نشریه ازادگی – شماره ۲۳۴


تصویر روی جلد

تصویر پشت جلد

مدیرمسئول و صاحب امتیاز:

  • منوچهر شفائی Manoochehr Shafaei

همکاران:

  • جمشید غلامی ساوزان Jamshid Gholami Siavazan
  • ن. سادات N. Sadat
  • سید ابراهیم حسینی Seyed ebrahim hosseini
  • محمد گلستان جو Mouhammad gholestanjo

یادآوری:

  • آزادگی نشریه ای مستقل و بدون وابستگی است که زیر نظر مدیر مسئول منتشر می شود.
  • نشر آثار، سخنرانی ها و اطلاعیه ها به معنی تائید نبوده و فقط بدلیل اعتقاد و ایمان به آزادی اندیشه و بیان می باشد.
  • با اعتقاد به گسترش افکار ، استفاده و انتشار آثار چاپ شده در این نشریه بدون هیچ محدودیتی کاملاً آزاد است.
  • مسئولیت هر اثری به عهده نویسنده آن اثر است و آزادگی صرفاً ناشر افکار می باشد.

فهرست مطالب:

 همه عمر در خون و دروغ رقصیدیم سمیه علیمرادی
 قتل عام (تابستان ۱۳۶۷) جنایت علیه بشریت جمشید غلامی سیاوزان
انقلاب مشروطیت ایران پیدایش و دستاوردها نادر شاچری
جنایات رژیم دیکتاتور مرجان تابع بردبار
گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران 3 ماهه اخر۹۳ رزیابی عمومی اخبار نقض حقوق بشر مریم مرادی
 معرفی شعرای کمنام معاصر زرین تاج الیاسی
 کنوا نسیون آزادی اجتماعات و حمایت از حق سازمان دادن سال ١٩۴٨  الیه رحمانی
 طرح ثامن یا پروژه انتقال نرم قدرت ارتش در امپراطوری سپاه حمیدرضاتقی پور دهقان تبریزی
نگاهی گذرا به روند مبارزاتی زنان در طول تاریخ ایران پریسا حسین پور

همه عمر در خون و دروغ رقصیدیم
سمیه علیمرادی

تلویریون را که روشن میکردیم صحبت از انقلاب بود به خیابان که میرفتیم ناخوداگاه گذارمان به انقلاب می افتاد. در مدرسه هم موضوع انشاء انقلاب بود . واژه ی جالبی است انقلاب!
من و تو هنوز هم که هنوز هست انقلابی هستیم و به دنبال یک فرشته میگردیم که بیاید و ما را از دست دیو نجات دهد
یادت هست ؟ نسل ما همه ی عمرش را مشغول ورق زدن کتابهای سفید بود . ما برای مردن و کشته شدن الگو داشتیم
یاد گرفتیم که خیلی از کارها را اگر انجام دهیم ،گناه کردیم و از صبح تا شب در همان دوران کودکی به این فکر میکردیم کهچگونه از زیر بار این همه گناه شانه خالی کنیم!
امام آمد ! همه چیز از این دوکلمه شروع شد . امام آن موقع آمد، زمانی که من و تو متولد نشده بودیم و از همه چیز بی خبر بودیم و دستمان از دنیا کوتاه بود . حتی به استقبالش هم در فرودگاه مهر آباد نرفته بودیم . اما او آمده بود وهر کاری که خواست انجام داد و روزی که از این دنیا رفت ناراحت شدیم زیراکه تلوزیون سیاه و سفید خانه، کارتون مورد علاقه ی ما را پخش نمیکرد ولی بقیه زیاد ناراحت نبودند ، امتحانات لغو شده بود و یک هفته همه چیز تعطیل بود!اما یادگاری امام ومیراث شوم او تمام شدنی نیست و به قیمت تمام زندگی ما تمام شد.

ما کتابهایی را میخواندیم و امتحان میدادیم که نیم ساعت پس از اتمام جلسه ی امتحان تمام محتویات آن را از حافظه ی خود پاک میکردیم ولی یک چیز را بخوبی یاد گرفتیم و آن سرگردانی در مفهوم شناخت از ماهیت خودمان بود.ما یاد گرفتیم که آزادی و دموکراسی را تنها میتوان از پشت نِقاب دین و تَشَیُع نِظاره کرد ولی هر چه گشتیم به جای آزادی و دموکراسی توهین، تحقیر، تقلب، زندان و شلاق نصیبمان میشد.
ما دچار نگرش بدبینانه به اطرافیانمان و خشونت تحمیلی از طرف حاکمیت شدیم و یاد گرفتیم که کاری را بدون بد و بیراه گفتن و داد و فریاد نمیشود انجام داد.
ما برای لباس پوشیدن خندیدن و موسیقی گوش کردن هم یاد گرفتیم که گناهکار باشیم و هَنجار شکن باشیم
برای زندگی کردن و دوست داشتن مجبور شدیم که دروغ بگوییم و به جای زندگی در واقعیتها ، مدام در خیالات خود برقصیم قربانی خشونت شدیم و دیدیم که کودکان را هم میشود از چوبه های دار آویزان کرد و عجبا مردمی را هم دیدیم که برای حلق آویز شدن یک کودک در ساعت ۴ صبح صلوات میفرستند و هورا میکشند.

همه ی عمر میدانستیم که در لجن زار حاکمیت اسلامی فرو میرویم، ولی دستهایمان را به هم نمیدادیم چون به ما یاد داده بوده اند که تنها و تنها باید دروغ بگوییم و به هم خیانت کنیم. درست است ما مردمی هستیم که یک روز در میدان کاج چاقو خوردن و جان دادن یک هموطن را به تماشا مبنشینیم و یک روز در همان میدان بر علیه خودکامگی و استبداد ، صحنه های استقامت و ایثار را می آفرینیم .آن لحظه تحقیر نشدیم و به یکدیگر به چشم بدبینی نگاه نکردیم ،به دنبال انتقام نبودیم و از ریختن خون و انتقام جویی سخن نمیگفتیم. زیرا که دریافته بودیم که محصول انتقام و انتقام جویی و پاشیدن بذر نفرت ، همان خواهد بود که در سال۵۷ عاید پدران و مادرانمان شده بود.
هر سال که ۱۲ بهمن فرا میرسد بوی مرگ و تباهی و اعدام و قبرستان هم با امام می آید
فردا امام می آید. به حرمت خون شهیدانمان باید کاری کنیم که امسال سال آخری باشد که امام می آید و یک بار برای همیشه باید به این دور انتقام جویی و خشونت و دروغ پایان دهیم
همه ی عمر در خون و دروغ رقصیدیم ودر این میان بهترین فرزندان این مرزوبوم در زندانها جوانیشان را فدا کردند و یا جانشان را در طناب خودکامگی و جهالت این رژیم از دست دادند و ثروت های ملی این سرزمین توسط سرداران سپاه و دزدان بیت رهبری به یغما رفته و میرود. بار دیگر لازم است که دستهایمان را به هم دهیم و ثابت کنیم که نسل ما اگر چه سوخت و خاکستر شد اما در ادامه ی کوشش و همت کسانی که بیش از صد سال در راه دموکراسی و آزادی این سرزمین جان داده اند و تلاش کرده اند، در قُله های تاریخ این مرزو بوم ، پرچم آزادی و دموکراسی را به احتزاز در خواهد آورد. .
شاید فرصت ما برای با هم بودن بار دیگر فرا رسیده است و اینبار شرکت در یک تحریم فعال در آستانه ی انتصابات مجلس حاکمیت باشد
پیروز باد مبارزات بدور از خشونت ملت ایران


قتل عام (تابستان ۱۳۶۷) جنایت علیه بشریت
جمشید غلامی سیاوزان

اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ واقعه‌ای بود که طی آن به فرمان سید روح‌الله خمینی، چندین هزار زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به شکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند. به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف نظام به خصوص سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین طیف‌های مختلف گروه‌های چپ، کمونیست و مارکسیست بود. تعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت و بین ۳۰۰۰ تا ۴۴۸۲نفر تخمین زده می‌شوند. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد زندانیان سیاسی اعدام‌شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده‌است.
مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران انجام اعدام‌ها را انکار نمی‌کنند، بلکه در قریب به اتفاق موارد از آن دفاع کرده‌اند و آن جنایت را برای حفظ نظام، لازم و ضروری شمرده‌اند. آیت‌الله منتظری، بلندپایه‌ترین مخالف اعدام‌ها بود و اعتراضات‌هایش به قیمت برکناری‌اش از جانشینی آیت‌الله خمینی و به حبس خانگی تا زمان مرگش انجامید.
در مورد علل وقوع واقعهٔ تابستان ۶۷ و پیش زمینه‌های آن نظرات مختلفی وجود دارد. برخی ایران را ادامهٔ جدال جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق به طور اعم و واکنش به عملیات «فروغ جاویدان» به طور اخص می‌دانند. برخی آن را ادامهٔ کشتار زندانیان سیاسی می‌دانند که در سال ۶۰ شروع شده بود و به دلایل مختلفی در سال‌های ۶۳ و ۶۴ متوقف شده بود. نظریات مختلف دیگری نیز وجود دارد.
منتظری در نامه به خمینی و در اعتراض به اعدام محکومین زندان‌ها، مورخه ۹ مرداد ۱۳۶۷ می‌نویسد:
«پس از عرض سلام و تحیت، به عرض می‌رساند راجع به دستور اخیر حضرتعالی مبنی بر اعدام منافقین موجود در زندان‌ها، اعدام بازداشت شدگان حادثه اخیر را ملت و جامعه پذیرا است و ظاهراً اثر سویی ندارد ولی اعدام موجودین از سابق در زندان آنها اولاً در شرایط فعلی حمل بر کینه‌توزی و انتقام جویی می‌شود…»
در کتاب پاسداشت حقیقت که در دههٔ ۱۳۸۰ و در جمهوری اسلامی توسط دفتر تدوین تاریخ ایران به چاپ رسید این واقعه بیشتر ادامهٔ درگیری سازمان مجاهدین و جمهوری اسلامی به‌طورکلی تصویر شده‌است.
به نوشتهٔ این کتاب: در تابستان ۱۳۶۷ و پس از عملیات مسلحانه فروغ جاویدان از سوی «سازمان مجاهدین خلق» و حمله به خاک ایران از طریق مرزهای غربی ایران و با پشتیبانی رژیم بعث عراق مجاهدین در «قالب یک ارتش متجاوز ظاهر شد، که از پشتیبانی کامل نیروهای نظامی بیگانه برخوردار بود.» (رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت :۱۴۸)
“هم‌زمان با پیشروی نیروهای سازمان مجاهدین خلق به داخل خاک ایران، بروز تحرکات و تنش‌هایی در زندان با سردمداری برخی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، آغاز فعالیت‌های برخی هواداران سازمان در سطح جامعه و ایجاد حرکت‌هایی برای برپایی آشوب و شورش در سطح شهرها و انتشار پیام‌های مستمر سازمان از طریق رادیو و تحریک مردم به شورش رخ می‌دهد.”
در آستانه عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید… از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد… از طرفی درب زندان‌ها که باز شود آنها هم با ما هستند و با ما همراهی خواهند کرد. نیروهای زندان بالقوه با ما هستند.» این سخنان ۳ روز قبل از آغاز عملیات و یک هفته قبل از آغاز اعدام‌ها در تالار اجتماعات قرارگاه اشرف گفته شد.
مطابق روایت رسمی جمهوری اسلامی، زندانیان مجاهدین از حمله خبر داشته و خشنودی خود را از طریق برپایی جشن و سرودخوانی در زندان اعلام کرده بودند. آنان قرار بود پس از اشغال هر شهر، به ارتش او پیوسته و در فتح تهران شرکت کنند و به همین دلیل، آنها به عنوان مزدوران دشمن متجاوز در زمان جنگ (محاکمه صحرایی) اعدام شدند.
مقامات جمهوری اسلامی گر چه به طور صریح در مورد این واقعه و ابعاد آن سخن نمی‌گویند اما در موارد متعدد وجود آن را پذیرفته‌اند.
علی اکبر هاشمی رفسنجانی به نقل از آقای علی شوشتری، معاون قضایی و جانشین مسئول سازمان زندان‌ها، تعداد اعدام شدگان را حدود ۱۷۰۰ نفر عنوان می‌کند.
حکم روح‌الله خمینی
عملیات فروغ جاویدان روز ۳ مرداد آغاز شد و ۷ مرداد پایان یافت. اعدام‌ها نیز از روز ۷ مرداد شروع شدند.
«پس از تهاجم نیروهای سازمان مجاهدین با پشتیبانی ارتش عراق به داخل ایران … خمینی حکمی را دربارهٔ بررسی مجدد پرونده … [افراد] زندانی که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور حکم محکومیت اعدام برای کسانی که برنامه شورش در زندان هم‌زمان با برنامه‌های بیرون سازمان داشتند، صادر کردند.» (رضایی و سلیمی نمین، پاسداشت حقیقت:۱۴۲) که متن نامه‌ها در خاطرات حسین‌علی منتظری که در آن زمان از مقامات رده بالای جمهوری اسلامی و قائم مقام رهبری بوده است، و با اعدام‌ها مخالف بوده‌است، وجود دارند.خمینی آنها را «محارب» اعلام می‌کند و چنین حکم می‌دهد:

