ناتوانی رژیم در محفاظت از مهمترین پرونده روی میز خویش



منصور امان

انفجار نظنز؛ یک مُعادله پویا

ضربات پیاپی به پروژه هسته ای رژیم ولایت فقیه همچنانکه ابعاد تنش زا و گنجایش آن برای دامن زدن به درگیریهای خطرناک را یکبار بیشتر نمایان ساخته، ناتوانی حاکمیت در مُدیریت و حفاظت از مُهمترین و پُرهزینه ترین پرونده روی میز خویش را نیز آشکار می کند.

در مُقایسه با جایگاهی که پروژه ماجراجویانه اتُمی زیر “خیمه نظام” دارد و نقش استراتژیکی که در هدایت رویکردهای عام حاکمیت بازی می کند، قُطر نازُک سپر حفاظتی آن و میزان بالای ضربه پذیری اش شگفت آور به نظر می رسد. از همان هنگام که حاکمیت طرح اتُمی خود را به جریان انداخته، تخریب و خرابکاری نیز آن را همراهی کرده است بدون آنکه مُبتکران و گردانندگان طرح توانسته باشند مانع این گونه حملات شوند یا در طول این مُدت زمان راهکاری برای پیشگیری از آن بیاندیشند.

تنها واکُنش در خور اشاره حاکمان ج.ا به این ضربات، تاکید بر ادامه حرکت در این چرخه باطل و لاف زدن از سانتریفیوژهای بیشتر، درصد غنی سازی بالاتر، حفر نقبهای عمیق تر و به عبارت دیگر، اختصاص هزینه مالی، سیاسی و انسانی بیشتر بوده است. با این حال مُنحنی این کُنش و واکُنش نشان می دهد که به مُوازات افزایش تحرُکات اتُمی حاکمیت، سطح و هزینه ضربات نیز به گونه مُنظم افزایش یافته است.

اگر زمانی ویروس کامپیوتری “استاکس نت” از راه دور به سیستمهای هسته ای نفوذ می کرد، چند سال بعد اسناد محرمانه فعالیتهای هسته ای و اطلاعات فوق سری بود که از مرکز تهران به مقصد اسراییل بار کامیون می شد. در سوی دیگر، اگر حاکمیت غنی سازی را از سر گرفت و از محدودیتهای “برجامی” سرپیچی کرد، در مُقابل اما فرد شُماره یک خود در پروژه جنگ افزار هسته ای (پاسدار فخری زاده) را از دست داد و اندکی بعد با اعلام غنی سازی ۲۰درصدی و اخراج بازرسان آژانس، ناچار شد با تخریب گُسترده مُهمترین مرکز هسته ای خود روبرو شود.

هرگاه کُنش و واکُنش مزبور به مثابه یک روند ثابت در نظر گرفته شود و ضد حمله ای که در این چارچوب سازمان می یابد مُعادله ای پویا که با سطح رویارویی سازگار می شود، آنگاه به خوبی می توان انتظار داشت که اعلام غنی سازی ۶۰درصدی و بدتر از آن، ارسال پیامهایی مبنی بر نزدیک شدن به بُمب اتُم، نیروی تخریبی به مراتب بیشتری را وارد مُعادله خواهد کرد. بدیهی است که چنین تحولی از یک سو طرفهای جدیدی را به میدان درگیری می کشد و از سوی دیگر، چگونگی پیشبُرد نزاع را به سطحی فراتر از جنگ در سایه ارتقاء خواهد داد.

تاریخچه این زدوخورد خسارت بار مُستند ساخته است که آقای علی خامنه ای و همدستانش نه تنها نمی توانند پیامدهای اقتصادی – معیشتی و اجتماعی ماجراجویی هسته ای شان را مُدیریت کنند، بلکه در حفاظت از افراد، مراکز، تاسیسات و اسناد اتُمی خویش نیز ناتوانند. آنها شلختگی و بی لیاقتی خود را با غارت گُستاخانه تر جامعه و ریختن پول و هزینه بیشتر به پای این پروژه رُفو می کنند و لاف زنان به انتظار سوراخ بعدی می نشینند.