Previous Next

ضد و نقیض گویی درباره نفتکش نوقیف شده


فیلم زیر: نخستین تصاویر از نفتکش توقیف شده توسط سپاه پاسداران

رسانه‌های جمهوری اسلامی گزارش داده‌اند که سپاه پاسداران یک نفتکش خارجی دیگر را در خلیج فارس توقیف کرده است. بر اساس فیلمی که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) از لحظه توقیف این نفتکش (فیلم زیر) به دست آورده، این کشتی عراقی است. این در حالیست که وزارت حمل و نقل عراق اعلام کرد که نفتکش توقیف شده هیچ ارتباطی با این کشور ندارد.

نیروی دریايی سپاه پاسداران روز یکشنبه خبر توقیف این شناور را با چهار روز تاخیر اعلام کرد و گفت: شناوری که در نزدیکی جزیره فارسی توقیف شده به عراق تعلق دارد و بار آن گازوییل قاچاق بوده است.

از سوی دیگر وزارت حمل و نقل عراق در بیانیه‌ای وجود هرگونه ارتباط با کشتی توقیف شده توسط سپاه پاسداران را تکذیب کرد و گفت: كشتی توقیف شده در خلیج فارس متعلق به عراق نیست.

به نقل از خبرگزاری حکومتی مهر، نفتکش توقیف شده به بوشهر انتقال یافته و سوخت این شناور نیز با هماهنگی مسئولان قضایی به شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی استان بوشهرتحویل داده شد.

اینستاگرام منتسب به سرکرده ناجا مسدود شد

برنا نوشت:در پی اقدام اخیر اینستاگرام نسبت به مسدود سازی صفحات فرماندهان سپاه در فضای اینستاگرام، صفحه منتسب به فرمانده ناجا نیز مسدود شد.

پس از قرار گرفتن نام سپاه پاسداران، صفحه بسیاری از فرماندهان سپاه در اینستاگرام مسدود شد. حتی برخی از صفحات مرتبط با شهدا نیز دچار مشکل شدند.

یک شهروند بهایی دیگر در کرج بازداشت شد

یک شهروند بهایی دیگر در کرج بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، یکی دیگر از شهروندان بهایی در کرج به نام ابوالفضل انصاری، از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

یک منبع مطلع به کمپین گفت: «ماموران امنیتی هنگام ورود به منزل آقای زیبایی کارت شناسایی نیروی انتظامی را نشان داده و پس از تفتیش منزل او را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.»
بنا به گفته این منبع آگاه؛ آقای انصاری مشکل قلبی دارد و مدتی پیش پس از انجام یک عمل جراحی در قلبشان باتری کار گذاشته شده‌بود.

همچنین در این روز ماموران امنیتی در کرج روح‌الله زیبایی شهروند بهایی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

کمپین پیش‌تر خبر بازداشت آقای زیبایی را منتشر کرده‌بود.

بازداشت آقای زیبایی از سوی ۷ مامور اداره اطلاعات در منزل شخصی‌ او در باغستان کرج در استان البرز و بدون ارایه حکم قضایی صورت گرفته‌بود.

تا این لحظه از اتهامات وارده و محل نگهداری این دو شهروند بهایی اطلاعی در دست نیست.

گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در طی عمر حکومت ایران بارها به بهایی ستیزی توسط حکومت ایران اعتراض کرده‌اند و آن را مصداق بارزی از بی‌توجهی دولت ایران به معاهدات حقوق بشری دانسته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی، بهاییت را به عنوان دین یا مذهب به رسمیت نمی‌شناسد، از این رو بازداشت و زندانی کردن بهاییان نیز در طول چهار دهه کماکان ادامه داشته است.

