جان تازه باران به تالابهای بینالمللی گنبدکاووس
گنبدکاووس – ایرنا – بارش باران روزهای اخیر در گلستان علاوه بر شادمانی کشاورزان در احیای کشت دیم و رونق تولید محصولات، به تالابهای نیمه جان و در حال خشکیدن گنبدکاووس جانی دوباره بخشید و زندگی را به این پهنههای آبی مهم طبیعی و جانوری بازگرداند.

به گزارش ایرنا، گلستان تالاب های فراوانی دارد که مهمترین آنها تلاب بین الملل آلماگل، آلاگل و آجیگل زیر حفاظت یا ثبت کنوانسیون بین المللی رامسر با مشارکت 169 کشور جهان است که بر حفاظت و بهرهبرداری معقول از تالابها تاکید دارد.
این سه تالاب بین المللی که در بخش داشلی برون گنبدکاووس نزدیک به مرز ایران و ترکمنستان و در فاصله نزدیکی نسبت به هم واقع شدند در مجموع افزون بر ۳ هزار هکتار مساحت دارند که بزرگترین آنها آلاگل با ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار،سپس آجیگل با ۳۲۰ هکتار و در نهایت آلماگل با ۲۰۷ هکتار است.
حداقل حجم آب تالابهای بین المللی گنبدکاووس با عمق ۲ تا چهار متر و در شرایط عادی و بارشهای مناسب بین ۸۰ تا ۸۵ میلیون مترمکعب است اما به سبب کم بارشی و خشکسالی در چند سال اخیر با بحران کم آبی مواجه شدند.
به دلیل بارش کم باران در زمستان گذشته ۲ تالاب آلاگل و آجیگل به طور کامل خشک شدند و تالاب آلماگل در آستانه خشک شدن قرار داشت.
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»