Previous Next

درخواست به تعویق انداختن هدف اقلیمی آلمان تا سال ۲۰۵۰

طبق برنامه، آلمان باید تا سال ۲۰۴۵ به انتشار خالص صفر گازهای گلخانه‌ای دست یابد. اما اکنون شماری از نمایندگان برجسته اقتصاد، سیاست و اتحادیه‌های کارگری خواستار زمان بیشتری تا همان سال ۲۰۵۰ مورد نظر اتحادیه اروپا هستند.درخواست‌ها در آلمان برای به تعویق انداختن پنج‌ساله هدف دستیابی به انتشار خالص صفر گازهای گلخانه‌ای، که اصطلاحاً “خنثی بودن اقلیمی” گفته می‌شود، افزایش یافته است.

از جمله نمایندگان کارفرمایان و کارگران در گفت‌وگو با روزنامه “ولت آم زونتاگ” خواستار آن شدند که هدف کنونی ملی برای کربن‌زدایی تا سال ۲۰۴۵ کنار گذاشته شود و هدف دستیابی به انتشار خالص صفر گازهای گلخانه‌ای با هدف سال ۲۰۵۰ اتحادیه اروپا هماهنگ شود.

کربن‌زدایی به معنای گذار به اقتصادی بدون کربن از طریق جایگزینی تدریجی سوخت‌های فسیلی مانند زغال‌سنگ، نفت و گاز با انرژی‌های تجدیدپذیر برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

به باور میشائیل واسیلیادیس، رئیس اتحادیه صنایع معدن، شیمی و انرژی آلمان (IGBCE)، و مارکوس کربر، مدیرعامل شرکت RWE، شرکت بزرگ تأمین انرژی این کشور، به تعویق انداختن این تاریخ می‌تواند پس از سال‌ها رکود و ایستایی اقتصادی، فرصتی برای کاهش فشار بر صنعت آلمان فراهم کند.

“نه صنعت کمتر، بلکه دی‌اکسید کربن کمتر”

به گفته کربر، رویکرد ویژه آلمان که می‌خواهد پنج سال زودتر از اتحادیه اروپا به انتشار خالص صفر گازهای گلخانه‌ای برسد، تنها هزینه‌های فعالیت صنعتی در این کشور را افزایش می‌دهد، بی‌آنکه سودی برای اقلیم داشته باشد.

این فعال اقتصادی گفت انتشار کمتر دی‌اکسید کربن در آلمان، در نهایت در دیگر کشورهای اتحادیه اروپا منتشر خواهد شد. کربر افزود: «صنعت برای سرمایه‌گذاری، باید بداند مسیر پیش رو چیست. این بخش به یک چشم‌انداز بلندمدت، دست‌کم برای ده سال آینده، نیاز دارد.»

میشائیل هوتر، رئیس مؤسسه اقتصاد آلمان (IW)، و همین‌طور گیتا کُنمان، رئیس انجمن شرکت‌های کوچک و متوسط حزب دموکرات مسیحی (MIT) و معاون پارلمانی وزیر اقتصاد، نیز از تمدید این مهلت حمایت کردند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کُنمان گفت: «اگر در سال ۲۰۳۹، پیش از آنکه شرکت‌ها به آن سوی پل برسند، پل را از زیر پای آنها برداریم، نباید تعجب کنیم که دیگر کسی سرمایه‌گذاری نکند. ما خواهان دی‌اکسید کربن کمتر هستیم، نه صنعت کمتر؛ بنابراین نظام تجارت انتشار گازهای گلخانه‌ای باید با واقعیت سازگار باشد.»

به نوشته روزنامه “ولت آم زونتاگ”، اتحادیه صنایع معدن، شیمی و انرژی نیز در بیانیه‌ای که هنوز منتشر نشده، خواستار آن شده است که روند کاهش سالانه سهمیه‌های انتشار دی‌اکسید کربن در آلمان در بازه زمانی طولانی‌تری انجام شود.

طبق این گزارش، این اتحادیه معتقد است که این روند نباید در سال ۲۰۴۵، بلکه همانند دیگر کشورهای اروپا، در سال ۲۰۵۰ به پایان برسد.

تأکید دولت بر هدف ۲۰۴۵

ائتلاف دولتی حاکم، یعنی احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی و حزب سوسیال دموکرات، در توافق‌نامه ائتلافی خود همچنان بر هدف سال ۲۰۴۵ تأکید کرده‌اند.

آلمان متعهد شده است که تا سال ۲۰۳۰ میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای را نسبت به سطح سال ۱۹۹۰، به میزان ۶۵ درصد کاهش دهد.

این کاهش باید تا سال ۲۰۴۰ به دست‌کم ۸۸ درصد برسد و تا سال ۲۰۴۵ نیز انتشار خالص صفر گازهای گلخانه‌ای محقق شود. میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای آلمان در سال گذشته میلادی ۴۸ درصد کمتر از سطح سال ۱۹۹۰ بود.

بلژیک برای همه خودروها عوارض جاده‌ای وضع می‌کند

رانندگی با خودرو در بلژیک در آینده مستلزم پرداخت هزینه خواهد بود. این عوارض هم شامل شهروندان بلژیکی و هم اتباع خارجی می‌شود. میزان این هزینه البته با توجه به نوع خودرو متفاوت خواهد بود.رانندگی با خودرو در بلژیک در آینده مشمول پرداخت عوارض خواهد شد.

تاکنون رانندگان در بلژیک می‌توانستند تقریبا در تمامی مسیرهای جاده‌ای، بدون پرداخت عوارض تردد کنند. حالا سه منطقه این کشور بر سر اجرای یک برچسب عوارض برای خودروهای سواری به توافق رسیده‌اند؛ این طرح هم شهروندان بلژیک و هم رانندگان خارجی را شامل می‌شود.

هزینه این برچسب بسته به نوع خودرو متفاوت خواهد بود.

فرانسوا دسکن، وزیر زیرساخت و حمل‌ونقل منطقه والونی در این باره گفت: «هر کسی که از جاده‌های ما استفاده می‌کند، باید سهم عادلانه‌ای در نگهداری آنها بپردازد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در بلژیک، مسائل مربوط به ترافیک جاده‌ای بر عهده مناطق سه‌گانه این کشور یعنی منطقه فلاندر، منطقه والونی و منطقه بروکسل است.

بر این اساس، خودروهای برقی با هزینه سالانه پیش‌بینی‌شده ۹۰ یورو کمترین مبلغ را پرداخت خواهند کرد، در حالی که خودروهای قدیمی‌تر با موتور احتراقی ممکن است تا ۱۲۵ یورو هزینه پرداخت کنند.

همچنین تعرفه‌های کوتاه‌مدت، از یک روز تا دو ماه نیز در نظر گرفته شده است.

موتورسیکلت‌ها و اتوبوس‌های مسافربری، از جمله وسایل نقلیه‌ای هستند که از این مقررات معاف خواهند بود.

نظارت بر اجرای این طرح هم از طریق دوربین‌ها صورت خواهد گرفت و در صورت تخلف، جریمه‌ای ۷۰ یورویی در انتظار رانندگان خواهد بود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

درآمدهای حاصل از این طرح قرار است، بخشی از هزینه‌های نگهداری و تعمیر جاده‌ها را تامین کند.

البته تایید نهایی این پیش‌نویس از سوی مناطق سه‌گانه بلژیک و نهادهای اروپایی هنوز باقی مانده است.

برخی از جزئیات این طرح هم همچنان مبهم است؛ از جمله اینکه آیا رانندگان بلژیکی از طریق اصلاح مالیات خودرو از کاهش فشار مالی برخوردار خواهند شد یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ، این روند چگونه خواهد بود.

پیش از این در سال ۲۰۱۹، طرح آلمان برای وضع عوارض بر خودروهای سواری نیز به دلیل پیچیدگی‌های همین مسئله با شکست روبه‌رو شده بود.

پژوهشگران از احتمال بازسازی مراکز هسته‌ای ایران خبر دادند

تلاش برای رفع آثار اصابت بمب و رفت‌وآمد کامیون‌های حمل بتُن در برخی مراکز هسته‌ای ایران دیده شده است. تحرکاتی که تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهند می‌تواند بار دیگر تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا را تشدید کند.به گفته کارشناسان، تصاویر ماهواره‌ای این گمان را تقویت می‌کنند که جمهوری اسلامی در حال تعمیر و بازسازی یکی از تأسیسات شناخته‌شده پژوهش نظامی ایران است.

طبق گزارش مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی که به شکل تخصصی در زمینه مسائل هسته‌ای پژوهش می‌کند، در هفته‌های اخیر فعالیت‌هایی از این دست، از جمله در مجتمع نظامی پارچین، مشاهده شده است.

