Previous Next

كنوانسيون‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان ( مصوب‌ 18 دسامبر 1979 ميلادي‌ (مطابق‌ با 28/9/1358 شمسي‌) مجمع‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد(22)

زنان و حقوق برابر: نقد و بررسی کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و سند پکن - ویکی‌نور، دانشنامهٔ تخصصی

مقدمه‌

دول‌ عضو كنوانسيون‌ حاضر، با عنايت‌ به‌ اينكه‌ منشور ملل‌ متحد برپايبندي‌ به‌ حقوق‌ اساسي‌ بشر، كرامت‌ و ارزش‌ هر فرد انساني‌ و برابري‌ حقوق‌ زن‌ و مرد تأكيد دارد.

با عنايت‌ به‌ اينكه‌ اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر اصل‌ قابل‌ قبول‌ نبودن‌ تبعيض‌ را تأييد نموده‌، اعلام‌ مي‌دارد كه‌ كليه‌ افراد بشر آزاد به‌ دنيا آمده‌ و از نظر منزلت‌ و حقوق‌ يكسان‌ بوده‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تمايزي‌، از جمله‌ تمايزات‌ مبتني‌ بر جنسيت‌، حق‌ دارند از كليه‌ حقوق‌ و آزاديهاي‌ مندرج‌ در اين‌ اعلاميه‌ بهره‌مند شوند،


با عنايت‌ به‌ اينكه‌ دول‌ عضو ميثاقهاي‌ بين‌المللي‌ حقوق‌ بشر متعهد به‌ تضمين‌ حقوق‌ برابر زنان‌ و مردان‌ در بهره‌مندي‌ از كليه‌ حقوق‌ اساسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و سياسي‌ مي‌باشند،

با در نظر گرفتن‌ كنوانسيونهاي‌ بين‌المللي‌ كه‌ تحت‌ نظر سازمان‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ به‌ منظور پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ منعقد گرديده‌اند،

همچنين‌ با عنايت‌ به‌ قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و توصيه‌هايي‌ كه‌ توسط‌ ملل‌متحد و سازمانهاي‌ تخصصي‌ براي‌ پيشبرد تساوي‌ حقوق‌ زنان‌ و مردان‌ تصويب‌ شده‌ است‌،

در عين‌ حال‌، با نگراني‌ از اينكه‌ به‌ رغم‌ اين‌ اسناد متعدد، تبعيضات‌ عليه‌ زنان‌ همچنان‌ به‌ طور گسترده‌ ادامه‌ دارد،

با يادآوري‌ اينكه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ ناقض‌ اصول‌ برابري‌ حقوق‌ و احترام‌ به‌ كرامت‌ انساني‌ است‌ و مانع‌ شركت‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ در زندگي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌ كشور و نيز گسترش‌ سعادت‌ جامعه‌ و خانواده‌ شده‌ و شكوفايي‌ كامل‌ قابليت‌ها و استعدادهاي‌ زنان‌ در خدمت‌ به‌ كشور و بشريت‌ را دشوارتر مي‌نمايد،

با نگراني‌ از اينكه‌ در شرايط‌ فقر و تنگدستي‌ زنان‌ از حداقل‌ امكان‌ دسترسي‌ به‌ مواد غذايي‌، بهداشت‌، تعليم‌ و تربيت‌ و فرصتهاي‌ شغلي‌ و ساير نيازها برخوردارند،

با اعتقاد بر اينكه‌ تأسيس‌ نظام‌ نوين‌ اقتصاد بين‌الملل‌ براساس‌ مساوات‌ و عدالت‌ در تحقق‌ پيشبرد برابري‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفاء مي‌نمايد،

با تأكيد بر اينكه‌ ريشه‌كن‌ كردن‌ آپارتايد، اشكال‌ مختلف‌ نژادپرستي‌، تبعيض‌نژادي‌، استعمار، استعمارنو، تجاوز، اشغال‌ و سلطه‌ و دخالت‌ خارجي‌ در امور داخلي‌ دولتها مستلزم‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ مردان‌ و زنان‌ مي‌باشد،

با تأييد بر اينكه‌ تحكيم‌ صلح‌ و امنيت‌ بين‌المللي‌، تشنج‌زدايي‌ بين‌المللي‌، همكاري‌هاي‌ متقابل‌ دول‌ صرف‌ نظر از نظام‌هاي‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ آنان‌، خلع‌ سلاح‌ كامل‌ و عمومي‌ و بويژه‌ خلع‌ سلاح‌ اتمي‌ تحت‌ نظارت‌ و كنترل‌ دقيق‌ و مؤثر بين‌المللي‌، تأكيد بر اصول‌ عدالت‌، مساوات‌ و منافع‌ متقابل‌ در روابط‌ بين‌ كشورها و احقاق‌ حق‌ مردم‌ تحت‌ سلطه‌ استعمار و بيگانه‌ و اشغال‌ خارجي‌ به‌ دستيابي‌ به‌ حق‌ تعيين‌ سرنوشت‌ و استقلال‌ و همچنين‌ احترام‌ به‌ حاكميت‌ ملي‌ و تماميت‌ ارضي‌ باعث‌ توسعه‌ و پيشرفت‌ اجتماعي‌ خواهد شد و در نتيجه‌ به‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ بين‌ مردان‌ و زنان‌ كمك‌ خواهد كرد،

با اعتقاد بر اينكه‌ توسعه‌ تمام‌ و كمال‌ يك‌ كشور، رفاه‌ جهاني‌ و برقراري‌ صلح‌ مستلزم‌  شركت‌ يكپارچه‌ زنان‌ در تمام‌ زمينه‌ها در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ است‌،

با يادآوري‌ سهم‌ عمده‌ زنان‌ در تحقق‌ رفاه‌ خانواده‌ و پيشرفت‌ جامعه‌، كه‌ تا كنون‌ كاملاً شناسايي‌ نشده‌ است‌، اهميت‌ اجتماعي‌ مادري‌ و نقش‌ والدين‌ در خانواده‌ و در تربيت‌ كودكان‌، و با آگاهي‌ از اينكه‌ نقش‌ زنان‌ در توليد مثل‌ نبايد اساس‌ تبعيض‌ قرار گيرد بلكه‌ تربيت‌ كودكان‌ مستلزم‌ تقسيم‌ مسئوليت‌ بين‌ زن‌ و مرد و جامعه‌ به‌ طور كلي‌ مي‌باشد،

با اطلاع‌ از اينكه‌ تغيير در نقش‌ سنتي‌ مردان‌ و زنان‌ در جامعه‌ و خانواده‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ مساوات‌ كامل‌ ميان‌ زنان‌ و مردان‌ ضروري‌ است‌،

با عزم‌ بر اجراي‌ اصول‌ مندرج‌ در اعلاميه‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و در اين‌ راستا اتخاذ اقدامات‌ ضروري‌ براي‌ از ميان‌ برداشتن‌ اين‌ گونه‌ تبعيض‌ها در اشكال‌ و صور آن‌، بر مقررات‌ زير توافق‌ كرده‌اند:

بخش‌ 1

 ماده‌ 1

از نظر اين‌ كنوانسيون‌، عبارت‌: «تبعيض‌ عليه‌ زنان‌»، به‌ معني‌ قائل‌ شدن‌ هر گونه‌ تمايز، استثناء يا محدوديت‌ براساس‌ جنسيت‌ است‌ كه‌ بر به‌ رسميت‌ شناختن‌ حقوق‌ بشر زنان‌ و آزاديهاي‌ اساسي‌ آنها و بهره‌مندي‌ و اعمال‌ آن‌ حقوق‌، برپايه‌ مساوات‌ با مردان‌، صرف‌نظر از وضعيت‌ تأهل‌ آنها، در تمام‌ زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اقتصادي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌، مدني‌ و ديگر زمينه‌ها اثر مخرب‌ دارد يا اصولاً، هدفش‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ وضعيت‌ است‌.

ماده‌ 2

دولتهاي‌ عضو، تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را به‌ هر شكل‌ محكوم‌ مي‌نمايند و موافقت‌ مي‌نمايند بدون‌ درنگ‌، به‌ طرق‌ مقتضي‌، سياست‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را تعقيب‌ نمايند و بدين‌ منظور، بر امور زير تعهد مي‌نمايند:

الف‌: گنجاندن‌ اصل‌ مساوات‌ زن‌ و مرد در قانون‌ اساسي‌ يا ديگر قوانين‌ متناسب‌ داخلي‌ خود، اگر تا كنون‌ چنين‌ كاري‌ انجام‌ نشده‌ و حصول‌ اطمينان‌ از تحقق‌ عملي‌ اين‌ اصل‌، از طريق‌ وضع‌ قانون‌ (منظور قوانين‌ عادي‌ لازم‌الاجراست‌) و طرق‌ مناسب‌ ديگر.

ب‌: اتخاذ تدابير قانوني‌ و غيره‌ از جمله‌ وضع‌ ضمانت‌ اجراهاي‌ مناسب‌ به‌ منظور جلوگيري‌ از اعمال‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌.

ج‌: حمايت‌ قانون‌ از حقوق‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ با مردان‌ و حصول‌ تضمين‌ و اطمينان‌ از حمايت‌ مؤثر زنان‌ عليه‌ هر نوع‌ تبعيض‌، از طريق‌ دادگاههاي‌ صالح‌ ملي‌ و ديگر مؤسسات‌ عمومي‌.

د: خودداري‌ از انجام‌ هر گونه‌ اقدام‌ و عمل‌ تبعيض‌آميز عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ اينكه‌ مقامات‌ و مؤسسات‌ عمومي‌ بر طبق‌ اين‌ تعهد عمل‌ نمايند.

ه‌: اتخاذ هر گونه‌ اقدام‌ مناسب‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ توسط‌ هر فرد، سازمان‌ يا مؤسسه‌.

و: اتخاذ تدابير لازم‌، از جمله‌ تدابير قانونگذاري‌، براي‌ تغيير يا لغو قوانين‌، مقررات‌، عادات‌ و عملكردهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ تبعيض‌آميز هستند.

ز: نسخ‌ كليه‌ مقررات‌ كيفري‌ داخلي‌ كه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ را در بردارند.

