ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

 بایگانی

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

شماره جدید

حقوق بشر

دانشجو

نقض حقوق بهاييان بر خلاف مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر است

بیژن سامانی

پيروان آيين بهايی در ايران يکی از گروههايی هستند که به طور مستمر و سازمان يافته مورد آزار و اذيت قرار می گيرند.

با اين همه، مقاماتی که در نقض گسترده حقوق بهاييان دخالت دارند همواره از مصونيت مطلق برخوردار بوده اند و هيچگاه به دليل نقض حقوق بشر پاسخگو نشده اند.

. 

 در زیر خلاصه ای از

مقدمه

پيروان بهائيت از آغاز تأسيس اين آئين در ايران در اواسط قرن نوزدهم ميلادی (سيزدهم شمسی)،در ايران تحت فشار و آزار و اذيت بوده‌اند. حداقل ۴۳۳۳ نفر از پيروان اوليه توسط کسانی که اين آئين تازه را که در آن زمان به جنبش بابی معروف بود بدعتی بر اسلام می‌ديدند، کشته شدند.

اليز ساناساريان، در کتاب تاريخ بهائيان ايران خود می‌نويسد: از زمان شکل گيری، اين آئين با آزار دائم خدشه دار شده است. او می‌نويسد: روحانيون و بخشهای مذهبی ]در ايران[ هميشه خصومت عميقی نسبت به بهائيان داشته اند:

بهائيان 'کافر' حقيقی به معنای واقعی کلمه بودند که بايد با ايشان با خشونت رفتار می‌شد و نابود می‌شدند برای مثال، در ارديبهشت ماه ۱۳۳۴، مرکز ملی بهائيان (حضيرة القدس) در تهران، از اماکن مقدس بهائيان اشغال و تخريب شد.

تخريب قسمتی از خانه باب (يکی از مقدس‌ترين اماکن بهايی)، حمله و تهاجم به بهائيان در روستاهای شيراز که به تغيير اجباری مذهب هشتصد بهايی شد که کتبا نوشته، امضا و تسليم مقامات اسلامی محل کردند.

همچنين بسياری از موارد حمله و تخريب املاک عمومی و خصوصی بهائيان در رشت، آباده، اصفهان، حصار، اروميه، شيراز، کرج و ماه‌افروزک و غارت و به آتش کشيدن منازل و دفاتر و مراکز بهائيان ساير موارد آزار و فشار بربهائيان ايران در دهه‌های سی و چهل شمسی است‌.

در بسياری از موارد فوق اين اقدامات با تحريک روحانيان مذهبی شيعه صورت گرفته است. البته اين به اين معنی نيست که نقش دولتهای وقت در ناديده گرفتن حقوق ضايع شده بهائيان و عدم حمايت از آنها ناديده گرفته می‌شود. حتی در برخی موارد اين روحانيون در تبليغ گسترده عليه بهائيان برای جلب موافقت با دولت غيراسلامی- وقت هم، وارد مذاکره شده اند

با انقلاب ۵۷ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تعدادی زيادی از روحانيون و مذهبيون که تا پيش از اين با فشار به حکومت غير دينی وقت، خواستار سرکوب و تحت فشار قراردادن پيروان بهائيت بودند، به قدرت رسيدند و در نتيجه وضعيت سرکوب و فشار بربهائيان به طرز قابل توجهی بدتر شد. اين بار، آزار و سرکوب بهائيان به شکلی گسترده‌تر و از سوی حکومت يا با حمايت کامل حکومت انجام می‌شد.

آيت الله خمينی طی مصاحبه با پروفسور جيمز کاکرافت که در تاريخ چهارم اسفند ۱۳۵۷ديدگاه خود نسبت به بهاييان را چنين عنوان نمود:

کاکرافت: آيا بهاييان، تحت پوشش يک حکومت اسلامی، آزادی سياسی يا مذهبی خواهند داشت؟

[آيت الله]خمينی: آنها يک گروه سياسی بوده و مضر هستند. آنها مورد قبول نيستند.

کاکرافت: در مورد آزادی مذهب و به جا آوردن فرايض دينی چطور؟
[آيت الله]خمينی: خير

به اعتقاد روحانيون شيعه درحکومت جمهوری اسلامی ايران، آيين بهائی يک دين و اعتقاد نيست بلکه آن را يک فرقه يا يک دکترين سياسی می‌دانندو با همين استدلال بهائيان را از حقوق طبيعی خود محروم می کنند. از سوی ديگر بارها به طور رسمی مطرح شده است که در صورت برگشتن اين پيروان از آيين بهائی و اسلام آوردن، حقوقشان سريعاً برگردانده خواهد شد و اين امر خود بيانگر آن است که بهاييان صرفاً به دليل اعتقادات مذهبی شان هدف قرار گرفته بودند نه به دليل فعاليتهای سياسی.

سرکوب و نقض حقوق اوليه بهائيان در طول حيات جمهوری اسلامی در بعضی مقاطع زمانی، شديدتر هم شده است.

برای مثال در سالهای اوليه انقلاب اعدامهای گسترده بهاييان به اتهام مفسد فی الارض، همکاری با دول بيگانه، جاسوسی برای اسرائيلوانجام شده است.

آمار قتل‌ها و اعدام بهائيان از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۲ به گزارش کميته جهانی بهائيان، ۱۸۷ نفر بوده است . با اينکه سرکوب بهاييان در تمامی سالهای پس از دهه اول انقلاب نيز ادامه داشته است اما از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، به خصوص از سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹)، فشار عليه جامعه بهايی افزايس محسوسی داشته است.

در اين سالها، تعداد زيادی از بهاييان، از جمله هفت مدير جامعه بهايی در ايران، زندانی و به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. زندانيان بهايی، قربانی بازداشتهای فراقضايی، رفتارهای خلاف قانون، شکنجه و محروميت از دادرسی منصفانه بوده اند. همچنين، محروميت بهاييان از حق تحصيلات عالی و ايجاد محدوديت برای آنها در مشاغل مختلف، ابعاد وسيع تری پيدا

 

صفحه قبل

برگشت

صفحه بعدی