نقش نفوذیها در صداوسیما و مستند شجریان
پخش مستند ناجوانمردانه ای از یکی از شبکههای سیمای جمهوری اسلامی علیه استاد محمدرضا شجریان با انتقاد گسترده مردمی مواجه شد. شبکه افق در این مستند استاد شجریان را شخصیتی سیاسی و واپسگرا نشان داده است! کاربران با قیاس تتلو و استاد شجریان نشان میدهند که سطح موسیقی در ایران تحت حاکمیت رژیم ملاها تا چه حد نازل شده است.
نقش نفوذیها در شبکه افق و مستند شجریان
محمد مهاجری در خبرآنلاین نوشت: شنبه عصر، شبکه افق مستندی تحت عنوان «از سپیده تا فریاد» پخش کرد که به زندگی هنری و سیاسی محمدرضا شجریان پرداخته بود. به گمانم سازندگان برنامه به زعم خود خواسته بودند او را بکوبند. اما ناشی گری کردند و به او بد و پراشتباه حمله کردند. در واقع نه تنها نتوانستند شجریان را نزد هواخواهانش تخریب کنند (حتی با انتشار فیلم او در جشن هنر شیراز یا پخش عکسهای خوانندگان زن قدیمی) که برای مخالفان شجریان هم جز دوسه مشت شعار نچسب، چیزی نداشتند. به عنوان فردی که عمرش را در رسانه سپری کرده به همکارانم در شبکه افق میگویم اگر جای شما بودم، پول این مستند تبلیغاتی را از حامیان این خواننده معروف میگرفتم! و نیز اگر بخواهم به ادبیات دوستان این شبکه سخن بگویم، عرض میکنم بگردید و نفوذیهایی که خط دادند و این مستند را روانه آنتن شبکه افق کردند و شجریان را بعد از چندین سال بایکوت، احیا کردند پیدا کنید!
منوچهر شفایی
منوچهر شفایی بنیانگزار و عضو دائمی هیئت رئیسه کانون دفاع از حقوق بشر در
ایران www.bashariyat.org که در سال 2000 در شهر برمن آلمان ثبت شده است .
موسس و مدیر مسئول ماهنامه و سایت آزادگی https://www.azadegy.de/ از سال 2000 .
بنیانگزار شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران از سال 2002 .
ورزشکار در رشته شمشیربازی علاوه بر قهرمانی کشور از سالهای 1346 تا 1354 و مقام سومی آسیا 1973 مقام اولی تیمی و سومی انفرادی المپیک آسیائی 1974 و مقام سومی 1991 بازی های آسیایی در مالزی.
متولد تهران، بزرگ شده خرمشهر و خوزستان، لیسانس جامعه شناسی از دانشگاه تهران.
اینک مقیم و شهروند آلمان
• «من اعتقاد دارم به مجرد اینکه انسان بدنیا می آید صاحب حقوق است.
بدیهی است که این حقوق ذاتی و اولیه هر انسان است؛
ازآنچائی که: نفس می کشد حق حیات دارد.
می بیند و می شنوند، حق دیدن و شنیدن واقعیت ها را دارد؛
صحبت می کند پس حق بیان، اظهارنظر و گفتگو، حتی حق فریاد، گریه و اعتراض دارد ؛
فکر می کند، پس حق اندیشیدن و حق رای دارد؛
چون راه می رود حق حرکت دارد،
رشد می کند، حق تجلی دارد؛ و ...
انسان صاحب حق ذاتی است و جامعه وظیفه دارد که این حقوق طبیعی را رشد دهد (حق شهروندی)
اما متاسفانه صاحبان قدرت (حکومت ها، دولت ها، سرمایه داران و زورمداران) برای حفظ منافع خود این حقوق ذاتی را از انسان ها گرفته و با اصول و قوانینی که مطابق میل و منافع خودشان است، انسان ها را محدود و نا آگاه نگه داشته و از حق ذاتی و شهروندی دور می کنند.»