Previous Next

متخصص بیماری‌های عفونی: ویروس هانتا تهدید جدی برای اروپا محسوب نمی‌شود

مرگ سه نفر از مسافران یک کشتی تفریحی در آب‌های اقیانوس اطلس بر اثر ابتلا به ویروس هانتا باعث نگرانی بسیاری شده است. با این وجود یک متخصص بیماری‌های عفونی اعلام کرده است، این ویروس تقریبا هیچ خطری برای اروپا نیست.روبرت کراوزه (Robert Krause) متخصص برجسته اهل اتریش در زمینه بیماری‌های عفونی به سوالات سرویس خبری آنلاین شبکه دوم تلویزیون آلمان، ZDFheute پاسخ داده و آنچه تاکنون درباره ویروس هانتا باید دانست را شرح داده است.

این متخصص بیماری‌های عفونی با بیان اینکه ویروس هانتای آند (Andes-Hantavirus) یک نوع خاص از ویروس هانتا است که در آمریکای جنوبی، به‌ویژه در آرژانتین و شیلی وجود دارد، تاکید کرد، ” این ویروس در اروپا وجود ندارد.”

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

سازمان بهداشت جهانی نیز پیش‌تر اعلام کرد، “منشا اولیه آلودگی احتمالا از سفرهای قبلی مسافران به آرژانتین و شیلی بوده و سپس در داخل کشتی تقریحی گسترش یافته است.”

کراوزه می‌گوید: «در اینجا با یک ویروس هانتا از نوع موسوم به “دنیای جدید” سروکار داریم. برای مثال در آمریکای شمالی نیز چنین ویروس‌های هانتای متعلق به دنیای جدید وجود دارند که به آنها ویروس‌های “سین نومبره” (Sin-Nombre) گفته می‌شود.»

ویژگی این ویروس‌های هانتا این است که در مقایسه با ویروس‌های هانتایی که در اروپا وجود دارد، دوره‌های بیماری شدیدتری ایجاد می‌کند و خطرناکتر است.

احتمال انتقال انسان به انسان وجود دارد

سازمان جهانی بهداشت از احتمال انتقال انسان به انسان این ویروس خبر داده که نگرانی‌ها درباره شیوع این ویروس در فضاهای بسته را بیشتر کرده است.

روبرت کراوزه در این باره می‌گوید: «در صورت ابتلا به این ویروس‌، بیماری‌ای ایجاد می‌شود که “سندرم قلبی-ریوی ویروس هانتا” نام دارد. این یک اصطلاح پزشکی و توصیف‌گر این است که اختلالی در عملکرد ریه ایجاد می‌شود. این وضعیت منجر به نارسایی ریوی و همچنین نارسایی قلبی می‌شود؛ یعنی از کار افتادن دو ارگان حیاتی بدن.»

به گفته کراوزه “اگر چنین بیماری‌ای رخ دهد، باید نارسایی ریوی به‌صورت مکانیکی درمان یا با دستگاه تنفس مصنوعی پشتیبانی شود تا این مرحله دشوار بیماری عفونی حاد پشت سر گذاشته و امکان زنده ماندن فراهم شود.”

به گزارش رویترز، تاکنون در پی شیوع ویروس هانتا در کشتی تقریحی کروز، ابتلای شش نفر به طور قطعی تایید شده و دو مورد مشکوک دیگر نیز تحت نظر هستند؛ این در حالی است که تاکنون سه نفر از مبتلایان جان خود را از دست داده‌اند.

هیچ درمانی که مستقیما علیه این ویروس‌ موثر باشد، وجود ندارد

ابتلای این افراد به ویروس هانتا در حالی است که برای این عفونت ویروسی هیچ داروی مستقیمی که علیه خود ویروس‌ها موثر باشد، وجود ندارد.

بنا به گفته روبرت کراوزه، متخصص برجسته اهل اتریش، آزمایش‌هایی تاکنون با چندین دارو انجام شده که می‌توانند بیماری را مهار کنند اما اینها، داروهایی هستند که تنها می‌توانند مانع از خروج مایعات به درون ریه شده یا بر آن تاثیر بگذارند.

کراوزه توضیح می‌دهد: «با این داروها می‌توان روند بیماری را تا حدی تضعیف کرد؛ ما نیز گاهی اوقات در موارد شدید عفونت‌های ویروس هانتا که در اروپا یافت می‌شود و در مقایسه با عفونت‌های ویروس هانتا در آمریکا نادر است، این کار را انجام می‌دهیم اما متاسفانه در حال حاضر هیچ درمانی که مستقیما علیه این ویروس‌ موثر باشد وجود ندارد و تنها تسکین علائم امکان‌پذیر است.»

این متخصص بیماری‌های عفونی همچنین درباره احتمال گسترش این گونه از ویروس هانتا در اروپا گفت: «این ویروس در اروپا اصلا گسترش نخواهد یافت زیرا در مورد افرادی که از قبل مشخص شده به آن مبتلا هستند، می‌توان اقدامات احتیاطی انجام داد. برای این منظور، در بیمارستان‌ها پروتکل‌های مشخصی وجود دارد تا از انتقال چنین عفونت‌هایی به کارکنان یا افرادی که از این بیماران مراقبت می‌کنند، جلوگیری شود.»

با وجود اینکه این ویروس همراه با این کشتی تفریحی به اروپا وارد شده است اما بنا به گفته کراوزه “ناقل این نوع از ویروس‌ هانتا در اروپا وجود ندارد، چرا که این ناقل، گونه خاصی از جوندگان یعنی موش برنج (Reisratte) است که در اروپا یافت نمی‌شود و به همین دلیل، ویروس نمی‌تواند در اروپا بیشتر گسترش یابد.”

موردی از ابتلا به ویروس هانتا در ایران گزارش نشده است

در ایران نیز قباد مرادی، رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت و مینو محرز، متخصص بیماری‌های عفونی و پزشکی اعلام کرده‌اند، هیچ موردی از ابتلا به ویروس هانتا در کشور گزارش نشده است.

رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت اعلام کرده است: «وزارت بهداشت گزارشات بین‌المللی مربوط به هانتا ویروس را رصد می‌کند و در داخل کشور نیز برای هر حادثه مشکوک بیولوژیک بیماری‌های واگیر آمادگی و پاسخ خود را حفظ می‌کنیم اما تاکنون این بیماری به عنوان یک اضطرار یا پاندمی اعلام نشده است.»

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

مینو محرز، متخصص بیماری‌های عفونی و پزشکی نیز گفته است: «ویروس هانتا مثل کوید نیست که فوری جهانی شود و مردم نگران باشند چرا که سرایت انسان به انسان آن خیلی نادر است.»

علائم اولیه ابتلا به ویروس هانتا معمولا شبیه آنفلوآنزا است و شامل تب، سردرد، درد عضلانی، خستگی و گاهی تهوع و استفراغ می‌شود.

در موارد شدیدتر، بیماری می‌تواند به مشکلات جدی‌تری مانند اختلال عملکرد کلیه یا سندرم قلبی-ریوی منجر شود که در آن ریه‌ها دچار تجمع مایع و نارسایی تنفسی می‌شوند.

پارادوکس هرمز؛ اهرم صعود به قدرت جهانی یا قمار بر کارت سوخته؟

پس از جنگ ۳۸ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز به میدان اصلی نبرد قدرت میان ایران، آمریکا و غرب بدل شده است؛ آیا هرمز سکوی صعود تهران به یک قدرت ساختاری جهانی است یا آغاز فرسایش یک اهرم راهبردی؟در فضای غبارآلود پساجنگ ۳۸ روزه ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز بار دیگر از یک گذرگاه تجاری صرف به “مرکز ثقل” رقابت‌های ژئوپولیتیک قرن بیست‌ و یکم بدل شده است. این شریان حیاتی که نبض یک‌پنجم تجارت نفت جهان در آن می‌تپد، اکنون فراتر از یک مسیر ترانزیتی، به مثابه ابزاری برای جراحی موازنه قدرت در خاورمیانه و بازتعریف قواعد بازی در سطحی جهانی نگریسته می‌شود.

علیرغم استقرار یک آتش‌بس لرزان میان تهران و واشنگتن، تداوم فرسایشی درگیری‌های دریایی، حملات جراحی‌شده به زیرساخت‌های کلان انرژی و دیپلماسی سایه، نشان از آن دارد که بحران تنها از فاز “تخریب سخت” به فاز “فشار ساختاری” منتقل شده و جمهوری اسلامی ایران با وقوف بر وزن استراتژیک خود، در پی آن است تا اقتدار بر هرمز را از یک “سپر بازدارنده” به یک “اهرم تثبیت‌کننده” در معماری نظم نوین جهانی ارتقا دهد.

با این حال، یک پرسش بنیادین سایه خود را بر این راهبرد افکنده است: آیا تسلط بر این گلوگاه استراتژیک می‌تواند کاتالیزور تبدیل ایران به یک قدرت بزرگ جهانی باشد، یا این اهرم نیز به سرنوشت “دکترین هسته‌ای” دچار شده و با استفاده نامتقارن، به ابزاری فرسایشی و تهدیدی وجودی علیه منافع ملی ایران بدل خواهد شد؟

دویچه‌ وله فارسی در گفت‌وگو با دو صاحب‌نظر، به کالبدشکافی دو سناریوی متضاد پرداخته است؛ علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، با نگاهی واقع‌گرایانه بر محدودیت‌های ساختاری قدرت ملی و ضرورت گذار به امنیت دسته‌جمعی منطقه‌ای تأکید دارد. در مقابل، دامون گلریز، تحلیلگر امور بین‌الملل و پژوهشگر انستیتوی ژئوپولیتیک لاهه، بر ظهور پارادایم “قدرت ساختاری دریایی” تمرکز می‌کند؛ پدیده‌ای که به زعم او، قادر است هژمونی سنتی ایالات متحده را در آب‌های آزاد به چالش بکشد.

