ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

كه‌ پس‌ ازپيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ حكومت‌ اسلامي‌ بلافاصله‌ مبارزه‌ با اسرائيل‌ را در سرلوحه‌ اهداف‌ سياست‌ خارجي‌ خويش‌ قرار داد. شيعيان‌ جنوب‌ لبنان‌ كه‌ در زمان‌حكمراني‌ شاه‌ با توجه‌ به‌ حمايت‌ اين‌ رژيم‌ از اسرائيل‌ در ميان‌ اعراب‌ احساس‌سرشكستگي‌ مي‌كردند با پيدا كردن‌ يك‌ پشتوانه‌ معنوي‌ و سياسي‌ به‌ نام جمهوري‌اسلامي‌ ايران‌ درمقام‌ يك‌ بازيگر مؤثر و سرنوشت ‌ساز، وارد ميدان‌ مبارزه‌ با اسرائيل ‌شدند. (1)

درهمین مقاله مرتضی شمس مینویسد :

در اين‌جا ذكر اين‌ نكته‌ ضروري‌ است‌ كه‌ اگر چه‌ بخش‌ عمده‌اي‌ از تعارض‌ و مخالفت‌جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ با رژيم‌ صهيونيستي‌ بر اساس‌ مباني‌ ايدئولوژيك‌ نظام‌ اسلامي‌است‌، اما از سوي‌ ديگر از زاويه‌ منافع‌ ملي‌ نيز اين‌ مسأله‌ قابل‌ توجه‌ مي‌باشد.

توضيح‌ آن‌كه‌ سه‌ كشور مصر، تركيه‌ و ايران‌ با توجه‌ به‌ وسعت‌، جمعيت‌، منابع‌،ويژگيهاي‌ جغرافيايي‌، پيشينة‌ تاريخي‌ و همواره‌ خواهان‌ ايفاي‌ نقشي‌ ويژه‌ درخاورميانه‌ بوده‌اند. از اين‌رو ورود يك‌ بازيگر جديد در صحنه‌ خاورميانه‌، كه‌ به‌ دليل‌در اختيار داشتن‌ منابع‌ مالي‌ فراوان‌ و برخوردار بودن‌ از پشتيبانيهاي‌ سياسي‌ در سطح‌جهان‌ مي‌تواند به‌ ضرر منافع‌ ملي‌ اين‌ كشورها هم‌ باشد.

اسرائيل‌ در دو زمينه‌ برخورداري‌ از سلاح‌ هسته‌اي‌ و تكنولوژي‌ پيشرفته‌ بر سايركشورهاي خاورميانه‌ برتري‌ دارد و در پي‌ آن‌ است‌ تا با افزايش‌ نقش‌ خود در اقتصادمنطقه‌ آخرين‌ حلقه‌ برتري‌ مطلق‌ خود در منطقه‌ را تكميل‌ كند. رژيم‌ اشغالگر قدس‌ به‌دليل‌ برخورداري‌ از منابع‌ مالي‌ و فن‌آوري‌ در صورت‌ گشايش‌ بازارهاي‌ سرمايه‌ ومصرف‌ منطقه‌ مي‌تواند نياز سرمايه‌اي‌ و مصرفي‌ بخش‌ عمده‌ خاورميانه‌ را تأمين‌ سازد،امري‌ كه‌ در حال‌ حاضر با توجه‌ به‌ تحريم‌ اعراب‌ و اكثر كشورهاي‌ اسلامي‌ براي‌ اسرائيل‌ناممكن‌ مي‌باشد. صدور تكنولوژي‌، سرمايه‌ و كالا به‌ بازار كشورهاي‌ خاورميانه‌ از يك‌طرف‌ صنعت‌ و تجارت‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ را رونق‌ مي‌بخشد و از طرف‌ ديگر كشورهاي‌منطقه‌ را در اين‌ زمينه‌ها به‌ رژيم‌ صهيونيستي‌ وابسته‌ مي‌سازد امري‌ كه‌ هم‌ براي‌ اقتصاد وهم‌ جايگاه‌ منطقه‌اي‌ كشورهاي‌ مهمي‌ همچون‌ ايران‌، تركيه‌ و مصر ناخوشايند مي‌باشد.
ملاحظات‌ فوق‌ در مجموع‌ منجر به‌ طرح‌ اسرائيل‌ به‌منزلة‌ يك‌ تهديد ملي‌ براي‌ ايران‌شده‌ است‌ و از اين‌رو مي‌بينيم‌ كه‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نيز جهت‌ حفظ‌ اسلام‌ و كيان‌اسلامي‌ در مقابله‌ با اسرائيل‌ هيچ‌گونه‌ ترديدي‌ به‌ خود راه‌ نمي‌دهد.

