Previous Next

تظاهرات اعتراضی در چند شهر در همبستگی با مردم آبادان

تصاویر شبکه‌های اجتماعی حاکی از تظاهرات مردم خرمشهر و چند شهر دیگر در همبستگی با مردم آبادان پس از ریزش ساختمان متروپل است. دادستان عمومی و انقلاب خوزستان از تأیید هویت جسد حسین عبدالباقی، مالک ساختمان خبر داده است.با وجود گذشت سه روز از فرو ریختن ساختمان ۱۰ طبقه‌ای متروپل در آبادان، عملیات جست‌وجو و نجات افراد گرفتار در زیر آوار همچنان ادامه دارد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی پنج‌شنبه ۵ خرداد (۲۶ مه) برای اولین بار پس از این سانحه در پیامی به مصیبت‌دیدگان تسلیت گفت و خواستار پیگرد مقصران حادثه با کمک قوه قضائیه و “مجازات عبرت‌‌آموز” آن‌ها شد.

در حالی که در شبکه‌های اجتماعی اخبار ضد و نقیضی در مورد سرنوشت حسین عبدالباقی، مالک و پیمانکار ساختمان متروپل منتشر شده صادق جعفری چنگی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان می‌گوید، پزشکی قانونی از طریق بررسی دی‌ان‌ای (DNA) هویت جسد او را تعیین کرده است.

به گفته او، نتیجه بررسی‌های پزشکی قانونی پنج‌شنبه اعلام شده و “پیش از این نیز جسد توسط خانواده متوفی شناسایی و اداره تشخیص هویت پلیس آگاهی از طریق انگشت‌نگاری هویت وی را تأیید کرده بود.”

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این خبرها را نادرست دانسته و می‌گویند، حسین عبدالباقی زنده است.

او متهم است که با زد و بند با مقام‌های مسئول ضوابط قانونی را دور زده و اقدام به ساخت ساز کرده است. پیش از این نیز مقام‌های قضایی از بازداشت شهردار فعلی و دو شهردار قبلی آبادان و همچنین ناظران پروژه ساختمان متروپل خبر داده‌ بودند.

ریزش بخش‌هایی از این ساختمان در ۲ خرداد و گیر افتادن عده زیادی در میان آوارها به خشم عمومی، به‌خصوص در میان مردم آبادان دامن زده است. در این چند روز در این رابطه تظاهرات اعتراضی روی داده که تازه‌ترین آن به گواه اخبار منتشره در شبکه‌های اجتماعی، مربوط به پنج‌شنبه ۵ خرداد است.

بر اساس این تصاویر، روز پنج‌شنبه مردم خرمشهر به خیابان‌ها آمده و با شعارهایی مانند “دروغه، دروغه عبدالباقی نمرده”، “خرمشهری به پا خیز، برادرت کشته شد”، “فرمانده، فرمانده، شهر زیر آوار مانده” همبستگی خود را با مردم و داغدیدگان آبادان نشان دادند.

“باقی جنایت می‌کنه، مسئول حمایت می‌کنه”، “توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه”، “دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست”، “مرگ بر دیکتاتور” و “خرمشهر، آبادان تماشاچی نمی‌خواد” از جمله شعارهای دیگری است که در این ویدئوها به گوش می‌رسد.

برخی از تصاویر نیز از تجمعات اعتراضی در آبادان، بهبهان و شاهین‌شهر اصفهان حکایت دارند.

پیش از این در آبادان راه‌پیمایی‌های اعتراضی صورت گرفت که با کندی اینترنت و حضور مأموران امنیتی همراه شد.

پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر می‌گوید، گستردگی حادثه و حجم بسیار زیاد آوار عملیات آواربرداری را در متروپل دشوار کرده است.

برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند که با توجه به افزایش دما بوی تعفن اجساد در محل آواربرداری به مشام می‌رسد.

احسان عباسپور، فرمانده ویژه آبادان پنج‌شنبه اعلام کرد که شمار کشته‌شدگان به ۱۹ و زخمی‌شدگان به ۳۷ نفر رسیده است.

او از مردم آبادان خواست، در محل حادثه تجمع نکنند. دانشگاه علوم پزشکی آبادان طی اطلاعیه‌ای در روز پنج‌شنبه انتشار مواد به‌کار رفته در مصالح ساختمانی پس از تخریب را برای سلامتی مردم مضر دانست و از آن‌ها خواست، از این ساختمان دوری کنند.

در این اطلاعیه آمده است: «مواد به‌کار رفته در مصالح ساختمانی از مواد کاملا بی‌خطر تا سرطان‌زا هستند که در هنگام ساخت با روش‌هایی بی‌خطر می‌شوند ولی در هنگام تخریب در فضا منتشر می‌شوند و می‌توانند سلامت افراد را تهدید کنند.»

به افرادی که سابقه بیماری قلبی یا تنفسی دارند توصیه شده تا از حضور و فعالیت در نزدیکی این ساختمان خودداری کنند.

از نیروهای امدادی نیز با توجه به ضرورت حضور در محل سانحه خواست شده تا از وسایل ایمنی و ماسک مناسب استفاده کنند.

پارلمان عراق عادی‌سازی روابط با اسرائیل را جرم دانست

پارلمان عراق به اتفاق آرا قانون مجرمانه دانستن عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به تصویب رساند. متن لایحه از سوی جناح مقتدا صدر به مجلس ارائه شده بود. پیش از این اقلیم کردستان خواستار عادی‌سازی رابطه با اسرائیل شده بود.مجلس عراق روز پنجشنبه ۲۶ مه (۵ خرداد) لایحه “جرم‌انگاری” هر شکل از عادی‌سازی روابط با اسرائیل را به اتفاق آرا به تصویب رساند.

این اقدام قانونگذاران عراق چند ماه پس از برگزاری یک کنفرانس مناقشه‌برانگیز در اقلیم خودمختار کردستان برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل صورت می‌گیرد.

به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

از ۳۲۹ نماینده ۲۷۵ نفر در این جلسه مجلس عراق حضور یافتند و همگی به لایحه‌ای که از سوی جناح مقتدا صدر ارائه شده بود، پاسخ مثبت دادند و آن را به تصویب رساندند.

به گزارش میدل ایست نیوز، دفتر اطلاع‌رسانی مجلس نمایندگان عراق در این رابطه گفته است، هدف از این قانون که متن آن نیز در رسانه های عراق منتشر شده، “جلوگیری از برقراری روابط دیپلماتیک یا سیاسی یا نظامی یا اقتصادی یا فرهنگی یا هر نوع رابطه دیگر” با دولت اسرائیل است.

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

در این قانون شهروندان عراقی در داخل و خارج کشور و نیز حکومت‌های ایالتی و استانداری‌ها و همه نهادهای حکومتی و نیز شرکت‌های خصوصی و نهادهای خارجی و سرمایه‌گذاران خارجی فعال در عراق از برقراری هر نوع رابطه‌ای با اسرائیل منع شده‌اند.

گفتنی است که برخی از کشورهای عربی از جمله بحرین و امارات متحده عربی روابط خود با اسرائیل را عادی‌سازی کرده‌اند.