قوانین جدید ایران برای عبور از تنگه هرمز

گزارش تازه شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان درباره ایجاد مرجع تنگه خلیج فارس (PGSA) و اعمال مقررات جدید بر کشتی‌های عبوری از هرمز، نشانه‌ای از تلاش ایران برای نهادینه‌سازی اقتدار خود بر این آبراه تلقی می‌شود.

بر اساس سندی که سی‌ان‌ان منتشر کرده، تمام کشتی‌های عبوری از هرمز اکنون موظف شده‌اند فرمی بیش از ۴۰ پرسشی را تکمیل کنند؛ فرمی که جزئیات گسترده‌ای از جمله مالکیت کشتی، ملیت خدمه، مسیر حرکت و سوابق شناور را طلب می‌کند. ریچارد مید، سردبیر “لویدز لیست”، به سی‌ان‌ان گفته است که این اقدام “حرکتی از سوی ایران برای عادی‌سازی اقتدار خود بر رفت‌وآمدهای دریایی” به شمار می‌رود.

این نخستین‌بار است که تهران تلاش می‌کند نوعی چارچوب اداری و شبه‌حقوقی رسمی برای مدیریت تردد در هرمز ایجاد کند؛ اقدامی که پس از دور دوم حملات اسرائیل و آمریکا به ایران و محدود شدن عبور کشتی‌های مرتبط با این دو کشور انجام شده است.

بیشتر بخوانید: فشار آمریکا بر دولت جدید عراق برای دوری از گروه‌های مسلح وابسته به ایران

این تحول در حالی رخ می‌دهد که همزمان، آمریکا و متحدان اروپایی‌اش در تلاش‌اند مفهوم “آزادی کشتیرانی” را به محور اصلی راهبرد پساجنگ تبدیل کنند.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اخیرا اعلام کرد: «ما نمی‌توانیم در جهانی زندگی کنیم که در آن یک کشور تصمیم بگیرد بگوید اکنون این مسیر بین‌المللی کشتیرانی متعلق به ماست.» برخلاف موضع تهاجمی واشنگتن، اروپا در قبال گزینه نظامی محتاط‌تر ظاهر شده است. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، بازگشایی اجباری تنگه هرمز را “غیرواقع‌بینانه” خوانده و تاکید کرده که چنین اقدامی “تنها با همکاری ایران” ممکن است.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران در این زمینه معتقد است: «جنگ باعث شد که ایران توانایی جدیدی به دست بیاورد: ایجاد اخلال در اقتصاد جهانی از طریق اعمال کنترل بر تنگه هرمز. این، به‌عنوان یک ابزار بازدارندگی برای ایران موثر است، اما نه به این معنا که بتواند ایران را به یک قدرت جهانی تبدیل کند؛ زیرا قدرت، مؤلفه‌های مختلفی دارد: قدرت اقتصادی، قدرت نظامی، قدرت نرم و قدرت فرهنگی، و کنترل بر تنگه هرمز هیچ‌یک از این مؤلفه‌ها را برای ایران فراهم نخواهد کرد.»

در مقابل این نگاه، دامون گلریز، تحلیلگر مسائل ژئوپولیتیک، تحولات اخیر را خروج از “لاک دفاعی” و ورود به عصر “قدرت ساختاری” می‌بیند. او با اشاره به بن‌بست راهبردی واشنگتن معتقد است: «واشنگتن سرانجام بر سر یک راهبرد جنگی در چارچوب محاصره نظامی و محاصره دریایی ایران به جمع‌بندی رسیده است: بازگرداندن آزادی عبور و مرور بین‌المللی از تنگه هرمز و در نتیجه حفظ نظم جهانی پیش از جنگ. تهران نیز، از سوی خود اراده سیاسی لازم را برای پاسخ نظامی به ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن، به‌ویژه امارات متحده عربی، نشان داده است.»

نبرد کریدورها؛ فجیره در تیررس و تقابل با IMEC

میدان نبرد نیز در هفته‌های اخیر شاهد حملات هدفمندی بود که فراتر از یک درگیری ساده دریایی است. در این میان حملات به بندر فجیره در ۴ مه (۱۴ اردیبهشت) قلب تپنده مسیرهای جایگزین هرمز را هدف گرفت. دامون گلریز در تحلیل این حملات می‌گوید: «سه حمله هوایی پیاپی ایران به بندر فجیره در امارات، اقدامی منفرد یا صرفا تحریک‌آمیز نبود بلکه دو هدف منطقه‌ای را دنبال می‌کرد: نخست، قطع مسیر خط لوله فجیره که تنگه هرمز را دور می‌زند، و دوم، ارسال پیامی روشن درباره مخالفت شدید تهران با کریدور اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC)؛ یعنی محور در حال شکل‌گیری هند و اسرائیل که قرار است هند را از طریق امارات و اسرائیل به اروپا متصل کند، بی‌آنکه نیازی به عبور از هرمز، باب‌المندب یا حتی کانال سوئز داشته باشد.»

او با تبیین راهبرد جنگی ایران می‌افزاید: «این راهبرد دارای دو وجه است. نخست، تثبیت کنترل حاکمیتی بر عبور و همچنین بر گلوگاه تنگه هرمز، در قالب یک چارچوب حقوقی جدید که بر اساس شروط ایران مورد مذاکره قرار گیرد. دوم، جلوگیری از استقرار مجدد نیروهای نظامی آمریکا و متوقف کردن گسترش حضور نظامی اسرائیل در میان گروه‌های جدایی‌طلب مسلح کرد در شرق کشور. همان‌گونه که مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید جمهوری اسلامی یک هفته پیش اعلام کرد، تجاوزات آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان جایی در این آب‌ها ندارد، مگر در اعماق آن‌ها.»

آیا هرمز به سرنوشت برنامه هسته‌ای دچار می‌شود؟

با این حال، برخی تحلیلگران نسبت به تکرار “الگوهای فرسایشی” هشدار می‌دهند و معتقدند که استفاده ابزاری دائم از جغرافیا می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. علی واعظ بر این باور است که: «در میان‌مدت، اگر از این ابزار به‌صورت مکرر سوءاستفاده شود، ارزش خود را از دست خواهد داد؛ زیرا در نهایت راهکارهای جایگزین برای تنگه فراهم خواهد شد. همان‌طور که جنگ ایران و عراق باعث شد عربستان سعودی خط لوله شرق به غرب را ایجاد کند و اکنون تقریبا بیش از نیمی از صادرات نفت خود را از طریق دریای سرخ انجام می‌دهد. در آینده نیز اگر ایران بخواهد به‌صورت دائم و مکرر از این ابزار استفاده کند، این امر باعث خواهد شد که جریان انرژی جهانی دقیقا به همین شکل تغییر مسیر بدهد.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

او با نگاهی به سوابق تاریخی این امر تأکید می‌کند: «ایران هرگز، چه در دوره پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ و چه در دوره جمهوری اسلامی، تا پیش از این جنگ به تنگه هرمز به‌عنوان یک ابزار فشار نگاه نکرده بود.»

علت اصلی به عقیده او این است که در زمانی که نظام حقوقی این آبراه شکل گرفت، هرمز به‌عنوان یک آبراه بین‌المللی در نظر گرفته شد. بنابراین امکان این‌که ایران بخواهد از آن بهره‌برداری اقتصادی کند، تا این لحظه وجود نداشته است و اکنون نیز، جز در شرایطی که این امر نه با زور، بلکه از طریق یک راهکار دیپلماتیک و با پذیرش همسایگان ایران و همچنین قدرت‌های جهانی انجام شود، مؤثر خواهد بود. در غیر این صورت، با مقاومت روبه‌رو خواهد شد، به‌ویژه آن‌که می‌تواند ناقض قوانین بین‌المللی تلقی شود.

واعظ همچنین بر این باور است که اگر ایران بخواهد از این مرحله بدون دقت عبور کند، ممکن است تنگه هرمز نیز، مانند برخی دیگر از ابزارهایی که در اختیار داشته و در نهایت به تهدیدی علیه خودش تبدیل شده‌اند، مانند برنامه هسته‌ای به همان سرنوشت دچار شود؛ یعنی به‌جای آن‌که ابزار چانه‌زنی باشد، به یک کارت سوخته برای ایران تبدیل می‌شود.

قدرت ساختاری یا دیپلماسی کنسرسیومی؟

در حالی که تنش‌های میدانی با حمله به ناوشکن‌های آمریکایی به اوج رسیده است، دو راهکار متفاوت روی میز قرار دارد. علی واعظ بر ضرورت مشروعیت بین‌المللی تاکید کرده و می‌گوید: «مؤثرترین شیوه برای استفاده از امکاناتی که تنگه هرمز برای ایران فراهم می‌کند، به اشتراک گذاشتن آن در قالب یک ساختار مشترک است که منافع دیگر کشورهای منطقه را نیز تامین کند؛ کنسرسیومی که شامل تمام کشورهای ساحلی باشد و علاوه بر بحث امنیت، منافع اقتصادی را نیز در نظر بگیرد. شاید حتی در کوتاه‌مدت بتوان از طریق عوارض عبور یا عوارض ترانزیت درآمدزایی کرد؛ درآمدی که این امکان را خواهد داد تا از آن سرمایه برای بازسازی منطقه‌ای که در اثر جنگ خسارت‌های فراوانی متحمل شده است، استفاده شود.»

