حمله به یک مرکز اسلامی در لیسبون ۴ کشته و مجروح به جا گذاشت
مردی در حمله با چاقو به یک مرکز اسلامی در پایتخت پرتغال دو زن را کشت و دو نفر دیگر را مجروح کرد. نخستوزیر پرتغال میگوید این اقدام “احتمالا تروریستی” بوده است.در حملهای که روز سهشنبه، ۸ فروردین (۲۸ مارس) به یک مرکز اسلامی در لیسبون، پایتخت پرتغال صورت گرفت دو نفر کشته و دو نفر دیگر مجروح شدند. کشتهها دو زن در سنین ۲۰ و ۴۰ سال بودهاند.
پیش از ظهر سهشنبه به پلیس لیسبون اطلاع داده میشود که مردی با یک چاقوی بزرگ به گونهای مشکوک وارد مرکز اسلامی موسوم به “مرکز اسماعیلی” شده است. تا رسیدن پلیس او با چاقو به افراد حاضر در محل حمله میکند. با امتناع مهاجم از قبول تقاضای پلیس برای زمین گذاشتن کارد و تلاش برای نزدیکشدن به مأموران، پلیس به او تیراندازی میکند. مهاجم جراحت سختی برداشته و هم اکنون در بیمارستان بستری است.
آنتونیو کوستا، نخستوزیر پرتغال در سخنانی با ارائه شرحی از ماجرای حمله، گفته است که حمله به مرکز اسلامی احتمالا یک اقدام تروریستی بوده است.
اوحمله را این یک “اقدام جنایتکارانه” خوانده و افزوده که همه نشانهها حاکی از آن است که فرد مهاجم به تنهایی عمل کرده و خطر تکرار این جنایت وجود دارد.
هنوز در باره انگیزه فرد مهاجم گزارشی منتشر نشده است.
پرتغال کشوری است که جمعیت مهاجران در آن نسبتا کثیر است، ولی در مجموع چندان شاهد اقدام تروریستی اسلامگرایانه یا علیه مسلمانان نبوده است.
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»