Previous Next

اختصاص سود میلیاردی دارایی‌های توقیف‌شده روسیه برای اوکراین

در پی جنگ روسیه علیه اوکراین، اتحادیه اروپا دارایی‌های بانک مرکزی روسیه را مسدود کرد. اکنون قرار است سودهای تازه حاصل از این دارایی‌ها در اختیار اوکراین قرار گیرد. رئیس کمیسیون اروپا هم‌زمان حملات به کی‌یف را محکوم کرد.اوکراین می‌تواند روی دریافت میلیاردها یورو دیگر از محل سود دارایی‌های توقیف‌شده روسیه در اروپا حساب کند.

کمیسیون اروپا اعلام کرد که اتحادیه اروپا مبلغ یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون یورو از محل سودهای فوق‌العاده ناشی از بهره دارایی‌های مسدودشده بانک مرکزی روسیه دریافت کرده است.

پرداخت این سودها، که مربوط به نیمه نخست سال ۲۰۲۶ هستند، پنجمین مرحله از چنین پرداخت‌هایی به شمار می‌رود که برای ادامه اقدامات حمایتی اتحادیه اروپا از اوکراین اختصاص خواهد یافت.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

در پی تجاوز نظامی روسیه علیه اوکراین، دارایی‌های بانک مرکزی روسیه در اتحادیه اروپا توقیف شده‌اند. بخش عمده این دارایی‌ها را مؤسسه مالی “یوروکلیر” مستقر در بروکسل مدیریت می‌کند.

سود دارایی‌ها “متعلق به روسیه نیست”

تا پایان ماه ژوئن ۲۰۲۶، از مجموع دارایی‌های این مؤسسه، ۲۰۲ میلیارد یورو مربوط به دارایی‌های تحریم‌شده روسیه بوده است.

کمیسیون اروپا تأکید کرده است که گرچه اصل این دارایی‌ها همچنان مسدود باقی می‌ماند، اما سود حاصل از وجوه نقد، متعلق به روسیه نیست.

به گفته این نهاد اروپایی، از زمان مسدود شدن این دارایی‌ها تاکنون، در مجموع هشت میلیارد یورو سود فوق‌العاده از آنها حاصل و به کی‌یف پرداخت شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این مبلغ نیازی به بازپرداخت ندارد و بخش عمده آن برای تسویه وام‌های حمایتی اتحادیه اروپا به اوکراین استفاده می‌شود.

فون در لاین “جنایت هولناک” روسیه را محکوم کرد

هم‌زمان، اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، حملات شبانه روسیه به منطقه کی‌یف را به‌شدت محکوم کرد و بار دیگر بر حمایت اتحادیه اروپا از اوکراین تأکید ورزید.

فون در لاین امروز چهارشنبه ۵ اوت (۱۴ مرداد) در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که این حملات، که دست‌کم ۱۷ کشته بر جای گذاشته‌اند، “جنایت‌هایی هولناک” هستند که «روسیه باید بهای این ویرانی را بپردازد.»

وقتی مصرف الکل را متوقف می‌کنید، چه اتفاقی برای مغزتان می‌افتد؟

در تازه‌های پزشکی هفته نگاهی داریم به این که با مصرف الکل و یا ترک آن چه اتفاقی برای عملکرد مغز می‌افتد. همچنین به یافته‌های یک پژوهش جدید درباره تاثیر ژنتیک بر هوس‌های غذایی و خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها می‌پردازیم.با این وجود پژوهش‌ها نشان می‌دهند که الکل به مرور زمان می‌تواند مغز را تغییر دهد و منجر به کاهش حجم ماده خاکستری شود. حتی سطوح نسبتا پایین مصرف الکل نیز می‌تواند احساس اضطراب و افسردگی را تشدید کند، خواب را مختل سازد و با گذشت زمان، علاوه بر افزایش خطر ابتلا به سایر بیماری‌ها مانند سرطان پستان و روده بزرگ، خطر ابتلا به زوال عقل (دمانس) را نیز افزایش دهد.

با این وجود اکنون شواهد فزاینده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد با کاهش یا قطع مصرف الکل، مغز می‌تواند تا حدی خود را بازسازی کند.

جیمز مک‌کیلوپ، روان‌شناس بالینی و دارنده کرسی پژوهش‌های اعتیاد در دانشگاه مک‌مستر، می‌گوید: «نکته شگفت‌انگیز درباره مغز این است که ارگانی فوق‌العاده انعطاف‌پذیر است. ما هم در شکل‌گیری اعتیاد و هم در توانایی دست‌یابی به بهبودی، شاهد انعطاف‌پذیری عصبی (Neuroplasticity) هستیم.»

در ادامه نگاهی می‌اندازیم به تاثیر الکل بر مغز، پیامدهای آن بر سلامت و آنچه هنگام کاهش یا قطع مصرف رخ می‌دهد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

الکل با مغز چه می‌کند؟

مک‌کیلوپ می‌گوید الکل باعث ایجاد “معجونی از تاثیرات داروشناختی” می‌شود که در ابتدا تحریک‌کننده و سپس مخدر و آرام‌بخش است.

به گفته او، الکل باعث آزاد شدن اندورفین‌ها (مولکول‌های افیونی طبیعی مغز) می‌شود که به نوبه خود نورون‌های دوپامین را در مدار پاداش مغز فعال می‌کنند.

هم‌زمان، الکل فعالیت نورون‌های بازدارنده را افزایش داده و نورون‌های فعال‌کننده را تضعیف می‌کند؛ امری که در کوتاه‌مدت استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد. اما کوب اشاره می‌کند: «وقتی اثر الکل از بین می‌رود، سیستم‌های استرس با انتقام‌جویی بازمی‌گردند.»

با مصرف بیشتر الکل در طول زمان، از آنجا که حساسیت سیستم‌های پاداش نسبت به الکل کاهش می‌یابد، افراد برای رسیدن به همان میزان از لذت، به مقدار بیشتری از آن نیاز پیدا می‌کنند. بدتر از آن، سیستم‌های استرس مغز، از جمله آمیگدال، درگیر و به‌طور مداوم فعال می‌شوند و فرد یک حالت هیجانی منفی مزمن را تجربه می‌کند.

در نتیجه این فرایند: «افراد دیگر برای داشتن احساس خوب نوشیدن را ادامه نمی‌دهند، بلکه بیشتر می‌نوشند تا احساس بد کمتری داشته باشند.»

مطالعات نشان می‌دهند مبتلایان به “اختلال مصرف الکل” (اصطلاح بالینی ترجیحی برای الکلیسم)، با کاهش حجم ماده خاکستری در قشر پیش‌پیشانی (فرونتال) مواجه هستند؛ بخش‌هایی که برای ادراک، احساسات و کارکردهای مغز اهمیت حیاتی دارند. شدیدترین موارد این اختلال، پس از سال‌ها یا دهه‌ها نوشیدن سنگین، می‌تواند باعث زوال عقل ناشی از الکل و ناتوانی در ثبت خاطرات جدید شود.

جیمز مک‌کیلوپ می‌گوید با مصرف مداوم و افراطی الکل “شما عملا می‌توانید نورون‌های قشر پیش‌پیشانی را نابود کنید”؛ بخشی که برای کارکردهای اجرایی عالی‌تر، از جمله مهار تمایل و ولع مصرف الکل، ضروری است.

حتی مقادیر نسبتا کم الکل نیز بر مغز تاثیرگذار است. یک مطالعه در سال ۲۰۲۲ روی بیش از ۲۵ هزار شرکت‌کننده نشان داد حجم کل ماده خاکستری مغز در افرادی که هفت نوشیدنی الکی یا بیشتر در هفته مصرف می‌کردند، در مقایسه با افرادی که کمتر می‌نوشیدند، کوچک‌تر بود. یک بررسی سیستماتیک در سال ۲۰۲۴ روی ۲۷ مطالعه تصویربرداری عصبی نیز نشان داد که مصرف کم تا متوسط الکل با کاهش حجم مغز و ضخامت قشر آن مرتبط است، هرچند این میزان در مقایسه با مصرف سنگین کمتر بود.

کاهش مصرف الکل چگونه مغز را تغییر می‌دهد؟

مک‌کیلوپ می‌گوید خبر خوب این است که شواهد فزاینده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه با کاهش مصرف الکل و یا ترک آن، کارکرد مغز بهبود می‌یابد.

یک بررسی سیستماتیک در سال ۲۰۲۴ روی ۱۶ مطالعه نشان داد مبتلایان به اختلال مصرف الکل که آن را کنار گذاشتند، عموما پس از ۶ تا ۱۲ ماه، بهبودی را در بسیاری از کارکردهای شناختی خود، از جمله توجه، حافظه و کارکرد اجرایی تجربه کردند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که حتی کاهش مصرف الکل به سطوح پایین بدون قطع کامل آن نیز باعث افزایش حجم قشر مغز شده است.

اینکه آیا بهبودی کامل از اختلال مصرف الکل امکان‌پذیر است یا خیر هنوز مشخص نیست، اما مک‌کیلوپ می‌گوید شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد مغز ممکن است استراتژی‌ها و کارکردهای جبرانی توسعه دهد.

ژن‌ها چطور می‌توانند بر میل شدید به غذاها تاثیر بگذارند؟

بر اساس پژوهش‌های جدید، تمایل شما به غذاهای شیرین یا چرب می‌تواند تحت تاثیر برخی واریانت‌های (گونه‌های) ژنتیکی باشد. محققان دریافته‌اند افرادی که دارای واریانت‌های ژنتیکی موثر بر این تمایلات هستند، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ قرار دارند.

این تحلیل داده‌ها که در نشست سالانه انجمن تغذیه آمریکا ارائه شده، یکی از بزرگ‌ترین مطالعات همبستگی ژنتیکی است که تاکنون درباره ترجیحات ذائقه انجام شده است.

این یافته‌ها به توضیح این موضوع کمک می‌کنند که چرا عادات غذایی صرفا مسئله اراده نیستند. ژنتیک می‌تواند بر میزان لذت ما از برخی طعم‌ها تاثیر بگذارد و این امر به مرور زمان بر انتخاب‌های غذایی اثر می‌گذارد.