او با شبیه‌سازی حقوقی می‌افزاید: «اگر قرار باشد ایران بخواهد ساختار حقوقی جدیدی برای این آبراه تعریف کند، این کار باید به‌گونه‌ای انجام شود که با مشارکت دیگران باشد؛ همان‌طور که، برای مثال، در معاهده مونترو درباره بسفر و گذرگاه داردانل در ترکیه صورت گرفت و مشروعیت بین‌المللی پیدا کرد. البته اگر شورای امنیت نیز راهکاری را، چه به‌صورت موقت و چه بلندمدت، بپذیرد، آن هم می‌تواند باعث شود که چنین سازوکار جدیدی ناقض قوانین بین‌المللی محسوب نشود.

به گفته این تحلیلگر، تفاوت کانال سوئز یا بسفر با تنگه هرمز این است که آن‌ها کاملا در قلمرو یک کشور قرار دارند، در حالی که درباره هرمز، اولا بدون مشورت عمان هیچ سازوکار جدیدی نمی‌تواند نهایی شود و ثانیا دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس نیز در برابر آن مقاومت خواهند کرد.

در مقابل، دامون گلریز بر این باور است که ایران هم‌اکنون به‌عنوان یک “قدرت میانی محوری” در حال تثبیت خود است: «راهبرد کلان گسترده‌تری نیز در تهران در حال شکل‌گیری است؛ راهبردی که متناسب با نظم چندقطبی نوظهور طراحی شده و هدف آن تبدیل ایران به پلی میان بلوک شرقی متشکل از چین و روسیه و محور غربی شامل ایالات متحده و اروپا است. ایران به‌عنوان یک “قدرت پنجم جهانی” بالقوه، قدرت خود را نه از طریق توان نظامی یا اقتصادی، بلکه از رهگذر کنترل بر دو مورد از هشت گلوگاه و کریدور حیاتی جهان اعمال می‌کند؛ قدرتی که اهرم آن جغرافیایی، روانی و دریایی است. این نوع قدرت ساختاری به‌گونه‌ای است که هیچ رژیم تحریمی به‌سادگی قادر به خنثی‌سازی آن نیست: نه برتری نظامی، بلکه “برتری در تشدید تنش” بر لجستیک جهانی.»

به عقیده مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه، ایالات متحده، به‌عنوان یک ابرقدرت، نمی‌تواند اجازه دهد ایران کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و به شکلی واکنشی، هدف نظامی آمریکا تغییر کرده است: از نابودی برنامه هسته‌ای ایران به دفاع از برتری دریایی ایالات متحده در خلیج فارس: «این تغییر تصادفی نیست؛ طی هفت دهه گذشته، و پس از افول امپراتوری بریتانیا که قرن‌ها بر دریاها و اقیانوس‌ها سلطه داشت، برتری دریایی آمریکا ستون اصلی هژمونی این کشور بوده است. رشد اقتصادی، توانایی نمایش قدرت در سطح جهانی و بازدارندگی در برابر جنگ میان قدرت‌های بزرگ، همگی تنها از طریق تسلط بر دریاها امکان‌پذیر شده‌اند. در این میان، درگیری‌ها و تبادل آتش میان آمریکا و ایران، علی‌رغم آتش‌بس، صرفا مقدمه‌ای برای این رقابت قدرت است.»

تقابل در میدان؛ از “پروژه آزادی” تا “دندان‌های شیر”

روز جمعه هشتم مه سه ناوشکن نیروی دریایی آمریکا که در حال عبور از تنگه هرمز بودند، هدف حملات ممتد ایران قرار گرفتند؛ حملاتی شامل پهپادها، موشک‌ها و قایق‌های تندرو که ساعت‌ها ادامه داشت. شناورهای ایرانی تا برد توپ‌های عرشه‌ای به ناوهای آمریکایی نزدیک شدند و نیروهای آمریکایی را وادار کردند با سلاح‌های عرشه‌ای پاسخ دهند.

چند مقام آمریکایی به شبکه خبری سی‌بی‌اس اعلام کردند که ارتش ایالات متحده، مناطقی در مجاورت تنگه هرمز در بندرعباس و قشم را هدف قرار داده است. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در این میان، هرگونه اصابت به کشتی‌های آمریکایی را انکار کرد؛ اما سپاه پاسداران مدعی شد تصاویر ویدئویی خلاف این موضوع را نشان می‌دهد. وزارت دفاع امارات متحده عربی در این میان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که سامانه‌های پدافند هوایی این کشور، موشک‌ها و پهپادهایی که از سمت ایران شلیک شده‌اند را ردیابی کرده‌ند.

دامون گلریز درباره تاثیر روانی این نبرد بر کشورهای منطقه می‌گوید: «هشدار ایران که به زبان عربی صادر شد، کاملا صریح بود: «وقتی دندان‌های شیر را می‌بینید، تصور نکنید که شیر لبخند می‌زند.»

پیام ایران به باور مدرس روابط بین‌الملل در مدرسه عالی لاهه، به کشورهای عربی این بود که امنیت شما را تهران تعیین می‌کند، نه واشنگتن: «ریاض نیز این پیام را دریافت کرد، آن‌گونه که استفاده ارتش آمریکا از پایگاه‌ها و حریم هوایی کشورش را برای “پروژه آزادی” ترامپ ــ که از پیش نیز متوقف شده بود ــ به حالت تعلیق درآورد.»

فرجام؛ تولد “سلاح اخلال گسترده” و پارادوکس قدرت

فراتر از ابعاد نظامی، پیامدهای دیپلماتیک جنگ ۳۸ روزه نشان‌دهنده تولد واقعیتی جدید در توازن قدرت میان ایران و غرب است. در حالی که واشنگتن بر طبل بازگشایی اجباری تنگه می‌کوبد، شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس، به سودمندترین دارایی راهبردی تهران بدل شده است.

دامون گلریز با اشاره به این گسست عمیق در جبهه غرب، معتقد است که نشست اخیر در اروپا، عملا مشروعیتی ناخواسته به مواضع ایران بخشیده است. او می‌گوید: «نشست فرانسه و بریتانیا که بیش از ۵۰ کشور را گرد هم آورد، برای تهران یک سود راهبردی به همراه داشت؛ سودی که ایران کار چندانی برای کسب آن انجام نداده بود.»

به گفته او، رهبران جهان از جمله‌ کی‌یر استارمر، نخست وزیر بریتانیا که پس از آتش‌بس در ۱۷ آوریل ۲۰۲۶ (۲۸ فروردین ۱۴۰۵) در نشست اضطراری پاریس گرد هم آمدند تا راهکاری برای بن‌بست هرمز بیابند، درباره مأموریتی چندملیتی و ظاهرا “دفاعی” برای “حفاظت از آزادی عبور و مرور” سخن گفتند؛ اما امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه پا را فراتر گذاشت و بازگشایی اجباری تنگه هرمز را “غیرواقع‌بینانه” توصیف کرد و گفت این کار “تنها با همکاری ایران” ممکن است.

این در حالی است که رهبران اروپایی پیش‌تر نیز درخواست واشنگتن برای پیوستن به ائتلاف تضمین آزادی کشتیرانی را رد کرده بودند. اما فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، با رویکردی صریح، ابعاد این بن‌بست راهبردی را پیچیده‌تر کرد؛ آنجا که با اعتراف به فرسایش قدرت بازدارندگی غرب، اذعان داشت که ایالات متحده “توسط رهبری و نیروهای نظامی ایران تحقیر شده است”.

به گفته دامون گلریز، این اظهارنظر، تنها یک موضع‌گیری سیاسی ساده نیست؛ بلکه عبارتی است که به طور نمادین به همان قدرتی مشروعیت می‌بخشد که غرب سال‌ها مدعی مهار و انزوای آن بود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گلریز تحولات اخیر را به مثابه شکستی بنیادین برای دکترین مهار آمریکا توصیف و در جمع‌بندی نهایی خود تاکید می‌کند: «هدف اولیه جنگ ترامپ علیه ایران جلوگیری از تبدیل شدن این کشور به کشوری دارای سلاح کشتار جمعی بود. اما طنز ماجرا این است که اکنون ایران به یک سلاح جدید دست یافته است: “سلاح اخلال گسترده”؛ ابزاری که محصول شکست راهبردی جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران است.

او در پایان تاکید می‌کند که با این حال، اوج‌گیری ایران تنها به کنترل تنگه‌ها و حفظ ظرفیت هسته‌ای‌اش برای بازدارندگی راهبردی وابسته نیست بلکه این کشور برای آنکه جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت محوری تثبیت کند، باید در خارج از مرزها صلح بیافریند و مهم‌تر از همه، با مردم خود به آشتی برسد.

سفر روبیو به ایتالیا؛ آدم ترامپ برای “مهار خسارت”

ترامپ در هفته‌های اخیر هم به پاپ و هم به نخست‌وزیر ایتالیا حملات تندی کرده بود. اکنون مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفرش به رم تلاش کرد روابط متشنج آمریکا با ایتالیا و واتیکان را آرام کند. آیا موفق شد؟برای مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا سفر به ایتالیا نوعی بازگشت به ریشه‌های خانوادگی‌اش نیز بود؛ بخشی از خانواده او از منطقه پیمونت ایتالیا می‌آیند. در وزارت خارجه ایتالیا در رم، حتی بخش ایتالیایی شجره‌نامه خانوادگی‌اش به‌طور رسمی به او اهدا شد.

روبیو که فرزند مهاجران تبعیدی کوبایی است و به اسپانیایی روان صحبت می‌کند، از شباهت زیاد زبان اسپانیایی و ایتالیایی ابراز شگفتی کرد. او همچنین گفت که مدتی با یک اپلیکیشن آموزش زبان در حال یادگیری ایتالیایی بوده است.

