ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید آزادگی 


نیشگونه

ملا حسنی

بایگانی

سید ابراهیم نبوی

صدا

دانشجو

 

سياست قرار دارند و با اعمال فشار و لابی منافع خويش را دنبال می كنند. به عبارتی بهتر هدف گروه های فشار كسب قدرت نيست بلكه انتفاع و بهره وری از قدرت است. اما معنای رايج گروه های فشار در ادبيات سياسی ايران پس از دهه ۷۰ گروه هايی است كه با خشونت به طرفداران دموكراسی و اصلاح طلبان حمله ور می شوند و با دور زدن قوانين كشور به راحتی امنيت را از وزير و وكيل سلب می كنند.

اما قضيه گروه های فشار به معنای ايرانی آن به اوايل دهه هفتاد و پايان جنگ هشت ساله با عراق باز می گردد. گروه های فشار پس از چرخش قدرت از چپ به راست اعلام موجوديت كردند.

گروه هايی كه البته در دوران حاكميت چپ نيز حضور داشتند و خدمات خود را به اين جناح ارائه می كردند. اوج فعاليت های گروه های فشار به نيمه دوم دهه هفتاد باز می گردد. در اين مقطع فعاليت گروه های فشار به طرز چشمگيری افزايش يافت. حمله به برنامه های دانشجويی، ميزگردها و سخنرانی های شخصيت های سياسی وحتی مجالس ترحيم از جمله اهداف گروه های فشار بود.

 در آستانه انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوری نيز حمله به سخنرانی های انتخاباتی، ستادهای تبليغاتی و چاپ و انتشار شب نامه عليه محمد خاتمی كانديدای اصلاح طلبان از جمله فعاليت های اين گروه بود. پس از انتخابات رياست جمهوری تا مقطعی نه چندان طولانی، فعاليت گروه های فشار تشديد شد. تا اين كه حادثه جنجالی كوی دانشگاه توسط اين گروه ها خلق شد و تبعات آن تا حال حاضر نيز ادامه دارد. فاجعه ای ديگر كه به نام گروه های فشار ثبت شد ترور سعيد حجاريان بود. اين حادثه مدت ها گروه های فشار را تحت فشار گذاشت اما اين فاجعه نيز منجر به برخوردی قاطع جهت ريشه كن ساختن گروه های فشار نشد ولی تا اندازه ای اين گروه ها را در لاك انزوا فرو برد. البته اين انزوا بيشتر ناشی از ضعف اصلاح طلبان و كاهش فعاليت های آنان بود اما هر از گاهی در مقاطع خاصی اين تهاجمات به صورت مقطعی وجود داشت.

از نگاهی ديگر می توان گفت گروه های فشار درمقاطعی دست به كار می شوند كه هر كدام از گروهها جهت قبضه حاكميت در صدد حضور همه جانبه در انتخابات بر می آمدند. اين موضوع از نوع رفتار انتخاباتی گروه های فشار در چندين دوره انتخابات در نيمه دوم دهه هفتاد قابل احصا است.

به طور مثال در انتخابات پنجمين دوره مجلس و هفتمين دوره رياست جمهوری شاهد فعاليت چشمگير گروه های فشار بوديم اما در انتخاباتی چون دوره های اول و دوم شوراها، مجلس ششم و هشتمين دوره رياست جمهوری كه محافظه كاران دورنمای چندانی برای توفيق در آن نمی ديدند شاهد فعاليت محسوسی از سوی گروه های فشار نيستيم. اما حاصل عملكرد گروه های فشار به ويژه حاصل آن در نتايج انتخابات نشان می دهد كه هر جا گروه های فشار وارد معركه شده اند، نه تنها منفعتی برای محافظه كاران در پی نداشته، بلكه بعضاً به سود رقبای آنها تمام شده است. يكی ازتأثيرات حضور گروه های فشار در عرصه انتخابات افزايش مشاركت مردم بيشتر از حد طبيعی خود بوده است. در انتخابات برگزار شده در دهه ۶۰ و اوايل دهه هفتاد معمولاً مشاركت مردمی بين ۵۰ تا ۶۰ درصد در نوسان بود اما پس از خرداد ۷۶ به اين سقف، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد افزوده شد و همين افزايش موجب پيروزی قاطع اصلاح طلبان در چهار دوره پياپی يعنی هفتمين و هشتمين دوره رياست جمهوری، شورای اول شهرها و مجلس ششم شد. اما حضور دوباره گروه های فشار در آستانه انتخابات مجلس هفتم چه پيامدهايی می تواند داشته باشد. ساده ترين آثار حضور دوباره گروه های فشار افزايش مشاركت مردم است. حضور دوباره گروه های فشار و حملات آنها به برنامه های سياسی به ويژه در