محققان داده‌های نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر را که در بانک اطلاعات ژنتیکی بریتانیا (یک پایگاه داده جامع زیست‌پزشکی) شرکت کرده بودند، تحلیل کردند. دانشمندان به‌طور ویژه داده‌های حاصل از یک پرسش‌نامه درباره ترجیحات غذایی را بررسی کرده و آن را با داده‌های ژنتیکی مقایسه کردند. ترکیب این اطلاعات، امتیازی ایجاد کرد که زمینه ژنتیکی افراد را برای تمایل به طعم‌های خاص نشان می‌داد.

سپس پژوهشگران بررسی کردند که آیا افرادی که استعداد ژنتیکی بالاتری برای طعم‌های خاص دارند، واقعا غذای بیشتری در آن دسته مصرف می‌کنند یا خیر: برای مثال، آیا افرادی که تمایل ژنتیکی به شیرینی‌جات دارند، شیرینی و نوشیدنی‌های قندی بیشتری می‌خورند، یا کسانی که تمایل ژنتیکی به طعم‌های چرب دارند، غذاهای پرچرب بیشتری مصرف می‌کنند یا نه.

نتایج اولیه نشان داد افرادی که استعداد ژنتیکی بالاتری برای غذاهای شیرین دارند، به‌طور متوسط حدود ۷ گرم بیشتر از این غذاها در روز مصرف می‌کنند.

شرکت‌کنندگانی که امتیاز ژنتیکی بالاتری برای ترجیح طعم‌های شیرین و چرب داشتند، با احتمال بیشتری دارای وزن بدن بالاتر و خطر اندکی بیشتر برای ابتلا به دیابت نوع ۲ بودند.

پژوهشگران در نتیجه‌گیری خود نوشتند این یافته‌ها بر نقش تا پیش از این ناشناخته‌ ژنتیک در مصرف غذاها و پتانسیل ایجاد درمان‌های تغذیه‌ای اختصاصی برای افراد مبتلا به بیماری‌های متابولیک مانند دیابت نوع ۲ و چاقی تاکید می‌کند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

به گفته محققان، ژنتیک می‌تواند بر گیرنده‌های چشایی، مسیرهای پاداش در مغز، تنظیم اشتها و میزان لذت‌بخش بودن برخی غذاها تاثیر بگذارد. اپی‌ژنتیک، که به تغییرات در نحوه خاموش یا روشن شدن ژن‌ها بدون تغییر در تسلسل دی‌ان‌ای اشاره دارد نیز ممکن است از طریق عواملی مانند تغذیه در دوران کودکی، استرس، خواب و عادات غذایی طولانی‌مدت، این ترجیحات را شکل دهد.

این عوامل در کنار هم تایید می‌کنند که انتخاب‌های غذایی هم تحت تاثیر زیست‌شناسی فرد و هم محیط او هستند.

کمیسر عالی حقوق بشر: به اعدام‌ها در ایران خاتمه دهید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از تهران خواست تمامی اعدام‌ها را متوقف کرده و در مسیر لغو مجازات اعدام گام بردارد. به گفته فولکر تورک، ۲۷ مورد از مجموع ۵۶ اعدام اخیر در ایران، در رابطه با اعتراضات دی‌ماه انجام شده‌اند.فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، امروز چهارشنبه ۵ اوت (۱۴ مرداد) اعلام کرد که ایران از ۱۹ ماه مارس تاکنون دست‌کم ۵۶ نفر را با اتهام‌های مرتبط با امنیت ملی اعدام کرده است که ۲۷ مورد از آنها به پرونده‌های مرتبط با اعتراضات خونین دی‌ماه مربوط می‌شود.

تورک با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «از افزایش شمار اعدام‌ها و احکام اعدام صادرشده در ایران از ماه مارس تاکنون نگران هستم. همچنین نگرانم که مجازات اعدام همچنان به عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و سرکوب مخالفان به کار گرفته می‌شود.»

حکومت جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات ضدحکومتی دی‌ماه ۱۴۰۴، که به گفته رویترز شدیدترین ناآرامی داخلی ایران در چند دهه اخیر بوده، هزاران نفر را کشت.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

به گفته گروه‌های مدافع حقوق بشر، جمهوری اسلامی سرکوب مخالفان را در جریان جنگی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد، نیز ادامه داده است.

بیش از ۱۰۰ نفر در معرض خطر اعدام

کمیسر عالی حقوق بشر اعلام کرده که بیش از ۱۰۰ نفر دیگر نیز با اتهام‌های مشابه مرتبط با امنیت ملی در معرض خطر اعدام قرار دارند. او افزوده است که اعدام‌ها به دلیل جرایم مرتبط با مواد مخدر نیز همچنان با “نرخی نگران‌کننده” ادامه دارد.

فولکر تورک ضمن ابراز نگرانی از “عدم رعایت اصول دادرسی عادلانه و روند قانونی” در ایران، از جمهوری اسلامی خواست تمامی اعدام‌ها را متوقف کند و در مسیر لغو مجازات اعدام گام بردارد.

کمیسر عالی حقوق بشر در بیانیه خود نوشت: «طبق گزارش‌ها اعتراف‌ها با شکنجه و دیگر رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز اخذ شده‌اند. همچنین گزارش شده که چندین اعدام در ملأ عام انجام شده است.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

تورک افزود: «بنا بر گزارش‌ها، برخی اعدام‌ها تنها چند هفته پس از بازداشت صورت گرفته‌اند. همچنین ۱۲ متهم، پس از تنها یک جلسه سه‌ساعته غیرعلنی، به اعدام محکوم شده‌اند.»

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل تأکید کرده است: «مجازات اعدام با حق حیات ناسازگار و با کرامت انسانی آشتی‌ناپذیر است. چنین مجازاتی در جهان ما هیچ جایگاهی ندارد.»

بیشتر بخوانید: اعدام معترضان در میدان اعتراض؛ رخ‌نمایی قدرت یا نمایش هراس؟

نمایندگی دیپلماتیک جمهوری اسلامی در ژنو به درخواست رویترز برای اظهارنظر در این خصوص پاسخی نداده است. مقام‌های ایرانی همواره از روندهای قضایی جمهوری اسلامی دفاع کرده و مجازات اعدام را مطابق قوانین داخلی و برای حفظ امنیت عمومی ضروری دانسته‌اند.

کشف یک پهپاد در فرودگاه لایپزیگ با “چاشنی” و “ماده ناشناس”

در پی مشاهده یک پهپاد در شب گذشته در فرودگاه لایپزیگ، پروازها در این فرودگاه موقتاً متوقف شد. طبق تحقیقات مشترک سه رسانه آلمانی، شیء مشکوکی که باعث توقف پروازها شد، یک پهپاد دستکاری‌شده بوده است.طبق تحقیقات مشترک شبکه‌های NDR، WDR و روزنامه زوددویچه، کارکنان فرودگاه لایپزیگ یک پهپاد دستکاری‌شده را کشف کرده‌اند که گفته می‌شود در نزدیکی یک هواپیمای ترابری “آنتونوف” ساخت اوکراین قرار داشته است.

بر اساس یک گزارش محرمانه پلیس، به این پهپاد “ماده‌ای ناشناس” متصل شده بود که احتمال می‌رود ماده منفجره بوده باشد. در این گزارش همچنین آمده است که در داخل این ماده “یک چاشنی” قرار داشته است.

به گفته یکی از سخنگویان ناتو، این پهپاد در نزدیکی یک هواپیمای اوکراینی مشاهده شده است. پیش‌تر روزنامه “بیلد” نیز این موضوع را گزارش کرده بود.

طبق اطلاعاتی که از منابع امنیتی منتشر شده، این پهپاد با دستگاه اشعه ایکس مورد بررسی قرار گرفت. پلیس این رویداد را “حادثه‌ای با ابعاد امنیتی” توصیف کرده است.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

قرار بوده تیم خنثی‌سازی مواد منفجره، این پهپاد را به صورت کنترل‌شده منفجر کند. برای این منظور، یک ربات خنثی‌سازی مواد منفجره نیز به کار گرفته شده است. به گفته مقام‌ها، در حال حاضر هیچ خطر عاجلی وجود ندارد.

پلیس لایپزیگ بامداد امروز چهارشنبه ۵ اوت (۱۴ مرداد) اعلام کرد که به دنبال این حادثه، فعالیت پروازی فرودگاه موقتاً متوقف شده بود. به گفته پلیس، چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای مسافربری، به فرودگاه‌های دیگر هدایت شده‌اند.

بخش شمالی فرودگاه فعالیت خود را از نخستین ساعات بامداد امروز دوباره آغاز کرده، اما باند جنوبی همچنان برای ادامه تحقیقات بسته است. طبق این گزارش، پهپاد در باند جنوبی فرودگاه کشف شده و توسط پلیس مورد بررسی قرار گرفته است.

برخورد هواپیما با “جسم ناشناس”

بر اساس گزارش پلیس، هم‌زمان با کشف این پهپاد، حادثه دیگری نیز رخ داده است. طبق این گزارش، یک هواپیمای باری که به دلیل بسته بودن فرودگاه امکان فرود نداشته، در ارتفاع چندصد متری و در نزدیکی فرودگاه با جسم دیگری برخورد کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

مأموران پلیس آلمان پس از فرود این هواپیما در فرودگاه جایگزین در هانوفر، آسیب‌های جزئی در بخش جلویی آن را ثبت کرده‌اند.

طبق این گزارش، پلیس ایالت نیدرزاکسن این پرونده را از منظر احتمال وقوع جرم علیه امنیت کشور بررسی می‌کند. سخنگوی شرکت “دی‌اچ‌ال” نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که یکی از هواپیماهای این شرکت با “جسمی” ناشناس برخورد کرده است.

توبیاس مایر، مدیرعامل “دی‌اچ‌ال”، با اشاره به پیامد “کاملاً محسوس” حوادث شب گذشته، افزود که بررسی‌ها باید مشخص کند دقیقاً چه اتفاقی در این فرودگاه، که از مراکز اصلی فعالیت دی‌اچ‌ال است، رخ داده است.

فرودگاه لایپزیگ یکی از مراکز اصلی انتقال تجهیزات نظامی، از جمله در ارتباط با جنگ اوکراین، به شمار می‌رود. این فرودگاه دو سال پیش نیز از یک فاجعه احتمالی در امان ماند؛ در آن زمان، بسته‌ای که قرار بود از طریق مرکز لجستیکی “دی‌اچ‌ال” به بریتانیا ارسال شود، روی زمین آتش گرفت.

