ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

 

کردستان، عبور از بحران های پی در پی

وریا محمدی

صحبت از ایران آینده، ساختار  سیاسی آن، شکل گیری نهادهای قدرت و چگونگی جدال نیروهای سیاسی در آینده این سیستم با همدیگر، موضوعی است که از هم اکنون مورد مناقشه، جدل، دیالوگ و کنتاکت فعالان سیاسی، احزاب و نهادهای متفاوتی است که هر یک به سهم خود و هر کدام از منظر دیدگاه سیاسی شان، هم سهمی برای خود قائلند و هم در شکل دادن به آینده مورد بحث، تلاشهایشان را به کار گرفته اند.

یکی از موضوعات این مجادلات سیاسی، مورد "کردستان" ، آینده آن در نهادهای قدرت سیاسی، مشکلات فراروی مردم کرد و احزاب سیاسی منطقه و چگونگی روابط آینده این احزاب با اپوزیسیون ایرانی و در مجموع نحوه نگرش به مقوله جنبش کردستان از زوایای متفاوت است.

با توجه به اینکه مقولات ذکر شده در حوصله یک نوشتار کوتاه نمیگنجد، از همین رو به طور کلی به برخی موارد این عرصه اشاره میشود که اولویت آنها از نظر من بیشتر احساس شده است. همچنین قصد من آنست که تلویحاً و تصریحاً نشان دهم که هم اکنون در حال حاضر جنبش کردستان در کنار دیگر جنبش های ملل تحت ستم  نیروی اصلی دگرگونی در ایران است که رژیم حاکم را نه تنها به چالش می کشند بلکه اثر بخشی آن در عرصه های گوناگون میتواند به مثابه یک کاتالیزور فعال عمل کند.

در سالهایی که طی حاکمیت رژیم مستبد جمهوری اسلامی پشت سر نهادیم گر چه بانگ فعالین جنبش های ملل تحت ستم انعکاس چندانی نداشت اما امروزه هر اتفاق و حادثه جدیدی که روی میدهد،مسئله حرکات ملی بلافاصله به بحث همگانی تبدیل می گردد و سبب آن چیزی نیست جز وزن جنبش های ملل تحت ستم در تحولات سیاسی ایران.

از همین رو موضوع جنبش های ملی و بررسی آن در حالی که مدتها زیر فشار شونیسم طبقه حاکم برای زمانی بسیار طولانی مرکز مباحثات داغ سیاسی بوده، جای تمرکز و تدقیق است.این بررسی آنجا ضرورت میابد که هم طیف وسیع اپوزیسیون رژیم اسلامی و هم اپوزیسیون قانونی در داخل و روشنفکران و فرهیختگان سیاسی هر یک نگرشی مختص به خود در این عرصه دارند و هر کدام دید مشخصّی را که چگونه می تواند به حل صحیح مسئله کمک کند، ارائه مینمایند. این تحلیل ها اگر چه گوناگون و متنوع است  راهکارهای مختلف ارائه میدهد اما بسیاری اوقات نیز عاری از شناخت دقیق و تجزیه و تحلیل شده حقایق مسئله است.در بخش اول این نوشتار تلاش میکنم تصویری کلی از مسئله کردستان و جنبش سیاسی آن به علاوه برخورد و پیوند آن با دیگر جنبش های سراسری ارائه دهم .

همزمان با استقرار جمهوری اسلامی و گستراندن خفقان و دیکتاتوری در ایران، مردم کرد بی هیچ توهمی از همان آغازین روزها به نبرد علیه این دیکتاتوری رفتند و با تمام توان در برابر آن ایستادند. اولین همه پرسی رژیم برای انتخاب مدل سیاسی که طی یک انتخابات یک گزینه ای برگزار شد با تحریم وسیع مردم کردستان روبرو شد و مخالفت مردم کرد با رژیم تازه دور جدیدی از مبارزات سیاسی را سازمان داد. تاریخاً در زمان حضور جمهوری اسلامی اکثر به نام انتخابات های این رژیم در کردستان تحریم شده است و همواره کردستان یکی از ستون های "نه" گفتن به حکومت اسلامی بوده است. بررسی مبارزات مردم کردستان خود موضوع قابل توجهی است که جا دارد هم از دیدی انتقادی و هم از نگاهی هوشمندانه در بخش های بعدی به آن پرداخته شود. اما اینجا جا دارد اشاره کنم که جنبش کردستان پس از یک دور جدال سخت با رژیمی تا دندان مسلح در سالهای اول انقلاب بهمن، از معدود مبارزانی بودند که در دوران جنگ ارتجاعی هشت ساله ایران و عراق اجازه ندادند که آغاز این جنگ ویرانگر، تحمیل سکون بر جنبش کردستان به دنبال آورد. در همان سالها که جنبش ملیتهای تحت ستم تحت الشعاع جنگ بی سود و خانمانسوز هشت ساله واقع شد و جنگ این امکان را به رژیم داد که بدون نگرانی از اعتراض افکار عمومی تحت بهانه مبارزه با دشمن خارجی در جبهه های "حق علیه باطل" هرصدای مخالفی را در داخل بشدت سرکوب کند، جنبش کردستان در نبردی مسلحانه با حفظ دستاوردهای قبلی به مبارزه خود ادامه داد و شعله مبارزات آزادیخواهانه را برافروخته نگاه داشت.

