کرونا؛ ایران در فهرست کشورهای پرخطر قرار گرفت



آلمان فدرال از یکشنبه (۲۴ ژانویه) برای ورود مسافران بیش از ۲۰ کشور جهان مقرراتی ویژه اعمال می‌کند. ایران از جمله کشورهایی است که از سوی موسسه ویروس شناسی روبرت کخ، “پرخطر” ارزیابی شده است.

از نگاه این موسسه و بر پایه آمار کرونا در هفته‌های گذشته، کشورهایی که دامنه گسترش ویروس به اندازه قابل توجهی بالاتر از آلمان است، مناطق پرخطر ارزیابی می‌شوند. در این کشورها آمار ابتلای روزانه به کرونا بیش از ۲۰۰ نفر در ۱۰۰ هزار جمعیت است.

کشورهایی که در این فهرست آمده‌اند، عبارتند از: آمریکا، پرتغال، اسپانیا، مصر، آلبانی، آندورا، بولیوی، بوسنی و هرزگوین، ایسلند، ایران، اسرائیل و مناطق فلسطینی، کلمبیا، کوزوو، لتونی، لبنان، لیتوانی، مکزیک، مونتهنگرو، مقدونیه شمالی، پاناما، صربستان، اسلوونی و امارات عربی.

هم اکنون بیش از ۱۰۰ کشور جهان با میزان خطر “عادی” ارزیابی می‌شوند؛ از جمله سراسر اروپا، به استثنای مناطقی در یونان، فنلاند، نروژ، اتریش و دانمارک.

افرادی که از کشورهای رده “عادی” به آلمان سفر می‌کنند، باید به قرنطینه بروند و حداکثر ۴۸ ساعت پس از ورود تست کرونا انجام دهند..

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای کرونا؛ ایران در فهرست کشورهای پرخطر قرار گرفت بسته هستند

فاصله طبقاتی کارگران محروم با مدیران دزد رژیم ملاها



کارگران چنان به زیر خط فقر سقوط کردند که خورد شدند

نماینده کارگران در شورای عالی کار درباره دستمزد ۱۴۰۰ گفت: امسال سال حساسی برای دستمزد کارگران است.باید به فکر معیشت و قدرت خرید کارگران باشیم که دیگر توان ادامه زندگی ندارند.

ناصرچمنی درباره فاصله طبقاتی کارگران با مدیران در کشور گفت: سال‌ها است که صحبت از حقوق نجومی مدیران مطرح است که نشانه بارز تبعیض است. ما اگر بخواهیم تبعیض در جامعه را نشان دهیم، از میزان مالیات مدیران برای حقوق‌هایشان مشخص است.

چمنی بیان کرد: در کشور ما پول هست اما برای کارگران و طبقات ضعیف نیست. اگر پول نبود، یک مدیر هم اینقدر درآمد نداشت. تبعیض در جامعه به حدی است که مالیات یک مدیر از دریافتی حقوق کارگران بیشتر است.

نماینده کارگران در شورای عالی کار افزود: همه موارد را اگر در یک جمله خلاصه کنیم، نشان دهنده طبقاتی شدن کشور است. در حال حاضر اختلاف طبقاتی بین کارگران و مدیران زیاد شده است. متأسفانه طبقه متوسط از بین رفته است. کارگران هستند که طبقات زیرخط فقر هستند یا مدیران هستند که در بهترین خط رفاه هستند.

سفره خالی کارگران اصولگرا – اصلاح طلب نمی ‌شناسد

درحالیکه کارگران به دنبال افزایش دستمزد براساس نرخ سبد معیشت خانوار هستند و از گرانی‌های بی‌امان به ستوه آمده‌اند، نمایندگان مجلس مدعی هستند در جلسه مزدی در مجلس میزان این افزایش؛ مشخص و نتیجه آن به دولت اعلام خواهد شد. اما باید پرسید چرا نمایندگان کارگران در چنین جلساتی حضور ندارند و آیا با افزایش ۴۰ درصدی مزد، عقب‌ماندگی‌های معیشتی طبقه کارگر جبران خواهد شد؟!

ایلنا به نقل از یک فعال کارگری نوشت: متاسفانه امسال همان تراژدی سال قبل، منتها چندماه قبلتر در حال تکرار شدن است. این در حالیست که سفره خالی کارگران، جناح بازی و اصولگرا- اصلاح طلب نمی‌شناسد. متاسفانه ما کارگران حق اعتراض صنفی نداریم و نمی‌توانیم مقابل دولتی‌ها و همه کسانی که این اعداد و ارقام نامتناسب و نامطلوب را اعلام می‌کنند، به خوبی قد علم کنیم؛….

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای فاصله طبقاتی کارگران محروم با مدیران دزد رژیم ملاها بسته هستند

شبانه سنگ قبری با عنوان شهیده برای خواهرم گذاشتند



یکی از قربانیان شلیک به هواپیمای اوکراینی، غنیمت اژدری است. او مورخ ۳۰ تیر ماه ۱۳۶۲ در شیراز زاده شد. خانم اژدری فارغ التحصیل رشته جنگل و مرتع داری از دانشگاه تهران بود که برای تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه گوئلف موفق به اخذ بورسیه شده و راهی کانادا شد. او که برای دیدار با خانواده‌اش به ایران سفر کرده بود، هنگام بازگشت به کانادا توسط موشک‌های سپاه پاسداران کشته شد.

به گزارش هرانا، نشریه اینترنتی خط صلح در این ماه پس از گذشت یک سال و اندی از واقعه با خواهر وی، عظمت اژدری، به گفتگو نشسته است. عظمت اژدری که خود ساکن انگلستان است از برخوردهای امنیتی با خانواده‌اش در ایران، تلاش‌هایش برای دادخواهی و حس و حال این روزهایش می‌گوید.

بیش از یک سال از شلیک موشک به هواپیمای اوکراینی می‌گذرد و در این مدت اتفاقات زیادی رخ داده است. نحوه عملکرد و پاسخگویی جمهوری اسلامی به بازماندگان این جنایت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

جمهوری اسلامی نه تنها پاسخگوی خانواده‌ها و بازماندگان این جنایت نبوده بلکه آن‌ها را مورد آزار و اذیت نیز قرار داده است. هر چند جمهوری اسلامی نباید تنها پاسخگوی بازماندگان و خانواده‌ها باشد چرا که مرتکب یک جنایت بین‌المللی علیه بشریت شده و باید پاسخگوی کل دنیا باشد که متاسفانه نیست. در تمام طول این مدت جمهوری اسلامی نه تنها در کنار ما نبوده بلکه در مقابل ما قرار گرفته و با اخبار ضد و نقیض و کذب ما را تحت شکنجه‌های روانی و آزار و اذیت قرار داده است.

سرنگونی هواپیمای اوکراینی اولین و آخرین جنایت جمهوری اسلامی نیست. منتها تفاوتش با جنایت‌های دیگر این است که این جنایت در طول تاریخ بی‌سابقه است. سابقه نداشته که نیروی نظامی یک کشور به هواپیمای مسافربری همان کشور شلیک کند و تعداد بسیاری انسان بی‌دفاع و بی‌گناه را در آسمان وطن خودشان از بین ببرد. جمهوری اسلامی این جنایت را با برنامه‌ریزی انجام داده است و باید پاسخگو باشد. یکی از نکات قابل توجه در این ماجرا این است که بازماندگان و خانواده‌های جانباختگان در کنار هم قرار گرفته‌اند و برای دادخواهی از کوچک‌ترین تلاشی فروگذار نیستند. این مهم می‌تواند این پرونده را به پیش ببرد و روزی در یک دادگاه بی‌طرف کسانی را که دستور شلیک به هواپیما را صادر کرده‌اند، برای این امر برنامه ریزی کرده و کسانی که آن را انجام داده و اجرا کرده‌اند محاکمه شوند. شاید تنها چیزی که ما را سر پا نگاه داشته همین امید و آرزوی محاکمه عاملان و آمران این جنایت باشد.