جمهوری اسلامی متهم است که در این محل روی توسعه چاشنی‌های انفجاری مورد استفاده در سلاح‌های هسته‌ای کار می‌کند.

تأسیسات پارچین در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، چندین بار هدف حمله قرار گرفته بود. به گفته پژوهشگران، در حالی که تصاویر ماهواره‌ای در ابتدا تنها عملیات پاکسازی را نشان می‌دادند، در هفته‌های اخیر نشانه‌های فزاینده‌ای از آغاز تعمیرات دائمی مشاهده شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

بر اساس این گزارش، از جمله این نشانه‌ها می‌توان به حضور چندین کامیون حمل بتُن و تجهیزات دیگری برای پوشاندن محل اصابت بمب‌ها اشاره کرد.

در برخی مراکز “فعالیتی مشاهده نمی‌شود”

تأسیسات “طالقان” در گذشته بارها موضوع گمانه‌زنی‌ها بوده است. به گفته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران تا سال ۲۰۰۳ در این مجموعه و در چارچوب برنامه “آماد”، روی فناوری‌هایی کار می‌کرد که می‌توانستند برای ساخت سلاح هسته‌ای کاربرد داشته باشند.

طبق گزارش‌ها، در این مرکز آزمایش‌هایی با مواد منفجره قوی برای شبیه‌سازی انفجار درونی یک کلاهک هسته‌ای انجام شده است. ایران وجود چنین برنامه‌ای را رد می‌کند.

این تصاویر ماهواره‌ای را که تنها چند روز از ثبت آنها می‌گذرد، شبکه “سی‌ان‌ان” در اختیار پژوهشگران قرار داده و خود نیز با همکاری این مؤسسه آنها را تحلیل کرده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

سی‌ان‌ان گزارش داده که در اصفهان، که به ارزیابی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مهم‌ترین محل ذخیره اورانیوم به شمار می‌رود، هیچ فعالیت مشکوکی مشاهده نشده و همین موضوع درباره نطنز و فردو نیز صدق می‌کند.

این سه تأسیسات تابستان سال گذشته نیز هدف بمباران آمریکا قرار گرفته بودند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بارها تأکید کرده بود که دولت او از آن زمان تاکنون این مراکز را به‌دقت زیر نظر دارد.

تحرکات مشکوک در رشته‌کوه‌های نطنز

به گزارش سی‌ان‌ان، نشانه‌هایی از انجام تعمیرات در تأسیسات دیگری نیز دیده می‌شود که طبق گزارش‌ها، با توسعه احتمالی سلاح‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک مرتبط هستند.

از جمله این مراکز، تأسیسات واقع در رشته‌کوه‌های نزدیک سایت هسته‌ای نطنز است که طبق گزارش‌ها، در اعماق آن روی توانمندی‌های هسته‌ای کار می‌شود.

بیشتر بخوانید: آیا بازرسان می‌توانند به تأسیسات هسته‌ای ایران بازگردند؟

بر اساس این گزارش، در هفته‌های اخیر مشاهده شده است که چندین کامیون وارد تونل‌های این مجموعه شده و سپس از آن خارج شده‌اند.

تهران در توافق چارچوبی با آمریکا برای پایان دادن به جنگ، متعهد شده بود که در برنامه هسته‌ای خود “وضعیت موجود” را حفظ کرده و همچنین از توسعه سلاح هسته‌ای خودداری کند.

سی‌ان‌ان در گزارش خود نوشته است: «این فعالیت‌ها این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ایران تفاهم‌نامه‌ای را که در پایان ماه ژوئن با آمریکا امضا کرده بود، نقض کرده است یا نه.»

حکومت ایران همچنان تأکید می‌کند که به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست.

آمریکا علی انصاری و “شبکه مالی مجتبی خامنه‌ای” را تحریم کرد

وزارت خزانه‌داری آمریکا علی انصاری، شرکت “اسمارت گلوبال” و سه صرافی ایرانی را تحریم کرد. واشنگتن می‌گوید این شبکه میلیاردها دلار را برای بانک‌های تحریم‌شده جمهوری اسلامی و مجتبی خامنه‌ای جابه‌جا کرده است.وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد علی انصاری، مالک و مدیر پیشین بانک منحل‌شده آینده، یک شرکت تحت کنترل او، سه صرافی ایرانی، هفت مدیر و شریک این صرافی‌ها و دو شرکت پوششی مستقر در هنگ‌کنگ و امارات متحده عربی را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (اوفک)، روز جمعه ۱۰ ژوئیه (۱۹ تیر) اعلام کرد این تحریم‌ها پس از ازسرگیری حملات ایران به کشتیرانی بین‌المللی در تنگه هرمز اعمال شده‌اند.

بر اساس بیانیه این وزارتخانه، علی انصاری بر شبکه‌ای گسترده از دارایی‌ها و منافع مالی در چندین کشور نظارت داشته که به گفته واشنگتن، بخشی از آنها به سود مجتبی خامنه‌ای، خانواده او، شماری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نگهداری می‌شوند.

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید انصاری با انتقال ثروت تأمین‌شده از منابع عمومی به مجموعه‌ای از املاک و دارایی‌های تجاری در خارج از ایران، هم خود و نزدیکانش و هم چهره‌هایی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی را ثروتمند کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، درباره این تحریم‌ها گفت واشنگتن به استفاده از ابزارهای خود از نظام مالی جهانی برای منزوی کردن رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقام‌های حکومت ادامه خواهد داد. او همچنین گفت آمریکا قصد دارد دارایی‌های مسدودشده را “برای مردم ایران” حفظ کند.

اتهام اختلاس از طریق بانک آینده

وزارت خزانه‌داری آمریکا علی انصاری را تبعه ایران و مقیم دبی معرفی کرده و گفته است او در دوره مالکیت و مدیریت بانک آینده، از جایگاه خود برای اعطای وام‌های گسترده به شرکت‌ها و طرح‌های تجاری متعلق به خود استفاده کرده است.

طبق این بیانیه، این وام‌ها با پشتوانه بانک مرکزی ایران پرداخت شده‌اند و به انباشت میلیاردها دلار بدهی در بانک آینده انجامیده‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید انصاری از این سازوکار برای اختلاس میلیاردها دلار از دارایی‌های عمومی استفاده کرده است.

بانک آینده که پیش‌تر تحت تحریم آمریکا قرار گرفته بود، در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) منحل شد. مقام‌های ایرانی در آن زمان از ناترازی گسترده، بدهی‌های سنگین و مشکلات مالی مزمن این بانک سخن گفته بودند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید در همان دوره‌ای که فعالیت‌های بانک آینده به اقتصاد ایران آسیب می‌زده و تورم بر زندگی روزمره مردم فشار وارد می‌کرده، انصاری از منابع عمومی برای گسترش دارایی‌ها و فعالیت‌های تجاری در خارج از ایران استفاده می‌کرده است.

شبکه املاک و دارایی‌ها در چند کشور

یکی دیگر از نهادهای تحریم‌شده، شرکت “اسمارت گلوبال لیمیتد” مستقر در سنت کیتس و نویس است. این شرکت هلدینگ در سال ۲۰۱۱ با نام پیشین “زیبا لژر لیمیتد” تأسیس شده بود.

به گفته وزارت خزانه‌داری آمریکا، انصاری با استفاده از شرکت‌های صوری و حساب‌های بانکی در حوزه‌های قضایی مختلف، دارایی‌هایی به ارزش میلیون‌ها دلار را در قالب این شرکت گرد آورده است.

طبق بیانیه اوفک، این دارایی‌ها شامل املاک و منافع تجاری در آلمان، لوکزامبورگ، اسپانیا، بریتانیا، قبرس، امارات متحده عربی و کشورهای دیگر می‌شود.

وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید گرچه بخشی از این دارایی‌ها به نام انصاری ثبت شده‌اند، منافع مالی آنها در نهایت به مجتبی خامنه‌ای، خانواده او، برخی مقام‌های جمهوری اسلامی و برخی اعضای سپاه پاسداران می‌رسد.

علی انصاری به اتهام ارائه حمایت مالی، مادی یا فناورانه به مجتبی خامنه‌ای، و نیز به اتهام اقدام مستقیم یا غیرمستقیم به نمایندگی از سپاه پاسداران تحریم شده است. شرکت اسمارت گلوبال نیز به دلیل مالکیت یا کنترل آن از سوی انصاری، در فهرست تحریم‌ها قرار گرفته است.

