ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات شماره جدید

 

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

سید ابراهیم نبوی

حقوق بشر

دانشجو

 
 

یافته است .از جانبی  رشد اقتصادی در جهان کاهش یافته و شرایط برای بیشتر مردم جهان وحشتناک و درحال بدتر شدن است. از همه مهمتر نسبت میان رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی کاهش یافته است.فاکس می نویسد:آمار نشان می دهد حتی درآمریکا که داعیه رهبری جهان آزاد رادارد20درصد ازجمعیت درفقری وحشتناک تراز گذشته زندگی می کنند.و ویلیام فینیگان می گوید:

30درصد ازجمعیت آمریکارا کارگرانی تشکیل می دهند که بادرآمد بسیار ناکافی نمی توانند مایحتاج اولیه خانواده خود راتأمین کنند وآنهارا ازفقر برهانند.(2)

آیا هنوز هم می توان با توهم یگانگی منافع سرمایه و هستی بشر، مردم جهان رابه همسویی و همراهی با سیاست های جنگ افروزانه ،توسعه طلبانه و تجاوزگرانه اوفراخواند؟

فاکس می نویسد:تنها چیزی که واقعیت دارد،کسب فراوانترسودوبلعیده شدن هرچه بیشترمنابع طبیعی به وسیله طبقه مسلط درجهت حفظ خود از خطر حمله های احتمالی و فراهم کردن آسایش خود است.

اما ،اگرقرنها غارت و جنگ و کشتار توسط سلطه جویان ،جامعه بشری رااز مخاطراتی که از جانب آن ها ، روند رشد و تکامل فرهنگی ـ اجتماعی و زیست محیطی کل جامعه انسانی را تهدید می کرد ، نگران نکرد ، اکنون گسترش امکانات رسانه ای ، این فرصت را ایجاد کرده است که بسیاری از مردم جهان از حقایق پیرامون خود و تأثیر آنها بر روی زندگی و محیط زندگی شان، آگاه شوند وبرای حفظ بقای زمین که هستی همه انسانها به آن وابسته است بکوشند.

انسان هوشمند عصر حاضر می داند که هرجنگی در هرنقطه ای از جهان ، جنگی ست علیه کل بشریت ،علیه کره زمین و علیه همه هستی.این دیگر جنگ آشتی ناپدیر طبقه کارگربا نظام سرمایه داری نیست .این جنگ همه هستی ،علیه نیستی ست ،زیرا چنانچه بی اندیشگی ضد انسانی سرمایه برتمامی روندهای جامعه بشری غلبه کند شایدبرای نجات حیات برروی کره زمین ،فرصت از دست برود.

بر همین پایه، سکوت دربرابرهر عمل جنگی و تجاوزگرانه در هرنقطه ای از جهان، پروبال دادن به بهانه های این ماشین جنگی ست که معلوم نخواهدکردطعمه آتی او کدام نقطه دیگر از جهان انسانی خواهد بود. زمین از خواب برمی خیزد و جهان زنده به روی حقایق محیط خود ، چشم می گشایدو خواه ناخواه جهان سرمایه داری ناگزیر است خود را برای یک رویارویی با جهان به هوش آمده ، آماده سازد.

سرمایه داری برای تصرف پایگاه های گسترده تر سودیابی، شبکه عظیمی از اطلاعات را گرد می آوردو به واسطه تبلیغات ، نوع و میزان تقاضا راهدایت کرده ،افزایش می دهد و به نحوه توزیع در سرتاسرجهان سرعت بخشیده و تسلط می یابد. مانیز می توانیم و باید برای نجات خود وتنها محیط زندگی مان : کره زمین ، از راه کاره های آنها به مثابه روندی ضروری برای  چیرگی بر سیاست های ضد بشری آنها ،بیاموزیم:

ارتباط، شناخت، تبلیغ ، کثرت و قدرت.

به این منظور ،لازم است همه ما، به هرزبان ، به هر اندازه و به هرطریقی که می توانیم به رسوایی راههای غیر بشری بپردازیم. همه ما باید در این آهنگ ، هم آوایی و هم خوانی کرده و آنقدر در این کار پا فشاری کنیم تا همه جامعه بشری ، گروه همخوانان ضد جنگ و همه ضدیت های بشری شود . باید این ارکستر جهانی ، هم خوانان خود رابیابد و به هم بپیوندد.