آیا جمهوری اسلامی برای برگزاری مراسم در ایران برای خانواده شما مشکل و محدودیت ایجاد کرده است؟ محل دفن غنیمت کجاست؟ آیا وسایل ایشان به شما تحویل داده شد؟

نمی‌توانم بگویم غنیمت را در شیراز دفن کردیم چرا که فکر می‌کنم از غنیمت چیزی باقی نمانده است. غنیمت آسمانی بود و جایش روی زمین نبود. خانواده ما هرگز سر خاک نرفته است چون فکر نمی‌کنیم آن چه که تحویل داده شده و دفن شده است بقایای غنیمت بوده باشد. مراسم از بزرگ داشت و تشییع گرفته تا نوشته روی سنگ، نصب سنگ و محل دفن از روز اول تا آخر تحت کنترل سپاه بوده است و ما دستمان کوتاه بوده از هر گونه دخالت در هر یک از این مراحل و اقدامات.

غنیمت در قسمت شهدا دفن شد. سپاه پیشوند «شهیده» بر نام خواهرم گذاشت؛ شهیده غنیمت اژدری. مگر غنیمت به جنگ رفته بود؟ مگر سرباز بود؟ غنیمت و همه هم‌سفرانش فقط یک بلیط هواپیما خریده بودند. فقط به وطن‌شان آمده بودند تا خانواده‌شان را ببینند. حقشان نبود این چنین پرپر و سوزانده شوند. غنیمت و هم‌سفرانش شهید یا شهیده نیستند. آن‌ها بی‌گناه بودند و به قتل رسیدند. بعد از این که غنیمت را به خاک سپردند، هر چند همان طور که پیش‌تر گفتم ما مطمئن نیستیم او واقعا غنیمت بوده یا نه، سپاه شبانه سنگ قبر را نصب کرد. پدرم از پیش متنی را نوشته و داده بود که آن را روی سنگ بنویسند. اما پاسخ دادند که قرار نیست هر چه شما خواستید ما بنویسیم! پدرم هم گفت حالا که این طور است هر چه می‌خواهید بنویسید… .

از وسایل غنیمت به ما چیزی تحویل داده نشده جز یک جفت گوشواره، یک انگشتر و یک پاسپورت نیمه سوخته. در حالی که غنیمت سه چمدان، طلا و پول، دوربین و لپ‌تاپ به همراه خود داشت که البته به هیچ وجه برای ما ارزش مادی ندارند اما از لحاظ معنوی بسیار برای ما ارزشمند بودند. ما می‌توانستم بسیاری از عکس‌ها و فیلم‌هایی که در دوربین و لپ‌تاپش داشت را داشته باشیم ولی متاسفانه این‌ها را به ما تحویل ندادند. طبق آن چه که شنیده‌ام در مواردی که حتی وسایل الکترونیکی‌ای که خراب نشده بودند و می‌توانستند به خانواده‌ها تحویل بدهند، بعد از جدا کردن مموری‌ها و هاردها وسایل را به خانواده‌ها تحویل داده‌اند. اما به خانواده ما چیزی تحویل داده نشده است.

من اصلا نمی‌توانم این‌ها را به زبان بیاورم؛ سنگ قبر، دفن، خاکسپاری، تشییع. این‌ها شایسته عزیزان ما نبود. آن‌ها باید سال‌های سال زندگی می‌کردند، خدمت می‌کردند اما خیلی زود عزیزانمان را از ما گرفتند.

فشارهای نهادهای امنیتی بر اعضای خانواده شما که در ایران هستند، چگونه بوده است؟

فشارهایی که از طرف نهادهای امنیتی به خانواده ما در ایران وارد شده شامل تماس‌های تلفنی و مراجعه‌های حضوری بوده است که به بهانه دلجویی قصد داشتند به منزل ما بیایند، شوی تلویزیونی برای خودشان راه بیندازند و شوآف کنند که مثلا ما با خانواده‌ها همراه بوده‌ایم. در صورتی که اصلا این طور نبوده و هدف‌شان چیز دیگری است‌. تنها هدفشان این بوده است که فیلم و عکس بگیرند و پخش کنند و حرف‌هایی از زیر زبان خانواده‌ها بکشند و با سانسور آن‌ها را به جامعه القا کنند. همین بهانه‌ها برای مراجعه به خانواده‌ها بسیار دردناک است و قابل توجیه نیست. آن‌ها سعی می‌کنند با مراجعه‌های حضوری خانواده‌ها را راضی به دریافت پول کنند؛ پولی که اسمش را غرامت گذاشته‌اند اما ما می‌دانیم که می‌خواهند این مبالغ را به عنوان دیه و حق السکوت پرداخت کنند. ما از آن‌ها نه غرامت می‌خواهیم و نه دیه و دلجویی. هیچ چیز نمی‌خواهیم. فقط می‌خواهیم حقیقت روشن شود و مشخص شود چه کسانی باعث و بانی این جنایت هستند. آن‌ها باید پاسخگو باشند و تاوان آن را پس بدهند. این تنها چیزی است که ما می‌خواهیم.

کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

روایت انجمن اسلامی دانشگاه شریف از کارنامه جمهوری اسلامی: کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در بیانیه‌ای که به مناسبت سالگرد سرنگون شدن هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک سپاه پاسداران صادر کرده، تاکید کرده است که مسئولان حکومت ایران «تلّی از جنایات بی‌پاسخ» را در کارنامه خود دارند.

به گزارش رادیو فردا، در این بیانیه رفتار مسئولان حکومت ایران در قبال این رویداد «وقاحت» و «بی‌مسئولیتی» توصیف شده و آمده است که «یک عمر دروغ و نیرنگ و پنهان‌کاری و وقاحت پروارشان کرده که اکنون از عمق آن فاجعه، حتی خمی هم به ابرو نمی‌آورند».

نویسندگان این بیانیه خطاب به مسئولان حکومت نوشته‌اند: «ما از شما بیزاریم؛ از عدم صداقت و دروغ‌گویی‌تان، از بی‌مسئولیتی و بی‌تدبیری‌تان».

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به رویدادهایی مانند بازداشتگاه کهریزک، مفقود شدن معترضان به حکومت، کشته شدن ندا آقاسلطان در اعتراض‌های پس از انتخابات سال ۸۸ و کشته شدن کارگران معترضی چون محسن محمدپور در اعتراض‌های آبان ۹۸، آمده است که «کافی است ایرانی باشی تا بتوان خونت را ریخت و از پاسخ‌گفتن ابا کرد».

نویسندگان بیانیه با تاکید بر اینکه ایران به کشوری تبدیل شده است که «جان مردمانش، گوی چوگان زمین بازی آقایان است»، گفته‌اند مخاطبی برای پیگیری و پرسش‌های خود نیافته‌اند.

در این بیانیه همچنین به فشارهای نهادهای امنیتی حکومت بر فعالان دانشگاهی و دانشجویان اشاره شده و آمده است: «چکمه‌‌های نهادهای امنیتی مختلف و تیغ برّان استبداد، شاهرگ‌مان را نشانه رفته و راه را بر تنفس ما بسته‌ است».

نویسندگان بیانیه همچنین از اینکه به عنوان بخشی از جامعه مدنی نتوانسته‌اند حکومت را در قبال «جنایات آشکار» و «گردن‌کشی‌ها و قلدری‌ها و خودکامگی‌‌ها» پاسخگو کنند، از مردم ایران عذر خواسته‌اند.

خانواده قربانیان هواپیمای اوکراینی: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

در پاسخ به دروغ‌بافی روحانی در سالگرد جنایت سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی، برخی خانواده قربانیان گفتند: از خون بچه‌ها نمی‌گذریم

روزنامه شرق نوشت: این گزارش ضمن گرامیداشت خون جان‌باختگان پرواز 752 اوکراین، روایتی از رنجی است که در هیچ نقطه‌ای از زندگی بازماندگان آنها متوقف نخواهد شد؛ رنج ازدست‌رفتن گرمی خانواده و آرزوهایی که بر باد رفت…

جایی در خیابان قیطریه تهران، در آپارتمانی در کمرکش کوچه‌ای خلوت، سحرگاه روز 18 دی‌ماه 1398 مادر آخرین بار دستان فرزندانش را گرفت و آنها را بوسید….بعد آنها به همراه پدر سوار آسانسور شده‌اند و برای همیشه رفته‌اند. از همان گرگ‌ومیش 18 دی‌ماه، این آپارتمان در کمرکش کوچه‌ای خلوت در خیابان قیطریه دیگر رنگ‌و‌بوی زندگی نگرفت. مثل خانواده 175 نفر دیگری که سوار آن هواپیما شدند. دکتر زهرا مجد و دکتر محسن اسدی‌لاری، مثل تمام بازماندگان آن پرواز یک سال آزگار است که زندگی نکرده‌اند.