 

واقع بودن سالن اجتماعات دانشگاه يزد در وسط شهر سنتی يزد، كانال ارتباطی بين منطقه ايزوله دانشگاه يزد و مسئولان شهر بود چرا كه هر برنامه ای به ناچار بايد از فيلتر مسئولين استان و شهر می گذشت. اين بود كه به اكثر برنامه ها به دليل عدم توانايی در برقراری امنيت جلسه مجوز داده نمی شد يا مجوز برگزاری آن لغو می شد. كه نمونه آن بستن فرودگاه در اسفندماه سال گذشته است. تحصنی كه در سال ۸۱ و سال ۸۲ به دليل مسائل صنفی در اين دانشگاه رخ داد، به نوعی ناشی از تعارض فضای سنتی حاكم بر شهر و تمايلات دانشگاهی بود. تحصن از آن رو رخ داد كه دانشجويان جدا كردن سرويس های دخترانه و پسرانه را بر نمی تابيدند. تجمعات مربوط به صدور حكم اعدام سيد هاشم آقاجري، هم كه دانشجويان طی آن شعارهايی سر دادند، خشم مسئولان استان را برانگيخت.در حوادث خرداد ماه و تير ماه امسال نيز، فضای دانشگاه های يزد نيز آرام نبود. ۴۰ تن از دانشجويان در طی شب اول تجمع كه تعدادی از آنها نيز از دانشگاه آزاد اين شهر بودند، دستگير شدند، در كنار آن برای هفت تن از امضاكنندگان نامه تعدادی از فعالان دانشجويی به مسئولان عالی رتبه نظام، در شهر يزد تحت تعقيب قرار گرفتند.

به نظر می رسيد بازداشت، توقيف و حبس لازمه فعاليت سياسی در دانشگاه باشد و شايد همين عامل هم جذابيت كار سياسی را در نزد دانشجويان فروكاست و دانشگاه يزد را نيز چون بسياری از فضاهای دانشجويی ديگر دستخوش بی انگيزگی كرد. دانشجويان كه گويی از استعفای خاتمی نااميد شده بودند، خود از مجموعه ای كه شائبه انتصاب آنها را به حكومت ايجاد می كرد، استعفا دادند. به طوری كه بعد از ضرب و شتم ميردامادی، دبير انجمن توسعه اسلامی دانشگاه يزد استعفا می دهد و در قسمتی از استعفا نامه خود می نويسد: ديگر تحمل و مدارا بس است، خويشتن داری و جلسه و بيانيه، بس است... او نيز گرچه به دليل استعفا نامه خود كه در آن از مسئولان شهر انتقاد كرده است، به كميته انضباطی دانشگاه فراخوانده شد اما شايد بتوان استعفای او را اتمام اشتراكات جنبش دانشجويی يزد، با مسئولان اين استان دانست.

 ماموریت گروه های فشار

محمدرضا سرداری:

چندی است كه دوباره هجوم به تجمعات قانونی كه بيشتر در قالب سخنرانی برگزار می شود، از سوی گروه هايی كه به گروه فشار موسوم هستند، آغاز شده است. اين تهاجم ها نشان می دهد كه اين بار گروه های موسوم به فشار با توان قابل ملاحظه تری وارد ميدان شده اندو تركيب گزينش شده برای هجوم نيز نشانگر برنامه ريزی از پيش تعيين شده برای اقدامات موصوف است.

چگونگی واكنش به اين حملات نيز در نوع خود قابل ملاحظه و بررسی است. رئيس جمهوری خواستار شناسايی هويت افراد مهاجم به تجمعات می شود. وزير كشور اعلام می كند كه نيازی به شناسايی اين افراد نيست. اين افراد شناسايی شده اند و وی به زودی هويت اين افراد را فاش خواهد كرد و بهزاد نبوی نايب رئيس مجلس به رئيس جمهوری تذكر می دهدكه چرا جلوی حمله كنندگان به اجتماعات گرفته نمی شود.

از سوی ديگر سخنگوی سپاه پاسداران حمله به تجمعات را محكوم می كند. وزير اطلاعات گروه های فشار را پديده ای خطرناك برای كشور توصيف می كند و شمخانی وزير دفاع نيز در اين زمينه موضع گيری می كند. گروه فشار غلط مصطلحی است كه در ادبيات سياسی ما در دهه ۷۰ رايج شده است. در فرهنگ علوم سياسی منظور از گروه های فشار، گروه هايی است كه در پشت صحنه

 

قبلی

برگشت

بعدی