه عراق متجاوز شناخته شده است و نه محکوم به پرداخت غرامت شده و نه میزان غرامت معین گشته است.

طرفه این که باوجود بند یک قطعنامه که از دو طرف می خواهد قوای خود را به مرزهای بین المللی عقب بکشند، عراق قوای خود را از خاک ایران بیرون نبرد و با وجود این، خمینی و هاشمی رفسنجانی و خامنه ای و... آتش بس را پذیرفتند.

6 -  بدین قرار، جنگ را تا آخر ادامه داده اند و کار به جائی رسیده است که دیگر پول برای خرید اسلحه و مواد غذائی مورد نیاز مردم را نیز نداشته اند. آیا هاشمی رفسنجانی فکر می کند کسی معنای این اعتراف او را در نمی یابد؟

آیا فکر می کند مردم نمی دانند که رویه زورپرستانی از نوع خمینی و او و خامنه ای اینست که بحران را تا شکست ادامه می دهند و در شکست بدان پایان می دهند؟   

محسن رضائی نیز اعتراف می کند درپی شکست های پیاپی، خمینی  قطع نامه 598 را پذیرفته است:

● وقتي امام قطعنامه 598 را پذيرفت، بسيار مظلومانه و صادقانه با ملت ايران صحبت كرد؛ يعني توضيح داد كه من تا همين ديروز معتقد بودم جنگ را بايد ادامه بدهيم. من جام زهر مي‌نوشم و اين قطعنامه 598 را مي‌پذيرم. آمد صادقانه با ملت ايران صحبت كرد و آبروي خودش را هم در مسائل بين‌الملل در طبق اخلاص گذاشت؛ چرا؟ چون قطعنامه 598 اگر هم قرار بود پذيرفته شود، بايد يك سال پيش و در اوج پيروزي‌هاي ايران پذيرفته مي‌شد.

    ايران زماني قطعنامه 598 را مي‌پذيرفت كه آن سرزمين‌هايي كه از موضع قدرت گرفته بود و باعث صدور قطعنامه 598 شده بود، ديگر در دستش نبود؛ بنابراين با اين شرايط از كجا معلوم بود وقتي ايران قطعنامه 598 را مي‌پذيرد، دنيا و عراق هم بپذيرند؟! اين خيلي ريسك بالايي است آن هم براي كسي مثل امام. اما امام اصلا به اين مسائل توجه نكرد. به رضاي خدا و مصلحت نظام و كشور فكر مي‌كرد و صادقانه به مردم ايران گفت: من تا ديروز اينطوري فكر مي‌كردم، الان وضعيت اينطور است و من قطعنامه 598 را پذيرفته‌ام و به مسئولان سياسي و نظامي هم اعتقاد دارم، كسي فردا عليه اينها شروع به جوسازي نكند.

● علت اين‌كه اينطور ابهاماتي وجود دارد اين است كه پايان جنگ روشن نيست؛ تير ماه است؟ مرداد ماه؟ شهريور ماه؟ و به همين دلايل است كه در كشور ما شهريور ماه را جشن مي‌گيرند. شهريور ماه حمله ارتش عراق به ايران است؛ چه كسي حمله يك كشور ديگر به كشور خودش را جشن مي‌گيرد؟ ما بايد بياييم پايان جنگ را جشن بگيريم اما پايان جنگ كجاست؟ در مرداد ماه. پس از شكست‌هاي پي در پي ايران در تير ماه، قطعنامه 598 را پذيرفتيم و به همين دليل هم عراق آن را نپذيرفت، چراكه ما در ضعف بوديم و مرتب داشتيم شكست مي‌خورديم اما حادثه مهمي در مرداد ماه اتفاق مي‌افتد.

نيروهاي ايران آماده بودند كه در لحظه‌هاي آخر جنگ پس از اين‌كه باختران، خرمشهر و اسلام‌آباد، قصرشيرين و كرند و سرپل‌ذهاب و گيلانغرب و همه اينها را آزاد كردند، دوباره به بصره حمله كنند، اما امام فرمود: خب پس جنگ اينطور تمام شد. اگر جنگ اينطور تمام شده، پس ما نه تنها پيروزي معنوي داريم، بلكه با پيروزي نظامي ايران جنگ تمام شد. علامتش هم اين است كه وقتي ما اين پيروزي‌ها را به دست آورديم، صدام اعلام كرد قطعنامه 598 را قبول ندارم! اگر ما اين پيروزي‌ها را به دست نمي‌آورديم كه صدام قطعنامه 598 را قبول نمي‌كرد.

انقلاب اسلامی: اگر امروز محسن رضائی با این صراحت اعتراف می کند قطعنامه را به این دلیل قبول کرده اند که ایران پی در پی شکست می خورد، بدین خاطر است که رژیم ایران را در همان موقعیت قرار داده است که در ماههای پیش از قبول قطعنامه قرار داده بود. او نیز همچون هاشمی رفسنجانی زمینه سازی می کند برای معامله.

    البته او می کوشد اثر ابراز حقیقت را بر مردم کشور که بمدت 30 سال دروغ شنیده اند، با اظهار نصف حقیقت تعدیل کند. می گوید در مرداد ماه، پس از آنکه عراق مناطق جدیدی را در خاک ایران تصرف کرد، مردم ایران به جبهه ها هجوم بردند و از وطن خود دفاع کردند و صدام بعد از شکست تعرض جدید قوای خود، قطعنامه را پذیرفت.

1 در همان جلسه 20 ژوئیه 1987 (29 تیر 1366)  قطعنامه در حال تصویب را پذیرفت.

 

قبلی

برگشت

بعدی