از همان صبحی که خواهر زهرا تلفن کرد و گفت یک هواپیما به مقصد اوکراین سقوط کرده، این خانه دیگر خانه نشد…؛ خانه‌ای که قرار بود برای نوروز پر از گل و نقل و هلهله عروسی محمدحسین باشد، از همان ظهر هجدهم دی‌ماه سیاه‌پوش شد

مادر و پدر جوانی که یک‌شبه دو فرزند از دست دادند، در آستانه یک‌سالگی این عزا، دوباره در این خانه را باز می‌کنند. خانه‌ای که یک سال است دیگر خانه نیست و مادر دیگر حاضر نشد به آنجا پا بگذارد. روی مبل‌ها کشیده شده و خانه بوی زندگی نمی‌دهد. حالا خانه آماده سالگرد عزای بچه‌هاست. مثل خانه بقیه مسافران که این روزها سالگرد یک‌سالگی داغشان را برقرار می‌کنند.

این گزارش، ‌شرح‌حالی از رنج پدر و مادرهایی است که در آن پرواز فرزندانشان را از دست دادند. زهرا و محسن یکی از این پدر و مادرها هستند، آنها راوی این فقدان یک‌ساله‌اند. مثل پدر و مادر آرش، پدر و مادر پونه، پدر ری‌را، پدر راستین، پدر و مادر سهند و سوفی و همه آنهایی که در این یک سال رنجی بالاتر از تصور را تجربه می‌کنند. آنهایی که یک‌شبه یک خانواده را از دست دادند. محمدحسین، مدال‌آور المپیاد شیمی و خواهرش به تورنتو رفته بودند تا در آنجا در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهند. زینب 21 سال و محمدحسین فقط 23 سال داشت.

مادر چشمانش به نقطه‌ای نامعلوم خیره است… هرازگاهی جمله‌ای می‌گوید و ساکت می‌شود. ترجیع‌بند سخنانش این است: «درد ما تجمیعی است… هم بچه‌هایمان را از دست دادیم… هم سه روز از علت سقوط بی‌خبر بودیم، هم از خودی خوردیم…

زهرا مجد نمی‌خواهد به این لحظات برگردد… دست‌هایش به‌وضوح می‌لرزد و دیگر نمی‌تواند حرف بزند…

دکتر اسدی‌لاری می‌گوید: ما از طرف کسانی داغ دیدیم که به آنها اعتماد داشتیم،‌ فرزندانمان آنها را امین می‌دانستند، حافظان امنیت بودند و همه اینها داغ است… از همه بیشتر اینکه این خون پاس داشته نشد، بیشتر از همه پاس داشته نشدن این خون،‌ داغ نخبگی این بچه‌ها آزارمان می‌دهد… در این پرواز نخبگانی بودند که حالا از دست رفته‌اند… وسایلشان هرگز به دست ما نرسید. سؤال‌های زیادی داریم… چطور عروسک در پرواز سالم مانده،‌ ولی موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های بچه‌های ما که در آن پروژه‌هایشان بود،‌ عکس‌هایشان بود، سالم نمانده… از وسایل زینب و محمدحسین تنها یک کارت بیمارستانی و یک پاسپورت سوخته به ما تحویل دادند… پروژه‌های بچه‌های ما میراثشان بود و ما نمی‌دانیم لپ‌تاپ‌هایشان حالا کجاست… ما توقعات مشخصی داریم، بالاخره باید مسببان معرفی شوند، دادگاه عادلانه برگزار شود. در دادسرای نظامی ما به‌شدت به این گفته یکی از فرماندهان معترض بودیم که گفته بود مسببان قبل از سالگرد معرفی می‌شوند و پرونده بسته خواهد شد. ما شکایت اصلی‌مان را پیش خدا می‌بریم، اما از خون بچه‌ها هم نمی‌گذریم.

فیلم زیر: در جلسه‌ای که در دادسرای نظامی تهران با حضور خانواده‌های داغدار جان‌باختگان با قاضی دادسرای نظامی برگزار شد، پدر مریم ملک از جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی، سخنرانی شجاعانه‌ای کرد و از جمله خطاب به قاضی گفت:

«… چطور یک مشت آدم جنایتکار ممکن است در تحقیقات شرکت داشته باشند. چاقو چطور دستهٔ خودش را می‌برد! چرا فرمانده هوافضای سپاه تا جنایتکاری که به‌عنوان وزیر امور خارجه است از کار برکنار نشدند! استدعا می‌کنم همینجا دستور بدید من رو دستگیر کنند، اعدام کنند. من بعد از بچه‌ام زندگی نمیخوام هیچی نمیخوام. ما از جان گذشته‌ایم. دریغ از کمترین راستگویی، برای غارت وسایل بچه‌های ما چی کار کردین…(فیلم زیر)

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای شبانه سنگ قبری با عنوان شهیده برای خواهرم گذاشتند بسته هستند

بازداشت یک شهروند به دلیل انجام خالکوبی در تهران

خبرگزاری هرانا – یک شهروند در تهران به دلیل آنچه که “تتو زدن روی دست زنان و دختران” عنوان شده است، توسط ماموران پلیس بازداشت شد. ورود به حریم خصوصی شهروندان و مداخله در امور فردی آنان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک شهروند در تهران به دلیل آنچه که “تتو زدن روی دست زنان و دختران” عنوان شده است، توسط ماموران پلیس بازداشت.

سرهنگ جلیلیان در این خصوص مدعی شد: “در محله بازار دوم نازی آباد، فردی دستگیر شد که در خیابان و در ملاعام بر روی دست بانوان و دختران نوجوان اقدام به تتوکاری می کرد که توسط عوامل انتظامی بازداشت شد”.

ورود به حریم خصوصی شهروندان و مداخله در امور فردی آنان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها برای بازداشت یک شهروند به دلیل انجام خالکوبی در تهران بسته هستند

شمار بازداشت‌های گسترده در کردستان به ۶۷ نفر رسید



شمار بازداشت شدگان در شهرهای کردستان هر لحظه افزوده می‌شود. سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد که شمار کسانی که طی دو هفته اخیر توسط نیروهای امنیتی حکومت بازداشت شدند، به بیش از ۶۷ نفر رسید.

بر اساس این گزارش، روز سه‌شنبه ۳۰دی ۴شهروند در پیرانشهر بازداشت شدند. یکی از بازداشت‌شدگان به نام پشتیوان نبی زرگتن فردی ۳۷ساله بود که بعد از بازداشت به مکان نامعلوم منتقل شد.

همین طور در روز پنجشنبه ۲بهمن یک شهروند کرد اهل بوکان به نام «محی‌الدین شامه» توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلوم منتقل شد. روز سه‌شنبه حداقل ۱۹نفر در بوکان بازداشت شدند.

مقام‌های حکومتی تاکنون هیچ دلیلی برای این بازداشت‌ها و محل نگهداری افراد بازداشت‌شده ارائه نکردند. روز پنجشنبه نیز یک نفر به نام عطا (شمال) رحمان‌زاده در سقز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بنا به آمار هه نگاو از ابتدای موج اخیر بازداشت در کردستان حداقل ۶۷نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدند. این بازداشت‌ها در شهرهای بوکان، ربط، نقده، مهاباد، مریوان، سنندج، کلاترزان، سروآباد، پیرانشهر و کرمانشاه صورت گرفت.

خبرهای رسیده حاکی است که در این بازداشت‌ها از حداقل‌های حقوق متهمان هم خبری نبود. آنان از حق داشتن وکیل و اطلاع از نوع اتهام، نهاد بازداشت‌کننده و محل نگهداری محروم بودند.

