رهبر برزیل در چین؛ گام دیگری در شکل‌دهی به قطب‌بندی‌های جهانی؟

سفر پنج روزه رئیس جمهور برزیل به چین دوباره بحث برآمد احتمالی بریکس در برابر گروه ۷ را تقویت کرده است. با این همه، انگیزه‌ها و منافع پنج کشور عضو بریکس به رغم فاصله‌شان با غرب در جنگ اوکراین، یک دست نیست.لولا د سیلوا، رئیس جمهور برزیل، روز سه‌شنبه، ۱۱ آوریل، برای یک دیدار رسمی پنج روزه عازم چین می‌شود. هفت وزیر، رئیس سنا و نیز هیاتی ۲۰۰ نفره از صاحبان و مدیران صنایع و بخش تجاری، لولا را در این سفر همراهی می‌کنند.

هم چین و هم برزیل عضو گروه ۲۰ کشور عمده صنعتی دنیا هستند. چین بزرگترین طرف تجاری در آمریکای جنوبی و یکی ازبزرگترین سرمایه‌گذاران جهانی در این منطقه است.

برزیل و چین همچنین از اعضای پنج گانه کشورهای در حال صنعتی شدن موسوم به بریکس هستند، مجموعه‌ای که از آن به عنوان قطبی در مقابل جی ۷ یا گروه ۷ متشکل از ۷ کشور عمده صنعتی غرب یاد می‌شود. هند، روسیه و آفریقای جنوبی سه عضو دیگر بریکس هستند.

سفر لولا به چین و معادلات جدید در سطح بین‌المللی که پس از جنگ اوکراین شکل گرفته‌، بیش از پیش بحث درباره وزن و اهمیت بریکس را دامن زده است.

در سال‌های میانی دهه گذشته اصطلاح بریک (متشکل از حروف اول چهار کشور برزیل، روسیه، هند و چین) در منابع و محافل اقتصادی بر سر زبان‌ها افتاد. هر چهار کشور دارای رشد اقتصادی بالایی بودند و گرایش‌هایی به همکاری بیشتر با یکدیگر نشان می‌دادند.

این چهار کشور بعدتر در جریان بحران مالی و بانکی سال ۲۰۰۹ به هم نزدیک شدند و اولین اجلاس سران آنها در سال ۲۰۱۰ در یکاترین‌بورگ روسیه تشکیل شد. یک سال بعد آفریقای جنوبی نیز دعوت شد که به این گروه بپیوندد و به این ترتیب بریک به بریکس تبدیل شد.

نهادهایی بدیل برای مقابله با بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول

سال ۲۰۱۴ کشورهای بریکس ” بانک توسعه جدید” “New Development Bank” (NDB) را با سرمایه اولیه ۵۰ میلیارد دلار تاسیس کردند تا گزینه‌‌ای در برابر بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول باشد که عمدتا از آنها به عنوان نهادهای مالی بین‌المللی تحت کنترل غرب یاد می‌شود.

بعدتر مکانیسم ایجاد ضمانت با عنوان Contingent Reserve Arrangement شکل گرفت که کشورهای عضو را در صورت بروز دشواری برای آنها در پرداخت‌ تعهدات مالی بین‌المللی خود یاری کند.

نهادهای مالی و بانکی بریکس نه تنها برای کشورهای عضو که برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه و یا در آستانه صنعتی‌شدن نیز که در دریافت وام از صندوق بین‌المللی پول تجربه مثبتی نداشته و مجبور به پیشبرد سیاست‌های انقباضی و ریاضتی صندوق این نهاد بوده‌اند، جذاب و قابل اعتنا شده است، چرا که دیگر مجبور نبودند برای دریافت وام به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول رجوع کنند. شماری از این کشورها حالا متقاضی یا متمایل به ورود به گروه بریکس هستند.

بانک توسعه بریکس برای پذیرش عضو جدید اعلام آمادگی کرده است. به این ترتیب از سال ۲۰۲۱ مصر، امارات متحده عربی، اوروگوئه و بنگلادش در این بانک دارای سهام شده‌اند که البته سهم آنها به گونه‌ای فاحش کمتر از سپرده ده میلیاردی هر کدام از کشورهای موسس بریکس در این بانک است.

بریکس در حال گسترش

چندی پیش نالدی پاندور، وزیر خارجه آفریقای جنوبی تایید کرد که علاقه و کشش قابل اعتنایی در سطح بین‌المللی برای پیوستن به گروه بریکس به وجود آمده است. او در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: «در حال حاضر تقاضای عضویت عربستان سعودی، امارات متحده، مصر، الجزایر، آرژانتین، مکزیک و نیجریه روی میز گروه بریکس است.»

خانم پاندور تصریح کرد که کشورهای بریکس آماده‌اند که درباره گسترش این گروه صحبت کنند، منتهی باید با دقت و توجه لازم در این باره بحث و گفت‌وگو داشته باشند. تقاضاهای یادشده در اجلاس آتی سران بریکس در آفریقای جنوبی که قرار است در اوت برگزار شود موضوع بحث و بررسی خواهند بود.