ماده‌ 3

دولتهاي‌ عضو در همه‌ زمينه‌ها، مخصوصاً در زمينه‌هاي‌ سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌ و فرهنگي‌، تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ از جمله‌ قانونگذاري‌ را اعمال‌ خواهند كرد، تا از توسعه‌ و پيشرفت‌ كامل‌ زنان‌ اطمينان‌ حاصل‌ كنند و در نتيجه‌، برخورداري‌ زنان‌ را از حقوق‌ بشر و آزاديهاي‌ اساسي‌ بر پايه‌ تساوي‌ با مردان‌ تضمين‌ كنند.

ماده‌ 4

  1. پذيرش‌ تدابير ويژه‌ موقتي‌ كه‌ به‌ منظور تسريع‌ برابري‌ موقت‌ ميان‌ مردان‌ و زنان‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد نبايد به‌ عنوان‌ تبعيض‌ به‌ نفع‌ زنان‌ آنچنان‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ تعريف‌ شده‌ است‌ تلقي‌ گردد ولي‌ به‌ هيچوجه‌ نبايد منتج‌ به‌ حفظ‌ استانداردهاي‌ جداگانه‌ يا نامساوي‌ بشود، اين‌ اقدامات‌ و تدابير هنگامي‌ كه‌ اهداف‌ برابري‌ فرصتها و برخورد مساوي‌ زنان‌ با مردان‌ حاصل‌ شد متوقف‌ خواهد گرديد.

  2. همچنين‌ اقدامات‌ ويژه‌اي‌ كه‌ توسط‌ دولتهاي‌ عضو صورت‌ مي‌گيرد از جمله‌ تدابيري‌ كه‌ در اين‌ كنوانسيون‌ وجود دارد و هدف‌ آن‌ حمايت‌ از ايفاي‌ نقش‌ مادري‌ زنان‌ است‌ نبايد تبعيض‌آميز تلقي‌ گردد.

ماده‌ 5

دولتهاي‌ عضو، اقدامات‌ مقتضي‌ زير را به‌ عمل‌ خواهند آورد:

الف‌: تغيير الگوهاي‌ رفتاري‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردان‌ و زنان‌ به‌ منظور دستيابي‌ به‌ برانداختن‌ تعصبات‌، عادات‌ و ديگر روشهاي‌ عملي‌ كه‌ بر طرز تفكر پست‌نگري‌ يا برتربيني‌ يك‌ جنس‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ ديگر يا نقش‌ كليشه‌اي‌ زنان‌ و مردان‌ مبتني‌ است‌.

ب‌: حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ تعليم‌ و تربيت‌ خانواده‌، شامل‌ درك‌ صحيح‌ از مادري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ وظيفه‌ اجتماعي‌ و شناسايي‌ مسئوليت‌ مشترك‌ زن‌ و مرد در تربيت‌ و رشد كودكان‌ مي‌شود.

اين‌ امر را هم‌ بايد درك‌ كرد كه‌ منافع‌ كودكان‌ در همه‌ موارد از اولويت‌ برخوردار است‌.

ماده‌ 6

دولت هاي‌ عضو بايد به‌ هر نوع‌ اقدام‌ مقتضي‌ از جمله‌ وضع‌ قانون‌ دست‌ بزنند تا از هر گونه‌ معامله‌ بر روي‌ زنان‌ و بهره‌برداري‌ از فحشاي‌ آنها جلوگيري‌ نمايند.

بخش‌ 2

 ماده‌ 7

دولتهاي‌ عضو كنوانسيون‌ موظف‌اند اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زندگي‌ سياسي‌ و عمومي‌ كشور، اتخاذ نموده‌ و مخصوصاً اطمينان‌ دهند كه‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌، حقوق‌ زير را براي‌ زنان‌ تأمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ رأي‌ دادن‌ در همه‌ انتخابات‌ و همه‌پرسي‌هاي‌ عمومي‌ و صلاحيت‌ انتخاب‌ شدن‌ در همة‌ ارگانهاييكه‌ با انتخابات‌ عمومي‌ برگزيده‌ مي‌شوند.

ب‌: حق‌ شركت‌ در تعيين‌ سياست‌ دولت‌ و اجراي‌ آنها و به‌ عهده‌ گرفتن‌ پست‌هاي‌ دولتي‌ و انجام‌ وظايف‌ عمومي‌ در تمام‌ سطوح‌ دولتي‌.

ج‌: حق‌ شركت‌ در سازمانها و انجمن‌هاي‌ غيردولتي‌ مربوط‌ به‌ زندگي‌ عمومي‌ و سياسي‌ كشور.

ماده‌ 8

دولت هاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مناسب‌ و مقتضي‌ براي‌ اطمينان‌ و تضمين‌ اين‌ امر فراهم‌ آورند كه‌ زنان‌ در شرايط‌ مساوي‌ با مردان‌ و بدون‌ هيچگونه‌ تبعيض‌ بتوانند نمايندگي‌ دولت‌ خود را در سطح‌ بين‌المللي‌ احراز كنند و در كارهاي‌ سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ مشاركت‌ داشته‌ باشند.

  ماده‌ 9

  1. دولتهاي‌ عضو، به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ در زمينه‌ كسب‌، تغيير و يا حفظ‌ تابعيت‌ مي‌دهند، مخصوصاً دولتها بايد اطمينان‌ دهند و تضمين‌ كنند، كه‌ نه‌ ازدواج‌ زن‌ با يك‌ مرد خارجي‌ و نه‌ تغيير تابعيت‌ شوهر در طي‌ دوران‌ ازدواج‌، خودبخود، موجب‌ تغيير تابعيت‌ زن‌، بي‌ تابعيت‌ شدن‌ او يا تحميل‌ تابعيت‌ شوهر بر او نمي‌شوند.

  2. دولتهاي‌ متعاهد بايد در رابطه‌ با تابعيت‌ كودكان‌ به‌ زن‌، حق‌ مساوي‌ با مرد اعطاء كنند.

بخش‌ 3

 ماده‌ 10

دولت هاي‌ عضو تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ براي‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ حقوق‌ مساوي‌ آنان‌ با مردان‌ در زمينه‌ آموزش‌ مخصوصاً در موارد زير را اتخاذ مي‌نمايند:

الف‌: شرايط‌ مساوي‌ براي‌ هدايت‌ شغلي‌ و حرفه‌اي‌، دسترسي‌ به‌ تحصيل‌، اخذ مدرك‌ از مؤسسات‌ آموزشي‌ در همه‌ سطوح‌ مختلف‌ در مناطق‌ روستايي‌ و شهري‌، اين‌ تساوي‌ بايد شامل‌ دوره‌هاي‌ پيش‌دبستاني‌ آموزش‌ عمومي‌، فني‌، حرفه‌اي‌ و آموزش‌ عالي‌ فني‌ و نيز هر شيوه‌ ديگر كارآموزي‌ شغلي‌ بشود.

ب‌: امكان‌ دسترسي‌ به‌ برنامه‌ درسي‌، آزمونها، كادر آموزشي‌، اماكن‌ تحصيلي‌ و تجهيزات‌ آموزشي‌ كه‌ در همه‌ آنها از كيفيت‌ و معيارهاي‌ مساوي‌ با مردان‌ برخوردار باشد.

ج‌: محو هر نوع‌ مفهوم‌ تقليدي‌ و كليشه‌اي‌ از نقش‌ زنان‌ و مردان‌ در تمام‌ سطوح‌ و تمام‌ اشكال‌ مختلف‌ آموزشي‌ با تشويق‌ آموزش‌ مختلط‌ پسر و دختر و ديگر انواع‌ روشهاي‌ آموزشي‌ كه‌ دستيابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ را ممكن‌ سازد مخصوصاً با تجديدنظر در متون‌ كتب‌ درسي‌ و برنامه‌هاي‌ مدارس‌ و تعديل‌ و تطبيق‌ روشهاي‌ آموزشي‌.

د: اعطاي‌ فرصت‌ يكسان‌ براي‌ استفاده‌ از بورسها و ديگر مزاياي‌ تحصيلي‌.

ه‌: فرصتهاي‌ يكسان‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ برنامه‌هاي‌ تداوم‌ آموزش‌، از جمله‌ برنامه‌هاي‌ عملي‌ سوادآموزي‌ بزرگسالان‌ و حرفه‌اي‌ مخصوصاً برنامه‌هايي‌ كه‌ هدف‌ آنها كاهش‌ هر چه‌ سريعتر فاصله‌ آموزشي‌ موجود بين‌ زنان‌ و مردان‌ است‌.

و: كاهش‌ تعداد دختران‌ دانش‌آموزي‌ كه‌ ترك‌ تحصيل‌ مي‌كنند و برنامه‌ريزي‌ براي‌ زنان‌ و دختراني‌ كه‌ قبلاً ترك‌ تحصيل‌ كرده‌اند.

ز: دادن‌ فرصت‌ مناسب‌ به‌ زنان‌ براي‌ شركت‌ فعال‌ در ورزش‌ و تربيت‌ بدني‌.

ح‌: دسترسي‌ به‌ آموزشهاي‌ خاص‌ تربيتي‌ كه‌ سلامتي‌ و تندرستي‌ خانواده‌ را تضمين‌ مي‌نمايد و از جمله‌ اطلاعات‌ و مشورتهاي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ماده‌ 11

  1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ اشتغال‌ انجام‌ دهند و اطمينان‌ دهند كه‌ بر مبناي‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌، حقوق‌ يكسان‌ مخصوصاً در موارد زير براي‌ زنان‌ رعايت‌ مي‌شود:

الف‌: حق‌ كار(اشتغال‌) به‌ عنوان‌ يك‌ حق‌ لاينفك‌ حقوق‌ انساني‌

ب‌: حق‌ امكانات‌ شغلي‌ يكسان‌، از جمله‌ اجراي‌ ضوابط‌ يكسان‌ در مورد انتخاب‌ شغل‌

ج‌: حق‌ انتخاب‌ آزادانه‌ حرفه‌ و شغل‌، حق‌ ارتقاي‌ مقام‌، برخورداري‌ از امنيت‌ شغلي‌ و تمام‌ امتيازات‌ و شرايط‌ خدمتي‌ و حق‌ استفاده‌ از دوره‌هاي‌ آموزشي‌ حرفه‌اي‌ و بازآموزي‌ از جمله‌ كارآموزي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ و شركت‌ در دوره‌هاي‌ آموزشي‌ پيشرفته‌ و آموزشي‌ مرحله‌اي‌.

