شصت و نهمین شماره از ماهنامهی خط صلح منتشر شد

پرونده ویژه این شماره از خط صلح با عنوان “مردگان زنده به گور” به وضعیت بی خانمانها در کشور میپردازد.
از این رو، گفتگویی پیرامون چیستی بی خانمانی و پدیدهی گورخوابی با سعید مدنی، جامعه شناس و پژوهشگر ارشد مسائل اجتماعی صورت گرفته است.
آقای مدنی از روند رو به افزایش بی خانمانی و همچنین تقلیل جمعیت بی خانمانها، به معتادان یا اسکیزوفرنیها به عنوان یک خطای تحلیلی و نظری بزرگ سخن گفته است.
در گفتگویی دیگر با خسرو صادقی بروجنی، پژوهشگر در حوزههای جامعه شناسی و اقتصاد سیاسی به مسئله “بهسازی نژادی و عقیمسازی زنان یا مردان بی خانمان” پرداخته شده است.
لیلی ارشد، مددکار اجتماعی و رئیس مرکز گذری کاهش آسیب اعتیاد زنان (خانه خورشید) در تهران نیز در گفتگو با خط صلح از وضعیت گرمخانهها و اینکه چرا افراد بی خانمان تمایل چندانی به حضور در آنجا ندارند، میگوید.
در این شماره همکاران خط صلح به جنوب شرقی تهران(منطقهی ۱۵) رفته اند و ساعتی را با چند بی خانمان در خاوران گذراندند. آنها از بیکاری و وضعیت بد گرمخانههای تهران میگویند.
همکار دیگر این شماره فاطمه اختصاری، شاعر، فعال حقوق زنان و کارشناس ارشد مامایی است که در یادداشت خود به دنبال پاسخ سئوال “کدام روش پیشگیری برای زنان بی خانمان مناسبتر است” می پردازد.
شصت و نهمین شماره از خط صلح همراه است با مطالب و یادداشتهایی از حسین رئیسی، عثمان مزین، شاهین صادق زاده میلانی، الهه امانی، اندیشه جعفری، محمد آقازاده، محمد حبیبی و تعدادی دیگر از کنشگران جامعهی مدنی و مدافعان حقوق بشر.
جدول محتوا و لینک های مستقیم مطالب ماهنامه شماره ۶۹:
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»