بازداشت و هتک حرمت یک شهروند کُرد یارسانی

یک شهروند کُرد یارسانی در شهرستان ساوه از توابع استان مرکزی با دستور بازپرس دادسرای این شهر بازداشت و مورد بی‌احترامی قرار گرفته به نحوی که در صدد اقدام به خودکشی برآمده است.

برپایه گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ (۱۲ ژانویه ۲۰۲۱)، یک شهروند کُرد پیرو آیین یارسان (اهل حق) باهویت ”جواد احمدی“ که اهل کرمانشاه و ساکن ساوه می‌باشد، به اتهام فروش اموال مسروقه (مال خری) بنابه دستور بازپرس شعبه یک دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ساوه بازداشت شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس عباس زین‌العابدین وقتی متوجه شده که آقای احمدی شهروند کُرد و از پیروان آیین یارسان هستند، در جلسه تفهیم اتهام با وجود انکار نسبت به تمامی اتهامات وارده و معرفی خریدار و فروشنده ثانویه ضمن بی‌احترامی و توهین به کُردها و پیروان آیین یاری دستور به بازداشت آقای احمدی و معرفی ایشان به زندان می‌دهد.

این منبع در ادامه اعلام کرد که بازپرس همانجا و در حضور دیگر افراد گفته است که دستور می‌دهم سیبیل(شارب) شما را بزنند و این در حالی بوده که به یارسانی بودن و تقدس سیبیل نزد یارسانی‌ها واقف بوده است.

یکی از فعالین یارسانی نیز در اینباره به خبرنگار هه‌نگاو اعلام کرد که، روز چهارشنبه پس از آنکه سیبیل جواد احمدی توسط ماموران زندان ساوه زده شده، با صدور قرار وثیقه سنگین موقتاً آزاد شده است.

این منبع همچنین اظهار داشت که آقای احمدی عاجزانه از مسئولین زندان خواسته‌ است که از زدن سیبیل وی خودداری کنند، زیرا داشتن سیبیل برای پیروان یارسان مقدس و داشتن سبیل برای مردان از واجبات محسوب می‌شود. با این حال سبیل وی را زده و اکنون وی در وضعیت نامناسب روحی به سر می‌برد و قصد خودکشی داشته است که با حضور نزدیکان و دلجویی از وی تاکنون مانع از اقدام به خودکشی وی شده‌اند.

داشتن سبیل مهر “مور”بر مردان یارسانی واجب میباشد در باور یارسان داشتن سبیل مهر “مور”رمز ورود به داخل جم و جمخانه می‌باشد”جمخانه”مکانی برای راز و نیاز با صاحبکرم است.

گفتنیست که خرداد و تیرماه سال ۱۳۹۲ (تابستان ۲۰۱۳)، پس از آنکه ماموران زندان همدان سبیل یکی از پیروان آیین یارسان را به آتش کشیده بودند، چندین شهروند یارسانی در شهرهای مقابل فرمانداری همدان و ساختمان مجلس در تهران اقدام به خودسوزی کردند که سه نفر از آنها به نام‌های حسن رضوی، نیک‌مرد طاهری و محمد قنبری جانشان را از دست دادند.

شایان ذکر است دولت ایران بر اساس میثاق حقوق مدنی و سیاسی که رسماً ملحق شده مکلف به رعایت آزادی و نمادهای مقدس ادیان مختلف است، لیکن از بدو استقرار جمهوری اسلامی همواره هویت مذهبی و اتنیکی پیروان یارسان را انکار و نقض نموده است.

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای شمار بازداشت‌های گسترده در کردستان به ۶۷ نفر رسید بسته هستند

ایران؛ واشنگتن پست: بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد



واشنگتن پست در سرمقاله خود نوشت: جو بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد، سیاست خارجی می‌تواند محل خوبی برای شروع این کار باشد.

این منبع نوشت: آنتونی بلینکین نامزد وزارت‌ خارجه در جلسه استماع سنا، هیچ ‌کدام از آرزوهای دولت اوباما برای میانه‌روی در رژیم ایران را ارائه نداد و تأیید کرد تهران کماکان اصلی‌ترین حامی تروریسم در جهان است و باید مواجه با تحریم‌ها باشد

بلینکن در سخنانی در مجلس سنا وعده داد که با همکاری کنگره برای تشکیل یک جبهه متحد برای مقابله با چالش رژیم ایران تلاش خواهد کرد.

وی گفت: رئیس‌جمهور منتخب معتقد است که اگر رژیم ایران به توافق بازگردد ما هم به این توافق برمی گردیم، اما از این مسئله، همراه با متحدانمان که بار دیگر با ما همراستا می‌شوند به عنوان سکویی برای دستیابی به یک توافق قوی‌تر و رسیدگی به مسائل دیگر به خصوص مسئله موشکی و فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده تهران استفاده خواهیم کرد.

بلینکن در ادامه اضافه کرد: حالا که این گفته شد، باید بگویم که با این نقطه فاصله زیادی داریم. باید ببینیم بعد از اینکه رئیس‌جمهور منتخب سر کار می‌آید، رژیم ایران چه اقداماتی انجام می‌دهد و آماده انجام چه اقداماتی است، بعداً اگر آنها می‌گویند که به پایبندی برجام برگشته‌اند باید ارزیابی کنیم ببینیم آیا به وعده‌هایشان عمل کرده‌اند یا خیر.

او در ادامه تصریح کرد که در خصوص برجام با نماینده‌های کنگره و همچنین اسرائیل و کشورهای عربی منطقه رایزنی خواهد کرد.

بلینکن گفت: بله، ما حتما با شما (نماینده‌های کنگره) مشورت خواهیم کرد. فکر می‌کنم همان‌طور که رئیس (کمیته روابط خارجی مجلس سنا) گفت مهم است که در آغاز این فرایند و نه پایان آن، با متحدان و شریکانمان در منطقه از جمله اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هم تعامل کنیم..

«آوریل هینس»، گزینه پیشنهادی «جو بایدن» برای تصدی سمت مدیر اطلاعات ملی آمریکا نیز در اظهاراتی مشابه گفته بود که آمریکا با بازگشت به برجام فاصله زیادی دارد.

او در پاسخ به سئوال یک سناتور که درباره سیاست تیم بایدن در خصوص برجام سئوال پرسید گفت: به صراحت بگویم فکر می‌کنم فاصله زیادی تا آنجا داریم و فرصت خواهیم داشت تا با کنگره در خصوص این موضوعات رایزنی کنیم.

«لیود آستین» ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا و گزینه موردنظر «جو بایدن» برای وزارت دفاع نیز گفت: رژیم ایران به مثابه تهدیدی علیه متحدان آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی ما مستقر در این منطقه بشمار می‌رود.

وی افزود: رژیم ایران همچنان یک عنصر برهم زننده ثبات در منطقه است و تهدیدی علیه شرکای آمریکا در خاورمیانه و نیروهای نظامی بشمار می‌رود که آمریکا در منطقه مستقر کرده است..

این مقام نظامی آمریکا در ادامه گفت: چنانچه رژیم ایران درصدد دستیابی به توان و قابلیت هسته‌ای باشد، حل و فصل اکثر مشکلات در منطقه دشوارتر خواهد شد».

«جیک سالیوان» گزینه تصدی سمت مشاور امنیت ملی آمریکا پیش تر گفته بود که تصور رفع تحریم‌ها از سوی ایالات متحده بدون اطمینان از ورود رژیم ایران به مذاکراتی که در آن موضاعاتی مثل راستی آزمایی و برنامه موشکی را شامل می‌شود، اشتباه است.

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای ایران؛ واشنگتن پست: بایدن خواهان اتحاد دو حزبی شد بسته هستند

باستان‌شناس؛ زنگ خطرِ حراجِ میراث‌مان به صدا درآمده



«غفلت از ایجاد یک ساختار قویِ علمی و اجرایی در میان برخی کشورها که با صرف میلیاردها دلار برای خودشان تاریخ می‌سازند، زنگ خطرِ «بر باد رفتن تمام این ذخایر ملی و سرمایه‌های پایدار این نسل و نسل‌های آینده کشور» را قوی‌تر به صدا درآورده است.