تحقیقات بعدی نشان داد که آن حادثه بخشی از یک عملیات سازماندهی‌شده توسط سازمان‌های اطلاعاتی روسیه بوده است. هم‌اکنون محاکمه پنج نفر که گفته می‌شود از اعضای یک شبکه خرابکاری وابسته به این عملیات هستند، در لیتوانی در جریان است.

افزایش مشاهده پهپادها از زمان آغاز جنگ اوکراین

از زمان آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین، موارد مشاهده پهپادها و همچنین جاسوسی از زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات نظامی در آلمان افزایش یافته است.

بیشتر بخوانید: پهپادها؛ چالش تازه فرودگاه‌های آلمان

فقط در شش‌ماهه نخست سال جاری (۲۰۲۶)، شرکت خدمات کنترل ترافیک هوایی آلمان، در اطراف فرودگاه‌های این کشور ۱۴۵ مورد اختلال ناشی از پروازهای غیرمجاز پهپادها را ثبت کرده است. در اغلب این موارد، مقام‌های مسئول موفق به شناسایی هدایت‌کنندگان پهپادها نشده‌اند.

در ماه ژوئیه، یک شهروند ۳۷ ساله مولداوی در ایالت بایرن، به ظن استفاده از پهپاد برای جاسوسی از یک شرکت صنایع دفاعی دستگیر شد. این فرد پس از دریافت گزارش‌هایی از سوی شهروندان، در حالی بازداشت شد که در نزدیکی محوطه این شرکت بود.

دادستانی کل مونیخ در حال تحقیق درباره این پرونده است. به گفته منابع امنیتی، این مظنون احتمالاً از سازمان‌های اطلاعاتی روسیه دستور گرفته است.

رادیوی برد بلند؛ شبکه‌ای که بدون اینترنت هم کار می‌کند

قطع اینترنت در پی وقایع دی ماه در ایران، بسیاری را به طرح این پرسش واداشت که آیا به راستی راهی برای مقابله با خاموشی دیجیتال وجود دارد یا نه. “رادیوی برد بلند” (LoRa) ممکن است بتواند دیوار آهنین سانسور در ایران را بشکند.ایران، ژانویه ۲۰۲۶؛ همزمان با بزرگ‌ترین اعتراضات از زمان انقلاب اسلامی، حکومت اینترنت را به طور کامل قطع کرد. وب‌سایت “سامانه شناسایی و تحلیل اختلال اینترنت” (IODA) سازمانی که اتصال‌های اینترنتی جهان را پایش می‌کند، اعلام کرد که عملا دیگر هیچ ترافیک داده‌ای وجود ندارد. داگ مادوری، کارشناس زیرساخت اینترنت، از این رویداد به عنوان “بدترین قطع اینترنت در جهان” یاد می‌کند. دور از چشم افکار عمومی جهان، طی همین هفته‌ها تا ۱۸ هزار نفر در جریان سرکوب حکومتی کشته شدند.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این صرفا یک مورد استثنایی نیست. از روسیه و بلاروس گرفته تا میانمار و سودان، هر جا که حکومت‌ها از شکل‌گیری مقاومت، هراس دارند، اینترنت به سلاحی در دست آن‌ها تبدیل می‌شود. این یکی از درس‌های کتابچه راهنمای حکومت‌های اقتدارگرا است: کسی که نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، نمی‌تواند سازماندهی شود. به همین دلیل، فعالان در سراسر جهان با یک پرسش مشترک روبه‌رو هستند: اگر حکومت همه ارتباطات را به طور کامل زیر نظر بگیرد یا اینترنت را به کلی قطع کند، چگونه می‌توان ارتباط برقرار کرد؟ یکی از پاسخ‌ها از جایی غیرمنتظره می‌آید: از دنیای علاقه‌مندان به رادیو آماتوری.

راه‌حل: رادیو به جای روتر

نام این فناوری “لورا” (LoRa) است که مخفف عبارت Long Range Radio به معنای “رادیوی برد بلند” است. این فناوری در اصل برای حسگرهای صنعتی توسعه داده شد، اما ایده آن بسیار ساده است: ماژول‌های رادیویی کوچکی در اندازه تقریبی یک پاکت سیگار که از حدود ۲۰ یورو قابل خرید هستند، بسته‌های داده رمزگذاری‌شده را تا چندین کیلومتر ارسال می‌کنند. بدون وای‌فای، بدون شبکه تلفن همراه و بدون اتصال به اینترنت.

این دستگاه‌ها که “نود” (Node) نامیده می‌شوند، از باندهای فرکانسی بدون نیاز به مجوز استفاده می‌کنند. همان باندهایی که در سراسر جهان برای تجهیزات غیرنظامی مانند ایستگاه‌های هواشناسی و دربازکن‌های گاراژ اختصاص یافته‌اند.

نکته اصلی زمانی رخ می‌دهد که تعداد زیادی از این دستگاه‌ها به یکدیگر متصل شوند. در این صورت، یک “شبکه مش” (Mesh Network) شکل می‌گیرد. هر دستگاه، پیام را به طور خودکار به نزدیک‌ترین دستگاه بعدی منتقل می‌کند. درست مانند چوب [مسابقه دو] امدادی که در میان یک جمعیت دست به دست می‌شود. اگر یکی از دستگاه‌ها از کار بیفتد، پیام مسیر دیگری را پیدا می‌کند. شبکه به طور خودکار خود را ترمیم می‌کند.

در چنین شبکه‌ای هیچ مرکز واحدی وجود ندارد که بتوان آن را از کار انداخت. هیچ ارائه‌دهنده خدماتی وجود ندارد که یک نهاد دولتی بتواند او را تحت فشار قرار دهد. هیچ سروری هم وجود ندارد که دادگاهی بتواند آن را توقیف کند. این ماژول‌های رادیویی معمولا در جایی پنهان می‌شوند و انرژی خود را یا از باتری و یا از یک پنل خورشیدی کوچک تامین می‌کنند.

البته این فناوری در مقایسه با اینترنت یک محدودیت مهم دارد: تنها می‌توان پیام‌هایی با حداکثر ۲۳۷ بایت، یعنی حدود ۲۳۷ حرف، رد و بدل کرد؛ در نتیجه فقط چند کلمه قابل ارسال است. اما این محدودیت مزایایی نیز دارد: نرخ پایین انتقال داده باعث افزایش برد، کاهش مصرف انرژی و کاهش احتمال مکان‌یابی ارتباط رادیویی می‌شود.

ارتباط در شبکه LoRa فقط میان کاربران آن برقرار می‌شود

دو مورد از شناخته‌شده‌ترین سامانه‌هایی که بر پایه این فناوری ساخته شده‌اند، Meshtastic و MeshCore هستند. هر دو رایگان، متن‌باز و فاقد اهداف تجاری.

هر دو پروژه بر یک سازوکار مهم حفاظت از حریم خصوصی تاکید دارند: دستگاه‌هایی که تنها وظیفه انتقال پیام را بر عهده دارند، نمی‌توانند محتوای آن را بخوانند. هیچ شخص ثالثی، از جمله پلیس یا نهادهای دولتی، به محتوای پیام‌ها دسترسی پیدا نمی‌کند.

تیم توسعه‌دهنده MeshCore در وب‌سایت خود این موضوع را با شعار “ارتباطات شما، کلیدهای رمزنگاری شما، کنترل شما” بیان می‌کند. به بیان دیگر، فرستنده کنترل ارتباط را در اختیار خود نگه می‌دارد.

اینکه این ایده حتی در شرایط بسیار دشوار نیز کارآمد است، کاربران اوکراینی نیز آن را تایید می‌کنند. در این کشور، پروژه‌ای با نام Meshtastic-UA به صورت عمومی در گیت‌هاب مستندسازی شده که از این فناوری در جنگ استفاده می‌کند و آن را توسعه می‌دهد. همچنین یک نقشه آنلاین و عمومی، نودهای فعال را در سراسر اوکراین با تراکم چشمگیر در نزدیکی خط مقدم نشان می‌دهد.

MeshCore نیز روی نقشه خود محل استقرار نودهای پراکنده در سراسر جهان را نمایش می‌دهد، هرچند بسیاری از کاربران موقعیت مکانی نودهای خود را پنهان می‌کنند.

چرا سانسور در اینجا بی‌اثر است؟

وقتی حکومت‌ها اینترنت را مسدود می‌کنند، معمولا از مجموعه‌ای از روش‌های شناخته‌شده استفاده می‌کنند: مسدود کردن نشانی‌های آی‌پی و دامنه‌ها، بررسی بسته‌های داده با استفاده از فناوری موسوم به “بازرسی ژرف بسته‌ها” (DPI) و وادار کردن ارائه‌دهندگان خدمات به همکاری از طریق قانون.

برای نمونه، نهادهای مسئول سانسور در روسیه شرکت‌های مخابراتی را ملزم کرده‌اند که دسترسی مستقیم نهادهای امنیتی به داده‌های ارتباطی را فراهم کنند. هر شرکتی که از این دستور سرپیچی کند، مجوز فعالیت خود را از دست می‌دهد. اما همه این اقدامات تنها زمانی امکان‌پذیر است که ارتباطات از طریق اینترنت انجام شود.

شبکه‌های مش مبتنی بر LoRa چنین نیستند. اساسا چیزی برای مسدود کردن وجود ندارد؛ نه دامنه‌ای، نه نشانی آی‌پی و نه ارائه‌دهنده خدماتی. پیام‌ها به شکل امواج رادیویی در هوا جابه‌جا می‌شوند و بدون آنکه توسط دیوارهای آتش یا سامانه‌های نظارتی اینترنت شناسایی شوند، به مقصد می‌رسند.

“باید از خطرات آن آگاه بود”

با وجود تمام مزایای این فناوری، تصور آن به عنوان یک راه‌حل معجزه‌آسا اشتباه است. محدودیت‌های آن واقعی هستند و در حکومت‌های سرکوبگر حتی می‌توانند جان افراد را به خطر بیندازند.

بزرگ‌ترین خطر این است که فرستنده امواج رادیویی قابل مکان‌یابی است. رمزگذاری از محتوای پیام محافظت می‌کند، اما موقعیت مکانی فرستنده را پنهان نمی‌کند. نهادهای دولتی که تجهیزات لازم را در اختیار دارند، می‌توانند با استفاده از روش مثلث‌یابی محل ارسال سیگنال را شناسایی کنند، حتی بدون آنکه از محتوای پیام اطلاعی داشته باشند. البته اگر فرستنده در نقطه‌ای دورافتاده قرار داشته باشد، همچنان نمی‌توان از روی آن به هویت افراد پشت شبکه پی برد.