اعضای آیین بهایی در ایران بزرگترین گروه اقلیت مذهبی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند. در سال‌های اخیر، بدرفتاری با بهاییان تشدید شده است و شامل تخریب قبرستان‌های آنان، دستگیری‌های خودسرانه، حمله به منازل، ضبط اموال، اخراج از کار، و سلب حقوق مدنی اساسی از آنها شده است. جوانان بهایی ایرانی همچنان از حق تحصیلات دانشگاهی محرومند و هر دانشگاهی که دانشجویان بهایی در آن مشغول به تحصیل باشند وادار به اخراج آنها می‌شود. متخصصین بهایی از انتصاب در شغل‌های دولتی محروم هستند و به دلیل اعتقاداتشان از جانب شرکت‌های خصوصی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. حتی کسانی که از آنها دفاع می‌کنند نیز مورد حمله قرار می‌گیرند.

اشک تمساح برای قربانیان تیراندازی آمریکا

به گزارش ایسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی با ابراز تاسف از کشتار ده‌ها تن از شهروندان در دو ایالت آمریکا با مردم این کشور بویژه خانواده قربانیان این جنایات هولناک ابراز همدردی و برای ده‌ها مجروح این حوادث تلخ آرزوی بهبودی و سلامتی کرد.

فیلم؛ اینهم سرنوشت کارگران مظلوم تبریزی

کارگران منطقه ۴ شهرداری تبریز جان به لب شده اند!

بیش از یکسال است شهرداری منطقه چهار برخی حق و حقوق کارگران را پرداخت نمی‌کند

ما پشت درب‌ها مانده‌ایم/کسی پاسخگو نیست!

روزی هیچ چیزی نداشت یکباره میلیاردر شد

رئیس کمیسیون اصل ۹۰ در مجلس ششم می‌گوید: وقتی افراد بر اساس نظر شورای نگهبان به مجلس می‌آیند دیگر خود را در برابر ملت مسئول نمی‌دانند، چرا نماینده‌ای که روزی هیچ چیزی نداشت یکباره میلیاردر می‌شود؟ وقتی پسر نماینده‌ای می‌گوید چهارتا شغل دارم این یعنی چه؟

حجت‌الاسلام انصاری‌راد با بیان اینکه این امتیاز گرفتن ها و باج‌گیری‌ها به مروز زمان به همه ارکان نظام سرایت می‌کند و تنها در مجلس نیست به خبرآنلاین گفت: اگر همین الان ثروت کسانی را که در دوره‌های گذشته به مجلس آمده‌اند را محاسبه کنند و با امروز مقایسه کنند خواهد دید که کسانی که روزی هیچ چیزی نداشتند امروز صاحب میلیاردها مال و اموال شده‌اند.چرا باید این اتفاق بیفتد؟ رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ششم گفت: کسانی که میلیاردها پول صرف آمدن به مجلس می‌کنند، در صورتیکه تمام حقوق مجلس از اول تا آخرش به میلیارد نمی‌رسد طبیعتا باید چندین برابر آن توقع داشته باشد و این اصل فساد است.

انصاری راد درباره مصادیق امتیازگیری نمایندگان نیز گفت: وقتی پسر نماینده می‌گوید من چهارتا شغل دارم، این از کجا ناشی می‌شود؟ موارد از این دست بسیار است و تا زمانی که تبعیض وجود داشته باشد باید منتظر این رفتارها هم باشیم.

ضرب و شتم پرستار توسط پزشک حزب اللهی

عضو نظام پرستاری شیراز از ضرب و شتم یک پرستار شیرازی توسط پزشک خبر داد؛ در پی این اتفاق، تشکل‌های صنفی پرستاران سراسر کشور این عمل زشت را محکوم کردند.

به گزارش ایلنا، یک حادثه در شیراز، موجی از همدلی و اعتراض پرستاران را برانگیخت: «ضرب و شتم یک پرستار توسط پزشک».

محسن حاتمی (عضو سازمان نظام پرستاری شیراز) در ارتباط با این حادثه دردناک می‌گوید: پرستاران جزو مظلوم‌ترین و نجیب‌ترین اقشار زحمتکش جامعه هستند که همواره مورد بی‌مهری و عدم اجرای قوانین حرفه‌ای و برخورد‌های تبعیض آمیز سیستم بهداشت و درمان قرار گرفته‌اند.