تظاهرات اعتراضی در همبستگی با مردم آبادان

تصاویر شبکه‌های اجتماعی حاکی از تظاهرات مردم خرمشهر و چند شهر دیگر در همبستگی با مردم آبادان پس از ریزش ساختمان متروپل است. دادستان عمومی و انقلاب خوزستان از تأیید هویت جسد حسین عبدالباقی، مالک ساختمان خبر داده است.با وجود گذشت سه روز از فرو ریختن ساختمان ۱۰ طبقه‌ای متروپل در آبادان، عملیات جست‌وجو و نجات افراد گرفتار در زیر آوار همچنان ادامه دارد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی پنج‌شنبه ۵ خرداد (۲۶ مه) برای اولین بار پس از این سانحه در پیامی به مصیبت‌دیدگان تسلیت گفت و خواستار پیگرد مقصران حادثه با کمک قوه قضائیه و “مجازات عبرت‌‌آموز” آن‌ها شد.

در حالی که در شبکه‌های اجتماعی اخبار ضد و نقیضی در مورد سرنوشت حسین عبدالباقی، مالک و پیمانکار ساختمان متروپل منتشر شده صادق جعفری چنگی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان می‌گوید، پزشکی قانونی از طریق بررسی دی‌ان‌ای (DNA) هویت جسد او را تعیین کرده است.

به گفته او، نتیجه بررسی‌های پزشکی قانونی پنج‌شنبه اعلام شده و “پیش از این نیز جسد توسط خانواده متوفی شناسایی و اداره تشخیص هویت پلیس آگاهی از طریق انگشت‌نگاری هویت وی را تأیید کرده بود.”

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این خبرها را نادرست دانسته و می‌گویند، حسین عبدالباقی زنده است.

او متهم است که با زد و بند با مقام‌های مسئول ضوابط قانونی را دور زده و اقدام به ساخت ساز کرده است. پیش از این نیز مقام‌های قضایی از بازداشت شهردار فعلی و دو شهردار قبلی آبادان و همچنین ناظران پروژه ساختمان متروپل خبر داده‌ بودند.

ریزش بخش‌هایی از این ساختمان در ۲ خرداد و گیر افتادن عده زیادی در میان آوارها به خشم عمومی، به‌خصوص در میان مردم آبادان دامن زده است. در این چند روز در این رابطه تظاهرات اعتراضی روی داده که تازه‌ترین آن به گواه اخبار منتشره در شبکه‌های اجتماعی، مربوط به پنج‌شنبه ۵ خرداد است.

بر اساس این تصاویر، روز پنج‌شنبه مردم خرمشهر به خیابان‌ها آمده و با شعارهایی مانند “دروغه، دروغه عبدالباقی نمرده”، “خرمشهری به پا خیز، برادرت کشته شد”، “فرمانده، فرمانده، شهر زیر آوار مانده” همبستگی خود را با مردم و داغدیدگان آبادان نشان دادند.

“باقی جنایت می‌کنه، مسئول حمایت می‌کنه”، “توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه”، “دشمن ما همین‌جاست، دروغ می‌گن آمریکاست”، “مرگ بر دیکتاتور” و “خرمشهر، آبادان تماشاچی نمی‌خواد” از جمله شعارهای دیگری است که در این ویدئوها به گوش می‌رسد.

برخی از تصاویر نیز از تجمعات اعتراضی در آبادان، بهبهان و شاهین‌شهر اصفهان حکایت دارند.

پیش از این در آبادان راه‌پیمایی‌های اعتراضی صورت گرفت که با کندی اینترنت و حضور مأموران امنیتی همراه شد.

پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر می‌گوید، گستردگی حادثه و حجم بسیار زیاد آوار عملیات آواربرداری را در متروپل دشوار کرده است.

برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی گفته‌اند که با توجه به افزایش دما بوی تعفن اجساد در محل آواربرداری به مشام می‌رسد.

احسان عباسپور، فرمانده ویژه آبادان پنج‌شنبه اعلام کرد که شمار کشته‌شدگان به ۱۹ و زخمی‌شدگان به ۳۷ نفر رسیده است.

او از مردم آبادان خواست، در محل حادثه تجمع نکنند. دانشگاه علوم پزشکی آبادان طی اطلاعیه‌ای در روز پنج‌شنبه انتشار مواد به‌کار رفته در مصالح ساختمانی پس از تخریب را برای سلامتی مردم مضر دانست و از آن‌ها خواست، از این ساختمان دوری کنند.

در این اطلاعیه آمده است: «مواد به‌کار رفته در مصالح ساختمانی از مواد کاملا بی‌خطر تا سرطان‌زا هستند که در هنگام ساخت با روش‌هایی بی‌خطر می‌شوند ولی در هنگام تخریب در فضا منتشر می‌شوند و می‌توانند سلامت افراد را تهدید کنند.»

به افرادی که سابقه بیماری قلبی یا تنفسی دارند توصیه شده تا از حضور و فعالیت در نزدیکی این ساختمان خودداری کنند.

از نیروهای امدادی نیز با توجه به ضرورت حضور در محل سانحه خواست شده تا از وسایل ایمنی و ماسک مناسب استفاده کنند.

درگیری سیاسی ترکیه و سوریه و بازی با سرنوشت پناهجویان

ترکیه می‌خواهد یک میلیون پناهنده و آواره سوری را در مناطق کردنشین شمال سوریه اسکان دهد. این پناهجویان نگران امنیت و آینده خود هستند. گزارش ویژه دویچه وله و گفت‌وگو در این زمینه با دو کارشناس مسائل سوریه.با پناهجویان سوری در ترکیه چه باید کرد؟ بیش از ۳،۵ میلیون شهروند سوری در طول جنگ داخلی مجبور به ترک خانه و زندگی خود شدند و به کشور همجوار ترکیه پناه بردند. آن‌ها سال‌هاست در این کشور زندگی می‌کنند.

حال ترکیه می‌خواهد یک میلیون نفر از این پناهجویان را “تشویق” کند تا به سوریه بازگردند، آن هم در منطقه‌ای در شمال سوریه که اکثر ساکنان آن کرد هستند.

به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه در اوایل ماه مه (اواسط اردیبهشت) از این طرح خود پرده برداشت. این طرح به معنای گسترش حوزه ترکیه است که هزینه آن را باید کردهای ساکن این مناطق بپردازند.

سلام سعید، کارشناس علوم اقتصاد و گزارشگر سوریه در بنیاد فریدریش ابرت آلمان می‌گوید که این ابتکار اردوغان چندان جدید نیست: «پروژه‌ای در این زمینه در سال ۲۰۱۹ طراحی شده بود. این‌که اردوغان امروز به آن رجوع می‌کند به فشارهای سیاسی برمی‌گردد که بر او سنگینی می‌کنند.»

انتخابات ریاست‌جمهوری ترکیه تابستان سال آینده برگزار می‌شود و اردوغان باید تا آن زمان چیزی داشته باشد تا به رأی‌دهندگانش عرضه کند.

خانم سعید می‌گوید: «با توجه به وضعیت دشوار کنونی ترکیه، این امر کار آسانی نخواهد بود. ترکیه به شدت از بحران سنگین اقتصادی و مالی رنج می‌برد و ارزش لیر ترکیه مدام در حال ریزش است.»