نامه روح‌الله خمینی در مورد اعدام زندانیان سیاسی: «از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین‌طور در زندانهای مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می‌باشد، رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام»
سیداحمد خمینی که در آن زمان رئیس وقت دفتر خمینی بود در نامه‌ای در مورد جزییات این اعدام‌ها می‌پرسد و تأکید می‌کند آیا این حکم شامل کسانی که محاکمه شده‌اند و دوران زندان‌شان به زودی تمام می‌شود هم هست یا نه؟ و در مورد محکومان از شهرستان‌هایی که استقلال قضایی هم دارند چطور؟ پاسخ روح‌الله خمینی بدین‌گونه است که: بسمه تعالی در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعاً دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.
تشکیک در دستخط خمینی
منتظری در خاطرات خود می‌نویسد که در آن زمان گفته می‌شد که نامه اول به خط احمد خمینی نوشته شده است. و در مورد نامه دوم هم آشکارا دستخط خط سؤال کننده و پاسخ دهنده نامه یکسان است.
استفسار و پاسخ خمینی
وقایع در زمان اعدام‌ها ، نماز جمعه
هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‌نویسد «با آقای موسوی اردبیلی دربارهٔ مطالب خطبه‌های جمعه (۱۴ مرداد) مذاکره کردیم.» در این روز (یک هفته بعد از شروع اعدام‌ها) موسوی اردبیلی در نماز جمعه گفت: «جمع کثیری از ایران رفته‌اند و آنجا[عراق] برای خودشان بساط و دستگاه و سازمان درست کرده‌اند. یک جمعی هم در ایران در زندان‌ها هستند… مردم علیه اینها آن چنان آتشی هستند، قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه می‌کنید؟ اینها که محاکمه ندارند، حکمش معلوم، موضوعش هم معلوم است و جزایش نیز معلوم می‌باشد. قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه می‌شوند، قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمی‌شوند و یک دسته‌شان زندانی می‌شوند (شعار: «منافق زندانی اعدام باید گردد» از سوی نمازگزاران)
اعتراضات از درون حکومت ایران حسینعلی منتظری در اعتراض به این اعدام‌ها دو بار به تاریخ ۹ و ۱۳ مرداد به خمینی نامه نوشت و خمینی در تاریخ ۱۵ مرداد به او پاسخ داد. خمینی در نامه عزل منتظری نوشت: «در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید که چه خدمت ارزنده‌ای به استکبار کرده‌اید.» میرحسین موسوی در تاریخ ۱۵ شهریور استعفا داد که با مخالفت شدید علی خامنه‌ای و روح‌الله خمینی مواجه گشت. گرچه او در نامه استعفا، اختلاف با مجلس بر سر وزرای پیشنهادی را عامل استعفا دانسته است، امیرارجمند سخنگوی موسوی بی اطلاع گذاشتن او از موضوع اعدام‌ها را عامل استعفا می‌شمارد و می‌گوید موسوی خواهان تشکیل هیئت تحقیق در این مورد شده بود؛هر چند شخص موسوی هرگز اعلام برائت از آن اعدام‌ها نکرد و همواره در مقابل آن سکوت نموده است. موسوی اردبیلی نیز بعدها مدعی شد با این اعدام‌ها مخالف بوده و در مخالفت سه بار به خمینی نامه نوشته است، او می‌گوید خمینی گفت: «که اینها دروغ می‌گویند و سر موضع هستند»، من عرض کردم: «من به این مطلب نرسیدم»، فرمودند: «ما رسیده‌ایم»
پایان اعدام‌ها بنابر کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، دو ماه پس از آغاز اعدام‌ها در روز ۵ مهر ۱۳۶۷، روح‌الله خمینی بررسی وضعیت باقی‌مانده زندانیان سیاسی را به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار نمود با تأکید بر اینکه این رسیدگی مطابق روال معمول و قبل از حوادث اخیر انجام شود. وزارت اطلاعات از این امر استقبال کرد ولی برخی قضات اوین مخالفت کردند و نظر تندتری داشتند.
ادامه دارد


انقلاب مشروطیت ایران پیدایش و دستاوردها
نادر شاچری


(فردوسی)
چنان دین و دولت به یکدیگرند
تو گویی که در زیر یک چادرند
نه بی تخت شاهی بود دین به پای
نه بی دین بود شهریاری به جای
مقدمه : میدانیم چون نادرشاه کبیر و فقید کشته گردید. آن بزرگی که ، با کوششهای خود برای ایران پدید آورده بود از میان رفت. ولی ایران باز یکی از کشورهای بنام آسیا شمرده میشد. و کریمخان و جانشینان او اگر چیزی به کشور نیفزودند، چیزی هم از آن نکاستند.
لیکن در زمان قاجاریان ایران بسیار ناتوان گردید. از بزرگی و آوازۀ آن بسیار کاست.