تحریم سه صرافی و هفت مدیر آنها

وزارت خزانه‌داری آمریکا هم‌زمان سه شرکت صرافی ایرانی و مدیران آنها را نیز تحریم کرده است این شرکت‌ها شامل شرکت تضامنی صرافی محمد دربانی و شرکا، شرکت تضامنی لواسانی و شرکا و شرکت تضامنی محسن خندان و شرکا می‌شوند.

محمد دربانی، شکوفه رستم‌آبادی و زهرا سرشاری به عنوان شرکای دارای کنترل در صرافی محمد دربانی و شرکا تحریم شده‌اند. به گفته اوفک، این صرافی طی چند سال صدها میلیون دلار ارز خارجی را برای بانک‌های تحریم‌شده ایران جابه‌جا کرده و اوایل سال ۲۰۲۶ ده‌ها میلیون دلار ارز متعلق به این بانک‌ها را نگهداری می‌کرده است.

احمد نوایی لواسانی و امیر نوایی لواسانی نیز به عنوان مدیرعامل و رئیس هیأت‌مدیره شرکت لواسانی و شرکا تحریم شده‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید این صرافی با بانک‌های ملی، صادرات، سینا، شهر، اقتصاد نوین، گردشگری، پاسارگاد و ملت قرارداد داشته و صدها میلیون دلار ارز را برای آنها نگهداری یا منتقل کرده است.

محسن خندان و علی‌اصغر خندان نیز به دلیل نقش خود در شرکت محسن خندان و شرکا تحریم شده‌اند. این صرافی، طبق اعلام اوفک، با بانک‌های پارسیان، توسعه صادرات، صادرات، سپه، سینا، کارآفرین، سامان و تجارت قرارداد داشته و بیش از ۱۱۷ میلیون دلار ارز خارجی را برای بانک‌های تحریم‌شده نگهداری کرده است.

دو شرکت پوششی در هنگ‌کنگ و امارات

وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین شرکت “سی‌دی‌ام تریدینگ لیمیتد” مستقر در هنگ‌کنگ و شرکت “نبا الزکی راو متریالز تریدینگ ال‌ال‌سی” (Naba Alzaki Raw Materials Trading LLC) مستقر در امارات متحده عربی را تحریم کرده است.

بیشتر بخوانید: آیا ایران می‌تواند امارات را کنار بگذارد؟

به گفته اوفک، این دو شرکت پوششی برای انجام معاملات مالی صرافی‌های ایرانی، از جمله شرکت محسن خندان و شرکا، به کار گرفته شده‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا می‌گوید صرافی‌های تحریم‌شده سالانه معادل میلیاردها دلار را برای بانک‌های ایرانی جابه‌جا یا نگهداری می‌کنند و برای پنهان کردن طرف‌های اصلی معاملات، از شبکه‌ای از شرکت‌های صوری و پوششی بهره می‌برند.

مسدود شدن دارایی‌ها و خطر تحریم ثانویه

بر اساس مقررات اعلام‌شده، تمامی اموال و منافع مالی افراد و شرکت‌های تحریم‌شده که در آمریکا قرار دارند یا در اختیار اشخاص آمریکایی هستند، مسدود می‌شوند و باید به اوفک گزارش شوند.

همچنین هر شرکتی که دست‌کم ۵۰ درصد آن به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در مالکیت یک یا چند فرد یا نهاد تحریم‌شده باشد، مشمول مسدودسازی خواهد شد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا هشدار داده است مؤسسات مالی خارجی که آگاهانه معاملات مهمی برای افراد و نهادهای تحریم‌شده انجام دهند، ممکن است با تحریم‌های ثانویه و محدودیت در دسترسی به نظام بانکی آمریکا روبه‌رو شوند.

روز جهانی جمعیت در سایه میراث خامنه‌ای؛ چرا سیاست افزایش جمعیت در ایران شکست خورد؟

روز جهانی جمعیت امسال در حالی فرا می‌رسد که ایران هنوز درگیر پیامدهای سیاستی است که علی خامنه‌ای سال‌ها بر آن اصرار می‌کرد: افزایش جمعیت به عنوان یک ضرورت ایدئولوژیک. اما در عمل، جامعه ایران مسیر دیگری را رفته است.۱۱ ژوئیه، روز جهانی جمعیت، امسال برای ایران فقط یک مناسبت تقویمی نیست. این روز در حالی فرا می‌رسد که جامعه ایران هم‌زمان با مرور میراث سیاسی علی خامنه‌ای، با یکی از مهم‌ترین پروژه‌های شکست‌خورده دوران او نیز روبه‌روست: سیاست افزایش جمعیت. خامنه‌ای از نخستین سال‌های رهبری خود تا واپسین سال‌های زمامداری‌اش، بارها بر ضرورت افزایش فرزندآوری تاکید کرد و حتی از ایران به عنوان کشوری یاد کرد که می‌تواند به جمعیتی بسیار بیشتر از وضع موجود برسد. اما فاصله میان این خواست حکومتی و واقعیت اجتماعی ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است.

از آرزوی “ایران ۱۵۰ میلیونی” تا واقعیت جامعه

علی خامنه‌ای از همان سال‌های نخست رهبری، نگاه مثبتی به افزایش جمعیت داشت. او در سال‌های بعد، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۳۹۰، این موضع را با صراحت بیشتری مطرح کرد و حتی از هدف جمعیتی ۱۵۰ میلیون نفری سخن گفت.

خامنه ای در ششم آبان ۱۳۹۲ گفت: «بنده همچنان معتقدم كشور ما كشور هفتاد و پنج میلیونی نیست؛ كشور ما كشور صد و پنجاه میلیونی است‌؛ حالا ما دستِ‌كم را گرفتیم گفتیم ۱۵۰ میلیون؛ بیشتر هم میشود گفت.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در این چارچوب، فرزندآوری نه فقط یک انتخاب شخصی، بلکه بخشی از وظیفه اجتماعی و ملی تعریف می‌شد. او بارها تاکید کرد که ایران از نظر جغرافیا، منابع و ظرفیت انسانی، توان اداره جمعیتی بسیار بیشتر را دارد.

این موضع در دوره‌ای شدت بیشتری گرفت که درآمدهای نفتی بالا بود و بخشی از حاکمیت خود را در موقعیتی می‌دید که می‌تواند درباره آینده بلندمدت ایران، منطقه و حتی جهان نسخه‌پردازی کند. در چنین فضایی، سیاست تشویق فرزندآوری از یک توصیه عمومی فراتر رفت و به بخشی از جهت‌گیری رسمی نظام تبدیل شد.

در سال‌های بعد، خامنه‌ای این سیاست را با زبانی ایدئولوژیک‌تر نیز صورت‌بندی کرد. او از مسئولان خواست مسئله جمعیت را در شمار “ضروری‌ترین فرایض” خود بدانند و حتی آن را وظیفه‌ای با تاکید بیشتر برای “افراد و مراکز اثرگذار و فرهنگ‌ساز” توصیف کرد. به این ترتیب، افزایش جمعیت در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، فقط یک سیاست رفاهی یا جمعیتی نبود، بلکه به مسئله‌ای مرتبط با قدرت ملی، آینده کشور و حتی تمدن‌سازی اسلامی تبدیل شد.

چرا جامعه ایران مسیر دیگری رفت؟

با وجود این همه تاکید، جامعه ایران راه دیگری را انتخاب کرد. کاهش نرخ باروری در ایران را نمی‌توان فقط با نافرمانی خاموش در برابر حکومت توضیح داد، اما بی‌تردید شکاف میان خواست دولت و انتخاب مردم یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این روند است. در ایران امروز، خانواده‌ها کمتر از گذشته تمایل به فرزندآوری دارند و خانواده پرجمعیت دیگر نه هنجار غالب، بلکه استثناست.

سعید پیوندی، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید اکنون این پرسش مطرح است که آیا حاکمیت پس از حذف علی خامنه‌ای، با توجه به شکست سیاست‌های افزایش جمعیت، در این مسیر تجدیدنظر خواهد کرد یا نه. او معتقد است: «در بسیاری از کشورهای جهان، وقتی یک سیاست شکست می‌خورد، حکومت‌ها ناچار به بازنگری می‌شوند، اما در ایران هنوز روشن نیست که آیا رهبری جدید همان مسیر را ادامه خواهد داد یا نه.»

پیوندی بر این نکته تاکید می‌کند که رابطه جامعه با رشد جمعیت، بیش از آن‌که تابع تبلیغات حکومتی باشد، از دل تحولات اجتماعی بیرون می‌آید. به گفته او، تغییر نقش خانواده، تغییر جایگاه پدر و مادر، افزایش فردیت، گسترش الگوهای تازه زندگی و دگرگونی در مفهوم ازدواج و فرزند، باعث شده الگوهای فرزندآوری نیز دگرگون شوند. به بیان دیگر، جامعه ایران از خانواده‌های پرجمعیت دهه‌های گذشته به سمت خانواده‌های کوچک‌تر، ازدواج دیرتر، طلاق بیشتر و حتی در برخی موارد، بی‌میلی کامل به ازدواج حرکت کرده است.

