ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

بایگانی


نیشگونه

ملا حسنی

 شماره جدید آزادگی

سید ابراهیم نبوی

صدا

دانشجو

 

 

ادبيات و گفتار دموكراتيك و با گفتمان حقوق بشر و ...خواستند كه حقوق خود را به دست آورند.

چه راهكار و چه راه حلهايي براي مواجه با قوميتها وجود دارد؟ما بايد اين مسئله را از دو ديدگاه و از دو منظر بنگريم.يكي از منظر حاكميت و هويت حاكم و ديگري از منظر قوميتها.

حاكميت و هويت حاكم معمولا روشهاي متعددي را در مقابله با اين مشكل اتخاذ كرده است.آيا آن را به عنوان يك معضل يا مشكل مي بيند يا به به عنوان يك واقعيت .راه حلهاي متعددي را در پيش مي گيرد و نوع راه حلها و نوع مواجهه اش با آنها متفاوت است. يكي از راههاي مواجهه و مقابله با  قوميتها Genoside يا نسل كشي و حذف فيزيكي است . بر اساس آموزه هاي نژاد پرستانه مي خواهند به يك نژاد واحد و اصيل دست يابند. اين كاملا بر اساس تلقي مونوايستي(تك انگارانه) ميخواهند آن را به عنوان عارضه اي كه دولتملت رامعيوب مي كند برطرف كنند.راه معتدل تر از اين راه (cultural genoside)يانسل كشي فرهنگي است.در مورد مسايل زباني (linoside)  زبان كشي است. كه اين ترم اگر چه در ايران زياد استفاده نشده ولي در جاهاي ديگر زياد استفاده شده است. در دنياي امروز چندان نمي توان پذيرفت كه در يك جا از جهان نسل كشي و نژاد كشي اتفاق بيافتد. در بعضي مواقع فرهنگ و زبان كشي كاملا نهادي است يعني راستاي حركت جامعه الزامات و تبعات فرهنگي سياسي-اقتصادي دقيقا به طرفي مي رود كه منجر به زبان و فرهنگ كشي شود.بعضا هم بر اساس سياستهاي همگون سازانه و پروسه (آسيميلاسيون) بپردازندكه ان قوميت در داخل ديگ جوش بجوشد و از بين برود.بحث ديگر واقع بينانه- پذيرش قوميتها به عنوان وافعيت و تلاش در راه حل دموكراتيك و پلوراليستي آن است. پذيرش پلوراليسم به عنوان يكي از شرطهاي دموكراسي از راههاي آن است. اين هم به دو صورت شكل مي گيرد.

 راه اول اينكه در يك نظام سانتراليست كه نظامي پلورال و دموكرات(سانترال-پلورال-دموكرات) در آن درست شود يا اينكه در داخل به طوري كه در چارچوب جغرافيايي نظام حقوق قوميتها به رسميت شناخته شود و سياستهاي را در پيش بگيرد كه مشكلات فرهنگي-اجتماعي و سياسي قوميتها را بتواند حل كند.معمولا دولتها در اين روش سياستهاي حمايتي را در پيش مي گيرند و تبعيض مثبتي را براي آن قوميتها در نظر ميگيرند.

بحث ديگر ايجاد فدراسيونها يا فدراليسم است.در قالب فدراليسم قوميتها ميتوانند حقوق خود را بشناسند.

اما قوميتها نيز در مواجه با اين مسئله و نوع نگاه حاكم مي توانند رويكردهاي متعدد به خود بگيرند.يكي از آنها پذيرش آسيميلاسيون و همگون شدن با هويت غالب  است كه عمدتا بعد از چند نسل نشاني از هويت آن قوميت پيدا نخواهد بود. در بعضي جاها ممكن است قوميتها خود به عنوان (الينه)پيشتازان نسل كشي فرهنگي و زباني و مذهبي خود عمل كنند كه شايد بدتر از مسئله اول باشد.

كل گرفته است.معمولا پس از تشكيل دولت ملتهاي جديد آنها در داخل خود با مشكلات متعددي روبرو مي شوبحث ديگر عدم پذيرش سياستهاي غير دمو كراتيك و حركتهاي واگرايانه كه مي تواند به تجزيه هم منجر شودو حركتهاي كه رويكرد آنها انديشه هاي تجزيه طلبانه است.يا الحاقگرايي و اقدامات الحاقگرايانه به معني تشكيل دولت ملت ديگر كه بر اساس هويت قومي آنها شند.چون هيچ جايي را نمي توان يافت كه دولت- ملتي شكل بگيرد و در داخل آن قوميت جديدي نباشد.مثلا در آذربايجان اگر بخواهيم دولت ملت ديگري تشكيل دهيم در آن قوميتهاي ديگري مانند كردها و فارسها خواهند بود.معمولا تجارب تاريخي نشان داده است كه اين دولت- ملتهاي جديد نيز درست رفتاري را در پيش مي گيرند كه ملتهاي سابق حاكم بر عليه آنها انجام ميدادند.