دوران پادشاهان قاجاریه
در سراسر تاریخ پرفراز و نشیب ایران بویژه در زمان قاجاریه شاه همیشه قدرت مطلق و یگانه مرجع رسیدگی به مسائل کشوری و لشکری بوده، هیچ چیز خارج از اراده او انجام پذیر نبود.
1_آقامحمدخان قاجار: تاریخ ایران نوشته: آغامحمدخان مردی بیرحم و پادشاهی ستمکار بود و از دشمنان واقعی و خیالی خود هزار هزار انتقام می‌گرفت و برخی از آنها را شمع آجین می‌نمود و برخی را در قفس ببران گرسنه می‌انداخت.
وی فردی متعصب و خشک مذهب بود و با روحانیون دینی به نیکی رفتار می‌کرد. شبها علیرغم خستگی و کار زیاد نماز شبش فراموش نمی‌شد علی رغم اخته بودن در حرمسرای وی زنهای زیادی بودند و نام برجسته‌ ترین آن‌ها مریم خانم و گلبانو خانم بود.(ایشون طفل پنج ساله بودن که عادل شاه او را مقطوع النسل کرد با این اوصاف باز هم حرمسرا داشته است) در مورد بیرحمی و سنگدلی او همین بس که برای جانشین کردن برادر زاده خود باباخان از کشتن برادران و پسرعموهای خود نیز احتراز نکرد.
یا اینکه دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند که به‌وسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد. و شهر کرمان را به شهر کوران تبدیل ساخت. همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.
پس از دستگیری لطفعلی خان چشمان او را با دستان خود درآورد. درحالی که کرمان را تسخیرکرده بود و از شهرهای خود او بحساب می‌آمد و مردم کرمان جزء ملت خود او بودند. وقتی که وی فوت کرد.او را به نجف بردند و در جوار آرامگاه امام اول شیعیان به خاک سپردند. 2_ فتحعلی‌ شاه قاجار(شکست علی شاه قاجار): وابستگی و خوف شدید از رو حانیون داشت. و کاملا خرافاتی بود.یک لقب به القاب شاه افزده شد بنام صاحبقران بود. که بعد به امر ایشان با همین نام سکه زده شد. در دوره فتحعلی شاه اوضاع قشون ایران رو به زوال گذاشت و به آخرین مرحله پستی رسید.
حرص و طمع یکی ازغرایز او بود.اصلی ترین خصوصیات ایشان،هوسرانی و عیاشی گری بوده است.ایشان هزار زن عقدی داشت.
انصاف دهیم زمانی که شاهی که در عین حال وظایف رییس مملکت، رییس دولت، قوه‌ی مقننه و حتی قضائیه را به شانه‌های ناتوان خود تلنبار کرده و خویشتن را ولی امر هم می‌خواند، ایشان، روزگار را به بیهودگی و هوسرانی بگذراند و صاحب بیش از 200 فرزند شود، کجا توان و وقت پرداختن به امور مهم کشور را خواهد داشت و آیا نمی‌توان یکی از رازهای عقب‌ماندگی ایران در 200 سال اخیر را از همین گم‌ کردن، زمامدار در شبستان‌های حرمسرایش بازیافت؟
سیاست های ضدملی وضد ایرانی پادشاهان قاجار
تقدیم همه چیز سرزمین ایران، به قدرت های استعماری،به مانند (روسیه و انگلستان) باز شدن دست بیگانگان در چپاول تمامی ذخیره میهن ما بود.طوری که در امور سیاسی در اقتصادی در دست استعمارگران بود.پادشاهان قاجار بقدری مطیع روسها بودند که،جانشین را هم روسها انتخاب میکردند.به مانند پادشاهی محمد شاه گروهی ظل‌السلطان فرزند فتحعلی شاه را مناسب میدانستند وگروهی محمد میرزا فرزند عباس میرزا را مناسب میدانستند.
روسها در همین حین یک نماینده فرستادند وگفتند طبق عهدنامه ترکمن چای سلطنت باید در خاندان عباس میرزا مورثی باشد. و این امتیازات فقط باعث فشار بروی دهقانان و مردم محروم شد.
نمونه ای از امتیازاتی که باعث نابودی ایران شدند
*انحصار توتون و تنباکوی ایران به انگلیس
*شیلات بحر خزر به روس
*کشتیرانی در رود کارون به انگلیس
*گمرکات شمالی ایران به روس وجنوب انگلیس
*تأسیس بانک شاهنشاهی به انگلیس
*استفاده از جنگل های شمالی به روس
*استخراج معادن به انگلیس
*بیمه و امور حمل و نقل به روس
*انحصار چاپ اسکناس به انگلیس
*تأسیس قزاق‌ خانه به روس
* احداث خط تلگراف به انگلیس
*امتیاز لاتاری
3_ محمد شاه قاجار: پادشاهی وی ثمره عهدنامه ترکمنچای بود.(البته نباید فراموش کرد لیاقت و کاردانی میرزا ابوالقاسم قائم مقام در بسلطنت رسیدن وی) و ایشان به مانند جد خود وبیشتر از آن علامت دین داری و حمایت خود را از اماکن متبرک عراق کرد.از جمله کربلا که ویران شده بود بدست وهابی ها را، از نو ساخت و فرقه های جدیدی از مذهب شیعه در زمان این پادشاه بوجود آمد.
قحطی بزرگ ۱۲۵۰-۱۲۴۹ هجری شمسی: گسترش قحطی در ایران نتیجه مستقیم استبدادگرایی، فساد و بی کفایتی حکومت‌ها در ایران بوده است. یک و نیم میلیون نفر از جمعیت ۹ تا ۱۰ میلیون نفری ایران در این قحطی جان باختند، و شهرهای اصفهان، یزد، و مشهد دست کم یک سوم جمعیت خود را از دست دادند.
4_ ناصرالدین‌شاه قاجار: طولانی‌ترین دوره پادشاهی را در میان دودمان قاجار را داشت.نمونه محض سیاه اندیشی و واپسگرائی بود. وابستگی و ترس وی به آخوند حد و مرز نداشت برای مثال: (زمانی که خبر مرگ میرزا سید محمد امام جمعه اصفهان را به ناصرالدین شاه دادن گفت الحمدالله امروز میتوانم بگویم اصفهان مال من است) حرمسرای ناصرالدین‌شاه داستانی است و شهره عام و خاص. وی حرمسرایی عریض و طویل برای خود ساخت که وصف آن در تاریخ‌ها و سفرنامه‌های آن دوره آمده است. به سخن عین‌السلطنه 112 زن‌ عقدی و صیغه‌ای داشت که به همراه نوکر و کلفت‌ها بیش از 2000 نفر بودند. ( به مانند خامنه ای، که جهت حفاظت وی از یک گروه ده هزار نفری تشکیل شده است بنام سپاه حفاظت ولی امر )
کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه‌خواهی را سبب شد.
پیدایش اندیشه نو و بیداری ایرانیان: وقتی که فتحعلی شاه بدرود زندگی گفت،انقلاب فرانسه و جنبش های توده ها و پیشرفت فن جنگ و پدیدآمدن افزارهای نوین،به مانند این ها روی داد. در نتیجه قدرت های بزرگ و نیرومندی پیدا شده بود ولی کشور ایران از آن تکانها و دگرگونیها بی بهره و ناآگاه بود. و 97 درصد مردم ایران بیسواد بودند. نتیجه آن بود که ازپیش آمدها چیزها نگرفتند .شکست های پیاپی فتحعلی شاه در برابر روس و شکست های محمد شاه و ناصرالدین شاه در برابر انگلیس به ایران زیان بسیار رسانید.و از بزرگی آن بسیار کاست، ولی پادشاهان قاجار توده ایرانیان را بیدار نگردانید.کشورهای غرب با انجام انقلاب های اجتماعی،سیاسی و اقتصادی بر غول استبداد وسیاه فکری پیروز شده بودند و دموکراسی وآزادی را از طریق برپا ساختن نهادهای اجتماعی-سیاسی در آن جوامع برقرار ساخته بودند.آنگاه که پادشاهان و سران مملکت ما تا خرخره در خرافات و تاریک اندیشی می غلطیدند و با کمک فال بینی،ستاره شناسی و رمالی به حل مشکلات کشور می پرداختند،سیاست گران غرب با همیاری دانشمندان و متفکران ،جوامعی براساس قوانین حقوق بشر برپا ساخته بودند.که نسبت به مقام و مکان انسان دیدگاه ویژه ای داشت.از مرد و زن و سیاه و سپید ارزش یکسانی قائل بود.
در حوالی قرن هفده میلادی اروپا مسئله (اصالت عقل) را مطرح ساخته بود.پرچمدار آن رنه دکارت بود.که در اثر معروف خود تحت عنوان (گفتار راه بردن عقل) همه چیز را در جهان مورد شک قرار داد و این خود در آن دنیای پر از خرافات مذهبی غوغائی برانگیخت و پایه های دگم و تعصب و تاریک اندیشی را لرزاند و انقلاب فکری عظیمی در دنیای روشنفکران بوجود آورد و سپس نیوتون قانون جاذبه را ارائه کرد. جنبش اصلاح طلبی و تجدد دوره ی قاجار محدود و منحصر به اصلاح بخشی از ارکان جامعه نبود، بلکه اندیشه اصلاح، کل جامعه ایران را مدنظر داشت. اصلاح طلبان همان طور که ساختار سیاسی جامعه را مورد انتقاد قرار می دادند، بر ضعف ها و کاستی های دیگر بخش های جامعه مانند «اقتصاد» و «تعلیم و تربیت» تأکید داشتند.
اصلاح طلبان عصر قاجار را می توان به دو گروه تقسیم کرد.
الف ـ اصلاح طلبان داخل نظام
ب ـ اصلاح طلبان بیرون از نظام
دسته ی اول: جریانات اصلاح طلبان داخل حاکمیت قاجار را در بر می گرفت و شامل اصلاح طلبانی می شد که جزء اعضای الیگارشی حاکم بر ایران محسوب می شدند. مانند شاهزادگان و درباریان.
دسته ی دوم: شامل اصلاح طلبانی می شد که بیرون از حکومت و الیگارشی حاکم قرار داشتند مانند بازرگانان، روحانیون و روشنفکران.از این رو الگو و معیاری که اصلاح طلبان درون و بیرون از نظام برای تغییر و تحول داشتند، متفاوت بود. اصلاح طلبان درون نظام همانند «امیرکبیر» یا «میرزاحسین خان سپه سالار» تصور می کردند با انجام اصلاحاتی چون عزل اشخاص فاسد، جلوگیری از حیف ومیل بیت المال، کشیدن راه آهن، ایجاد بانک، فراهم کردن شرایط مناسب برای سرمایه گذاری در ایران و . . . می توانند جامعه را در مسیر ترقی و پیشرفت قراردهند، اما اصلاح طلبان بیرون از نظام در پی تغییر ساختارها، نهادها و بنیان های جامعه بودند و اعتقاد داشتند قبل از هرچیز باید سیستم و ساختار موجود را اصلاح نمود.
روشنفکران قرن نوزدهم ایران: ایرانیان که، توسط نایب ‌السلطنه عباس میرزا جهت تحصیل علم به اروپا فرستاده شد ویکی از افرادی که راه اصلاحات را پیش گرفت میرزا جعفرمشیرالدوله جزء همین گروه بود. پس از بازگشت به ایران، به کار تعلیم فنون ریاضی و مهندسی گماشته شد. به واسطهٔ حسن خدمت به لقب مهندس‌باشی ملقب شد. پس از برکناری میرزا آقاخان نوری و برچیده شدن مقام صدراعظمی و تشکیل شورای دولت، به دستور ناصرالدین‌شاه به ریاست شورای دولت گماشته شد.
«میرزا یوسف خان مستشارالدوله» که سالهایی از عمر خود را در خارج سپری کرده بودند. «مستشارالدوله» رمز پیشرفت اروپاییان را در «یک کلمه» یعنی «قانون» می دانست وی رساله ای به نام «یک کلمه» نوشت که سخت مورد توجه قرارگرفت. فراماسونری را یک سازمان پیشرو، انقلابی، و آزادی‌خواه می‌شناختند که هدفی جز مبارزه با استبداد و ایجاد دموکراسی و بیداری ملت‌ها نداشت.از آرزوهای بزرگ او تأسیس راه آهن در ایران بود.
«میرزا حسین سپهسالار» وزیر مختار ایران در استانبول بود. در دورهٔ ۱۲ سالهٔ اقامت خود در استانبول جنبش‌های قانون‌خواهی و مشروطه‌طلبی اروپا را که در عثمانی بازتاب گسترده‌ای داشت از نزدیک مشاهده کرد و با تکاپوی روشنفکران عثمانی برای دستیابی به قانون اساسی و بنای مجلس قانون‌گذاری آشنا شد.او همچنین از شاه خواست تا به سفر اروپا برود تا شاید پیشرفت آن سرزمین شاه ایران را هم به جنبش واداردسپهسالار در دورهٔ صدراعظمی خود دست به انجام اصلاحاتی زد:
تأسیس دارالشورای کبری
تأسیس پستخانه و انتشار تمبر پستی
سعی در ساده نمودن سبک نگارش در امور حکومتی
تقویت دارالفنون
تأسیس مدرسهٔ سپهسالار و مسجد سپهسالار
انتشار روزنامه‌های وقایع عدلیه، نظامی، مریخ، وطن، و یک سالنامه
استخدام مشاورین و متخصصین اتریشی برای اصلاح امور مالی دولت و بهره‌برداری از معادن
«سیدجمال الدین اسدآبادی» اولین مربی عالم تربیت و کمال، حامل پیام آزادی و هواخواه استقلال و حقوق بشر بود. مؤسس و رهبر بیشتر انجمن های سری، روشنفکری بوده است.
(سیل تجدد با کمال سرعت بطرف مشرق جاری است)
«ملکم خان» ملقب به ناظم‌الدوله، روشنفکر، روزنامه ‌نگار، دیپلمات و سیاست‌مدار دوره قاجار و بنیانگذاراولین انجمن بنام فراموشخانه (برای آشنا کردن مردم به تمدن فرهنگی و کنار زدن مملکت سنتی {فراماسونری حقیقی} ) در ایران است.
که سالهایی از عمر خود را در خارج سپری کرده بودند. نیز با انتقاد از استبداد، فساد دستگاه های حکومتی و بی قانونی بر ضرورت تدوین قوانینی برای اداره ی کشور و کاستن از قدرت پادشاه تاکید می کرد. در نوشته های «ملکم خان» که در حدود دویست رساله است مسائلی مانند رژیمهای پادشاهی و جمهوری، تفکیک قوا، تقسیم بندی استانهای ایران، آموزش و پرورش عرفی، بانکداری، مجلس شورای ملی، آزادی، برابری شهروندان است. ارزنده ترین کار وی انجمن فراموشخانه بود و در راستای تعلیم، بسیاری از اعضای خانواده ها را وارد انجمن کرد.ملکم خان با همکاری سید جمال الدین روزنامه قانون را منتشر کرد.و در آن انتقادهای بسیار تندی از حکومت مستبد ناصرالدین شاه و امین السطان می کرد.
«میرزا حسن تبریزی مشهور به رُشدیه» از پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی نخستین مؤسس مدارس جدید در تبریز و دومین مدرسه در تهران (بعد از دارالفنون) بود، او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیده‌اند. وی در سالهای جنبش مشروطه، در میان اعضای انجمن باغ میکده قرارداشت
میرزا حسن مدیر مدرسه رشدیه پس از آنکه در تبریز برای ایجاد مدارس زحمت کشیده بود به تهران رفت. «فریاد مقدسین بلند شد که آخرالزمان نزدیک شده‌است که جماعتی بابی و لامذهب می‌خواهند الف و با را تغییر دهند، قرآن را از دست اطفال بگیرند و کتاب به آنها یاد بدهند.» شیخ فضل‌الله نوری در جلسه‌ای به ناظم‌الاسلام کرمانی دربارهٔ مدارس جدید می‌گوید:
«ناظم الاسلام، ترا به حقیقت اسلام قسم می‌دهم. آیا این مدارس جدیده خلاف شرع نیست؟ و آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال دین اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقائد شاگردان را سخیف و ضعیف نمی‌کند؟»
از مقالات میرزا حسن رشدیه:
می‌دانید که امروز برای شمه عید بزرگی است. امروز روزیست که شما از خرابه ندانی به شهر دانایی داخل شده‌اید. تا دیروز ولگرد کوچه‌ها بودید. امروز شاگرد مدرسه شده‌اید. مردم به کربلا و مشهد و مکّه می‌روند، کربلائی و مشهدی و حاجی می‌شوند. شما امروز اصل حاجی شده‌اید که به مدرسه آمده‌اید.شاگرد مدرسه حرمتش در پیش خدا، از هر کربلایی و مشهدی و حاجی بیشتر است، زیرا که به تحصیل علم وارد شده‌اید. آدم بیسواد مرده است و آدم با سواد زنده است. شما امروز زنده شده‌اید. همه می‌دانید که تخم مرغ در زیر مرغ می‌ماند، جوجه درمی‌آورد. یک تخم صد دیناری یک مرغ پنج قرانی می‌شود. شما مثل یک آدم بی قیمت مانند مرغ و خروس با خاک بازی می‌کردید و از امروز شاگرد مدرسه شده بعد از این با کاغذ و کتاب بازی خواهید کرد. به به به! اما واکنش حاکمیت در برابر امواج برخاسته از جنبش اصلاح طلبی چه بود؟ قاجارها از یک سو سودای اصلاحات واصلاح طلبی را به کنار گذاردند و از سوی دیگر با سخت گیری و دقت تمام سعی کردند هرگونه تحرک و جنبش فکری، سیاسی و اجتماعی جامعه را منزوی، مهار وسرکوب کنند. حکومت قلع و قمع روشنفکران و معترضان را در دستور کار خود قرارداد. «مستشارالدوله» دستگیر و زندان می شود. در زندان آنقدر با همان کتاب بر سرش می کوبند تا جان به جان آفرین تسلیم می نماید. «سیدجمال الدین اسدآبادی» که به ایران آمده بود، دستگیر و از کشور اخراج گردید.روشنفکران نیز با ناامید شدن از پیشبرد پروژه ی اصلاحات به فعالیت های انقلابی وزیرزمینی کشیده شدند. در آغاز قرن بیستم روشنفکران با ایجاد انجمن ها همچون «مرکز غیبی»، حزب اجتماعیون عامیون، «مجمع آدمیت»، «کمیته انقلابی» و «انجمن مخفی» برای «براندازی استبداد» و استقرار «حکومت قانون و عدالت» دور هم گردآمدند. به این ترتیب با پیدایش شرایط جدید ایران در آستانه انقلاب مشروطه قرار گرفت.
امتیاز تجارت توتون و تنباکو: اندیشهٔ انحصار تجارت توتون و تنباکو را نخستین بار محمدحسن خان اعتمادالسلطنه مطرح کرد.ناصرالدین شاه که برای تأمین هزینه سفرهای خود به اروپا با مشکلات مالی مواجه بود، با اعطای امتیاز موافقت کرد و پس از مراجعت به ایران در رجب ۱۳۰۷ ه‍. ق (مارس ۱۸۹۰ میلادی) قراردادی را با تالبوت ـ که با کمک دولت و عده‌ای از سرمایه‌ داران انگلیسی که کمپانی رژی را با سرمایه‌ای ۶۵۰ هزار لیری تأسیس کرده بود ـ منعقد نمود. بدین ترتیب امتیاز تجارت توتون و تنباکو به مدت پنجاه سال به تالبوت اعطا گردید. این امتیاز که به امضای شاه و سرهنری ولف رسید، دارای پانزده فصل بود که حکایت از اختیارات تام تالبوت در امور دخانیات ایران و بی‌اعتنایی به منافع ملت ایران داشت و با مخالفت‌های گسترده‌ایی از سوی مردم و روحانیون مواجه شد.
در این زمان انتشار اعلامیه‌ای رسمی از سوی دولت که واگذاری امتیاز تنباکو را تذکر می‌داد و در عین حال به زارعین توتون و تنباکو نیز وعدهٔ خرید عادلانه و نقدی محصولات آنها را می‌داد، موج گسترده‌ای از نارضایتی را دامن زد. به همین سبب نخستین اعتراض‌ها را تاجران دخانیات آغاز کردند که تجارتشان مستقیماً در معرض تهدید کمپانی رژی بود. در آغاز عده‌ای از بازرگانان به همراه امین‌الدوله نزد شاه رفتند و به انحصار تجارت تنباکو اعتراض کردند. همچنین در ضمن دادخواستی خطاب به ناصرالدین شاه اعلام کردند: حاضرند مبلغی بیش از حق امتیاز بابت مالیات به او بپردازند و او امتیاز را لغو کند.(۱۵ اسفند ۱۲۶۹ ش) تاجران توتون وتنباکو در حرم شاه عبدالعظیم بست نشستند و طی دادخواستی اعلام کردند به هیچ عنوان با رژی کنار نخواهند آمد.
پس از آنکه شرکت رژی حدود ۲۰۰هزاراز اتباع دولت بریتانیا و مستعمرات آن را به عنوان کارکنان شرکت به ایران آورد و به شهرهای مختلف فرستاد، زنگ هشدار برای ایرانیان به صدا درآمد. چرا که با حضور آنها در حدود ۱۰۰ هزار مبلغ مسیحی وارد ایران شدند و ضمن بنای کلیسا در مناطق مختلف، دختران ایرانی را نیز به امور پرستاری در بیمارستان‌ها و بی‌حجابی واداشتند. در تهران و اکثر شهرها مراکز فساد برپا کردند و کافه‌هایی با انواع وسایل قمار و رقص‌ محلی و مشروبات الکی پدید آوردند. علاوه بر این، انگلیسی‌ها هر جا که می‌رفتند، سوار، اسب، اسلحه و مزدور اسلحه بدست خود را نیز می‌بردند و این همان شیوه‌ای بود که انگلیسی‌ها در تصرف هند و ایجاد کمپانی هند شرقی و سپس حضور نظامی به بهانه حفظ امنیت این کمپانی و در نهایت مستعمره نمودن هند به کار گرفته بودند.
مخالفت علما و اوج‌گیری مخالفت‌ها میرزای شیرازی از همان ابتدا به واسطهٔ نامه‌هایی که از علمای ایران دریافت می‌کرد.به شاه گفت: دولت اگر از عهده جواب بیرون نتوان آید ملت از جواب حسابی عاجز نیست واگر دولت از عهده بر نمی‌آید، من به خواست خدا آن را بر هم می‌زنم.در اواخر ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ در تهران شایع شد که حکمی از میرزای شیرازی در باب تحریم استعمال دخانیات صادر و به اصفهان مخابره شده‌است. در اوایل جمادی‌الاولی با رسیدن محمولهٔ پستی به تهران صورتی از حکم درمیان مردم منتشر شد با این توضیح که نسخهٔ اصلی آن را فقط میرزا حسن آشتیانی مشاهده کرده‌است. متن حکم چنین بود:(بسم‌الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است.) با صدور این فتوا، مردم از همهٔ اصناف، و حتی اقلیت‌های مذهبی مبارزه سیاسی علیه این قرارداد را یک وظیفه شرعی و تکلیفی الهی دانستند و قلیان‌ها را شکسته و توتون و تنباکو رابه آتش کشیدند.حرم‌سرای شاه نیز از استعمال دخانیات پرهیز کردند.انیس‌الدوله،سوگلی ناصرالدین‌شاه دستورجمع‌آوری قلیان‌ها راصادرنمود. سرانجام شاه در پنجم جمادی‌الثانی ۱۳۰۹ برای اطمینان بیشتر در دستخطی به امین‌السلطان لغو کامل امتیاز را اعلام کرد تا وی به آگاهی علما و مردم برساند. ولی مخالفان آرام نگرفتند وعزل امین‌السلطان ـ که از نظر آنان حامی امتیاز بود ـ و لغو تمام قراردادهایی که با خارجیان منعقد شده بود را خواستار شدند.بدین ترتیب درنتیجهٔ لغو امتیاز تنباکو، حکم تحریم تنباکو نیز پس از ۵۵ روز از سوی علماء لغو شد.ایرانیان با چشم تنفر مشاهده میکردند، که ناصر الدین شاه در عیاشی و کامرانی گوی سبقت را از جد خود ربود و منابع ملی را برای تهیه مخارج مسافرتهای خود، گرو بیگانه رفته را، که در تمام عالم ضرب المثل شده بود. به عیاشی صرف نمود.هزاران رعیت بی گناه را فدای عیش و نوش خود ساخت.در نتیجه وقتی ناصرالدین شاه بدست میرزا رضای کرمانی یکی از ستمدیدگان دربار، به فتوای سید جمال الدین اسد آبادی، او را با تپانچه از پای در آورد.ملت ایران کاملا از وضع گذشته ناراضی و خود را برای انقلاب بیشتری مهیا ساخته بود.چون مظفرالدین شاه اصولا ترسو و ضعیف النفس بود.در دروی سلطنت او احترام به شاه از میان رفت.بعضی از عوامل خارجی به مانند شکست روسیه از ژاپن و ایجاد واکنش های نمود و بالاخره احساسات شدید مردم در مقابل امتیازات وقرض های خارجی ونتایج وخیم آن ناشی سوء سیاست دولت وهمچین حکومت مستبدانه ی عین الدوله مزید بر علت گردید.در این موقع بود که روشنفکران حکومت مشروطه را ترویج و بتدریج آن را تقویت نمودند.( در گذشته گروهی از روشنفکران را نام بردیم)
عوامل یاری دهنده به روشنگری در جامعه:
1- انجمن ها
2- روزنامه های خارج از ایران
3- شبنامه ها
ادامه دارد


