ارتباط با ما

اطلاعیه و پیامها لینک ها

درباره آزادگی

مقالات

شماره جدید

شماره جدید 


مسئله ملی  و فدرالیسم

ملا حسنی

بایگانی

حقوق بشر

دانشجو

 

وفرقه خود برای کسب قدرت را به مثابه مبارزه طبقه کارگرعلیه بورژوازی عنوان می کند.وبااین کارخود البته نه فقط  شقه شقه کردن جنبش را جایگزین اتحاد طبقاتی آزاد و آگاهانه می کند،بلکه دانسته ونادانسته ازهم اکنون به مصادره قدرت ازکف جنبش مبادرت کرده و در حقیقت به مسخ ماهیت رهائی بخش جنبش های طبقاتی واجتماعی پردازد وتاآن جا که می تواند ازسمت گیری جنبش بسوی یک جنبش خود رهان ممانعت به عمل آورده وآن را به سوی جنبش به مثابه سیاهی لشکرسوق می دهد. وهمانطورکه ملاحظه می کنید ازهم اکنون تمرین خوبی را برای جایگزینی حزب خود بجای اعمال حاکمیت طبقه و جنبش برخود(خودحکومتی)،ویابهتراست بگوئیم اعمال قدرت فرقه خود برطبقه، وبازتولید یک دولت ایدئولوژیک تحت عنوان حاکمیت کارگران به عمل می آورد.ودرست بهمین دلیل تأکیدمی کنیم که بایدهوشیارباشیم که خشت اول را ازهم اکنون کج نگذاریم واجازه ندهیم که کج بگذارند.ضرورت این حساسیت بویژه وقتی که بنام کمونیسم و سوسیالیسم وطبقه کارگرسخن گفته می شود دوچندان می شود.نظربه پی آمدها و زیان های چنین رویکردی، درسطورزیربازهم به نقد مشخص تر چنین گرایشاتی دربستربرگزاری 16 آذر خواهیم پرداخت.

مقایسه مولفه های فوق به عنوان شاخصه های ِ معرف بلوغ جنبش، با آنچه که درعمل صورت گرفته و می گیرد،نشان دهنده  فاصله آن تا مرحله بلوغ یابی است. به عنوان مثال دادن شعارهائی چون 16 آذرسرخ،16آذرسوسیالیستی و یا کمونیستی،ایجادیک تشکل سراسری چپ دانشجوئی وحتا دادن شعارهائی چون ازهرکس باندازه توانش و بهرکس به اندازه نیازش! که دراندیشه مارکس هم متعلق به مرحله پیش رفته جامعه کمونیستی است، به مثابه خصلت عمومی 16آذرو کل جنبش دانشجوئی ونه صرفا عقایدو باورهای گرایشات بخش چپ آن، نشان دهنده آن است که این چپ هنوزدرمرحله شیدائی "یافتم یافتم" وهم ذات پنداری جهان وهمه دیگران با خود قراردارد واندرخم تفکیک سطوح گوناگون فعالیت های حزبی وقواعد فعالیت های توده ای آشفته و سرگردان است.غافل ازآن که هیچ چیزباندازه ایدئولوژیک ومکتبی کردن جبنش آن را میان تهی(سیاهی لشکر) و دچارشقه شقه شدن نمی کند. درواقع جنبش به معنای واقعی خود درتقابل وتضاد با چنین رویکردی قرارمی گیرد و کاربرداین گونه شعارها درتوصیف جنبش، نشان از بیگانگی این نوع فعالین با قواعد مسلم و اولیه حاکم برجنبش ها است. نه فقط درخدمت تکه پاره کردن جنبش که بنابه تعریف از پیوند گرایشات گوناگون متبلورمی شود، بلکه درصورت سیطره یافتن بر جنبش بسترمناسبی می شود برای پرکشیدن دولت مستبد و ایدئولوژیک نوین،صرفنظرازنوع برچسب آن.نباید فراموش کنیم که دولت ایدئولوژیک- مذهبی ونظام تبه کارولایت فقیه ازآسمان به زمین نیامد بلکه اززمین به آسمان عروج کرد.همانطور که تجربه شکست خورده بلوک شرق وتأسیس دولت ایدئولوژیک-حزبی درآن دیاروبنام سوسیالیسم نیزبرهمین پایه موجودیت یافت.وازقضا چنین پدیده ای در آغاز تکوین خودبرپایه نیت خیرو عمیقاانقلابی شکل گرفت که نتیجه اش ازدرون تهی شدن وبربادرفتن بزرگترین دست آورد  طبقه کارگر در قرن بیستم بود. طبقات وتمایزات صفوف طبقاتی قبل از هر چیز بر مبنای تعاریف مشخص وعینی برخاسته ازمناسبات تولیدومبارزات طبقاتی برخاسته ازآن وازطریق طرح منافع ومطالبات مشخص و ملموس ازهم متمایزمی شوند و نه برمنبای توصیفات تجریدی و ایدئولوژیک ومبتنی برباورها. وبرهمین اساس جنبش ها را تنها برپایه مطالبات عینی و فراگیرآن می توان سازمان داد ونه برمبنای ایدئولوژی و تصورات تجریدی.ازاین رو لازم است بدانیم که با ایدئولوژیک کردن مقوله جنبش و درواقع دوختن لباس آن درقدوقامت واندام کوچک این یا آن گرایش،واین یا آن فرقه،فرقی نمی کند که کدام فرقه باشد و چقدر سرخ باشد - آگاهانه و ناآگاهانه درحکم واردکردن آسیب به روند قوام یابی آن بدست خودمان است.