پوپولیست‌های راستگرای ترکیه پناهندگان سوری را مسئول این وضع می‌دانند و فضای حاکم بر جامعه هر چه بیشتر در ضدیت با سوری‌های آواره گرایش پیدا می‌کند.

این کارشناس می‌گوید که “اردوغان باید به همه این‌ها واکنش نشان دهد و در چنین وضعیتی ایده بازگرداندن پناهندگان به خاک سوریه، برای اردوغان بهترین راهکار به نظر می‌رسد”.

از نظر سلام سعید، اردوغان با این پیشنهاد خود تلاش دارد سیاستی را عملی سازد که از مدت‌ها پیش آن را دنبال می‌کرده است. ترکیه در سال ۲۰۱۶ نیروهای نظامی خود را وارد بخش‌هایی از شمال سوریه کرد و از آن زمان کردهای ساکن این مناطق را تحت فشار گذارده است. او قصد دارد مانع از شکل‌گیری یک منطقه خودمختار کردنشین با الگوبرداری از عراق گردد.

در صورتی که اردوغان موفق شود یک میلیون به طور عمده عرب سوری را در شمال سوریه اسکان دهد، این به معنای ضربه سختی خواهد بود که به کردهای ساکن این مناطق وارد خواهد آمد.

از سوی دیگر با تحقق چنین اقدامی، ساختار جمعیت‌شناختی به سود سوری‌های عرب تغییر خواهد کرد، به طوری که آن‌ها به ترکیه برای حفاظت از خود نیاز خواهند داشت. آن‌ها بدین گونه از نظر سیاسی و اقتصادی نیز به ترکیه وابسته خواهند ماند. در عمل چنین خواهد شد که ترکیه بخشی از شمال سوریه را به طور قطع و در درازمدت تحت کنترل خود درخواهد آورد.

اتهامات دمشق علیه اردوغان

وزارت خارجه سوریه از هم‌اکنون با صراحت تمام به طرح‌های اردوغان واکنش نشان داده است. مقامات سوری از “پاکسازی قومی” می‌گویند که ترکیه قصد اجرای آن را در خاک سوریه دارد.

خبرگزاری دولتی سانا به نقل از وزارت خارجه رژیم بشار اسد می‌نویسد که “اظهارات پیش‌پاافتاده” اردوغان از “بازی تهاجمی رژیم او علیه سوریه” پرده برمی‌دارد.

مقامات سوری می‌گویند “دولت (سوریه) این بازی‌ها را به کل رد می‌کند” و از دیگر کشورها می‌خواهد از حمایت از پروژه‌های ترکیه خودداری ورزند.

“رژیمی رویارو با ویرانه سیاست‌های خود”

کارستن ویلاند، کارشناس سوریه و مشاور پیشین سازمان ملل متحد می‌گوید، از نظر حقوق بین‌الملل، طرح‌های اردوغان به واقع هم نقض حاکمیت سوریه محسوب می‌شود: «با این حال، این دورویی رژیم اسد را می‌رساند که با توجه به سیاستی که خود در داخل اجرا می‌کند، ترکیه را متهم به ایجاد آوارگی می‌سازد.»

ویلاند یادآوری می‌کند که رژیم اسد از آغاز اعتراضات در سوریه، میلیون‌ها سوری را چه در درون کشور آواره کرده و چه آن‌ها را به خارج از مرزها گریزانده است: «به همین دلیل مواضع رژیم سوریه هوچی‌گرایانه است. هرچه باشد این رژیم خود عامل وضعیت حاکم بر این کشور است. رژیم اسد امروز با ویرانه‌های سیاست‌های خود رویارو است؛ با نتایج خشونت‌های بیرحمانه‌ای که علیه معترضان به کار برد و کشور را چند شقه کرد.»

پناهجویان مستأصل و نگران

اردوغان با اعلام طرح خود، موجی از حس ناامنی و نگرانی را همچون آواری بر سر پناهندگان سوری اسکان‌یافته در ترکیه فرود آورده است. این پناهندگان می‌بینند که یکبار دیگر هر آن برنامه‌ای که برای آینده زندگی خود ساخته‌اند، رو به نابودی است.

نمونه آن مرد سوری است که خود را “احمد” می‌نامد (این نام و نام تمام پناهجویانی که دویچه‌وله با آن‌ها مصاحبه کرده، مستعار است). این پناهنده ۲۵ ساله از سه سال پیش در محلی نزدیک استانبول زندگی می‌کند.

احمد می‌گوید، مورد ضرب و شتم پلیس ترکیه قرار گرفته تا او را وارد کنند برگه‌ای را امضا کند که حاضر است داوطلبانه به سوریه بازگردد. علت بازداشت او این بوده که بدون مجوز از منطقه زندگی خود خارج شده است. او نگران است که این اتهام می‌تواند اخراج اجباری او به سوریه را در پی داشته باشد.

یک زن سوری که خود را “مونا” می‌نامد، می‌گوید که او تمام هستی و نیستی خود در ترکیه را در خطر می‌بیند. این زن ۳۵ ساله به همراه همسر و دو فرزندش از پنج سال پیش در شهر اسکندرون زندگی می‌کنند. او به خبرنگار دویچه‌وله می‌گوید: «پس از آن‌که وحشت ناشی از بمباران‌های رژیم اسد در شهرمان را پشت سر گذاشتیم، در چند سال گذشته زندگی آرامی داشته‌ایم. امیدوار بودیم در چند روز آینده بتوانیم درخواست تابعیت ترکیه را بدهیم. اما با آنچه که الان اعلام کرد‌ه‌اند، همسرم و من هر لحظه نگرانیم ما را از کشور اخراج کنند.»

یک سوری دیگر به نام “محمد” گزارش مشابهی می‌دهد. او که ۲۵ ساله است به دویچه‌وله می‌گوید، پس از مرگ پدرش در اثر حملات هوایی روسیه در ادلب در سال ۲۰۱۹، در سال ۲۰۲۰ به ترکیه گریخته و در اینجا به عنوان خبرنگار کار می‌کند: «من و خانواده‌ام ترس زیادی داریم که مبادا یکی از ما را به سوریه بازگردانند و خانواده ما از هم بپاشد و من کارم را از دست بدهم.» او می‌افزاید: «تا زمانی که خانه من تحت کنترل رژیم اسد است، در سوریه امکانی برای کار و زندگی برای ما وجود ندارد.»

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

کارستن ویلاند، کارشناس امور سوریه و مشاور پیشین سازمان ملل می‌گوید: «طرح اردوغان در مجموع خود از جمله به این دلیل بسیار مسئله‌ساز است، که با یک حمله نظامی دیگر به درون مناطق کردنشین، موجی جدیدی از آوارگی انسان‌ها می‌تواند ایجاد شود.»

ویلاند می‌افزاید که ترکیه می‌تواند مناطق بیشتری را تحت اشغال خود درآورد و به حوزه نفوذ خود الحاق کند. “اما این بدان معنا نیز هست که این یک میلیون سوری بازگردانده شده به شمال سوریه، به دامان انتقام‌جویانه و پرخشونت رژیم اسد نخواهند افتاد.”