د: حق‌ دريافت‌ مزد مساوي‌، استفاده‌ از مزايا و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در مشاغل‌ و كارهايي‌ كه‌ ارزش‌ يكسان‌ دارند همچنين‌ رفتار مساوي‌ در ارزيابي‌ كيفيت‌ كار.

ه‌: حق‌ برخورداري‌ از تأمين‌ اجتماعي‌ مخصوصاً در موارد بازنشستگي‌، بيكاري‌، بيماري‌، دوران‌ ناتواني‌ و پيري‌ و ساير موارد از كارافتادگي‌. هم‌ چنين‌ حق‌ استفاده‌ از مرخصي‌ استحقاقي‌ (با دريافت‌ حقوق‌).

و: حق‌ برخورداري‌ از بهداشت‌ و ايمني‌ شرايط‌ كار از جمله‌ برخورداري‌ از ايمني‌ و سلامتي‌ براي‌ توليد مثل‌.

  1. به‌ منظور جلوگيري‌ از تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ به‌ دليل‌ ازدواج‌، يا بارداري‌ و تضمين‌ حق‌ مسلم‌ آنان‌ براي‌ كار، دولتهاي‌ عضو اقدامات‌ مناسب‌ ذيل‌ را معمول‌ خواهند داشت‌:

الف‌: ممنوعيت‌ اخراج‌ به‌ خاطر حاملگي‌ يا مرخصي‌ زايمان‌ و اعمال‌ تبعيض‌ در اخراج‌ به‌ لحاظ‌ وضعيت‌ زناشويي‌ با برقراري‌ ضمانت‌ اجرا براي‌ تخلف‌ از اين‌ امر.

ب‌: دادن‌ مرخصي‌ دوران‌ زايمان‌ با پرداخت‌ حقوق‌ با مزاياي‌ اجتماعي‌ مناسب‌ بدون‌ از دست‌ رفتن‌ شغل‌، سمت‌ يا مزاياي‌ اجتماعي‌.

ج‌: تشويق‌ و حمايت‌ لازم‌ براي‌ ارائه‌ خدمات‌ اجتماعي‌ به‌ نحوي‌ كه‌ والدين‌ را قادر سازد تا تعهدات‌ خانوادگي‌ را با مسئوليت‌هاي‌ شغلي‌ هماهنگ‌ سازند و در زندگي‌ عمومي‌ شركت‌ جويند، مخصوصاً از طريق‌ تشويق‌ به‌ تأسيس‌ و توسعه‌ تسهيلات‌ مراقبت‌ از كودكان‌.

د: حمايت‌ ويژه‌ از زنان‌ در دوران‌ بارداري‌ در مشاغلي‌ كه‌ ثابت‌ شده‌ براي‌ آنها زيان‌آور است‌.

  1. قوانين‌ حمايتي‌ در رابطه‌ با موضوعات‌ مطروحه‌ در اين‌ ماده‌ بايد متناوباً در پرتو پيشرفتهاي‌ علمي‌ و تكنيكي‌ مورد بازنگري‌ قرار گيرند و در صورت‌ ضرورت‌، اصلاح‌ و نسخ‌ يا تمديد شوند.

ماده‌ 12

  1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ مراقبت‌هاي‌ بهداشتي‌ به‌ عمل‌ آورند و براساس‌ تساوي‌ بين‌ زن‌ و مرد دسترسي‌ به‌ خدمات‌ بهداشتي‌ از جمله‌ خدمات‌ بهداشتي‌ مربوط‌ به‌ تنظيم‌ خانواده‌ را تضمين‌ نمايند.

  2. دولتهاي‌ عضو، علاوه‌ بر مقررات‌ بند يك‌ ماده‌ خدمات‌ لازم‌ را براي‌ زنان‌ در دوران‌ بارداري‌، زايمان‌ و دوران‌ پس‌ از زايمان‌ تأمين‌ نموده‌ و در صورت‌ لزوم‌ خدمات‌ رايگان‌ در اختيار آنها قرار خواهند داد و همچنين‌ در دوران‌ بارداري‌ و شيردادن‌، تغذيه‌ كافي‌ به‌ آنها خواهند رساند.

ماده‌ 13

 دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ براي‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در ديگر زمينه‌هاي‌ زندگي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ به‌ عمل‌ آورند و بر مبناي‌ تساوي‌ زن‌ و مرد حقوق‌ يكسان‌ را براي‌ آنها مخصوصاً در موارد زير تأمين‌ نمايند.

الف‌: حق‌ استفاده‌ از مزاياي‌ خانوادگي‌

ب‌: حق‌ استفاده‌ از وامهاي‌ بانكي‌، رهن‌ و ديگر اعتبارات‌ بانكي‌

ج‌: حق‌ شركت‌ در فعاليت‌هاي‌ تفريحي‌، ورزشي‌ و كليه‌ جنبه‌هاي‌ زندگي‌ فرهنگي‌

ماده‌ 14

  1. دول‌ عضو مشكلات‌ خاص‌ زنان‌ روستايي‌ را مدنظر قرار داده‌ و به‌ نقش‌ مهمي‌ كه‌ اين‌ زنان‌ در جهت‌ حيات‌ اقتصادي‌ خانواده‌هاي‌ خود از جمله‌ كار در بخش‌هاي‌ غيرمالي‌ اقتصادي‌ به‌ عهده‌ دارند، توجه‌ خاص‌ مبذول‌ خواهند داشت‌ و كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را به‌ عمل‌ خواهند آورد تا مفاد كنوانسيون‌ نسبت‌ به‌ زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ اجرا گردد.

  2. دول‌ عضو كليه‌ اقدامات‌ مقتضي‌ را جهت‌ رفع‌ تبعيض‌ از زنان‌ در مناطق‌ روستايي‌ به‌ عمل‌ خواهند آورد تا اين‌ زنان‌ براساس‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌ در برنامه‌هاي‌ توسعه‌ روستايي‌ شركت‌ نموده‌ و از آن‌ بهره‌مند گردند و بخصوص‌ از حقوق‌ زير برخوردار شوند:

الف‌: شركت‌ در تدوين‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ در كلية‌ سطوح‌.

ب‌: دسترسي‌ به‌ تسهيلات‌ بهداشتي‌ كافي‌ از جمله‌ اطلاعات‌، مشاوره‌ و خدمات‌ تنظيم‌ خانواده‌.

ج‌: استفاده‌ مستقيم‌ از برنامه‌هاي‌ تأمين‌ اجتماعي‌.

د: استفاده‌ از انواع‌ دوره‌ها و برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ رسمي‌ و غيررسمي‌ از جمله‌ سوادآموزي‌ عملي‌ و نيز بهره‌مندي‌ از خدمات‌ محلي‌ و فوق‌العاده‌ به‌ منظور بالا بردن‌ كارآيي‌ فني‌ آنان‌.

ه‌: تشكيل‌ گروهها و تعاوني‌هاي‌ خودياري‌ به‌ منظور بدست‌ آوردن‌ امكان‌ دستيابي‌ مساوي‌ به‌ فرصت‌هاي‌ اقتصادي‌ از طريق‌ اشتغال‌ يا خوداشتغالي‌.

و: شركت‌ در كليه‌ فعاليت‌هاي‌ محلي‌.

ز: دسترسي‌ به‌ وام ها و اعتبارات‌ كشاورزي‌، تسهيلات‌ بازاريابي‌، تكنولوژي‌ مناسب‌ و استفاده‌ يكسان‌ از زمين‌ و برخورداري‌ از رفتار مساوي‌ در چارچوب‌ اصلاحات‌ ارضي‌ و روستايي‌ و نيز در برنامه‌هاي‌ جايگزيني‌ زمين‌.

ح‌: بهره‌مندي‌ از شرايط‌ زندگي‌ مناسب‌، بويژه‌ مسكن‌، بهداشت‌، آب‌ و برق‌، ارتباطات‌ و حمل‌ و نقل‌.

بخش‌ 4

 ماده‌ 15

  1. دولت هاي‌ عضو، تساوي‌ زنان‌ را با مردان‌ در برابر قانون‌ مي‌پذيرند.

  2. دولتهاي‌ عضو، در امور مدني‌، همان‌ اهليت‌ قانوني‌ را كه‌ مردان‌ دارند به‌ زنان‌ داده‌ و امكانات‌ مساوي‌ براي‌ اجراي‌ اين‌ اهليت‌ را در اختيار آنها قرار مي‌دهند. مخصوصاً دولتهاي‌ عضو به‌ زنان‌ حقوق‌ مساوي‌ با مردان‌ را در انعقاد قرارداد و ادارة‌ اموال‌ مي‌دهند و در تمام‌ مراحل‌ دادرسي‌ در دادگاهها و محاكم‌ با آنها رفتار يكسان‌ خواهند داشت‌.

  3. دولتهاي‌ عضو قبول‌ مي‌كنند كه‌ هر گونه‌ قرار داد يا اسناد خصوصي‌ ديگر از هر نوع‌ كه‌ به‌ منظور محدود كردن‌ صلاحيت‌ قانوني‌ زنان‌ تنظيم‌ شده‌ باشد باطل‌ و بلا اثر تلقي‌ مي‌شود.

  4. دولتهاي‌ عضو مي‌پذيرند كه‌ در رابطه‌ با قانون‌ رفت‌ و آمد اشخاص‌ و انتخاب‌ مسكن‌ و محل‌ اقامت‌، زن‌ و مرد از حق‌ مساوي‌ برخوردار باشند.

ماده‌ 16

  1. دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ لازم‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در همه‌ امور مربوط‌ به‌ ازدواج‌ و روابط‌ خانوادگي‌ به‌ عمل‌ آورند و مخصوصاً برپايه‌ تساوي‌ حقوق‌ مرد و زن‌ امور زير را تضمين‌ كنند:

الف‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انعقاد ازدواج‌

ب‌: حق‌ يكسان‌ براي‌ انتخاب‌ آزادانه‌ همسر و انعقاد ازدواج‌ براساس‌ رضايت‌ آزاد و كامل‌ طرفين‌.

ج‌. حقوق‌ و مسئوليت‌هاي‌ يكسان‌ در دوران‌ ازدواج‌ و هنگام‌ انحلال‌ آن‌.