وحتم بدانیم که درپشت چنین عملکردی،محصولی جزپراکنده کردن جنبش وایجاد کشتزارمناسبی برای سربرآوردن انواع واقسام باندها،که مشغله اشان چیزی جز رقابت برای تصاحب باصطلاح هژمونی جنبش و سودای دست یابی به قدرت ازطریق سوارشدن بر دوش جنبش وتوده ها نیست، درو نخواهیم کرد. آری! برای به میدان آمدن یک جنبش حقیقتا مستقل و ایستاده برپای خود،خود رهان ومتکی برمطالبات واقعی خویش،خود سازمان یافته وقادربه اعمال قدرت طبقاتی-توده ای بدست خود و برای خود، و برای ممانعت ازسربرکشیدن یک دولت ایدئولوژیک ولو بارنگ وبوی دیگرو ازنوع متفاوت با آنچه که اکنون نکبت آن را باپوست وگوشت خود تجربه می کنیم، بایدازهم اکنون خشت اول رادرست و باوسواس تمام برزمین نهیم. واین تمرین را ازهمین امروز درمحیط های دانشجوئی شروع کنیم.

بی شک نسل گذشته چپ دریاری دادن به نسل جدید و انتقال تجربه های منفی ومثبت گذشته ودرپیمودن راه صعب و دشوارنسل کنونی وبهره گیری بهینه ازفرصت های حساسی که بشدت هم  فرارهستند، دارای وظایفی است.ماباید به جای دمیدن برناموزونی ها ودامن زدن به حرکت های شعاری و مقطعی و فیل هواکردن های بدون افق،به بلوغ یابی جنبش دانشجوئی درپیمودن حرکت چند وجهی وپیچیده خود یاری رسان باشیم . باید ازبرخورد ابزاری با جنبش دانشجوئی ومبالغه یک جانبه درموردآن پرهیزکنیم. باید به مثابه یک کمونیست بیش ازهرچیز به منافع کلان وعمومی جنبش والزامات و پیش شرط های پاگرفتن آن بیاندیشیم وازتجربه های شکست خورده گذشته و نیزسرنوشت کسانی که با جنبش دانشجوئی برخورد ابزاری کردند درس بگیریم. توجه به این وظیفه بویژه وقتی برجسته می شودکه درنقد برگزاری مراسم 16 آذرامسال متوجه نقیصه مهمی می شویم که حرکت یک بعدی و اساسا معطوف به اعلام حضورجداگانه گرایشات (ازجمله رقابت وکشمکش در میان نیروهای متعلق به طیف چپ ) وغفلت ازمولفه های دیگرِ معرف بلوغ دانشجوئی ازمشخصه اصلی آن است. نقد خود را بااین امید و با این وظیفه سترگ قرارگرفته دربرابرخودمان به پایان می برم، که ضمن حفظ نقطه مثبت کنونی وبرطرف کردن نقاط ضعف آن، الگوئی پاسخ گوومناسب درانطباق با نیازهای یک جنبش متکثروبالقوه میلیونی فراهم سازیم.

بی شک با نگاهی به گامهای مثبت تاکنون برداشته شده توسط جنبش دانشجوئی وبویژه آن دسته ازفعالین آگاه ومسؤلی که متعلق به طیف چپ هستند،می توان امیدواربود که این جنبش قادرخواهد شد با درنظرگرفتن همه عوامل دخیل در تکوین انقلابی جنبش دانشجوئی، برچالش های پیشاروی خود فائق آید.  مقابله بایورش سازمان یافته و هدفمند رژیم اسلامی به جنبش دانشجوئی-امری که ازپیش معلوم بود و اکنون شروع شده است-دووظیفه اساسی ومکمل هم را دربرابرما قرارمی دهد: نخست عدم غفلت ازاهمیت بنیادی ترکیب پیوند مبارزه فعالین با جنبش بدنه وضرورت هم پوشانی آندو،یعنی مسلح شدن فعالین به آتش بار زرادخانه ده ها و صدها هزارنفری مبارزات جاری ومشخص هم اکنون موجود به عنوان نقطه عزیمت وتلاش برای فرارفتن ازآنها بسوی اهداف و مطالبات کلان وبسوی عرض اندام یک جنبش متکثرو سراسری دانشجوئی وکوشا در تعمیق پیوندهای متقابل با سایر جنبش های اجتماعی و طبقاتی.ودیگر،دامن زدن به ابراز همبستگی فعال با دانشجویان زندانی و تحت فشارقرارگرفته وحمایت فعال و همه جانبه ومداوم ازآن ازسوی جنبش دانشجوئی دردانشگاه ها و همه مراکزدانشجوئی، ونیزازسوی سایرجنبش های اجتماعی،وهمه نیروها ونهادها وسازمان های آزادیخواه ورادیکال  درسطح داخلی و بین المللی،باهدف فوری برای آزادی دانشجویان دستگیرشده.بی شک دراین میان اپوزیسیون مترقی خارج ازکشورمی تواند با اقدامات  و تلاش های همه جانبه خود سهم شایسته ای را دربازتاب دادن صدای اعتراض دانشجویان وافشاءجنایت های رژیم واعمال فشاربه آن،وجلب همبستگی بین المللی بعهده داشته باشد. تأثیرچنین اقدامات فراگیری به رژیم درکاستن ازدامنه فشارآن، و تقویت روحیه مبارزان ورزمندگان داخل کشوروزندانیان برکسی پوشیده نیست. خوشبتختانه چنین تلاش هائی شروع شده وباید با آهنگ بیشتروپردامنه تری تارهائی عزیزان زندانی ادامه یابد.

 

قبلی

برگشت

بعدی