ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

(1385)، محمدخانی و فتحی (1386)و...  از جمله مسائل مورد بررسی در این مجموعه پژوهش ،بررسی وضعیت و پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این دختران و خانواده های آن هاست که در تمامی موارد، به طور تقریبی بر اساس شاخص های موردبررسی مانند سطح و میزان تحصیلات ،نوع شغل،محل سکونت و...یافته ها حاکی از پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پایین آن هاست .همچنین در بررسی ویژگی ها برعوامل خانوادگی موثر در کنش فرار آن ها از جمله ساخت خانواده و مجموعه روابط بین زوجین و والدین و فرزندان و همچنین ویژگی های عاملان موثر در این کنش یعنی والدین بویژه پدر، ناپدری و سایر افراد مذکر خانواده مانند برادر بزرگتر توجه کافی مبذول داشته اند و از این لحاظ اشکالی که بردسته پیشین پژوهش ها وارد بودشامل این نوع مطالعات نمی گردد.

نقد و بررسی پژوهش های خانواده مدار

انتقادی که بر این پژوهش ها وارد است نادیده گرفتن عوامل ساختاری کلان تر است . یعنی همچنانکه مطالعات فرد محور ،فرد را از متن خود خارج ساخته و مورد بررسی قرار داده بود این دسته از مطالعات عمدتا خانواده را از متن خود منفک ساخته و به عنوان واحدی مجزا و یگانه مورد بررسی و ارزیابی قرار داده اند.رد پای این نوع بررسی بویژه خود را در پیشنهادات ارائه داده شده نشان می دهد.به همین دلیل بررسی پیشنهادات فوق ضرورت پیدا می کند.بر این اساس ابتدا این پیشنهادات در سه دسته طبقه بندی و سپس به بررسی هر طبقه به طور مجزا پرداخته می شود:

  ب 1 :پیشنهادات در سطح خانواده

   در این دسته پیشنهادات ،تاکید بر اصلاح فضای خانواده از طریق ارائه آموزش به والدین در زمینه شیوه های درست فرزند پروری و همچنین آموزش مهارت ها و توانمندسازی دختران نوجوان و جوان است.به طور مثال:

- محکم نمودن روابط عاطفی خانوادگی و سالم سازی محیط خانواده(خدادادی،1383)

- توجه دادن خانواده ها به آسیب پذیری دختران نوجوان(حقیقت دوست،1383)

- بهره مندی زوج های جوان از مهارت های لازم برای اداره خانواده و ...(رستم خانی،1381)

  همان طور که قبلا عنوان شد این دسته از پژوهش ها ،خانواده رااز متن اجتماع جدا ساخته و آن را به طور منفک مورد بررسی قرار داده اند.اشکال این نوع تبیین،عدم تغییر در ساخت خانواده است زیرا تغییر ساخت خانواده فقط به آموزش متکی نیست و به پاره ای اصلاحات قانونی و ساختاری از جمله تعدیل قدرت قانونی و عرفی پدر در خانواده وجداسازی نقش بیولوژیک پدری از نقش اجتماعی آن و در نتیجه پیش بینی مجازات برای پدران خطاکار و احقاق حقوق فردی سایر افراد خانواده و ضرورت وضع حمایت های اجتماعی قانونی در سطح کلان جامعه برای این آسیب دیدگان نیاز دارد.

 ب 2 :پیشنهادات در سطح نهاد های واسط   در این دسته پیشنهادات ، تاکید برحمایت هایی است که توسط تعدادی از نهادهای اجتماعی  واسط مانند :مدارس،مراکز مشاوره و مددکاری اجتماعی،مراکز پژوهشی علمی و... می تواند صورت گیرد مانند:

- تدوین دستورالعمل قاطع و واقع بینانه برای مربیان و مسئولان مدارس(صمدی راد،1381)

- ایجاد بانک اطلاعاتی در خصوص دانش آموزان دارای مشکل خانوادگی(همان)

- ایجاد خطوط تلفنی مشاوره(همان)

- تربیت مددکاران اجتماعی(هما)

- استقرار مددکاران حرفه ای در اماکن عمومی،پارک ها ایستگاه راه آهن ،پایانه ها و مدارس(همان)

- پیمان واحد مشارکت آموزشی بین خانواده ها،تشکل ها،مدارس،پلیس و انجمن های نوجوانان(حیات روشنایی،1381)