ایستادگی جنبش کردستان در سخت ترین روزهای این جنگ ارتجاعی زیر باران گلوله های آتشین هر دو رژیمی که به قصد نابودی هم آمده بودند را باید همانگونه بررسی کرد كه هر پديده و حادثه سياسي داراي علل و عوامل بوجود آورنده متعددي است و علت وقوع و چرايي رخداد آن را نمي توان به يك عامل يا فاكتور نسبت داد. از همین رو پديده پر اهميتي چون جنگ ايران و عراق نيز از لحاظ موقعیت رو به ضعف جنبش ضد رژیمی، که به سکون کشیده شده بود از اين قاعده ثابت خارج نيست. تقريبا تمامي فاکتورهای داخلی و خارجی در همان حال که به نوعی میکوشید جمهوری اسلامی را ضعیف و سپس از پا درآورد اما بیشترین اثرش را بر جامعه ایران برجا گذاشت و مشکلات را مردم متقبل شدند. در این گیر و دار که فشارهای همه جانبه چون بارانی سیل آسا توان یک مبارزه جدی و پیگیر را از جنبش مبارزاتی تا حدود زیادی سلب کرده بود ، اما جنبش کردستان به عنوان یکی از حاضران در صحنه علیه رژیم ایستادگی کرد.این ایستادگی قیمتی بسیار داشت و آن جان باختن هزاران انسان رزمنده، مبارز و فداکار  بود. در آن معرکه نفس گیر، وظیفه جنبش کردستان ایجاب می‌کرد که رفع سکون  از مبارزه اولویت یابد و این جز با فداکاری و جانفشانی انسانهای شریفی که از جان و مال گذشته بودند میسر نبود.در همان دوران جمهوری اسلامی می‌کوشید چنان نشان دهد که در عرصه جنگ ویرانگر، تنها دو صف وجود دارد: صف رژیم جمهوری اسلامی  و دنباله روهای آن و صف رژیم سرنگون شده بعث و حامیان خارجی اش. در آن روزها رسالت جنبش کردستان ایجاد اردوگاه امنی برای مبارزه بود که در آن کلیه جریانات اصیل آزادیخواه، اعم از احزاب سیاسی، تشکلهای مبارز، اندیشمندان و متفکرین دگراندیش و فعالین منفرد که به گرم نگاه داشتن کوره مبارزه معتقد بودند، بتوانند منسجم شده و در جایی پناه بگیرند و کار سیاسی شان را ادامه دهند. ادامه کار سیاسی این مبارزان در حالی که جمهوری اسلامی بعنوان یک طرف اصلی بحران آفرینی و جنگ بدلیل حفظ خود و بر سر قدرت ماندن و فرار از بحرانها و تعرضات داخلی، از آن استقبال می کرد، کار مشکلی بود زیرا جمهوری اسلامی برای بقاء و بر سر قدرت ماندن و سرکوب اعتراضات مردمی و شورشهای رو به فزونی ایران، به جنگ نیاز داشت و آن را مفری برای خود می دید. اگر چه در بالا اشاره شد که تداوم جنگ ایران و عراق مشکلات بسیاری برای ایرانیان آفرید و همه چیز چه در عرصه های سیاسی و چه در عرصه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با محدودیت و کنترل های شدید همراه بود، اما در کردستان این مشکلات و موانع و سخت گیریها مضاعف بود. دلیل وارد آوردن این فشار شدید سیاسی و اجتماعی به مردم کردستان به چند عامل عمده باز میگشت. ابتدا اینکه کردستان تاریخاً به دلیل بافت ملی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی اش، منطقه ای تلاشگر در راه حقوق حقه خویش بوده و مردمان پیگیر داشته، لذا به مذاق حکومتی متمرکز و دیکتاتور که اعتقادی به تقسیم قدرت، اهدای آزادی های فردی و اجتماعی و همسان نگری در مقابل افراد جامعه نداشت، خوش نمی آمد. ثانیاً غیر از بهانه جنگ برای سرکوب کل مردم ایران، وجود جنبش مسلحانه زنده در مرزهای کردستان ایران با عراق، عاملی شده بود که حکومت هم بر فشارهای سیاسی و بگیر و ببندهای خود بیشتر بیافزاید و هم اینکه به بهانه ناامنی منطقه به جهت حظور "ضد انقلاب" از هر نوع سرمایه گذاری در آنجا طفره رود.

 

قبلی

برگشت

بعدی