بحران آینده، مهم‌تر از بحران معیشت

در نگاه نخست، ممکن است چنین به نظر برسد که دلیل اصلی کاهش فرزندآوری در ایران، صرفا مشکلات اقتصادی است. بی‌تردید بیکاری، تورم، سقوط قدرت خرید و دشواری تامین هزینه‌های زندگی نقش مهمی در این تصمیم دارند. اما توضیح مسئله فقط با اقتصاد کافی نیست.

سعید پیوندی می‌گوید مهم‌ترین عامل در تردید خانواده‌ها نسبت به فرزندآوری، تردید درباره آینده است. خانواده‌ای که نمی‌داند آینده فرزندش چه خواهد شد، نمی‌داند از نظر آموزشی، شغلی، امنیت اجتماعی و کیفیت زندگی چه چشم‌اندازی در انتظار اوست، طبیعتا نسبت به آوردن فرزند مردد می‌شود. در این معنا، مسئله فقط ناتوانی در تامین هزینه امروز نیست، بلکه بی‌اعتمادی به فرداست.

بیشتر بخوانید: پیری سریع جمعیت ایران: بحران اقتصادی در پی کاهش نرخ تولد

این نکته اهمیت زیادی دارد زیرا اگر فقط فقر عامل کاهش فرزندآوری بود، در بسیاری از جوامع فقیر نیز باید شاهد افت شدید باروری می‌بودیم، در حالی که تجربه جهانی نشان می‌دهد ماجرا پیچیده‌تر است. در ایران، علاوه بر فشار معیشتی، تغییرات ذهنی و فرهنگی، تغییر نقش زنان، و حتی تقابل جامعه با حکومت نیز در این مسئله موثر بوده‌اند. پیوندی معتقد است یکی از دلایل ناکامی مشوق‌های اقتصادی حکومت نیز همین است: جامعه فقط به یارانه و وام نگاه نمی‌کند، بلکه به کلیت رابطه خود با قدرت و به افق آینده می‌نگرد.

زنان، اشتغال و تغییر الگوی زندگی

یکی از مهم‌ترین متغیرهای موثر بر کاهش باروری در ایران، تغییر جایگاه زنان است. افزایش اشتغال زنان، گسترش آموزش عالی، استقلال مالی بیشتر، و تغییر انتظارات از زندگی فردی و خانوادگی، همگی در کاهش تمایل به فرزندآوری نقش داشته‌اند. داده‌ها نیز نشان می‌دهد زنان شاغل در ایران، به‌طور متوسط باروری پایین‌تری نسبت به زنان غیرشاغل دارند و فرزندآوری را به سنین بالاتر منتقل می‌کنند.

اما این واقعیت را نباید صرفا در قالب یک رابطه آماری دید. در عمل، هرچه زنان بیشتر وارد بازار کار، آموزش و عرصه عمومی شده‌اند، هزینه اجتماعی و فردی فرزندآوری نیز برای آن‌ها بیشتر شده است. فرزندآوری در چنین شرایطی دیگر فقط یک خواست خانوادگی نیست، بلکه با موضوع‌هایی مانند امنیت شغلی، استقلال اقتصادی، هویت فردی و کیفیت زندگی گره می‌خورد. از همین رو، سیاست‌هایی که فقط با زبان تشویق ایدئولوژیک یا مشوق‌های محدود مالی با زنان سخن می‌گویند، عملا از فهم این دگرگونی عمیق اجتماعی بازمی‌مانند.

جامعه در برابر تبلیغات حکومتی

یکی دیگر از دلایل شکست سیاست افزایش جمعیت، رابطه خاص جامعه ایران با حکومت است. در بسیاری از حوزه‌ها، از سبک زندگی و حجاب گرفته تا رسانه، آموزش و خانواده، فاصله میان خواست رسمی حکومت و انتخاب واقعی جامعه افزایش یافته است. در چنین وضعی، هر سیاستی که از سوی حکومت تبلیغ شود، لزوما اثر مثبت ندارد و گاه حتی با واکنش معکوس روبه‌رو می‌شود.

سعید پیوندی به همین نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «تقابل جامعه و حکومت باعث شده تبلیغات حکومتی درباره فرزندآوری نیز در بسیاری موارد نتیجه معکوس بدهد. به بیان دیگر، بخشی از جامعه نه‌تنها نسبت به پیام‌های رسمی قانع نمی‌شود، بلکه آن‌ها را نشانه‌ای دیگر از دخالت ایدئولوژیک حکومت در زندگی خصوصی خود می‌بیند.»

بیشتر بخوانید: جوانی جمعیت؛ قانونی برای تشویق زنان به سقط جنین غیرقانونی

در چنین شرایطی، فرزندآوری دیگر فقط یک تصمیم خانوادگی نیست، بلکه به‌نوعی به حوزه مقاومت خاموش اجتماعی نیز وارد می‌شود. وقتی حکومت از مردم می‌خواهد بیشتر فرزند بیاورند تا “آینده کشور” تضمین شود، اما همان حکومت نتوانسته امنیت، رفاه، آزادی و افق روشن برای همان مردم فراهم کند، طبیعی است که این دعوت با تردید و بی‌اعتمادی مواجه شود.

آیا سیاست جمعیتی با خامنه‌ای پایان می‌یابد؟

با حذف علی خامنه‌ای، این پرسش به‌طور طبیعی مطرح شده که آیا سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی نیز دستخوش تغییر خواهد شد یا نه. نشانه‌ها فعلا از تداوم همان منطق پیشین حکایت دارد. در نامه‌ای که ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر و به مجتبی خامنه‌ای نسبت داده شده، بر “سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت” تاکید شده و از آن به‌عنوان مسیری برای “نقش‌آفرینی‌های بزرگ” و “خلق تمدن نوین ایران اسلامی” یاد شده است.

اگر این موضع بیانگر ادامه همان نگاه پیشین باشد، آنگاه می‌توان گفت حتی پس از مرگ خامنه‌ای نیز بخش مهمی از دستگاه ایدئولوژیک نظام هنوز حاضر نیست شکست سیاست جمعیتی خود را بپذیرد. اما مشکل دقیقا همین‌جاست: جامعه ایران مسیر خود را بر اساس تجربه زیسته، ناامنی اقتصادی، تغییرات فرهنگی و بی‌اعتمادی به آینده تعیین می‌کند، نه بر اساس خطابه‌های حکومتی.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شکست سیاست افزایش جمعیت در ایران فقط به این معنا نیست که نرخ فرزندآوری به هدف مورد نظر حکومت نرسیده است. این شکست از شکافی عمیق‌تر حکایت دارد: شکاف میان دولت و جامعه، میان سیاست‌گذاری ایدئولوژیک و واقعیت‌های اجتماعی، و میان آینده‌ای که حاکمیت برای ایران تصور می‌کند و آینده‌ای که مردم عملاً در زندگی روزمره خود با آن روبه‌رو هستند.

روز جهانی جمعیت امسال برای ایران یادآور همین تناقض است. در کشوری که رهبرش سال‌ها از ضرورت فرزندآوری بیشتر سخن گفت، جامعه به این نتیجه رسیده که تا وقتی افقی روشن برای آینده وجود نداشته باشد، آوردن فرزند بیشتر نه نشانه امید، بلکه گاه نشانه افزایش اضطراب است.

شاید مهم‌ترین درس این تجربه همین باشد؛ جمعیت را نمی‌توان فقط با دستور، توصیه یا تبلیغ افزایش داد. خانواده‌ها زمانی به فرزندآوری روی می‌آورند که به آینده اعتماد داشته باشند. و در ایران امروز، بحران اصلی دقیقا همین‌جاست، بحران اعتماد به فردا.

دونالد ترامپ: هزار موشک آماده شلیک به سمت ایران هستند

دونالد ترامپ در “تروث سوشال” نوشت که اگر ایران تهدید خود برای ترور یا تلاش برای ترور رئیس‌جمهور آمریکا را عملی کند، هزار موشک از پیش به سوی ایران نشانه رفته‌اند و هزاران موشک دیگر نیز بلافاصله شلیک خواهند شد.خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.

در “خبرگاه” می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

دونالد ترامپ: هزار موشک آماده شلیک به سمت ایران هستند
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه اجتماعی خود، “تروث سوشال” نوشت که اگر ایران تهدید خود برای ترور یا تلاش برای ترور رئیس‌جمهور آمریکا را عملی کند، هزار موشک از پیش به سوی ایران نشانه رفته‌ و هزاران موشک دیگر نیز بلافاصله شلیک خواهد شد.