د: حقوق‌ و مسئوليتهاي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ والدين‌، قطع‌ نظر از وضعيت‌ زناشويي‌ آنها، در موضوعات‌ مربوط‌ به‌ فرزندان‌، در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ه‌: حقوق‌ مساوي‌ براي‌ تصميم‌گيري‌ آزادانه‌ و مسئولانه‌ در زمينه‌ تعداد فرزندان‌ و فاصله‌ زماني‌ بارداري‌ و دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌، آموزش‌، و وسايلي‌ كه‌ آنها را براي‌ اعمال‌ اين‌ حقوق‌ قادر سازند.

و: حقوق‌ و مسئوليت‌ يكسان‌ در رابطه‌ با ولايت‌، حضانت‌، قيومت‌ كودكان‌ و فرزندخواندگي‌ يا هر گونه‌ عناوين‌ و مفاهيم‌ مشابهي‌ كه‌ در قوانين‌ داخلي‌ وجود دارد. در تمام‌ موارد، منافع‌ كودكان‌ در اولويت‌ است‌.

ز: حقوق‌ شخصي‌ يكسان‌ به‌ عنوان‌ شوهر و زن‌ از جمله‌ حق‌ انتخاب‌ نام‌ خانوادگي‌، حرفه‌ و شغل‌.

ح‌: حقوق‌ يكسان‌ براي‌ هر يك‌ از زوجين‌ در رابطه‌ با مالكيت‌، اكتساب‌، مديريت‌، سرپرستي‌، بهره‌برداري‌ و در اختيار داشتن‌ اموال‌ خواه‌ مجاني‌ و يا با داشتن‌ هزينه‌.

  1. نامزد كردن‌ و تزويج‌ كودكان‌، قانوناً بلا اثر خواهد بود و هر گونه‌ اقدام‌ لازم‌، از جمله‌ وضع‌ قانون‌ جهت‌ تعيين‌ حداقل‌ سن‌ براي‌ ازدواج‌ و ثبت‌ اجباري‌ ازدواج‌ در يك‌ دفتر رسمي‌ بايد اتخاذ شود.

بخش‌ 5

 ماده‌ 17

  1. به‌ منظور بررسي‌ پيشرفت‌ حاصله‌ در اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ كميته‌ محو تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ (كه‌ من‌ بعد از آن‌ به‌ عنوان‌ كميته‌ ياد خواهد شد) شامل‌ هجده‌ نفر در زمان‌ لازم‌الاجرا شدن‌ و پس‌ از تصويب‌ يا پيوستن‌ سي‌ و پنجمين‌ كشور عضو بيست‌ و سه‌ نفر از خبرگان‌ داراي‌ شهرت‌ اخلاقي‌ والا و صلاحيت‌ در زمينه‌اي‌ مربوط‌ به‌ كنوانسيون‌ تشكيل‌ مي‌شود. اين‌ خبرگان‌ توسط‌ دول‌ عضو از ميان‌ اتباع‌ كشورهايشان‌ انتخاب‌ مي‌شوند و در صلاحيت‌ شخصي‌ خود خدمت‌ مي‌كنند. در انتخاب‌ اين‌ اشخاص‌ به‌ توزيع‌ عادلانه‌ جغرافيايي‌ و به‌ حضور اشكال‌ مختلف‌ تمدن‌ و نظامهاي‌ عمده‌ حقوقي‌ توجه‌ مي‌شود.

  2. اعضاي‌ كميته‌ با رأي‌ مخفي‌ و از فهرست‌ افرادي‌ كه‌ توسط‌ دول‌ عضو نامزد شده‌اند انتخاب‌ مي‌شوند، هر دولت‌ عضو مي‌تواند يك‌ نفر از اتباع‌ خود را نامزد نمايد.

  3. نخستين‌ انتخابات‌ شش‌ماه‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ اين‌ كنوانسيون‌ برگزار خواهد شد. حداقل‌ سه‌ ماه‌ قبل‌ از تاريخ‌ هر انتخابات‌ دبيركل‌ ملل‌ متحد طي‌ نامه‌اي‌ از دول‌ عضو مي‌خواهد تا ظرف‌ دو ماه‌ نامزدهاي‌ خود را معرفي‌ كنند. دبيركل‌ فهرست‌ اسامي‌ نامزدها را به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا و با ذكر كشور نامزد كننده‌ هر يك‌، تهيه‌ و براي‌ دول‌ عضو ارسال‌ خواهد داشت‌.

  4. انتخاب‌ اعضاي‌ كميته‌ در جلسه‌ دول‌ عضو كه‌ توسط‌ دبيركل‌ در مقر ملل‌ متحد برگزار خواهد شد، انجام‌ مي‌شود. در اين‌ جلسه‌، كه‌ حد نصاب‌ تشكيل‌ آن‌ حضور دو سوم‌ دول‌ عضو مي‌باشد، اشخاص‌ انتخاب‌ شده‌ براي‌ عضويت‌ در كميته‌ آن‌ دسته‌ از نامزدهايي‌ خواهند بود كه‌ بيشترين‌ تعداد آراء و همزمان‌ اكثريت‌ مطلق‌ آراء نمايندگان‌ دول‌ عضو حاضر و رأي‌ دهنده‌ در جلسه‌ را به‌ دست‌ آورند.

  5. اعضاي‌ كميته‌ براي‌ يك‌ دوره‌ چهار ساله‌ انتخاب‌ مي‌شوند. لكن‌ دورة‌ عضويت‌ 9 نفر از اعضاي‌ منتخب‌ در اولين‌ انتخابات‌ در پايان‌ دو سال‌ به‌ اتمام‌ مي‌رسد. بلافاصله‌ پس‌ از اولين‌ انتخابات‌ اسامي‌ اين‌ 9 عضو به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

  6. انتخاب‌ 5 عضو ديگر كميته‌ مطابق‌ با بندهاي‌ 2، 3 و 4 اين‌ ماده‌ و به‌ دنبال‌ سي‌ و پنجمين‌ تصويب‌ يا الحاق‌ صورت‌ خواهد گرفت‌. دورة‌ عضويت‌ دو نفر از اعضاي‌ فوق‌ در پايان‌ دو سال‌ خاتمه‌ خواهد يافت‌ و اسامي‌ اين‌ دو نفر به‌ قيد قرعه‌ توسط‌ رئيس‌ كميته‌ انتخاب‌ خواهد شد.

  7. به‌ منظور اشغال‌ پست‌هاي‌ خالي‌ احتمالي‌، دولتي‌ كه‌ فعاليت‌ كارشناس‌اش‌ به‌ عنوان‌ عضو كميته‌ متوقف‌ شده‌ است‌، كارشناس‌ ديگري‌ را از بين‌ اتباع‌ خود براي‌ عضويت‌ در كميته‌ مشروط‌ به‌ تأييد انتخاب‌ خواهد كرد.

  8. اعضاي‌ كميته‌ با تأييد مجمع‌ عمومي‌ و بر طبق‌ ضوابط‌ و شرايطي‌ كه‌ آن‌ مجمع‌ مقرر مي‌دارد و با در نظر گرفتن‌ اهميت‌ مسئوليت‌هاي‌ كميته‌ از سازمان‌ ملل‌متحد مقرري‌ دريافت‌ خواهند كرد.

  9. دبيركل‌ ملل‌ متحد تسهيلات‌ و كارمندان‌ لازم‌ را به‌ منظور تحقق‌ و انجام‌ مؤثر وظايف‌ كميته‌ در چارچوب‌ اين‌ كنوانسيون‌ تأمين‌ خواهد نمود.

ماده‌ 18

  1. دول‌ عضو متعهد مي‌شوند گزارشي‌ براي‌ بررسي‌ كميته‌ در مورد اقدامات‌ تقنيني‌، قضايي‌ و اجرايي‌ و ساير اقدامات‌ متخذه‌ در راستاي‌ اجراي‌ مفاد اين‌ كنوانسيون‌ و پيشرفتهاي‌ حاصله‌ در اين‌ رابطه‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد ارائه‌ كنند.

الف‌: يك‌ سال‌ پس‌ از لازم‌الاجرا شدن‌ كنوانسيون‌ براي‌ آن‌ دولت‌.

ب‌: پس‌ از آن‌ حداقل‌ هر چهار سال‌ يكبار و علاوه‌ بر آن‌ هر زماني‌ كه‌ كميته‌ درخواست‌ كند.

  1. اين‌ گزارشها مي‌تواند مبين‌ عوامل‌ و مشكلاتي‌ كه‌ بر ميزان‌ اجراي‌ تعهدات‌ تحت‌ اين‌ كنوانسيون‌ اثر مي‌گذارد باشد.

ماده‌ 19

  1. كميته‌ آيين‌نامه‌ اجرايي‌ خود را تصويب‌ خواهد نمود.

  2. كميته‌ مسئولان‌ خود را براي‌ يك‌ دوره‌ دو ساله‌ انتخاب‌ خواهد كرد.

 ماده‌ 20

  1. كميته‌ به‌ منظور بررسي‌ گزارش هايي‌ كه‌ مطابق‌ با ماده‌ 18 اين‌ كنوانسيون‌ ارائه‌ شده‌ هر ساله‌ به‌ مدتي‌ كه‌ از دو هفته‌ تجاوز نكند تشكيل‌ جلسه‌ مي‌دهد.

  2. جلسات‌ كميته‌ معمولاً در مقر سازمان‌ ملل‌متحد يا در هر محل‌ مناسب‌ ديگري‌ كه‌ به‌ تصميم‌ كميته‌ تعيين‌ مي‌شود برگزار خواهد شد.

ماده‌ 21

  1. كميته‌ همه‌ ساله‌ از طريق‌ شوراي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ گزارشي‌ در مورد فعاليت‌هاي‌ خود به‌ مجمع‌ عمومي‌ تسليم‌ مي‌نمايد و مي‌تواند براساس‌ گزارشها و اطلاعات‌ واصله‌ از دول‌ عضو پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ ارائه‌ دهد. اين‌ پيشنهادات‌ و توصيه‌هاي‌ كلي‌ همراه‌ با نظرات‌ احتمالي‌ دول‌ عضو در گزارش‌ كميته‌ درج‌ مي‌گردد.