او گفت: «اشتراک بابِل (Babbel) [اپ آموزش زبان] من تمام شده و هنوز تمدیدش نکرده‌ام؛ باید دوباره تمدیدش کنم تا دفعه بعد که به اینجا آمدم ادامه بدهم. اما واقعاً جالب است. من تقریباً همه چیز را می‌فهمم. در جلسات حتی هدفون ترجمه هم نگذاشتم، چون همه حرف‌های او را مستقیم متوجه می‌شدم.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

روابط پرتنش ایتالیا و آمریکا

اما هدف اصلی گفت‌وگوهای روبیو در ایتالیا، مسائل خانوادگی نبود، بلکه سیاست جهانی بود. هرچند روابط شخصی نیز در این سفر نقش داشت؛ زیرا رابطه میان جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا، و دونالد ترامپ زمانی بسیار خوب بود، اما حالا دچار تنش شده است.

ملونی انتقادهای تند ترامپ از پاپ لئو چهاردهم را غیرقابل قبول دانسته بود. علاوه بر آن، ایتالیا حاضر نشده در جنگ علیه ایران مشارکت کند.

بیشتر بخوانید: عکس ترامپ در مقام پاپ؛ اسقف آمریکایی خواستار عذرخواهی ترامپ شد

پس از دیدار روبیو و ملونی، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که روبیو برای «تقویت شراکت راهبردی پایدار میان آمریکا و ایتالیا» با ملونی دیدار کرده است.

روبیو: منتظر پاسخ ایران هستیم

طبق اعلام رسمی، موضوعات دیدار شامل چالش‌های امنیتی، همکاری فراآتلانتیکی و هماهنگی نزدیک درباره اولویت‌های مشترک بوده است؛ یعنی تلاشی برای یافتن زمینه مشترک بیشتر در میان بحران‌های جهانی.

جنگ با ایران نیز از جمله این مسائل بود. امیدها برای پایان سریع جنگ فعلاً کاهش یافته، هرچند ایران در حال بررسی پیشنهاد مذاکره آمریکا است.

روبیو پس از دیدار با ملونی در روز جمعه ۸ مه (۱۸ اردیبهشت) در رم گفت: «ما هنوز امروز منتظر پاسخ ایران هستیم. خواهیم دید این پاسخ چیست و امیدواریم بتواند مذاکرات را به‌طور جدی پیش ببرد.»

تلاش برای کاهش تنش در دیدار با پاپ لئو چهاردهم

روبیو همچنین با همتای ایتالیایی خود، آنتونیو تایانی، دیدار مفصلی داشت. موضوع گفت‌وگوها شامل همکاری‌های دوجانبه در حوزه اقتصاد و امنیت بود.

تایانی پس از این دیدار موضع ایتالیا را چنین بیان کرد: «اروپا به آمریکا نیاز دارد، ایتالیا به آمریکا نیاز دارد، اما ایالات متحده نیز به اروپا و ایتالیا نیازمند است. وحدت غرب بسیار اساسی است. به همین دلیل، من مثبت می‌بینم که دیدار با پدر مقدس خوب پیش رفت.»

منظور او دیدار روبیو با پاپ لئو چهاردهم بود. زیرا در اینجا نیز روبیو ناچار بود تا حدی نقش “مهارکننده خسارت” میان ترامپ و پاپ را بازی کند. ترامپ در هفته‌های اخیر چند بار به‌شدت از پاپ انتقاد کرده بود؛ در مقابل، پاپ لئو چهاردهم بارها علیه جنگ با ایران موضع گرفته و خواهان صلح و گفت‌وگو شده بود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شاید روابط بهتر شده باشد ــ فعلاً

روبیو که خود کاتولیک است، درباره دیدارش با پاپ با لحنی دیپلماتیک گفت: «پدر مقدس پیش از هر چیز یک رهبر معنوی است؛ این نقش اوست. کلیسا همواره در راستای مأموریت صلح و احترام به تمام بشریت عمل کرده است.»

او این دیدار را “بسیار صمیمانه و مهم” توصیف کرد و افزود: «بسیار مهم است که دیدگاه‌های خود را با هم در میان بگذاریم، توضیح دهیم از چه موضعی می‌آییم و مواضع‌مان را قابل فهم کنیم. من این دیدار را بسیار مثبت ارزیابی می‌کنم.»

بیشتر بخوانید: انتقاد “پاپ لئو چهاردهم” از قدرت‌طلبی و فقدان ایمان

روبیو همچنین گفت که پاپ را در جریان آخرین تحولات مربوط به ایران قرار داده‌ است.

واتیکان نیز پس از این دیدار اعلام کرد که دو طرف بر تعهد مشترک خود برای حفظ روابط خوب میان واتیکان و ایالات متحده تأکید کرده‌اند.

بنابراین، این دیدار شاید توانسته باشد روابط را بهتر کند ــ دست‌کم تا زمانی که ترامپ دوباره اظهارنظر جنجالی دیگری مطرح کند.

تأثیر جنگ ایران بر شکاف در اتحاد دیرینه آمریکا و عربستان

جنگ ایران روابط میان آمریکا و عربستان سعودی را متزلزل کرده است. عربستان ظاهراً مانع از اجرای یک عملیات نظامی از سوی آمریکا شده و بدین‌ترتیب، اتحاد چند دهه‌ای دو کشور در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته است.با آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در نهم اسفندماه گذشته، اتحادهای سنتی در منطقه خلیج فارس نیز با آزمونی سنگین روبه‌رو شدند. به‌ویژه روابط میان واشنگتن و ریاض تحت‌الشعاع قرار گرفته است.

در جریان جنگ ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس، به عنوان محل استقرار شمار زیادی از نیروهای آمریکایی، بارها هدف حملات ایران قرار گرفتند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، که زمانی محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان سعودی، را “آدم فوق‌العاده‌ای” توصیف می‌کرد، امروز لحنش تغییر کرده و او را علناً تحت فشار قرار می‌دهد. ترامپ در آغاز جنگ گفت، بن‌سلمان هرگز تصورش را هم نمی‌کرده که روزی تا این اندازه در پی جلب رضایت او باشد.

در رهگیری موشک‌های ایرانی، عمدتاً از موشک‌های رهگیر آمریکایی استفاده شد. با این حال، به گزارش خبرگزاری آلمان، عربستان سعودی نمی‌خواهد پایش بیش از این به جنگ ایران کشیده شود. آیا شکافی میان متحدان سابق در حال شکل‌گیری است؟

رشته‌های پیوند واشنگتن و ریاض

ایالات متحده و پادشاهی محافظه‌کار اسلامی عربستان سعودی دهه‌هاست که شریک یکدیگرند. همکاری نظامی مهم‌ترین ستون این روابط به شمار می‌رود. آمریکا در چندین پایگاه نظامی در عربستان حضور دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در بزرگترین پایگاه هوایی عربستان سعودی، یعنی پایگاه هوایی “شاهزاده سلطان”، حدود دو هزار نیروی آمریکایی مستقر هستند.

در حالی که واشنگتن از عربستان سعودی حمایت نظامی می‌کند، این کشور نیز به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت، قدرتی منطقه‌ای و سرمایه‌گذاری مهم در آمریکا، برای منافع ایالات متحده نقشی کلیدی دارد. آمریکا به‌ویژه در برابر تهدیدهای جمهوری اسلامی و گروه‌های متحدش، همچون حوثی‌های یمن، از عربستان حمایت می‌کند.

چه اتفاقی افتاده است؟

ترامپ در اصل قصد داشت در تنگه هرمز قدرت‌نمایی کند. این گذرگاه، از جمله برای صادرات نفت و گاز مایع، اهمیتی حیاتی برای اقتصاد جهانی دارد. ایران از زمان آغاز جنگ، با حملات و تهدیدهایش، عملاً تردد کشتی‌ها در این مسیر را متوقف کرده است.

آمریکا سرانجام روز چهارم ماه مه عملیات “پروژه آزادی” برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری تردد کشتی‌ها را آغاز کرد. اما تنها یک روز بعد، ترامپ به شکل غیرمنتظره‌ای اعلام کرد که این عملیات را “برای مدتی کوتاه” متوقف می‌کند. با این حال، “پروژه آزادی” نه از سوی تهران، بلکه ظاهراً به دلیل مقاومت نزدیکترین متحدان آمریکا در خلیج فارس متوقف شده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

شبکه “ان‌بی‌سی نیوز” به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که توقف عملیات از سوی ترامپ پس از آن رخ داده که عربستان سعودی اجازه استفاده آمریکا از یک پایگاه هوایی و همچنین حریم هوایی خود برای حمایت از این اقدام را نداد.

به گفته خبرگزاری آلمان، حال این مسئله به آزمونی دشوار برای روابط دو کشور تبدیل شده است. بدون بنادر و پایگاه‌های هوایی عربستان، حضور آمریکا در منطقه به‌شدت محدود می‌شود. روزنامه “وال‌استریت ژورنال” نیز نوشت که ابتکار آمریکا بزرگترین تنش در روابط نظامی واشنگتن و ریاض طی سال‌های اخیر را رقم زده است.

آنچه عربستان و آنچه آمریکا را ناراضی کرده است

در حالی که عربستان سعودی دهه‌ها مهم‌ترین شریک امنیتی و انرژی آمریکا در منطقه بود، اکنون بی‌اعتمادی میان دو طرف افزایش یافته است. عربستان احساس می‌کند آمریکا در روند تصمیم‌گیری‌ها، این کشور را دور می‌زند و به اندازه کافی در نظر نمی‌گیرد.

بیشتر بخوانید: آیا جنگ ایران به سلطه نفتی تنگه هرمز پایان خواهد داد؟

ریاض تحت رهبری محمد بن‌سلمان سیاست “اول عربستان” را دنبال می‌کند. این کشور نمی‌خواهد روند تحولات اقتصادی‌اش، موسوم به “چشم‌انداز ۲۰۳۰”، در نتیجه جنگی گسترده که آن را تحریک‌شده از سوی آمریکا می‌داند، به خطر بیفتد.