در سند چشم انداز 20 ساله نیزدر خصوص اركان راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ، چنین آمده است : درخصوص منافع واهداف كلان ملي و بعد سياست خارجي آن، شاخصها و هدفها وجهت گيري هاي مشخصي نظير، كسب رتبه اول علمي - فناوري در سطح منطقه، قرار گرفتن در جايگاه نخست اقتصادي منطقه، تبديل شدن به كشوري توسعه يافته، درعين حفظ هويت اسلامي- انقلابي، الهام بخش درجهان اسلام، داراي تعامل سازنده وموثر با ساير كشورها (در روابط بين الملل) لحاظ شده است. از آنجا كه علت غايي و هدف نهايي رويكرد خارجي سند چشم انداز، تبديل شدن به قدرت برتر منطقه در عين حفظ هويت اسلامي- انقلابي است، بنابراين:

راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران قاعدتا بايستي راهها و روشهاي برتري منطقه اي و علل و رفع موانع و معضلات آن را در سطوح پيراموني، منطقه اي و بين المللي - جهاني، ارائه نمايد. در راهبرد سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران ابتدامهار تهديد و كنترل توسعه طلبي رژيم صهيونيستي داراي اولويت است. (2)

 تفسیر عبارات بالا یعنی آنچه که احمدی نژاد میگوید " اسرائیل باید ازصفحه روزگار حذف شود " و ایران باید "قدرت برترمنطقه" شود ، البته نه از طریق ارتقاء شاخصهای اقتصادی و سیاسی بلکه از طریق پرخاشگری، تنش زائی، سلطه جوئی، توطئه، تروریسم، نقض کامل حقوق شهروندی، اقتصاد رانت خوار، توسعه طلبی اسلامی و ایدئولوژیک ، رشد و گسترش باندهای قاچاق مواد مخدرو زنان ! راهبردهای سیاست خارجی حکومت اسلامی مبتنی است بر دیدگاه آرمان گرایانه اسلامی که اسلام را دین برتر میداند و سلسله مراتب حاکم بر نظام بین المللی را که انطباقی با نظام ارزشی اسلام ندارد ناعادلانه و باطل میداند. از اینرو مقاومت و ایستادگی در مقابل قدرت های غربی طاغوتی واستکباری(بخوان امپریالیستی و صهیونیستی) ازمهمترین مولفه های این دیدگاه به حساب می آید.  انعکاس این نگاه را در اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ازمنظر  قانون اساسی ایران بررسی میکنیم : بر اساس قانون اساسی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به استناد بند 16 از اصل سوم و اصل 152 و با نگاهی به مقدمه این قانون به شرح زیر است.

 بند 16 اصل 3 :

تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس

*معیارهای اسلام

* تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان جهان

* حمایت بی‏دریغ از مستضعفان جهان

  اصل ۱۵۲: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس

*نفی هر گونه سلطه‏جویی و سلطه‏پذیری

*حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور

*دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان

*عدم تعهد در برابر قدرت‏های سلطه‏گر

* روابط صلح‏آمیز متقابل با دول غیر محارب

اولویت چهار گروه از کشورها

1-همسایگان ایران

2-کشورهای مسلمان

3-کشورهای جهان سوم

4-کشورهایی که یکی از نیازهای سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و یا نظامی ایران را برطرف سازند.

 خط مشی  سیاست خارجی   Foreign Policy

1)سعادت انسان در کل جامعه بشری

2)استقلال کشور

3) حفظ تمامیت ارضی

4) حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفین

5) روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب

6)ائتلاف و اتحاد ملل مسلمان و وحدت جهان اسلام

7)نفی هرگونه ستم گری و ستم کشی

8)نفی هرگونه سلطه گری و سلطه پذیری

9)عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر

10)طرد کامل استعمار

11)جلوگیری از نفوذ اجانب

12)اجتناب از پیمانهایی که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصاد ، فرهنگ و ارتش گردد

13) ظلم ستیزی و عدالت خواهی

14) تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان

همانطور که در سند بالا ملاحظه میکنید در اصول ومبانی سیاست خارجی ایران  اسلام محوری ، زبان تهدید از طریق درافتادن با قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای ( به بندهای 4و5و6و14 وبند الویتها نگاه کنید ) ، تاکتیکهای تهاجمی و تدافعی بدلیل ترس از تهدیدات سیاسی و نظامی خارجی  و حفظ امنیت نظام بمثابه یک منفعت سیاسی ارکان  پایه ای سیاست خارجی دولت اسلامی را ازابتدای حیات تا کنون تشکیل میدهد.

برای مثال پیشگیری از بروز خطرات و تهدیدات بین المللی علیه امنیت ملی کشور و شهروندان ایرانی دراسناد آنان بی معناست و جائی ندارد. بلکه دولت ایران حافظ امنیت ملی تمام امت مسلمان جهان است الی مملکت وملت خود ( ملت را بخوان غیرخودی ها وغیرامتی ها ).

در سند قانون اساسی و سند چشم انداز به نوع تنظيم مناسبات و ترتيب روابط كشورمان با ديگر كشورها دقت کنید، تنها پیامی را که میتوان یافت بشارت انزوای بیشتراست !

قبلی

برگشت

بعدی