به گزارش ایسنا، محوطه‌های تاریخی شناسایی شده و نشده‌ی زیادی در نقاط مختلف کشور در طول سال‌های گذشته آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به خود دیده‌اند که نمونه‌هایش در طول سال‌های گذشته کم نبوده‌اند. چه محوطه‌های تاریخی که به دنبال طرح‌های سد سازی و عمرانی دیگر با انجام عملیات‌های نصفه و نیمه کاوش‌ِ نجات‌بخشی شدند تا دست‌کم تمدن و یافته‌هایشان نجات‌ پیدا کند از «سیوند» و «سیمره» گرفته تا «چم‌شیر» و «پیغام‌چای» و «کوچری» چه محوطه‌هایی که ساخت و ساز در عرصه و حریم‌شان چیزی از آن‌ها باقی نگذاشته مانند «مافین‌آباد» اسلامشهر؛ یا محوطه‌هایی که قربانی مردمان نادانسته شده و چوب حراج به پیکرشان خورده مانند «جیرفت»ِ سال‌ها قبل و «بیت‌مشحوت»ِ این روزها که هر بارندگی هجوم بیشتری از قاچاقچیان را به آن سو می‌کشاند و حتی محوطه‌هایی مانند «چگاسفلی»، «جوبجی»، «ارجان»، «شوش»، «چغامیش» و «چغاگاوانه» که مدیریت‌های شهری برای‌شان داستان‌های جدیدی ساختند و به نامِ توسعه امان‌شان را بریده‌اند.

و حالا همان شده که مدت‌هاست باستان‌شناسان به زبان‌های مختلف و با راهکارهای متفاوت تلاش می‌کنند تا دست‌کم ارزش کارشان را نه تنها به متولیان شهری و دولتی که به مردم نیز بفهمانند چه با نامه‌های سرگشاده‌ای که تا کنون به مسوولان مختلف دولتی نوشته‌اند و چه به متولیان میراث فرهنگی و از لزوم توجه به میراث فرهنگی و محوطه‌های تاریخی سخن گفته‌اند.

این بار علی اصغر نوروزی – دانش‌اموخته کتری باستان شناسی و عضو هیئت علمی پژوهشکده باستان‌شناسی – از متولیان میراث فرهنگی و باستان شناسی کشور در خواست ایجادِ «سازمان باستان شناسی» را جدای از تشکیلات مرتبط با پژوهشگاه میراث فرهنگی دارد تا شاید این‌بار بتوان نقش موثرتری برای باستان‌شناسی کشور و محوطه‌های تاریخی بازی کرد.

این باستان‌شناس ایجاد «سازمان باستانشناسی» را نیازی اساسی برای آینده کشور می‌داند و با بیان این‌که ایران در قلب خاور میانه و در مرکز هلالی است که گهواره و بستر تکامل فکری و تکنیکی انسان هوشمند شناخته می‌شود، ادامه می‌دهد: این منطقه زادگاه تمدن و خاستگاه اولین حکومت‌ها و امپراطوری‌هاست. از سوی دیگر گوشه و کنار ایران پر از آثار و شواهد باستانی است که روایت کننده حرکت انسان از گذاشتن نخستین خشت خام بر خاک تا بناهای شگفت انگیز مختلف در کشور است.

.این باستان‌شناس با بیان این‌که ایران را «بهشت باستان‌شناسی» نامیده‌اند، می‌گوید: یکی از مهمترین دل مشغولی‌های انسان معاصر دانستن درباره داستانِ آمدن و شدن تبارش در تاریخ است، اتفاقی که در دهه‌های گذشته و در اوج جریان‌های سیاسی برای مدتی دستاویز برخی گروه‌ها بود.او باستان‌شناسی را مصداق «قل سیرو فی الارض …» و شناخت انسان از طریق مطالعه آثار انسان از آدم تا خاتم می‌داند و تاکید می‌کند: شناساندن درست این علم و رسالتِ آن و فواید فراوانش و حمایت و هدایت آن می‌تواند متضمن فواید و منافع فراوانی برای کشور باشد که از آن غفلت شده است.

به اعتقادِ وی ‌نقش تاریخ‌سازی، فرهنگ‌سازی، هوش و ذکاوت ایرانیان در دوره‌های پیش و پس از اسلام به استناد میلیون‌ها اثر باستانی در جغرافیای ایرانِ فرهنگی غیر قابل انکار است.او همچنین با تاکید بر این‌که فارغ از اوضاع نابسامان گشت و گذار و سیر و سیاحت و جستجو و پژوهشی که در دوران کرونا جهان را در خود گرفته، شناختن و دیدن مظاهر حرکت بشر از آغاز تا فرجام علاقه و آرمان بسیاری از انسان‌هاست، می‌افزاید: آن بستری بزرگ و گنج و معدنی تمام ناشدنی برای ایران و همسایگانی مانند عراق و ترکیه و مصر و حتی یمن فراهم کرده است.

این دانش‌آموخته دکتری باستان‌شناسی این اتفاق را برای رونق بخشیدن به شناسایی، کاوش و بازسازی مظاهر مادی میراث فرهنگی مانند تپه‌ها و محوطه‌ها و بناهای تاریخی و مظاهر معنوی و ناملموس آن می‌داند و ادامه می‌دهد:‌ آیین‌ها و اعتقادات و آداب و رسوم و سنت‌های به یادگار مانده‌ی گذشتگان می‌توانند باغی بسازند که از ثمره‌ی آن نیز مردمان گوشه وکنار کشور و هم پژوهشگران و باستان شناسان و در کل اقتصاد و معیشت علم و فرهنگ و هنر کشوربه انتفاعی پایدار دست یابند.

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری از سرنوشت آن

کشف آثار تاریخی با ارزش و بی خبری مردمان از سرنوشت آنهاا بنا بر گزارش «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» روز گذشته (نهم جولای 2020) این یگان توانسته است اشیایی را «با قدمت هزاره اول و دوم قبل از میلاد و تا دوران اسلامی» در استان کرمانشاه از چنگ «حفاران غیرمجاز» بیرون بیاورد.

به گفته سردار رحمت اللهی فرمانده ی این یگان، در پی خبرهایی که از سوی «دوستداران میراث فرهنگی مبنی بر جابه جایی و نقل تعدادی شئی تاریخی» به آن ها رسیده بود توانستند دزدان اشیای تاریخی را دستگیرو مقداری از آثار با ارزش را از آن ها پس بگیرند. (1)

در میان این آثار که حدود 167 قلم هستد، تعدادی جام، کاسه های مفرغی، عطردان، تبرزین، سر پیکان، دستنبد، سنجاق قفلی، آویزه های تزئینی و جواهراتی چون گوشواره و انگشتر با ارزش وجود دارند.

بر اساس آن چه که در شانزده سال اخیر همراهان «بنیاد میراث پاسارگاد» از ایران گزارش داده اند «یگان حفاظت از میراث فرهنگی» با وجود کمبود نیرو و بودجه تا کنون به خوبی کار کرده است. اما از آنجایی که کارشان با تحویل این آثار کشف شده به ادارات میراث فرهنگی تمام می شود، دیگر کسی از سرنوشت این آثار (که سالانه هزارها قلم بوده اند) با خبر نیست. و در بیشتر اوقات نیز حفاران دستگیر شده بلافاصله به وسیله ی مقامات مسئول آزاد شده اند.

با این حال تا شش هفت سال پیش وقتی آثاری کشف می شد حداقل خبرنگاران می توانستند از آن ها عکس بگیرند و یا خود سازمان میراث فرهنگی عکسی از آن ها را منتشر می کرد. اما اکنون جز خبری که یگان حفاظت به رسانه ها می دهد، هیچ مدرکی در دست نیست تا مردمان ایران، که مالکین اصلی میراث فرهنگی و تاریخی خود هستند از وضعیت آن با خبر باشد.

پیشنهاد بنیاد میراث پاسارگاد به یگان حفاظت این است که آن ها قبل یا همزمان با تحویل این آثار به ادارات میراث فرهنگی عکسی از یافته های خود را در اختیار رسانه ها و مردم ایران بگذارند، شاید با این عمل جلوی چپاول بعدی و یا ناپدید شدن اشیای تاریخی گرفته شود.