ترامپ در ادامه پیام خود گفت ارتش آمریکا آمادگی دارد در صورت لزوم بخش‌های گسترده‌ای از ایران را هدف قرار دهد.

در مراسم تشییع علی خامنه‌ای، شعارها و پلاکاردهایی علیه ترامپ دیده شده بود؛ از جمله شعار “ترامپ را بکشید” و همچنین تصاویری که جایزه‌ای برای ترور او را نمایش می‌دادند.

رئیس‌جمهور آمریکا ساعاتی پیش از پیام خود گفته بود که او “نفر اول در فهرست ترور ایران” قرار دارد.

شبکه “سی‌ان‌ان” هم به نقل از دو منبع آگاه گزارش داده بود که اسرائیل این هفته اطلاعاتی را در اختیار آمریکا قرار داده که نشان می‌دهد جمهوری اسلامی به‌تازگی طرح مشخصی برای ترور دونالد ترامپ تهیه کرده است.

پیش از این هم‌زمان با سفر دونالد ترامپ به آنکارا و تشییع جنازه علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی پرسش‌هایی درباره احتمال واکنش جمهوری اسلامی علیه ترامپ مطرح و تدابیر امنیتی شدیدی در آنکار اتخاذ شد.

چرا آمریکا پل راه‌آهن آق‌قلا را هدف قرار داد؟

در حالی که در ایران، از حمله آمریکا به پل راه‌آهن آق‌قلا به عنوان ضربه‌ای به یک کریدور راهبردی یاد می‌شود، یک کارشناس در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی می‌گوید، “سهم این مسیر در تجارت خارجی ایران تقریبا ناچیز است”.در میان نقاطی که ارتش آمریکا در بامداد پنجشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۵ هدف قرار داد، یک مورد توجه رسانه‌ها و تحلیلگران را بیش از سایرین به خود جلب کرد؛ “پل راه‌آهن آق‌تکه‌خان در غرب شهرستان آق‌قلا، در استان گلستان”.

برخلاف دفعات دیگر که حملات عموما به پایگاه‌های نظامی یا تاسیسات دفاع هوایی بودند، این‌بار هدف، یک سازه غیرنظامی و صدها کیلومتر دورتر از میدان‌های عملیاتی معمول در جنوب کشور بود.

البته باید یادآور شد، در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایراناماکن و نهادهای غیرنظامی، از جمله مراکزی مانند انستیتو پاستور هم هدف حمله قرار گرفته بودند اما آنچه مورد آق‌قلا را متمایز می‌کند، نه صرفا غیرنظامی بودن هدف، بلکه ترکیب این ویژگی با فاصله جغرافیایی زیاد از میدان‌های عملیاتی رایج و ماهیت زیرساختی اقتصادی آن است.

همین فاصله از منطقه عملیاتی و ماهیت غیرنظامی هدف، پرسشی جدی را مطرح کرده است: «چرا آمریکا باید تسلیحات خود را صرف ضربه زدن به یک پل ریلی در یکی از نقاط شمال‌شرقی ایران کند؟»

آنچه در آق‌قلا رخ داد

بر اساس گزارش اولیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، پل راه‌آهن آق‌تکه‌خان در شهرستان آق‌قلا که بخشی از مسیر ریلی ایران–ترکمنستان است، حوالی ساعت یک و نیم بامداد هدف حملات موشکی آمریکا قرار گرفت.

روابط عمومی سپاه نینوای گلستان نیز این حمله را تایید و اعلام کرد، “آمریکا با موشک کروز نقاطی از این پل را هدف قرار داده و این حمله تلفات جانی در پی نداشته است”.

بر اساس برخی گزارش‌ها، هفت پرتابه به این پل که بخشی از مسیر راه‌آهن گرگان–اینچه‌برون است اصابت کرد و به آن آسیب رساند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

آق‌تکه‌خان نام روستایی در بخش مرکزی شهرستان آق‌قلا با جمعیتی کمتر از هزار نفر است. برخلاف پل باستانی و آجری داخل شهر آق‌قلا که یک اثر تاریخی متعلق به دوره صفویه است، این پل ریلی یک سازه مدرن و معاصر به شمار می‌رود که نقشی کلیدی در اتصال خط ریلی اینچه‌برون به کشور ترکمنستان ایفا می‌کند.

این حمله تقریبا هم‌زمان با برگزاری مراسم تشییع علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی در مشهد رخ داد که میلیون‌ها نفر در آن حضور داشتند و مسیر ریلی منتهی به مشهد نیز در همان بازه دچار اختلال شد.

برخی تحلیلگران داخل ایران معتقدند، این هم‌زمانی، ابعاد سیاسی و نمادین این حمله را برجسته‌تر کرده و احتمال داده می‌شود بخشی از پیام حمله، ایجاد اختلال یا فشار روانی هم‌زمان با این مراسم بوده باشد.

چرا این پل مورد هدف قرار گرفت؟

بیشتر تحلیل‌های رسانه‌ای داخل ایران، این حمله را در چارچوب جنگ اقتصادی و لجستیکی گسترده‌تری می‌بینند. خط راه‌آهن اینچه‌برون–ترکمنستان بخشی از کریدور بین‌المللی چین–قزاقستان–ترکمنستان–ایران است که از مرز شمال‌شرقی وارد کشور شده و از طریق گرگان به شبکه ریلی سراسری کشور و تهران متصل می‌شود.

بر اساس اعلام رسانه‌های داخل ایران، پس از محاصره دریایی اخیر، ترافیک قطارهای باری چین از این مسیر تا سه برابر افزایش یافته بود و این کریدور به یکی از مسیرهای جایگزین برای دور زدن محاصره دریایی تبدیل شده بود.

بر همین اساس، روایت غالب در رسانه‌های ایران این است که حمله به پل آق‌قلا را نمی‌توان “صرفا” حمله به یک سازه عمرانی دانست، بلکه ضربه‌ای هدفمند به شریان تجارت بین‌المللی و اقتصاد ترانزیتی شمال‌شرق کشور تلقی می‌شود.

این در حالی است که در ادبیات نظامی هم هدف قرار دادن پل‌ها و تقاطع‌های ریلی، روشی کلاسیک برای کاهش انعطاف‌پذیری لجستیکی طرف مقابل است و انتخاب چنین هدفی، اقدامی تصادفی ارزیابی نمی‌شود.

برخی حتی این حمله را نقطه عطفی در تغییر راهبرد واشنگتن از تمرکز بر اهداف نظامی محدود در جنوب کشور به سمت اهداف زیرساختی در عمق خاک ایران توصیف کرده‌ و معتقدند، هدف قرار دادن زیرساخت حمل‌ونقل، برخلاف حمله به تاسیسات نظامی، آثار اقتصادی بلندمدتی بر جای می‌گذارد چرا که تخریب پل‌های ریلی علاوه بر هزینه بازسازی، زنجیره تامین کالا و ترانزیت منطقه‌ای را نیز مختل می‌کند.

وزن اقتصادی این کریدور چقدر واقعی است؟

اما در مقابل این روایت که بر اهمیت راهبردی و اقتصادی این کریدور تاکید دارد، برخی کارشناسان تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند.

دالغا خاتین‌اوغلو، کارشناس ارشد انرژی در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی با کنار گذاشتن روایت رسانه‌های داخل ایران، به‌طور مشخص، وزن واقعی این خط ریلی را در تجارت خارجی ایران زیر سوال برده است.

به گفته او، در این موضوع، دو مسئله جدا از هم اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند: جایگاه این کریدور در تجارت ایران با روسیه از یک‌سو و نقش آن در تجارت ایران با چین از سوی دیگر. دو مقوله‌ای که باید کاملا مجزا از هم بررسی شوند.

در مورد روسیه، خاتین‌اوغلو تاکید دارد، “این کریدور عملا نقشی در تبادلات تجاری ایران و روسیه ندارد”.

به گفته او، حدود ۴۰ درصد تجارت ایران با روسیه از مسیر دریا انجام می‌شود، ۵۹ درصد از خاک جمهوری آذربایجان عبور می‌کند و تنها یک درصد ناچیز از مسیر ارمنستان و گرجستان به روسیه می‌رسد، یعنی سهم مسیر ترکمنستان، در تجارت ایران و روسیه عملا صفر است.

اما در خصوص چین، او تصویر متفاوتی ترسیم می‌کند، هرچند باز هم با تاکید بر “محدود بودن اهمیت این مسیر”.