بیشتر بخوانید: کارزار روایت‌ها؛ هشتگ “وقتی شما نبودید” از چه می‌گوید؟

از سوی دیگر، یک شبکه مش تنها زمانی قدرت واقعی خود را نشان می‌دهد که تعداد کافی از افراد در آن مشارکت داشته باشند. بدون وجود حداقل تعداد لازم از دستگاه‌ها در اطراف، برد شبکه محدود خواهد ماند و ایجاد چنین زیرساختی نیز به زمان نیاز دارد؛ زمانی که در یک بحران ناگهانی ممکن است در دسترس نباشد.

در نهایت، استفاده از تجهیزات رادیویی بدون مجوز در بسیاری از کشورها جرم محسوب می‌شود. برای مثال، در ایران یا روسیه حتی نگهداری چنین دستگاه‌هایی نیز ممکن است پیامدهای حقوقی سنگینی به همراه داشته باشد.

نظریه یا واقعیت؟

اینکه آیا شبکه‌های مش مبتنی بر LoRa در حال حاضر به طور هدفمند توسط فعالان در حکومت‌های سانسورگر مورد استفاده قرار می‌گیرند یا نه، قابل اثبات نیست. زیرا هر کسی که چنین شبکه‌ای را در یک کشور سرکوبگر راه‌اندازی کند، به دلایل کاملا روشن هیچ ردپایی از خود بر جای نمی‌گذارد. مستندسازی چنین فعالیتی می‌تواند جان او را به خطر بیندازد.

بیشتر بخوانید: “امیدوارم اینترنت قطع نشود”؛ روایت زندگی‌های وابسته به اینترنت

اما آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است که اوکراین نشان داده این ایده در شرایط واقعی بحران نیز کارآمد است. سخت‌افزار آن در سراسر جهان، آزادانه قابل تهیه است، کد منبع آن متن‌باز است و کارشناسان مستقل امکان بررسی آن را دارند. همچنین این فناوری به اندازه‌ای بالغ شده که حتی افراد فاقد دانش فنی نیز می‌توانند تنها با چند اقدام ساده آن را راه‌اندازی کنند.

نود: یک دستگاه کوچک، یک پرسش بزرگ

شبکه مش مبتنی بر LoRa جایگزینی برای امنیت دیجیتال همه‌جانبه نیست. این تنها یک ابزار است؛ ابزاری ارزان، غیرمتمرکز و از نظر ساختاری مقاوم در برابر رایج‌ترین شیوه‌های کنترل حکومتی بر ارتباطات.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

در جهانی که هر روز حکومت‌های بیشتری از اینترنت به عنوان ابزار اعمال قدرت استفاده می‌کنند و شرکت‌هایی مانند اپل نیز تحت فشار دولت‌ها برنامه‌های وی‌پی‌ان را از فروشگاه‌های خود حذف می‌کنند، این پرسش بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند: وقتی همه راه‌های دیگر بسته شوند، چه چیزی برای مردم باقی می‌ماند؟

شاید برای برخی، پاسخ در یک ماژول کوچک رادیویی ۲۰ یورویی نهفته باشد.

ابهام در مذاکرات ایران و آمریکا؛ چرا تهران و واشنگتن روایت‌های متناقض منتشر می‌کنند؟

دونالد ترامپ می‌گوید مذاکرات با ایران در جریان است و تهران با آخرین فرصت برای رسیدن به توافق روبه‌روست. مقام‌های ایرانی اما هم‌زمان انجام مذاکره مستقیم یا توافق نهایی با واشنگتن را رد می‌کنند.دونالد ترامپ، رئیس‌ جمهور آمریکا، روز دوشنبه سوم اوت اعلام کرد که مذاکرات با ایران در جریان است و به تهران هشدار داد که این “آخرین فرصت” برای امضای یک توافق مطلوب است. ایران اما همان روز هرگونه مذاکره جاری یا برنامه‌ریزی‌شده با واشنگتن را تکذیب کرد. هم‌زمان با ادامه هدف قرار گرفتن کشتی‌ها در تنگه هرمز، این سیگنال‌های متناقض آینده جنگ و مسیر دیپلماسی را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

پس از اظهارات ترامپ درباره مرحله نهایی توافق احتمالی ایران و آمریکا برای پایان جنگ، روایت‌های متفاوتی منتشر شد. از یک سو، سخنگوی وزارت خارجه ایران رسیدن به توافق را رد کرد. از سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، از گفت‌وگو با عمانی‌ها سخن گفت و تاکید کرد که طرف گفت‌وگوی ایران درباره تنگه هرمز، عمان است نه آمریکا.

این تفاوت در تعبیر فقط بازی با کلمات نیست. واشنگتن کانال غیرمستقیم را مذاکره با ایران می‌خواند و تهران همان روند را گفت‌وگوی فنی با عمان درباره هرمز معرفی می‌کند. هر دو طرف درباره یک روند سخن می‌گویند، اما برای مخاطبان متفاوت، نام‌های متفاوتی بر آن می‌گذارند.

هرمز؛ کانون اصلی اختلاف

تحولات مربوط به کشتیرانی در خلیج فارس، که از زمان محدود شدن شدید عبور و مرور از تنگه هرمز ادامه دارد، بر تنش‌های موجود افزوده است. بنا بر اعلام سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا، روز سه‌شنبه ۴ اوت یک کشتی باری در نزدیکی سواحل عمان و حوالی تنگه هرمز هدف پرتابه‌ای ناشناس قرار گرفته و حادثه را از طریق سامانه‌های مخابراتی خود گزارش کرده است.

بر اساس داده‌های شرکت کپلر، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز همچنان در سطحی پایین قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که روز دوشنبه تنها شش کشتی، شامل سه نفتکش و سه کشتی تجاری، از این مسیر عبور کردند. این رقم در روز قبل هفت فروند بود.

در همین حال، امید به برگزاری مذاکرات و کاهش تنش میان آمریکا و ایران در روزهای اخیر باعث افت قیمت نفت و رشد بازارهای سهام شده است. بهای نفت خام برنت حدود ۷ درصد کاهش یافت و به حدود ۸۳/۷۷ دلار در هر بشکه رسید. شاخص داوجونز نیز در پایان معاملات روز دوشنبه به رکورد تازه‌ای رسید و بازارهای سهام آسیا و قیمت نفت روز سه‌شنبه افزایش اندکی را تجربه کردند.

اما واکنش بازارها بیش از آنکه نشانه حل بحران باشد، نشانه حساسیت شدید اقتصاد جهانی به هر خبر کوچک درباره هرمز است. تا زمانی که مسیر عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز به‌طور پایدار روشن نشود، هر خبر از مذاکره یا حمله می‌تواند بازار انرژی و سهام را جابه‌جا کند.

یک روند، دو نام متفاوت

بابک دربیکی، تحلیلگر سیاسی ساکن لندن و از مدیران پیشین مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید تناقض در سخنان دو طرف به ماهیت بحران و ساختار دیپلماسی آن بازمی‌گردد.

به گفته او، ایران مذاکرات غیرمستقیم را از طریق عمان پیش می‌برد، در حالی که هرگونه گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا را رسماً رد می‌کند. قطر نیز همین روند را تایید کرده است: میانجیگری ادامه دارد، اما دیدار مستقیمی برنامه‌ریزی نشده است.

دربیکی می‌گوید ترامپ این کانال غیرمستقیم را مذاکره می‌نامد، زیرا برای مخاطب داخلی آمریکا به یک دستاورد نیاز دارد. در مقابل، ایران آن را گفت‌وگو درباره هرمز از مسیر مسقط معرفی می‌کند، چون نمی‌خواهد مخاطب داخلی‌اش این روند را نشانه عقب‌نشینی یا تسلیم تلقی کند.

از نگاه او، مسئله اصلی اکنون بودن یا نبودن گفت‌وگو نیست، بلکه محتوای آن است. دربیکی می‌گوید ایران در مذاکرات با عمان خواستار کنترل بر مسیر ورودی کشتی‌ها به هرمز است و آمریکا خواهان باز شدن کامل تنگه. به بیان دیگر، ایران می‌خواهد حاکمیتش بر رفت‌وآمد در تنگه هرمز به رسمیت شناخته شود، اما واشنگتن خواهان عبور و مرور آزاد و بدون اعمال کنترل ایران است. این دو خواسته به‌آسانی با هم جمع نمی‌شوند و همین مسئله مذاکرات را راکد نگه داشته است.

دو جریان در داخل حکومت ایران

دربیکی می‌گوید در داخل ایران دو جریان مشخص درباره توافق با آمریکا وجود دارد.

جریان نخست را می‌توان جریان توسعه و بازسازی از مسیر توافق دانست. این جریان می‌داند که بدون رفع تحریم‌ها و بازگشایی هرمز، اقتصاد ایران توان بازسازی و حتی ادامه حیات ندارد. به گفته دربیکی، محمدباقر قالیباف و احتمالا بخشی از فرماندهان سپاه که پیوندهای اقتصادی دارند، به این جریان نزدیک‌ترند.

جریان دوم را پایداری‌ها و نزدیکان به آنان نمایندگی می‌کنند. این جریان هر توافق با آمریکا را شکست ایدئولوژیک می‌داند و معتقد است ایران باید از موضع قدرت، نه از سر ضرورت اقتصادی، با آمریکا روبه‌رو شود.

اما حتی درون جریان طرفدار مذاکره نیز رقابت وجود دارد. دربیکی می‌گوید قالیباف مذاکره کرده، عراقچی هم تایید کرده بود که مسئولیت مذاکرات به قالیباف سپرده شده اما نامه منسوب به مجتبی خامنه‌ای، مسعود پزشکیان را مسئول معرفی کرده است. از نگاه او، اگر توافق موفق شود، پزشکیان قطعا پیروز معرفی نخواهد شد و اگر شکست بخورد، مقصر پزشکیان خواهد بود.

بیشتر بخوانید: آیا کشورهای خلیج فارس به توافق ایران و آمریکا اعتماد دارند؟

یکی از عوامل تشدید ابهام، وضعیت رهبری در جمهوری اسلامی پس از مرگ علی خامنه‌ای است. دربیکی می‌گوید ایران اکنون در شرایطی اداره می‌شود که قدرت در آن متمرکز نیست. به گفته او، مجتبی خامنه‌ای یا هر کسی که به نام او سخن می‌گوید، در مجموعه‌ای از نهادهای امنیتی قرار دارد.