  2. دبيركل‌ ملل‌متحد گزارشهاي‌ كميته‌ را جهت‌ اطلاع‌ به‌ كميسيون‌ مقام‌ زن‌ ارسال‌ مي‌نمايد.

ماده‌ 22

مؤسسات‌ تخصصي‌ مجاز خواهند بود كه‌ از طريق‌ نمايندگانشان‌ اجراي‌ موادي‌ از كنوانسيون‌ حاضر را كه‌ در حوزه‌ فعاليت‌هاي‌ آنها جاي‌ مي‌گيرند مورد بررسي‌ قرار دهند.

كميته‌ ممكن‌ است‌ از مؤسسات‌ تخصصي‌ دعوت‌ كند تا گزارشهايي‌ درباره‌ نحوه‌ اجراي‌ كنوانسيون‌ در زمينه‌هايي‌ كه‌ به‌ حوزة‌ فعاليت‌ آنها مربوط‌ مي‌شود ارائه‌ نمايند.

بخش‌ 6

 ماده‌ 23

هيچ‌چيز در اين‌ كنوانسيون‌ بر مقرراتي‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ زنان‌ و مردان‌ به‌ برابري‌ مفيدتر و مؤثرتر وجود دارد تأثير نخواهد گذاشت‌، اين‌ مقررات‌ مي‌تواند شامل‌ موارد زير باشد:

الف‌: قوانين‌ يك‌ دولت‌ عضو، يا

ب‌: هر كنوانسيون‌، پيمان‌ يا موافقت‌ نامه‌ بين‌المللي‌ ديگري‌ كه‌ براي‌ آن‌ دولت‌ لازم‌الاجرا است‌.

ماده‌ 24

دول‌ عضو متعهد مي‌گردند كليه‌ اقدامات‌ لازم‌ در سطح‌ ملي‌ را كه‌ هدف‌ از آن‌ تحقق‌ كامل‌ حقوق‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌ شده‌ در اين‌ كنوانسيون‌ مي‌باشد، به‌ عمل‌ آورند.

ماده‌ 25

  1. اين‌ كنوانسيون‌ براي‌ امضاي‌ كليه‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد.

  2. دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ عنوان‌ امين‌ اين‌ كنوانسيون‌ تعيين‌ مي‌شود.

  3. تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ منوط‌ به‌ طي‌ مراحل‌ تصويب‌ قانوني‌ است‌. اسناد تصويب‌ نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ خواهد شد.

  4. اين‌ كنوانسيون‌ جهت‌ الحاق‌ دول‌ مفتوح‌ مي‌باشد. الحاق‌ با سپردن‌ سند الحاق‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد محقق‌ مي‌شود.

 ماده‌ 26

  1. دول‌ عضو مي‌توانند در هر زمان‌ طي‌ نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد درخواست‌ تجديد نظر در اين‌ كنوانسيون‌ را نمايند.

  2. مجمع‌ عمومي‌ ملل‌متحد در مورد اقدامات‌ احتمالي‌ بعدي‌ در مورد چنين‌ درخواستي‌ تصميم‌ خواهد گرفت‌.

 ماده‌ 27

  1. اين‌ كنوانسيون‌ سي‌ روز پس‌ از تاريخي‌ كه‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ نزد دبيركل‌ ملل‌ متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ شد، لازم‌ الاجرا مي‌گردد.

  2. پس‌ از به‌ وديعه‌ سپردن‌ بيستمين‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌، براي‌ هر دولتي‌ كه‌ اين‌ كنوانسيون‌ را تصويب‌ مي‌كند يا به‌ آن‌ ملحق‌ مي‌گردد، كنوانسيون‌ مذكور از سي‌امين‌ روز تاريخي‌ كه‌ سند تصويب‌ يا الحاق‌ آن‌ به‌ دولت‌ به‌ امانت‌ گذارده‌ شده‌ لازم‌الاجرا مي‌گردد.

ماده‌ 28

  1. دبيركل‌ ملل‌متحد متن‌ تحفظ‌ كشورها، در هنگام‌ تصويب‌ يا الحاق‌ را دريافت‌ نموده‌ و آن‌ را ميان‌ كليه‌ دول‌ توزيع‌ مي‌نمايد.

  2. تحفظاتي‌ كه‌ با هدف‌ و منظور اين‌ كنوانسيون‌ سازگار نباشد مجاز نخواهد بود.

  3. تحفظات‌ از طريق‌ تسليم‌ يادداشتي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد در هر زمان‌ قابل‌ پس‌ گرفتن‌ است‌. نامبرده‌ همه‌ دولتها را از اين‌ موضوع‌ مطلع‌ خواهد كرد. لغو تحفظ‌ از روزي‌ كه‌ يادداشت‌ دريافت‌ شود معتبر است‌.

ماده‌ 29

  1. هر گونه‌ اختلاف‌ در تفسير يا اجراي‌ اين‌ كنوانسيون‌ بين‌ دو يا چند دولت‌ عضو كه‌ از طريق‌ مذاكره‌ حل‌ نگردد بنا به‌ تقاضاي‌ يكي‌ از طرفين‌ به‌ داوري‌ ارجاع‌ مي‌گردد. چنانچه‌ ظرف‌ شش‌ ماه‌ از تاريخ‌ درخواست‌ داوري‌، طرفين‌ در مورد نحوه‌ و تشكيلات‌ داوري‌ به‌ توافق‌ نرسند، يكي‌ از طرفين‌ مي‌تواند خواستار ارجاع‌ موضوع‌ به‌ ديوان‌ بين‌المللي‌ دادگستري‌ مطابق‌ با اساسنامه‌ ديوان‌ گردد.

  2. هر دولت‌ عضو مي‌تواند به‌ هنگام‌ امضاء يا تصويب‌ اين‌ كنوانسيون‌ يا الحاق‌ به‌ آن‌ اعلام‌ كند كه‌ خود را موظف‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ ماده‌ نمي‌داند. دول‌ عضو ديگر در قبال‌ دولتي‌ كه‌ به‌ بند يك‌ اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ است‌، ملزم‌ به‌ اجراي‌ بند يك‌ نمي‌باشند.

  3. هر دولت‌ عضوي‌ كه‌ بر طبق‌ بند 2 اين‌ ماده‌ اعلام‌ تحفظ‌ نموده‌ باشد مي‌تواند در هر زمان‌ از تحفظ‌ خود از طريق‌ اعلام‌ رسمي‌ به‌ دبيركل‌ ملل‌متحد صرف‌نظر نمايد.

 ماده‌ 30

اين‌ كنوانسيون‌ كه‌ متون‌ عربي‌، چيني‌، انگليسي‌، فرانسه‌، روسي‌ و اسپانيولي‌ آن‌ داراي‌ اعتبار يكسان‌ مي‌باشند، نزد دبيركل‌ ملل‌متحد به‌ امانت‌ گذارده‌ مي‌شود.

ادامه‌ی مطلب

خشونت علیه سالمندان؛ نقض کرامت انسانی و حق زندگی با عزت

خشونت علیه سالمندان چیست؟

نویسنده: مهری ایمانی

منبع : وبلاگ پرواز بی مرز ادامه‌ی مطلب

پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی

نویسنده : نگار هاشمی

منبع : وبلاگ پشت دیوار های سکوت

مصاحبه با محسن کدیور به بهانه صدمین روز تأسیس جرس ادامه‌ی مطلب

معماریِ «شهرهای بی‌لبخند»؛ افسردگیِ فضایی و هندسه‌ی ناامن‌سازیِ زیستِ عمومی

نویسنده : عطیه کلاتی فریمان و عصمت رحمتی

منبع : وبلاگ دنیای پاک

​دست‌کاریِ مهندسی‌شده و کالبدیِ فضاهای شهری در سراسر جغرافیای ایران، فراتر از یک سوءمدیریت بوروکراتیک یا آشفتگی در معماری، بازتابی عریان از دکترینی امنیتی برای بازطراحیِ خشونت‌آمیزِ زیست‌پذیرترین منافذِ حیات جمعی و تبدیلِ شهرها به پادگان‌های خاکستری و کنترل‌شده است. ادامه‌ی مطلب

فرارِ سرمایه‌های حیاتی؛ از «مهاجرتِ ژنتیکی» تا خروجِ اموالِ ملی به جغرافیای بی‌ثباتی

​نویسنده: عطیه کلاتی فریمان و عصمت رحمتی

منبع : وبلاگ دنیای پاک

خروجِ بی‌سابقه و سازمان‌یافته‌ی سرمایه‌های انسانی و مالی از شریان‌های اقتصادی کشور و تسریعِ روندِ خریدِ ملک و ثبتِ شرکت توسط ایرانیان در جغرافیاهای همسایه، فراتر از یک تغییرِ ساده در رفتارهای سرمایه‌گذاری، عریان‌ترین سندِ بی‌اعتمادیِ مطلقِ جامعه به بقا و اهلیتِ حکمرانیِ موجود است. ادامه‌ی مطلب

اعدام؛ آخرین پناهگاه حکومتی که از آینده می‌ترسد

نویسنده : صدرا مجیب یزدانی

منبع : وبلاگ راه آزادی

صبح امروز، بار دیگر خبر اجرای حکم اعدام چند جوان ایرانی، جامعه را در بهت، اندوه و خشم فرو برد. فارغ از نام‌ها و پرونده‌ها، آنچه بار دیگر در برابر افکار عمومی قرار گرفت، پرسشی است که سال‌هاست بی‌پاسخ مانده است: آیا طناب دار توانسته است عدالت را برقرار کند، یا تنها به ابزاری برای نمایش قدرت و ایجاد هراس تبدیل شده است؟ ادامه‌ی مطلب

روز جهانی یادآوری تجارت برده و الغای آن، گرامیداشت ۲۳ آگوست

بررسی وضعیت زنان زندانی؛ گفتگو با محمدحسین آقاسی، وکیل دادگستری/ علی کلائی

ماهنامه خط صلح – گزارش‌ها در تمام این سال‌ها از محرومیت برخی زنان زندانی از درمان و دیگر حقوق قانونی‌شان خبر داده‌اند. تداوم انتشار این گزارش‌ها، فاصله‌ی میان مقررات و عملکرد زندان‌ها را برجسته کرده و این پرسش را پیش می‌کشد که موازین حقوق‌بشری، از جمله «قواعد بانکوک»، تا چه اندازه در ایران رعایت می‌شوند و آیا نیازهای ویژه‌ی زنان و اصل استفاده از زندان به‌عنوان آخرین راهکار مورد توجه قرار می‌گیرد؟ ماهنامه‌ی «خط صلح» در این شماره برای بررسی این موضوع به سراغ «محمدحسین آقاسی»، وکیل دادگستری، رفته است.