جمعه شب، یک پزشک متخصص در یکی از بیمارستان‌های استان فارس، یک پرستار را مورد فحاشی و ضرب و شتم قرار می‌دهد و خانم پرستار دیگری که در بخش حضور داشته، به دلیل دیدن این صحنه‌ها دچار استرس شده و تا مرز سقط جنین پیش رفته است. ضرب و شتم پرستار شیفت سرانجام با دخالت پلیس ۱۱۰ پایان پذیرفت.

وی افزود: شب حادثه اعضای نظام پرستاری برای دلجویی از پرستاران در بیمارستان مذکور حضور یافته و در جریان امور قرار گرفتند؛ این دو پرستار به دنبال ادامه روند شکایت از این پزشک هستند و از مسئولین انتظار می‌رود که با پیگیری این ماجرا از حقوق قشر زحمتکش پرستار دفاع کنند.

این اتفاق، موجی از همدلی میان پرستاران برانگیخت؛ تشکل‌های پرستاری در استان‌های مختلف به این حادثه دردناک اعتراض کردند؛ خانه پرستار خراسان رضوی، حمله به پرستار بیمارستان در شیراز، توسط یکی از پزشکان متخصص را محکوم نموده و از مراجع قضایی و مسئولان عالی وزارت بهداشت، تقاضای رسیدگی و مجازات فرد ضارب و خاطی را دارد.

زلزله ۵.۲ ریشتری در کهکیلویه و بویر احمد

زلزله ای به بزرگی ۵.۲ ریشتر استان کهکیلویه و بویر احمد، حوالی چرام را در ساعت ۰۰:۲۱:۱۸ دوشنبه ۱۴ مرداد لرزاند. این زمین لرزه در عمق ۱۰ کیلومتری رخ داده است.

نزدیک‌ترین شهرهای مربوط به این زلزله ۱۸ کیلومتری چرام، ۲۶ کیلومتری دوگنبدان و ۳۱ کیلومتری دهدشت در استان کهگیلویه وبویر احمد بوده است.

هنوز گزارشی از خسارات احتمالی این زلزله ارائه نشده است.

این زمین لرزه در استان‌های خوزستان، بوشهر و اصفهان نیز احساس شده است.

تهدید به اعدام برای گرفتن اعترافات اجباری


تهدید به اعدام؛ احمدرضا جلالی جهت اخذ اعترافات اجباری تحت فشار قرار دارد

خبرگزاری هرانا – احمدرضا جلالی، زندانی دو تابعیتی محکوم به اعدام از روز دوشنبه هفته گذشته توسط یک نهاد امنیتی به مکان نامعلومی منتقل شده است. وی جهت اخذ اعترافات اجباری برای گشودن پرونده ای جدید تحت فشار قرار دارد و به اجرای زودهنگام حکمش در صورت عدم همکاری با این نیروها تهدید شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احمدرضا جلالی از روز دوشنبه ۷ مردادماه ۱۳۹۸، از زندان اوین به مکان نامعلومی منتقل شده و جهت اخذ اعترافات جدید تحت فشار قرار گرفته است.

ویدا مهران نیا همسر آقای جلالی روز جاری در گفت‌وگو با گزارشگر هرانا گفت: “هنوز مشخص نیست که وی توسط چه نهادی و به چه مکانی منتقل شده است. ایشان طی تماسی با خانواده خود گفته است که جهت اخذ اعترافات اجباری تحت بازجویی و فشار قرار دارد و توسط این نیروها به اجرای زودهنگام حکم اعدامش در صورت عدم همکاری برای گشودن پرونده جدید تهدید شده است”.

همسر احمدرضا جلالی افزود: این اواخر وضعیت جسمانی آقای جلالی دوباره وخیم شده بود به همین دلیل قرار بود طی هفته جاری به بیمارستان اعزام شده و تحت مراقبت های پزشکی قرار بگیرد؛ با این حال به جای آن، تحت فشارهای روحی و جسمی سنگین‌تری قرار گرفته است.

آقای جلالی پیشتر طی تماسی تلفنی از انتقالش به یک سلول انفرادی مجهز به دوربین های مداربسته تحت تدابیر شدید امنیتی و احتمال اجرای حکم اعدامش خبر داده بود.