- ایجاد مراکز پژوهشی جهت رسیدگی به الگوی سالم روابط اجتماعی و سلامت روانی(رستم خانی،1381) این پیشنهادات نیزعلیرغم ارزشمندی ذاتی که دارند،زمانی می توانند مفید واقع شوند که زمینه بروز وظهورشان مهیا باشد.به طور مثال تا زمانی که براساس قانون وعرف،والدین بویژه پدر از حقوق ویژه ای برخوردار باشند که به آن هااجازه انجام هر نوع عملی نسبت به فرزندان داده شود ونهادهای دیگر در مقابل این قدرت قانونی فاقد توانایی و صلاحیت لازم قانونی برای مداخله در زندگی خانوادگی افراد باشند عملا مدارس و مشاوران قادر به ارائه خدمات نخواهند بود. همچنین وظیفه و حمایت خطوط تلفنی مشاوره صرفا ارائه یک مجموعه آگاهی ها به افراد آسیب دیده است  وبیشتر از این میزان ،قادر به انجام هیچ نوع حمایتی نیست در حالی که این افراد فراتر از راهنمایی به فضای امن و قانونی نیاز دارند که از آن ها در برابرقدرت بی چون و چرای پدر و ساخت نا بهنجار خانواده حمایت کند. همچنین تجربه نشان داده است که استقرار مددکاران در اماکن عمومی از سویی مثبت است زیرا می تواند از بروز مشکلات بیشتر بعدی برای این نوجوانان وجوانان جلوگیری کند اما از سوی دیگر نه خانواده حاضر به پذیرش مجدد این دختران است و نه خود دختران تمایلی به باز گشت به چنین محیط غیرقابل تحملی را دارند این در حالی است که معلوم نیست آیا فضای امنی  توسط قانونگذار برای این آسیب دیدگان در جستجوی امنیت و آرامش پیش بینی شده است یا این افراد مجبورند به همان شرایط غیر قابل تحمل  برگردند در حالی که از قبل غیر قابل تحمل تر شده است.

ب 3 :پیشنهادات در سطح کلان و ساختاری

   در این دسته پیشنهادات ،تاکید بر اصلاح ساختار کلان اجتماعی است که از طریق پیشنهاد تغییرات قانونی برای رفع عوامل زمینه ای می تواند صورت گیرد .مانند:

- تدوین قوانین مناسب حمایتی با ضمانت اجرای فوق(صمدی راد، 1381)

- اصلاح قوانین مربوط به افراد زیر 18 سال(همان)

- اتخاذ قوانین حقوقی جهت حمایت کودکان و زنان(کامرانی فکور، 1385)

- تلاش جهت شناخت علل پدید آورنده خشونت های خانوادگی وتلاش برای حذف آن ها از خانواده(حقیقت دوست،1383)

این دسته پیشنهادات به عمقی ترین دلایل موثر در کنش فرار از خانه می پردازند ولذا در رفع و اصلاح آسیب فوق و پیامد های آن تا حدود زیادی می توانند موثر باشند وپیشنهادات دو دسته قبلی در صورت انجام این پیشنهادات و در کنار آن ها می توانند موثر واقع شوند وبه تنهایی به هیچ وجه راهگشا نخواهند بود.

بخش دوم : انجام پژوهش کیفی

 همان طور که قبلا بیان شد در بخش دوم با 25 نفر از دختران فرار ی از خانه که با روش گلوله برفی انتخاب شده بودندمصاحبه نیمه ساخت یافته انجام گردید که یافته ها به شرح زیر می باشد.

مشخصات کلی مصاحبه شدگان

 سن : طیف سنی از16 تا25 سال.

میزان تحصیلات: 4% بی سواد،32%ابتدایی ،56%راهنمایی و8%دبیرستانی

وضعیت خانوادگی: تحصیلات پدر : 72% بی سواد ، 16% ابتدایی ، 8% سیکل ، 4% دیپلم

تحصیلات مادر : 56 % بی سواد ، 32% ابتدایی ، 8% سیکل ، 4% دیپلم

شغل پدر: 56% کارگر ، 24% کارگر فصلی ، 16% بیکار ،4% نامشخص

شغل مادر: 84% خانه دار ، 16% امور خدماتی

سابقه کیفری : 44% پدر،16% برادر

سابقه مصرف مواد مخدر : 44% پدر ، 24 % برادر

سابقه اختلالات روانی: 24% پدر ،16% برادر

ادامه دارد
 

قبلی

برگشت

بعدی