ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

دوران حکومت سلطنتي و چه در دوران خلافت اسلامی ) اکثريت زحمتکش مردم، بدليل فقر و نابرابريهای طبقاتي حاکم بر جامعه، حتي اگر بخواهند، نميتوانند مخارج سنگين ساخت و ساز يک خانه يا محل کار مناسب را تأمين کنند. اين اکثريت لگد مال شده، از مسکن تصوري جز "سر پناه" ندارند، " سابه باني" که آنها را از آفتاب و باران و سرما محافظت کند. به همين خاطر خانه هاي نامناسب آنها در يک چشم بهم زدن فرو مي ريزند.

اکنون پرسش اين است که اگر ادارات دولتي از صدور مجوز و پروانه ساخت براي اين اماکن غير استاندارد و فاقد مصالح ساختماني مناسب، خود داری ميورزيدند چگونه مي توانستند جواب مردم بي خانمان را بدهند که اولين آرزوي زندگي شان، بعد از غذا و پوشاک، داشتن يک سر پناه است؟ وقتي دولتي مسئول از احداث يک ساختمان غير استاندارد جلوگيري مي کند، در مقابل، مردم را به خوابيدن در خيابانها و بيابانها تشويق نمي کند. چنين دولتي يا خود هزينه احداث ساختمانهاي مناسب را بعهده مي گيرد و آنرا در اختيار تهيدستان شهر و روستا قرار ميدهد و يا با تأمين وام بي بهره ( یا کم بهره ) و بلند مدت و نيز تأمين مصالح ساختماني مناسب با قيمت ارزان براي زحمتکشان، به اين اکثريت محروم کمک مي کند که محل کار و زيست مناسبي براي خود بنا کنند. اما چون حکومت هاي نفت خوار ايران، نخواسته اند زير بار مسئوليت اجتماعي و انساني خود بروند، لاجرم با صدور فله اي پروانه ساخت براي ساختمانهاي غير استاندارد، تلاش کرده اند که گريبان خود را از چنگ مردم جوياي مسکن ، خلاص کنند. اين حکومتها، از سوئي ديگر بدليل فساد و رشوه خواري و باند بازي، از قبل انحصار توليد، واردات و توزيع مصالح اساسي ساختماني بويژه آهن و سيمان، سودهای هنگفتي را نصيب اقليت کوچکي از عوامل وابسته به حکومت مي کنند.  اين اقليت سرمايه دار، بخش قابل توجهي از مصالح ساختماني را راهي بازار سياه مي کنند که نرخ آنها چندين بار بيشتر از نرخ هاي سهمیه اي و دولتي است. در چنين آشفته بازاري که زحمتکشان براي تأمين قوت لايموت خود مانده اند، دستيابي به آهن و سيمان و... حکم دسترسي به کيمیا را دارد، لذا از سر ناچاري به دم دست ترين و ارزان ترين مصالح اطراف خود نظیر: آب و خاک و کاه و خشت هاي گلی و... روي مي آورند. از اينرو حماقت محض خواهد بود که اکثريت مردم را بخاطر ساخت اماکن غير استاندارد، مورد شماتت قرار دهيم. انگشت اتهام بايد تماماً بسوي رژیم سياسي و نظام اقتصادي اجتماعی حاکم بر ايران بچرخد. اگر کشور ما، سر زمیني فقير و فاقد صنعت و معدن و منابع و ثروتهاي طبیعي بود و اگر دولت فقير و بي بودجه اي ميداشتيم که عليرغم ميل به کمک ، بدليل نداشتن منابع مالي لازم قادر به تأمين مصالح ساختماني مناسب براي همه مردم نبود، شايد مي شد رژيم حاکم را هم بي تقصیر دانست و گناه را به گردن کشورهاي ثروتمند و پيشرفته انداخت که حاضر نيستند با لگام زدن بر حرص و آز امپرياليستي خود، به ياري ملل فقير وعقب نگه داشته شده بشتابند.