او معتقد است سیاست کیفری ایران در عمل با رویکرد قواعد بانکوک فاصله دارد.این حقوق‌دان در گفتگو با خط صلح از مسئولیت حقوقی مقام‌های زندان در موارد قصور درمانی، امکان مطالبه‌ی دیه و اَرش، وضعیت مادران زندانی و دشواری اثبات شکایت‌های مربوط به خشونت سخن می‌گوید. او اجرا نشدن مقررات و نبود رسیدگی موثر را از مشکلات اصلی می‌داند و بر تفاوت برخورد با زندانیان عادی و محکومان سیاسی و امنیتی تاکید می‌کند.

مشروح گفتگوی ماهنامه‌ی خط صلح با محمدحسین آقاسی را در ادامه می‌خوانید:

 در سال‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره‌ی محرومیت برخی زنان زندانی از خدمات درمانی منتشر شده است. از نظر حقوقی، مرز میان «قصور اداری» و «نقض حقوق بنیادین زندانی» کجاست؟

اصولاً همیشه در زندان‌ها، روسای زندان‌ها، علی‌رغم این‌که دارای آئین‌نامه و مقررات هستند، خود را مقید به رعایت کامل مقررات مربوط به زندانیان نمی‌کنند و به آن‌ها مقید نیستند. آن‌ها گاهی تصمیماتی به عنوان تنبیه زندانیان اتخاذ می‌کنند که منجر به محرومیت زندانیان از برخی امتیازات و حقوق قانونی‌شان است. نمی‌شود گفت که این کار آن‌ها قانونی است. آن‌چه که شما پرسیدید و مقایسه‌ای که در پرسش شما بود، در این عمل و در ارتباط با زندانیان، نمی‌تواند بحثی حقوقی و قانونی باشد. بلکه بعضا به خودمحوری مسئولین زندان بر می‌گردد.

منظور شما این است که مسئله بیش‌تر، بحث قصور اداری است؟

بله قصور اداری هست. اما کسی نیست که به آن‌ها رسیدگی بکند. ما در مواردی می‌توانیم بر آن‌ها تکیه بکنیم که کاری که شخص انجام داده، برخلاف موازین قانونی و آئین‌نامه‌ها باشد و آثارش هم مشخص باشد. به عنوان نمونه، من موکلی زندانی داشتم (آقای محمد نوری‌زاد) که سه روز او را به زندان انفرادی بردند و دچار ناراحتی‌های زیادی شد. درحالی که رئیس زندان اوین، به هیچ وجه، حق چنین کاری را در خصوص او نداشت. اما کسی رسیدگی نکرد و درخواست‌ها هم به نتیجه نرسید.

با این اوصاف، این بیش از قصور اداری و به نقض حقوق بنیادین زندانی نزدیک‌تر نیست؟

این‌ها حقوق بنیادین نیستند. بلکه مقررات و حقوقی هستند که توسط قانون‌گذار و یا مسئولین ارشدی چون رئیس قوه‌ی قضاییه برای رعایت حال زندانی وضع شده و یا چیزهایی است که به صورت کلی در قوانین گفته شده است. این‌ها را در موارد عادی در مورد زندانیان اعمال می‌کنند. در برخی موارد هم به عنوان تنبیه زندانی به عنوان سرپیچی از مقررات، از در اختیار زندانی قرار دادن آن‌ها، استنکاف می‌کنند. حقوق بنیادین چیزهایی است که مثلاً در قانون اساسی آمده و یا در قوانین موضوعه ذکر شده است. این مواردی که برشمردید از جمله حقوق بنیادین نیست.

اگر یک زن زندانی به دلیل نبود امکانات مناسب یا تاخیر در درمان دچار آسیب جسمی یا روانی شود، مسئولیت حقوقی متوجه چه نهادی است؟

نهادی که به تکلیفش در این زمینه عمل نکرده است. در زندان اشخاص و مقامات متعدد و مختلفی هستند که وظایف متفاوتی دارند. این مقام گاهی افسر نگهبان زندان است، گاهی وکیل بند و در بعضی موارد هم بهداری زندان است که تصمیم درست و قانونی را نگرفته و مثلاً با اعزام زندانی به خارج از زندان برای انجام معالجات مخالفت کرده. باید دید که سلسله مراتبی که از ناراحتی این زندانی زن مطلع شده و گزارش نکرده‌اند و یا مقام بالاتری که به آن ترتیب اثر نداده، کدام یک هستند. من در حال حاضر پرونده‌ای را دارم که در زندان بزرگ تهران، قصور در رساندن یک زندانی به بهداری در موعد مقرر، موجب فوت او شده است. من از طرف خانواده‌ی او علیه مسئولان زندان شکایت کرده‌ام و دو سال است که پرونده در حال رسیدگی است. مشخص هم نیست که این پرونده چقدر طول بکشد. جواب سوال شما این است که باید دید چه کسی با اعزام زندانی به بهداری مخالف کرده و مسئول کیست.

در چنین شرایطی آیا امکان مطالبه‌ی خسارت وجود دارد؟

این مسئله، جرم کیفری است. من در موردی که گفتم، شکایت کرده‌ام و پرونده در حال رسیدگی است. اگر چنین قصوری منجر به فوت بشود، این دادسرای ناحیه‌ی ۲۷ در تهران، یعنی دادسرای جنایی است که در آن‌جا باید شکایت کرد تا رسیدگی بشود. پزشکی قانونی هم بررسی می‌کند. اگر تشخیص داده شد که قصوری انجام شده و عمدی در کار نبوده، به پرداخت دیه و مجازات‌های مشخص آن محکوم می‌شود. اگر عمدی هم باشد که ارتکاب به قتل است. البته معمولاً اثبات این‌که عمداً مسئول زندان از اعزام یک بیمار –که بیماری خطرناکی داشته— به مراکز درمانی خودداری کرده‌اند، کاری سخت است.

اگر منجر به فوت نباشد، بلکه منجر به آسیب روانی یا جسمی باشد، وضعیت به چه صورت است؟

اگر ثابت شود که این عارضه ناشی از تقصیر و یا قصور مسئولین زندان است، کارشناسی تعیین می‌کند که تفاوت دیه یک آدم سالم با آدمی که به علت قصور یا تقصیر مسئولین زندان به این بیماری مبتلا شده چقدر است. به این تفاوت دیه، «اَرش» گفته می‌شود. در این حالت آن مبلغ اَرش باید توسط آن اشخاص، به آن زندانی پرداخت شود.

البته اثبات این امر بسیار سخت و مشکل است. اگر اثبات شد –که معمولاً به ندرت این کار امکان‌پذیر است—، مسئول کسی که است که به تکلیفش عمل نکرده است.

آیا می‌توان گفت که نظام زندان‌های ایران اساساً بر مبنای نیازهای مردان طراحی شده و به همین دلیل، پاسخگوی نیازهای زنان نیست؟

به اعتقاد من برای هرکدامشان پیش‌بینی‌هایی شده است. ولی مشکل اساسی، عدم پایبندی مسئولین زندان‌ها به رعایت مقررات است. یعنی مقررات هست و کافی هم هست. ولی مسئله اعمال و اجرا و تبعیت از این مقررات است که ایجاد مشکلات و ناراحتی‌ها را می‌کند.

قواعد بانکوک تاکید می‌کنند که زندان باید آخرین راهکار برای بسیاری از زنان باشد. آیا سیاست کیفری ایران در عمل با این رویکرد فاصله دارد؟

قطعاً فاصله دارد. البته من بین پرونده‌های عادی و پرونده‌های حقوق‌بشری و امنیتی تفکیک قائل می‌شوم. ولی معمولاً به طور کلی، از آن کنوانسیون‌ها و مقررات تبعیت نمی‌شود. مقررات ما کاملاً متفاوت و منفک از بعضی کنوانسیون‌ها و موازینی است که در جهت رعایت حقوق‌بشر و حقوق زندانیان تدوین شده. من مقرراتی که هست را کافی نمی‌دانم.

در مورد مادران زندانی، به نظر شما حقوق کودک تا چه اندازه در تصمیم‌گیری‌های قضایی و اجرای مجازات مورد توجه قرار می‌گیرد؟

در دادگاه‌های عمومی واقعاً رعایت می‌کنند. ولی در محاکم رسیدگی‌کننده به پرونده‌هایی که با حاکمیت و نظام درگیر شده، خیلی به این موضوع توجهی نمی‌شود.

یعنی ما در این‌جا یک دوگانگی میان دادگاه‌های عمومی و دادگاه‌های انقلاب داریم؟

بله و این مسئله بسیار واضح است.

دلیلش چیست؟ می‌شود بیش‌تر توضیح بدهید؟

متاسفانه دراین‌جا معذوریت دارم و بیان بعضی مسائل می‌تواند برایم مشکل‌ساز بشود.

قابل درک است… سوال این‌جاست که حبس مادر چه پیامدهایی برای منافع و حقوق کودک به همراه دارد؟

وقتی مادر کودکی در زندان به سر می‌برد، نمی‌تواند نیازهای ضروری فرزندش را برای رشد و تربیت او، فراهم کند. وقتی که مادر در زندان باشد، این کودک از بسیاری از مهربانی‌ها و محبت‌ها و زندگی با خانواده محروم است و در این تردیدی نیست.

اگر یک زن زندانی مدعی آزار جنسی، خشونت یا رفتار تحقیرآمیز از سوی ماموران باشد، آیا سازوکار فعلی رسیدگی به شکایت‌ها را، مستقل و قابل اعتماد می‌دانید؟

در زندان‌های عادی اگر بتواند اثبات کند، بله رسیدگی می‌شود. من پرونده‌هایی در خصوص این مسئله داشته‌ام. اما در برخی از زندان‌ها که بسته است و امکان‌ها محیا نیست، کم‌تر این امر قابل اثبات است و به ندرت اتفاق می‌افتد که کسی مجازات بشود.