به گفته خاتین‌اوغلو، پیش از محاصره دریایی، هفته‌ای یک قطار باری چینی از این مسیر عبور می‌کرد که پس از محاصره، این تناوب به هر دو تا سه روز یک‌بار افزایش یافته است.

با این حال، او رقم دقیق‌تری هم ارائه می‌دهد، “سالانه حدود سه میلیون تن کالا از این مسیر به مقصد ایران یا از ایران عبور می‌کند که از این میزان، حدود دو میلیون تن مربوط به ترانزیت گوگرد ترکمنستان از طریق خاک ایران به خلیج فارس است و باقی‌مانده عمدتا تجارت ایران با خود ترکمنستان و تا حدی تاجیکستان و ازبکستان را شامل می‌شود”.

بنابراین نمی‌توان این مسیر را کریدوری راهبردی خواند که اختلال در آن تجارت ایران و چین را مختل کرده باشد.

برای مقایسه، خاتین‌اوغلو رقمی کلان‌تر را مطرح کرده و می‌گوید: «در سال گذشته میلادی، ایران در مجموع حدود ۱۵۰ میلیون تن کالای غیرنفتی صادر و وارد کرده و ۱۰۰ میلیون تن دیگر نیز مربوط به صادرات و واردات محصولات نفتی بوده است.»

در چنین مقیاسی، به گفته او، سهم این کریدور حتی به‌صورت جزئی و اندک هم در تجارت خارجی ایران قابل توجه نیست.

با این حساب، اگر اهمیت اقتصادی این پل این‌قدر محدود است، چرا آمریکا این پل را هدف قرار داد؟ خاتین‌اوغلو معتقد است: «این اقدام نه یک ضربه اقتصادی حساب‌شده، بلکه یک اقدام نمادین بود.»

به باور او، آمریکا با این حمله می‌خواست، پیامی روشن ارسال کند؛ “حتی اگر توافق دریایی (محاصره یا آتش‌بس) دوباره برقرار شود، ایران نمی‌تواند با اتکا به مسیرهای جایگزین، تجارت خود را ادامه دهد”.

به اعتقاد این کارشناس انرژی، “هدف اصلی، اثبات این پیام بازدارنده بوده که هیچ مسیر جایگزینی از دسترس واشنگتن دور نیست و نه واقعا از میان بردن یک شریان اقتصادی حیاتی”.

فشار اقتصادی واقعی از کجا می‌آید؟

خاتین‌اوغلو همچنین معتقد است، “فشار واقعی بر اقتصاد ایران را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد، نه در این پل ریلی نسبتا کم‌اهمیت”.

او با اشاره به آثار محاصره دریایی ایران، تصویری از فروپاشی تدریجی اقتصاد کشور ترسیم کرده و می‌گوید: «در دوران محاصره دریایی، صادرات نفت ایران عملا به صفر رسید و تولید نفت کشور روزانه حدود یک میلیون و ۲۹۰ هزار بشکه سقوط کرد. حتی چین که بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران به شمار می‌رود، خرید خود را به یک‌سوم کاهش داد؛ به‌طوری‌که در ماه‌های اخیر خرید روزانه چین از ایران به حدود ۶۵۰ هزار بشکه رسیده است.»

به گفته او، وقتی قیمت‌ جهانی نفت بالا می‌رود، چین ترجیح می‌دهد به‌جای خرید از بازار، از ذخایر استراتژیک نفتی خود استفاده کند و وابستگی به تامین‌کننده‌ پرریسکی مانند ایران را کاهش دهد.

خاتین‌اوغلو در ادامه به افت شدید تجارت غیرنفتی ایران اشاره کرده و ادامه می دهد: «۴۱ درصد تجارت خارجی ایران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس (بدون احتساب عراق) انجام می‌شود که با افزودن عراق این رقم به حدود ۵۱ درصد می‌رسد. در حالی که تجارت با عراق تا حدی ادامه یافته، تجارت با سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس عملا متوقف شده است.»

این در حالی است که تجارت ایران با ترکیه و جمهوری آذربایجان تغییر محسوسی نداشته اما تجارت با هند کاهش یافته و تجارت اتحادیه اروپا با ایران در ماه‌های اخیر حدود ۶۰ درصد افت کرده است.

تجارت غیرنفتی چین با ایران نیز به گفته او، به یک‌پنجم سطح پیش از جنگ رسیده است.

خاتین‌اوغلو معتقد است، “اقتصاد ایران در حال متلاشی شدن است” اما این فرسایش، به‌طور نامتقارن، هزینه‌های سنگین‌تری بر خود ایران تحمیل می‌کند تا بر اقتصاد جهانی.

او برآورد می‌کند، این وضعیت شاید تنها یک درصد به تورم جهانی بیفزاید یا اندکی از رشد اقتصادی جهان بکاهد یا قیمت انرژی را تا حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ دلار در هر بشکه بالا ببرد اما این اقتصاد داخلی ایران است که در حال ویران شدن است.

خطر واقعی کجاست؟

خاتین‌اوغلو در عین حال نسبت به مرحله بعدی احتمالی این جنگ که “جنگ اقتصادی” است، هشدار می‌دهد و معتقد است: «تاکنون در حملات صورت‌گرفته، عمدتا تاسیسات جانبی صنایعی مانند پتروشیمی هدف قرار گرفته‌اند، نه هسته اصلی این صنایع اما اگر واقعا زیرساخت‌های کلیدی اقتصادی ایران مانند خود واحدهای پتروشیمی، صنعت فولاد یا نیروگاه‌ها مستقیما هدف قرار بگیرند، پیامدها به مراتب فاجعه‌بارتر و غیرقابل‌جبران خواهد بود.»

او برآورد می‌کند، ارزش دارایی‌های صنعت نفت ایران، شامل پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها، بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار است که حتی از کل تولید ناخالص داخلی ایران هم بیشتر است.

به باور خاتین‌اوغلو، اگر این زیرساخت‌ها هدف قرار گیرند، احیای آنها در طول دهه‌ها، در هیچ نظام سیاسی‌ای، عملا ممکن نخواهد بود که این موضوع در مورد نیروگاه‌ها هم صادق است، به‌ویژه در شرایطی که ایران هم‌اکنون با کسری شدید انرژی روبه‌رو است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

اما روایت رسانه‌ای داخل ایران که پل آق‌قلا را حلقه‌ای حیاتی از یک کریدور راهبردی می‌داند و روایت خاتین‌اوغلو که آن را حادثه‌ای عمدتا نمادین با وزن اقتصادی محدود ارزیابی می‌کند، هر دو بخش‌هایی از واقعیت است.

پل آق‌قلا از نظر حجم تجاری، رقمی نسبتا کوچک در مقیاس کلان تجارت خارجی ایران به شمار می‌رود اما از سوی دیگر، انتخاب این هدف می‌تواند کاملا حساب‌شده و با مقصود ارسال یک پیام راهبردی صورت گرفته باشد و آن هم نشان دادن اینکه هیچ مسیر جایگزینی، هرچند کم‌اهمیت، از دسترس نظامی و اطلاعاتی آمریکا در امان نیست.

با این حساب، قطع شدن مسیر اینچه‌برون عملا تغییری در آمارهای کلان تجارت ایران ایجاد نمی‌کند. بر اساس ارزیابی کارشناسان، تا زمانی که محاصره دریایی در جنوب برقرار باشد و صادرات نفت در کانال ۶۰۰ هزار بشکه در روز بماند، نوسانات مسیرهای فرعی زمینی تاثیر ملموسی بر شاخص‌های اقتصادی نخواهد داشت، مگر آنکه در فاز بعدی احتمالی درگیری‌ها، بانک اهداف از سازه‌های مواصلاتی به سمت خود واحدهای تولید انرژی تغییر کند.

وقتی درهای مسجد رفاعی بسته ماند؛ محدودیت تازه مصر برای مراسم سالگرد شاه ایران چه معنایی دارد؟

دولت مصر امسال حضور هواداران در مراسم سالگرد محمدرضا شاه را ممنوع کرد. آیا این تصمیم تنها به دلایل امنیتی گرفته یا نشانه‌ای از تغییر محاسبات سیاسی قاهره است؟ گفت‌وگو با رئیس دفتر مخصوص شهبانو فرح پهلوی و کامبیز غفوری.«امسال، و در غیاب شما، من نه تنها از طرف خودم، بلکه به نمایندگی از سوی همه شما، به روان پاک شاهنشاه آریامهر درود خواهم فرستاد.»

