ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشرو میثاق های آن

دانشجو

 

 

بدین ترتیب، به طور اختصار می ‌توان گفت كه سياست ‌های مربوط به پناهندگی هر چند نزد هر دولت با دولت ديگر و منطقه با منطقه ديگر متفاوت است ليكن گرايش عمومی در راستای محدود کردن حق پناهندگی و کنار گذاشتن کنوانسیون 1951 ژنو است. در واقع سیاست دولت های دمکراتیک پناهنده پذیر، عمدتا به نفع گرایشات راست و فاشیستی و ضدخارجی تغییرات اساسی یافته است.

در كشورهای فقیر و در حال توسعه جهان، به خصوص در قاره آفریقا و آسیا، با وجود تشدید بحران ‌ها و مشكلات عظيم اقتصادی، اجتماعی و جنگ، پذيرش پناهندگانی که با امید دست یابی به یک زندگی امن و انسانی از این وضعیت فرار می کنند با مجموعه ای از محدودیت ها و فشارهای دولت های پناهنده پذیر روبرو می شوند و چه بسا سال های سال از زندگی خود و فرزندانشان را در کمپ ها و اردوگاه های پناهندگی در سخت ترین شرایط سپری می کنند؛ بسیاری از آن ها دچار افسردگی و ناامیدی و ناراحتی های روحی و روانی می گردند. متاسفانه در سال های اخیر با محدود کردن قوانین پناهنده پذیری، حتا آمارهای خودکشی نیز در میان پناهجویان در حال افزایش است.

 حکومت اسلامی ایران، هم چون سیاست های دیگرش از جمله در عرصه پناهندگی نیز سیاست های به غایت غیرانسانی و فاشیستی در پیش گرفته است.

سران حکومت اسلامی ایران، به امر انسانی و خطراتی که در افغانستان جان و زندگی انسان ها را تهدید می کند کم ترین اهمیتی نمی دهند. حکومتی که انسان ها را از جوان و پیر، زن و مرد دسته دسته اعدام می کند؛ دست به سرکوب و سانسور می زند؛ چشم درمی آورد؛ دست و پا می برد؛ سنگسار می کند و اکثریت شهروندان جامعه ایران را به لحاظ اقتصادی و معیشتی نیز خاک سیاه نشانده است انتظاری نیست که حقوق پناهجویان را رعایت کند؟! تنها جنبش کارگری متحد و متشکل قادر است در همبستگی و پیوند با جنبش زنان، دانشجویان و هم چنین نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران نه تنها خواست های خود و از جمله حق پناهندگی را بر حکومت اسلامی تحمیل کند، بلکه این توان و قدرت واقعی را نیز دارد که آلترناتیو طبقاتی خود را به حاکمیت برساند و کل جامعه را از شر این حکومت جانی و فاشیست رها سازد.

شیوا نظرآهاری، فعال حقوق کودکان مهاجر، چنین تصمیماتی را ناشی از نبود تشکل های مدافع حقوق پناهندگان و هم چنین ضعف های ساختاری نظام آموزش عالی در ایران می داند. شیوا نظرآهاری در گفتگویی با رادیو دویچه وله آلمان، در این مورد گفته است:

من با کودکان افغانی کار می کنم. البته نه در سطح دانشگاهی. این ها کسانی هستند که حتا از آموزش ابتدایی نیز محروم هستند. افغان هایی که به صورت غیرقانونی در ایران زندگی می کنند، اصلا امکان تحصیل ندارند و آن ها هم که به شکل قانونی ثبت شده اند، شرایط مساعدی نداشته و در مدارس ایرانی با مشکلاتی مواجه هستند. به این ترتیب، جایی برای آن ها در مدارج بالاتر تحصیلی نیست. تصور من این ست که وقتی کسی در کشوری به عنوان پناهنده پذیرفته می شود، دارای حقوقی است و این اقدام ها، نقض آشکار حقوق شهروندی است.

براساس این گفتگو، بخشنامه حکومت اسلامی در رابطه با ممنوعیت تحصیل پناهندگان و مهاجرین عراقی و افغانستانی در ایران، یک سال پیش صادر شده است و به گفته شیوا، در ایران بخشنامه ‌هایی صادر می شوند ولی هنگام تصویب، رسانه ها آن را بازتاب نمی دهند. مسائل زمانی فراگیر می شوند که رسانه ‌ای شوند. ما در جامعه بسته ‌ای زندگی می کنیم و رسانه‌ ها نیز امکانات دنیای مدرن را برای پوشش خبرها ندارند. خبرها دیر منعکس می شوند و به همین ترتیب، اعتراض ها دیر بروز می ‌کنند...

از سوی دیگر، پناهندگان و مهاجرین افغانستانی و عراقی پولدار می توانند در دانشگاه آزاد اسلامی تحصیل کنند. چرا که در این دانشگاه ها، هر فرد خودش هزینه تحصیل را تقبل می ‌کند.