در مقابل، آمریکا نیز از حمایت ناکافی مهم‌ترین متحد عرب خود ناامید شده است. اعتماد سابق آسیب دیده و ناظران روابط کنونی را سردتر و وفاداری دو طرف را کمتر از گذشته توصیف می‌کنند.

تأثیر جنگ ایران بر روابط ریاض و واشنگتن

این جنگ همچون شتاب‌دهنده‌ای برای دور شدن دو طرف از یکدیگر عمل می‌کند. ایران تاکنون چندین بار پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای خلیج فارس، از جمله در عربستان سعودی، را هدف قرار داده است.

حملات به پایگاه هوایی “شاهزاده سلطان” در نزدیکی ریاض، به سعودی‌ها نشان داده است که اگر به آمریکا فضای مانور نظامی بدهند، خودشان به هدف حملات تبدیل خواهند شد.

در نحوه برخورد با ایران نیز اختلافات بیشتری پدید آمده است. در حالی که آمریکا بیشتر بر بازدارندگی نظامی و آمادگی برای تشدید تنش تأکید می‌کند، عربستان سعودی خواهان جلوگیری از تشدید بیشتر بحران است.

ریاض تلاش می‌کند بی‌طرفی خود را حفظ کند تا بیش از این پایش به درگیری کشیده نشود. تصمیم‌های عربستان اکنون بیش از گذشته، نه الزاماً در هماهنگی کامل با آمریکا، بلکه بر اساس منافع امنیتی خود این کشور اتخاذ می‌شود. با این حال، همکاری‌های راهبردی میان دو طرف همچنان ادامه دارد.

طبق گزارش “وال‌استریت ژورنال”، عربستان سعودی و کویت اکنون محدودیت‌های خود برای ارتش آمریکا را دوباره لغو کرده‌اند. در مورد عربستان، گفته می‌شود این تغییر نتیجه چندین تماس تلفنی میان ترامپ و محمد بن سلمان بوده است.

آینده حضور آمریکا در منطقه

کارشناسان معتقدند، دوران برتری بلامنازع آمریکا در منطقه رو به پایان است. عربستان سعودی بیش از پیش به سوی سیاستی چندجانبه‌گرایانه حرکت می‌کند و برای یافتن راهی جهت خروج از چرخه تشدید تنش با ایران، از میانجی‌هایی مانند پاکستان یا چین نیز کمک می‌گیرد.

به گفته خبرگزاری آلمان، دولت آمریکا اکنون باید بپذیرد که متحدانش در خلیج فارس دیگر حاضر نیستند به شکل خودکار از هر ابتکار نظامی واشنگتن حمایت کنند، به‌ویژه زمانی که امنیت ملی خودشان مستقیماً در معرض خطر قرار می‌گیرد.

اعتراض هزاران جوان آلمانی علیه خدمت اجباری

در هشتاد و یکمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم، جوانان آلمانی علیه سربازی اجباری تظاهرات کردند. در صورتی که داوطلب کافی پیدا نشود، امکان بازگشت خدمت اجباری وجود دارد. دولت آلمان نسبت به موفقیت طرح خود خوش‌بین است.روز جمعه هشتم ماه مه (۱۸ اردیبهشت) جوانان در ده‌ها شهر آلمان با شعار “اعتصاب مدرسه علیه خدمت اجباری” در مخالفت با احتمال بازگشت خدمت سربازی اجباری در این کشور و نیز معاینه اجباری مشمولان تظاهرات کردند.

پلیس هامبورگ شمار شرکت‌کنندگان در تظاهرات در این شهر را دو هزار و ۳۰۰ نفر اعلام کرد، در حالی که برگزارکنندگان از حضور شش هزار نفر خبر دادند.

در برلین نیز پلیس از هزار و ۲۰۰ شرکت‌کننده و برگزارکنندگان از پنج هزار نفر خبر دادند. در پایتخت آلمان، راهپیمایی از دروازه براندنبورگ تا مقر حزب دموکرات مسیحی آلمان ادامه داشت. بر روی برخی پلاکاردها نوشته شده بود: “آموزش به جای بمب”.

اعتراض در سالگرد رهایی از نازیسم

این اعتراض‌ها مصادف بود با روز تاریخی پایان جنگ جهانی دوم و رهایی از ناسیونال سوسیالیسم که اینک هشتاد و یک سالگی آن گرامی داشته می‌شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

همان‌طور که برگزارکنندگان چنین در تظاهراتی در شهر کوتبوس نیز تأکید کرده‌اند، بسیاری از دانش‌آموزان آلمانی بحث کنونی درباره نظامی‌سازی در کشورشان را پیامی نادرست می‌دانند و از این روز تاریخی همچون بستری برای اعتراض خود استفاده کرده‌اند.

این اقدامات در سراسر آلمان عمدتاً به ابتکار خود جوانان و از سوی شوراهای دانش‌آموزی سازمان‌دهی شده بود. این نخستین اقدام سراسری از این نوع نیست. بنا بر اعلام برگزارکنندگان، اوایل ماه مارس گذشته نیز حدود ۵۰ هزار جوان آلمانی در حدود ۱۵۰ شهر در “اعتصاب مدرسه” علیه سربازی اجباری و هرگونه خدمت اجباری دیگری از این نوع شرکت کرده بودند.

نرخ بالای پاسخ‌دهی

قانون مربوط به خدمت نظامی جدید در آلمان از اول ژانویه گذشته اجرایی شد. محور اصلی این قانون، معاینه اجباری مردان جوان متولد ۲۰۰۸ به بعد است.

تمامی افراد ۱۸ ساله نامه‌ای از وزارت دفاع آلمان دریافت می‌کنند تا آمادگی آنها برای انجام دست‌کم شش ماه خدمت داوطلبانه ثبت شود. مردان موظف‌اند به این نامه پاسخ دهند، اما پاسخ دادن برای زنان اختیاری است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

افزون بر این، قرار است در سال‌های آینده همه مردان معاینه شوند و صلاحیت آنها برای خدمت بررسی شود. هدف از این طرح، جذب نیروهای داوطلب برای گسترش ارتش آلمان است. اگر نیروی کافی جذب نشود، پارلمان آلمان می‌تواند درباره بازگشت سربازی اجباری در این کشور تصمیم بگیرد.

اداره فدرال مدیریت نیروی انسانی ارتش آلمان در چهار ماه نخست سال جاری بیش از ۲۰۰ هزار نامه ارسال کرده و وزارت دفاع از میزان پاسخ‌دهی به آن ابراز رضایت کرده است. طبق اعلام این وزارتخانه، ۸۶ درصد مردانی که نامه دریافت کرده بودند، پرسش‌نامه را در مهلت تعیین‌شده بازگردانده‌اند.

یک سخنگوی وزارت دفاع آلمان، نرخ پاسخ‌دهی را “بسیار خوب” توصیف کرده است. این در حالی است که پنجشنبه گذشته برخی رسانه‌ها گزارش داده بودند که نرخ پاسخ‌دهی تنها ۷۲ درصد بوده است.

جریمه تا سقف ۲۵۰ یورو برای متخلفان

اقدام کسانی که پس از دومین اخطار نیز باز ظرف دو هفته واکنشی نسبت به این نامه نشان ندهند، تخلف اداری محسوب شده و ممکن است تا ۲۵۰ یورو جریمه شوند. با این حال، وزارت دفاع آلمان امیدوار است چنین مواردی در حد استثنا باقی بماند. به گفته سخنگوی این وزارتخانه، پر کردن این فرم تنها بین چهار تا هشت دقیقه زمان می‌برد.

هدف دیگر این طرح، ایجاد یک پایگاه داده جدید است که در آن، علاوه بر نشانی فعلی مشمولان، نتایج معاینات و ارزیابی‌های مربوط به صلاحیت آنها برای خدمت نظامی نیز در میان‌مدت و بلندمدت ذخیره شود.

ایجاد مراکز آزمون نظام وظیفه

ارتش آلمان قصد دارد از اواسط سال ۲۰۲۷ دوباره بتواند در سراسر کشور صلاحیت جوانان برای خدمت نظامی را به شکل گسترده بررسی کند. برای این منظور، قرار است در مجموع ۲۴ مرکز معاینه ایجاد شود.

به گفته مقام‌های مسئول، مکان‌هایی انتخاب شده‌اند که دسترسی به آنها آسان بوده و در مناطق دارای تراکم جمعیتی بالا قرار داشته باشند؛ یعنی همان جاهایی که ارتش انتظار شمار زیاد متقاضیان را دارد. نخستین مرکز معاینه و آزمون نظام وظیفه قرار است در سال جاری آغاز به کار کند.

وزارت دفاع آلمان با توجه به افزایش شمار متقاضیان، نسبت به موفقیت مدل خدمت داوطلبانه نظامی ابراز خوش‌بینی کرده است. هدف تا سال ۲۰۳۵، افزایش ۲۶۰ هزار سرباز فعال و ۲۰۰ هزار سرباز ذخیره عنوان شده است. در حال حاضر شمار سربازان فعال حدود ۱۸۶ هزار نفر است.

آتش‌بس سه‌روزه میان روسیه و اوکراین با ابتکار ترامپ

رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد، از شنبه نهم ماه مه یک آتش‌بس سه‌روزه میان روسیه و اوکراین آغاز خواهد شد. هر دو طرف جنگ این طرح را تأیید کرده‌اند. تبادل هزار اسیر از هر طرف نیز بخشی از توافق اعلام شده است.دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، اعلام کرد که توانسته است روسیه و اوکراین را برای اجرای آتش‌بسی سه‌روزه از امروز شنبه ۹ مه (۱۹ اردیبهشت) متقاعد کند.