اگر سرمایه داری برای کسب منافع خود، طرحهای فرامرزی به اجرا درمی آورد و برابر دنیای بشریت جبهه مشترک دارد آیا نباید به ناگزیر با هجوم سراسری همه مردم غارت شده اقتصادی و جانی و فرهنگی جهان ،روبرو شود؟

هرچند نطفه های این نیاز از قلب مبارزات کارگری ، اتحادیه ها ، سندیکاها و احزاب کارگری سربرآورده است اما اکنون با توجه به مسایل فراگیرو جهان شمول که حرکت های ضد بشری سرمایه برابر تمام مردم جهان قرارداده است ،تنها راه مقابله همه هستی، علیه نیستی ،اتحاد بین المللی جامعه بشری برابر این تهاجم غیر بشری ست.

نئولیبرالیسم درپی حذف مرزهای جهان می کوشد تا با کم رنگ کردن ارزش استقلال و ویژگی های منطقه ای ، سفره پهناور هستی بشریت رابرای خود به طعم رنگ و نژاد و مذهب و ملیت ،زهرننماید، اما همچنان نیز راه کار گذار از دنیای مدهشی که آفریده است را،به دنیای بهتر در برابر بشریت قرار می دهد واز قلب برنامه هاوطرح هایی  که برای تسلط پایدار خویش برجهان ، تدوین کرده است، طرح های رهایی بخش نوین ، نمایان می شوند.

اکنون ما به جامعه جهانی خود می اندیشیم .جامعه جهانی انسانهایی که میکوشند ، ستم دیدگی را فصل مشترکی برای پیوند نیروهاشان سازند .آن کس که کار می کند، می اندیشد، دوست می دارد وزندگی انسانها را دستمایه بقای خود قرار نمی دهد وبرای جنگ هیچ توجیهی راباورندارد وصلح رابرای همه می خواهد ،درجامعه جهانی ما ،هموطن است.

ما هموطنان خود را از میان همه اقوام جهان ، باز می جوییم.

مای آگاه ، همان نیروی پویا و فناناپذیر تاریخی ست که در نسلهای پیاپی و همیشه آینده ، بازتولید خواهد شد و واقعی ترین وضروری ترین قطب همه تاریخ و همه جهان بشری را پی خواهد ریخت. قطب جامعه بشری با پیوستگی های ذاتی در منافع مشترک هستی ،علیه هرگونه عملی که بقای این هستی را تهدید کند ،مبارزه می کند.

این تشکل و سازماندهی حول نیازهای حقیقی انسان هابه محیط زیست انسانی ،عاری از جنگ ،آلودگی ، ظلم ، دشمنی، فقر ،گرسنگی و وحشت ،شکل می گیردو بی آنکه در یک تشکل سیاسی واحد ،سامان یافته باشد به دلیل سامان یابی در یک تشکل طبیعی یعنیهستی،با درک درست از ضرورتهای زندگی انسانی و محیط حیاتی برای ادامه بقا ی همه موجودات زنده، به شعورآگاه و بالفعل جهان بشری مبدل می شود تا بتواند چالشهای کور آن را سامان دهد.

مردم جهان می توانند و باید با وحدت خود علیه هرگونه عمل مخرب و ضد هستی و ضد زندگی ، شتابهای سرمایه رادرانهدام جهان هستی در تعقیب سود، درپهنه جهان، مهارکنند.

اینگونه ، جهان قطب واقعی خود را می یابد تا فارغ از هرگونه سیاست گری و اندیشه تحکم نشان دهد که زمین را عاری از جنگ و ستیز می خواهد.

چامسکی می نویسد:درحالی که روشنفکران دست به توجیه جنگ می زنند ، مردم عادی علیه جنگ مبارزه می کنند.و روشنفکرانی که پای بندی خود را به دموکراسی ابراز می کنند لازم است نگاهی ژرف و موشکافانه به خود بیاندازند و از خویش بپرسند که برای دفاع از منافع چه کسانی یا به خاطر چه ارزش هایی فعالیت می کنند.

 

منابع:

  1 -A people History of United States

  2- Cold Bew World

 

 

قبلی

برگشت

بعدی