او معتقد است: «غیبت مجتبی خامنه‌ای اهمیت دارد، زیرا در این خلا، هر جناحی تلاش می‌کند خوانش خود را از زبان رهبری بیان کند که حضور مستقیم ندارد.» از نگاه او، ادعای این هفته که خامنه‌ای به پزشکیان گفته “استعفایت را می‌پذیریم” نیز از همین جنس است. دفتر پزشکیان آن را رد کرده، اما دفتر رهبری سکوت کرده است. به گفته دربیکی، این الزاما پیام رهبر نیست، بلکه می‌تواند حرکت جناح تندرو با نقاب رهبر باشد.

بر همین اساس، دربیکی پیش‌بینی می‌کند مذاکرات غیرمستقیم از مسیر عمان ادامه یابد. به باور او، پزشکیان تحت فشار می‌ماند، اما حذف نمی‌شود؛ زیرا هنوز توان حذف او وجود ندارد، حذفش هزینه سیاسی و بین‌المللی زیادی دارد و هم‌زمان می‌توان در آینده شکست‌ها را به گردن او انداخت. در نهایت، از نگاه دربیکی، اینکه کدام خوانش از وضع موجود، توافق یا تقابل، دست بالا را بگیرد، نه در میز مذاکره، بلکه در میدان داخلی ایران تعیین خواهد شد.

اهرم هرمز و فشار بر منطقه

مقام‌های کشورهای حوزه خلیج فارس و برخی تحلیلگران معتقدند ایران تلاش دارد با تبدیل مسیرهای تجاری، خطوط کشتیرانی و زیرساخت‌های انرژی منطقه به اهرم فشار، هزینه رویارویی با خود را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد. تهران امیدوار است این راهبرد، واشنگتن و متحدانش را به این نتیجه برساند که مهار بحران پرهزینه‌تر از پذیرش خواسته‌های ایران درباره تنگه هرمز است.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

در همین راستا، خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه، نوشته است توافق موقت صلح میان ایالات متحده و ایران نتوانسته آتش‌بس پایدار ایجاد کند یا مسیر روشنی برای مذاکرات باز کند. به نوشته این رسانه، تنگه هرمز عملا بسته است و تبادل آتش ادامه دارد، در حالی که کشورهای خلیج فارس تلاش می‌کنند برای بازگشایی این آبراه و جلوگیری از تشدید بیشتر تنش، به توافقی موقت برسند.

تنگه هرمز همچنان یکی از اصلی‌ترین محورهای اختلاف میان دو طرف است. واشنگتن معتقد است تفاهم‌نامه ماه ژوئن ایران را ملزم به بازگشایی این آبراه راهبردی کرده است، اما تهران تاکید دارد متن این توافق به‌صراحت اختیار ایران بر مدیریت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز را حفظ کرده است.

بخشی از حکومت توافق را نمی‌پذیرد

رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی ساکن پاریس، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «بخشی از ارکان حکومت ایران خواهان به نتیجه رسیدن مذاکرات است.» او با اشاره به پست اخیر مسعود پزشکیان می‌گوید از یک سو دولت خواهان پایان جنگ و به نتیجه رسیدن مذاکره است، اما از سوی دیگر، هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان بیانیه‌ای صادر می‌کند که مذاکرات را “سراب” و “ساده‌انگاری” می‌خواند و توافق را “خیانتی نابخشودنی” می‌داند.

او می‌گوید مشکل اصلی جمهوری اسلامی این است که امروز فردی برای ایجاد توازن وجود ندارد. قبلا علی خامنه‌ای چنین نقشی داشت، اما اکنون مجتبی خامنه‌ای حضور موثر ندارد و هیچ فرد بانفوذ دیگری هم نیست که بتواند این کار را انجام دهد.

علیجانی معتقد است در این شرایط، حکومت ایران به مجموعه‌ای از ائتلاف‌های درونی تبدیل شده که هر کدام به سویی می‌روند. به گفته او، دست بالا را تندروها دارند. با این حال، باید در نظر داشت که ایده‌های تندروها بخشی از ایدئولوژی جمهوری اسلامی است و حتی عمل‌گرایان نیز در تحلیل‌های خود این ایده‌ها را در نظر می‌گیرند.

او می‌گوید: «پاکستان و قطر راه‌حل‌های بینابینی پیشنهاد می‌کنند، اما تهران همچنان به دنبال درخواست‌های حداکثری است.» با این حال، علیجانی معتقد است اگر خطر سقوط نظام بیشتر شود، تهران در نهایت به خواسته طرف مقابل تن خواهد داد.

چرا روایت‌ها متناقض‌اند؟

تناقض در روایت‌های ایران و آمریکا چند علت هم‌زمان دارد. نخست اینکه هر دو طرف باید برای افکار عمومی داخلی خود روایتی قابل قبول بسازند. ترامپ نمی‌خواهد نشان دهد بدون نتیجه وارد جنگی پرهزینه شده و به همین دلیل کانال‌های غیرمستقیم را مذاکره با ایران می‌نامد. تهران نیز نمی‌خواهد تصویر عقب‌نشینی یا گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا را بپذیرد و از همین رو از گفت‌وگوی فنی با عمان سخن می‌گوید.

دوم اینکه خود موضوع مذاکره مبهم و پیچیده است. ایران بحث را در چارچوب حاکمیت بر هرمز تعریف می‌کند، در حالی که آمریکا بر بازگشایی کامل تنگه و آزادی کشتیرانی تأکید دارد. این اختلاف، حتی اگر گفت‌وگوها ادامه داشته باشد، اجازه نمی‌دهد دو طرف به‌سادگی از “پیشرفت” یا “توافق” سخن بگویند.

سوم اینکه در داخل ایران اجماع روشنی وجود ندارد. دولت، مجلس، نیروهای نزدیک به سپاه، پایداری‌ها، مجلس خبرگان، قالیباف، پزشکیان و حلقه‌های منسوب به مجتبی خامنه‌ای هر کدام روایت و منفعت خود را دارند. همین چندپارگی باعث می‌شود هر سیگنال مذاکره با سیگنالی مخالف خنثی شود.

آینده مذاکرات کجا تعیین می‌شود؟

در ماه‌های گذشته، هر اقدام آمریکا با واکنش متقابل ایران همراه شده است؛ واکنش‌هایی که نیروهای آمریکایی در منطقه، متحدان عرب واشنگتن در خلیج فارس و مسیرهای کشتیرانی را هدف قرار داده‌اند. در نهایت، ترامپ هر بار از تشدید کامل درگیری عقب‌نشینی کرده است. این تجربه به تهران نشان داده که فشار بر مسیرهای انرژی و تجارت می‌تواند واشنگتن را وادار به احتیاط کند.

اما همین راهبرد هزینه‌هایی هم دارد؛ هرچه فشار بر کشتیرانی بیشتر شود، کشورهای بیشتری، از جمله کشورهای خلیج فارس، چین، پاکستان و قطر، نگران‌تر می‌شوند و فضای میانجیگری دشوارتر خواهد شد. بنابراین اهرمی که می‌تواند آمریکا را پای میز نگه دارد، ممکن است هم‌زمان فشار دیپلماتیک بر ایران را نیز افزایش دهد.

بیشتر بخوانید: آیا تهران توان فرامنطقه‌ای کردن جنگ را دارد؟

در نهایت، آینده مذاکرات فقط در مسقط، واشنگتن یا تهران تعیین نخواهد شد، بخش مهمی از آن در درون ساختار قدرت ایران رقم می‌خورد. اگر جریان طرفدار توافق بتواند نشان دهد ادامه بن‌بست، اقتصاد و بقای نظام را تهدید می‌کند، احتمال پیشرفت مذاکرات بیشتر می‌شود. اما اگر تندروها بتوانند توافق را به‌عنوان تسلیم و خیانت جا بیندازند، حتی گفت‌وگوهای غیرمستقیم نیز ممکن است به بن‌بست برسد.

به همین دلیل، روایت‌های متناقض درباره مذاکره خود بخشی از بحران‌اند. ایران و آمریکا فقط درباره هرمز مذاکره نمی‌کنند؛ هر دو بر سر معنای مذاکره نیز می‌جنگند. واشنگتن می‌خواهد نشان دهد تهران زیر فشار به گفت‌وگو بازگشته است. تهران می‌خواهد ثابت کند هنوز از موضع حاکمیت و قدرت درباره هرمز سخن می‌گوید. تا زمانی که این دو روایت با هم جمع نشوند، هر خبر از مذاکره می‌تواند هم‌زمان درست و تکذیب‌شده به نظر برسد.

بازداشت یک مرد مسلح در زمین گلف ترامپ

پلیس آمریکا نگران امنیت جانی رئیس جمهور این کشور است. مردی که یک قبضه سلاح کمری و تعدادی فشنگ به همراه داشته، در زمین گلف دونالد ترامپ در کالیفرنیا بازداشت شد. ترامپ تاکنون بارها مورد سوءقصد قرار گرفته است.دو روز پیش از سفر برنامه‌ریزی‌شده دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به زمین گلف خود در ایالت کالیفرنیا، یک مرد مسلح در این محل بازداشت شد.

به گفته پلیس، این مرد ۳۸ ساله توسط مأموران لباس‌شخصی تحت نظر بوده است. پلیس اعلام کرد که او در محوطه زمین گلف، واقع در نزدیکی لس‌آنجلس، رفت‌وآمد می‌کرد و رفتار مشکوکی از خود نشان می‌داد. قرار بوده ترامپ اندکی بعد از این باشگاه گلف بازدید کند.

آن‌گونه که اکنون مشخص شده، مظنون در روز یکشنبه گذشته بازداشت شده است؛ زمانی که «در محوطه زمین گلف تردد می‌کرد، عکس و فیلم می‌گرفت و ظاهراً فعالیت‌های مربوط به برنامه‌ریزی‌های امنیتی را زیر نظر داشت».

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

به گفته پلیس، یک قبضه سلاح کمری و تعدادی فشنگ از او و در خودروش کشف شد. این مرد ۳۸ ساله اهل شهر دونی در نزدیکی محل حادثه است.

باشگاه گلف “ترامپ نشنال” در منطقه “رانچوس پالوس وردس” در نزدیکی لس‌آنجلس قرار دارد. قرار بود دونالد ترامپ چند روز بعد در این محل در ضیافت شامی با حزب جمهوری‌خواه شرکت کند.