بسیاری از کودکان افغانستانی در ایران، کودکان کار هستند. آنانی که مجوز قانونی برای اقامت در ايران را ندارند، در واقع از بسياری از حقوق اساسی خود مانند آموزش، امنيت، بهداشت، تامين اجتماعی، بيمه، خدمات پزشکی و... محروم هستند و در شرایط دردناکی به سر می برند.

یکی از تحقیقات در این مورد مهم ترين مشکلات کودکان کار افغانی را به شرح زير طبقه بندی کرده است:

محروم بودن از حق آموزش و رفتن به مدرسه؛ اگر کار طولانی و خسته کننده، وقت و توانی برای درس خواندن باقی بگذارد، اين کودکان نمی توانند از مدرسه استفاده کنند. کودکانی که دارای کارت اقامت قانونی هستند، بايد شهريه بپردازند که پرداخت آن برايشان دشوار است. به علاوه هزينه تهيه کتاب و لوازم التحرير را که چندان هم اندک نيست، بايد به آن اضافه کرد.

اين کودکان نمی توانند از حمايت های آموزشی- اجتماعی سازمان های غيردولتی که شامل سوادآموزی هم می شود، استفاده کنند زيرا اين سازمان ها به موجب قانون از ارائه خدمات به اين کودکان منع شده اند. حتا مدارس خودگردانی را که خود افغان ها با حمايت و مشارکت سازمان هاي غيردولتی داير کرده بودند و تعداد زيادی از کودکان و نوجوانان افغانی را آموزش می داد، تعطيل کرده اند.

محروم بودن از حق هويت؛ بسياری از کودکان افغانی، يا شناسنامه ندارند يا به علت ايرانی بودن مادر خود، تابعيت مشخصی ندارند که اين وضعيت تا 18 سالگی يعنی پايان کودکی و نوجوانی ادامه دارد. اين محروميت، تاثيرات زيان باری بر رشد روانی- اجتماعی کودکان بر جای می گذارد. ...

بسیاری از پناهندگان و مهاجرین افغانستانی، بیش از سه دهه است که در این ایران، کار و زندگی کرده اند، اما هنوز از حق پناهندگی و شهروندی برخوردار نیستند. از سوی دیگر، سران و رسانه های حکومت اسلامی، تبلیغات فاشیستی وسیعی را علیه آنان راه انداخته اند. از جمله مساله بی کاری و یا برخی بزهکاری ها را به حضور آن ها در ایران نسبت می دهند. در حالی که همه این ها یک مشت تبلیغات فاشیستی و دروغی بیش نیستند. علاوه بر میلیون ها نفر بی کار در ایران، گفته می شود که در سال آینده حدود نه میلیون جوان وارد بازار کار خواهند شد. بنابراین، عامل اصلی بی کاری و بی حقوقی اکثریت مردم ایران، نه حضور پناهندگان و مهاجرین افغانستانی و عراقی، بلکه وجود نکبت بار خود حکومت اسلامی است. این تیلیغاتی شناخته شده در سراسر جهان است که همواره فاشیست ها علیه پناهندگان و مهاجرین راه می اندازند. کارگر ایرانی، نباید به این تبلیغات فاشیستی و دروغین سران حکومت اسلامی و رسانه هایشان گوش بدهد. کارگران افغانستانی و غیره در ایران، برادران و خواهران کارگران ایرانی هستند که شدیدا تحت استثمار و سرکوب سرمایه داران و حکومت اسلامی حامی سرمایه هستند و درد مشترکی دارند. از این رو، همبستگی کارگران ایرانی و افغانستانی و غیره در ایران، گذشته از جنبه انترناسیونالیستی و انسانی آن، برای تحمیل خواست ها و مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کارگران به حکومت اسلامی، یک امر مهم طبقاتی و ضروری است.

 باید حکومت اسلامی را آن چنان تحت فشار افکار عمومی داخل و خارج کشور قرار داد که حق پناهندگان و مهاجرین افغانستانی و عراقی در ایران را به رسمیت بشناسد. این ها سال های طولانی در شرایط بسیار سخت و کمرشکنی در سازندگی جامعه ایران مشارکت کرده اند و در کنار سایر کارگران و مردم محروم و زحمت کش، از همه حقوق شهروندی برخوردار گردند.

بی شک کارگران و مردم آزاده خواه ایران، نباید اجازه بدهند که حکومت اسلامی، بیش از این پناهندگان و مهاجرین افغانستانی و عراقی و فرزندان آن ها از ابتدایی ترین حقوق انسانی شان از جمله حق تحصیل محروم نماید. باید با مبارزه پیگیر و متحدانه در کنار آن ها قرار گرفت و این حق انسانی را بر حکومت اسلامی تحمیل کرد. هر تعرضی به آن ها، تعرض به انسانیت است و از این رو، هر انسانی وظیفه دارد از حقوق مهاجرین و پناهندگان افغانستانی و عراقی در ایران دفاع نماید.

 

قبلی

برگشت

بعدی