ایران؛ توفانی در راه است که آن سرش به دید نبوَد


احمد زیدآبادی؛ روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی در کانال تلگرامی خود درباره جان باختگان اعتراضات اخیر نوشته است: عکس‌ها و تصاویری که این روزها رسانه‌ها از قربانیان اعتراض‌های آبان‌ماه منتشر می‌کنند، کمترین نشانی از اوصاف مورد ادعای دستگاه‌های رسمی در بارۀ نوع شخصیت آنها در بر ندارد. بنابراین، با انتشار روز افزون این تصاویر، روایت رسمی از ناآرامی‌ها نه فقط بیش از پیش مخدوش می‌شود بلکه بر گسترۀ آلام جامعه می‌افزاید. از این رو، اگر دستگاه‌های حاکم نمی‌خواهند این جراحت عاطفی ناسور شود، باید در روایت رسمی خود تجدیدنظر کنند و حداقل سطحی از تقصیر را به گردن گیرند. اصرار بر یک روایت صُلب و کلیشه‌ای و یکسویه از فاجعه‌ای به این گستردگی، نه تنها کمکی به راویان آن نمی‌کند، بلکه کشتی عواطف زخمی جامعه را به دریایی می‌افکند که به قول عین‌القضات “آن سرش به دید نبوَد”!

توفان در راه است و بوی خون می آید

….مردم روز به روز و هرچه بیشتر شاهد پایمال شدن حقوق اولیه و کرامت انسانی خود توسط نهادهای مختلف حکومتی بوده و پیوسته مورد تحقیر و توهین و سرکوب قرار می گیرند و هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع خود نمی بینند. مردم، عصبانی و خشمگین و سرخورده و نا امید بوده و همچون بشکه باروتی آماده انفجار با کوچکترین جرقه هستند….
***********