این استاد دانشگاه در اردیبهشت ۱۳۹۵ به دعوت دانشگاه تهران به ایران رفته بود، اما توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به اتهام “محاربه از طریق جاسوسی برای اسرائیل” بازداشت شد. دادستان تهران احمدرضا جلالی را به “انتقال اطلاعات مربوط به پروژه‌های به کلی سرّی نظام در حوزه‌های تحقیقاتی، نظامی، دفاعی و هسته‌ای در قبال دریافت مبالغی به همراه حق شهروندی کشور سوئد برای خود و خانواده‌اش” متهم کرده است.

احمدرضا جلالی، پزشک ایرانی که به تازگی شهروندی سوئد را نیز دریافت کرده بود، به اتهام جاسوسی به اعدام محکوم و این حکم در آذرماه سال ۹۶ توسط دیوان عالی کشور تائید شد.

احمدرضا جلالی، در تاریخ ۲۵ آبان‌ماه ۹۷ به دلیل بیماری و درد شدید در شکم به بیمارستان منتقل شده و روز یکشنبه ۲۷ آبان‌ماه ۹۷ تحت عمل جراحی قرار گرفت. وی یک روز پس از عمل جراحی به زندان بازگردانده شده بود.

وی پس از انجام عمل جراحی و علیرغم احتمال ابتلا به بیماری سرطان از رسیدگی پزشکی محروم مانده بود.

لازم به ذکر است، احمدرضا جلالی پس از پایان تحصیلات در رشته پزشکی در ایران در مرکز حوادث طبیعی فعالیت داشت. او در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸) برای ادامه تحصیل به سوئد رفت، در آنجا در همین رشته مدرک دکترا گرفت، سپس فوق دکترای خود را در رشته پزشکی بحران در دانشگاه پیه‌مونتو ایتالیا گذراند و پس از آن به همراه همسر و دو فرزند خود ساکن سوئد شد

کشتار ۶۷ و ضرورت اعلام روز ملّی دادخواهی


حنیف حیدرنژاد

روزهای اول ماه مرداد هر سال تا پایان شهریور ماه در ایران یادآور کشتار سیاسی هزاران زندانی سیاسی در زندان‌های ایران است که با عناوین مختلفی از آن یاد می‌شود از جمله «کشتار تابستان ۶۷».

آنان زندانیان دارای گرایش‌ها یا تعلقات مختلف و متفاوت سیاسی و عقیدتی بودند. اکثر آنها بیش از ۵ یا ۶ سال بود که زندانی بوده، «محاکمه» شده و حکم گرفته بودند. برخی در آستانه‌ی آزادی از زندان قرار داشتند و برخی دوره محکومیتشان سپری و به اصطلاح «ملّی کِشی» می‌کردند. اعدام آنها در دسته‌های چند ده نفری و در سکوت انجام شد. خانواده‌های اعدام‌شدگان از اعدام عزیزانشان بی‌اطلاع نگاه داشته می‌شدند، اگر چه بعدا به برخی از خانواده‌ها ساک یا برخی وسایل شخصی اعدام‌شدگان تحویل داده شد. نهادهای حکومتی بطور یکدست در مورد چگونگی و زمان اعدام و محل دفن اعدام‌شدگان سکوت کرده و هیچگاه مسئولیت این اعدام‌ها را نپذیرفتند. برای سال‌های طولانی حکومت سعی در مسکوت نگه داشتن این جنایت داشت. گورستان خاوران در جنوب شرقی تهران که محل دفن دسته جمعی صدها تن از این اعدام‌شدگان است به نماد این جنایت بدل شد. تجمع خانواده‌های اعدام‌شدگان در ماه‌های مرداد و شهریور در این محل و برگزاری مراسم یادبود، با وجود همه تهدیدات امنیتی، «دادخواهی» را به شعار اصلی و کانونی تبدیل کرد. خانواده‌ها خواهان روشن شدن حقیقت در مورد علت و چرایی اعدام عزیزانشان شدند، می‌خواستند و می‌خواهند جزئیات اعدام آنها را بدانند، وصیت‌نامه آنها را داشته باشند و از محل دفن عزیزانشان با اطلاع باشند و سرانجام آنکه می‌خواهند تا آمران و عاملین این جنایت در یک دادگاه صالح به محاکمه کشیده شده و پاسخگوی اعمال خود باشند.