ترامپ در شبکه اجتماعی متعلق به خودش “تروث سوشال” نوشت که این آتش‌بس شامل توقف همه درگیری‌ها و همچنین تبادل هزار اسیر از هر طرف خواهد بود. رئیس جمهور آمریکا افزود که این درخواست مستقیماً از سوی خود او مطرح شده است.

ترامپ نوشت از ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، “بسیار سپاسگزار” است که با این طرح موافقت کرده‌اند. او ابراز امیدواری کرد که این توافق “آغاز پایان جنگی بسیار طولانی، مرگبار و سخت” باشد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

رئیس جمهور آمریکا همچنین گفت، مذاکرات برای پایان دادن به جنگی که آن را “بزرگترین جنگ از زمان جنگ جهانی دوم” توصیف کرد، ادامه دارد و هر روز به هدف نهایی نزدیکتر می‌شود.

قدردانی زلنسکی از ترامپ

ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، نیز ضمن تأیید آتش‌بس، از تلاش‌های دیپلماتیک ترامپ قدردانی کرد. او در شبکه ایکس نوشت که روسیه با تبادل اسرا موافقت کرده و به نهادهای مربوطه دستور داده است آتش‌بس را رعایت کنند.

زلنسکی تأکید کرده که اوکراین می‌خواهد اسرای خود را به خانه بازگرداند. او همچنین با صدور فرمانی، “اجازه” برگزاری رژه نظامی روسیه در مسکو را صادر کرد. این رژه به مناسبت روز پیروزی اتحاد جماهیر شوروی سابق بر آلمان نازی برگزار می‌شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

رئیس جمهور اوکراین علاوه بر این تضمین داد که هیچ سلاحی به سمت میدان سرخ نشانه نخواهد رفت. در متن فرمان او آمده است: «بدین‌وسیله دستور می‌دهم برگزاری رژه در شهر مسکو در ۹ مه ۲۰۲۶ مجاز باشد.»

تأیید کرملین و توافق بر سر تبادل اسرا

یوری اوشاکوف، مشاور سیاست خارجی ولادیمیر پوتین، نیز آتش‌بس و تبادل اسرا را تأیید کرد. خبرگزاری دولتی تاس به نقل از اوشاکوف گزارش داد که “مهم‌ترین توافق” رعایت آتش‌بس از ۹ تا ۱۱ مه، همراه با تبادل هزار نفر از هر طرف، بوده است.

بیشتر بخوانید: گزارش اطلاعاتی: تشدید تدابیر امنیتی برای پوتین از بیم کودتا

به گفته اوشاکوف، این توافق در جریان تماس‌های تلفنی اخیر با رهبری آمریکا حاصل شده و نمایندگان آمریکا نیز هم‌زمان با کی‌یف در تماس بوده‌اند.

آتش‌بس در سایه حملات متقابل

روسیه پیش‌تر به شکل یک‌جانبه برای روزهای جمعه و شنبه اعلام آتش‌بس کرده بود، اما با وجود این، دو طرف همچنان به حملات متقابل علیه یکدیگر ادامه می‌دادند.

روسیه امروز شنبه هشتاد و یکمین سالگرد پیروزی بر آلمان نازی را گرامی می‌دارد. قرار است به همین مناسبت رژه‌ای نظامی در مسکو برگزار شود، اما برخلاف سال‌های گذشته، تانک‌ها و تجهیزات سنگین نظامی در آن به نمایش گذاشته نخواهند شد.

در روسیه همچنین محدودیت‌های اینترنتی اعمال شده و شمار مهمانان خارجی نیز کمتر از حد معمول است. به گفته کرملین، تنها رهبران بلاروس، مالزی و لائوس در این مراسم حضور خواهند داشت.

ترامپ: به‌زودی خواهیم‌ فهمید ایران وقت‌کشی می‌کند یا نه

در پی درگیری‌های نظامی آمریکا و ایران اکنون به نظر می‌رسد دو کشور بار دیگر به مسیر دیپلماسی بازگشته‌اند. دولت آمریکا در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد واشنگتن برای پایان دادن به جنگ ایران است.جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد که در پی آن، شماری از اصلی‌ترین مقامات حکومت ایران از جمله علی خامنه‌ای کشته شدند. چهل روز بعد، تهران و واشنگتن بر سر آتش‌بسی دو‌هفته‌ای توافق کردند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در واپسین ساعات باقی‌مانده از این آتش‌بس اعلام کرد که به درخواست شماری از مقام‌های پاکستان، از سرگیری احتمالی حملات به جمهوری اسلامی را به‌طور موقت متوقف و آتش‌بس را تمدید کرده است.

در این بین، مذاکرات میان جمهوری اسلامی و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان نیز بی‌نتیجه پایان یافت.

در هفته‌های گذشته تنش‌ میان دو کشور بر سر کنترل تنگه هرمز بالا گرفته است. تهران از زمان آغاز جنگ تا کنون این آب‌راه مهم بین‌المللی را مسدود کرده است؛ اقدامی که بویژه به‌دلیل پیامدهای آن بر اقتصاد جهانی، به تنش میان تهران و بسیاری از دیگر کشورها نیز انجامیده است.

بسیاری از ناظران و تحلیلگران مستقل، آتش‌بس کنونی میان تهران و واشنگتن را “شکننده” می‌دانند.

آخرین خبرها از تحولات جنگ را از اینجا دنبال کنید: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران

ترامپ: به‌زودی می‌فهمیم ایران وقت‌کشی می‌کند یا نه
در پی درگیری‌های نظامی آمریکا و ایران اکنون به نظر می‌رسد دو کشور بار دیگر به مسیر دیپلماسی بازگشته‌اند. دولت آمریکا در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد واشنگتن برای پایان دادن به جنگ ایران است.

روزنامه “وال‌استریت ژورنال” صبح روز شنبه ۱۹ اردیبهشت (۹ مه) گزارش داد، مذاکرات میان طرف‌های درگیر با میانجیگری پاکستان ممکن است هفته آینده دوباره در اسلام‌آباد برگزار شود. این در حالی است که گفت‌وگوها در پایتخت پاکستان پیش‌تر چندین بار ناکام مانده بود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، شامگاه جمعه در واشنگتن اعلام کرد که دولتش احتمالا همان شب پاسخ ایران را دریافت خواهد کرد. او در پاسخ به این پرسش که آیا ایران در حال وقت‌کشی در مذاکرات است، گفت: «به‌زودی خواهیم فهمید.»

بیشتر بخوانید: تنگه هرمز

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا هم روز جمعه ۱۸ اردیبهشت در رم، پایتخت ایتالیا گفت، ایالات متحده انتظار دارد امروز پاسخ ایران به پیشنهاد اخیر واشنگتن برای پایان دادن به جنگ را دریافت کند. او افزود، امیدوار است محتوای این پاسخ، زمینه را برای ورود به روند “جدی” مذاکرات فراهم کند.

در مقابل، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفت، موضوع همچنان در دست بررسی است و اگر تهران به جمع‌بندی نهایی برسد، آن را رسما اعلام خواهد کرد.

با وجود برقراری آتش‌بس، ایران و آمریکا روز پنج‌شنبه بار دیگر به یکدیگر حمله کردند. جمهوری اسلامی با موشک و قایق‌های تندرو به کشتی‌های نظامی آمریکا در تنگه هرمز حمله کرد و آمریکا نیز اهدافی را در خاک ایران هدف قرار داد.

ترامپ هم‌زمان از تهران خواست “سریع‌تر” توافق صلح را امضا کند، اما تاکید کرد آتش‌بس همچنان برقرار است.

کاخ سفید اکنون منتظر واکنش ایران به پیش‌نویس یک بیانیه ۱۴ ماده‌ای است. هدف این طرح ایجاد چارچوبی برای مذاکراتی ۳۰ روزه به منظور پایان جنگ عنوان شده است.

طبق گزارش رسانه‌ها، در این مذاکرات احتمال کاهش تحریم‌های آمریکا و توافق‌هایی درباره آینده تنگه هرمز نیز مطرح شده است. همچنین قرار است زمینه‌ای برای مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران فراهم شود.

وال‌استریت ژورنال گزارش داده که ایران برای نخستین‌بار آمادگی خود را برای گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای نشان داده است. بر اساس این گزارش، ایران ممکن است کنترل خود بر تنگه راهبردی هرمز را کاهش دهد و در مقابل آمریکا نیز در طول مذاکرات ۳۰ روزه بخشی از محاصره بنادر ایران را کاهش دهد.

بلاتکلیفی متقاضیان ایرانی ویزای آلمان پس از جنگ

ماه‌ها پس از تعطیلی سفارت آلمان در تهران، بسیاری از ایرانیان متقاضی ویزا برای ادامه روند پرونده‌های خود ناچار به سفر به کشورهای ثالث، پرداخت هزینه‌های سنگین و تحمل بلاتکلیفی طولانی شده‌اند.از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تعطیلی سفارت آلمان در تهران، زندگی بسیاری از ایرانیانی که برای ویزای تحصیلی، کاری یا پیوست به خانواده اقدام کرده بودند، وارد وضعیتی معلق شده است؛ وضعیتی که برای بعضی حالا ماه‌ها طول کشیده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

وزارت خارجه آلمان در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد به دلیل ادامه حملات و “سطح بالای خطر”، کارکنان سفارت خود را به‌طور موقت از ایران خارج کرده است.

این وزارتخانه همچنین خبر داد که بخش کنسولی به‌شدت محدود شده و بخش ویزا نیز موقتا تعطیل است.

