جواد روحی معترض محکوم به اعدام در زندان جان سپرد
جواد روحی از معترضان نوشهر که در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی دستگیر و به اعدام محکوم شده بود در زندان نوشهر جان سپرد. علت فوت او اعلام نشده است.روابط عمومی زندان نوشهر اعلام کرد که جواد روحی ساعت ۳:۴۵ بامداد روز پنجشنبه ۹ شهریور “دچار تشنج شده” و به بیمارستان بهشتی این شهر منتقل شد است. او ساعتی بعد در بیمارستان فوت میکند.
به گزارش روابط عمومی زندان نوشهر برای بررسی علت مرگ او پرونده قضایی تشکیل شده و دادستان این شهر دستور بازبینی دوربینهای مداربسته زندان و وسایل شخصی این زندانی را صادر کرده است.
پیکر جواد روحی برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شده است.
بیشتر بخوانید: حکم قصاص محمد قبادلو تایید شد
روحی از بازداشتشدگان ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱ در نوشهر است. در همان شبی که حنانه کیا در نوشهر با شلیک مستقیم گلوله ماموران جان باخت، جواد روحی، جوان ۳۵ ساله آملی که برای پیگیری امور شخصی به نوشهر آمده بود، بازداشت شد.
او به جرم سوزاندن قرآن و تخریب اموال عمومی در شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ۳ بار اعدام محکوم شد. اسفند سال گذشته مجید کاوه، وکیل جواد روحی از فقدان ادله اثباتی در پرونده وی خبر داد.
بیشتر بخوانید: عفو بین الملل خواهان لغو حکم اعدام سه جوان معترض در ایران شد
نهایتا با پذیرش فرجامخواهی در شعبه نهم دیوان عالی کشور رای سه بار اعدام او و سایر مجازاتها نقض شده و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه همعرض دادگاه انقلاب ساری ارجاع داده شد.
تاکنون چند زندانی سیاسی در زندانهای ایران به طرز مشکوکی جانشان را از دست دادهاند. در اغلب این موارد علت مرگ، یا خودکشی یا بیماری زمینهای اعلام میشود.
علی اکبر سعیدی سیرجانی، هدی صابر و ستار بهشتی از جمله این افراد هستند.
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»