چراغی که ناصر پاکدامن در تبعید برافروخت

ناصر پاکدامن، نویسنده، مترجم و پژوهشگر سرشناس، پس از مدت‌ها بیماری در تبعید پاریس درگذشت. جواد طالعی، روزنامه‌نگار باسابقه، نگاه کوتاهی انداخته است به زندگی، فعالیت‌ها و آثار این عضو قدیمی کانون نویسندگان ایران.دکتر ناصر پاکدامن، استاد بازنشسته دانشگاه‌های ایران و فرانسه، نویسنده، مترجم، پژوهشگر و از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران، پس از مدت‌ها بیماری بامداد روز یکشنبه سوم اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ (۲۳ آوریل ۲۰۲۳) در یکی از بیمارستان‌های پاریس درگذشت.

ناصر پاکدامن یکی از خوشنام‌ترین و پرکارترین نویسندگان و دانش‌پژوهان ایرانی در خارج از کشور، در سال ۱۳۱۱ خورشیدی در خانواده‌ای کارمندی به دنیا آمد و هنگام مرگ ۹۲ سال داشت.

پاکدامن در سال ۱۳۳۲ پس از پایان تحصیلات خود در رشته حقوق دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل فرانسه را برگزید و در این کشور ضمن کسب دکتری اقتصاد در رشته جامعه‌شناسی و جمعیت‌شناسی نیز به ادامه تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۳۴۶ خورشیدی به ایران بازگشت و به تدریس در دانشگاه تهران پرداخت.

ازدواج با هما ناطق

پاکدامن در دوران جوانی با هما ناطق، تاریخ‌پژوه سرشناس ایرانی، ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های میشا و روشنک بودند. پاکدامن و ناطق در سال‌های پس از مهاجرت از یکدیگر جدا شدند، اما تا زمان درگذشت خانم ناطق در ژانویه سال ۲۰۱۶ رابطه انسانی پرمهر و همکاری سازنده‌ای با یکدیگر داشتند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در همان دوران جدایی، یکبار هنگامی که پاکدامن و ناطق برای شرکت در مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران در تبعید به فرانکفورت سفر کرده بودند، هنگامی که یکی از فمینیست‌های این شهر در حضور جمع، مردان ایرانی را به زن‌ستیزی متهم کرد، خانم ناطق به اعتراض برخاست و با تاکید بر تجربه شخصی خود گفت: «اگر همدلی‌ها و همفکری‌های ناصر نبود، من به موقعیت فعلی دست نمی‌یافتم».

تعقیب و گریز و بارگشت به پاریس

پاکدامن یک سال پیش از انتقال حاکمیت سیاسی ایران به روحانیون، در شمار گروهی از استادان دانشگاه تهران بود که “سازمان ملی دانشگاهیان ایران” را تشکیل دادند. این سازمان در کنار کانون وکلا، کانون نویسندگان، سندیکای روزنامه‌نگاران و نظام پزشکی، نهادهای دموکراتیک معدودی بودند که پس از انقلاب کوشیدند برای مقابله با تندروی‌های حکومت اسلامی متحد شوند، اما رژیم تازه‌نفس به اتکای گروه‌های فشار خود آن‌ها را سرکوب کرد.

پاکدامن پس از سرکوب‌های خونین سال ۱۳۶۰ به خاطر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی خود تحت تعقیب قرار گرفت و پس از مدتی زندگی مخفی در ایران مجبور به ترک کشور شد و بار دیگر فرانسه را برای زندگی برگزید. او از سال ۱۹۸۳ میلادی به استخدام دانشگاه پاریس هفتم در آمد و تا بازنشستگی در این دانشگاه تدریس می‌کرد.

در دوران تبعید، هما ناطق به تحقیقات علمی خود درباره تاریخ مشروطیت و دوران قاجار ادامه داد و ناصر پاکدامن در نخستین قدم ماهنامه وزین “چشم‌انداز” را با همکاری محسن یلفانی، غلامحسین ساعدی و چند تن دیگر از نویسندگان تبعیدی ایران منتشر کرد. چشم‌انداز یکی از نخستین نشریه‌های منتشرشده در خارج از کشور بود که کوشید چراغ فرهنگ ایرانی را که در داخل کشور به شدت سرکوب می‌شد، در خارج از کشور روشن نگه دارد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

پاکدامن در دو دهه آخر عمر وقت خود را به طور کامل وقف کارهای پژوهشی کرد. کتاب‌های “قتل کسروی” و “هشتاد و دو نامه صادق هدایت به حسن شهیدنورایی” دو اثر ارزشمندی هستند که از این دوران فعالیت پاکدامن به یادگار مانده‌اند.

پاکدامن و “کانون نویسندگان ایران در تبعید”

ناصر پاکدامن که در ایران به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمده بود، در خارج از کشور نیز همراه با گروهی از نویسندگان و شاعران تبعیدی “کانون نویسندگان ایران در تبعید” را تاسیس کرد و سال‌ها با این نهاد همکاری داشت. او ضمن تدریس در دانشگاه‌های پاریس، هیچ فرصتی را برای دفاع از آزادی بیان و اندیشه از دست نمی‌داد و پس از صدور فتوای قتل سلمان رشدی، به روشنفکران معترض به این فتوا پیوست.

پاکدامن در مقاله‌ای که روز ۲۷ بهمن سال ۱۳۶۷ منتشر شد، درباره این فتوا نوشت: «این تکفیرها بیش از آن که راه رستگاری را به مردمان نشان دهند، بر دوری فراوان تکفیرکنندگان از واقعیات زمان دلالت می‌کنند. آن‌ها فراموش می‌کنند که فکر را نمی‌توان به اسارت در آورد. قلم را می‌توان شکست، اما با قلم شکسته هم می‌توان نوشت. و خوب و تند هم نوشت که قلم شکسته تیزتر است…»