در همان زمان، کشورهای دیگری مانند اتریش، ایتالیا و اسپانیا نیز بخشی از فعالیت سفارتخانه‌های خود در تهران را متوقف یا منتقل کردند. اما در حالی که برخی کشورها سفارت جایگزین معرفی کردند، متقاضیان ایرانی ویزای آلمان می‌گویند برلین هنوز راه‌حل مشخص و فراگیری برای ادامه روند پرونده‌هایشان ارائه نکرده است.

وزارت خارجه آلمان در پاسخ به پرسش دویچه‌وله تاکید کرده که برخلاف برخی گزارش‌ها، سفارت آلمان در ایروان مسئولیت کامل خدمات کنسولی ایرانیان را بر عهده نگرفته است.

بیشتر بخوانید:زندگی در تعلیق؛ فشار روانی و اجتماعی وضعیت “نه جنگ، نه صلح” در ایران

در پاسخ رسمی این وزارتخانه به دویچه‌وله آمده است: «تنها برخی متقاضیانی که پیش‌تر در تهران درخواست ویزا ثبت کرده و پرونده‌شان آماده صدور بوده، به‌صورت موردی برای الصاق ویزا به سفارت آلمان در ایروان معرفی شده‌اند.»

این وزارتخانه همچنین تاکید کرده که این روند به معنای انتقال کلی خدمات ویزا به ارمنستان نیست.

هم‌زمان، وب‌سایت سفارت آلمان در تهران نیز اعلام کرده که به دلیل شرایط امنیتی، امکان ارائه خدمات کنسولی و ویزا وجود ندارد و متقاضیان نباید بدون هماهنگی برای ثبت درخواست به کشورهای همسایه سفر کنند، زیرا درخواست‌های آن‌ها ممکن است پذیرفته نشود.

اما برای بسیاری از متقاضیان، همین بلاتکلیفی باعث شده راه دیگری جز ترک ایران باقی نماند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

تعطیلی سفارت آلمان؛ فشار مالی، روانی و بلاتکلیفی

پویا، یکی از متقاضیان ویزای کاری آلمان، به دویچه‌ وله می‌گوید از زمان تعطیلی سفارت، روند رسیدگی عملا متوقف شده است.

او توضیح می‌دهد: «بسیاری از متقاضیان آوسبیلدونگ و ویزای کاری، ماه‌ها در صف انتظار مانده‌اند و بعضی قراردادهای شغلی یا پذیرش‌های خود را از دست داده‌اند.»

به گفته او، برخی ایرانیان برای ادامه روند ویزا خانه‌هایشان را فروخته‌اند و به ارمنستان یا ترکیه رفته‌اند تا شاید از طریق اقامت موقت در آن کشورها بتوانند وارد روند جدیدی شوند.

او می‌گوید: «تقریبا همه کشورهای اروپایی برای شرایط اضطراری سفارت جایگزین معرفی کردند، اما آلمان هنوز هیچ راه‌حل مشخصی ارائه نکرده است.»

در ایروان، اکنون تعداد زیادی از ایرانیان در کلاس‌های زبان یا دوره‌های آموزشی ثبت‌نام کرده‌اند، فقط برای اینکه بتوانند اقامت موقت بگیرند و شاید اجازه ثبت درخواست ویزا پیدا کنند.

مانی دیگر شهروند ایرانی، حدود ۲۰ ماه است که برای ویزای پیوست به همسرش منتظر مانده؛ همسری که اکنون اقامت دائم آلمان را دریافت کرده است.

او به دویچه‌ وله می‌گوید: «دیگر کاملا از سفارت تهران ناامید شدم. نه پاسخ روشنی می‌دهند، نه اطلاع‌رسانی مشخصی وجود دارد.»

مانی اکنون به ارمنستان رفته و برای دریافت اقامت موقت در یک دوره زبان ثبت‌نام کرده است. اما حتی حالا هم مطمئن نیست آیا مدارکش مورد قبول سفارت خواهد بود یا نه.

او می‌گوید: «همه چیز بر اساس حدس و تجربه بقیه پیش می‌رود. هیچ پاسخ شفافی وجود ندارد.»

به گفته او، هزینه این روند برای بسیاری از متقاضیان بسیار سنگین شده است. فقط هزینه اولیه اقامت، کلاس زبان و زندگی در کشور ثالث ممکن است به چند هزار یورو برسد؛ رقمی که برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی در شرایط فعلی بسیار سنگین است.

در کنار فشار مالی، بسیاری از متقاضیان از فشار روانی ناشی از بلاتکلیفی نیز صحبت می‌کنند.

مانی می‌گوید: «آدم در یک وضعیت برزخی گیر می‌کند. نه می‌تواند آینده‌اش را برنامه‌ریزی کند، نه می‌داند این انتظار چقدر طول می‌کشد.»

برخی متقاضیان همچنین از آنچه “برخورد دوگانه” با ایرانیان می‌خوانند انتقاد دارند. آن‌ها می‌گویند در حالی که آلمان در بحران‌های دیگر مسیرهای سریع‌تری برای جابه‌جایی و پذیرش افراد ایجاد کرده، متقاضیان ایرانی که به‌صورت قانونی و با مدارک کامل اقدام کرده‌اند، ماه‌ها بدون پاسخ مانده‌اند.

در همین حال، سفارت آلمان در تهران تنها اعلام کرده که پس از بازگشایی دوباره، رسیدگی به پرونده‌های ثبت‌شده ادامه خواهند یافت و زمان‌های لغوشده در آینده مجدداً برنامه‌ریزی می‌شود؛ اما هنوز زمان مشخصی برای بازگشت فعالیت عادی سفارت اعلام نشده است.

برای هزاران ایرانی، این فقط تاخیر در صدور ویزا نیست. برای بعضی، این تعلیق طولانی به معنای از دست رفتن فرصت‌های شغلی و تحصیلی، هزینه‌های سنگین مهاجرت و زندگی در وضعیتی فرساینده از انتظار و بی‌خبری است.

روایت‌های متناقض از درگیری‌ها؛ آتش‌بس شکننده یا جنگ پنهان

آمریکا به بنادر، شهرها و حتی تهران حمله کرده و ترامپ می‌گوید آتش‌بس همچنان برقرار است. ایران نیز به اهدافی در امارات، اقلیم کردستان و علیه ناوهای آمریکا حملات موشکی و پهپادی انجام داده، اما از واژه جنگ استفاده نکرده است.ایالات متحده و جمهوری اسلامی تمایلی به به‌کارگیری واژه “جنگ” ندارند، اما شکننده بودن آتش‌بس را پذیرفته‌اند و متقابلا یکدیگر را مسئول آن می‌دانند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

ترامپ واژه “جنگ” را به‌کار نمی‌گیرد، هرچند ماهیت این تحولات همچنان “جنگ‌گونه” است. او در عوض از عباراتی مانند “ضربه آرام عاشقانه” (love tap) استفاده می‌کند.

حال با توجه به شرایط موجود “نه جنگ و نه صلح”، چه دورنمایی می‌توان برای آن تصور کرد؟ دویچه‌وله این وضعیت پیش‌آمده را با دو کارشناس بررسی کرده است.

آمریکا و ایران تمایل ندارند از ادامه جنگ سخن بگویند

مهران براتی، تحلیلگر مسائل ایران می‌گوید آمریکا جنگ را تمام‌شده نمی‌بیند، اما مهلت ۶۰ روزه عملیات نظامی به پایان رسیده و تمدید آن برای یک ماه دیگر به تائید سنا نیاز دارد.

به گفته این کارشناس مقیم برلین ترامپ می‌تواند بدون تائید سنا نیز به عملیات ادامه دهد، اما کنگره این اختیار را دارد که منابع مالی را مسدود کند.

براتی معتقد است ترامپ با وجود حملات نظامی، همچنان تاکید می‌کند “جنگی درنگرفته و آتش‌بس برقرار است”؛ موضوعی که پذیرش آن دشوار به نظر می‌رسد. او ادامه می‌دهد جمهوری اسلامی نیز این روایت را پذیرفته، زیرا خود به مراکز آمریکایی در بحرین، کویت و قطر حمله کرده و تمایلی ندارد از ادامه جنگ سخن بگوید.

به باور این تحلیلگر، وضعیت همچنان مبهم باقی مانده و ترامپ ناچار خواهد بود در برابر سنا و کنگره پاسخگو باشد. او احتمال می‌دهد رئیس‌جمهور آمریکا درخواست تمدید ۳۰ روزه‌ای ارائه کند تا هم‌زمان با ادامه درگیری، مسیر مذاکره را نیز دنبال کند.

براتی همچنین می‌گوید اگر ترامپ از این حملات نتیجه‌ای نگیرد، احتمالا رسما از کنگره درخواست ادامه عملیات نظامی خواهد کرد. به گفته او، “وضعیت کنونی بسیار ناروشن است و ترامپ در مخمصه‌ای قرار گرفته که اروپایی‌ها نیز در آن شرایط نمی‌توانند کمک چندانی به او بکنند”.

او پیش‌بینی می‌کند وضعیت “نه جنگ و نه صلح” همچنان ادامه یابد؛ زیرا اگرچه ترامپ این اقدامات را جنگ نمی‌نامد، اما در عمل ماهیتی جنگی دارند.

امکان میانجی‌گری چین بین آمریکا و ایران

در پاسخ به این پرسش که ورود کشورهای عربی به درگیری‌ها چه تاثیری بر سرنوشت آن خواهد داشت، براتی می‌گوید امارات، عربستان، بحرین، کویت و قطر راهی جز همکاری با اسرائیل و آمریکا ندارند و در آن صورت جنگ می‌تواند کاملا منطقه‌ای شود.

او تاکید می‌کند اگرچه هنوز از عنوان “جنگ منطقه‌ای” استفاده نمی‌شود، اما حملات محدود ایران به کشورهای عربی می‌تواند زمینه‌ساز گسترش بحران باشد.