جنایات رژیم دیکتاتور
مرجان تابع بردبار

سالهاست که دامنه خشونت در ایران بسیار افزایش یافته است و هرروز گزارش های قتل و جنایت در منظر عموم و تجاوز و خشونت جنسی به صورت فردی و گروهی به زنان و کودکان در ایران منتشر می شود .و رژیم ایران خود نیز با اجرای مجازاتهای خشن ودر مواردی ،بدترین و غیر انسانی ترین نوع مجازات که اعدام در ملا عام می باشد و در حضور تعداد کثیری از افراد جامعه صورت می گیرد ،نه تنها از آمار این جنایتها نکاسته و آمار رو به افزایش را متوقف نکرده ، بلکه خود این خشونت ها ومجازاتهای دولتی سبب افزایش خشونت و جرم و جنایت در جامعه به صورت کمی و کیفی شده است وبه صورت بسیار نگران کننده ای آمار این جنایت ها رو به افزایش است.
ودر جامعه ایران خشونتها و جنایتهایی که افراد جامعه مرتکب می شوند و جنایاتی که دولت به صورت مخفیانه و آشکار انجام می دهد فرهنگ رفتاری خشونت را بر ایران مسلط کرده است و جنایت کاران و دزدان وحا کمان بر جامعه ایران در مسابقه هستند و حاکمان در جنایات پیشرو می باشندو جنایات را در چارچوب قوانین وضع شده توسط خود قانونی می سازند.
رژیم دیکتاتور اسلامی بیش از سه دهه بر ایران حکومت می کندو ناامنی ،آمار جرم و جنایت وآدم کشی واقعیتی وحشتناک در مقابل چشمان ماست..
رژیم فاشیست و دیکتاتور ایران از راه رواج افکار پوچ مذهبی و خرافاتی وخردستیزی و خرافه باور و گسترش تعصبات خشک مذهبی و ترس از جنسیت مخالف در جامعه ،جامعه ای مرد سالار و زن ستیز استوار ساخته وبا گسترش نا امیدی و ترس از امروز و آینده مانع از پیشرفت علم و عدم بکار گیری نیروهای جوان و با استعداد و روشنفکر در همه عرصه جامعه گردیده و بر خرابه های فاسد که از اهداف پلیدش سرچشمه می گیرد قدرت گرفته و حکمرانی می کند.
آمار وحشتناک قتل و جنایت در کشور گویای کارنامه سیاه رژیم جنایتکار آخوندی در زمینه امنیت اجتماعی مردم می باشد.قتل های صورت گرفته هم به دست مردم و هم به صورت خشن تری به دست خود رژیم و عمال آن صورت می گیرد و رژیمی که در آدم کشی و خشونت با جنایتکاران مسابقه گذاشته نتوانسته کارنامه ای جز بالا بردن آمار جنایت بر جا بگذارد وهیچ جنایت و کردار ناپسندی نیست که این رژیم آ نرا انجام نداده باشد .
فجایع وخطراتی که فاشیسم مذهبی حاکم در ایران برای انسانها ایجاد کرده ، نه فقط در ایران بلکه در خارج از مرزهای ایران گسترش یافته است واسلام کاتالیزور دیکتاتوری این حکومت است واز اسلام برای توجیه این روند غلط وبساط دیکتاتوری استفاده شده است و ساخت بنای این دیکتاتوری توسط آموزه های اسلام شکل گرفته است وما در ایران با یک حکومت دیکتاتوری متعارف مواجه نیستیم و این حکومت تنها یک حکومت بنیادگرای اسلامی ودیکتاتوری مذهبی نیست .
هم اکنون در ایران فضایی بسیار سنگین وجود دارد با اینکه فقر و مشکلات اقتصادی از یک طرف و سانسور و خفقان از سویی دیگر مردم را مورد حمله ودر هم شکستن قرار داده وزمینه را برای اعتراض فراهم آورده ولی سکوتی تلخ و خفته در خاکستر خشم ونارضایتی کشور را فرا گرفته و هر اعتراضی در نطفه خاموش می شود.
وبا اینکه این همه سکوت خفته بر جامعه حاکم است حکومت سرکوبگر خشونت هایش را افزایش داده و بدون پرده پوشی با این همه سرکوب ،زندان وتجاوز و اعدام به شکل علنی سرزمین را زخمی کرده و ناامنی زنان و کو دکان غوغا می کندواین همه اقدامات ضد بشری اجرا می شود.
تخریب میراث فرهنگی و جداسازی جنسیتی در دانشگاهها و آزار دختران دانشجو وغارت اموال ملی و تبعیض جنسیتی ،مذهبی و فرهنگی همگی نمونه هایی از اقدامات ضد بشری می باشد.و فضایی برزخ گونه برای ساکنان این سرزمین می باشد.
و ما با یک فاشیست مذهبی وسازماندهی شده مواجه ایم و هر آنکه سد راهش شود از دم تیغ می گذراند این تیغ نه تنها برای بهائیان بلکه شیعه و مسیحی و یهودی ،کردو عرب و فارس و بلوچ می باشدو استثنایی وجود ندارد.و با وجود این شرایط مردم ایران بسیار تنها هستند و به دلیل خشونت افسار گریخته نمی توانند ندای آزادی خواهی را بلندکنندو کسانی هم که رهبرو صدای این مردم معترضند در زندان به سر می برند و امکان گفتن سخنی کوتاه از آنها سلب شده است و عده ای هم که توانایی رهبری را دارند خاموش مانده اند.

وبالاخره این سوال مطرح است که : چه گروهی و یا چه کسانی خواهند توانست هوشیاری مردم را که در سکوتی گسترده پنهان شده را بیدار سازد و حکومتی مبتنی بر دموکراسی و اعلامیه حقوق بشری و حکومتی مطابق با دنیای امروزی بنا نهد و تا وقتی دین برجامعه حاکمیت دارد و دستورات و موازین اسلام به جای مفاد حقوق بشری بر جامعه حاکم است رسیدن به حکومتی دموکراسی و مطابق حقوق بشر ناممکن است وسکوت مردم ایران که چیزی جز خشم فروخورده نمی باشد ادامه می یابد مگر اینکه حاکمیت دین به عنوان ابزاری در دست قدرت طلبان و سلطه گران برجامعه ایران برداشته شود و قوانینی دموکرات بر اساس احترام بر جامعه حاکم شود و وهرکس از جایگاه انسانی و اجتماعی شایسته خود بدون توجه به جنسیت برخوردار شود و رسیدن به این هدف تنها با تلاش همه ما بدون توجه به کم کاری دیگری وتنها برای رسیدن به یک هدف یعنی جامعه ای با آزادی بیان و اندیشه و یکسان و برابر برای همه میسر خواهد شد .


گزارش وضعیت حقوق بشر در ایران 3 ماهه اخر ۹۳ ارزیابی عمومی اخبار نقض حقوق بشر
مریم مرادی

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد از ایران به دلیل موج تازه دستگیری و محکومیت‌های سنگینی‌ که برای فعالان و روزنامه نگاران در نظر گرفته میشود انتقاد کرد و در بیانیه‌ای مشترک با ۵ کارشناس حقوق بشر دیگر محکومیت این افراد را به دلیل ابراز عقیده‌شان غیر قابل قبول دانست و وضعیت حقوق بشر در ایران را نگران کننده خواند. این کارشناسان در ادامه بیان کردند که در سه ماه گذشته دست کم ۳۶ روزنامه نگار، وبلاگ نویس، فیلم ساز و نویسنده در ایران به دلیل کار روزنامه نگاری یا صرفاً ابراز عقیده در شبکه‌های اجتماعی دستگیر، احضار و یا محکوم شدند. در این بیانیه به اسم ارژنگ داوودی که به تازگی به جرم محاربه به اعدام محکوم شده اشاره شده بود.
همین طور در پی‌ انتقال دسته جمعی تعدادی از زندانیان محکوم به اعدام زندان قزل حصار برای اجرای حکم، زندانیان ساکن واحدهای ۱ و ۲ بخصوص سالن‌های ۲ و ۳ واحد ۲ زندان قزلحصار شورش کرده و با زندانبانان و یگان حفاظت درگیر شدند. یگان حفاظت این زندان برای مهار خشونت ‌ها و اعتراض زندانیان شورشی از سلاح گرم استفاده نمود که این موضوع باعث کشته و زخمی شدن تعدادی از زندانیان گردید. در زمان تدوین این گزارش از تعداد دقیق کشته و زخمی شدگان همچنان اطلاعی در دست نبود.در رابطه با حقوق کارگران نیز بایستی‌ به اعتراض کارگران سنگ معدن بافق اشاره کرد. این کارگران جمعیتشان حدود ۵۰۰۰ نفر است و از ماه گذشته دست به اعتراض زده اند و به دلیل بازداشت ۲ تن‌ از همکارانشان و جلوگیری از بازداشت ۱۶ تن‌ دیگر از آنان دست از کار کشیدند. در پی‌ این تحصن ماموران یگان ویژه در معدن مستقر شدند.
همچنین یک کارگر بر اثر ضرب و شتم ماموران پیمان کاری منتسب به شهرداری جان خود را از دست داد. قاتلین وی هم اکنون در بازداشت به سر می برند .علاوه بر این موارد، سخنان وزیر بهداشت در رابطه با هزینه ی درمان در دومین همایش علمی‌ – کاربردی مدیران و کارشناسان حاکی از این بود که سالانه ۷۰۰ هزار ایرانی به علت بالا بودن هزینه ی درمان به زیر خط فقر سقوط می کنند.مرگ ناگهانی و پر ابهام سید جمال حسینی‌ (اسفندیار بهارمس) سردبیر خبرگزاری هرانا و عضو بنیان گذار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در روز ۱۳ بهمن ماه پشت میز کارش در سر تیتر اخبار این ماه بود. پیکر وی صبح روز ۱۴ بهمن ماه طی مراجعه همکاران خود و پلیس ترکیه در حالی که آثاری از خون بر پیکر و نقاطی از خانه وی مشهود بود یافته شد. تحقیقات جامع پلیسی، قضایی و امنیتی توسط نهادهای ذیربط دولت ترکیه در مورد علت مرگ سید جمال حسینی، هم چنان ادامه دارد.
توجهات ویژه: همواره به برخی‌ گزارش‌ها در حوزه ی حقوق بشر توجهات خاصی‌ مبذول می شود؛ این در حالیست که الزاماً این گزارشات حجم بیشتری از نقض حقوق بشر را در مقایسه با سایر گزارشات در بر نمی گیرند .در این خصوص جا دارد به بازداشت جیسون رضائیان خبرنگار روزنامه ی واشنگتن پست به همراه همسرش در ایران اشاره کرد. آقای رضائیان ۳۸ سال سن دارد و بیش از دو سال است که در تهران فعالیت می‌کند. همچنین محکومیت سراج الدین میردامادی روزنامه نگار و فعال سیاسی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی‌ به ۶ سال حبس هم از دیگر اخبار مورد توجه در ماه گذشته بود. پرونده ی این فعال سیاسی اصلاح طلب در پی‌ اعتراض به حکم صادره به دادگاه تجدید نظر ارجاع گردید. گفتنی ست برخی‌ از چهره‌ های سر شناس سیاسی نظیر سید محمد خاتمی به این حکم صادره اعتراض کردند.همین طور کنسرت شهرام ناظری در همدان به دلیل وجود بخشنامه وزارت ارشاد مبنی بر ممنوع بودن برگزاری کنسرت در سالن‌های بالای ۵۰۰ نفر لغو شد. هماهنگی‌ این کنسرت به عهده ی سازمان مردم نهاد آفاق گستر بود.مضاف بر این، طرح تشکیلات جدید امر به معروف و نهی از منکر در کشور توسط مجلس شورای اسلامی برای مبارزه با بد حجابی تصویب شد. فرمانده ی بسیج نیز از تشکیل شورا‌های امر به معروف و نهی از منکر در تمامی‌ مساجد کشور سخن گفت و هدف این امر را اصلاح منکرات خواند.کم توجهی‌ به گزارشات نقض حقوق بشر. بخش عمده‌ای از اخبار نقض حقوق بشر در هر ماه با کم توجهی‌ و بی‌ توجهی‌ افکار عمومی مواجه می شوند.حکم قطع چهار انگشت یک متهم به ارتکاب ۳۲ فقره سرقت و کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع، با دستگاه گیوتین در ملأ عام به اجرا در آمد؛ به علاوه این متهم به یک سال حبس تعزیری و جزای نقدی و استرداد اموال محکوم شد. در مرداد ماه حداقل یک گزارش از دستگیری ۴۰۰ نفر در ایام ماه رمضان بدلیل روزه خواری در قزوین منتشر گردید. بر اساس این گزارش به برخی صرفاً تذکر داده شد و برای ۲۰۰ نفر نیز پرونده تشکیل شده و حکم شلاق آن‌ها نیز به اجرا درامد.علاوه بر این ،حکایت مرگ میلیون‌ها ماهی در بستر خشک دریاچه ی هامون بر اثر پایین بودن سطح آب تالاب که حاکی از مشکل مدیریتی جدی منابع آب هامون و سیستان می‌باشد؛ که با کم توجهی روبرو گردید. مورد دیگر اینکه در بهمن ماه گذشته و پس از انتقال ۷۵ زندانی بند ۳۵۰ به قرنطینه بند ۷ این زندان، ده‌ها مامور یگان حفاظت اوین به بند ۳۵۰ یورش برده و به بازرسی توام با خشونت و تخریب اقدام نمودند و در مواردی هم به سرقت اموال زندانیان عقیدتی این بند مبادرت ورزیدند. در این یورش ابتدا همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را به سالن ۲ این بند منقل کرده و پس از حبس زندانیان در این سالن و قفل کردن درب‌ها، اقدام به بازرسی از سالن یک، کتابخانه، حیاط و غیره نمودند. بهنام ابراهیم زاده هم که به تازگی از بند ۲۰۹ اوین به رجایی شهر منتقل شده، به علت انتقال بند محکومین خطرناک، دست به اعتصاب غذا زد و خواستار بازگشت به زندان اوین و درمان مشکلات جسمی‌ خود شد. در همین خصوص، سوزاندن البسه و تشک‌های زندان در اعتراض به اوضاع اسفبار زندان شهر کرد جان ۱۲ زندانی را گرفت.
جمعی از سران عشایر و طوایف استان‌های ایلام، کرمانشاه و خوزستان نیز در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. این افراد معتقداند که در زمان جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، در قالب نیروهای مسلح از مرزهای ایران دفاع کردند و قرار بود در این نیرو‌ها جذب شوند ولی تاکنون استخدام نشده‌اند.به علاوه کودکان شین آباد به همراهی خانواده هایشان نسبت به پرداخت نصف مقدار خسارت دیه دست به اعتراض و تجمع در مقابل ساختمان ریاست جمهوری زدند.گزارش حائز اهمیت دیگری هم که از توجهات دور ماند، محرومیت کودکان قوم خاوری از تحصیل در مدارس دولتی به دلیل نداشتن شناسنامه بود. قوم خاوری ایرانیانی بوده اند که پس از کشف حجاب به عراق مهاجرت کرده و با انقلاب بهمن ۵۷ به ایران بازگشتند و در طول ۳۶ سال گذشته از حقوق شهروندان عادی محروم بوده اند. در راستای طرح سالمسازی دریا در تابستان امسال نیز، ۷۷۲ نفر دستگیر شدند. سرهنگ محمد مسعود زاهدیان رئیس پلیس امنیت اخلاقی‌ نیروی انتظامی این دستگیری‌ها را در حوزه ی شرارت، عفاف و حجاب و سرقت اعلام داشت و هدف را ایجاد فضای امن و سالم دانست. در پایان هم جا دارد اشاره شود که، رئیس سازمان پزشک قانونی کشور از افزایش نرخ خودکشی‌ در کشور خبر داد و افزود که چهار هزار و ۵۵ نفر در سال گذشته ( ۱۳۹۲ ) در اثر خودکشی‌ جان باختند.
بررسی اجمالی برخی موارد حقوقی گزارش سه ماهه اخر 93
در رابطه با اجرای حکم قطع دست(انگشتان) و یا شلاق برای شهروندان که بعضاً در ملاءعام هم صورت می‌گیرد، علاوه بر این‌که از مصادیق بارز شکنجه می‌باشد، موضوعی است که بی تردید هتک حرمت و حیثیت محکومان را نشانه می‌گیرد؛ ماده‌ی ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی اشاره می‌کند که هیچکس را نمی‌توان مورد آزار و شکنجه یا مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه یا خلاف انسانی یا رذیلی قرار داد.
هم چنین بر اساس اصل ۲۳ بیانیه‌‌ی کنفرانس‌ سازمان‌ ملل‌ متحد‌ درباره‌ی محیط‌ زیست‌ و توسعه‌،‌ امکان‌ بهره‌برداری‌ از محیط‌ زیست‌ و منابع‌ طبیعی‌ برای‌ انسان‌ محدود است‌؛ بنابراین‌ باید این‌ منابع‌ تحت‌ نظارت‌ و حفاظت‌ قرار گیرد. ماده‌ی ۱۵ پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی هم بر این نکته که دولت‌ها موظف‌اند تا شرایط طبیعی حیات را دچار تغییرات نامساعدی نکنند که به سلامت انسان و بهزیستی جمعی آسیبی وارد کند؛ تاکید دارد. بر پایه‌ی بخشی از ماده‌ی ۲۳ اعلامیه هزاره نیز به توقف بهره برداری نادرست از منابع آبی، با ایجاد و تدوین راه کارهای مدیریت آب که دسترسی معقول و منصفانه و ایجاد ذخایر کافی را ترویج کند؛ تاکید شده است. اصل اول اعلامیه‌ی کنفرانس سازمان ملل متحد درباره‌ی محیط زیست (اعلامیه استکهلم)، ماده‌ی ۱۱ پروتکل الحاقی به کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر، ماده‌ی ۱۴ پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی و ماده‌ی ۲۴ منشور آفریقایی حقوق بشر نیز زندگی در محیط زیستی سالم و متعادل را از حقوق بنیادین انسان‌ها بر شمرده‌اند.همچنین پیرامون گزارش‌های کودک آزاری که ریشه‌های فرهنگی نیز دارد، باید تاکید کرد که چنین آسیب‌هایی باعث بروز ناهنجاری، افسردگی و تعارض کودک با اجتماع می شود و ممکن است برای تمام عمر در عملکرد او مشاهده گردد. ماده‌ی ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک عنوان می‌کند که کشورهای‌ طرف‌ کنوانسیون‌ ،تمام‌ اقدامات‌ قانونی‌، اجرایی‌، اجتماعی‌ و آموزشی‌ را در جهت‌ حمایت‌ از کودک‌ در برابر تمام‌ اشکال‌ خشونت‌های‌ جسمی‌ و روحی‌، آسیب‌رسانی‌ یا سوءاستفاده‌، بی‌توجهی‌ یا سهل‌انگاری‌، بدرفتاری‌ یا استثمار منجمله‌ سوءاستفاده‌ جنسی‌ در حینی‌ که‌ کودک‌ تحت‌ مراقبت‌ والدین‌ یا قیم‌ قانونی‌ یا هر شخص‌ دیگری‌ قرار دارد، عملی خواهند کرد.در زمینه‌ی محرومیت کودکان قوم خاوری از تحصیل هم که تبعات غیر قابل جبرانی از قبیل اجبار به اشتغال، اعتیاد، بیکاری و بزهکاری را برای کودک و جامعه به دنبال دارد، اصل سی‌ام قانون اساسی دولت را موظف کرده است تا امکان آموزش و پرورش رایگان را برای همگان تا پایان دوره‌ی متوسطه فراهم آورد. ماده‌ی ۲۸ پیمان نامه‌ی جهانی حقوق کودک (مصوب سال ۱۳۷۲ جمهوری اسلامی ایران ) نیز آموزش و تحصیل را حق همه کودکان می داند.


