ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات شماره جدید

مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

 

حقوق بشر

دانشجو

 

وزارت اطلاعات در اصفهان احضار شده بود. بنا به بر برخي گزارشات به رگهاي او الكل تزريق شده بود تا مرگش ناشي از افراط در نوشيدن مشروب جلوه داده شود)، ابراهيم زال زاده(با ضربات چاقو به قتل رسيده بود)، احمد تفضلي(استاد دانشكاه، جسدش در صندوق عقب اتومبيلش پيدا شد) مرگ سعيدي سيرجاني كه سكته قلبي در زندان عنوان شد، توطئه سرنگون كردن اتوبوس حامل گروهي از نويسندگان و روزنامه نگاران به دره در سفري به ارمنستنان، ماجراي ربوده شدن فرج سركوهي در فرودگاه مهر آباد، در سفري به آلمان- كه اگر به موقع افشا نشده بود احتمالا به سرنوشت پيروز دواني دچار مي شد-، قتل پيروز دواني، اينها همه اقداماتي با تكيه به احكام اسلام و الهام از رفتار پيامبر رحمت بوده كه از ديدگاه كساني چون انبار لويي، چيزي جز يك اقدام پيامبرگونه در تعقيب و كيفر مبلغان فرهنگ جاهليت نمي تواند باشد.

شخص خامنه اي كه بارها نويسندگان و دست اندركاران مطبوعات موجود را مورد حمله و انتقاد قرار داده است، در ارديبهشت سال 76 در سخناني ديدار با دست اندركاران مطبوعات و ابسته به حاكميت، مطبوعات را به سه گروه تقسيم كرد: 1 مطبوعاتي كه نظام را قبول دارند، 2- مطبوعاتي كه نسبت به نظام بي تفاوتند، 3- مطبوعاتي كه معاند نظام هستند. او با اين امر كه گروهي از نشريات دگر انديش ناميده شوند، بشدت به مخالفت برخاست و در اين مورد گفت: دگرانديش يعني چه، بحث عناد و معارضه است [...] بنا دارند با نظام معارضه كنند. او براي اين دسته از مطبوعات خط و نشان كشيد كه اگر از خط قرمز عبور كنند، حكم مناسب در موردشان صادر خواهد شد. نابردباري و خشم از انتقاد و نفرت از اهل قلم از آغاز شكل گرفتن رژيم جمهوري اسلامي از سوي خميني و دست اندر كاران رژيم وجود داشته است. يكبار خميني در همان ماههاي اول به قدرت رسيدن در يك سخنراني در 10 خرداد 1358 كه با مظلوم نمايي همراه بود گفت ما امروز گرفتار سرنيزه نيستيم، گرفتار قلمها هستنيم. مقاله ها به جاي مسلسل به روي اسلام بسته شده .... بعد از انتشار نامه 134 تن از نويسندگان ايران در پاييز 1373 كه در آن به حق خود در آزادنه نوشتن و بيان نظراتشان پا فشره بودند، محمد جواد لاريجاني كه نماينده مجلس و رئيس دفتر پژوهشهاي مجلس بود، در سخناني در جلسه جامعه اسلامي مهندسين كه يكي از تشكلهاي جناح راست رژيم است، مدعي شد كه اعتراض نويسندگان به سانسور از خارج سازماندهي شده و با ياد آوري اين كه تلويزيون بي بي سي چهار بار در اخبار به انتشار آن نامه، اشاره كرده، نتيجه گرفت كه توطئه اي عليه رژيم در حال انجام است كه فراتر از توطئهَ نظامي است(رسالت9 آبان 73). به لحاظ بينشي و ايدئولوژيك، دست اندركاران رژيم اسلامي نمي توانند آزادي عقيده وبيان را تحمل كنند. در اين مورد روزنامه رسالت درشماره 23 آبان 70 ديدگاهي را مورد تاكيد قرار داده كه مي تواند ديدگاه اكثريت آيت الله هاي صاحب نقش و مقلدان و پيروان بي عمامه آنان باشد، هم چنانكه ساير دسته بنديهايي اسلامگراي رژيم آن را به طور كلي رد نخواهند كرد. اين روزنامه در مطلبي به مناسبت سالگرد رحلت علامه طبا طبايي فيلسوف و متفكر بزرگ شيعه، گزيده يي از نظرات وي را تحت عنوانقلمرو آزاديهاي فردي و اجتماعي از ديدگاه علامه طباطبايي درج كرد و در مقدمه مطلب اين توضيح را داد كه آزادي از ديدگاه دين و شريعت داراي قلمروي است كه با مباني انديشهً دموكراسي و مباني نظري اومانيستي، اختلافي وسيع دارد[...] آزادي اومانيستي در واقع به معناي آزادي از بندگي خداوند است و آنچه به ارمغان مي آورد، چيزي جز اسارت و بندگي فرديت انسانها و در نتيجه جوامع انساني نيست. آن چه امروز در بعضي محافل و مطبوعات به عنوان آزادي مطرح مي شود، به ظاهر آزادي است از همه چيز حتي آزادي از بندگي خداوند، كه اصطلاحأ آزادي ليبرالي ناميده مي شود. اين روزنامه از مطالب مربوط به نظرات علامه طبا طبايي با خطوط درشت اين نظر وي را مورد تاكيد قرارداده بود كه اساس نواميس اسلامي بر توحيد و يگانه پرستي است و با اين ترتيب چگونه ممكن است كه اسلام آزادي عقيده را تثبيت نمايد؟ آيا تصويب آزادي عقيده از يك طرف و بنيان كار را بر توحيد قرار دادن از طرف ديگر، جز يك تناقض روشن و صريح چيز ديگري مي تواند باشد؟. اين يك تضاد حل نشدني اسلام با آزادي عقيده و بيان است و به همين دليل يك ديدگاه اسلامگراي سياسي، نمي تواند اصل آزادي عقيده و بيان را به عنوان يك اصل بنيادي و خدشه ناپذير براي دموكراسي بپذيرد، برعكس همانطور در عملكرد رژيم ديده ايم، حتي خوديهاي منتقد، ممكن است بدليل بيان نقطه نظرهايي كه مقاير نظر كساني باشد كه قدرت را در دست دارندـ كساني كه در واقع مجري احكام اسلام و قرآن و دستورات پيامبر رحمت، هستندـ، برچسب مرتد بخورند و با وضع خطر ناكي روبه رو بشوند. نمونه چنين وضعي براي هاشم آغاجري پيش آمد و وضعيت اكبر گنجي هم نمونه ديگري است.