به گفته این کارشناس گسترش درگیری بحران اقتصاد جهانی را نیز تشدید خواهد کرد و شاید در چنین شرایطی پای میانجی‌هایی مانند چین به میان باز شود تا پیشنهادی قابل قبول برای هر دو طرف ارائه دهند.

این تحلیل‌گر در ادامه صحبت‌های خود خاطرنشان کرد: «ساده‌ترين و سريع‌ترين راه رسيدن به توافق با پرزيدنت ترامپ اعلان ترک تخاصم با اسرائيل است. اما جمهورى اسلامى نخواهد توانست اين راه آسان را برود چون از ابتدا منطق وجودش نفى موجوديت اسرائيل و آمريكا بوده و چنين نيز خواهد ماند!»

دلیل استفاده از عبارت “درگیری محدود” بجای جنگ

منشه امیر، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در اسرائیل، نیز معتقد است ترامپ عمدا به‌جای واژه “جنگ” از عبارت “درگیری محدود” استفاده می‌کند، زیرا نمی‌خواهد خود را رئیس‌جمهوری جنگ‌طلب نشان دهد و در عین حال با محدودیت‌های قانونی کنگره روبه‌رو شود.

به گفته امیر در آمریکا برای اعلام رسمی جنگ علیه یک کشور، رئیس‌جمهور باید مجوز کنگره را دریافت کند، اما در صورت استفاده از عنوان “درگیری محدود نظامی” چنین مجوزی الزامی نیست.

منشه امیر همچنین می‌گوید ترامپ مدعی است توانسته ۱۰ جنگ منطقه‌ای را متوقف کند و به همین دلیل تمایلی ندارد واژه جنگ را درباره ایران به کار ببرد. او اضافه می‌کند مردم آمریکا و کشورهای اروپایی نیز علاقه‌ای به ورود به جنگی تازه ندارند.

“ورود کشورهای عربی در جنگ تعیین‌کننده نیست”

به باور این کارشناس امور خاورمیانه وضعیت فعلی نوعی “آتش‌بس شکننده” است؛ آتش‌بسی محدود و مشروط که هر لحظه ممکن است شعله‌های جنگ را دوباره روشن کند.

امیر اما تاکید دارد که این اقدام هرچه هم که باشد آن طور که ترامپ آن را “ضربه آرام عاشقانه “توصیف کرده نیست.

او همچنین درباره تغییر موضع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نسبت به جنگ ایران می‌گوید این کشورها ابتدا تلاش کردند بی‌طرف بمانند و اجازه استفاده از خاک خود علیه ایران را ندهند، اما پس از حملات موشکی جمهوری اسلامی، به‌ویژه به امارات و عربستان، اکنون بیش از گذشته به آمریکا نزدیک شده‌اند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او در پایان صحبت‌های خود تاکید می‌کند ورود و یا دخالت کشورهای عربی در روند جنگ تعیین‌کننده نخواهد بود، اما نباید تاثیر آن را دست‌کم گرفت.

آلمان و وابستگی مبرم آن به پزشکان خارجی

با وجود این که تعداد پزشکان در آلمان بیش از هر زمان دیگری است، بسیاری از کلینیک‌ها به‌ویژه در مناطق روستایی این کشور به پزشکان مهاجر وابسته هستند. دلایل این موضوع متعدد است و بهبودی سریعی در این وضعیت پیش‌بینی نمی‌شود.کانال اول تلویزیون آلمان در گزارشی به موضوع کمبود پزشک در این کشور و علل وابستگی رو به رشد آن به پزشکان خارجی پرداخته است.

ماتیاس ووت، مدیر کلینیک هارتس در کوئدلین‌بورگ (Quedlinburg) آلمان در شرح این موضوع می‌گوید: «بدون پزشکان خارجی، بخش بزرگی از بیمارستان‌های آلمان دیگر قادر به فعالیت نخواهند بود.»

حدود یک‌سوم کادر پزشکی کلینیک او را مهاجران تشکیل می‌دهند. چنین آماری، به‌ویژه در خارج از شهرهای بزرگ، مدت‌هاست که به یک امر عادی تبدیل شده است.

به گفته او، در حال حاضر بیش از ۵۰هزار پزشک فاقد تابعیت آلمانی، کمبود نیروی انسانی را جبران می‌کنند. این در حالی است که تعداد پزشکان شاغل در آلمان بیش از هر زمان دیگری است.

کریستیان کاراگیانیدیس نیز که خود متخصص مراقبت‌های ویژه و عضو کمیسیون دولتی برای اصلاحات ساختاری سیستم بیمارستانی آلمان بوده است می‌گوید: «اگر به تعداد پزشک نسبت به جمعیت نگاه کنیم، آلمان به همراه اتریش در صدر جدول جهانی قرار دارند. این یعنی در مجموع، ما در واقع بیش از حد نیاز، پزشک در اختیار داریم.»

اشتغال پاره‌وقت کمبود پزشک را تشدید می‌کند

با این حال به گفته کریستیان کاراگیانیدیس، ساختار ناکارآمد بیمارستان‌ها باعث می‌شود که آلمان نتواند با وجود تراکم بالای پزشک در حال حاضر حدود ۶هزار پست خالی در کلینیک‌ها را پر کند: «ما در آلمان متأسفانه با پدیده همزمان خدمات بیش از حد، خدمات ناکافی و خدمات نادرست مواجه هستیم.»

او وجود یک‌هزار و ۷۰۰ بیمارستان در سراسر کشور را در مقایسه با استانداردهای بین‌المللی “بسیار زیاد” می‌داند و در عین حال یادآور می‌شود که با این حال، در برخی مناطق روستایی آلمان کمبود پزشک وجود دارد.

اما به باور او، کمبود پرسنل تنها ریشه در ساختار بیمارستان‌ها ندارد بلکه نرخ اشتغال پاره‌وقت نیز در اینجا‌ نقش ایفا می‌کند.

نرخ اشتغال پاره‌وقت در سال‌های اخیر در آلمان افزایش یافته است. در سال ۲۰۲۲، حدود یک‌سوم کادر پزشکی به صورت پاره‌وقت کار می‌کردند و طبق محاسبات نظام پزشکی آلمان، این یعنی برای پر کردن هر پست پزشکی، باید ۱.۲ پزشک در نظر گرفته شود.

علاوه بر این، دستورالعمل‌های ایمنی کار سخت‌گیرانه‌تر شده، نسل‌های پرجمعیت ‌پیشین در حال بازنشستگی هستند و پزشکان بخش زیادی از زمان خود را صرف امور اداری و بوروکراسی می‌کنند.

شیفت‌های طولانی و پیش‌داوری‌های مکرر

اینا ویاروکینا، پزشک دستیار در بخش مراقبت‌های ویژه در کوئدلین‌بورگ، روزانه چندین ساعت را صرف ثبت پرونده‌ها و کارهای اداری می‌کند.

این پزشک ۴۵ ساله هفت سال پیش از بلاروس به آلمان آمد. او که در بلاروس حقوق‌‌ ماهیانه‌اش حدود ۱۷۰ یورو بود سرانجام برای فراهم کردن زندگی بهتر برای خود و دو دخترش همسر و وطنش را ترک کرد و در اواخر دهه ۳۰ سالگی خود زبان آلمانی را آموخت.

کار از این پزشک توان زیادی می‌گیرد و او که مرتبا هفته‌های کاری شش‌روزه با شیفت‌های طولانی و مسئولیت‌های سنگین را پشت سر می‌گذارد در این مسیر باید از سدهای زبانی نیز عبور کند.

او می‌گوید، بارها در محیط کار با “نژادپرستی روزمره” مواجه شده است: «یک بار یک بیمار اگرچه مستقیما به من نگفت، اما به پرسنل پرستاری گفت که می‌خواهد یک پزشک آلمانی او را معالجه کند. من پاسخ دادم: مشکلی نیست، اما اگر چنین چیزی می‌خواهد، باید منتظر بماند.»

اصلاحات بیمارستانی؛ راهگشا یا چالش‌برانگیز؟

کانال اول تلویزیون آلمان در گزارش خود می‌نویسد، در درازمدت، به‌ویژه بیمارستان‌های کوچک به متخصصان مهاجری مانند اینا ویاروکینا وابسته خواهند ماند.

وضعیت آموزشی در ایالت زاکسن-آنهالت مؤید این موضوع است. ماتیاس ووت، مدیر کلینیک هارتس در کوئدلین‌بورگ می‌گوید: «فقط ۳۰ درصد از کسانی که در اینجا پزشک می‌شوند، در همین ایالت می‌مانند.»

بقیه به گفته او، پس از دانشگاه به ایالت‌های دیگر مهاجرت کرده یا به بخش‌های اداری می‌روند.

کریستیان کاراگیانیدیس، کارشناس بهداشت در آلمان اصلاحات بیمارستانی مصوب سال ۲۰۲۴ را ابزاری برای مهار کمبود پرسنل در آینده می‌بیند؛ اصلاحاتی بر این مبنا که امکانات درمانی در تعداد کمتری بیمارستان متمرکز شود تا نیاز به پرسنل کاهش یابد.

این اصلاحات قرار است تا سال ۲۰۳۰ به طور کامل اجرا شود. با این حال، بسیاری از مدیران بیمارستان‌ها با تردید به این موضوع می‌نگرند؛ چرا که علاوه بر کمبود پرسنل، بودجه‌های محدود نیز به بسیاری از کلینیک‌ها فشار می‌آورد.

به همین دلیل، در آینده نیز به‌ویژه در کلینیک‌های خارج از شهرهای بزرگ آلمان، نیاز به پزشکان خارجی همچنان مبرم خواهد ماند.