دیده‌بان حقوق بشر: ترکیه در جلوگیری از آزار زنان ناتوان است

در حالی که اردوغان دلیل خروج از کنوانسیون منع خشونت علیه زنان را برخورداری از قوانین کافی در این زمینه اعلام کرده، دیده‌بان حقوق بشر با ارائه موارد قتل و آزار زنان می‌گوید، ترکیه در این زمینه شکست خورده است.بنا بر گزارش دفتر سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ترکیه، در ژوئن سال ۲۰۲۱ زنی ۳۸ ساله به نام یمن به ضرب گلوله‌ای که “اشرف الف.” همسرش شلیک کرده بود مقابل خانه خود در شهر آق‌سرای (آکسارای) این کشور به قتل رسید.

به گزارش وبسایت کانال یک تلویزیون آلمان (تاگس‌شاو)، این قتل در حالی اتفاق افتاد که به دلیل آزارهای مکرر این زن در جریان طلاق، دادگاه بارها به “اشرف الف.” دستور داده بود تا به همسرش نزدیک نشود.

یکی از وکلای خانواده قربانی به این سازمان حقوق بشری گفته است که “اشرف الف.” بعد از سومین و چهارمین دستور دادگاه نیز همسرش را پیدا و تهدید کرده است. با این حال دادگاه هیچ مجازاتی علیه این مرد مانند بازداشت موقت روا نداشت، با این استدلال که مدارک کافی برای اثبات نقض دستور دادگاه و تهدید این زن موجود نیست.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

ترکیه در سال گذشته از کنوانسیون منع خشونت علیه زنان خارج شد. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری این کشور در آن زمان این اقدام را این گونه توجیه کرد که ترکیه خود از قوانین کافی برای مهار خشونت علیه زنان برخوردار است.

اما سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید، مورد برشمرده تنها یکی از موارد متعددی است که نشان می‌دهد دولت ترکیه در محافظت از زنان در برابر آزار‌ و خشونت افراطی ناتوان بوده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

در تهدید شوهر سابق یا کنونی

گزارش ۸۶ صفحه‌ای دیده‌بان حقوق بشر با عنوان “مبارزه با خشونت خانگی در ترکیه” نشان می‌دهد، چگونه شوهران کنونی و همچنین شرکای زندگی و همسران سابق زنان را آزار می‌دهند و به آن‌ها تعدی و حمله می‌کنند، در حالی که دادگاه طی دستوری دقیقا این موارد را منع کرده است.

خانم اما سینکلیر ـ وب، رئیس دفتر این سازمان در ترکیه می‌گوید، در حالی که پلیس و دادگاه‌های ترکیه پس از شکایات زنان در مورد خشونت خانگی دستوراتی سخت‌گیرانه صادر کرده‌اند، عدم اجرای این دستورات یک خلاء خطرناک در حفاظت از شاکیان به وجود آورده است.

عدم اجرای دستورات این پیامد را به دنبال داشته که زنان بارها توسط آزاردهندگان خود به قتل رسیده‌اند یا سال‌ها مورد حمله قرار گرفته‌اند.

قتل با وجود آگاهی مقام‌ها از خطرات

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ۱۸ مورد خشونت خانگی با قربانیان، وکلایشان، پلیس، قضات و دادستان‌ها گفت‌وگو کرده است.

در شش مورد زنان با وجودی به قتل رسیده‌اند که مسئولان از خطر بزرگی که آن‌ها را تهدید می‌کرده با خبر بوده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر این که نقض دستور دوری از شاکیان توسط این مردان در پرونده‌های مربوطه ذکر نمی‌شود را قابل انتقاد دانسته است.

مرزوقه آلتونسوگوت، یکی از قربانیان خشونت خانگی می‌گوید، دادگاه به او اطمینان خاطر داد که شوهر سابقش دیگر نزدیکش نخواهد شد، در حالی که او روز بعد در مسیر کار به منزل باز هم دید که این مرد بیرون خانه‌ منتظرش ایستاده است.

در چندین مورد زنان با رسانه‌ها مصاحبه کرده‌اند تا پلیس و دادگاه‌ها مجبور به اعمال فشار بیش‌‌تری برای اجرای دستورات شوند. بسیاری از زنان مورد آزار و خانواده‌هایشان نیز برای جلب افکار عمومی به شبکه‌های اجتماعی رو آورده‌اند.

سکوت وزرا

دیده‌بان حقوق بشر در این رابطه به وزارت‌خانه‌های دادگستری و خانواده ترکیه رجوع کرده و نظر آن‌ها را جویا شده، اما پاسخی دریافت نکرده است.

در شش مورد قتلی که گفته شد، عاملان محاکمه و مجازات شده‌اند. با این همه به گفته این سازمان، “این واقعیت که چرا عاملان بارها دستور دادگاه را نقض کرده‌اند اما هیچ مجازاتی نصیبشان نشده نشان دهنده آن است که انگار برای مقام‌ها این موضوع از اهمیت لازم برخوردار نبوده است، چرا که تا کنون هیچ تحقیقی در این زمینه صورت نگرفته است”.

توییتر بابت افشای داده‌های کاربران به شرکت‌های تجاری ۱۵۰ میلیون دلار جریمه شد

توییتر سال‌های متمادی درباره قراردادن اطلاعات کاربرانش در دسترس شرکت‌های تبلیغاتی سکوت کرده بود و مدعی بود که این اتفاق “اشتباهی” روی داده است. حال این شرکت محکوم به پرداخت ۱۵۰ میلیون دلار جریمه از همین بابت شده است.به دلیل نقض قانون حمایت از داده‌های کاربران، توییتر محکوم به پرداخت ۱۵۰ میلیون دلار جریمه شده است. وزارت دادگستری آمریکا این خبر را روز چهارشنبه ۲۵ مه اعلام کرد.

مقامات آمریکا توییتر را متهم می‌کنند که در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۹ داده‌های کاربرانش را فاش کرده است. این پلتفرم تا کنون در این باره سکوت کرده بود که شماره تلفن و آدرس ایمیل کاربران را که به منظور تایید هویت دو مرحله‌ای استفاده می‌شود در اختیار شرکت‌ها قرار داده تا از آن برای تبلیغات هدفمند و متمرکز بر افراد استفاده کنند.

رییس اداره رقابت‌ اقتصادی آمریکا گفته است: «توییتر از شماره تلفن و آدرس ایمیل تنها برای حفاظت از حساب کاربری افراد استفاده نکرده بلکه آنها را برای ارسال تبلیغات هدفمند استفاده کرده است.» در مجموع ۱۴۰ میلیون کاربر توییتر قربانی این روش شده‌اند.

توییتر در پاسخی رسمی این اتهامات را رد کرده و رییس بخش حفاظت از داده‌های این پلتفرم گفته است: «برخی از ایمیل‌ها و شماره تلفن‌هایی که برای امنیت کاربران ثبت شده بود سهوا برای اهداف تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است.»

به گفته دامین کیران این مشکل در سپتامبر ۲۰۱۹ رفع شده است.توییتر در آن زمان اما برای هفته‌های متمادی تنها اطلاعات ناقص در این باره منتشر می‌کرد. کارشناسان امنیتی نگران این مسئله هستند که خود این فرآیند و پردازش عمومی آن بتواند اعتماد کاربران را به احراز هویت دو عاملی که اکیدا توصیه شده است، تضعیف کند.