کشف دفترچه‌های یادداشت مشکوک

پس از بازداشت این مرد، مأموران واحد مبارزه با تروریسم پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) خانه او را بازرسی کردند. پلیس اعلام کرد که در این بازرسی یک قبضه تفنگ تهاجمی، یک قبضه تپانچه، یک جلیقه ضدگلوله، مهمات، دو دستگاه بی‌سیم و «چندین دفترچه حاوی مطالب نگران‌کننده» کشف شده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ترامپ در گفت‌وگویی با شبکه فاکس‌نیوز، در واکنش به این بازداشت گفت این موضوع که فقط رؤسای جمهوری مهم هدف قرار می‌گیرند “تا حدی به او آرامش خاطر” می‌دهد. او افزود: «و من قطعاً رئیس جمهور مهمی هستم.»

تاکنون چندین سوءقصد علیه ترامپ صورت گرفته است. در ژوئیه ۲۰۲۴، مردی در جریان یک گردهمایی انتخاباتی در ایالت پنسیلوانیا به سوی او تیراندازی کرد و گلوله از کنار گوش نامزد وقت ریاست جمهوری آمریکا عبور کرد.

در سپتامبر ۲۰۲۴ نیز مردی قصد داشت هنگام بازی گلف در فلوریدا ترامپ را به ضرب گلوله از پا درآورد. آن مرد ۵۹ ساله بازداشت و به حبس ابد محکوم شد.

همچنین در آوریل سال جاری مردی مسلح تلاش کرد از ایست بازرسی امنیتی در حاشیه ضیافت سنتی خبرنگاران در واشنگتن، که ترامپ در آن حضور داشت، عبور کند. هنگام بازداشت او چندین گلوله شلیک شد. این فرد به تلاش برای قتل رئیس جمهور آمریکا متهم شده است.

ترامپ: اگر تنگه هرمز باز نشود، ایران ضربه سختی خواهد خورد

رئیس ‌جمهور آمریکا می‌گوید که روز سه‌شنبه، “تمام روز” مذاکراتی با جمهوری اسلامی صورت گرفت. دونالد ترامپ این گفت‌وگوها را “مثبت” توصیف کرد، اما هشدار داد که اگر توافقی حاصل نشود، ایران “ضربه بسیار سختی خواهد خورد”.خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.

در “خبرگاه” می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

ترامپ: اگر تنگه هرمز به‌زودی باز نشود، ایران ضربه بسیار سختی خواهد خورد
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورایالات متحده آمریکا در تازه‌ترین واکنش خود در ارتباط با ایران اعلام کرد که روز سه‌شنبه، “تمام روز” مذاکراتی با جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

او در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز این گفت‌وگوها را “مثبت” توصیف کرد، اما هم‌زمان هشدار داد که اگر توافقی حاصل نشود، ایران “ضربه بسیار سختی خواهد خورد”.

رئیس جمهور آمریکا که در جریان سفر به ایالت کالیفرنیا سخن می‌گفت با بیان این که “گفت‌وگوهای بسیار خوبی در جریان است” بار دیگر گفت که “ایران مشتاق یافتن راهی برای پایان دادن به درگیری‌ها است”.

او افزود: «تنها چیزی که اهمیت دارد، اقدام عملی است. آن‌ها می‌خواهند به توافق برسند. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.»

ترامپ در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: «اگر آن‌ها [جمهوری اسلامی] دوباره از توافق عقب‌ بکشند، به‌شدت هدف حمله قرار خواهند گرفت. خودشان این را می‌دانند. کاملا از آن آگاه هستند. من هیچ انتخاب دیگری ندارم. آن‌ها نمی‌توانند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند. موضوع به همین سادگی است.»

او همچنین با بیان این که “زمان زیادی” در اختیار دارد، گفت که به باور او “توافق ممکن است فردا یا پس‌فردا حاصل شود”.

اظهارات ترامپ درباره تنگه هرمزدر حالی بیان می‌شود که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه گفته بود واشنگتن و تهران هنوز گفت‌وگوها درباره عبور از آبراه‌های مهم بین‌المللی را نهایی نکرده‌اند، “اما در این مذاکرات پیشرفت حاصل شده و آمریکا امیدوار است توافقی خیلی زود به دست آید”.

روبیو همچنین گفته بود مذاکرات میان عمان و ایران درباره عبور ایمن کشتی‌های بیشتر از تنگه هرمز در جریان است و آمریکا نیز در این گفت‌وگوها مشارکت دارد.

وزیرخارجه آمریکا در عین حال اشاره کرده بود که “مذاکرات تهران و مسقط درباره عبور ایمن دریایی، هم‌زمان با حرکت به سمت گفت‌وگوهای گسترده‌تر درباره برنامه هسته‌ای ایران در حال انجام است”.

زنگ خطر “کم‌آبی” برای اقتصاد و کشاورزی آلمان و اروپا

کم‌آبی رودخانه‌ها فقط کشتیرانی را مختل نکرده است. تولید برق و محصولات کشاورزی نیز آسیب دیده‌اند. اقتصاددانان درباره کاهش رشد اقتصادی و کشاورزان نسبت به افت تولید و افزایش قیمت مواد غذایی در آلمان و اروپا هشدار می‌دهند.خشکسالی و افت بی‌سابقه سطح آب رودخانه‌ها در آلمان و اروپا، از حمل‌ونقل و تولید برق تا کشاورزی و رشد اقتصادی را تحت تأثیر قرار داده است.

اقتصاددانان درباره کاهش رشد اقتصادی آلمان، کارشناسان انرژی در مورد احتمال محدود شدن تولید برق، و کشاورزان نسبت به افت برداشت محصولات و افزایش قیمت مواد غذایی هشدار می‌دهند. در همین حال، برآوردهای اتحادیه اروپا از کاهش چشمگیر تولید بسیاری از محصولات کشاورزی در غرب و مرکز این قاره حکایت دارد.

روزنامه “بیلد” به نقل از تیلو شفر، کارشناس مؤسسه اقتصاد آلمان، گزارش داده است که رشد تولید ناخالص داخلی این کشور ممکن است ۰٫۴ درصد کمتر از پیش‌بینی قبلی باشد. او هشدار داده است که اگر کشتیرانی در رود راین، به دلیل کاهش سطح آب، برای مدت طولانی مختل شود، «آن نهال بسیار کوچک رشد اقتصادی را هم خواهد خشکاند».

به گفته این اقتصاددان، علت این است که در این صورت حجم جابه‌جایی کالاها به شکل چشمگیری کاهش می‌یابد و در نتیجه، بسیاری از بخش‌های اقتصادی مجبور به کاهش تولید خواهند شد. چند روز پیش نیز “مؤسسه اقتصاد جهانی کیل” نسبت به پیامدهای منفی این وضعیت هشدار داده بود.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

در پی کاهش سطح آب رودخانه‌ها در آلمان، اشتفن بیلگر، وزیر حمل‌ونقل این کشور، روز پنجشنبه آینده ۶ آگوست (۱۵ مرداد) یک نشست کارشناسی در شهر بن برگزار خواهد کرد.

اختلال در تولید برق فرانسه و مجارستان

پایین بودن سطح آب رودخانه‌ها همچنین موجب محدودیت‌هایی در تولید برق شده است. در فرانسه توان تولید بسیاری از نیروگاه‌های هسته‌ای کاهش یافته است. در مجارستان نیز خطر خارج شدن تنها نیروگاه هسته‌ای این کشور از مدار وجود دارد.

این نیروگاه از آن جهت وضعیت ویژه‌ای دارد که فاقد برج‌های خنک‌کننده است و به همین دلیل به‌شدت به آب رود دانوب وابسته است. تأمین انرژی سراسر مجارستان نیز وابسته به این نیروگاه است.

در این میان، بسیاری از شرکت‌ها، از جمله خودروسازان آلمانی، ناچار شده‌اند تولید در کارخانه‌های خود در مجارستان را کاهش دهند.

احتمال کاهش تولید برق در آلمان

آندریاس شرودر، کارشناس انرژی در “بنیاد هرتی”، کاهش تولید و حتی اختلال در تولید برق در آلمان را نیز محتمل می‌داند. او در گفت‌وگو با رادیو “دویچلندفونک” گفت که نیروگاه‌های زغال‌سنگ‌سوز، برای تأمین سوخت خود، به حمل‌ونقل از طریق کشتی در رودخانه‌ها و کانال‌های آبی وابسته‌اند. به گفته او، کاهش سطح آب در حال حاضر این‌گونه حمل‌ونقل‌ها را مختل کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

افزون بر این، نیروگاه‌های زغال‌سنگ‌سوز و گازسوز نیز برای خنک‌سازی به آب نیاز دارند. با این حال، شبکه برق آلمان تاکنون پایدار مانده است. شرودر تأکید می‌کند که در تولید انرژی نباید همه چیز را به یک گزینه محدود کرد.

اتحادیه اروپا برای افزایش امنیت تأمین انرژی در این قاره، قصد دارد شبکه‌های انتقال برق فرامرزی را گسترش دهد. با این حال، بازارهای برق در بسیاری از کشورها، از جمله به دلیل تردید افکار عمومی نسبت به اتصال شبکه‌های برق به کشورهای دیگر، همچنان تا حد زیادی از یکدیگر جدا هستند.

خطر افت تولید و افزایش قیمت‌ها در آلمان

کشاورزان در پی تداوم خشکسالی هشدار می‌دهند که تولید مواد غذایی با افت چشمگیری روبه‌رو خواهد شد و قیمت‌ها افزایش خواهد یافت.

اتحادیه کشاورزان ایالت هسن آلمان اعلام کرده است که تداوم دمای بالا و کاهش بارندگی باعث شده که مراتع دیگر رشد نکنند. به گفته این اتحادیه، به‌ویژه دامداران اکنون با چالش تأمین علوفه مورد نیاز دام‌های خود روبه‌رو هستند.

همچنین اتحادیه کشاورزان ایالت نیدرزاکسن هشدار داده است که خشکسالی و گرما در آینده می‌تواند به کاهش قابل توجه بازده محصولات کشاورزی منجر شود.