بحث ديگر سياستهاي الحاق گرايانه با رويكردي است كه با يك كشور هم زبان و هم تبار صورت مي گيرد.      مطلب بعد سياست فعالانه در مقابل هويت حاكم است.مشاركت آنها ايجاب مي كند كه در قالب آن نظام فعاليت حداكثر داشته باشند تا خود را به حاكميت بقبولانندو در اين راه سياستهاي دموكراتيك و پارلمانتاري را در پيش مي گيرند.تا آن نگاه را از بين ببرند.

يكي از پايه هاي اين مسئله بحث فرهنگي است . يراي اين كه گفتمانهاي قومي را عوض كنند سعي در تبديل گفتمان و تفكر "مونوايستي و تك انگارانه"قومي به گفتمان متكثر و پلوراليستي و دگر پذير و تسامح كنند.و تا خود در ساختار سياسي مشاركتي سيستماتيك داشته باشند. مثلا امروز ممكن است تبعيض قومي مطرح شودبعضي از تبعيضها بسيار عيني است.مثلا هيچ وقت فردي با مذهبx نميتواند كه فلان پست سياسي را تصدي كند.و اين در ايران كاملا مشخص است و به چشم مي آيد.مثلا در مورد تركها اگر نگوييم كه از نظر عددي بيشترين هستند حداقل به اندازه جمعيت هم وطنان فارس زبان هستند پس در مورد آنها سياستهاي تبعيض آميز عيني استفاده نمي شود بلكه يكي از سياستهاي كه اتفاقا بسيار تاثير گذار هم هست و در مورد آنها به اجرا در مي آيد و اگر چه ملموس نيست و به چشم نمي آيد سياست تبعيض فرهنگي است.اينجا مشاركت فردي است و تلاش در ايجاد مشاركتهاي ساختاري است.

مشاركت در قدرت و هويت كشور يكي از راهكارهايي است كه قوميتها در پيش مي گيرند.

عبدالله حمادي(فعال سياسي-عرب)

با سلام و تشكر.كليات بحث را دوستان از قبيل هويت ،امنيت ملي ، قوميت و ... را مطرح كردند.من سعي مي كنم كه بحثهايي را كه به آنها اشاره نشده بود من ذكر كنم.يكي از مطلبها علل و فلسفه وجود فعاليتهاي قومي است . علل و فلسفه هاي وجود اين فعاليتها ، ناشي از دو عامل است.

يكي از عاملها ناشي از خواسته ها و مطالبات متراكم است كه طي ساليان متمادي به علت تبعيض و سياست فرهنگ حاكم اعمال شده است.به مرور زمان نيازها متراكم مي شوند و سبب شروع برخي فعاليتهايي مي شود كه از آن كمبودها منشا مي گيرند.ما همه مي دانيم كه فعاليتهاي آگاهانه يك شخص ناشي از تلاش براي تامين  نيازهاي خود مي باشد.بالطبع فعاليت گروههاي قومي نيز ناشي از يك عقب افتادگي است كه سبب فاصله اي گسترده ميان هويت حاكم و قوميتها شده است.اين فاصله به دليل تفاوت سطح فرهنگي، سياسي،اقتصادي و اجتماعي است.

مورد دوم از دلائل مطالبات قومي ،جايگاه تاريخي قوميتهاست.

قوميتهاي موجود در ايران ساليان درازي است كه تجارب تاريخي مشترك كسب كرده اند و براي خود اين حقوق را قائلند كه از خود يك تعبير قومي مستقل داشته باشند و به دنبال برجسته كردن و نماياندن  حقوق قومي خود باشند.من نمي خواهم به ريز اختلافات و تبعيض هاي نژادي در كشور بپردازم بلكه همه و همه دست به دست هم داده اندكه اكثر قوميتها در كشوري بدين بزرگي از فرصت يكساني برخوردار نباشند.موضوع ديگر اينكه آيا اصول15و19 قانون اساسي ميتوانند كه جوابگوي مطالبات قومي باشند يا نه؟

در جواب بايد گفت كه اين اصول تنها ممكن است به تدريس زبان قومي جواب دهد و اين كافي نيست.اگر چه زبان يكي از اساسي ترين مشكلات ماست اما تنها خواسته و مطالبه ما نمي باشد.دوگانگي زبان در مناطق غير فارس سبب شده است كه دانش آموزان در مناطق كردستان و خوزستان افت تحصيلي وحشتناكي داشته باشند.به طور مثال 33%از كودكان در خوزستان در دوران ابتدايي ترك تحصيل مي كنند و اين فاجعه است."از معضل ترين مشكلات ما همان تدريس زبان قومي است".

 

 

قبلی

برگشت

بعدی