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای باستان‌شناس؛ زنگ خطرِ حراجِ میراث‌مان به صدا درآمده بسته هستند

بایدن؛ نخستین حمله مزدوران سپاه به نیروهای آمریکایی



چند روز پس از آغاز به کار دولت بایدن در آمریکا شب گذشته منابع خبری از حمله راکتی به یک پایگاه آمریکا در عراق خبر دادند. ظاهرا این حمله به پایگاه نظامی “ویکتوریا” به نزدیکی بغداد بوده است.

پس از این حمله، هواپیماهای آمریکایی به طور مستمر در حریم هوایی بغداد به پرداز در آمدند. العربیه گزارش داد که دست کم سه راکت به اطراف فرودگاه بین‌المللی بغداد اصابت کرده است.

هنوز مقام‌های عراقی در خصوص جزئیات این حملات راکتی ابراز نظر نکرده‌اند. اما شبکه العربیه می‌گوید این نخستین حمله راکتی به سمت نیروهای آمریکایی در دوره ریاست جمهوری جو بایدن محسوب می‌شود.

طبق این گزارش در جریان این حمله راکتی آژیر خطر در فرودگاه بغداد به صدا در آمده است.

همچنین روز گذشته دست کم چهار بار به کاروان نیروهای آمریکایی در عراق حمله شد. گروه «اصحاب الکهف» با صدور بیانیه ای ضمن بر عهده گرفتن حمله به کاروان لجستیک اشغالگران آمریکایی، به آنان هشدار داد.

در این بیانیه که کانال گروه اصحاب الکهف نیز آن را منتشر کرد آمده است: استان «ذی قار» پذیرای شما نیست و در برابر عبور کاروان های شما خواهد ایستاد. بدانید که کاروان هایتان به تلی از خاکستر تبدیل خواهند شد و جاسوسان و خبرچین ها هم برایتان سودی ندارند.

سپاه قدس تحت فرماندهی خامنه‌ ای است

تمام عملیات تروریستی نیروی قدس سپاه پاسداران مستقیما تحت فرماندهی خامنه‌ای اداره می‌شود

به گفته پاسدار ذوالقدر ازسرکردگان سابق سپاه پاسداران و از معاونان کنونی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، عملیات تروریستی نیروی قدس در اختیار سپاه نیست، بلکه مستقیما تحت فرماندهی خامنه ای اداره می‌شود.

به گزارش خبرگاری تسنیم، وی گفت: در سال۱۳۶۸ با فرماندهی مقام معظم رهبری و نیروهای مسلح و با پیشنهاد سپاه، نیروی جدیدی به نام نیروی قدس ایجاد شد. البته باید عرض کنم که رابطه نیروی قدس با سپاه ما یک تعبیری داریم توی ادبیات نظامی فرماندهی هر چند جزیی از سپاه هست، یکی از نیروهای پنجگانه سپاه به حساب می‌آید، یعنی در کنار نیروی زمینی هوایی دریایی و نیروی مقاومت که بعداً به سازمان بسیج عنوانش تغییر پیدا کرد، به‌عنوان سازمان بسیج ولی هویت مستقل یک نیرو را دارد.

وی افزود: نیروی قدس نیروی پنجم سپاه هست به یک معنا، ولی رابطه سپاه با این نیرو رابطه فرماندهی کامل نیست، فرماندهی منهای عملیاتی‌ست، یعنی سپاه مسئولیت پشتیبانی از این نیرو را دارد. بله جزء سپاه هست، وابسته به سپاه هست، ولی عملیات این نیرو در اختیار سپاه نیست، عملیات در واقع مستقیماً تحت فرماندهی فرمانده معظم کل قوا اداره می‌شود از ابتدا هم به همین ترتیب بود هنوز هم این روال ادامه دارد.

وزیر خارجه آمریکا اخیرا در اظهاراتی با اعلام خبر کشته شدن نفر دوم القاعده در ایران گفته بود: همه گزارشها نشان می دهد که این کشور به خانه القاعده تبدیل شده است.

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای بایدن؛ نخستین حمله مزدوران سپاه به نیروهای آمریکایی بسته هستند

کاروانسرای شاه عباسی و ماجرای بذل و بخشش رئیسی



از یادداشت های آخر هفته شکوه میرزادگی

کاروانسرای شاه عباسی و ماجرای بذل و بخشش رییس قوه قضائیه

این روزها همه نشریات حکومت اسلامی، و همینطور برخی از نشریات خارج کشوری، این خبر را تکرار کرده اند که: « رئیس قوه قضاییه در بازدید از کاروانسرای عباسی شهر سمنان دستور داد این مکان تاریخی که پیش از این به عنوان زندان سمنان استفاده می‌شد برای تبدیل شدن به یک مرکز فرهنگی به شهرداری این شهر تحویل داده شود.» اما در خبر بذل و بخشش ابراهیم رییسی دو موضوع بسیار مهم جا افتاده؛ که مثل بیشتر اوقات کمتر به آن توجه شده است:

اول این که کاروانسرای شاه عباسی سمنان تا قبل از انقلاب اسلامی هیچگاه زندان نبوده، و انقلابیون مسلمان بودند که آنجا را تبدیل به زندان کردند. و دوم این که بازگشت به اصل این بنای تاریخی به دلیل دلسوزی و توجه به فرهنگ و تاریخ ایران نیست، بلکه این زندان مثل بسیاری از زندان های دیگر چون برای حکومت اسلامی کافی نبوده، آن ها زندانیان را به زندانی بزرگی که در خارج شهر ساخته اند منتقل کرده اند.

کاروانسرای شاه عباسی سمنان یکی از آثار بازمانده ی تاریخی از دوران صفویه است که تا زمان انقلاب زیبا و سلامت و سرپا بود و گردشگرانی که به سمنان می رفتند از آنجا نیز دیدار می کردند.

پس از انقلاب تقریبا همزمان با قصد ویران کردن تخت جمشید و دیگر اثار تاریخی به همت انقلابیونی چون صادق خلخالی، کل بناهای تاریخی، که میراث مردمان ایران است، نیز مصادره شد و به مرور در اختیار سپاه پاسداران تازه تاسیس شده و بنیاد مستضعفان قرار گرفت و یا به دلیل پرشدن زندان های موجود، تبدیل به زندان شد که کاروانسرای شاه عباسی سمنان یکی از آن هاست.

اما راستش من به بذل و بخششی که ابراهیم رییسی از کیسه ی مردمان ایران کرده، شک دارم؛ یعنی با این که مثل همه ی دوستداران فرهنگ و تاریخ ایرانزمین از این که یکی از این آثار تاریخی مان از شر «زندان شدن» نجات پیدا کرده اما در عین حال نگرانم که حالا گرفتار زندان دیگری خواهد شد. زندانی که ظاهرا «نام مسجد، و تکیه و حسینه و مرکز آموزش تعلیمات شیعی» را دارد

در خبر ذکر شده آمده که: «رییس قوه قضاییه به سازمان زندان ها دستور داد تا این مکان تاریخی را برای تبدیل شدن به مرکز فرهنگی به شهرداری سمنان تحویل دهد» و دیده ایم که در چند سال اخیر مسئولین حکومت اسلامی هر گاه که نام «فرهنگ» یا «آموزش» را به کار می برند، منظورشان فرهنگ اسلامی و آموزش تعلیمات شیعی ست.

البته خطر دیگری هم این بنای بدسرگذشت را تهدید می کند، و آن فروختن اش به بخش خصوصی ست که سودجویان برایش دندان تیز کرده اند:

در خرداد 1397، وقتی که زندان تازه، در حال آماده شدن بود، فرماندار سمنان در خصوص کاروانسرای تاریخی سمنان گفته است که: «این مجموعه {کاروانسرا} به نام سازمان زندان هاست. و این سازمان برای فروش آن آمادگی دارد. ضمن این که میراث فرهنگی و شهرداری سمنان نیز برای خرید آن و تبدیل به آن به یک مرکز تفریحی و گردشگری آماده اند»

دستور نابودی یک میراث جهانی یونسکو از سوی حکومت اسلامی

بنیاد میراث پاسارگاد: به گزارش نشریات رسمی در ایران «دانش سنتی لنج سازی و دریانوردی ایرانی ها در خلیج فارس» که در سال 1390 در فهرست میراث غیرملموس جهانی یونسکو جای گرفته بود، با تایید هیات وزیران حکومت اسلامی گرفتار حذف و نابودی خواهد شد.