در پی اعتراضات گسترده بازی فوتبال ایران و کانادا در ونکوور لغو شد

در پی اعتراضات خانواده‌های قربانیان هواپیمای سرنگون شده و شماری از سیاستمداران کانادا فدراسیون فوتبال کانادا در توییتر اعلام کرد که بازی دوستانه ایران و کانادا در ونکوور لغو شده است.فدراسیون فوتبال کانادا در پیامی توییتری اعلام کرد بازی دوستانه میان تیم‌‌های ملی فوتبال ایران و کانادا که قرار بوده است ۵ ژوئن (۱۵ خرداد) در ونکوور برگزار شود لغو شده است. این نهاد ورزشی گفته است در مورد پرداخت بلیط‌های فروخته شده اطلاع‌رسانی خواهد کرد.

پیش از این اعتراضات زیادی از سوی خانواده‌های قربانیان هواپیمای مسافری سرنگون شده و نیز سیاستمداران و فعالان مدنی کانادا به برگزاری این بازی شده بود.

نمایندگان محافظه‌کار پارلمان کانادا به اعتراضات فزاینده خانواده‌های قربانیان هواپیمای سرنگون شده اوکراینی توسط سپاه پاسداران پیوستند و خواستار لغو بازی دوستانه میان تیم‌های ملی فوتبال ایران و کانادا شدند.

به گزارش رسانه سی‌بی‌سی نیوز کانادا، خانواده‌های قربانیان هواپیمای سرنگون‌شده اوکراینی توسط سپاه پاسداران ایران در سال ۲۰۲۰ که ۱۷۶ مسافر و خدمه آن، از جمله ۸۵ شهروند کانادایی و افراد ساکن این کشور کشته شدند، گفته بودند در صورتی که بازی برگزار شود، در برابر استادیوم برگزاری مسابقه دست به اعتراضی گسترده خواهند زد.

به کانال تلگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

این خانواده‌ها گفته‌اند که چنین بازی دوستانه‌ای یک “توهین” به قربانیان است، به ویژه که گفته می‌شود مسئولان فدراسیون فوتبال ایران با سپاه پاسداران مرتبط هستند.

جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا گفته بود، دعوت از تیم ملی فوتبال ایران برای بازی در ونکوور، ایده خوبی از سوی فدراسیون فوتبال کانادا نبوده است.

کندی استیوارت، شهردار ونکوور نیز برگزاری این بازی در کانادا را محکوم کرده است.

رالف گودیل، کمیسر عالی و مشاور ویژه سابق در امور هواپیمای سرنگون‌شده، در شبکه توییتر این رفتار فدراسیون فوتبال کانادا را “انزجارآور” خواند و گفت که این اقدام “هم شایستگی و هم ارزش‌های این سازمان را زیر سئوال می‌برد”.

دو نماینده محافظه‌کار پارلمان کانادا، مت ژرنو و ریچارد مارتل، خواستار لغو این مسابقه‌ای شدند که گفته می‌شد از هم‌اکنون تقریبا تمام بلیط‌های آن به فروش رفته است.

این دو نماینده با انتشار بیانیه‌ای در رسانه‌های کانادا می‌گویند، “در حالی که قربانیان هواپیمای سرنگون‌شده هنوز در اندوه به سر می‌برند و خواستار غرامت می‌باشند، استقبال از تیم ملی فوتبال ایران عملی زننده و در خدمت مشروعیت بخشیدن به رژیم ایران است”.

رسانه کانادایی سی‌بی‌سی نیوز به اظهارات حمید استیلی، مدیر تیم ملی فوتبال ایران استناد کرد که چند روز پیش گفته بود، برگزاری دیدار دوستانه تیم‌های ملی ایران و کانادا با سود قابل توجهی برای فدراسیون فوتبال ایران همراه است.

حمید استیلی مدیر تیم ملی فوتبال ایران در ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) در گفتگو با خبرگزاری تسنیم در رابطه با مبلغ مورد توافق برای دیدار با کانادا گفت: «بر اساس توافق صورت گرفته، فدراسیون فوتبال ایران ۴۰۰ هزار دلار از طرف کانادایی دریافت می‌کند و همه هزینه‌های اقامت و حمل و نقل هم با کشور میزبان است. هزینه بلیت پرواز بر اساس محاسبه صورت گرفته کمتر از ۲۰۰ هزار دلار خواهد بود. بر این اساس انجام این بازی حدود ۲۰۰ هزار دلار برای فدراسیون سود دارد و از این مبلغ می‌توانیم برای تنظیم بازی‌های بعدی استفاده کنیم.»

دو نماینده محافظه‌کار در بیانیه خود با اشاره به پرداخت ۴۰۰هزار دلار می‌گویند، با توجه به این‌که سپاه پاسداران ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم در فدراسیون فوتبال ایران دست دارد و پارلمان کانادا نیز از دولت خواسته است سپاه پاسداران را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دهد، پرداخت چنین مبلغی “غیر قابل پذیرش” است.

سی‌بی‌سی نیوز می‌افزاید، با این‌که پارلمان کانادا در سال ۲۰۱۸ با تصویب قطعنامه‌ای از دولت خواست تا کل سپاه پاسداران را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دهد، دولت کانادا تنها بخشی از سپاه را در لیست سازمان‌های تروریستی گذارده است.

علاوه بر این، در این بیانیه آمده است که حمید استیلی، سرپرست تیم ملی فوتبال ایران در ماه گذشته میلادی در جشن تولدی با حضور یک مأمور مرتبط با سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران به نام محمود خاضعین شرکت کرده و عکس یادگاری با او انداخته است.

سی‌بی‌سی نیوز می‌افزاید که محمود خاضعین تحت پیگرد اف بی آی آمریکا است. یک دادگاه آمریکا حکم بازداشت او و سه تن دیگر مقیم کانادا را به اتهام دست داشتن در توطئه ربودن مخالفان حکومت ایران صادر کرده است.

از سوی دیگر، انجمن دفاع از خانواده‌های قربانیان هواپیمای سرنگون‌شده اخیرا در نامه‌ای به مارکو مندیچینو، وزیر امور امنیت داخلی کانادا نسبت به امنیت این خانواده‌ها در برابر مأموران فعال جمهوری اسلامی در کانادا هشدار داده است.

سازمان مخفی امنیت داخلی کانادا تأیید کرده است که خانواده‌های قربانیان از سوی مأموران سپاه پاسداران مورد اذیت و آزار و تهدید قرار می‌گیرند.

نامه انجمن دفاع از خانواده‌های قربانیان هشدار داده است که اعضای سپاه پاسداران در پوشش پزشک و کادر درمانی و دیگر مشاغل برای وظایف مخفی لجستیک به کانادا سفر می‌کنند.

جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا می‌گوید، این وظیفه اداره مرزبانی کانادا است که می‌تواند در مورد اجازه ورود تیم ملی فوتبال ایران به کانادا تصمیم بگیرد.

حمید استیلی روز گذشته به خبرنگاران گفته است که تیم ملی فوتبال ایران هنوز ویزای ورود به کانادا را دریافت نکرده است.