بخش ادبی
معرفی شعرای کمنام معاصر
زرین تاج الیاسی

1 . علی باباچاهی شاعر بوشهری: زندگی نامه و نمونه اشعار چند شاعر ابتدا علی باباچاهی متولد سال ۱۳۲۱ در شهرستان کنگان استان بوشهر است. وی دوره دبستان و دبیرستان را در بوشهر گذراند. در دوره اول متوسطه، به شعر و ادبیات علاقه‌مند شد. در مسابقه ادبی دانش‌آموزی دبیرستان‌های بوشهر و سپس شیراز رتبه اول را به دست آورد.در این دوره شعرهایش در مجلات تهران، با نام مستعار «ع. فریاد» چاپ می‌شد اما وقتی یکی از شعرهای این شاعر در مجله امید ایران به عنوان «بهترین شعر هفته» به چاپ رسید، شعرهایش را به امضای خودش در مجلات چاپ کرد.باباچاهی حدود سال ۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد که بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۲ به اجبار بازنشسته شد. باباچاهی در طول مدت تدریس خود در بوشهر علاوه بر چاپ شعر در مجله پایتخت، از فعالیت مطبوعاتی نیز غافل نبود.باباچاهی در کنار مصاحبه‌های متعدد و طرح مقولات جدید، به طرح «شعر پسانیمایی» پرداخت و بعداً به طور عمیق‌تری «شعر در وضعیت دیگر» را مطرح ساخت که بحث‌های زیادی را دامن زد. از باباچاهی تاکنون حدود سی کتاب شعر و نقد و تحقیق، به چاپ رسیده‌است و همچنین یک مجموعه شعر و یک کتاب نقد شعر در دست انتشار دارد. مهرماه 1385
«زندانیِ اختیاری»
مردی که خودش را تمام روز
در یک اتاق زندانی می‌کند
اصلاً دیوانه نیست
یا انار متراکمی‌ست که
در پوست خودش جا خوش کرده
یا پیاز متورمی‌ست که
ل ایه‌لایه پرده برنمی‌دارد از تنهایی‌اش
در بیروت مردی را دیدم با پای گچ‌گرفته
که از تابوت بیرون نمی‌پرید
پلنگ هم در قفس آهنین تصوّری از آزادی دارد
در جنگ تن به تن هر دو پا گذاشتیم به فرار
من از یک طرف
منِ دیگر من از طرف دیگر
و شانه به شانه به خانه رسیدیم دقیقاً
و من زیر یک سقفِ
دراز به دراز
دراز کشیدم.
خیلی خوب شد
چند تابلو مختلف دور و برم میخکوب شد
نه عاشقِ عاشقم
نه کُشته ـ
مُردهٔ شهری که
ساکنانش در صدف خودشان
گوش‌ماهیِ خودشانند
قطع امید نمی‌کنم / امّا
از مردی که در یک اتاق زندانی شده
یا مُرده‌ای که روی تختخواب دراز کشیده.
2 . ایرج زبردست (زاده ۱۳۵۳ شیراز)
ایرج زبردست (زاده ۱۳۵۳ شیراز) شاعر و رباعی سرای معاصر ایرانی است. شاعری که با نگرشی نو و متفاوت اندیشی خاص به قالب دیرینه رباعی جانی تازه بخشیده است..[
شما عبارت “باران که بیاید همه عاشق ه …” را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید.
بهاءالدین خرمشاهی، درباره این شاعر می‌گوید :ایرج زبردست زبده رباعی سرایان تاریخ بعد از خیام است شاعری گوشه گیر و بلند همت که مهمترین منبع الهام و پیشاوندی اش از یک سو به خیام بزرگ و از سویی دیگر به به نیما و پیروانش بر می‌گردد
باران که بیاید همه عاشق هستند
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید نا امیدیم هنوز
دیدی که چه کرد دست شب با من و تو؟
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
ما خلوت رخوت زده مردابیم
تصویر سراب تشنگی در آبیم
عالم کفنی به وسعت بی خبری ست
ای خواب تو بیداری و ما در خوابیم
صد بار به سنگ کینه بستند مرا
از خویش غریبانه گسستند مرا
گفتند همیشه بی ریا باید زیست
آیینه شدم باز شکستند مرا
3 . فاطمه قاسم نیا همدانی یا همان شکوه قاسم ‏نیا در سال 1334 در تهران به دنیا آمد. مدرک تحصیلی‏ اش لیسانس علوم سیاسی است و به آن رشته علاقه‏ مند بود. در سال 1358 برای سرگرمی در یک طبقه از خانه ‏شان مهد کودک خصوصی به راه انداخت و تعداد محدودی از بچه‏ ها را در گروه سنی خاص (سه تا پنج سالگی) در این مهد که عمه جون نام داشت جمع کرد. برای آن‏ها شعر می گفت قصه می ساخت و بدین ترتیب بود که با دنیای آن‏ها آشنا شد.
شکوه قاسم نیا بیشتر به عنوان شاعر شناخته شده تا یک داستان نویس. با این حال دو سوم کتاب های او داستان هستند و در میان شعرهایش ، شعر محض و شعر روایی (داستان منظوم) هر دو به چشم می خورند و اولین کتاب شعر وی مثل یک گل کوچک نام داشت که در سال 1366 توسط انتشارات نهاد هنر و ادبیات منتشر شد و شامل ده شعر می‏ باشد. حدود 60% کتاب‏های قاسم نیا را داستان تشکیل می‏ دهد و اولین کتاب مستقل او نیز یک داستان بود با نام روباه مرغ ندیده که در سال 1365 منتشر شده است.
از جمله سروده‌های وی می‌توان به ترانه برنامه‌های تلویزیونی «محله بهداشت» «علی کوچولو»، «گنجشکک اشی‌مشی»، «عمو پورنگ» و شش فیلم سینمایی کودکان اشاره کرد.
قناری
تو دفترم می کشم
قناری قشنگی
می خوام که رنگش کنم
با یک مداد رنگی
اما قناری من
بال و پرش رو بسته
چون که مداد زردم
نوک نداره شکسته
کلاغ پر
نگاه کن به آنجا
بابام شده ستاره
از آسمان می کنه
به سوی من اشاره
کلاغ پر ، گنجشک پر
ستاره های شب پر
با ابر پاره پاره
بابام شده همسفر
نگاه کن به آنجا
بابام شده کبوتر
پر زده از این هوا
به یک هوای بهتر
کلاغ پر ، گنجشک پر
کبوتر از قفس پر
سایه به سر ندارم
رفته از اینجا پدر
نگاه کن به آنجا
به آن دور به آن دور
ببین که بابام شده
سوار قایق نور
کلاغ پر گنجشک پر
قایق نور و شب پر
از آسمان برایم
بوسه فرستاد پدر
نگاه کن به اینجا
این گل پرپر ماست
گریه نمی کنم من
بابام تو آسمونهاست
کلاغ پر گنجشک پر
غصه ها از دلم پر
بابام رفته از اینجا
به یک هوای بهتر
فروغ فرخزاد شاعر و فیلمساز
-تولد ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳، تهران -مرگ ۲۴ دی‌ماه ۱۳۴۵، تهران
پیش از فروغ فرخزاد، شاعران و نویسندگان زن آثار بسیاری خلق کرده‌اند، اما فروغ تاثیرگذاری بی‌مانندی در ادبیات و نگاه زنان در جامعه گذاشت.او دی‌ماه ۱۳۱۳ در تهران به دنیا آمد. ۱۶ سالگی با عشق ازدواج کرد و چند سال بعد از همسرش جدا شد در حالی که یک پسر کوچک داشت.
در فاصله ۱۷ تا ۲۳ سالگی سه کتاب شعر چاپ کرد؛ اسیر٬ دیوار و عصیان. نام مجموعه اشعار نیمه اول زندگی شاعرانه‌اش نشان می‌دهد که یکی از محورهای مهم شعر‌هایش بی‌تابی، خشم از محدودیت و اسارت، نا‌رضایتی و تقلا برای رهایی بوده است.
هرچند خودش گفته بود که این مجموعه‌ها را در سال‌هایی نوشته که هنوز به مرحله تفکر نرسیده و رشد نکرده بود٬ اما صداقت او در بیان ظرافت‌های زنانه و جسارتش او را متمایز می‌کرد. جسارتی که حتی سال‌ها بعد هم پذیرش آن برای جامعه محافظه‌کار ایران دشوار بود.
چهار دهه بعد از مرگش٬ سال ۱۳۸۹ آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران در جمعی از شاعران گفت “این را بدانید شعری که آن وقت فروغ فرخزاد می‌گفت، در دنیای روشنفکری آن زمان هم کسی قبول نداشت.” آیت‌الله خامنه‌ای شعر “باز و عریان” فروغ را تقبیح کرده و از شاعران جوان خواسته بود در بیان عواطف حد و مرز را نگه دارند.
از فروغ فرخزاد نقل شده که سال ۱۳۳۲ در نامه‌ای گفته است “من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم درد‌ها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است.”
شهریور ۱۳۳۷ با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز پیشرو آشنا و در شرکت او به نام گلستان فیلم مشغول کار شد. این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر داد.او پاییز ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را از زندگی جذامیان آسایشگاه تبریز ساخت. فیلمی که شهرت او را به خارج از مرزهای ایران برد.
یک سال بعد مجموعه شعر تازه او به نام «تولدی دیگر» منتشر شد. مهدی اخوان ثالث شاعر هم‌دوره فروغ فرخزاد درباره این کتاب گفته است “من معتقدم تولدی دیگر نه تنها برای فروغ تولد تازه‌ای بود٬ بلکه مولود همایون شعر زنده و پیشرو امروز ما و تولد تازه برای شعر پارسی است.”
فروغ با این کتاب و مجموعه بعدی‌اش به نام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد٬ نامش را در فهرست بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران ثبت کرد. هرچند آنقدر زنده نماند که تأثیر صداقت و جسارت نگاهش را در نسل‌های بعد ببیند. ۳۲ سال بیشتر نداشت که در تصادفی در تهران کشته شد.