اما اين ها در مورد کشور و حکومت ما صدق نمي کند. چرا که در ايران همه مصالح اوليه ساختمان سازي وجود دارند و دولت نيز به ميمنت وجود طلاي سياه (نفت) در آمد هنگفتي دارد. اگر بودجه کشور توسط باندهاي حاکم و آقازاده ها غارت نشود، اگر هزینه يک ماشين عريض و طويل نظامي و امنيتی ( که وظيفه اي جز سرکوب مردم و حفظ سيادت استبداد مذهبي حاکم ندارد) وجود نميداشت، اگر ميلياردها تومان از بيت المال خرج تقويت گروههاي بنياد گرا و مرتجع اسلامي در اقصي نقاط جهان نمي شد، اگر صدها ميليارد دلار از بودجه کشور صرف تداوم جنگ هشت ساله با عراق به اميد " گشودن راه قدس از طريق کربلا" نمي شد و اگر درآمد حياتي صدور نفت، صرف ماجراجوئي هايي نظير دست يابي به سلاح هسته اي نمي گرديد، مي شد- اگر نه يکباره- اما بتدريج، استاندارد مسکن و واکسينه کردن آن در برابر زمين لرزه را بالا برد. اما اين رژيم گه در تمام سه دهه گذشته، هيچ قدمي براي دستيابي به اين هدف بر نداشته است اکنون مدتیست به بهانه خطر زلزله در تهران 12 میلیونی ، زمین طرح انواع نقشه های عجیب و غریب ، موج جدیدی از پمپاژ مضحکترین خرافه ها را آغاز کرده است .

رژیم اسلامی حاکم که در تمام یازده ماه گذشته از خیزش توده ای مردم علیه استبداد مذهبی در سرتاسر ایران بویژه پایتخت بر خود لرزیده است در هراس از یک زمین لرزه سیاسی تمام عیار ، به بهانه خطر زمین لرزه طبیعی در تهران میخواهد چاشنی انفجاری این کلان شهر ایران را خارج کند . از همین رو پیشقراولان این جنبش یعنی دانشجویان و دانشگاهها را هدف گرفته است تا به بهانه زمین لرزه ، آنها را به دیگر شهرستانهای ایران منتقل کند. این در حالیست که در همین تهران حداقل جهار میلیون زحمتکش و تهیدست در محلاتی با کوچه هایی به عرض یک متر و کلبه های کوچک و فکسنی زندگی میکنند که در صورت وقوع زمین لرزه بر روی هم آوار خواهند شد و کمک رسانی سریع به مصدومین این محلات تنگ و باریک عملا غیر ممکن خواهد بود . پس اگر کسی نداند مردم بخوبی میدانند که استحکام دانشگاههای تهران به مراتب از این خانه های نا مناسب زحمتکشان در زاغه ها و کوخها و مجبورآبادهای حاشیه فقیر نشین شهر تهران بیشتر است ، چرا رژیم که اینقدر نگران سلامتی شهروندان تهرانی است فکری به حال این چهار میلیون تلنبار شده در جنوب پایتخت نمی کند . بنابراین اهداف سیاسی چنین دلنگرانیهایی آشکار است .

تردیدی نیست که تهران در جمیع جهات شهر بیمار و آلوده ای است و حتی میتوان گفت که طرح انتقال پایتخت به جایی دیگر هم میتواند برنامه صحیحی باشد . اما اینکار مستلزم ایجاد اشتغال و فرصت و امکانات زندگی در نقاط دیگر ایران است . وقتی در بلوچستان و کردستان و دیگر مناطق محرومتر ایران به زحمت میتوان چند کارخانه پیدا کرد و وقتی حداقل یکسوم کارخانجات ایران در تهران و جاده های اطراف آن پراکنده اند ، چگون میتوان از انبوه میلیونی بیکاران کشور انتظار داشت که در جستجوی کار و لقمه نانی به کلان شهر تهران هجوم نیاورند ؟!

البته اینها را خود رژیم میداند اما چون الویت آنها حفظ و گسترش دائمی ماشین سرکوب و نیز حیف و میل کردن منابع کشور در ماجراجوئیهای هسته ای و نظامی و یا تقویت مرتجعین در سراسر عالم است و وقتی آشکارا میلیارد میلیارد از بیت المال می دزدند و به حسابهای شخصی خود واریز میکنند " طبیعی " است که بجای برنامه ریزی استراتژیک جهت کاستن از ابعاد فاجعه زمین لرزه در تهران یا هر نقطه دیگری از ایران ، به فرا افکنی و ایزگم کردن روی آوردند و یا بالکل با طرح و تولید جدیدترین خرافه های ضد علمی ، خود مردم را مقصر وانمود کنند که به تهران هجوم آورده اند و در یازده ماه گذشته مشغول " معصیت سیاسی " علیه ولی امر مسلمین بوده اند و یا با ترویج " فساد " موجبات خشم خدا را فراهم کرده اند . اینها که تا کنون زمین لرزه را نوعی آزمایش الهی می پنداشتند در تازه ترین

قبلی

برگشت

بعدی