به کانال اینستاگرام دویچه وله فارسی بپیوندید

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سرپرست تیم ملی فوتبال ایران در واکنش به اخبار ضد و نقیضی که درباره بازی با کانادا مطرح می‌شود، گفته است: «ما الان با یکسری مشکلات دست به گریبان هستیم. ما نزدیک ۱۱ بازیکن داریم که به دلیل سربازی و دانشجو بودن شرایط همراهی تیم ملی را ندارند. متأسفانه مشکل خروج از کشور ما به دقیقه ۹۰ رسیده است و محدودیت زمان هم داریم، چون سفارت کانادا در آنکارا یک زمانی به ما داده است و اگر غیر از آن زمان به ترکیه برویم نمی‌توانیم ویزا بگیریم.»

سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز در این رابطه به “پرس تی‌وی” ایران گفته است که مقامات کانادایی این بازی را سیاسی کرده‌اند.

آنچه جوامع صنعتی در مورد کودکی درست متوجه نشده‌اند

کارن ال کرامر

هر سال در نقاط مختلف جهان کودکانِ تقریباً هم‌سن و سال در کلاس‌های درس می‌نشینند و با هدف یادگیری از یک معلم بزرگسال پشت میز و نیمکت محصور می‌شوند.

اما آیا کودکان در طول تاریخ برای یادگیری بر این اساس انطباق یافته‌اند؟

در جهان وابسته به فناوری و از نظر اقتصادی پیچیده‌ی امروز، کسب مجموعه‌ای از مهارت‌های خاص ضرورت دارد. بدون شک بهترین راه انتقال دانشِ فکت-محور از طریق افراد باتجربه‌ای است که اغلب بزرگسال‌اند.

اما یادگیری اجتماعی چه؟ گونه‌ی انسانی به‌ علت به‌هم‌وابستگی شدیدش از دیگر گونه‌ها متمایز است. همکاری در کانون بقای فردی و کارآمدی اجتماع قرار دارد. پس باید به این فکر کنیم که کودکان معمولاً چگونه همکاری را می‌آموزند؟

پژوهش‌های مردم‌شناختی در جوامع کوچک، از جمله پژوهش‌های من در میان قوم پومه در ونزوئلا و مایاهای ساکن شبه‌‌جزیره‌ی یوتاکان، حاکی از آن است که کودکان از یکدیگر می‌آموزند.

بزرگ شدن و مدرسه رفتن در خانواده‌های کوچک هسته‌ای تنها حدود یک قرن در جوامع صنعتی قدمت دارد. این در مقیاس تاریخ تکامل یعنی تنها یک چشم بر هم زدن. در این جوامع، کودکی معمولاً دورانی برای سرمایه‌گذاریِ متمرکز از طرف بزرگسالان با هدف آموزش و تدریس به شمار می‌رود. اما پژوهش‌ها در جوامع کوچک و غیرصنعتی، یعنی جوامعی شبیه آنچه همه‌ی نیاکان ما، خواه در گذشته‌ی دور و خواه در گذشته‌ی نه چندان دور، در آنها زندگی می‌کردند تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد.

امروز کودکان در جوامع صنعتی زمان نسبتاً چشمگیری را در محیط‌هایی کنترل‌شده و تحت هدایت و نظارت بزرگسالان می‌گذرانند.

برای مثال، در ایالات متحده، در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰، کودکان معمولاً حدود ۳۷ ساعت در هفته یا ۲۳ درصد از ساعات بیداری‌شان را در مدرسه یا در حال انجام تکلیف می‌گذراندند که این میزان چهار برابر تعداد ساعت‌هایی بود که صرف بازی کردن می‌شد. در همان دوران، والدین حدود ۳۳ ساعت در هفته مشغول فعالیت با یا در کنار کودکان ۳ تا ۱۲ ساله‌شان بودند.

از سوی دیگر، بازی‌های کاوشگرانهی کودکان کاهش یافته است. پژوهش‌ها در بریتانیا نشان می‌دهد که امروز کودکان حدود ۴ ساعت در فضای آزاد بازی می‌کنند. این رقم در نسل والدین آن‌ها ۸/۲ ساعت بوده است.

بر عکس، کودکان در جوامع غیرصنعتی معمولاً در خانواده‌های بزرگ چندنسلی و اغلب نزدیک به‌هم و همراه با تعداد زیادی کودک زندگی می‌کنند. در چنین جوامعی گاهی بیش از ۴۰ درصد از جمعیت را کودکان زیر ۱۵ سال تشکیل می‌دهند. در مقایسه در ایالات متحده امروز تنها ۲۲ درصد از جمعیت زیر ۱۷ سال سن دارند. مردم‌شناسانی که در جوامع غیرصنعتی مشغول پژوهش‌اند دوران کودکی در این جوامع را دورانی تقریباً مستقل از بزرگسالان توصیف می‌کنند. کودکان از سن پایین آزادانه به کاوش در محیط پیرامون خود می‌پردازند و اکثر اوقات خود را در فضای باز و در حال بازی یا کار بدون نظارت بزرگ‌ترها می‌گذرانند.

در قوم پومه، مردمان شکارچی-گردآورنده‌ای که در صحراهای جنوب مرکزی ونزوئلا زندگی‌ می‌کنند، کودکان ساعت‌های زیادی را دور از اقامتگاه‌هایشان و در حال بازی (۲۷ درصد) و جمع‌آوری آذوقه (۱۱ درصد) می‌گذرانند. پسربچه‌ها معمولاً مشغول ماهی‌گیری و شکار حیوانات کوچک مثل جوندگان، پرندگان و مارمولک‌ها هستند. در حالی که دختربچه‌ها میوه و هیزم جمع‌آوری می‌کنند، در زمین به دنبال سبزیجات ریشه‌ای می‌گردند و از رودخانه‌های نزدیک محل اقامتشان آب می‌آورند.

دو تفاوت مهم میان زندگی کودکان در این دو جهان بسیار متفاوت با یکدیگر وجود دارد. کودکان اقوام شکارچی-گردآورنده اکثر اوقات خود را در حال کار کردن و بازی کردن در گروه‌هایی متشکل از کودکانی از سنین مختلف و بدون نظارت بزرگسالان می‌گذرانند. آنها به‌ندرت از طریق آموزش مستقیم چیزی را یاد می‌گیرند و قسمت اصلی یادگیری‌شان در عمل رخ می‌دهد.

برای مثال، ما در یک روز گرم تابستانی شاهد بودیم که یک گروه از دختربچه‌ها و پسربچه‌های ۳ تا ۵ ساله‌‌ی پومه صبح خود را در طبیعت اطراف اقامتگاهشان در حال کندن زمین برای جست‌وجوی سبزیجات ریشه‌ای گذراندند. بعد به اقامتگاهشان برگشتند، با هیزم آتشی افروختند و با سبزیجاتی که جمع‌آوری کرده بودند غذای ساده‌ای برای خودشان درست کردند. همچنین بارها دیدیم که دختربچه‌های پومه‌ای سراغ تل زباله‌ها و اشیای دورریختنی می‌رفتند و تکه‌هایی از سبد‌های حصیری را که دور ریخته شده بود جمع‌ می‌کردند، بعد به آرامی بافت این سبدها را باز می‌کردند و می‌کوشیدند بار دیگر آن‌ها را به همان شکل اولیه ببافند. آن‌ها اصول اولیه‌ی حصیربافی را این طور یاد می‌گرفتند.