این دستور با عنوان «جایگزینی شناورهای{لنج ها} سنتی ِبا ظرفیت کمتر از 50 تن و با هدف حذف ابزار قاچاق کالا از دریا، انتقال فعالیت های غیرسمی به رسمی و تجاری، رونق فعالیت های کشتی سازی داخلی و ایمنی دریایی» به تصویب رسیده است.

به این ترتیب علاوه برجلوگیری از ساختن لنج هایی که قرن های قرن است که بوسیله دریا نوردان و ماهیگیران خلیج فارس ساخته می شود، عنوان « دانش لنج سازی دریانوردان ایرانی خلیج فارس» نیز از لیست جهانی یونسکو حذف خواهد شد. و به زودی یکی دیگر از دانش های کهن ایرانی که یادگار ماهیگیران و دریانوردان سرزمین مان است، براثر نادانی و سودپرستی حکومت اسلامی، از یادها خواهد رفت و چه بسا که یکی دو سال بعد پرونده «دانش لنج سازی…» از سوی کشورهای اطراف خلیج فارس، و به نام آن کشورها به یونسکو فرستاده خواهد شد.

جالب این جاست که مسئولین و هیئت وزیران حکومت اسلامی همزمان با دستورات ویرانگرانه اخیرشان، گزارش هایی از اقدامات دولت مبنی بر حفظ و نگاهبانی از این میراث غیرملموس جهانی را به یونسکو فرستاده است، یعنی رسما به یونسکو گزارش دروغین و گمراه کننده داده است.

آخرین گزارش: به گفته ی یکی از همراهان بنیاد میراث پاسارگاد در استان خوزستان:« این اقدام برای گسترش بیشتر فعالیت های چین در خلیج فارس، در ارتباط با برداشت های غیرقانونی از منابع خلیج فارس می باشد»

تخریب عمدی تل باستانی چگا سفلی در استان خوزستان

خبرهای رسیده از ایران حاکی ست که بخش وسیعی از تل باستانی چگاسفلی در شهرستان بهبهان، استان خوزستان ویران شده است. دلیل این ویرانی، کندن زمین (به عمق 40 سانت) و جدول کشی طول خیابانی صد متری ست که درست از میان روستای چگاسفلی می گذرد. در حالی که باستانشنان و کارشناسان از مدت ها قبل هشدار داده بودند که کندن این خیابان و جمع شدن آب باران در آنجا به ویرانی بخش هایی از آثارتاریخی خواهد انجامید.

چگاسفلی محوطه ای باستانی ست، که شش تا هفت هزار سال از عمرش می گذرد، و به گفته باستانشناسان چندین لایه از آثار تاریخی در این محوطه وجود دارد که همسان محوطه ی تاریخی شوش با ارزش می باشد و نظیر آن در خاورمیانه وجود ندارد. کارشناسان همچنین معتقدند که اگر این نوع ویرانی ها انجام نگیرد، این محوطه می تواند در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گیرد.

تل چغاسفلی در دهه هشتاد به دلیل اهمیت آثاری که در آن دیده شده بود، به ثبت ملی رسید و بررسی هایی بر روی آن انجام شد. دراسفند سال 1394 پس از کشف گورستانی هفت هزارساله در بخشی از آن بلافاصله برای آن تعیین عرصه و حریم در نظر گرفته شد؛ با این حال از آنزمان تا کنون در نقاط مختلف این محوطه حفاری هایی انجام می شود که مسئولین می گویند: «کار حفاران غیرمجاز است». و روشن نیست چگونه در محوطه ای به این اهمیت این همه حفار غیر مجاز به کند و کاو مشغولند. حالا هم که مسئولین دولتی به بهانه جدول کشی این منطقه را درو کرده اند.

ساخت یک کارخانه قند در حریم معبد “چغازنبیل”!

خبرگزاری میراث فرهنگی از «تسطیح» قسمت‌هایی از اراضی ملی واقع در حریم میراث جهانی چغازنبیل برای ساخت یک کارخانه قند، باوجود مخالفت وزارت میراث فرهنگی خبر می‌دهد!

بر اساس این گزارش، این کارخانه قند قرار است در حریم درجه یک و دو این معبد و روی طاقدیس سردارآباد ساخته شود. باوجود مخالفت وزارت میراث فرهنگی، «برخی دستگاه‌های متولی»، برای ساخت این کارخانه در حریم چغازنبیل، مجوز داده‌اند!

به گفته عاطفه رشنویی، مدیر پایگاه چغازنبیل و هفت‌تپه «فرآیند ساخت کارخانه قند نزدیک دو سال است که پیگیری می‌شود و وزارت صنعت و معدن بدون استعلام از وزارت میراث فرهنگی، مجوز صادر کرده و به همین دلیل این وزارتخانه از آنها شکایت کرده است.

رشنویی بدلیل «روشن نبودن قوانین»، از مسئولان نهادهای دیگر از جمله استانداری استان خوزستان خواسته که در این پرونده مداخله کنند تا «به بهانه ایجاد اشتغال، هویت فرهنگی و تاریخی جهانی ما از بین نرود».

این واحد صنعتی قرار است در مساحتی بالغ بر ۳۲۰ هکتار ساخته شود و به گزارش خبرگزاری میراث، «فشارها و اعمال نظرها بر دستگاهای حافظ میراث فرهنگی برای ساخت این کارخانه همچنان وجود دارد».

بر اساس قانون، ساخت کارخانه در حریم درجه یک و دو محوطه‌های باستانی و هرگونه فعالیت که موجب تغییر شکل در توپوگرافی تپه‌های تاریخی و عوارض طبیعی شود، ممنوع است.

معید چغازنبیل در شهرستان شوش استان خوزستان و در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه واقع شده است. این نیایشگاهی باستانی حدود ۱۲۵۰ پیش از میلاد در تمدن ایلام ساخته شد و در سال ۱۹۷۹ میلادی به عنوان اولین اثر تاریخی از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای گرفت.

***********************************

واکنش هوشمندانه جامعه باستان شناسی ایران
در برابر تصمیم بی خردانه وزارت میراث فرهنگی حکومت اسلامی

در پی پیشنهاد حسین خمینی، و تصمیم گیری بی خردانه ی علی‌اصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی و گردشگری، مبنی بر «ایجاد شعبه ای از موزه ملی ایران در مجموعه ی آرامگاه خمینی»، جامعه باستانشناسی ایران بیانیه ای هوشمندانه منتشر کرده که در آن این نوع تصمیم گیری های شتابزده و ناپخته ی مسئولین میراث فرهنگی را مورد نکوهش قرار داده است.

جای خوشبختی ست که می بینیم، در کنار ویرانگری ها و بی توجهی های هر روزه ی مسئولین حکومتی نسبت به میراث فرهنگی و تاریخی ملی سرزمین مان، جامعه ی باستانشنان ایران وظیفه ی تاریخی خود را نسبت به آثاری که بخش مهمی از هویت ملی ما هستند، می شناسند و هوشیارانه برای نگاهبانی و نگاهداری از آن ها، در حد توان خود، تلاش می کنند.

بنیاد میراث پاسارگاد ضمن سپاس از این واکنش جامعه باستانشناسی ایران از هموطنان ایراندوست تقاضا دارد با توجه به مفاد این بیانیه تا جایی که برایشان امکان دارد، رویاروی تصمیمات ضد فرهنگی و ضد ملی وزارت میراث فرهنگی و گردشگری حکومت اسلامی ایستاده و اجازه ندهند جماعتی ایران ستیز به خاطر سودجویی و یا منافع سیاسی خود بیش از این فرهنگ و تاریخ ما را به نابودی بکشانند.