روند توسعه اقتصادی کشورهای بریکس حالا با دوران طلایی رشد اقتصادی این پنج کشور که انگیزه همراهی و هماهنگی‌اشان بود، چندان شباهتی ندارد. تنها چین است که همچنان از رشد و توسعه‌ای پایدار برخوردار است.

بخوانید: “بریکس”، تجمع کشورهایی که امیدهاشان برباد رفته است

در حالی که چین در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ تولید ناخالص ملی خود را از شش هزار میلیارد دلار به ۱۸ هزار میلیارد دلار افزایش داده است، اقتصاد روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی در این دوره زمانی در حال رکود بوده است. هند هم تنها موفق شده است که تولید ناخالص ملی خود را از ۱.۷ هزار میلیارد دلار به ۳.۱ هزار میلیارد دلار افزایش دهد.

جنگ اوکراین عملا فاصله کشورهای بریکس با جهان غرب را افزایش داده است، چرا که هند، برزیل، آفریقای جنوبی و چین هیچکدام حاضر نشده‌اند به تحریم‌های غرب علیه روسیه بپیوندند. ارقام بی‌سابقه مربوط به حجم تجارت میان هند و روسیه یا وابستگی برزیل به کودهای روسیه نمود بارز این واقعیت هستند.

متو بیشاپ، متخصص علوم سیاسی در دانشگاه شفیلد، در مقاله‌ای در نشریه اکونومیست آبزرور نوشته است: «جنگ اوکراین به جدایی دیپلماتیک میان غرب و کشورهایی منجر شده که از روسیه حمایت می‌کنند، هر چند که در این ماجرا تلاش می‌شود تبانی و همدستی دور و دراز نهادهای غربی الیت لاپوشانی شود.»

“مانور میان قطب‌های مختلف”

گونتر مای‌هولد، معاون موسسه تحقیقاتی “بنیاد علم و سیاست” (swp) اما بر این نظر است که بریکس بیش از آن که ماهیت و ترکیبی ضدغربی داشته باشد، تشکلی است برای تحقق و عملیاتی کردن منافع منطقه‌ای کشورهای عضو. به عقیده او “برزیل، هند و آفریقای جنوبی می‌خواهند میان کشورهای متفاوت قدرت تحرک و مانورداشته باشند. آنها مایلند که در شرایط فاصله‌گیری از قطب‌های مختلف بهترین گزینه‌ها را برای توسعه ملی خود متحقق کنند.”

این در حالی است که چین به گفته کارشناس بنیاد علم و سیاست آلمان در صدد استفاده از بریکس برای عملی‌کردن ایده‌ها و جاه‌طلبی‌های خود در گستره سیاست بین‌المللی است. تلاش برای میانجیگری میان روسیه و اوکراین و مانور مشترک با روسیه در سواحل آفریقای جنوبی نیز اقداماتی در این راستا هستند.

بخوانید: درخواست رسمی ایران برای پیوستن به گروه بریکس

در این میان غرب هم به گفته مای‌هولد، تغییر استراتژی بریکس به سوی ایجاد گزینه‌ای در برابر “نهادها و تشکل‌های تحت کنترل آمریکا و اروپا، از گروه ۷ گرفته تا بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول” را با دقت رصد می‌کند. او در این رابطه از جمله به این موضوع اشاره می‌کند که در اجلاس سران هفت کشور صنعتی غرب در آلمان در سال ۲۰۲۲ تلاش شد که با دعوت از هند و آفریقای جنوبی تا حدودی به آنها چشم‌اندازی از همراهی و همکاری نشان داده شود شاید که آنها از ایده و تلاش برای شکل‌دهی به قطب بریکس در برابر گروه ۷ باز داشته شوند.

مذاکرات لولا و هیات بزرگ و بی‌سابقه همراه او در چین و میزان گسترش مناسبات اقتصادی و سیاسی ناشی از آن، در کنار تلاش دو کشور برای به جریان انداختن مذاکرات صلح جهت خاتمه دادن به جنگ اوکراین، به علاوه میزان همراهی و همگامی یا واگرایی احتمالی در اجلاس سران بریکس در آفریقای جنوبی نشان خواهد داد که این تشکل تا چه حد از انسجام درونی و ظرفیت برای ایجاد قطبی در مقابل کشورهای غربی و نهادهای نزدیک به آنها برخوردار است.

دستکم سه کشور هند و آفریقای جنوبی و برزیل بیش از آن که به اتحاد و ائتلاف با چین و روسیه در برابر غرب فکر کنند، به تامین بیشترین مناقع برای خود از طریق مانور میان قطب‌های مختلف جهانی مشغولند، رویکردی که بسیاری از کشورهای رو به توسعه جهان نیز کم و بیش به مسیر آن افتاده‌اند.