تفاوت زندان عادی و زندان بسته چیست؟

زندان‌های محکومیت‌های امنیتی و حقوق‌بشری، قدری بسته‌تر هستند.

در بسیاری از پرونده‌های زنان زندانی، فقر، خشونت خانگی یا وابستگی اقتصادی در پیشینه‌ی پرونده دیده می‌شود. آیا نظام عدالت کیفری ایران به این عوامل به‌عنوان زمینه‌های وقوع جرم توجه کافی دارد یا صرفاً بر مجازات تمرکز کرده است؟

در زندان، برای هر زندانی و متهمین و محکومینی که مجازات‌های سنگین زندان دارند، یک پرونده‌ی شخصیت تشکیل می‌شود. این در قانون تعبیه شده تا در زمانی که رئیس دادگاه حکم صادر می‌کند، از نظر شخصیت روانی و روحی و پیشینه‌ی اقتصادی و اجتماعی آن زندانی، به این امر پی ببرد که این زندانی تا چه اندازه با اراده و اختیار خود مرتکب جرم شده. این‌که ارتکاب به جرمش نتیجه‌ی زیاده‌خواهی بوده یا کیش شخصیت یا مسئله‌ی دیگری. این مسئله معمولاً در خصوص زندانی‌های عادی رعایت می‌شود. البته این به این معنی نیست که همه‌ی قضات به این موضوع ترتیب اثر می‌دهند.

آیا در این‌جا هم در خصوص محکومین سیاسی و امنیتی و زندان‌هایی که شما آن‌ها را بسته خواندید، وضعیت متفاوت است؟

بله وضعیت در آن‌جا متفاوت است.

اگر امروز مامور تدوین یک اصلاحیه برای بهبود وضعیت زنان زندانی بودید، کدام حق را در اولویت قرار می‌دادید؟ مثلاً دسترسی به درمان، محدود کردن سلول انفرادی، توسعه مجازات‌های جایگزین، یا ایجاد نهاد نظارتی مستقل؟ چرا؟

قطعاً رسیدگی‌های پیشا محکومیت و پیشا ارتکاب به جرم؛ به‌خصوص رسیدگی به برخی از خانواده‌هایی که زنان در آن‌ها سرپرست خانوار هستند. این مسئله باید به صورت موثر انجام شود. در این وضعیت امروزی جامعه‌ی ما، علی‌رغم آن‌چه که در مقدمه‌ی قانون اساسی آمده، این امر عمل نمی‌شود. حتی قبل از این‌که این بحران‌های مالی ناشی از جنگ و برخی مسائل دیگر عارض جامعه بشود. آن موقع و پیش از جنگ هم این مسائل رعایت نمی‌شد. اگر بخواهیم به طور واقع جامعه اصلاح شود، باید قبل از کشش و سوق فرد به طرف جرم، رسیدگی‌های لازم انجام شود. این مسئله در مقدمه‌ی قانون اساسی آمده، ولی هرگز به آن پرداخته نشده است.

در دهه‌های گذشته در ایران در خصوص مقام زن، بارها صحبت شده. ما در ایران روز زن داریم و مرتب در تریبون‌های رسمی مقام زن تکریم می‌شود. آیا آن‌چه که در زندان‌های زنان در ایران می‌گذرد، با این تکریم‌های مقام زن، تناسبی دارد؟ چه می‌شود کرد که وضعیت بهتر شود؟

به طور خلاصه بگویم که وقتی مقامات و یا حاکمیت، در خصوص موضوعی زیاد سخنرانی می‌کنند و در مورد آن تبلیغ می‌کنند، بدانید که در آن حوزه نقصان‌هایی هست. در برخی موارد در مقررات و قانون اساسی ما، به حقوق زن نامهربانی شده. در مقررات موضوعه‌ی بعد از قانون اساسی هم اجحاف بسیاری در خصوص حقوق زنان داریم؛ به طوری که استضعاف مضاعفی گریبان زنان را گرفته است. من همیشه در مصاحبه‌های خود این را گفته به آن پرداخته‌ام که واقعاً ظلم زیادی در این زمینه به زنان می‌شود.

گزارش سی‌ان‌ان از مقاومت زنان ایرانی در برابر تحمیل حجاب

بر اساس گزارش تازه‌ای از شبکه سی‌ان‌ان، زنان در ایران همچنان حجاب اجباری را به چالش می‌کشند. تندروها خواهان تشدید برخوردها هستند. حکومت اما به دلیل پیامدهای جنگ و بحران اقتصادی، فعلاً با احتیاط گام برمی‌دارد.گزارش تازه سی‌ان‌ان از ایران، تصویری دوگانه از مناقشه بر سر حجاب اجباری ترسیم می‌کند. طبق این گزارش که امروز یکشنبه ۲۳ اوت (اول شهریور) منتشر شده، از یک سو شمار زیادی از زنان، به‌ویژه در شهرهای بزرگ، آشکارا حجاب اجباری را نادیده می‌گیرند و از سوی دیگر، جریان‌های تندرو فشار برای بازگرداندن برخوردهای سخت‌گیرانه را افزایش داده‌اند. حکومت نیز، به نظر می‌رسد دست‌کم تاکنون، از رویارویی گسترده و مستقیم در خیابان پرهیز کرده است.

این وضعیت در جریان جنگ امسال با آمریکا و اسرائیل نمود بیشتری یافت. زنان بدون روسری حتی در تجمع‌های حامی حکومت و رسانه‌های دولتی دیده شدند؛ نشانه‌ای از اینکه، از نظر سی‌ان‌ان، دستگاه حکومتی و نیروهای امنیتی در اوج جنگ، اولویت‌های فوری‌تری داشتند. اما با فروکش کردن نسبی فشار جنگ، روحانیان و سیاستمداران تندرو بار دیگر خواستار مقابله با آنچه “برهنگی” و “بی‌عفتی” می‌خوانند شده‌اند.

با این همه، به گزارش سی‌ان‌ان، میراث جنبش “زن، زندگی، آزادی” همچنان در خیابان‌های ایران مشهود است. این جنبش پس از مرگ ژینا مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱ آغاز و به‌شدت سرکوب شد، اما نافرمانی زنان در برابر حجاب اجباری را از میان نبرد.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

عفو بین‌الملل نیز در گزارش‌های خود از تداوم مقاومت گسترده زنان و دختران سخن گفته و تأکید کرده است که با وجود توقف اجرای قانون جدید “عفاف و حجاب”، حکومت همچنان با استفاده از قوانین موجود، نظارت الکترونیکی، جریمه و تعطیلی کسب‌وکارها در جهت اعمال حجاب اجباری تلاش می‌کند.

برخورد با کافه‌ها و کسب‌وکارها

به نظر می‌رسد بخشی از فشار تازه، به جای برخورد فراگیر خیابانی، متوجه کسب‌وکارها شده است. بررسی سی‌ان‌ان از رسانه‌های ایران در پایان ماه گذشته موارد تعطیلی کافه‌ها و دیگر واحدهای صنفی به دلیل رعایت نکردن مقررات پوشش را در دست‌کم شش شهر نشان می‌دهد.

سی‌ان‌ان با استناد به خبرگزاری هرانا در ۱۹ ژوئیه از تعطیلی دست‌کم هفت کافه و رستوران در تهران به دلیل اجرا نکردن حجاب اجباری گزارش داده و دادستانی تهران نیز از برخورد با آنچه “بی‌عفتی” در کافه‌ها و رستوران‌ها و عرضه پوشاک “نامتعارف” می‌خواند، خبر داده است. خبرگزاری مهر نیز گزارش داده که در خراسان جنوبی ۱۰ کافه به اتهام نقض “هنجارهای اجتماعی و مقررات حجاب اجباری” تعطیل شده‌اند.

فشارها تنها به واحدهای صنفی محدود نیست. سی‌ان‌ان به پرونده پرستو احمدی، خواننده ایرانی، اشاره می‌کند که همراه با هشت عضو گروه موسیقی و تیم تولیدش در قم به ۷۴ ضربه شلاق و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است؛ پرونده‌ای که به اجرای اینترنتی سال ۲۰۲۴ او بدون حجاب و با شانه‌های برهنه مربوط می‌شود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در همین حال، به گزارش سی‌ان‌ان، چهره‌های تندرو خواستار برخورد شدیدتر هستند. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه حکومتی کیهان، اجرای مقررات حجاب را هم تکلیف قانونی و هم وظیفه شرعی مسئولان دانسته است.

در تجمعی در اصفهان نیز شعاری منتسب به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائيل، روی پلاکاردی دیده شده که زنان بی‌حجاب را “سربازان ارزان‌قیمت” این کشور معرفی کرده است. سی‌ان‌ان تأکید می‌کند مدرکی وجود ندارد که نتانیاهو چنین سخنی گفته باشد. این نمونه، با این حال، نشان می‌دهد چگونه بخشی از جریان تندرو می‌کوشد سرپیچی از حجاب را نه فقط مسئله‌ای دینی و فرهنگی، بلکه در قالب وفاداری سیاسی و امنیت ملی بازتعریف کند.

تداوم حضور نافرمانی در خیابان

در سوی دیگر این کشمکش، تصاویر شبکه‌های اجتماعی از تغییر محسوس سیمای خیابان‌های ایران حکایت دارند؛ زنان جوان بدون روسری، زنانی سوار بر موتورسیکلت و اسکوتر و حتی حرکت گروهی موتورسواران زن در تهران، شیراز و اصفهان. سی‌ان‌ان از ویدئویی یاد می‌کند که حدود ۲۰ زن موتورسوار را در اصفهان نشان می‌دهد.

مسعود پزشکیان نیز نسبت به کارآمدی تحمیل حجاب اجباری ابراز تردید کرده و گفته است تغییر رفتار مسئله‌ای فرهنگی و مربوط به باور است و نمی‌توان با زور در مردم باور ایجاد کرد. این موضع در شرایطی بیان می‌شود که قانون سخت‌گیرانه‌تر “عفاف و حجاب”، مصوب پاییز ۱۴۰۳، پس از اعتراض‌های گسترده و مداخله در سطح شورای عالی امنیت ملی متوقف ماند. در عین حال ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی حضور زنان در انظار عمومی بدون “حجاب شرعی” را جرم‌انگاری کرده است.