با مهر
شکوه میرزادگی
از سوی بنیاد میراث پاسارگارد

واکنش جامعه باستان شناسی ایران به احتمال ایجاد شبه دوم موزه ملی:

«در چند روز گذشته، اخباری مبنی بر توافق میان وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با تولیت حرم بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران پیرامون راه اندازی «شعبه دوم موزه ملی» یا ایجاد «مخزن امن» در رسانه‌ها منتشر شد که با واکنش‌های زیادی در سطح داخلی و خارجی به ویژه از سوی پژوهشگران و کنش‌گران میراث فرهنگی رو به رو شد.

شتابزدگی در اعلام پیشنهاد یا تصمیم ناپخته و کارشناسی نشده و روشن نبودن جزئیات آن در کنار اظهارات ناهمخوان مدیران میراث فرهنگی کشور که یکی تایید (مدیر کل موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی) و دیگری (روابط عمومی وزارتخانه) تکذیب می‌کند و در پایان پس از روزها انتظار چیزی روشن نمی‌شود، همگی بیانگر بی‌برنامگی، آشفتگی و ادامه سیاست‌های هزینه‌زا و مشکل آفرین پیشینی است که داغ آنها همچنان بر تن و پیکره میراث فرهنگی کشور مانده است.

«جامعه باستان‌شناسی ایران» به عنوان جمعی از متخصصان که دغدغه توسعه اصولی تشکیلات میراث فرهنگی و باستان شناسی کشور را دارد مایل است نکاتی را در این زمینه مطرح کند و خواستار روشن شدن جزئیات موضوع از سوی مسوولان مرتبط است.

نخست آنکه تصمیم برای گسترش و بهینه سازی فضای موزه‌ها و مخازن بویژه مخزن و موزه ملی که موزه مادر کشور است، امری بسیار ضروری و نیازمند مطالعات تخصصی و کارشناسی است. هیات وزیران در سال 1382 برای گسترش فضای موزه ملی طرحی کارشناسی شده که بر اساس واگذاری ساختمان‌های میدان مشق در دل بافت تاریخی تهران بود را به تصویب رساند که آن طرح اجرایی نشد!

در این شرایط پرسش و ابهام نخست این است که چرا آن طرح مانند چند طرح دیگر به کنار رفتند و به یکباره طرحی کارشناسی نشده به میان آمد؟!

جالب است بدانیم مدیر کل کنونی موزه‌ها و اموال منقول فرهنگی وزارتخانه (جناب آقای کارگر) که خود بخشی از توافق کنونی است، در آن زمان مدیر موزه ملی بود.

دوم، آیا طرح تازه، پایه کارشناسی دارد یا چون ده‌ها طرح دیگر صرفا تصمیمی به سلیقه شخصی یا محفلی و بدور از مطالعات تخصصی است؟ تاکنون درباره این طرح، مجموعه مدیریتی موزه ملی که از قضا آگاه به امور هستند هیچگونه اظهارنظری نکرده‌اند.

نماز مسئولین حکومت اسلامی
بر ویرانی ها و نابودی های میراث فرهنگی ایران

در حالی که به دلیل ناکارآمدی و فساد در دستگاه های دولتی، وضعیت بد اقتصادی، و مشکلات ناشی از کرونا، میراث فرهنگی و گردشگری ایران در حال نابودی ست، روز گذشته، هجدهم تیرماه، وزیر میراث فرهنگی و گردشگری و معاونانش شاد و خندان نمازخانه و رستوران جدید وزارت گردشگری شان را افتتاح کردند تا هم الله شان را راضی نگه دارند و هم شکم شان را.

برای این جماعت هیچ اهمیتی ندارد که کارگران و کارمندان گردشگری بیش از شش ماه است که حقوق و دستمزد دریافت نکرده اند.

هیچ اهمیتی ندارد که صدها هتل و آژانس مسافرتی در حال ورشکستگی هستند و حتی یکی از وعده های دولت به آن ها عملی نشده است.

و هیچ اهمیتی ندارد که صدها اثر تاریخیِ در حال ویرانی منتظر کمترین توجه برای مرمت اند.

و هیچ اهمیتی ندارد که هزاران هنرمند صنایع دستی از بیکاری و بی پولی رنج می برند و آقایان همچنان از چین صنایع دستی ماشینی ـ قلابی وارد ایران می کنند.

آیا کسی سازمان و یا وزارت خانه ای را حتی در فقیرترین کشورهای دنیا سراغ دارد که با میراث فرهنگی و تاریخی و طبیعی سرزمین شان این گونه رفتار کنند؟

باور کنید استعمارگران قرون وسطی هم با میراث فرهنگی و تاریخی کشورهایی که اشغال کرده بودند نیز چنین نکرده اند، که اگر کرده بودند جهان خالی از میراث فرهنگی می شد.

شهرام صداقت
از همراهان بنیاد میراث پاسارگاد ـ تهران

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای کاروانسرای شاه عباسی و ماجرای بذل و بخشش رئیسی بسته هستند

تازه ترین اظهارات زیباکلام درباره اصلاح طلبان بی‌آبرو



صادق زیباکلام در گفتگویی مفصل با “انصاف نیوز” گفته است که بعد از سال ها او عاقبت پی برده که انتخابات در جمهوری اسلامی بی معنا است، اصلاح طلبان دیگر آبرو و اعتباری در نزد مردم ندارند و در سال ١۴٠٠ نیروهای تندرو پس از قبضه کردن کامل قدرت احتمالاً با جو بایدن سازش می کنند.

به گزارش رادیو فرانسه، زیباکلام در این مصاحبه گفته است که “انتخابات ١۴٠٠ مرده‌ای است که هیچ طور نمی شود زنده‌اش کرد” و آن ٢۴ میلیون‌ نفری را که به حسن روحانی رأی دادند “دیگر با جرثقیل هم نمی‌شود پای صندوق رأی برد.” به همین خاطر زیباکلام حتا صحبت کردن دربارۀ انتخابات در جمهوری اسلامی و “انتخابات ١۴٠٠ را اتلاف وقت” می داند، چون، به گفتۀ او، “انتخاباتی به آن معنا در کار نخواهد بود.”

صادق زیباکلام سپس گفته است که بی اعتباری انتخابات فقط شامل تهران نمی‌شود، در مشهد، اصفهان، شیراز و دیگر جاها وضع به همین نحو است یعنی دیگر “مردم نمی‌روند در انتخابات شرکت کنند” و دیگر هیچ طور نمی‌شود انتخابات “را احیاء کرد و به آن آبرویی داد.”

زیباکلام یادآور شده است که در آخرین انتخابات مجلس شورای اسلامی، نمایندگان اصلاح طلب حتی پنج درصد رأی هم نیاوردند. او می‌گوید “تتمه آبروی اصلاح طلبان را روحانی” یا در واقع حمایت اصلاح طلبان از جمله خود او از روحانی برد و سپس روی واژه “تتمه” هم “خیلی تأکید” می‌کند و معتقد است : گویاترین بیان این بی آبرویی شعار مردم در اعتراض‌های خیابانی دی ماه ٩۶ بود که می‌گفتند : “اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا”.

زیباکلام سپس افزوده است که گر چه خود او در آغاز فکر می‌کرد که این شعار ماندگار نشود، “ولی با کمال تأسف و تعجب باید بگوید که این شعار ماند.”

صادق زیباکلام اکنون معتقد است تا زمانی که نظارت استصوابی هست شرکت در انتخابات در ایران بی معنا است. او می گوید : “من می دانم که رئیس جمهور کاره‌ای نیست، رئیس مجلس کاره‌ای نیست، رئیس قوۀ قضائیه کاره ای نیست و قدرتی ندارند.” زیباکلام حالا متوجه شده که در مقابل این باصطلاح منتخبان بی قدرت “دیگر نیروهای قدرتمندتری وجود دارد که ٢۴ میلیون که سهل است، ٢۴٠ میلیون نفر هم در انتخابات شرکت کنند اجازه نمی دهند یک میلیمتر به دموکراسی نزدیک شوید.”

او سپس گفته است : “من تا دیروز فکر می‌کردم از طریق صندوق رأی می توانیم به دموکراسی [نزدیک] شویم. حالا به این نتیجه رسیدم که نه، نمی گذارند.”

منتشرشده در اخبار | دیدگاه‌ها برای تازه ترین اظهارات زیباکلام درباره اصلاح طلبان بی‌آبرو بسته هستند