کنوا نسیون آزادی اجتماعات و حمایت از حق سازمان دادن سال ١٩۴٨
الیه رحمانی

مصوب ٩ ژوئیه ١٩۴٨ کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار در سی و یکمین اجلاس آن تاریخ رسمیت یافتن : ۴ ژوئیه ١٩۵٠ ، مطابق ماده ١۵ کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار ، که به وسیله هیات مدیره اداره بین المللی کار در سانفرانسیسکو تشکیل شد، پس از تشکیل سی و یکمین اجلاس خود در ١٧ ژوئن ١٩۴٨، با تصمیم به تصویب بعضی از پیشنهاد ها در باره آزادی اجتماعات و حمایت از حق سازمان دادن که هفدهمین مورد در دستور کار این اجلاس است
، به صورت یک کنوانسیون ، با توجه به این امر که مقدمه اساسنامه سازمان بین المللی کار اعلام می دارد ” شناسایی اصل اجتماعات ” از ابزار های بهبود شرایط کار و برقراری صلح است ، با توجه به این که اعلامیه فیلادلفیا تائید می کند که “آزادی بیان و اجتماعات برای پیشرفت مستمر ضروری است ” ، با در نظر داشتن این امر که کنفرانس بین المللی کار ، در سی امین اجلاس خود ، به اتفاق آرا اصولی را تصویب کرد که باید مبنای مقررات بین المللی را تشکیل دهد، با توجه به این که مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، در دومین اجلاس خود ، این اصول را تصویب ودر خواست کرد سازمان بین المللی کار به تلاش ادامه دهد تا شاید تصویب یک یا چند کنوانسیون بین المللی ممکن شود، کنوانسیون زیر را که می توان آن را ” کنوا نسیون آزادی اجتماعات و حمایت از حق سازمان دادن سال ١٩۴٨” ، نامید در نهمین روز ژوئیه ١٩۴٨ تصویب می کند: بخش یک آزادی اجتماعات ماده ١ هر عضو سازمان بین المللی کار که این کنوانسیون برای آن رسمیت دارد متعهد می شود به مفاد زیر عمل کند:
ماده ٢ کارگران و کارفرمایان ، بدون هیچگونه تمایز ، حق دارند بدون اجازه قبلی ، سازمان های انتخابی خود را ایجاد ، و مطابق فقط مقررات سازمان مربوطه ، به آن ها ملحق شوند. ماده ٣ ١- سازمان های کار گران و کارفرمایان حق دارند اساسنامه ها و مقررات خود را تدوین کرده ، نمایندگان خود را با آزادی کامل انتخاب کنند، اداره و فعالیت های خود را سازمان دهند وبرنامه های خودرا تنظیم کنند. ٢- مقامات دولتی باید از هر دخالتی که این حق را محدود کند یا مانع از اعمال قانونی آن شود ، خودداری کنند
. ماده ۴ سازمان های کار گران و کارفرمایان نباید به وسیله قوه مجریه در معرض انحلال قرار گیرند یا فعالیت شان به حال تعلیق در آید .
ماده ۵ سازمان های کار گران و کارفرمایان باید حق ایجاد وپیوستن به فدراسیون ها و کنفدراسیون ها را داشته باشند و تمامی چنین سازمان هائی ، فدراسیون و کنفدراسیون، باید حق داشته باشند وابسته به سازمان های بین المللی کارگران و کار فرمایان شوند.
ماده ۶ مفاد ماده های ٣،٢ و۴فوق در مورد فدراسیون ها و کنفدراسیون های سازمان های کارگران و کارفرمایان صدق می کند.
ماده ٧ اکتساب شخصیت حقوقی به وسیله سازمان ها ، فدراسیون ها و کنفدراسیون های کارگران و کارفرمایان نباید به چنان شرایطی مشروط شود که اجرای مفاد ماده های ٣،٢ و۴ پیشین را محدود کند .
ماده ٨ ١- در اعمال حقوق پیش بینی شده در این کنوانسیون ، کارگران و کارفرمایان و سازمان های مربوطه آنان ، مانند سایر اشخاص یا مجموعه های سازمان یافته ، باید به قانون کشور مربوطه احترام بگذارند. ٢- قانون کشور نباید چنان باشد یا چنان اجرا شود که به ضمانت های پیش بینی شده در این کنوانسیون لطمه بزند.
ماده ٩ ١- میزان ضمانت های پیش بینی شده در این کنوانسیون که باید در مورد نیروهای مسلح وپلیس اعمال شود باید به وسیله قوانین یا مقررات ملی تعیین شود. ٢- بر اساس اصل تعیین شده در پاراگراف ٨ ماده ١٩ اساسنامه سازمان بین المللی کار ، تصویب این کنوانسیون از سوی هر عضو نباید بر هیچ قانون ، حکم ورای عرف یا موافقتنامه موجود که به موجب آن نیروهای مسلح یا پلیس از حقی تضمین شده برخوردارند، تاثیر بگذارد . ماده ١٠ در این کنوانسیون واژه “سازمان” یعنی هر سازمان کارگران یا کارفرمایان برای افزایش و دفاع از منافع کارگران یا کارفرمایان. بخش دوم حمایت از حق سازمان دادن ماده ١١ هر عضو سازمان بین المللی کار که این کنوانسیون برای آن رسمیت دارد متعهد می شود همه اقدامات لازم و مناسب را انجام دهد تا تضمین کند کارگران و کارفرمایان بتوانند آزادانه حق سازمان دادن را اعمال کنند.
بخش سوم مفاد متفرقه ماده ١٢ ١- در رابطه با سرزمین هائی که به آن ها در ماده ٣۵ اساسنامه سازمان بین المللی کاراشاره شده به گونه ای که با سند اصلاحی ١٩۴۶ اصلاح شده ، غیرازسرزمین هائی که به آن ها در پاراگراف های ۴و۵ ماده فوق اشاره شده ، هر عضو سازمان که این کنوانسیون راتصویب می کند، باید موضوع را به مدیر کل اداره بین المللی کار به محض امکان پس از تصویب خود در اعلامیه ای با ذکر موارد زیر اطلاع دهد: الف) سرزمین هائی که در رابطه با آن ها متعهد می شود مفاد کنوانسیون بدون تغییر در مورد آن ها اجرا شود ؛ ب) سرزمین هائی که در رابطه با آن ها متعهد می شود مفاد کنوانسیون با تغییراتی در مورد آن ها اجرا شود با ذکر جزئیات تغییرات مورد نظر؛ ج) سرزمین هائی که در رابطه با آن ها این کنوانسیون غیر قابل اجرا است ، ودر چنین مواردی دلایل غیر قابل اجرا بودن آن ؛ د) سرزمین هائی که در رابطه با آن ها تصمیم خود را مشروط می کند.
٢- تعهدات اشاره شده در زیر- پاراگراف های (الف) و (ب) پاراگراف یک این ماده بخشی تفکیک ناپذیر از تصویب به شمار می آیند وباید نیروی تصویب شده را داشته باشند.
٣- هر عضو می تواند در هر زمان با اعلام بعدی تمامی یا بخشی از شرایط اعلام شده در اعلامیه اولیه خود را به موجب زیر- پاراگراف های (ب) ، (ج) یا (د) پاراگراف یک این ماده لغو کند.
۴- هر عضو می تواند در هر زمانی که این کنوانسیون مطابق مفاد ماده ١۶ در معرض لغو باشد ، با اعلامیه ای به مدیر کل شرایط هر اعلامیه پیشین را در هر زمینه دیگر تغییر دهد و موضع کنونی را در رابطه با چنین سرزمین هائی که ممکن است مشخص کند، اعلام نماید.
ماده ١٣ ١- جایی که موضوع اصلی این کنوانسیون در محدوده اختیارات مربوط به خود مختاری هر سرزمین غیر اصلی باشد ، عضو مسئول روابط بین المللی آن سرزمین می تواند ، با موافقت دولت آن سرزمین ، در اعلامیه ای پذیرش تعهدات این کنوانسیون را از جانب آن سرزمین به مدیر کل اداره بین المللی کار اطلاع دهد.
٢- اعلامیه مربوط به پذیرش تعهدات این کنوانسیون را می توان به شرح زیر برای مدیر کل اداره بین المللی کارارسال کرد : الف) به وسیله دو یا چند عضو سازمان در ارتباط با هر سرزمینی که تحت اقتدار مشترک آن ها است؛ یا ب) به وسیله هر نهاد بین المللی مسئول اداره هر سرزمینی ، به موجب منشور ملل متحد یا در غیر اینصورت در ارتباط با هر چنین سرزمینی. ٣- اعلامیه های ارسال شده برای مدیر کل اداره بین المللی کارمطابق با پاراگراف های پیشین این ماده باید نشان دهند مفاد کنوانسیون در سرزمین مربوطه بدون تغییر یا مشروط به انجام تغییراتی اجرا خواهند شد؛هر گاه این اعلامیه حاکی از این باشد که مفاد کنوانسیون با تغییراتی اجرا خواهند شد ، باید جزئیات تغییرات مورد نظر را اعلام کند.
– عضو، اعضا یا نهاد بین المللی مربوطه می توانند در هر زمانی در اعلامیه ای دیگر از کل یا بخشی از حق تغییر ذکر شده در هر اعلامیه پیشین صرف نظر کنند. ۵- عضو ، اعضا یا نهاد بین المللی مربوطه می توانند در هر زمانی که این کنوانسیون در معرض لغو باشد مطابق مفاد ماده ١۶، با اعلامیه ای به مدیر کل اداره بین المللی کارشرایط هر اعلامیه قبلی را در هر رابطه دیگر تغییر دهند و موضع جدید را در رابطه با کاربرد کنوانسیون اعلام کنند.
بخش چهارم مفاد نهائی ماده ١۴ تصویب نهائی این کنوانسیون باید برای ثبت نزد مدیر کل اداره بین المللی کارارسال شود.
ماده ١۵ ١- این کنوانسیون فقط در مورد آن اعضای سازمان بین المللی کار الزام آور است که تصویب آن ها نزد مدیر کل ثبت شده باشد. ٢- این کنوانسیون دوازده ماه پس از تاریخی رسمیت می یابد که تصویب آن به وسیله دو عضو نزد مدیر کل به ثبت رسیده باشد. ٣- پس از آن ، این کنوانسیون برای هر عضوی دوازده ماه پس از تاریخی که تصویب آن عضو ثبت شده ، رسمیت خواهد یافت.
ماده ١۶ ١-عضوی که این کنوانسیون را تصویب کرده پس از انقضای ده سال از تاریخی که در آن زمان کنوانسیون برای نخستین بار رسمیت می یابد می تواند با اطلاع به مدیر کل اداره بین المللی کاربرای ثبت ، آن را فسخ کند. فسخ ، حد اقل یک سال پس از تاریخی که به ثبت رسیده رسمیت خواهد یافت. ٢- هر عضوی که این کنوانسیون را تصویب کرده ، ودر طول سال پس از انقضای دوره ده ساله ذ کر شده در پاراگراف پیشین ،حق فسخ پیش بینی شده در این ماده را اعمال نمی کند ، برای یک دوره ده ساله دیگر ملزم به اجرای آن خواهد بود و پس از آن می تواند این کنوانسیون را در انقضای هر دوره ده ساله بر اساس شرایط پیش بینی شده در این ماده فسخ کند.
ماده ١٧ ١- مدیر کل اداره بین المللی کارباید ثبت تمامی تصویب ها ، اعلامیه ها و فسخ هائی را که از سوی اعضای سازمان به وی ابلاغ شده ، به اطلاع کلیه اعضای سازمان بین المللی کار برساند.
٢- مدیر کل هنگام ابلاغ خبر ثبت دومین تصویب ارسال شده به وی به اعضای سازمان ، باید توجه اعضای سازمان را به تاریخی که از آن زمان کنوانسیون رسمیت خواهد یافت جلب کند. ماده ١٨ مدیر کل اداره بین المللی کارباید به دبیر کل سازمان ملل متحد ، برای ثبت بر اساس ماده ١٠٢ منشور ملل متحد ، ویژگی های کامل تصویب ها ، اعلامیه ها و اعمال فسخ به ثبت رسیده به وسیله خود را مطابق مفاد ماده های پیشین اطلاع دهد. ماده ١٩ در انقضای هر دوره ده ساله پس از رسمیت یافتن این کنوانسیون ، هیات مدیره اداره بین المللی کار باید گزارشی در باره کار این کنوانسیون به کنفرانس عمومی تقدیم و لزوم قرار دادن مساله تجدید نظر در کل یا بخشی از آن را دردستور کار کنفرانس بررسی کند.
ماده ٢٠ ١- در صورتی که کنفرانس کنوانسیون جدیدی را با تجدید نظر در کل یا بخشی از این کنوانسیون تصویب کند ، آنگاه موارد زیر حاکم خواهد بود، مگر این که کنوانسیون جدید به گونه ای دیگر پیش بینی کند: الف) تصویب کنوانسیون تجدید نظر کننده جدید از سوی یک عضو ، باید شامل فسخ آنی تمام حقوق مربوط به این کنوانسیون ، علی رغم ماده ١۶ فوق ، باشد اگر بنا باشد کنوانسیون تجدید نظر کننده جدید رسمیت یابد؛ ب) از زمانی که کنوانسیون تجدید نظر کننده جدید رسمیت می یابد ، این کنوانسیون نباید برای تصویب اعضا مفتوح باشد.
٢- این کنوانسیون در هر صورت با شکل و محتوای کنونی خود برای اعضائی که آن را تصویب کرده اما کنوانسیون تجدید نظر کننده را تصویب نکرده اند ، رسمیت خواهد داشت.
ماده ٢١ نسخه های انگلیسی و فرانسوی متن این کنوانسیون از اعتبار یکسان بر خوردارند. آنچه در فوق ذکرشد متن معتبر کنوانسیون است که به گونه ای شایسته به وسیله کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار در جریان سی و یکمین اجلاس آن تصویب شد.
این اجلاس که در سانفرانسیسکو تشکیل شد در دهمین روز ژوئیه ١٩۴٨ خاتمه یافت. ما با ایمان و حسن نیت این سند را در سی و یکمین روز اوت ١٩۴٨ امضا کرده ایم.