این جمله شهبانو فرح پهلوی، آخرین ملکه ایران است که در اکانت‌ شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) منتشر کرد، به گمانه‌زنی‌هایی پایان داد که از چند روز پیش درباره لغو یا محدود شدن مراسم سالگرد درگذشت محمدرضا شاه پهلوی در مصر شکل گرفته بود. او تایید کرد که مراسم امسال، برخلاف ۴۶ سال گذشته، تنها با حضور اعضای خاندان پهلوی برگزار خواهد شد و هواداران اجازه حضور نخواهند داشت.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

فرح پهلوی دلیل این تصمیم را به نقل از دولت مصر، “مسائل امنیتی و اوضاع آشفته و درهم منطقه‌ای” عنوان کرد؛ توضیحی که اگرچه به شایعات پایان داد، اما همزمان پرسش‌های جدیدی را نیز درباره چرایی این تصمیم و پیامدهای سیاسی آن مطرح کرد.

محمدرضا شاه پهلوی پنجم مرداد ۱۳۵۹ در قاهره درگذشت و در مسجد رفاعی، یکی از مهم‌ترین بناهای مذهبی مصر، به خاک سپرده شد. از آن زمان تاکنون، هر سال در سالگرد درگذشت او، اعضای خاندان پهلوی همراه با ده‌ها و گاه صدها تن از هوادارانشان بر سر مزار او حاضر می‌شدند؛ مراسمی که به مرور از یک آیین یادبود خانوادگی، به یکی از نمادهای حضور سیاسی و رسانه‌ای خاندان پهلوی در خارج از ایران بدل شد.

امسال اما برای اولین‌بار، این مراسم پشت درهای بسته برگزار خواهد شد.

فرح پهلوی در پیام خود از دولت مصر قدردانی کرد و نوشت که قاهره در تمام این سال‌ها “با ابراز محبتی برادرانه” در کنار خانواده پهلوی بوده است.

او همچنین از هواداران خواست به تصمیم دولت مصر احترام بگذارند و تاکید کرد: «رعایت کامل چنین تصمیمی برای من، همه فامیل پهلوی و همچنین همه ایرانیان راستین و میهن‌پرست به طور کامل لازم است.»

با این حال، مقامات مصری تاکنون هیچ توضیح رسمی درباره این تصمیم منتشر نکردند و تنها روایت موجود، همان توضیحی است که فرح پهلوی از قول دولت مصر ارائه کرده است.

گفت‌وگوی دویچه وله با رئیس دفتر شهبانو فرح پهلوی

داریوش شفا، رئیس دفتر مخصوص فرح پهلوی، در گفت‌وگو با دویچه‌ وله فارسی، هرگونه تفسیر سیاسی از این تصمیم را زودهنگام دانست.

او می‌گوید: «منشا و منبع خبر ما در این باره دولت مصر است که تنها تصمیم‌گیرنده در این مورد و همه موارد مشابه در خاک آن کشور است.»

به گفته شفا، دولت مصر در چهار دهه گذشته همواره همکاری گسترده‌ای با خانواده پهلوی داشته و اگر امسال تصمیم متفاوتی گرفته، باید فرض را بر این گذاشت که دلایل کافی برای آن وجود داشته است.

او در این باره می‌گوید: «دولت مصر در تمامی این سال‌ها با حسن نیتی تحسین‌آمیز همه تسهیلات را برای ایرانیان فراهم کرده و اگر امسال تصمیم دیگری گرفته، مسلماً دلایل کافی برای این تصمیم دارد.»

در روزهای گذشته، گزارش‌هایی نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود که از ممنوعیت ورود برخی چهره‌های شناخته‌شده مخالف جمهوری اسلامی به مصر خبر می‌داد؛ گزارش‌هایی که هنوز هیچ مقام مصری آنها را تایید یا تکذیب نکرده است.

داریوش شفا درباره این گمانه‌ها به دویچه وله می‌گوید: «در حال حاضر ما هیچ خبر موثقی در این باره نداریم. تا هنگامی که این مطلب در حد شایعه و حدس و گمان است، هر نوع برداشتی از آن مسلما بی‌مورد خواهد بود.»

او همچنین احتمال تغییر رویکرد مصر نسبت به خاندان پهلوی را رد می‌کند و می‌افزاید: «در حال حاضر به نظر نمی‌رسد دلیلی برای این تغییر رویکرد نسبت به خاندان پهلوی وجود داشته باشد.»

شفا یادآور می‌شود که این محدودیت شامل اعضای خانواده پهلوی نیست و آنها مانند سال‌های گذشته برای ادای احترام بر سر مزار محمدرضا شاه حاضر خواهند شد.

“تنها مسئله امنیت نیست”

در مقابل، کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است تصمیم امسال را نمی‌توان صرفا با ملاحظات امنیتی توضیح داد.

او به دویچه‌وله فارسی با بیان اینکه محدود شدن مراسم امسال تابع چندین رویداد است، می‌گویدُ یکی از مهم‌ترین عوامل، تغییر شکل مراسم در سال‌های اخیر بوده است.

غفوری می‌گوید: «رفتارهای سال‌های اخیر برخی هواداران پهلوی‌ها، از رقص و شادی تا پرفورمنس‌های مشابه در مسجد رفاعی، در مصر اصلا عادی نیست. احتمالا در اغلب مسجدهای جهان هم عادی تلقی نمی‌شود.»

به گفته او، مسئله فقط رفتار شرکت‌کنندگان نیست، بلکه فضای سیاسی منطقه نیز نسبت به گذشته تغییر کرده است.

او به حضور پرچم‌های اسرائیل در برخی تجمع‌های هواداران رضا پهلوی اشاره می‌کند و می‌گوید، این تصاویر بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های عربی داشته است.

این تحلیلگر سیاسی با بیان اینکه جنگ اخیر نیز بر تصمیم قاهره اثر گذاشته می‌گوید: «اسرائیل و ایران نیز عملا در وضعیت آتش‌بس هستند، نه صلح. اینکه مصر در چنین شرایطی به فردی که در جهان عرب متحد اسرائیل شناخته می‌شود، امکان برگزاری مراسمی با ابعاد تبلیغاتی بدهد، چندان با ملاحظات دیپلماتیک سازگار نیست.»

به باور او، جایگاه رضا پهلوی نیز در نگاه بخشی از سیاستمداران مصری نسبت به گذشته تغییر کرده است.

غفوری می‌گوید: «رضا پهلوی از فرزند شاهی که مورد احترام انور سادات و دولت‌های مصر بود، به یک کنشگر متمایل به اسرائیل تبدیل شده و همین مسئله موقعیت او را نزد سیاستمداران مصری متزلزل کرده است.»

او همچنین معتقد است که مراسم سالگرد در سال‌های اخیر دیگر صرفا در اختیار خانواده پهلوی نبوده است.

به گفته او، «پروپاگاندای تبلیغاتی سال‌های اخیر باعث شده کنترل مراسم عملا از دست برگزارکنندگان خارج شود و حتی خود خانواده پهلوی هم نتوانند رفتار برخی هواداران تندرو را مدیریت کنند.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

غفوری برای نمونه به درخواست رضا پهلوی از هوادارانش برای استفاده نکردن از عنوان “کینگ رضا پهلوی” اشاره می‌کند و می‌گوید حتی در آن مورد نیز بسیاری از هواداران به این درخواست توجهی نکردند.

تصمیمی امنیتی یا نشانه تغییر؟

در حال حاضر تنها توضیح رسمی موجود، همان است که فرح پهلوی از قول دولت مصر نقل کرده است؛ «ملاحظات امنیتی و شرایط منطقه».

اما همزمان، تحلیل‌هایی مانند دیدگاه کامبیز غفوری نشان می‌دهد که این تصمیم می‌تواند در بستری گسترده‌تر، شامل تحولات منطقه، جنگ ایران و اسرائیل، حساسیت‌های جهان عرب و تغییر تصویر سیاسی رضا پهلوی نیز بررسی شود.

با این‌حال، تا زمانی که دولت مصر توضیح بیشتری درباره این محدودیت ارائه ندهد، نمی‌توان با قطعیت گفت که این تصمیم صرفا اقدامی امنیتی بوده یا نشانه‌ای از تغییر در محاسبات سیاسی قاهره است. اما برگزاری مراسم سالگرد آخرین شاه ایران برای اولین بار در ۴۶ سال گذشته بدون حضور هوادارانش، خود رویدادی است که توجه بسیاری را جلب کرده است.