حنیف حیدرنژاد

اگر از تظاهرات دانشجوئی در خرداد 1378 به بعد به قیام و اعتراضات مردمی نظر بیاندازیم، چند مشخصه، برجستگی دارد:
– فاصله و پریود اعتراضات کوتاه تر می شود: آخرین تظاهرات دی ماه 1396 بود، اعتراضات بعدی در آبان 1398 و بین این دو، هر هفته تجمع و اعتراضات کوچک و پراکنده نیز در سراسر کشور برپا بود.
– اعتراضات گسترده تر و در سطح کشور سراسری تر می شود: در آبان ماه 98 بیش از 29 استان درگیر بودند. بویژه حضور آذربایجان و کردستان و پیوند آنها با اعتراضات سراسری یک نقطه عطف بشمار میاید.
– حضور اقشار مختلف اجتماعی بیشتر نمایان است. اگر چه در خرداد 88 اساسا طبقه متوسط و در آبان 98 اساسا طبقات محروم و به حاشیه رانده شده جامعه درگیر اعتراضات بودند، اما فاصله این دو قشر با هم کمتر و زمینه های پیوند آنها به هم بیشتر می شود. مردم در سنین مختلف، زن و مرد، پیر و جوان در اعتراضات شرکت داشتند. در اعتراضات آبان 98 نوجوانان نیز به طور چشمگیر شرکت داشتند.
– همبستگی مردم و هماهنگی آنها با هم با وجود نبود سازماندهی و نبودِ رهبری، بیشتر شده است. بر اساس فیلم های منتشر شده در اینترنت می توان بخوبی مشاهده کرد که در بین مردم یک “روح همبستگی” وجود دارد که در صورت بروز یک اتفاق، بدون آنکه همدیگر را بشناسند یا از قبل با هم هماهنگ کرده یا در صحنه فرماندهی داشته باشند، بطور هماهنگ عمل می کنند. مثلا: توقف خودروها در خیابان ها، پیاده شدن از ماشین و شعار دادن، بنزین نزدن و جلوی پمپ بنزین ها ایستادند، یا در صورت مورد حمله قرار گرفتن از امکانات اطراف خیابان برای ایجاد مانع و راهبندان استفاده کردن. در مواردی نیز کمپرسی ها یا کامیون ها خاک یا بار خود را در وسط جاده یا خیابان تخلیه می کردند تا با ایجاد راهبندان مانع حرکت نیروهای ضد شورش شوند.
– در آبان 98، همچون دی 96، نه تنها شعارها هیچ سمت و سوی مذهبی نداشت، بلکه هرچه بیشتر بر ضد اسلام و قرآن و جمهوری اسلامی جهت گیری شده و نمادهای مذهبی و حکومتی مانند دفاتر امام جمعه ها، حوزه های علمیه و حسینه ها یا بانک ها، به عنوان مراکز غارتِ اموال مردم نشانه گرفته شدند. فاصله گرفتن مردم از اسلام و فرهنگ شیعی بسیار آگاهانه تر شده، به نحوی که در اشاره به کشته شدگان اعتراضات اخیر از بکار بردن واژه ” شهید” آگاهانه خودداری می کنند.
– شجاعت مردم و درگیر شدن تن به تن با نیروهای سرکوبگر و تعقیب آنها در خیابان ها بسیار بیشتر دیده می شود. این یعنی، هرچه بیشتر ترس مردم از ارگان های سرکوبگر ریخته و جای آن را خشم و جسارت می گیرد. این شجاعت را می توان همچنین در انتشار سریع عکس و مشخصات کشته شدگان یا انجام مصاحبه بستگان کشته شدگان به خبرنگاران در خارج از ایران مشاهده کرد.
– در آبان ماه 98 سرعت خبر رسانی و انتشار فیلم و تصاویر، تا قبل از قطع اینترنت بیشتر از دی ماه 96 بود. انتشار فیلم های مختلف از نقاط مختلف کشور، نشان از سراسری بودن اعتراضات داشت.
– مقاومت مردم در نقاط مختلف کشور، بویژه در برخی از شهرها، و بخصوص در شیراز تا آنجا پیش رفت که برخی از محله ها برای ساعت ها یا برای یک شب از کنترل نیروهای سرکوبگر خارج شدند. پشتیبانی مردم مقام در خیابان ها از طریق رساندن نان و پنیر یا آب و چای داغ، پدیده جدیدی بود و افرادی که به لحاظ جسمی توان حضور در خیابان ها ندارند را به معترضین در خیابان ها پیوند داد.
– در مقابل این همه شور و هیجان و عزم و اراده مردم در مقابله با دیکتاتوری، عکس العمل خامنه ای و نیروهای سرکوبگرش نیز سریعتر، شدیدتر و بسیار وحشیانه تر و خونین تر بود: صدها کشته، هزران زخمی و هزاران دستگیری با سرنوشت نامعلوم.
دور بعدی اعتراضات چه خواهد شد؟
1. مردم ایران در سال های اخیر با چشم خود دیده اند که حتی اگر به مسالمت آمیز ترین شکل اعتراض کنند، حکومت نه تنها به خواست های آنها توجه نخواهد کرد، بلکه آنها را خرابکار و آشوبگر و باغی و… خطاب کرده و حکم مرگ و زجر کش کردن آنها صادر خواهد شد:
– دستور خامنه‌ای برای بکار گرفتن تجربه کمیته ها و بازگشت به دهه 60 (“دوره طلائی امام”: دوره وحشت آفرینی حداکثری، دستگیری و تجاوز و کشتن معترضین با دست کاملا باز و دخالت در زندگی روزمره مردم)