طرح ثامن یا پروژه انتقال نرم قدرت ارتش در امپراطوری سپاه
حمیدرضاتقی پور دهقان تبریزی

گاهی به سیر طی شده ادغام ارتش در سپاه و تبعات آن برای پرسنل ارتش
اخبار عملیاتی شدن طرح ثامن الائمه در مجموعه ارتش این روزها در محافل نظامی ایران مورد بحث قرار می گیرد.کارشناسان نظامی از آن بعنوان جایگزین و بدیلی برای ماجرای جنجالی ادغام ارتش و سپاه یاد می کنند که از نیمه دوم دهه شصت و با اتمام دوران جنگ هر چند وقت یکبار خبری میشد و در نهایت با تکذیبیه ای مسکوت می ماند.گزارش حاضر ضمن بررسی موقعیت نظامیان ایران در ارتش و سپاه، به طرح ثامن می پردازد.
پیشینه اهمیت ارتش در کشورهای جهان قوای نظامی و انتظامی و نیروهای امنیتی در همه کشورهای جهان از مهم ترین ارکان های حفظ تمامیت ارضی و استقلال و دفاع از میهن معرفی شده و همواره ضمن بازتوانی و تجهیز آن بر ضرورت لزوم آن توسط حاکمیت تاکید می شود. اما نکته روشن و مشخص در جهان امروز یکپارچگی و اتحاد نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی در این کشورهاست. اتفاقی که در جریان وقوع انقلاب 1357 در ایران دستخوش تغییراتی گردید که در بدو امر با تصویر ذهنی انقلابیون رخ داد. باور اینکه نیروهای ارتش ایران به محمد رضا شاه پهلوی وفادار بوده و امیران ارشد آن حکم سرکوب تظاهرات و اجتماعات را داده و اجرا نموده اند؛ تا بدانجا شدت گرفت که نیروهای انقلاب با فرمان آیت الله خمینی و تعیین حاکم شرع در دادگاههای انقلاب، بسیاری از مقامات عالی رتبه ارتش ایران را به جوخه های اعدام سپردند. اخبار این فجایع و تصمیمات تند و کورکورانه انقلابی در همان روزهای اول پیروزی انقلاب اخبار منتشر شد.
تاسیس سپاه و اعتراضات فرماندهان ارتشدر سالهای آغازین انقلاب از این دست اتفاقات بسیار افتاد.چنانکه جمعی از نیروهای انقلابی با پیشنهاد مجموعه واحدی بنام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به دیدار آیت الله خمینی شتافتند تا با اعلام نظر مساعد وی،این نهاد نظامی را تاسیس و در مقابل تهدید احتمالی کودتای ارتشیان و حمله نظامی رژیم بعث عراق به ایران بایستند. اتفاقی که با نظر مساعد رهبری جمهوری اسلامی و تشکیل لشکرهای سبزپوشان سپاهی به وقوع پیوست. در آن سالهای شور و هیجان انقلابی «تاسیس سپاه» به دلیل همزمان شدن با شروع جنگ تحمیلی اگر چه با مخالفتی مواجه نشد ولی در واقعیت منتقدانی هم داشت که صدای شان شنیده نشد.
سپاه پاسداران با جمع آوری و استخدام نیروهای داوطلبی شکل گرفت که هیچ آموزش آکادمیک نظامی و تشکیلاتی ندیده بودند و تنها کار کردن با سلاح دستی کلاشینکف را یاد می گرفتند. جو بی اعتمادی به مجموعه ارتش باعث شد تا علیرغم وجود نیروهای تعلیم دیده و با تجربه در مجموعه فرماندهان باقیمانده از اعدامها و تصفیه شدگان ارتش در جریان جنگ تحمیلی ایران و عراق کمتر به استدلالها و نظرات کارشناسی ایشان در جبهه های نبرد توجه شده و علی رغم هشدارهای درست ایشان برخی اقدامات نابخردانه صورت پذیرد و در عملیاتهای مختلفی جمع زیادی از نیروهای ایران کشته یا مجروح شوند. اما در نقطه مقابل هرجا که به توصیه و اقدام عملیاتی ارتش توجه شد،افتخاری نظیر باز پس گیری خرمشهر و شکست محاصره آبادان صورت گفت. اگرچه در تبلیغات جنگ کمتر نامی از ارتش برده میشد اما فرماندهان و نیروهای ارتشی با از خود گذشتگی بسیاری ثابت کردند که هرجا سخن از پاسداری وطن و امنیت آن است،در صف اول ایستاده اند. در اینجا لازم است به نامه انتقادی سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد به شورای نگهبان در اعتراض به تداخل وظایف و مداخله عوامل متعدد در تاریخ 29 آذرماه 1360 اشاره شود که در بندهای 2-3 و 4 آن بدون اشاره مستقیم به سپاه چنین نوشته اند:« برابر مقررات‌ ماده‌ 8 قانون‌ استخدام‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، نیروهای‌ مسلح‌ به‌ مجموعه‌ ارتش‌، ژاندارمری‌ کل‌ کشور، شهربانی‌ کل‌ کشور اطلاق می‌شود.
بر طبق‌ مقررات‌ ماده‌ 121 قانون‌ مزبور، افسران‌ و کارمندان‌ ژاندارمری‌ تابع‌ مقررات‌ این‌ قانون‌ خواهند بود. در اجرای‌ «قانون‌ شمول‌ قانون‌، استخدام‌ نیروهای‌ مسلح‌ به‌ افسران‌ و درجه‌ داران‌ و افراد شهربانی‌ مصوب‌ 1/4/1344» افسران‌ و درجه‌داران‌ و افراد شهربانی‌ مانند افسران‌ و درجه‌داران‌ وافراد ژاندارمری‌، از لحاظ‌ کلیه‌ مقررات‌ استخدامی‌ تابع‌ قانون‌ استخدام‌ نیروهای‌ مسلح‌ خواهند بود.» پس از ارسال این نامه شورای نگهبان با همان شیوه ای که در بالا بدان اشاره شد به وی ضمن مخالفت با نظر وی پاسخ مکتوبی می دهد. نامه و پاسخ آن به عنوان دومین تفسیر از اصل 110 قانون اساسی در اینجا قابل دسترسی است. مسایل ارتش پساز انقلاب البته سابقه دیگری هم در امر استخدام نیرو داشته که در تاریخ های هشتم و بیستم دی ماه و پانزدهم بهمن 1359 غلامرضا صفائی سرپرست‌ اداره‌ سیاسی- ایدئولوژیک‌ ارتش‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران – که بعدها به عقیدتی سیاسی ارتش تغییر نام داد – برای آن از شورای نگهبان طی سه مرحله استعلام کرده است. این استعلامها حاکی از حساسیت شدید انقلابیون به ارتش است. ذکر این نکته که در اصول 143 الی 149 قانون اساسی جمهوری اسلامی پیش از آنکه در اصل 150 وظایف سپاه را یادآور شوند، از ارتش به عنوان « پاسدار استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی» یاد شده است.
ادغام نیروهای انتظامی در سال های پس از اتمام جنگ تحمیلی حکومت دریافت که اشتباهات فاحشی در ایجاد نهادهای موازی داشته و رفتار انقلابی نمی تواند توجیه کننده موازی کاریها باشد. در نتیجه در اولین اقدام دیرهنگام خود در جریان بازنگری قانون اساسی ادغام نیروهای انتظامی [ ژاندارمری، شهربانی و کمیته انقلاب اسلامی ] را تصویب نمود. اما در سالهای پس از انقلاب تا به امروز از توجه به ارتش در مقابل توجه به سپاه به شدت غفلت شد. تا جایی که امکانات نظامی و تسلیحاتی و تسهیلات رفاهی پرسنل ارتش نسبت به سپاه نیز بی توجهی و بی مهری فراوان بوده است. دلخوری فرماندهان و امرای ارتش تا جایی بوده که به گوش آیت الله خمینی رسیده و در پیامی خطاب به «ارتشیان آزرده از این بی مهری ها» می نویسد: «ملت موظف است از شما پشتیبانی کند.ما و اسلام پشتیبان شما هستیم شما دلخوش باشید آزرده نشوید از بعضی اخلالگران، که حرف‌های بیجا می‌زنند.ما شما را از خود می‌دانیم و خود را از شما می‌دانیم.»
با درگذشت آیت الله خمینی و جانشینی سید علی خامنه ای که نه از کاریزمای او و نه توان رهبری بهره ای داشت، با تکیه بر قطب سپاه پاسداران که پس از انقلاب تاسیس شده بود تلاش کرد تا برای خود نیروی نظامی وفاداری بسازد که پایه های مشروعیت خود را بر مسلح کردن جدی آن و نیروهای بیعت کرده با خود بسازد. همین اتفاق باعث شد تا خامنه ای هر بار در فرمانی بر حوزه نفوذ سپاه افزود. در سالهای گذشته و پس از ادغام موفق شهربانی،ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی در مجموعه واحدی بنام «نیروی انتظامی» بارها به دلایل گوناگونی زمزمه ادغام ارتش و سپاه نیز شنیده شده است که از آن جمله می توان به خاطرات هاشمی در سال 1367 اشاره کرد.زمزمه ادغام و انحلال ارتش همواره وجود داشته ولی، هر بار انتشار تکذیبه ای در رسانه ها از طرف فرماندهان ارتشی این ادغام منتفی اعلام شده است. این در حالی است که پشت صحنه کسی از رضایت باطنی خامنه ای از این مساله نمی گوید.او که در روزهای نخستین شروع دوران رهبری خود از تلاش هاشمی رفسنجانی و دیگران برای ادغام سپاه در ارتش که در آستانه ی اجرا شدن بوده مخالفت می کند. اما امرای ارتشی در سالهای بعد به اسم چابک سازی در ارتش پرده از طرحی بر میدارند که قرار است در مجموعه ارتش با نام «ثامن» اجرا شده و طرحی جایگزین برای ادغام محسوب می شود. در فاصله سال 1368 تا 1390 مجموعه اقدامات زیر در ارتش باعث شد تا زمینه اجرا شدن این تصمیمات فراهم بشود.در واقع «طرح ثامن» سالهاست کلید خورده و در بستر ارتش به شکل زیر هدایت شده است : یکم: مدت هاست که حکومت با عدم پرداخت حقوق و مزایای کافی به پرسنل سازمانی ارتش از یکسو و از سوی دیگر در نظر گرفتن مزایای فوق العاده برای نیروهای سپاه دست به تضعیف روانی و تخریب سازمان یافته ارتش زده است.
دوم: پیش از این ارتش به عنوان نیروی واجد سلاح های سنگین و توان دفاعی اصلی کشور و سپاه برابر اصول قانون اساسی دارای سلاح های سبک و سازمانی شبه نظامی شناخته می شد اما درحال حاضر این معادله برعکس شده و بودجه نظامی و سلاح و موشک در اختیار سپاه قرار داده شده است.
سوم: حکومت با انتصاب فرماندهان کاملا مطیع و نفوذ عناصر سپاهی در موقعیت های حساس سازمان، بدنه ارتش را در راه پیگیری خواسته های اقتصادی خود خلع سلاح کرده است و این موضوع در حدی اثر گذاشته که فرماندهان کنونی ارتش به شدت بین پرسنل منفور و بدون جاذبه شده اند و انتقاد از چاپلوسی و ترسویی این افراد امری همگانی شده است.
معاون هماهنگ کننده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در تاریخ یکم خرداد ۱۳۹۰ از اجرای «طرح جامع ثامن الائمه» در ارتش خبر داد.امیرعلی آراسته در مراسم تودیع و معارفه فرمانده لشکر تاکتیکی قرارگاه شمال غرب نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفته بود: «در راستای اجرایی کردن رهنمودهای مقام معظم رهبری و با هدف چابک سازی نیروی زمینی ارتش جامع ثامن الائمه در ارتش اجرا می شود. این طرح که برای اولین بار از استان کردستان آغاز می شود لشکرهای نیروی زمینی به تیپ های مستقل تغییر وضعیت می دهند که اولین یگان اجرا کننده این مهم به مناسبت سالروز آزادسازی خرمشهر تیپ دو سقز خواهد بود که پس از این به تیپ 511 پیاده سرلشکر شهید ابراهیم ثابت تغییر نام داده و مستقل می شود.همچنین همزمان با این مهم لشکر 28 پیاده کردستان نیز به لشکر تاکتیتی شمال غرب نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران تغییر می کند که این مهم همزمان با مراسم تودیع و معارفه و از امروز اجرایی می شود.»
سناریوی سپاه برای در دست گرفتن فرماندهی ارتش
یگان نیروی زمینی ارتش که متشکل از 350 هزار نفر پرسنل فعال و همین اندازه پرسنل ذخیره است بزرگترین یگان نظامی ایران بوده که به طبع فرمانده لشگر هر منطقه فرمانده نظامی آن مناطق هم بود.با توجه به اجرایی شدن این طرح و نظر به پراکندگی یگانهای ارتش در مناطق ارشد نظامی عملاً به سپاه پاسداران واگذار گردید که در پی آن در سپاه پاسداران یکه تاز میدان و سیاست گذار اصلی شد.به دنبال این زمینه سازی گسترده که نشان از برنامه بلندمدت سپاه برای نابودی ارتش دارد از سال 1390 بخش پایانی این سناریو به روش زیر به اجرا درآمده است:

یکم: عدم ترفیع درجه از سرهنگ به بالا برای ارتش و پخش گسترده نشان و رتبه سرداری در سپاه.
دوم: عدم افزایش دستمزد پرسنل ارتش و تحقیر ایشان و ایجاد ذهنیت منفی از ارتش در اذهان مردم با این هدف که ارتش علاوه بر از دست دادن جاذبه برای ورود نیروهای جوان دچار ریزش و افت روحیه خدمتی. این موضوع در ماههای گذشته با انتشار سخنرانی حسن عباسی پیگیری می شد که با واکنش ارتشیان و اعلام شکایت از وی در دادگاه نظامی فعلا مسکوت مانده است.
سوم: عدم پذیرش پرسنل جدید وجوان و کاهش شدید ورودی ارتش و همچنین افزایش عجیب جذب نیرو در سپاه
چهارم: بازنشسته کردن زودهنگام پرسنل جنگ دیده ارتش و حتا بازنشستگی با بیست سال سنوات خدمتی برای تخلیه ارتش از نیروهای باتجربه و قدیمی که احتمال اعتراض ایشان به این فرایند ادغام به شدت بالاست.
پنجم: حذف لشکرها و مستقل شدن تیپ های ارتش و درعین حال تبدیل لشکرهای سپاه پاسداران به سپاه استانی. از آنجا که یک ارتش از مجموع چند سپاه، یک سپاه از مجموع چند لشکر، یک لشکر از مجموع چند تیپ و به همین ترتیب هنگ و گردان و گروهان و دسته و جوخه و نفر است، مستقل شدن تیپ ها مهمترین بخش این پروژه را شکل می دهد چرا که تیپ های کوچک و تضعیف شده به راحتی قابل ادغام در سپاه استانی جدیدالتاسیس از مجموعه سپاه پاسداران خواهند بود.
از نکات تاسف آور مربوط به حذف لشکرها آواره شدن بسیاری از پرسنل ارتش است که در منازل سازمانی ساکن هستند و به خاطر حقوق پایین هیچ گاه از توان خانه دار شدن برخوردار نشده اند.این در حالی که سپاه با سوء استفاده از اموال بیت المال و سپرده های سرمایه گذاری مردم در موسسات مالی و اعتباری تابعه خود و بانک انصار توانسته است تا برای دون پایین ترین پرسنل خود نیز زمین همراه وام طولانی مدت و بدون بهره برای ساخت وساز واگذار کند.
سپاه که در عرصه نظامی خود را قابل قیاس با ارتش نمی دید برای افزودن بر اقتدارش پای خود را در عرصه های فرهنگ و اقتصاد و سیاست باز کرد و به زور اسلحه و شنود و تهدید تجار و بازرگانان بخش خصوصی توانست ظرف دو دهه با نابود کردن اقتصاد ملی و بخش خصوصی، بر امور کلان مملکت مسلط گردد؛ در صدد است تا با این طرح راه حل جایگزین ادغام ارتش را در گرفتن فرماندهی ارتش بردارد. در سالهای پس از کودتای انتخاباتی 1388 یکی از کابوس های جدی کودتاگران پیوستن ارتش به صف ملت و ریخته شدن ترس ارتشیان از مقاومت در برابر حکومت بوده و باتوجه به احساس قدرت بی مانندی که در اثر گوش بفرمانی مفرط فرماندهان تحمیلی ارتش به حاکمیت دست داده، کودتاچیان درصدد انحلال و ادغام ارتش در سپاه برآمده اند.گروهی که پس از انقلاب با حذف گسترده مخالفان و منتقدان، قدرت را در دست گرفتند هیچ گاه ارتش را از جنس خود ندانستند.ایشان با بیم و هراس از آن، تلاش برای ایجاد قطب نظامی دیگری با عنوان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی را آغاز کردند. ولی در دهه اول تشکیل جمهوری اسلامی موفق به رساندن آسیب بنیادی به ارتش نشدند ولی امروز این مسیر را به شدت هموار می بینند.