چشم‌انداز تیره محصولات کشاورزی در اروپا

از دیگر کشورهای اروپایی نیز هشدارهای مشابهی به گوش می‌رسد. سخنگوی انجمن تولیدکنندگان سبزیجات فرانسه اعلام کرده است که گرما، خشکسالی و آتش‌سوزی‌های جنگلی، به همه انواع محصولات زراعی، از جمله ذرت، سبزیجات و غلات، خسارت‌های سنگینی وارد کرده‌اند. به گفته او، ممکن است امسال محصولات کشاورزی به ارزش چند ده میلیون یورو از بین بروند.

در اسپانیا نیز وزارت کشاورزی پیش‌بینی کرده است که برداشت غلات این کشور از ۲۴ میلیون تن در سال گذشته به حدود ۱۸٫۵ میلیون تن در سال جاری کاهش یابد. اتحادیه اروپا نیز پیش‌بینی خود از میزان برداشت محصولات کشاورزی را کاهش داده است.

در همین حال، موج‌های گرما در اروپا روند رسیدن محصولات پاییزه را شتاب بخشیده و چشم‌انداز محصولات بهاره و تابستانه را تضعیف کرده است. به‌ویژه اقتصاد غرب و مرکز اروپا با کاهش پیش‌بینی میزان برداشت محصولات کشاورزی روبه‌رو شده است.

موج‌های پیاپی گرما در اواخر ژوئن و اواسط ژوئیه، در بخش‌های گسترده‌ای از غرب و جنوب اروپا به دماهای بسیار بالا انجامید و به‌ویژه بخش کشاورزی را تحت فشار قرار داد.

در حالی که محصولات پاییزه در بسیاری از مناطق به مراحل پایانی رشد خود رسیده یا در آستانه برداشت هستند، محصولات بهاره و تابستانه بیش از همه از گرما و تنش ناشی از خشکسالی آسیب دیده‌اند. دمای بالا روند رسیدن محصولات پاییزه را تسریع کرده و زمان برداشت را جلو انداخته است.

بر اساس تازه‌ترین داده‌های پایش منابع کشاورزی (JRC MARS)، وابسته به مرکز پژوهش مشترک کمیسیون اروپا، پیش‌بینی میزان برداشت محصولات پاییزه در اتحادیه اروپا، نسبت به ماه گذشته، بین یک تا چهار درصد کاهش یافته است. به این ترتیب، پس از برداشت استثنائاً بالای سال گذشته، عملکرد گندم معمولی در اتحادیه اروپا نیز به سطحی متعارف‌تر بازمی‌گردد.

ترکیب گرمای شدید و بارندگی اندک، به‌ویژه در غرب و مرکز اروپا، مشکلات فراوانی ایجاد کرده است. میزان رطوبت مفید خاک به شکل محسوسی کاهش یافته و همین مسئله بر رشد بسیاری از محصولات بهاره و تابستانه تأثیر منفی گذاشته است. پیش‌بینی میزان برداشت همه محصولات بهاره و تابستانه کاهش یافته، اما این کاهش به‌ویژه در مورد ذرت و آفتابگردان چشمگیر بوده است.

طبق گزارش مرکز پایش منابع کشاورزی، تازه‌ترین کاهش برآوردها برای این دو محصول نسبت به ماه ژوئن، بین شش تا هفت درصد بوده است. اگر هوای گرم و خشک ادامه یابد، احتمال وخیم‌تر شدن اوضاع وجود دارد. به‌ویژه در مناطق مهم کشاورزی فرانسه، جنوب شرقی اروپا و شمال ایتالیا، خطر کاهش بیشتر تولید رو به افزایش است.

بحرانی‌ترین مناطق

وضعیت در مناطق مختلف اروپا یکسان نیست. در فرانسه، شمال ایتالیا و بخش‌هایی از اروپای مرکزی، دمای بالا و کاهش رطوبت خاک، تنش ناشی از کمبود آب را به‌شدت افزایش داده است. زمین‌های کشاورزی فاقد سامانه آبیاری، بیش از همه آسیب دیده‌اند.

در مجارستان و بخش‌هایی از رومانی نیز خشکسالی قبلی تشدید شده است. کاهش پیش‌بینی برداشت در این مناطق، که از مراکز مهم تولید ذرت و آفتابگردان به شمار می‌روند، ظرفیت تولید اتحادیه اروپا را بیش از پیش محدود می‌کند. در مقابل، در ایرلند با وجود تسریع روند رسیدن محصولات، کاهش قابل توجهی در میزان برداشت پیش‌بینی نمی‌شود.

در کنار خشکسالی، برخی مناطق با مشکلی معکوس نیز روبه‌رو شده‌اند. بارندگی‌های فراتر از حد معمول در بخش‌هایی از لهستان و کشورهای حوزه بالتیک، ممکن است برداشت محصولات را به تأخیر بیندازد و کیفیت دانه‌ها را کاهش دهد. همچنین، طوفان‌های محلی همراه با تگرگ و تندباد، به محصولات بهاره و تابستانه در شمال ایتالیا، اسلوونی، کرواسی و آلمان خسارت وارد کرده است.

در مقابل، وضعیت در ترکیه مثبت ارزیابی می‌شود. بهار خنک و پربارش در این کشور، زمینه برداشت بی‌سابقه محصولات پاییزه و چشم‌اندازی مطلوب برای محصولات بهاره و تابستانه را فراهم کرده است. این روند می‌تواند جایگاه ترکیه را به عنوان یکی از تأمین‌کنندگان و صادرکنندگان مهم محصولات کشاورزی در منطقه تقویت کند.

جمهوری اسلامی و اربعین ۱۴۰۵؛ هزینه هنگفت و دستاورد اندک

اربعین امسال در حالی برگزار شد که جنگ ایران، تحولات سیاسی در عراق و تغییر موازنه‌های منطقه‌ای، پرسش‌های تازه‌ای درباره جایگاه این رویداد سیاسی-مذهبی برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. گفت‌وگو با موسی شریفی و رضا علیجانی.هر سال با نزدیک شدن به مناسبت دینی اربعین، بخش قابل توجهی از امکانات اجرایی، امنیتی، حمل‌ونقل و بودجه عمومی ایران برای برگزاری و پشتیبانی از بزرگ‌ترین مراسم مذهبی شیعیان در عراق بسیج می‌شود. با این حال، هنوز هیچ گزارش رسمی و جامعی از مجموع هزینه‌هایی که دولت و نهادهای عمومی برای این رویداد پرداخت می‌کنند، منتشر نشده است؛ هزینه‌هایی که به گفته برخی برآوردهای مستقل، با احتساب اعتبارات مستقیم و غیرمستقیم، به هزاران میلیارد تومان می‌رسد.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این در حالی است که اقتصاد ایران همچنان با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، کسری بودجه و محدودیت منابع عمومی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از همین رو، منتقدان معتقدند در یک نظام حکمرانی پاسخگو، تخصیص چنین منابعی به یک مراسم مذهبی، آن هم در شرایط بحران اقتصادی، غیرقابل توجیه است.

اما راهپیمایی اربعین برای جمهوری اسلامی تنها یک آیین دینی نیست. به باور ناظران و تحلیلگران، این مراسم نوعی نمایش مشروعیت، تثبیت روایت سیاسی خود و ابزاری برای گسترش نفوذ منطقه‌ای است.

آیا معادله تغییر کرده است؟

اربعین ۱۴۰۵ در شرایطی برگزار شد که وضعیت با سال‌های گذشته تفاوت‌های قابل توجهی دارد؛ از جنگ اخیر ایران و پیامدهای آن گرفته تا تحولات سیاسی عراق، تغییر موازنه‌های منطقه‌ای و افزایش انتقادها نسبت به سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی.

موسی شریفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر جهان عرب به دویچه وله فارسی می‌گوید: «دولت عراق پس از به روی کار آمدن علی الزیدی بیش از هر زمان برای تثبیت حاکمیت ملی خود بر نقش نهادهای رسمی در مدیریت مراسم اربعین تأکید می‌کند، تا نشان دهد امنیت و اداره این رویداد در اختیار دولت عراق است، نه بازیگران غیر دولتی یا شبه‌نظامیان نیابتی.»

به گفته او، به همین دلیل، حساسیت نسبت به گروه‌های مسلح بخصوص حشدالشعبی برای خلع سلاح به‌ویژه پس از فشارهای آمریکا و همچنین بحث‌های داخلی درباره آینده گروه‌های نزدیک به ایران افزایش یافته است.

شریفی می‌افزاید: «حضور و نقش این گروه‌ها در مراسم با حساسیت بیشتری دنبال می‌شود و تلاش می‌شود جلوه رسمی و دولتی مراسم پررنگ‌تر باشد به طوری که برخی نهادهای امنیتی در شهرهای شیعه‌نشین، بالا بردن پرچم ایران را ممنوع کرده‌اند.»

این تحلیلگر جهان عرب به تلاش‌های جمهوری اسلامی پس از سال ۲۰۰۳ و سقوط رژیم صدام اشاره می‌کند، تا بتواند با استفاده از مراسم اربعین “یک مانور سیاسی فرقه‌ای” ایجاد کند.

او اضافه می‌کند: «حکومت ایران با هزینه‌های میلیاردی تا یک میلیون زائر روانه کربلا می‌کرد تا هم در داخل عراق نقش خود را پر رنگ کند و هم در برابر عربستان سعودی که سالانه از حدود چهار میلیون زائر در مکه و مدینه استقبال می‌کند، عرض اندامی کرده باشد. لذا برغم اینکه اربعین همچنان بزرگ‌ترین تجمع مذهبی شیعی باقی مانده، اما امسال بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر ملاحظات امنیتی، رقابت‌های سیاسی و شرایط ژئوپلیتیکی منطقه قرار دارد.»

رضا علیجانی، فعال و تحلیلگر سیاسی در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی می‌گوید: «راهپیمایی اربعین در زمانه خودش یک حرکت اعتراضی علیه ظلم و ستم و بر علیه قاتلان امام حسین بوده که به تدریج یک جنبه، مذهبی، آیینی و مناسکی پیدا کرده است و بخشی از مردم مذهبی در عراق و برخی علما در آن شرکت می‌کرده‌اند و به ندرت هم کسی از ایران شرکت می‌کرده است.»

این تحلیلگر سیاسی می‌گوید که در چند سال اخیر سپاه قدس به عنوان “یک مانور سیاسی در برابر رقبای منطقه‌ای و قدرت‌نمایی در برابر قدرت‌های جهانی” پشت این مراسم قرار گرفته است.

