ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

بایگانی


فدرال و فدرالیسم

ملا حسنی

    شماره جدید آزادگی    

سید ابراهیم نبوی

صدا

دانشجو

 

 

برخورد افراطی با زنان جامعه ؛
بهانه چیست ؟

آرش سیگارچی / پنجره التهاب

 روز زن و مادر از سالها ی پس از انقلاب همزمان است با روز ولادت دختر پیامبر مسلمانان و البته اینگونه است که هر سال این مناسبت به دلیل استواری بر تقویم هجری قمری ، ده روز به قبل می آید تا اینک پس از سالها روز مادر را در میانه های تابستان تجربه کنیم

درست در روزهایی که معمولا همه و همه به حسب قدرشناسی در پی خرید نشانه ای برای تقدیر از زنان و مادران جامعه هستند از چند روز پیش توسط نیروی انتظامی در رشت و چند شهر دیگر گیلان برخورد هایی با زنان و دختران صورت گرفته است که البته جای توجه جدی دارد.

متاسفانه فضای نا مطمئن مطبوعات استان در شرایط فعلی حتی منجر شده است من هم نتوانم این موضوع را در گیلان امروز به نحو درست منعکس کنم بنابراین  نقد این برخورد ها را در اینجا ارایه می دهم تا شاید تدبیری شود.

برخورد با بی حجابی پدیده ای غریب نیست و البته همانطور که رضا خان پهلوی سالها تلاش کرد برقه از سیمای زن ایرانی براند ، این علمای دین بودند 

که تاکید داشتند باید زن حجاب داشته باشد.

امروز در شاخه های روانشانسی ثابت شده است که عادی بودن پوشش نه تنها موجب فساد جامعه نیست بلکه در موارد به عادی بودن درک تفاوت های جنسیتی باعث می شود و بر این اساس است که در جوامع پیشرفته جرایم جنسی با توجه به قوانین جاری آنها ، به حداقل می رسد

در ایران رعایت حجاب همواره یکی از اصلی ترین دغدغه های قشر میانی جامعه که اتفاقا بیان کننده فرهنگ عمومی جامعه است ،  بوده و حتی در سالهای انقلاب این کارکرد قابل لمس بود. در جریان انقلاب 57 وجود نیروهای انقلابی که عمده ی آنها به پیروی از طیف الیت حرکت می کردند عادی پوشی  را عرف می دانستند تا اینکه پس فرمان خمینی در تابستان 60 ، عملا رعایت حجاب الزامی شد  براین پایه بود که حزب اللهی ها - تنها گروه باقیمانده سیاسی - با شعار روسری یا توسری به میدان آمدند و اینگونه بود که جامعه با اندک سخت گیری دوایر دولتی ،  چنان با حجاب شدند که حداقل پوشش مانتو رایج شد.

سالهای جنگ به دلیل جو آن مقطع با فضایی روحانی همراه بود که در این میان اندک تخلفاتی در خیابان ها با واکنش سریع نیروهای حزب اللهی همراه می شد. در همین شهر رشت ، زیر کتابخانه ملی شهر ، گروهی با عنوان حزب الله شکل گرفت که  از دستاورد های این گروه همین بس که در میانه دهه شصت به تازه عروس و دامادی  که البته خانم روژ لب زده بود ایراد گرفتند و با  اهدای دستمال کاغذی خواستار پاک کردن آرایش وی شدند . عروس بی خبر وقتی دوبار دستمال را به لب کشید خون فوران زد تا مشحص شود لای دستمال تیغ کارگذاشته شده بود .

اما با آغاز عصر اصلاحات اقتصادی رییس جمهور هاشمی ، فضا کمی باز شد و اینگونه بود که در سایه سازش ،  سازندگی ها با حزب الله ، کم کم نقش این گروه تند رو  ، اندک شد اما آنها حضور داشتند.
 
دوم خرداد اگر هیچ نفعی برای اصلاح طلبان نداشت این فایده را برای عناصر سابقا تند رو حزب اللهی و اصلاح طلب امروز داشت تا با اندکی تغییر رویه و اصلاح صورت مدعی دفاع از حقوق ملت شوند و با این استراتژی بود که ناگهان یک هفته به انتخابات تابلویی در مقر این حزب اللهی ها نصب گردید که در روی آن ضمن درج عکس خمینی ، خامنه ای و خاتمی ، نوشته شده بود: درود بر سه سید فاطمی ، خمینی ، خامنه ای ، خاتمی

عصر دوم خردا د هر چه بود این پیوند را آنقدر مستحکم کرد که در اندک زمانی بعد وقتی اصلاح طلبان روی به مدیریت رسانه های مکتوب آوردند  و در این میان تنها همان جوانان بودند که به یاری شان آمدند .

درست در زمانی که حزب الله های اولیه در حال دوری از دستورات بودند در این سو وقتی ادغام نیروهای شهربانی ، ژاندرمری و کمیته  آغاز  شد در آن سو بازماندگان این طرح از رهبری راه حل خواستند که به پیشنهاد رهبری ستاد امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک حرکت مذهبی تشکیل دادند.

این حرکت در اولین گام طبعاتی را داشت که تا امروز ادامه یافت و در غیاب رقیب ، آنان هر روز که  گذشت قوی تر شدند

گروه های انصار حزب الله هر چند پسمانده های همان حزب اللهی های دهه شصت بودند اما پس از اینکه دسته اول سهم خود را از جامعه گرفت اعلام وجود کردند و اینگونه بود که وارد معادلات اجتماعی شدند . پس از دوم خرداد که جو سیاسی حاکم شد این انصار برای خواباندن قائله در قالب نیروهای پاسدار ولایت درآمدند که حرکت های سیاسی وقت زیادی از آنان گرفت .

حمله به وزرای خاتمی ، شرکت در مراسم های سیاسی برای برهم زدن جلسه و همان ها که امیر فرشاد ابراهیمی در نوار معروف خود بیان کرد اصلی ترین کارکرد و دغدغه ی این جماعت بود.

آنها که عموما مست پیام هایرهبری اند اینکه پس از فتح خانه به خانه ی شورا و مجلس آمده اند تا سهم خود را بازستانند. در چنین آشفته بازاری هر چند این انصار حزب الله مانند حزب اللهی های نسل اول سهم خواهیرا حق خود می دانند.

 اما با مشکلی مواجه اند و آن نارضایتی رهبران از پرداخت سهم شان است. یکبار به این جماعت در سالهای ابتدای دهه هفتاد سهم داده شد که آنها نه تنها بی اجازه عرصه را خالی کردند بلکه حاشیه هایی علیه متن شدند که امروز اکثرشان پیشروان جران های روشنفکری کشور است . بنابراین طبیعی است که این بار در پرداخت سهم خواهی انصار حزب اللهی تعجیل شود

 

قبلی

برگشت

بعدی