این نوع صبوری کارش به پیروزی نخواهد رسید!


شکوه میرزادگی

از تازه ترین خبرهایی که خبرگزاری ایسنا انتشار داده، به «آبیاری مزارغ کشاورزی به وسیله پسآب و فاضلاب است»* مربوط می شود، بدين معنی که مسئولان جمهوری اسلامی در پاسخ به درخواست های مکرر مردمان برای مشروب کردن اراضی کشاورزی شان، پساب و فاضلاب را در اراضی آن ها سرازیر کرده اند

چند روز پیش، حسن شریفی، مدیر جهاد کشاورزی ساوه، با اشاره به رسانه‌ای شدن این موضوع و حساسیت بالای موضوع گفت: «تمام دستگاه‌های اجرایی مکلفند به وظایف قانونی خود عمل کرده و مانع از استفاده از فاضلاب در اراضی کشاورزی شوند». اما آشکار است که، همچنان مثل همیشه، کسی به این تک صداهاکه به ندرت از زبان برخی مسئولین در می آید توجهی ندارد. همین چندین ماه پیش، خبرگزاری ایسنا، با انتشار گزارشی با عنوان «اینجا سرطان می کارند»، پیامدهای این فاجعه را در حوزه ی کشاورزی ساوه یادآور شد، و فرمانداری منطقه هم ظاهراً خواستار جلوگیری از تداوم کشت گندم، جو، ذرت، بامیه، یونجه و سبزیجات با استفاده از فاضلاب تصفیه نشده در منطقه زرباف ساوه شد. با اين همه گویا نه تنها در ساوه هیچ اقدامی در جهت متوقف کردن این فاجعه نشده، بلکه اکنون جنایتکارانی در لباس مسئولین جمهوری اسلامی در اصفهان نیز از همین روش استفاده می کنند.

واقعاً که مردم ایران را می توان از صبورترین مردمان جهان دانست. چهل سال است که جمهوری اسلامی هر بلایی را که ممکن است يک حکومت بیدادگر بر سر مردمان یک سرزمین بیاورد بر سر مردمان ایران آورده است؛ مردمانی که پس از چندین قرن بدبختی ناشی از خرافات و فقر و عقب ماندگی، در پی انقلاب مشروطیت و امکان مدرن شدن در دوران پهلوی ها (که با هر عیبی که بشود به آن ها نسبت داد، ایراندوست بودند و رو به جهان امروز داشتند) تازه همگام و همراه مردمان پیشرفته جهان شده بودند؛ مردمی که طی یک انقلاب قرون وسطایی و به زور جهل و چوب و چماق و ایجاد ترس از خدا یک قرن به عقب برده شدند، اموال شان را غارت کردند، میراث فرهنگی شان را ویران کردند، ثروت های طبیعی شان را یا به ویرانه ای خشک و بی آب و علف تبدیل کردند و یا – در راستای ماندگاری خودشان – به کشورهای دیگر بخشیدند، زنان شان را ضعیفه خواندند و همه ی حقوق شان را پایمال کردند، دانشگاه هایشان را تبدیل به حوزه و مدارس شان را مکتب خانه کردند، دسته دسته مخالفین عقیدتی شان را کشتند و در گورهای دسته جمعی به خاک سپردند، در زندان ها تجاوز و شکنجه و «خودکشی» را امری عادی کردند و .. و … همه چیز را این مردم تحمل کردند و هر تغییر و اصلاحی را که وابستگان به این حکومت برایشان تدارک دیدند، پذیرفتند، بی آن که کوچکترین تغییر یا اصلاحی را ببیند و همچنان تحمل کردند. و این حکومت بیدادگر اکنون کار را به جایی رسانده که آشکارا به جای آب فاضلاب به خورد مردم می دهد، یعن مرگ را ذره ذره به خوردشان می دهند.

می دانیم که بیشتر احادیث و متون اسلامی، و متاسفانه آن بخش از متون ادبی ما که بیشتر تحت تاثیر مذهب بوده اند، چه در مسایل اجتماعی و چه در مسایل شخصی، مرتب همگان را به صبر و آرامش دعوت می کنند. البته هم صبر و هم آرامش صفاتی هستند که در جای درست و به جا قابل تحسین و کارساز هستند؛ یعنی وقتی که با نیروی خرد و منطق هدایت می شوند. در غیر این صورت صبر جز بدبختی و رنج چیزی با خود نمی آورد؛ صبری که زمان مند نیست، قانونی ندارد، و رو به پیروزی نايستاده، چيزی نیست جز همان تسلیم بی قید و شرط؛ در نتيجه این نوع صبوری مردمان ایران در ارتباط با مسایلی که به طور مستقیم جان و زندگی خود و عزیزان شان را هدف گرفته طبعا آن صبری نیست که پایان اش «ظفر» باشد و، پس، جز فربه کردن آن هایی نیست که از صبوری مردمان نردبانی برای ادامه ی زشتی ها و پلیدی های بیشترشان ساخته اند.

طبیعی ست که عدم صبوری به معنای اعلام جنگ و خشونت نیست، بلکه می تواند آغازی باشد برای اعتراضی مدنی و به حق در همه ی سطوح زندگی اجتماعی و حتی شخصی.

2 دسامبر 2018