به بهانه روز جهانی زن 8 مارس
نگاهی گذرا به روند مبارزاتی زنان در طول تاریخ ایران
پریسا حسین پور

بدون توجه به ابعاد و جایگاه همه جانبه زنان بسان انسانی که با مردان حق برابری دارند ، نمی توان از آزادی های اولیه انسانها سخن به میان آورد و هم امید به توسعه اقتصادی بست . و تا زمانی که دین در میانه قدرت باشد ، قشر زنان شاهد بیشترین سرکوب ، ستم و قربانی خواهد بود.
چگونگی چگونگی مبارزات زنان در طول تاریخ جهت دستیابی به حقوق مسلم و برحق خویش و اینکه چگونه حکومتهای مستبد با اقتدار همه جانبه خود ، آداب و رسوم ، قوانین ناعادلانه و متحجرانه را بر پیکر زنان فرود آورده اند ، از جمله بحثهای نوشتار پیشروی میباشد.
مجموعه فرهنگهای غالب ، قدرت زنان را چه در داخل خانه و چه در اجتماع از بین برده و سرنوشت زنان را به میل خود تغییر داده است و بر بسیاری ازآنها به چشم کالا و ابزار عیش و نوش وطرب نگریسته شده است با تمام اینها زنان نه تنها در سکوت و یاس زندگی نکرده اند بلکه سعی و تلاش نموده اند تا در عرصه های مختلف نقش آفرینی کنند.
به همین دلیل همواره حضور زنان در ادبیات ملموس و غیر قابل انکار است . ازمیان آنها که دستی در ادبیات معترض داشته اند ، عده ای جان باخته اند .
مبارزات زنان قابل تقسیم بندی تاریخی است . اولین دوره مبارزات زنان به پیش از اسلام باز می گردد در شرایطی که همه ساختارهای قدرت و سنت در جهت تضعیف زنان بوده است ، میتوان از توراندخت و ایراندخت در دوره ساسانی ، همسر خشایارشاه که آزادی و امنیت قوم یهود را فراهم ساخت و آنان را نجات داد و سیده ملک خاتون از فرمانروایان آل بویه رانام برد .
کم نبودند شعرای زن که در دوره های مختلف زیستند و برای آزادی وهمچنین برای خویش شعر سرودند . در قرن ششم مهستی گنجوی بانوی پارسی گوی اشعار ماندگار و میهن پرستانه سرود .
او پس از گذشت دو قرن از تسلط اعراب بر ایران ، دهان به اعتراض گشود و سنت شکنی کرد وجان بر کف نها د. بعد از او یکی از برجسته ترین زنان ، فاطمه زرین ملقب به طاهره قره العین است . بر اساس اسناد بر جای مانده طاهره نه تنها اشعار و نثر استادانه ای داشت ، بلکه در نظریه پردازی سیاسی نیز از پیشتازان در این زمینه بوده است . او در سال 1848 میلادی از حقوق برابر زنان و مردان سخن می گو ید ، حجاب از سر برداشته و اقدام به کشف حجاب مینماید .
مبارزات زنان د وره های مختلف تاریخ ادامه داشته است . یکی از دست آوردها ی انقلاب مشروطیت حضور اجتماعی زنان است .
پس از شرکت زنان در انقلاب و گرایش آنان به کسب علم و دانش و هنر به ویژه فراگیری هنر موسیقی ، در تاریخ فصل تازه ای در باب استقلال زن ایرانی گشوده میشود. زنان بسیاری پای به عرصه های مختلف اجتماعی می گذارند ، به مبارزه با سنت های موجود متعلق به قرون گذشته بر می خیزند و سنت شکنی می کنند و در این را ه جانفشانی می نمایند . اگرچه در آن دوران جهان نیز دستخوش حوادثی به نفع زنان میشود و مبارزات زنان نیز با تحولا ت بسیاری همراه میگردد، اما در ایران پذیرش حقوق برابر زنان با مردان با مقاومت روبرو میگردد.
تنها اقدام بظاهر مفیدی که در زمان رضا شاه در ایران انجام گرفته است ، کشف حجاب زنان بوده که در طول تاریخ به توسط حضور دین و مذهب و نفوذ روحانیت در ساختار حکومتی ، شکلی از قانون بخود گرفته بود. اگر چه پیشبرد قانون لغو حجاب با اهداف دیگری صورت گرفته بود و تنها بخش کوچکی از مبارزات زنان را شکل میداد ، اما زنا ن از فرصت بدست آمده بهره برده و از کشف حجاب استقبال مینمایند .
پس از فرمان جمع آوری چادرها از سر زنان به مدت کوتاهی ، حدود شش هزار شال و کلاه در تهران فروخته می شود . در مدت یک هفته چنین استقبالی ازسوی جامعه زنان در واقع استقبال آشکار نه تنها ازبی حجابی است بلکه ایستادن در مقابل اسارت و تحجری بود که در طول تاریخ به زنان این مرزو بوم تحمیل گردیده بود.
با روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در سال 57 جمعیت بسیارزیادی از زنان به دلیل ایستادگی در مقابل تحجر روحانی نوین ، دستگیر ، محاکمه و یا بدون محاکمه زندانی و یا حتی به جوخه های اعدام سپرده شدند . که آمار واقعی و دقیق آ ن تا به امروز همچنان در پرده ابهام است .
در اینجا ذکر یک نکته ضروری به نظر میرسد که طیف وسیعی از فعالان سیاسی و مخالفان حکومت از تمامی اقشار نه تنها در این زمینه مستثنی نبوده اند ، بلکه به مراتب بیشتر در معرض وحشیانه ترین سرکوب ها قرار داشته اند .
نکته قابل توجه دیگر در زمینه جنبش زنان این است که در جامعه ایران زنان تنها با دستگاه حاکمه روبرو نیستند ، بلکه به تعبیری دیگر در معرض آماج حمله های نظام مردسالاری حاکم بر فر هنگ ایران نیز که برگرفته از بسیاری از خرده فرهنگها ی منسوخ ملل شرق و همچنین فرهنگ دینی اسلامی است قرار دارند .
و از سوئی نظام اسلامی حاکم بر ایران نیز بدلیل ماهیت اسلامی خود . به این فرهنگ دامن زده و مردان را به استیلا جوئی بر زنان تشویق و وادار مینماید . غافل از اینکه چنین روندی یعنی تسلط مردان بر زنان به زیان کل جامعه تمام خواهد شد . از یک سو کلیت نظام استثمار و ستم طبقاتی تقویت میگردد و از سوئی دیگر با تحت فشار قراردان جامعه زنان و نادیده گرفتن حققوق آنا ن و حذف آنان از صحنه های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی رویای دست یابی به توسعه اقتصادی ناکام خواهد ماند .
بهر روی از آنجا که در حکومت اسلامی جایی برای مردم و حقوقشان نبوده و نیست ، پس از رویداد 57 حکومت طرح حجاب اجباری را در دستور کار خود قرار داد و به همه مراکز ، سازمانها و دفاتر دستور اکید داده شد که حجاب اجباری زنان به مورد اجرا گذاشته شود.
طیف بسیاری از زنان بدلیل مقاومت و مخالفت با این پدیده اجباری شعلشان را از دست داده و از ادارات و مراکز شغلی کنار گذاشته شدند . مخالفت با حجاب اجباری تنها در حد تصفیه از صحنه های مختلف اجتماعی و اقتصادی نبود بلکه بسیاری از زنان در معرض اتهامات پیاپی حکومت مداران و انگهای مختلف از قبیل طاغوتی ، سلطنت طلب ، منکراتی، فاحشه ، فاسدو بی بندو بار قرار گرفتند ” که این روند تا کنون نیز ادامه داشته است .”
در آ ن زمان حکومت این طرح را به تمام مراکز ابلاغ کرد و بسیاری از ادارات از پذیرفتن و انجام کارها ی زنان ارباب رجوع بدون حجاب امتناع کردند . از ورود زنان بدون حجاب به داخل مغازه ها نیز جلوگیری بعمل آمد .
پوسترها ی مختلفی اززنان به اصطلاح محجبه بر درو دیوارهای ادارات ، مغازه ها ، خیابانها و مراکز شغلی و اقتصادی نصب گردید .
به هر طرف که نگاه می انداختی پوستری از زنی سراپا پوشیده در یک جامه سیاه می دیدی که در انتهای آ ن نوشته شده بود ” خواهرم حجاب تو سنگر من است ” و سپس پس از چندی این جمله هم اضافه گردید ” حجاب تو کوبنده تر از خون من است “.
در همان دوران گروهی از زنان فعال در امور اجتماعی و بسیاری از زنان عادی نیز به مخالفت با این طرح برخاستند و در گوشه و کنار شهرها راهپیمائیهاو گرد همائیهای مختلف برگزار کردند . اولین اعتراض زنان بشکل راهپیمائی که یکصد زن در آ ن حضور داشتند نمود پیدا کرد، همزمان با طرح حجاب اجباری در بهار 58 حق قضاوت نیز از زنان سلب گردید. به این ترتیب بسیاری از کارآموزان رشته حقوق سرگردان شده و دست به تحصن و اعتراض زدند اما راه به جایی نبرده و سرانجام زنان تا به امروز نتوانسته اند در دوره های مربوط به حقوق قضا شرکت کرده و در مسند قضاوت بنشینند .
مدت کوتاهی پس از این اقدامات و همزمان با تغییراتی که در قوانین مدنی شکل کرفت ، اولین زن بنام آزاده ایرانی به حکم قرآن در تیرماه 59 سنگسار می شود و همزمان با سرکوب جریانات سیاسی مخا لف سرکوب زنان نیزشدت می گیرد و قانون سنگسار زنان تصویب میگردد و از منطقه کردستان ایران به مناطق سنی نشین و کردستان عراق نفوذ کرده و در میان آنان عملی متداول می گردد
بهر طریق در ایران کنونی بزرگترین منبع ستم بر زنان و بزرگترین جنبه مرد سالاری در درون حاکمیت شکل می گیرد.
با نگاهی به ماههای اولیه روی کار آمدن این نظام قانون حمایت از خانواده ملغی اعلام گردید و جای خود را به دادگاههای مدنی داد که حق طلاق را به مراجع شرعی می سپارد و بدنبال یک چنین طرحیست که سن ازدواج دختران بین 9 تا 13 میشود و در سال گذشته حداقل 1191 دختر زیر 11 سال و 93891 دختر 10 تا 14 ساله ازدواج کرده اند و آ مارروند ر و به رشد کاهش ازدواج دائم و افزایش 10 در صدی ازدواج موقت را بازگو می نماید .
و در عین حال پای فشردن حکومت را در همه قوانین تضعیفی مربوط به حوزه زنان از طلاق ، تعدد زوجات ، تمکین ، حضانت فرزندا ن تا ، لزوم داشتن اجازه از همسر برای اشتغال ، تحصیل و خروج از کشور را شاهد هستیم .
در جمهوری اسلامی ایران ستم بر زن در بالاترین رده های دولت طرح ریزی می شود و به اجرا در می آید . استفاده از شریعت یکی از مهم ترین اهرمهای رژیم و سرکوب زنان در جهت کمرنگ نمودن و بلکه حذف آنان از تمامی صحنه های اجتماعی و حقوقی اوست و مجموعه اینها شرایط بی حقوقی و غیر انسانی را به زنان ایران هموار می نماید .
از سوئی باید دانست حضور زنان و تداوم جنبش آنان تاثیرگذار ترین عامل جنبش دموکراتیک خواهد بود . و به نوعی در این مقطع حساس از تاریخ ایران حتی اگر جایی مبارزه ضد فرقه گرایی هم هست باز هم یکی از آنها در ارتباط با جنبش زنان است . فارغ ار هر گونه هیا هو، حضور زنان بمعنای شکست نظام جمهوری اسلامی است . با زور نتوانسته اند زنان را بشکلی که میخواهند در آورند . حتی بیرون آمدن زنان یک عمل سیاسی است . اعمال زنان در داخل خانه هم بنوعی یک واکنش سیاسی است . از قبیل دست دادن با مردان ، اختلاط دو جنس در میهمانیها و مجالس .
جنبش یک میلیون امضا را جامعه بین المللی حمایت کرد . از طریق جامعه زنان جامعه بین الملل فهمید اوضاع در ایران چگونه است .
شهلا شرکت ، نسرین ستوده ، نرگس محمدی و طیف وسیعی از زنان معترض و مبارز که بصورت گمنام و ناشناخته در زندانهای نظام به سر می برند ، خود گویای یک چنین ادعائیست .جنبش زنان ایران نماد بارزی در جهت فرو ریختن و انهدام نظام ایدئو لوژیکی ایران است و مبارزه پیگیر و مستمر آنان و اصرار به تداوم حرکتهای مدنی و اتصال آن به جنبش دموکراتیک مردم ایران ، سرانجام به تراژدی زن ستیزی نظام جمهوری اسلامی برای همیشه پایان خواهد داد .