علیجانی می‌افزاید: «حتی به یاد دارم که علی خامنه‌ای به عنوان “رزمایش اربعین” از آن یاد کرده است. اما به تدریج آن هم مشکلات خودش را نشان داد. جمهوری اسلامی سعی می‌کرد از این راهپیمایی برای نوعی ایجاد وحدت و همبستگی در جبهه مقاومت استفاده کند، ولی خود همین ماجرا در داخل عراق به مشکلاتی برخورد تا جایی که بخش قابل توجهی از شیعیان عراق مداخلات جمهوری اسلامی را باعث و بانی ناامنی و مشکلات کشور خودشان دانستند. حتی دو سه سال پیش مقتدی صدر بیانیه داد و خطاب به شیعیان عراق گفت که زوار ایرانی را اذیت نکنید و این نشان می‌داد که مقاومت منفی به وجود آمده بود.»

او به اقدام مقتدی صدر، از رهبران شناخته‌شده شیعیان، در آستانه اربعین امسال اشاره می‌کند که در یک نامه اعتراضی به جمهوری اسلامی و طرف آمریکایی نوشت که کشور عراق را به “بستر نزاع با هم” تبدیل نکنند.

علیجانی همچنین از “نوعی جنگ مراجع” صحبت می‌کند: «هرچند علی خامنه‌ای سعی کرد با گفتن اینکه پوسترهای من را نبرید از تنش بکاهد، اما همیشه نزاعی بین موکب‌های طرفداران علی خامنه‌ای و آیت‌الله شیرازی که یک رهبر و مرجع تقلید شیعه مخالف جمهوری اسلامی است، به وجود می‌آمد. اما به تدریج با مقاومتی که در درون شیعیان عراق به وجود آمد بار سیاسی ماجرا کمتر و بار مذهبی بیشتر شد. در سال‌های اخیر هم اکثر مصاحبه‌هایی که از زوار ایرانی در شبکه‌های جمهوری اسلامی پخش می‌شود، می‌شنویم که از عشق امام حسین می‌گویند. هرچند آمار و ارقامی نداریم که چند درصد آنان به چه انگیزه‌ای به این راهپیمایی می‌روند.»

به اعتقاد این فعال و تحلیلگر سیاسی مقیم فرانسه، در سال اخیر جمهوری اسلامی به علت از دست دادن علی خامنه‌ای سعی کرده است “فارغ از وحدت بین شیعیان و در حاشیه جبهه مقاومت که عکس‌العمل‌های منفی ایجاد می‌کند، عمدتا روی انتقام خون علی خامنه‌ای تاکید کند”.

هزینه‌های میلیاردی در سایه بحران اقتصادی ایران

رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی با اشاره به هزینه‌های هنگفت حکومت برای برگزاری این مراسم و مقایسه وضعیت مردم ایران، در دسترس نبودن دارو و امکانات درمانی و ارسال دارو به عراق و حتی مشکلات شهرداری‌ها که بودجه‌ای برای باسازی خرابی‌های جنگ ندارند اما به عراق نیرو و پول می‌فرستند، می‌گوید: «فکر می‌کنم این اقدامات به جز دامن زدن به شکاف بین دولت و ملت و نمک پاشیدن بر زخم مردم ثمری نداشته باشد. این هزینه‌ها هم عمدتا توسط بودجه‌های دولتی تامین می‌شود. البته بخشی از آن را هم افراد مذهبی تامین می‌کنند.»

از نگاه او، اکثر جامعه ایران که در فقر و مشکلات اقتصادی زندگی می‌کنند و اکثریت بالایی که به گفته او “کاملا مخالف جمهوری اسلامی هستند”، اربعین واقعی را در خود جمهوری اسلامی می‌بینند.

علیجانی می‌افزاید: «من فکر می‌کنم اگر شمر و یزید برای امام حسین اربعین برگزار می‌کردند، کمتر مضحک بود تا جمهوری اسلامی که ادعای اربعین و ظلم‌ستیزی داشته باشد. خود جمهوری اسلامی هزاران هزار جوان ایرانی را کشته است و اربعین واقعی را مادران و خانواده‌های دادخواه در گورستان‌ها و آرامستان‌ها اجرا می‌کنند.»

نفوذ از طریق راهپیمایی اربعین در عراق

موسی شریفی، روزنامه‌نگار و تحلیلگر جهان عرب در پاسخ به پرسش دویچه وله فارسی درباره نفوذ جمهوری اسلامی از طریق مدیریت و نقش‌آفرینی در راهپیمایی اربعین می‌گوید «مشارکت نهادهای ایرانی در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل، خدمات درمانی، هماهنگی زائران و همکاری با موکب‌ها، از نگاه تهران بخشی از دیپلماسی مذهبی و قدرت نرم جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.»

با وجود این، او جمهوری اسلامی را در اجرای سیاست‌های خود ناکام می‌داند: «عراق یک کشور عربی است و فرهنگ و زبان و نفس او عربی است، اما ایران تلاش کرده که چتر عربی این کشور و وابستگی با محیط عربی آن را کم‌رنگ جلوه دهد، با این حال به دلیل شکست گفتمان فرقه‌ای و اسلام‌گرایی در کل منطقه نتوانسته موفق شود.»

بیشتر بخوانید: آینده نیروهای نیابتی ایران در لبنان و عراق چگونه خواهد بود؟

به گفته این تحلیلگر سیاسی ساکن عربستان سعودی، در عراق طی سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹، گرایش‌های ملی‌گرایانه تقویت شده است: «ما شاهد سر دادن شعار “ایران برا برا” (ایران از کشورمان خارج شو) در شهرهای کربلا و نجف و بخش بزرگی از جامعه و جریان‌های سیاسی عراق بودیم. بسیاری از نخبگان و روشنفکران عراقی خواهان کاهش نفوذ همه بازیگران خارجی، اعم از ایران، آمریکا و دیگر کشورها در عراق هستند. این نگاه سبب شده حساسیت نسبت به هرگونه نقش‌آفرینی خارجی در مناسبت‌های مذهبی نیز افزایش یابد. ایران تلاش می‌کند که شکست نفوذ خود در لبنان و از دست دادن سوریه را در عراق و یمن جبران کند، اما به عقیده من این کار در شرایط کنونی ناممکن است.»

اربعین ۱۴۰۵، آزمون جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی

رضا علیجانی با اشاره به ارائه “آمار و ارقام اغراق‌آمیز” در رابطه با اربعین توسط حکومت ایران در سال‌های گذشته می‌گوید: «امسال آن آمار و ارقام را نه در رابطه با کل اربعین و نه در رابطه با ایرانی‌ها که رفتند مطرح کردند. مشکل دیگر آنها امسال این بود که به هرحال نیروهای پا در رکاب و پایگاه اجتماعی محدودی دارند. حتی تذکر دادند کسانی که می‌روند سریع برگردند که میدان‌های شهرهای ایران که در آن تجمعات شبانه برگزار می‌کنند خلوت نشوند. هرچند که این تجمعات هم به علت اختلافاتی که به وجود آماده است به مرور زمان خلوت‌تر شده‌اند.»

به اعتقاد رضا علیجانی، کارکردی که سپاه قدس از راهپیمایی اربعین دنبال می‌کرد، به علت “تغییر و تحولات به وجود آمده در منطقه، نابودی بخشی از جبهه مقاومت و اختلافاتی در درون شیعیان عراق حتی روحانیون سابقا طرفدار جمهوری اسلامی”، از دست رفته است و به باور او “دُز سیاسی و ضد آمریکایی و اسرائیلی مسئله کمرنگ‌تر شده و دُز مذهبی آن بالا رفته است”.

او اضافه می‌کند: «این راهپیمایی هم به تدریج روی دست جمهوری اسلامی مانده اما حداقل به صورت غیرمستقیم از آن به عنوان یک عنصر بسیج‌کننده نیروهای خودش که آنان را در شور و هیجان نگهدارد، استفاده می‌کند. امسال نیروهای تندرو در این تجمعات سعی کرده‌اند بر انتقام خون علی خامنه‌ای تاکید کنند اما اینکه در سالیان آینده به کدام سمت خواهد رفت در واقع تابع این است که شرایط داخلی ایران و منطقه به کدام سمت خواهد رفت. ولی تقریبا می‌شود این پیش‌بینی را داشت که ابعاد مذهبی آن پررنگ‌تر و ابعاد سیاسی آن کمرنگ‌تر خواهد شد.»

بیشتر بخوانید: آینده نیروهای نیابتی ایران در یمن چگونه خواهد بود؟

موسی شریفی، تحلیلگر جهان عرب، نیز معتقد است «نفوذ جمهوری اسلامی تا حدودی هنوز قابل توجه است، اما نسبت به سال‌های پس از شکست داعش، پیچیده‌تر و تا حدی محدودتر شده است.»

به گفته او، ایران همچنان از روابط مذهبی، بعضا اقتصادی و امنیتی با بخش‌هایی از ساختار سیاسی (احزاب شیعی) عراق برخوردار است و این یکی از ابزارهای نفوذ تهران به شمار می‌رود، اما “کفه آمریکا سنگین‌تر است” به ویژه که با نظام رسمی بغداد و اربیل در تعامل و هماهنگی مستمر است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله

او با اشاره به سیاست دولت عراق که بیش از گذشته بر استقلال تصمیم‌گیری و حفظ توازن در روابط خارجی تأکید دارد، “برقراری قراردادهای هنگفت با ترکیه و ملاقات‌های الزیدی با احمد شرع و سعودی‌ها” را حاکی از این رویکرد می‌داند.

از نگاه شریفی، سوی دیگر ماجرا فشارهای آمریکا، رقابت کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی و امارات برای گسترش روابط با بغداد و همچنین مطالبات داخلی عراق برای تقویت حاکمیت ملی است که فضای مانور ایران را نسبت به گذشته بسیار محدودتر کرده است.

به گفته این تحلیلگر جهان عرب آینده این نفوذ نیز تا حد زیادی به سه عامل بستگی خواهد داشت: «روند روابط تهران و واشنگتن، وضعیت گروه‌های مسلح در عراق و توان دولت بغداد در تثبیت اقتدار نهادهای رسمی این کشور. به نظر من ایران چیزی جز گفتمان فرقه‌ای و حمایت از شبه‌نظامیان برای نفوذ ندارد و این ابزارها با توجه به هزینه هنگفت جنگ و ویرانی در منطقه در حال رنگ‌باختن هستند.»