روز دیگری شاهد بودیم که کودکان بزرگ‌تر با کمک کودکان کم‌سن‌وسال‌تر چند شاخه و تنه‌ی درخت را تا انتهای اقامتگاه حمل کردند و آنجا یک چرخ‌و‌فلک زمینی درست کردند. کودکان به نوبت سوار وسیله‌ی بازی می‌شدند و کودکان بزرگ‌تر (هر چند گاهی ناموفق) به کوچک‌ترها در سوار و پیاده شدن کمک می‌کردند. چند روز بعد، گروهی از دختران و پسران که دیده بودند من و همکارانم مشغول خانه‌سازی هستیم به جمع‌آوری چوب و تخته، برگ نخل و کنف پرداختند و به تنهایی خانه‌های کوچکی برای خودشان ساختند.

در میان مایاهای شبه‌جزیره‌ی یوکاتان، کشاورزان یک روستا‌ که من در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ چند ماه در آنجا زندگی و پژوهش کردم، گروه‌هایی از نوجوانان روزانه چند ساعت را در کنار برادران و خواهران کوچک‌تر خود می‌‌گذراندند و بدون نظارت والدینشان به انجام کارهای روزانه مثل آوردن آب از چاه یا کار در زمین‌های زراعی مشغول بودند.

نکته‌ی اصلی در این مثال‌ها این است که کودکان پومه و مایا چه در زمان کار و چه در هنگام بازی اغلب همراه با یکدیگر در گروه‌هایی متشکل از کودکانی از سنین مختلف هستند. آنها کنار هم نظاره می‌کنند، یاد می‌گیرند، آموزش می‌دهند، قوانین خودشان را وضع می‌کنند و نظم اجتماعی‌ِ خودشان را شکل می‌دهند.

وقتی پای یادگیری مهارت‌های اجتماعی در میان است احتمالاً جامعه‌ی کودکان بهترین محیط است.

پژوهش‌های من نشان داده است که کودکان مایای زیر ۱۶ سال تنها ۱/۸ دقیقه در روز توسط والدین یا دیگر بزرگسالان آموزش مستقیم می‌بینند. کودکان پومه‌ی ۳ تا ۱۸ ساله کمتر از یک دقیقه در روز آموزش مستقیم می‌بینند. سایر پژوهش‌ها در دیگر نقاط نیز یافته‌های مشابهی داشته است: در میان مردم تیسمانه (مردمان بومی در بولیوی که به باغبانی مشغول‌اند) بزرگسالان کمتر از یک دقیقه در روز به زبان کودک‌فهم صحبت می‌کنند.

همچنین کودکان کم سن‌و‌سال آزادی و اختیار قابل‌توجهی برای تصمیم‌گیری در امور خود دارند. به خاطر دارم که یک بار برای کسب اجازه از والدین مایایی برای شرکت فرزندانشان در پژوهشی به درِ خانه‌های آنها می‌رفتم (دانشگاه‌ها و سازمان‌هایی که برای این گونه تحقیقات بودجه اختصاص می‌دهند پژوهشگران را ملزم می‌کنند که از والدین کودکان اجازه بگیرند). یکی از والدین به من نگاه کرد و گفت: «چرا از من در این مورد اجازه می‌گیری؟ از خود دخترم بپرس.» دختر او ۷ سال داشت.

در جهان پرکودک شکارچیان-گردآورندگان، فاصله‌ی کمی میان دنیای کودکان و بزرگسالان وجود دارد. مکان‌هایی که به بازی، کار، استراحت و خواب اختصاص داده می‌شود جدا از هم نیستند. برای مثال، خلوت، زمان شخصی و مکان‌های مختص به بزرگسالان مفاهیم ناآشنایی برای مردم پومه به شمار می‌روند. آنها در خانه‌هایی زندگی می‌کنند که معمولاً دیوارهای داخلی زیادی ندارد و بچه‌ها آزادانه میان خانه‌های مختلف می‌دوند و بدون نیاز به کسب اجازه از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر وارد می‌شوند. همچنین کودکان پومه منعی برای ورود به فضاها یا مراسمی که ممکن است برخی آنها را مختص بزرگسالان بدانند ندارند، فضاهایی مثل کلبه‌هایی که زنان دوران قاعدگی‌شان را در آنها می‌گذرانند، کلبه‌هایی که زایمان در آنها صورت می‌گیرد یا افراد محتضر آخرین لحظات زندگی‌شان را در آنجا سپری می‌کنند یا شرکت در رقص‌های گروهی شبانه، جایی که مردم برای آوازخوانی، شفا گرفتن و قصه‌گویی دور هم جمع می‌شوند.

جهان بزرگسالان و کودکان، با وجود این تماس نزدیک، به موازات هم در جریان است. در حالی که کودکان آزادانه وارد فضاهای بزرگسالان می‌شوند، زندگی اجتماعی مستقلی در میان خودشان و برای خودشان دست و پا می‌کنند. کار و بازی در گروه‌هایی متشکل از سنین مختلف، سبب می‌شود که کودکان در تمامی فعالیت‌هایشان یادگیری اجتماعی را تجربه کنند.

کودکان در تعامل با همتایانشان یاد می‌گیرند که چگونه نظم اجتماعی را برقرار کنند: چطور خودشان را سر و سامان دهند، مسئولیت‌ها و پاداش‌ها را با یکدیگر سهیم شوند، چطور رقابت سالم داشته باشند، ظرفیت شکیبایی، هماهنگی و ابتکار شخصی را در خود پرورش دهند، و به طور خلاصه، چطور در جامعه مشارکتی موفق داشته باشند.

آنها همچنین رفتار اجتماعی قابل‌قبول در میان همسالان و نحوه‌ی کنترل احساساتشان را می‌آموزند. بسیاری از مردم‌شناسان در خاطراتشان می‌‌گویند که به‌ندرت دیده‌‌اند که این کودکان بدخلقی کنند. کودکان معمولاً وقتی جنجال به راه می‌اندازند که توسط بزرگسالان از انجام کاری منع شوند اما اگر اجازه داشته باشند که آزادانه راه بروند و به کودکان دیگر بپیوندند، حتی اگر نتوانند چیزی را که می‌خواهند به دست آورند، معمولاً طغیان نمی‌کنند. به خاطر دارم که یک بار یکی از همکارانم کودک نوپای خود را به اقامتگاه مایاها آورده بود. گرچه دختر او در درک اعداد و الفبا بسیار پیشرفته بود اما آنچه کودکان مایایی را بسیار متعجب کرده بود این بود که اگر از او می‌خواستند اسباب‌بازی‌ یا خوراکی‌هایش را با دیگران تقسیم کند، بلند جیغ می‌کشید.

بی‌تردید میان محیط‌های اجتماعی، اقتصادی و آموزشیِ گذشته و امروز و جوامع صنعتی و جوامع کوچک سنتی تفاوت‌های زیادی وجود دارد. اما آیا این تفاوت‌ها در تجربه‌های کودکی، و در درک نحوه‌‌ی یادگیری کودکان مهم و تأثیرگذارند؟

این پرسش جواب ساده و روشنی ندارد. از یک سو آثار علمی موجود درباره‌ی یادگیری در دوران کودکی تقریباً منحصر به پژوهش‌هایی است که در جوامع صنعتی انجام شده است، یعنی جایی که مدرسه‌رفتن و بزرگ‌شدن در خانواده‌های هسته‌ای کوچک هنجار محسوب می‌شود. از سوی دیگر، این جوامع تنها کمتر از ۱۵ درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده‌اند و این امر توانایی ما را برای سنجش این موضوع که تنوع فرهنگی و زیست‌محیطی چه تأثیری بر توسعه‌ی اجتماعی دارد محدود می‌کند.