از اوایل دهه ۸۰ خورشیدی با فعالیت خانواده و بازماندگان اعدام‌شدگان، به ویژه مادران آنها و با تلاش برخی از جان به دربردگان از این کشتار، افکار عمومی‌ به تدریج از این جنایت و ابعاد آن مطلع شده و رسانه‌ها نیز به آن توجه نشان دادند. به ویژه اینترنت و رسانه‌های اجتماعی تاثیر مهمی‌ در شکسته شدن دیوار سکوت و عمومی‌ شدن این واقعه داشته و دارند. در چند سال اخیر و به ویژه پس از انتشار نوار صوتی آیت‌الله حسینعلی منتظری در این مورد، که در آن زمان بطور رسمی‌ «قائم مقام» آیت‌الله روح‌الله خمینی بود، نقش شخصی خمینی در صدور حکم برای این کشتار را علنی‌تر کرد. منتظری در دیدار با افرادی که از سوی خمینی برای اجرای حکم کشتار زندانیان سیاسی به ملاقات او رفته بودند به این کشتار اعتراض کرده و آن را «بزرگترین جنایت که در جمهوری اسلامی‌ شده و در تاریخ ما رو محکوم می‌کنند» نامیده و هیئتی که مجری این حکم شده‌اند را نیز اینگونه خطاب می‌کند: «شما را در آینده جزو جنایتکاران توی تاریخ می‌نویسند». اعضای این هیئت که به «هیئت مرگ» مشهور است در طول سال‌های بعد از این کشتار پست‌های مهم و بالای حکومتی داشته‌اند.

علنی شدن هرچه بیشتر این کشتار، برگزاری دادگاه ایران تریبونال، تهیه چندین فیلم مستند و انتشار مصاحبه با جان به دربردگان از آن کشتار، توجه افکارعمومی‌ ایران و تلاش فعالین حقوق بشری ایرانی و سازمان‌های حقوق بشری جهانی، باعث شده تا در چند سال اخیر دست اندرکاران آن جنایت و برخی مقام‌های حکومتی به ناچار سکوت را شکسته و بدون ورود به جزئیات و ابعاد آن کشتار، به توجیه آن بپردازند.

همه قرائن نشان می‌دهد که زمینه‌های سیاسی- اجتماعی برای طرح هرچه گسترده‌تر این جنایت در عرصه‌های بین‌المللی فراهم شده و نظام جمهوری اسلامی‌ هر سال بیشتر موضع تدافعی‌ اتخاذ می‌کند.

قاضی جفری رابرتسون، یک حقوقدان برجسته انگلیسی است که از سوی بنیاد حقوق بشری نیرومند ماموریت یافت تا در مورد این جنایت تحقیق کند. او بیش از یک سال و نیم در این مورد به تحقیق پرداخت، منابع مختلف ایرانی و بین‌المللی را بررسی کرد و با برخی از خانواده‌ها و جان به دربرگان از این کشتار گفتگو کرد. او در گزارش خود از جمله می‌نویسد:«کشتار زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی‌در سال ١٣۶٧ ، ۵ سال پیش از تشکیل دادگاه‌های بین‌المللی برای مجازات مرتکبان جنایات علیه بشریت در یوگسلاوی سابق و روآندا، رخ داد. در بهار همان سال، صدام حسین کردهای ساکن حلبچه را با گازهای سمی‌ کشت و از انتقام سازمان ملل هم مصون ماند. در فضای سیاسی که با پایان جنگ ایران و عراق در تابستان ١٣۶٧ ایجاد شد دیپلمات‌ها و کارمندان سازمان ملل متحد عملاً جنایتی را که هر دو دولت مرتکب شده بودند نادیده گرفتند. اما آنچه به ایران دادند معافیت از مجازات بود و پیامی‌ که همراه دارد: اگر بتوان هزاران زندانی را پنهانی و بی‌محاکمه کشت و از کیفر گریخت به یقین می‌توان دیگر اصول حقوق بین‌الملل را هم زیر پا گذاشت و از مجازات مصون ماند، مخالفان را در کشورهای دیگر کشت و حتی به ساختن سلاح‌های هسته‌ای هم پرداخت. در سال ١٣۶٧، هنگامی‌که سازمان ملل متحد، دولت‌ها و کمیسیون‌های عضوش، نتوانستند یا نخواستند مجدّانه به تحقیق درباره کشتار دستجمعی در زندان‌های ایران بپردازند، جمهوری اسلامی‌ایران به آسانی به این واقعیت پی برد که حقوق بین‌الملل نه تنها دندان تیزی ندارد از بهم ساییدن دندان‌هایش هم عاجز است […] به اعتقاد من دولت ایران اصول مسلم حقوق بین‌الملل را در چهار مورد مشخص به شدّت نقض کرده است که همانا اصول ناظر بر مسئولیت دولت و فرد در ارتکاب جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت باشد».