به گزارش سی‌ان‌ان، آنچه اکنون در ایران دیده می‌شود، نه پایان حجاب اجباری است و نه بازگشت کامل حکومت به الگوی سرکوب خیابانی پیشین؛ بلکه کشاکشی است میان واقعیتی اجتماعی که پس از ۱۴۰۱ به‌سختی می‌توان آن را به عقب بازگرداند و ساختار سیاسی و مذهبی‌ای که از کنار گذاشتن الزام حجاب سر باز می‌زند.

سی‌ان‌ان از زنی حدوداً ۶۰ ساله در تهران نقل می‌کند که به باور او، حکومت دیگر به‌آسانی قادر به بازگرداندن روسری بر سر دختران نیست. با وجود این، او می‌گوید: «البته زمان انقلاب هم همین فکر را می‌کردیم. هرگز تصور نمی‌کردیم بتوانند ما را مجبور به پوشیدن روسری کنند، اما در نهایت این کار را کردند.»

حقوق متهم در مرحله‌ی بازداشت/ رها ثابت سروستانی

ماهنامه خط صلح – حق برخورداری از دادرسی عادلانه از بنیادی‌ترین حقوق بشر و از مهم‌ترین تضمین‌های حمایت از کرامت انسانی در نظام‌های حقوقی معاصر است. این حق تنها به مرحله‌ی محاکمه محدود نمی‌شود، بلکه از نخستین لحظات محروم شدن فرد از آزادی آغاز می‌شود. تجربه‌ی نظام‌های حقوقی مختلف نشان داده است که بسیاری از موارد نقض حقوق متهمان در فاصله‌ی میان بازداشت و محاکمه رخ می‌دهد؛ مرحله‌ای که فرد در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار دارد و ممکن است در معرض بازداشت خودسرانه، فشار برای اخذ اعتراف یا محرومیت از تضمین‌های اساسی دفاع قرار گیرد. در پاسخ به این نگرانی‌ها، جامعه‌ی بین‌المللی مجموعه‌ای از استانداردهای حقوقی را برای حمایت از افراد بازداشت‌شده تدوین کرده است که مهم‌ترین آن‌ها میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ و مجموعه اصول حمایت از همه‌ی اشخاص تحت هر نوع بازداشت یا زندان مصوب ۱۹۸۸ است. از آن‌جا که ایران در سال ۱۳۵۴ به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی پیوسته است، مفاد آن برای دولت ایران الزام‌آور محسوب می‌شود. این مقاله با بررسی معیارهای بین‌المللی حاکم بر مرحله‌ی بازداشت و تحقیقات مقدماتی، میزان انطباق قوانین و رویه‌های قضایی ایران با این استانداردها را ارزیابی می‌کند.


استانداردهای بین‌المللی دادرسی عادلانه در مرحله‌ی بازداشت

ماده‌ی ۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی حق آزادی و امنیت شخصی را به رسمیت شناخته و مقرر می‌کند که هیچ‌کس نباید به طور خودسرانه بازداشت یا زندانی شود. کمیته‌ی حقوق بشر سازمان ملل تاکید کرده است که مفهوم «خودسرانه» صرفاً به معنای غیرقانونی بودن نیست، بلکه بازداشت‌هایی را نیز در بر می‌گیرد که فاقد ضرورت، تناسب یا انصاف باشند. مطابق بند دوم ماده‌ی ۹ میثاق، هر شخص بازداشت‌شده باید در زمان بازداشت از دلایل آن آگاه شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن از اتهامات وارده مطلع گردد. این حق، شرط لازم برای دفاع موثر و کنترل قانونی بودن اقدامات مقامات دولتی است. مجموعه اصول حمایت از افراد بازداشت‌شده نیز بر لزوم اطلاع‌رسانی روشن درباره‌ی حقوق و وضعیت حقوقی فرد تاکید می‌کند.

از دیگر تضمین‌های بنیادین، حق دسترسی سریع و موثر به وکیل است. ماده‌ی ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی این حق را از ارکان دادرسی عادلانه می‌داند. هم‌چنین اصول بنیادین نقش وکلا مقرر می‌کند که افراد بازداشت‌شده باید بدون تاخیر و مداخله غیرموجه امکان مشورت با وکیل منتخب خود را داشته باشند. در حقوق بین‌الملل معاصر، دسترسی فوری به وکیل یکی از مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری از شکنجه، رفتارهای غیرانسانی و اخذ اعترافات اجباری محسوب می‌شود. حق سکوت و منع اجبار فرد به شهادت علیه خود نیز از اصول بنیادین دادرسی عادلانه است که در ماده‌ی ۱۴ میثاق مورد تصریح قرار گرفته است. این اصل ارتباط نزدیکی با ممنوعیت شکنجه و سایر اشکال فشار بر متهم دارد و یکی از تضمین‌های اصلی صحت و اعتبار فرایند کیفری به شمار می‌آید.

علاوه بر این، هر فرد بازداشت‌شده باید بتواند قانونی بودن بازداشت خود را نزد یک مرجع قضایی مستقل به چالش بکشد. این تضمین که در حقوق بین‌الملل با عنوان حق اعتراض قضایی به بازداشت شناخته می‌شود، از مهم‌ترین ابزارهای پیشگیری از محرومیت خودسرانه از آزادی است.

جایگاه حقوق متهم در قوانین ایران

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شماری از مهم‌ترین تضمین‌های دادرسی عادلانه را به رسمیت شناخته است. اصل ۳۲ بر قانونی بودن بازداشت و ضرورت اعلام فوری اتهام تاکید دارد، اصل ۳۵ حق برخورداری از وکیل را تضمین می‌کند، اصل ۳۷ اصل برائت را به رسمیت می‌شناسد و اصل ۳۸ هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار را ممنوع اعلام می‌کند. هم‌چنین قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ نسبت به قوانین پیشین حمایت‌های بیش‌تری از حقوق متهم پیش‌بینی کرده و بر حق آگاهی از اتهام، ارتباط با خانواده و دسترسی به وکیل تاکید دارد. با این حال، وجود این تضمین‌ها در قوانین به تنهایی برای تامین دادرسی عادلانه کافی نیست و ارزیابی میزان انطباق با استانداردهای بین‌المللی مستلزم بررسی نحوه‌ی اجرای آن‌ها در عمل است.

چالش‌های انطباق نظام قضایی ایران با استانداردهای بین‌المللی

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها به محدودیت حق انتخاب وکیل در برخی پرونده‌های امنیتی مربوط می‌شود. بر اساس تبصره‌ی ماده‌ی ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، متهمان این دسته از پرونده‌ها در مرحله‌ی تحقیقات مقدماتی تنها می‌توانند از میان وکلای مورد تایید رئیس قوه‌ی قضاییه وکیل انتخاب کنند. این محدودیت با اصل استقلال و آزادی انتخاب وکیل که در اسناد بین‌المللی مورد تاکید قرار گرفته است، سازگاری کامل ندارد. مسئله‌ی دیگر، استفاده‌ی گسترده از بازداشت موقت در برخی پرونده‌های سیاسی و امنیتی است. استانداردهای بین‌المللی تاکید می‌کنند که بازداشت موقت باید اقدامی استثنایی باشد و آزادی متهم تا زمان محاکمه اصل محسوب می‌شود. با این حال، گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای بین‌المللی حقوق بشر حاکی از مواردی از بازداشت‌های طولانی‌مدت پیش از محاکمه در ایران است. هم‌چنین نهادهای بین‌المللی بارها نگرانی خود را درباره‌ی استفاده از اعترافات اخذ شده‌ی تحت فشار یا پخش اعترافات تلویزیونی اعلام کرده‌اند. هرچند قانون اساسی ایران اعتبار اقرار ناشی از اجبار را مردود می‌شمارد، نبود دسترسی موثر به وکیل در مراحل حساس تحقیقات و فقدان نظارت مستقل کافی می‌تواند امکان ارزیابی داوطلبانه بودن اقرارها را دشوار سازد.

استقلال نظارت قضایی

نظارت قضایی مستقل بر بازداشت از عناصر اساسی دادرسی عادلانه است. مطابق استانداردهای بین‌المللی، هر فرد بازداشت‌شده باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن نزد یک مقام قضایی مستقل حاضر شود تا قانونی بودن بازداشت وی مورد بررسی قرار گیرد. اگرچه این اصل در قوانین ایران پیش‌بینی شده است، گزارش‌های مختلف بین‌المللی نگرانی‌هایی را درباره‌ی میزان استقلال و کارآمدی نظارت قضایی در برخی پرونده‌های حساس مطرح کرده‌اند. تحقق نظارت موثر مستلزم آن است که مقام قضایی بتواند فارغ از ملاحظات سیاسی یا امنیتی درباره‌ی ادامه یا پایان بازداشت تصمیم‌گیری کند.

در نهایت

بررسی استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر نشان می‌دهد که حق دادرسی عادلانه از زمان بازداشت آغاز می‌شود و مجموعه‌ای از تضمین‌های بنیادین از جمله منع بازداشت خودسرانه، حق اطلاع از اتهام، دسترسی موثر به وکیل، حق سکوت، منع اجبار به اقرار و حق اعتراض قضایی به بازداشت را در بر می‌گیرد. این حقوق از ارکان حاکمیت قانون و حفاظت از کرامت انسانی به شمار می‌روند. هرچند بسیاری از این اصول در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده‌اند، گزارش‌های سال‌های اخیر از بازداشت‌های گسترده، محدودیت‌های اعمال‌شده بر حقوق دفاعی متهمان، نگرانی درباره‌ی روند تحقیقات مقدماتی و افزایش شمار اعدام‌ها در بسیاری از پرونده‌های محل مناقشه، پرسش‌های جدی درباره‌ی میزان اجرای عملی این تضمین‌ها مطرح کرده است. در نهایت، رعایت حقوق متهم از زمان بازداشت تا محاکمه صرفاً یک تعهد ناشی از حقوق بین‌الملل نیست، بلکه معیاری برای سنجش میزان پایبندی هر نظام حقوقی به عدالت، حاکمیت قانون و کرامت انسانی است. نزدیک شدن قوانین و رویه‌های قضایی ایران به استانداردهای بین‌المللی دادرسی عادلانه می‌تواند نقش مهمی در تقویت اعتماد عمومی، حمایت از حقوق بشر و تحکیم نظام عدالت کیفری ایفا کند.