اتحادیه اروپا: فیس‌بوک و اینستاگرام برای کودکان و نوجوانان اعتیادآورند

کمیسیون اروپا اعلام کرد فیس‌بوک و اینستاگرام برای کودکان و نوجوانان اعتیادآورند و از متا خواست حفاظت از کاربران کم‌ سن‌ را تقویت کند. این کمیسیون هنوز مهلتی برای پاسخ این شرکت آمریکایی به این اتهام‌ها تعیین نکرده است.کمیسیون اروپا اعلام کرد فیس‌بوک و اینستاگرام برای کودکان و نوجوانان خطر اعتیاد ایجاد می‌کنند و متا قوانین خدمات دیجیتال اتحادیه اروپا را نقض کرده است. این شرکت اکنون با جریمه‌ای چند میلیارد یورویی روبه‌روست.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

کمیسیون اروپا دو سال درباره خطر اعتیاد کودکان به شبکه‌های اجتماعی تحقیق و بررسی کرده است. نتیجه این بررسی نشان می‌دهد که یکی از مشکلات، الگوریتم‌های شخصی‌سازی‌شده‌ای است که محتوای متناسب با علایق هر کاربر را نمایش می‌دهند.

کمیسیون اروپا همچنین از اعلان‌هایی که کاربران را بارها به بازگشت به فیس‌بوک و اینستاگرام تشویق می‌کنند، انتقاد کرده است.

اتحادیه اروپا همچنین معتقد است پخش خودکار ویدئوها و امکان “پیمایش بی‌پایان” یا اسکرول بی‌نهایت، یعنی بارگذاری مداوم محتوای جدید هنگام پایین کشیدن صفحه بدون ایجاد وقفه، خطر اعتیاد را افزایش می‌دهد.

پیشنهادهای کمیسیون اروپا به متا

کمیسیون اروپا از متا خواسته است حفاظت از کودکان و نوجوانان را تقویت کند. از جمله پیشنهادهای این نهاد، غیرفعال شدن پیش‌فرض قابلیت پیمایش بی‌پایان و پخش خودکار محتوا و همچنین ایجاد وقفه‌های اجباری هنگام استفاده از فیس‌بوک و اینستاگرام است.

طبق برآورد کمیسیون اروپا اقداماتی که متا تاکنون انجام داده کافی نیست. برای نمونه، تنظیمات کنترل والدین در اینستاگرام و فیس‌بوک تنها در صورتی مؤثر است که والدین اطلاعات و دانش فنی کافی داشته باشند.

به گفته کمیسیون اروپا ابزارهای مدیریت زمان استفاده کودکان، مانند تعیین سقف استفاده روزانه یا زمان استراحت به‌راحتی قابل دور زدن هستند.

متا باید پاسخ دهد اما ضرب‌الاجلی تعیین نشده است

اکنون متا باید به اتهام‌های مطرح‌شده پاسخ دهد و اگر این شرکت نتواند مشکلات را برطرف یا از عملکرد خود دفاع کند، کمیسیون اروپا می‌تواند جریمه‌ای تا سقف شش درصد یعنی حدود ۱۲ میلیارد دلار از درآمد سالانه جهانی آن اعمال کند.

با این حال، برای پاسخ شرکت متا به این اتهام‌ها هیچ ضرب‌الاجل و یا مهلتی تعیین نشده است.

یکی دیگر از پرونده‌های اتحادیه اروپا علیه این شرکت بیش از دو سال است که ادامه دارد. در آن پرونده، کمیسیون اروپا از متا خواسته است حداقل سن ۱۳ سال، که در شرایط استفاده از خدمات این شرکت تعیین شده، به‌طور موثر اجرا شود. در آن پرونده نیز متا با خطر جریمه مالی مواجه شده است.

متا در نخستین واکنش، این اتهام‌ها را رد کرد. سخنگوی این شرکت اعلام کرد که ارزیابی کمیسیون اروپا “اقدام‌های مهمی را که متا برای حفاظت از نوجوانان انجام داده، نادیده می‌گیرد”.

تعیین سن برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی

ارزیابی کمیسیون اروپا احتمالا بحث درباره تعیین حداقل سن قانونی برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی را در چندین کشور اروپایی تشدید خواهد کرد.

فرانسه، اسپانیا، یونان، نروژ و اتریش پیش‌تر اعلام کرده‌اند که قصد دارند با تصویب قانون، حداقل سنی برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی تعیین کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

در آلمان نیز بحث درباره تعیین حداقل سن برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی ادامه دارد. گروهی از کارشناسان به‌تازگی پیشنهاد کرده‌اند حداقل سن قانونی برای استفاده از این شبکه‌ها ۱۳ سال باشد؛ پیشنهادی که کارین پرین، وزیر خانواده آلمان نیز از آن حمایت کرده است.

کمیسیون اروپا درباره “تیک‌تاک” نیز به دلیل احتمال اعتیادآور بودن این شبکه اجتماعی تحقیق می‌کند.

توافق سیاسی اوکراین و آمریکا بر سر تولید موشک‌های پاتریوت

اوکراین و آمریکا بر سر تولید موشک‌های پاتریوت در اوکراین به توافق سیاسی رسیدند. روسیه از سرنگونی ۳۷۶ پهپاد اوکراینی خبر داد. هم‌زمان گزارش‌ها از کشته‌شدن دست‌کم ۳۵۸۹ تبعه خارجی در صفوف نیروهای روسیه حکایت دارد.ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اعلام کرد که اوکراین و آمریکا بر سر تولید موشک‌های پاتریوت در اوکراین به توافق سیاسی رسیده‌اند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

زلنسکی گفت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در حاشیه نشست ناتو در آنکارا موافقت کرد مجوز ساخت پاتریوت را به اوکراین بدهد و اکنون باید جزئیات فنی این توافق نهایی شود.

او همچنین افزود اوکراین در روزهای آینده محموله دیگری از موشک‌های رهگیر پاتریوت PAC-3 را از آمریکا دریافت خواهد کرد.

رئیس‌جمهور اوکراین تاکید کرد که گفت‌وگوها با واشینگتن درباره تولید مشترک پهپادها هنوز ادامه دارد و اوکراین قصد دارد با همکاری شرکای اروپایی خود، یک سامانه پدافند هوایی بومی و ارزان‌تر نیز توسعه دهد.

روسیه: ۳۷۶ پهپاد اوکراینی را سرنگون کردیم

به گزارش رویترز، مقام‌های روسیه اعلام کردند آتش‌سوزی پالایشگاه نفت “ایلسکی” در منطقه کراسنودار که در پی حمله پهپادی اوکراین رخ داده بود، مهار شده است.

سازمان امنیت فدرال روسیه (FSB) از دفع یک حمله پهپادی به پایگاه هوایی نظامی در منطقه روستوف خبر داد.

هم‌زمان، مقام‌های محلی از آتش‌سوزی در دو انبار سوخت و بندر تاگانروگ گزارش دادند و وزارت دفاع روسیه اعلام کرد سامانه‌های پدافند هوایی این کشور شب گذشته ۳۷۶ پهپاد اوکراینی را سرنگون کرده‌اند.

“۳۵۸۹ تبعه خارجی در صفوف نیروهای روسیه کشته شدند”

جنگ در اوکراین همچنان با شدت ادامه دارد. در خط مقدم جبهه، علاوه بر سربازان روس، نیروهای خارجی نیز علیه اوکراین می‌جنگند.

شبکه بی‌بی‌سی و رسانه مستقل “مدیازونا” روز جمعه ۱۹ تیر (۱۰ ژوئیه) نتایج تحقیقات خود درباره مشارکت نیروهای خارجی در کنار روسیه را منتشر کردند.

بر اساس این پژوهش، در میان اتباع خارجی کشته‌شده در جنگ اوکراین در صفوف نیروهای روسیه، بیشترین شمار مربوط به شهروندان ازبکستان، تاجیکستان و جمهوری آذربایجان و همچنین کره شمالی، نپال و کوبا است.

ناتو برآورد می‌کند حدود ۲۴ هزار “نیروی مزدور خارجی” در ارتش روسیه حضور دارند.

طبق این گزارش، دست‌کم ۳۵۸۹ تبعه خارجی در جنگ اوکراین در صفوف نیروهای روسیه کشته شده‌اند. این افراد از بیش از ۴۰ کشور بوده‌اند.

کشته‌شدن این افراد بر اساس منابع علنی، از جمله اطلاعیه‌های مقام‌های رسمی، پست‌های منتشرشده از سوی بستگان در شبکه‌های اجتماعی و تصاویر آرامگاه‌ها تائید شده است.

طبق این گزارش جذب نیرو به‌طور گسترده در میان شهروندان هند، سریلانکا و یمن نیز انجام شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

ساکنان کریمه و مناطق دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا که در کنار روسیه می‌جنگند، به‌طور جداگانه محاسبه شده‌اند و تلفات آن‌ها در این آمار کلی لحاظ نشده است.

طبق این گزارش تحقیقاتی، از میان ۲۳۳ هزار نظامی روس که هویت آن‌ها تاکنون احراز شده است، شهروندان خارجی کمتر از دو درصد را تشکیل می‌دهند.