‏- ابوالفضل بهرام پور کارشناسی ارشد ادبیات وعلوم قرآنی از دانشکده الهیات دانشگاه تهران در تلویزیون جمهوری‌اسلامی در۵ آذرماه 98: اجرای حکم الله: زجر کش کردن، قطع دست راست و پای چپ، تبعید، به دار آویختن معترضین در محل دستگیری.
– حاج‌علی‌اکبری، خطیب نماز جمعه تهران 8 آذر 1398 خواستار اعدام سریع اعتراض کنندگان شد
گفته های خامنه ای و برخی دیگر از دست اندرکاران حکومتی، زمینه سازی برای اعدام دستگیر شدگان اعتراضات آبان ماه و همچنین زمینه سازی برای کشتار معترضین در اعتراضات بعدی، توسط نیروهای سرکوبگر با دست باز تر می باشد.
2. مردم ایران چیزی برای از دست دادن ندارند. روند تحولات سیاسی- اجتماعی خبر از بدتر شدن وضعیت اقتصادی، ناکارآمدی هرچه بیشتر و در کنار آن غارت هرچه بیشتر مردم و بزرگتر شدت فاصله طبقاتی و بی عدالتی اجتماعی می دهند.
سعید معیدفر، جامعه شناس، سایت آفتاب، 4 آذر 1398 در تحلیل ماهیت اعتراضات آبان 98: لشکر گرسنگان در آینده چنان قدرتی خواهند داشت که هیچ کسی جلودار آنها نیست
مردم روز به روز و هرچه بیشتر شاهد پایمال شدن حقوق اولیه و کرامت انسانی خود توسط نهادهای مختلف حکومتی بوده و پیوسته مورد تحقیر و توهین و سرکوب قرار می گیرند و هیچ چشم اندازی برای بهبود اوضاع خود نمی بینند. مردم، عصبانی و خشمگین و سرخورده و نا امید بوده و همچون بشکه باروتی آماده انفجار با کوچکترین جرقه هستند. در چنین حالتی، احساسات آنی برعقل و منطق غلبه داشته و تخلیه ی آن خشم نسبت به پیشبردِ یک مبارزه سازماندهی شده که هدف و برنامه ی خاصی را دنبال کند دست بالاتری پیدا می کند. همه اینها، در دورِ بعدی اعتراضات می تواند خشم مردم را آنچنان دامن بزند که چون طوفانی سهمگین، بنیان کن می شود. در چنین شرایطی، حتی امکان دست بردن مردم به سلاح برای متوقف کردن نیروهای سرکوبگرِ رژیم نیز وجود دارد.
اگر این پتانسیل اعتراضی، فراتر از خشم و تنفر و احساسات آنی، از یک سازماندهی و رهبری خردمندِ جمعی برخوردار نباشد، این توفان خشم، علیرغم سهمگین و بنیان کن بودنش، نمی تواند بعد از چند روز در مقابل ماشین کشتار سازماندهی شده حکومت اسلامی دوام آورده و بعد از چند روز می تواند بطور خونینی سرکوب شود. و دیگر بار باید منتظر شد تا دوره بعدی و طوفان بعدی …. خشم مردم در یک سو و اراده و امکانات رژیم در سوی دیگر، این یعنی خونریزی بیشتر و داغدار شدن خانواده های بیشتر. به هر حال کنار زدن حکومت اسلامی به سادگی و بدون پرداختن خون و بها ممکن نخواهد بود. مسئله این است که این پرداخت بها به حداقل رسانده شده و اینکه بتوان تا حد امکان خون ذخیره کرد و اجازه نداد هیچ انسانی کشته شود.
3. مردم در ایران نشان داده اند که دشمن مشترک خود را حکومت اسلامی می دانند. آنها با وجود اختلافات با هم، در یک صف بر علیه دشمن مشترک مبارزه می کنند. اینک نوبت شخصیت های سیاسی و گروه ها، احزاب و تشکل های سیاسی ایرانی است که با حفظ اختلاف نظر بر سرِ حداقل های دمکراتیک به توافق رسیده و در حمایت از مردم در داخل کشور با هم به همکاری و ائتلاف بپردازند. به باور نگارنده، همه افراد و تشکل های سیاسی که پایبند به اصول دمکراسی و حقوق بشر هستند و دست در خون مردم نداشته، یا با جناح های مختلف رژیم در ارتباط نبوده و خواهان کنار زدن تمامیت جمهوری اسلامی هستند، باید بتوانند با حفظ اختلاف نظرهای خود بخاطر نجات ایران، برای جلوگیری از خونریزی بیشتر و برای احیاء کرامت انسانی مردم در ایران با هم همکاری کنند.
در آینده نه چندان دور، دورِ جدید اعتراضات مردم در ایران و متقابلا دورِ جدید سرکوب خونین و وحشیانه مردم توسط رژیم شروع خواهد شد. برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، برای کوتاه کردن عمر حکومت ضد ایرانی جمهوری اسلامی و برای ذخیره کردن جان های عزیزی که خونشان بر سنگفرش هایِ جای جای ایران بر زمین می ریزد، این مسئولیت احزاب و تشکل ها و شخصیت های سیاسی ایرانی در داخل و خارج از کشور است که از فرصت پیش رو برای نزدیک شدن به هم و ایجاد یک ائتلاف و پایه ریزی یک همکاری و همسوئی استراتژیک- تاکتیکی، استفاده کرده و با ایجاد یک رهبری دسته جمعی، سازماندهی مبارزه مردم برعلیه دیکتاتوری اسلامی را موثرتر به پیش ببرند.