آری! کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ «جنایت علیه بشریت» است. این یک «واقعه ملّی» است. اینکه سازمان‌های سیاسی مختلف به دلیل تعلق عقیدتی و سیاسی اعضا یا هوادارن اعدام شده‌ی خود، فقط زمان خاصی حد فاصل بین مرداد تا شهریور هر سال را به «بزرگداشت» اعدام شدگان گروه خود اختصاص داده و حتی از یادبود دیگر اعدام شدگان خودداری می‌کنند، تقلیل آن جنایت بزرگ به یک واقعه کوچک است. اعدام شدگان، فراتر از هر نوع تعلق عقیدتی یا سیاسی، «انسان» بودند، آنها از نقاط مختلف ایران بودند، بنابراین این کشتار یک «واقعه ملّی است» و نه فقط یک موضوع حزبی و سازمانی. موضوع اصلی کشتار ۶۷ فرار از مسئولیت و پاسخگو نبودن آمرین و عاملین این جنایت و پایمال شدن عدالت و حقوق اعدام شدگان و خانواده‌های آنها و کل جامعه است. شایسته است بجای بزرگداشت‌های مختلف و پراکنده از اوایل مرداد تا پایان شهریور هر سال، روز یا هفته‌ای حد فاصل این دو ماه با عنوان «روز ملّی دادخواهی» اعلام گردد.

ضمن گرامیداشت یاد اعدام شدگان و همه قربانیان بی‌عدالتی، باید بر حق‌طلبی تاکید کرد. جامعه مدرن به انسان‌هایی با حس اعتماد به نفس و آگاه به حقوق انسانی خود نیاز دارد. در برابر بی‌عدالتی و پایمال شدن هر نوع حقوق انسانی، وحدت و همبستگی ملّی است که ضرورت دارد. به پاسِ آن احساسات و عشق‌های پرپر شده، بجای برجسته کردن خشم و کینه، به دور از منافع حزبی و عقیدتی و سازمانی، شایسته است که کرامت و حقوق انسان در کانون توجه قرار بگیرد. باید بر اهمیت عدالت تاکید شده و همه ابزارهای لازم در یک حکومت، رسانه‌ها و افکار عمومی‌ چنان حساس شوند که «دادخواهی» در برابر هر نوع بی‌عدالتی به یک موضوع ملّی تبدیل شده و خِرد و احساس مسئولیت جمعی جای فراموشی و بی‌تفاوتی را بگیرد تا با درس گرفتن از آن کشتار و همه بی‌عدالتی‌های دیگر که در عمر چهل ساله جمهوری اسلامی‌اتفاق افتاده، ایرانِ آینده‌ی بعد از جمهوری اسلامی، خالی از تکرار هر نوع کشتار و اعدام و بی‌عدالتی شده و اجرای عدالت و دادخواهی از حقوقِ همه شهروندان به امری مسلم و خدشه‌ناپذیر تبدیل شود.