بحث‌های فراوانی که در سال‌های اخیر پیرامون روش‌های فرزندپروری و آموزش به راه افتاده حاکی از آن است که ساکنان کشورهای صنعتی به دیگر شیوه‌های یادگیری کودکان توجه نشان می‌دهند، از جمله جنبش «کودکی آزاد» و «کودکی طبیعی» که خواهان استقلال بیشتر کودکان و کاستن از نظارت والدین بر آنها، به‌ویژه در محیط خارج از خانه و در طبیعت، هستند. بسیاری از روزنامه‌ها و وبلاگ‌ها از شیوه‌ی «فرزندپروری هلیکوپتری»، یعنی وضعیتی که والدین مدام بالای سر کودکانشان مراقب امنیت و بهره‌وری آنها هستند، انتقاد می‌کنند. در بسیاری از مدارس مربیان خواهان حضور شاگردانی از پایه‌های مختلف در یک کلاس درس هستند و بر یادگیری از طریق همتایان به شکل فزاینده‌ای تأکید می‌شود.

این مباحث شاید نشانی باشد از پذیرش اینکه کودکان مهارت‌های اجتماعی و همکاری را در گروه‌های مختلط، بر اساس سرعت خاص خود و در حضور و همراهیِ سایر کودکان بهتر می‌آموزند. بدون شک در جهانی که تا حد زیادی وابسته به فناوری و مهارت‌های فنی است، آموزش رسمی از طرف بزرگسالان بسیار ارزشمند است اما وقتی پای یادگیری مهارت‌های اجتماعی در میان است احتمالاً جامعه‌ی کودکان بهترین محیط است.

 

برگردان: آیدا حق‌طلب


کارن ال کرامر استاد مردم‌شناسی در دانشگاه یوتا است. آنچه خواندید برگردان این نوشته‌ با عنوان اصلی زیر است:

Karen L Karmer, What Industrial Societies Get Wrong About Childhood, Sapiens, 18 November 2021.

اعدام دست‌کم ۸ زندانی در ایران؛ نامه ده‌ها وکیل دادگستری در محکومیت سرکوب معترضان

منابع حقوق بشری از اعدام چند زندانی در زندان‌های رجایی‌شهر، قرچک، زاهدان، و مشهد طی روزهای گذشته خبر داده‌اند.

صدراعظم آلمان: پوتین در جنگ خود پیروز نخواهد شد

صدراعظم آلمان باز هم شکست ولادیمیر پوتین‌، رئیس‌جمهوری روسیه در جنگ علیه اوکراین را محرز دانست. اولاف شولتس در سخنانش در مجمع جهانی اقتصاد در سوئیس خواستار اشکال جدید همکاری‌های بین‌المللی شد.صدراعظم آلمان در سخنانش در نشست مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در داووس سوئیس جنگ روسیه علیه اوکراین را اشتباه خواند.

به گزارش وبسایت کانال یک تلویزیون آلمان (تاگس‌شاو)، اولاف شولتس پنج‌شنبه ۲۶ مه (۵ خرداد) گفت که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه “الان هم در همه اهداف راهبردی خود [در این جنگ] شکست خورده است.” تا جایی که تسخیر کل اوکراین توسط روسیه اینک حتی از زمان آغاز جنگ نیز “بعیدتر” به نظر می‌رسد.

به گفته شولتس، پوتین “همبستگی و توانمندی” ناتو، اتحادیه اروپا و گروه هفت کشور صنعتی جهان (گروه هفت) را دست کم گرفت.

صدراعظم آلمان افزود: «پوتین نباید در جنگ خود پیروز شود و من معتقدم بی‌تردید، پیروز نیز نخواهد شد.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

“این امپریالیسم است”

اولاف شولتس خواستار مقابله با قدرت‌طلبی رئیس‌جمهوری روسیه شد. صدراعظم آلمان گفت،‌ باید برای پوتین روشن ساخت که “صلح دیکته‌شده”‌ای که تنها یک طرف، شرایط را تعیین کند وجود نخواهد داشت و این را نه اوکراین می‌پذیرد و نه آلمان.

شولتس با اشاره به تصمیم آلمان برای ارسال سلاح به اوکراین تأکید کرد، گفت‌وگوهای جدی صلح تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که پوتین بفهمد “نمی‌تواند دفاع اوکراین را بشکند.”

روسیه حملاتش علیه اوکراین را ۲۴ فوریه سال جاری آغاز کرد. اینک سه ماه از آغاز جنگ گذشته است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

شولتس می‌گوید، در صورت موفقیت پوتین در حمله خود علیه اوکراین پیامدهای غم‌باری به بار خواهد آمد. چرا که پوتین می‌خواهد به آن نظم جهانی برگردد که “در آن قوی‌ترها خوب و بد را دیکته می‌کنند و آزادی، حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت متعلق به همه نیست”. و این به گفته شولتس، همان “امپریالیسم است.”

به باور او، این تلاشی است برای بازگرداندن جهان به زمانی که در آن نظم صلح‌آمیز باثبات وجود نداشت و جنگ ابزاری معمول در دست سیاست بود.

اما اکنون نظمی نوین در جهان بر بنیاد “سیستم همکاری بین‌المللی” حاکم شده تا در آن “هرگز بار دیگر جنگی مانند دو جنگ جهانی خانمان‌برانداز شکل نگیرد.”

شولتس با این سخنان خواستار شد که جامعه بین‌المللی همچنان به همکاری‌های چندجانبه ادامه دهد.

خواست قرار گرفتن چین در “نظم جهانی مبتنی بر قوانین”

او همچنین با تأکید بر لزوم رعایت حقوق بشر به اسناد منتشره از سوی یک کنسرسیوم رسانه‌ای بین‌المللی در مورد سرکوب، بازداشت و شکنجه اویغورها در استان سین‌کیانگ چین اشاره کرد و گفت، جهان نباید “نقض حقوق بشر مانند آن‌چه که اکنون در سین‌کیانگ شاهد آن هستیم را نادیده بگیرد.”

رهبری چین این اتهام‌ها را “دروغ قرن” معرفی و رد کرده است.

شولتس از قدرت‌جویی فزاینده چین ابراز نگرانی کرد و ضمن این که این کشور را یکی از “بازیگران جهانی” نامید از چین خواست، به جای سلطه‌جویی و هژمونی‌طلبی در آسیا و مناطق دیگر به نظم چندجانبه و قانونمند جهانی بپیوندد.

صدراعظم آلمان همچنین خواستار اشکال جدید همکاری‌های بین‌المللی شد و گفت، شرکای سیاسی را نباید همواره در میان همان کشورهای سابق جست‌وجو کرد. بلکه باید در “این جهان چندقطبی که کشورها و مناطق کاملا متفاوت بر حسب وزن اقتصادی و جمعیتی خود” خواهان ایفای نقشی پررنگ‌تر در این زمینه هستند، این دامنه را گسترش داد.