ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

ملا حسنی

مسئله ملی  و فدرالیسم

شماره جدید   

دانشجو

حقوق بشر

رقص آتش و جان بی قرار، امیرمختار کریمپور شیرازی

تنظیم: ستاره سجادی

ما سوگند خورده ایم که تا پای جان از حقوق این گرسنگان و برهنگان در مقابله با سرنیزه و قلدری، بی باکانه، دفاع کنیم

 

http://www.peykeiran.com/userfiles/image/Aks/005_aks/karimpour_shiraz_1_2.jpg

انجمن در مجلس شورا ندارد حاصلی         /         

انجمن بایست کردن درسرای انقلاب

ترس دولت، ملت بیچاره را از پا فکند 

نقشه ای باید کشیدن از برای انقلاب

داروی صبر و شکیبایی نمی بخشد اثر        

درد ما را نیست درمان جز دوای انقلاب

کاخ این خونخوارگان را واژگون بایست کرد

ریختن باید زنو از خون بنای انقلاب

کریمپور شیرازی

ادعانامه
در 19 آذر 1330، تحصن وکلای اقلیت و مطبوعاتیان مخالف در مجلس، فرصت مناسبی به دست مخالفین داد تا از این سنگر، مصون از هرگونه تعرض برای اجرای توطئه ای خوفناک استhttp://www.peykeiran.com/userfiles/image/Aks/005_aks/karimpour_shiraz_1_1.jpgاستفاده کنند. صحن مجلس، سرسرای پایین و راهروها، همه جا در اختیار متحصنین بود.

مطبوعاتیان، به خصوص سید مهدی میراشرافی و عباس شاهنده با وکلای طرفدار دولت مشاجره داشتند که منجر به درگیری بین کشاورز صدر و میراشرافی شد. 

کشاورز صدر در این جریان مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفت

اعتراض وکلای اکثریت به این اعمال مدیران جراید متحصن، سبب شد که جلسه خصوصی برای بررسی موضوع و به طور کلی رویدادهای چند روز تشکیل شود. جمال امامی(4) با همراهی سردار فاخر، موفق شد به جای تماشاچی، در تمام لژهای مجلس، به نام مهدی اتابکی که همواره از طرفداران و همکاران نزدیک راست گرایان و درباریان بود، قبل از تشکیل جلسه، درهای ورودی تماشاچیان را باز کرد و چاقوکشان، همه لژها را اشغال کردند. مدیران و اعضای تحریریه روزنامه هایی که در حال تحصن بودند نیز، در لژهای مطبوعات اجتماع کردند، بطوری که حتی برای چند خبرنگار دائمی مطبوعات هم جائی باقی نمانده بود

جمال امامی پیشاپیش گروه اقلیت بود و چاقوکشها به محض ورود او فریاد زنده باد جمال امامی، زنده باد اقلیت، مرگ بر دکتر محمد مصدق توام با کف زدن شدید آغاز شد. این تظاهرات آنقدر ادامه پیدا کرد تا کریمپور شیرازی خطاب به امامی گفت: مگر شما نبودید که با تظاهرات تماشاچیان در مجلس مخالفت می کردید حالا ... دیگر مهلت به کریمپور شیرازی داده نشد و مدیران جراید متحصن و چاقو کشان در لژ مطبوعات به وی حمله کردند. و برق چاقوی ضامن دار، کریمپور را از لژ مطبوعات به لژ سیاسی فراری داد ولی مهاجمین او را رها نکردند. کریمپور در وسط تالار جلسه علنی مورد ضرب و شتم گروهی از افراد اقلیت چون پیراسته و عبدالصاحب صفائی و دیگران قرار گرفت. در مقابل رفتارهای عبدالصاحب صفایی روزنامه باختر امروز می نویسد: عبدالصاحب بخدمتگذاری صاحب مشغول است.  

چاقوکشان از همه سو فریاد می کشیدند و وکلا به سرعت تالار را ترک می کردند. کریمپور مجروح و مصدوم به بیمارستان اعزام شد. چاقوکشها عربده می کشیدند و به دکتر مصدق ناسزا می گفتند. از طرفی هزاران نفر که در میدان بهارستان اجتماع کرده بودند از جریان زد و خورد در مجلس آگاه شدند. جمعیت خشمناک صف پلیس را شکافته به طرف در بزرگ مجلس هجوم آوردند. بیم هر نوع درگیری وجود داشت. حسین مکی فوراً خود را به جلوی در مجلس رساند و جمعیت خشمگین را مطلع ساخت که جان مصدق و یاران در خطر نیست

اما مردم خواستار تحویل گرفتن چاقو کشان بودند. محاصره چاقوکشان از طرف مردم، اوضاع را دگرگون کرد. آنان از ترس جان از در فرعی سمت شمال کاخ وارد باغ شدند و با دستور دکتر مصدق و دخالت پلیس از معرکه جان سالم به در بردند.  و خبرنگاران در صحن مجلس، در حالیکه مصدوم و مجروح شده بودند به انتظار ماندند و توطئه ظاهراً خنثی شده بود و اعضاء دولت و یارانشان از خطر چاقوکشان مصون ماندند
امیر مختار کریم پور شیرازی که در آن روز مورد حمله شعبان بی مخ قرار گرفته بود از یاران دکتر مصدق و نهضت ملی بود. او شاعر، روزنامه نگار و هوادار ملی شدن صنعت نفت ایران در 4 بهمن 1299 شمسی در مجدآباد در اطراف استهبان در نزدیکی شهر فسا مرکز استان فارس متولد شد

امير مختار کريمپور شيرازی که در شعر " شورش " تخلص کرده، فرزند امير قدمعلی از روستائيان خوش نام و مادرش گل صنم نام داشت و از دودمان کريم خان زند است که در روستای مجد آباد، از روستاهای اطراف فسا در يک خانواده ی روستايی به دنيا آمده بود. از آنجا که خانواده اش نمی توانست هزينه تحصيل او را بپردازد، بناچار وارد مدرسه نظام شد. اما پس از مدتی از آنجا بيرون آمد و وارد دانشکده حقوق شده و به دريافت ليسانس حقوق نايل آمد. وی از همان زمان به خبرنگاری روی آورد، در سال ۱۳۲۹، امتياز روزنامه ی شورش را گرفت

قبلی

برگشت

بعدی