دادگاه مردمی آبان؛ گوشه‌ای دیگر از جنایات خامنه‌ای



به دختری زخمی که در توالت بیمارستان پنهان شده بود، شلیک کردند

چهارمین روز از دادگاه بین‌المللی مردمی آبان برای رسیدگی به جنایات حکومت خامنه ای در جریان اعتراضات آبان‌ماه سال ۹۸ روز شنبه، ۲۲ آبان در لندن برگزار شد.

چهارمین روز از برگزاری این دادگاه مردمی با شهادت یک کارشناس بین‌المللی آغاز شد. رابرت هاینش، استاد حقوق بین‌الملل، از طریق ارتباط اینترنتی از شهر لایدن در کشور هلند شهادت داد.

رابرت هاینش گزارش مشترک دانشگاه لایدنِ هلند و سازمان «عدالت برای ایران» درباره اعتراضات سال ۹۸ را به دادگاه بین‌المللی آبان ارائه کرده است.

آن طور که در حساب توییتری دادگاه آمده است، این گزارش «به زودی» با درخواست رسیدگی به جنایات آبان ۹۸ به عنوان جنایت علیه بشریت به دادگاه بین‌المللی کیفری در لاهه ارائه خواهد شد.

در این جلسه، شاهد شماره ۲۰۸، که هویت ناشناس داشت و خواهر یکی از کشته‌شدگان آبان ۹۸ معرفی شد، گفت ماموران حکومتی که برادر او را در جریان اعتراض‌ها کشتند، برای تحویل دادن جسد به خانواده پول گرفتند.

او گفت در طول این مدت، نه تنها شکایت‌شان به جایی نرسیده است، بلکه تهدید شده‌اند که اگر با رسانه‌ها صحبت کنند، با آنها برخورد می‌شود.

به دختری زخمی که در بیمارستان پنهان شده بود، شلیک کردند

یک پزشک هم از مشاهداتش در بیمارستان و “جسدهای افتاده روی هم در سردخانه” گفت و یک نفر دیگر هم شهادت داد که “به تجاوز تهدید” و با “اتو و پارچه خیس شکنجه” شده است.

در اواخر جلسه روز چهارم، شاهد ۲۳۲ که در جلسه “دادگاه مردمی” او را آقای دکتر خطاب کردند، توضیح داد در خیابان صدای تیر شنیده، اما فکر کرده تیر هوایی است تا اینکه دیده “فردی به زمین افتاده و سینه‌اش سوراخ شده و وضعیتش به گونه‌ای است که دیگر نمی‌شود به او کمک پزشکی کرد.” او همچنین شهادت داد بچه‌ای را دیده که پای درخت افتاده و زنی یک گوشه دیگر.

شاهد ۲۳۲ که عضو کادر پزشکی در یک شهر کوچک معرفی شده گفت شاهد تیراندازی دو مامور لباس شخصی به دختری بوده که در توالت بیمارستان پناه گرفته بوده است: “یک دختر خانم مجروح شده و در توالت حیاط بیمارستان مخفی شده بود. دو مامور لباس شخصی آمدند و این دختر جوان را با گلوله زدند. این کار را با حیوان نمی‌کنند که با این جوان کردند.”

شاهد که صورتش را کامل پنهان کرده بود و صدایش بازخوانی می‌شد، درباره یک مورد دیگر توضیح داد که او را “به شدت تحت تاثیر” قرار داده است: “وقتی به سمت محل کارم می‌رفتم، یک پسربچه ۱۸-۱۹ ساله از جلوی من رد شد که یک ظرف غذا دستش بود. یک لحظه فکر کردم خیس شدم و نگاه کردم دیدم بدون شنیدن صدای گلوله این جوان روی زمین افتاده و غرق خون است و خون و …. روی سمت راست لباس من ریخته. من نفهمیدم می‌خواستند من را بزنند یا او را. یا اینکه گلوله سرگردان بود یا چه اتفاقی افتاده بود.”

این فرد از استفاده ماموران امنیتی از آمبولانس روایت کرد: “وقتی آمبولانس بعدی آمد و چند مجروح داخل آن بودند، بر اساس شغلم فکر کردم باید بروند درمان شوند و فوقش یک سوال و جواب. اما ساعت یک نیمه‌شب، بیمارستان حالت دیگری داشت. حالت یک قلعه نظامی. این قلعه نظامی با خروج هفت تا هشت آمبولانس شکل دیگر پیدا کرد انگار دارند اسرا را منتقل می‌‎کنند. آمبولانس‌ها رفتند و من متحیر ماندم چه اتفاقی افتاده.”

او روایت کرده که با دیدن این صحنه به اطرافیان گفته مجروحانشان را به بیمارستان نبرند و برای درمان در حد ممکن به خانه این پزشک بروند.

شاهد شماره ۲۳۲ درباره یک صحنه که در بیمارستان دیده، توضیح داد: “هیچ کدام از کارکنان ما اجازه نداشت سمت سردخانه بیمارستان برود. از دور نگاه کردم دیدم علاوه بر اینکه تمام طبقات کشوها پر است کف سردخانه هم پر است و جنازه‌ها را روی هم چیده‌اند. من نمی‌دانم اصلا جنازه‌ها را به که تحویل دادند.”