نبايد فراموش كرد كه كساني كه اكنون در رژيم اسلامي قدرت را قبضه كرده اند، پيروان همان تفكر و گرايشي هستند كه حكم قتل كسروي از آن صادر و اجرا شد. جرياني كه اكنون حاكميت را قبضه كرده، علاوه بر شركت در جنايات دهه اول رژيم ولايت فقيه، در چند سال گذشته مبلغ خشونت و حامي سركوبي دگر انديشان و منتقدان بوده است. موضع گيريهاي هيات مؤتلفه و جامعه اسلامي مهندسين عليه دانشجويان و دفتر تحكيم وحدت در مساله كوي دانشگاه و تظاهرات 18 تير به روشني نشان دهنده گرايش شديد اين جناح به سركوبي هر اعتراضي است. اين ميل به اعمال خشونت و سركوبي منتقدان در رويداد بي نظيري كه حدود دو سال پيش در جلسه هيات منصفه مطبوعات روي داد، به نحو فراموش نشدني ثبت شده است. جلسه يي كه در آن آخوند اژه اي كه اكنون وزير كشور است، حين بحثي كه با دوربينهاي ويدئويي هم ضبط مي شد، از اظهارات عيسي سحر خيز عصباني شده قندان روي ميز را به طرف سر او پرتاپ كرده و بعد به سوي او حمله ور شده و شانه وي را گاز گرفته بود و آن طور كه نعمت احمدي وكيل عيسي سحرخيز در مصاحبه با بي بي سي گفت قسمت پايين تنه وي در بالا ران هم زخمي شده بود به نحوي كه پزشك دو هفته درمان براي او تعيين كرده بود. احتمالا اژه اي همزمان با گاز گرفتن شانه سحر خيز قصد كندن بيضه او را هم داشته بوده است كه موفق نشده بود.

ترديد نيست كه پافشاري بر حكومت ديني و ادعاي رعايت آزادي عقيده و بيان و ادعاي دموكراسي، تناقض و دروغ بزرگي است. سياستي كه از اسلام و مذهب شيعه الهام بگيرد نمي تواند دست از امامت بردارد و در تناقض بين حقوق شهروندان با احكام شرع ودستورات پيامبر رحمت، طرف شرع و پيامبر را نگيرد. تنها با برچيده شدن رژيم جمهوري اسلامي و با تاكيد بر جدايي دين از دولت و ممنوع كردن ظاهر شدن كارگزاران دولتي و قضايي كشور( و نمايندگان مجلس در طول دوره نمايندگي) در نقش مبلغان مذهبي و سخنران در مناسبتهاي مذهبي اعم از عيد يا سوگواري، در قانون اساسي جمهوري آينده، و بستن راه سوء استفاده مقامات از گرايشات مذهبي توده هاي مردم و تضمين امنيت شغلي و ممنوعيت تعرض به روزنامه نگاران به خاطر انجام كار و نقشي كه به عنوان شاهد و گزارشگر رويدادها و منعكس كننده انتقادات مردم بايد داشته باشند، مي توان به سوي استقرار دموكراسي گام برداشت.

 

صفحه قبل

برگشت

صفحه بعدی